en
Feedback
SevenHells

SevenHells

Open in Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Show more
468
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
به زندگی برگشتم. سلام به نرمال‌بودن، سلام به نفس‌کشیدن بدون اضطراب و آشوب. دست پزشکی رو بدید ببوسم. دست همهٔ دکترا رو هم. درد و بلای هرچی دکتر خوبه بخوره تو سر من اصلا. بذارید فرش پاتون بشم. نمی‌دونید چقدر بهترم. یاد حال بدم می‌افتم می‌خوام بیفتم زمین برا خودم گریه کنم از بس طفلکی بودم.

یک هفته هم نشده قرصام رو شروع کردم و از همین امروز بهترشدن حالم رو دیدم. ممنونم از علم. ممنونم از دکتر. ممنونم از همه. دست همه رو بدید ببوسم.

برای لوبیا جای خواب گرفتیم می‌ره لای پلاستیک حبابی‌ای که جای خوابش توش بوده می‌خوابه. بچه‌م ریشه‌های پارکی خودش رو حفظ می‌کنه و یادش نمی‌ره که پرنسس این خونه نیست بلکه پادشاه پارکه. 😔🙏

اینقدر تحت فشارم که این وسط عذاب‌وجدان دارم واسه شما محتوای فاخر درست نمی‌کنم. 😂😂😭

رفتم دکتر. باتوجه به بی‌ثباتیم سه تا قرص قراره بخورم تا بعدا کمشون کنم. ایشالا که بیام بگم سلام دوباره بر ثبات، سلام دوباره بر نفس‌کشیدن.

بچه‌ها آب دستتونه بذارید زمین برید لامپ مادون قرمز ۲۵۰ وات بگیرید و بعد از مالیدن پماد بازکنندهٔ عضلات، با اندکی فاصله، بتابونید به عضلات گرفتهٔ خود. تأثیر صد از ده. قول ده از ده.

یکی از دلایلی که مترجمای زبان‌های مختلف به فارسی نیازی نیست فعلا نگران هوش مصنوعی باشن دیتابیس آشغالیه که از زبان فارسی وجود داره. دریغ از یک ذره تلاش سازمان‌یافته در راستای بهبود پیکرهٔ زبان فارسی. با تشکر از فرهنگستان، حداد و سایر دوستان. 🙏

این چند روز استراحت مطلق کردم و بهترم. ممنونم که نگران حالم بودین. فکر کنم اضطراب هر روز و هر روز و هر روز کارکردن و کار تحویل‌دادن داشت لهم می‌کرد. بخشی از پولم رو ریختن و منم تامردی نکردم و دو تا شلوار سفارش دادم، یکم دلم باز شد. به گلا آب دادم. مرغ عشقا رو بوس کردم. لوبیا رو بغل کردم. قرصام رو مرتب‌تر خوردم. شرایط خوابمم بهتر کردم. و حالم بهتره. فقط یکم کمردرد دارم و مفاصل دستم درد می‌کنن. افسردگی هم که بر گرده‌م سواره. ولی دیگه افکار خودچیزی ندارم و دوباره به زندگی وصل شدم. مقدمات تغییر کار رو هم چیدم تا تدریجی و بدون درد حیطهٔ شغلیم رو عوض کنم. زنده باد مرخصی.

زنگ زدم وقت دکتر گرفتم. به هرجایی که ازش پروژه می‌گرفتم هم گفتم چند روز نیستم. منتظرم گزارشم رو بخونن و ببینم برای ترجمهٔ یه کتاب تایید می‌شم یا نه. نشر چشمه نمونه‌کارم رو رد کرد (ینی نگفتن رد شدی ولی اینقد خبر ندادن که حتما رد شدم). اعتمادبه‌نفسم رو کاملا از دست دادم. پول پروژه‌های قبلیم رو نریختن. حدودا سه ساله لباس نخریدم. دو ساله کفش نخریدم. چند ماهه حتی یک کرم هم برای خودم نخریدم. برای سالگردمون هم نتونستم کادو بخرم. آخرین باری که واقعنکی از خونه رفتم بیرون رو یادم نیست. آخرین تفریحم کیک‌پختن واسهٔ مهمونا بود، اونم با عجله. دو روزه حتی توان ظرف‌شستن هم ندارم. فقط می‌تونم خودم رو تا حموم بکشم، یه دوش بگیرم و بیام بیرون. مامان‌بزرگ ندارم. بابابزرگ ندارم. آخرین باری که ورزش کردم تا چند روز حالم بد بود و گریه می‌کردم چون موقع ورزش می‌فهمم که چقدر چاقم، چقدر زشتم و از بدن‌داشتن دچار شرم می‌شم. از همه دورم. تنهام. بدبختم. بیچاره‌م. گرسنه هم هستم ولی چیزی ندارم که آمادهٔ مصرف باشه. حالمبد بچه‌ها. واقعا حالمبد. دلم می‌خواد بمیرم و تموم شم. خسته‌م. از همه‌چی.

کره‌خر کله‌خراب من 🙂‍↕️
کره‌خر کله‌خراب من 🙂‍↕️

داروی تنظیم خلقم یه ماهه تموم شده و دکترم شماره‌ای که ازش دارم رو جواب نمی‌ده. احتمالا این خودش بسیار در این حال کثافت موثره. موثر که هیچ، عامل اصلیه اصلا. بااین‌حال، دارو هم نمی‌تونه باعث بشه عنی که تا زانوم اومده دیگه عن نباشه. فقط باعث می‌شه بوش رو کمتر حس کنم. دوباره حالمبد. مرا به قبرستان ببرید.

دارم در افسردگی غرق می‌شم و بدبخت می‌شم و بیچاره می‌شم و حالمبد. افکار خودچیزی دارم پیدا می‌کنم کم‌کم. حس می‌کنم دنیا داره تنگ می‌شه و غرقم می‌کنه. کامیار می‌گه اینقد غصه نخور، اینقد غر نزن. هر دفعه می‌خوام بیام از غصه‌هام بنویسم یاد حرفش می‌افتم و نمی‌نویسم. ولی وقتی به‌جز غصه و غر چیزی نداری، چی بگی دیگه؟ آدم نمی‌تونه لال بمیره که. حالمبد. کاش مغزم خاموش شه.

احساس گم‌گشتگی می‌کنم. دلم می‌خواد ترجمه و ویرایش رو ببوسم کنار و یه کار بهتر بکنم با زندگیم. اینقدر که بیهوده و پوچ می‌رم جلو. نه دریافتی‌م سر وقته، نه زندگیم سر جاشه، نه دریافتی‌م با وقتی که می‌ذارم مطابقت داره. بدیش اینه که می‌دونم جای دیگه هم خبری نیست. کلا می‌خوام بگم که تف تو اول و آخرش. خسته و گم‌گشته‌ام. مرا برطرف کنید.

photo content

خب وقتی صدا نداری نخون 😭😭😭😭😭😭😭🥹

Voice message00:18

وای خدایا می‌خوام خفه‌شون کنم. لوبیا مثل دیوونه‌ها می‌دوعه تو خونه. خودم از سردرد می‌خواستم بخوابم نمی‌تونم. مرغ عشقام دیوونه شدن بال‌بال می‌زنن. به حق همون امام حسین با یزید محشور شید شما کسکشا.

شاید فکر کنید تو کوچه وایسادم ولی نه از وسط خونه این صدا می‌آد. تو همین ساعت! امام حسین و حضرت ابالفضل و حضرت رقیه و زینب و سایرین بزنه به کمرتون.

Voice message00:19