en
Feedback
کانال علمیِ گروه الغدیر

کانال علمیِ گروه الغدیر

Open in Telegram

💞 ای ز نفس ما به ما اولی، #علی 💞 🔘 آرشیو مباحث، پُست‌های ارزشی-مناسبتی... 🔍 گپ؛ 📿 https://t.me/Alqadeer 🔍 صفحه اینستاگرام؛ 📿 instagram.com/Alghadir_fa

Show more
3 944
Subscribers
-624 hours
-307 days
-14230 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+11
in 1 channels
August '26
+39
in 0 channels
Get PRO
July '26
+23
in 2 channels
Get PRO
June '26
+9
in 1 channels
Get PRO
May '26
+6
in 1 channels
Get PRO
April '26
+8
in 0 channels
Get PRO
March '26
+13
in 0 channels
Get PRO
February '26
+5 036
in 1 channels
Get PRO
January '26
+11
in 1 channels
Get PRO
December '25
+27
in 0 channels
Get PRO
November '25
+32
in 5 channels
Get PRO
October '25
+11
in 1 channels
Get PRO
September '25
+15
in 1 channels
Get PRO
August '25
+12
in 0 channels
Get PRO
July '25
+12
in 0 channels
Get PRO
June '25
+17
in 0 channels
Get PRO
May '25
+12
in 0 channels
Get PRO
April '25
+8
in 0 channels
Get PRO
March '25
+4
in 3 channels
Get PRO
February '25
+7
in 0 channels
Get PRO
January '25
+5
in 1 channels
Get PRO
December '24
+8 003
in 0 channels
Get PRO
November '24
+66
in 4 channels
Get PRO
October '24
+25
in 1 channels
Get PRO
September '24
+32
in 4 channels
Get PRO
August '24
+27
in 0 channels
Get PRO
July '24
+30
in 1 channels
Get PRO
June '24
+45
in 0 channels
Get PRO
May '24
+27
in 0 channels
Get PRO
April '24
+27
in 0 channels
Get PRO
March '24
+33
in 0 channels
Get PRO
February '24
+46
in 4 channels
Get PRO
January '24
+125
in 3 channels
Get PRO
December '23
+98
in 3 channels
Get PRO
November '23
+48
in 4 channels
Get PRO
October '23
+137
in 6 channels
Get PRO
September '23
+156
in 0 channels
Get PRO
August '23
+78
in 0 channels
Get PRO
July '23
+117
in 0 channels
Get PRO
June '23
+110
in 0 channels
Get PRO
May '23
+103
in 0 channels
Get PRO
April '23
+35
in 0 channels
Get PRO
March '23
+40
in 0 channels
Get PRO
February '23
+57
in 0 channels
Get PRO
January '23
+50
in 0 channels
Get PRO
December '22
+132
in 0 channels
Get PRO
November '22
+59
in 0 channels
Get PRO
October '22
+33
in 0 channels
Get PRO
September '22
+58
in 0 channels
Get PRO
August '22
+84
in 0 channels
Get PRO
July '22
+101
in 0 channels
Get PRO
June '22
+80
in 0 channels
Get PRO
May '22
+122
in 0 channels
Get PRO
April '22
+102
in 0 channels
Get PRO
March '22
+92
in 0 channels
Get PRO
February '22
+78
in 0 channels
Get PRO
January '22
+87
in 0 channels
Get PRO
December '21
+80
in 0 channels
Get PRO
November '21
+82
in 0 channels
Get PRO
October '21
+98
in 0 channels
Get PRO
September '21
+1 159
in 0 channels
Get PRO
August '21
+100
in 0 channels
Get PRO
July '21
+96
in 0 channels
Get PRO
June '21
+101
in 0 channels
Get PRO
May '21
+1 030
in 0 channels
Get PRO
April '21
+134
in 0 channels
Get PRO
March '21
+60
in 0 channels
Get PRO
February '21
+1 213
in 0 channels
Get PRO
January '21
+90
in 0 channels
Get PRO
December '20
+1 114
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September0
06 September+1
05 September+6
04 September0
03 September+1
02 September+1
01 September+2
Channel Posts
😼 اسرائیل همیشه با یک عملیات بزرگ و پرسر‌وصدا جلو نمی‌آید؛ گاهی قدم‌به‌قدم واقعیت میدان را تغییر می‌دهد؛ از گسترش شهرک‌ها در کرانه باختری و تغییر خطوط کنترل در غزه تا دستاوردهای تدریجی در جنوب لبنان. خطر اینجاست که ما منتظر «شروع جنگ بعدی» بمانیم، درحالی‌که طرف مقابل شاید مدت‌هاست جنگ را فرسایشی و پراکنده پیش برده باشد. همین هشدار درباره داخل هم صادق است؛ اگر به‌مرور وفاداری بر تخصص، بله‌قربان‌گویی بر استقلال رأی و گزارش خوشایند بر واقعیت غلبه کند، حاصلش تصمیم‌های دیرهنگام، خطاهای تکراری و از دست رفتن فرصت‌هاست. این حرف نفی دستاوردهای جمهوری اسلامی نیست؛ نقدی دلسوزانه برای حفظ و تقویت آن است: تغییرات دشمن را زودتر ببینیم، تاکتیک‌ها را به‌موقع عوض کنیم، نیروهای توانمند را کنار نزنیم و نقد کارشناسی را تهدید ندانیم؛ چون دشمن برای اصلاح ضعف‌های ما صبر نمی‌کند. إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ؛ هر سنگری قابل بازپس‌گیری است. ❤️ @Alqadeer

