SevenHells
Open in Telegram
475
Subscribers
-124 hours
-37 days
-930 days
Posts Archive
475
مردی هی بهم میگه تولید محتوا کن. فلان کن. بهمان کن. بهش میگم خودت چرا نمیکنی؟ میگه خب من وقت ندارم. میگم اگه اینقدر خوبه خب از کارت بیا بیرون، وقتش باز میشه. میگه نه خب، شاید به اون حدی که میخوام نرسه.
دلم میگیره جدی. هی با خودم فکر میکنم یعنی برا اون اشکال داره به فلان حد نرسه ولی برا من اشکال نداره؟ به خودشم میگم، میگه نه منظورم این نیست. متعجب میشوم. هرچی فکر میکنم متوجه نمیشم منطق پشت این حرف چه چیزیه جز همین. 🚶
475
به یکی از دوستامون گلدون ارث رسیده بود. گلدوناش رو داد به من، گفت میترسم خشکشون کنم. :))
خیلی خوشحال شدم ولی در زندگیم اینقدر احساس فشار نکرده بودم. هر گلدونی که خشک بشه باید به یه ایل و تبار جواب بدم. 😔🙏
475
چرا دوده اینقد به همهچی میچسبه؟
تمام کانال کولر دوده شده و روی پیچش رنگ زدن و درنمیاد که درست تمیزش کنم. هرچی هم دستمال میخوای بکشی دودههه چسبیده و وا نمیده. 😭
475
یهو یادم افتاد شیش-هفت سال پیش که داشتم ازدواج میکردم، تو فکرمون بود تو پونزده سال میتونیم خونه بخریم. از اون موقع اینقد خندیدم دلم درد گرفته.
475
در چند روز اخیر اینقد خونه رو سابیدم که کل دستم تاول شده از حساسیت. این لاتاری ژنتیک رو هیچجوره نبردم. :(
475
نشستم حساب کردم دیدم حداقل هفتاد-هشتاد تومن باید خرج کنیم تا خونهمون کامل خونه بشه. هنوز نصفش مثل اینه که تازه اسبابکشی کردی و وسایلت جا مونده. :(
پوله یهجوریه که واسه خرجکردن پولی نیست ولی خیلیم پولی هست و آدم پاره میشه تا اینقدر رو دربیاره. مخصوصا وقتی قسط و اجاره و دکتر و کوفت و زهرمار داری.
اگه نتونم در آیندهٔ نزدیک پول خوبی دربیارم جدنی میرم سمت پنجره. این زندگی ارزش اینهمه خفت را ندارد. خفت بکشی واسه دو تا پردهٔ بیکیفیت و یه فرش ماشینی پرزبدهٔ پیزوری و چارتا تیکه چرتوپرت، تهشم هیچی. زشته واقعا.
475
امروز وقتم رو تلف کردم و حوصلهم سر رفته. از کسی که دورهٔ جدید خریده بعید بود. احتیاج به کتک دارم. 😔🙏
475
واقعا از بین این همه دیستوپیای جالب، باید یک دنیای جنگزده در مراحل نهایی کاپیتالیسم نصیب ما میشد؟
اونم بعد از یک همهگیری بزرگ و کشنده؟
تعارف نمیکردین دیگه. یه بمب اتم هم میزدین تکمیل شه.
475
مریض شدم و یکی-دو روزه درستحسابی با لوبیاشاه بازی نکردم. نشستم برای مظلومیتش گریه میکنم که اینقد صاحب بدیام براش، هم حوصلهش رو سر میبرم و هم نگرانش میکنم و هم ناخوناشو میگیرم. :(
من کاشکی بمیرم تو یه ثانیه ناراحتی نکشی خب. 😭
475
درمان و پزشکی در این مملکت جوکه جدی. 😃
نمیدونم این دکترای بدبخت چی میکشن. هزار تا چیز جدید و مدرن میخونن و یاد میگیرن و امتحان میدن ولی آخرش مجبورن طبق تکست قرون وسطی درمان کنن مریضا رو. 😃
البته پولداراشون هم فقط بیمار پولدار میره سمتشون و اونا هم براش یهجوری قاچاقی، زیرسبیلی رد میکنن و جور میکنن. بازندهٔ اصلی مریض فقیر بدبخته که نه داروش هست، نه دکترش، نه درمانش. باید بره یه گوشه دراز بکشه از درد، تهشم بهش بگن drug seeking و حتی مسکن هم بهش نرسه و با دردش بمیره.