2
🔹 «علی‌الاصول»، جنگ، «جنگ تا حسینیه کردن کاخ سفید» و انتقام‌خواهی کور نبود؛ مقاومت بود تا رسیدن به نقطه‌ای مطلوب، عزتمندانه
🔹 «علی‌الاصول»، جنگ، «جنگ تا حسینیه کردن کاخ سفید» و انتقام‌خواهی کور نبود؛ مقاومت بود تا رسیدن به نقطه‌ای مطلوب، عزتمندانه و عقلانی. 🧠 پندار و پیش‌بینی رهبر انقلاب این بود که اگر در این نقطه توافق کنید، اولاً دشمن شما را رها نخواهد کرد؛ ثانیاً در همان توافق بدعهدی خواهد کرد؛ و ثالثاً حس و صف مقاومتی که در مردم شکل گرفته، تضعیف خواهد شد. 📌 و هر سه اتفاق افتاد: 1️⃣ اولاً، بلافاصله بعد از توافق، ترامپ از ایران تسلیم مطلق خواست و در لبنان نیز عملیات نظامی متوقف نشد. 2️⃣ ثانیاً، برخلاف بند پنجم توافق که مسئولیت تأمین امنیت و بازگشایی تنگه را بر عهده ایران گذاشته بود، آمریکا با ناوهای جنگی خود وارد شد و در جنوب تنگه، کریدور امنیتی خودش را ایجاد کرد و بعد هم با تبلیغات گسترده اعلام کرد که با ناوهای جنگی‌اش تنگه را باز کرده است. 3️⃣ ثالثاً، خناس‌های داخلی صف مقاومت مردم را شکستند و امروز می‌بینیم که با شیطنت، دوگانه‌ای به نام «مذاکره و مقاومت» ساخته‌اند؛ چیزی که نتیجه‌اش می‌تواند طمع بیشتر دشمن نسبت به کشور باشد. 🔸 من شخصاً شناخت نزدیکی از بینش و شخصیت رهبر جدید انقلاب نداشتم؛ اما وقتی دیدم ایشان بر اساس اصول عقلانی، سه پیش‌بینی مشخص کرد و هر سه درست از آب درآمد، واقعاً بینش ایشان را تحسین کردم.
390
3
🛡 بازدارندگی؛ برای صلح، نه جنگ 🌐 ایران امروز در شرایط عادی تصمیم نمی‌گیرد؛ ما عملاً سال‌هاست در دل یک جنگ چندلایه‌ایم؛ جنگی که فقط به موشک و بمب محدود نمی‌شود و هم‌زمان در میدان نظامی، اقتصاد، تحریم، اطلاعات، سایبری، نیابتی و جنگ روانی جریان دارد. در چنین شرایطی، اینکه هنوز با منطق سال‌های گذشته درباره امنیت ملی تصمیم بگیریم، یعنی نپذیرفته‌ایم که قواعد بازی تغییر کرده است. ☢️ به نظرم اولین و مهم‌ترین قدم در بازطراحی امنیت ملی ایران، بازنگری اساسی در دکترین هسته‌ای و رسیدن به یک بازدارندگی راهبردی واقعی است. وقتی کشور در معرض تهدیدهای وجودی قرار گرفته، ضربه خورده و جهان هم بیش از گذشته گرفتار آنارشی امنیتی شده است، دیگر نمی‌توان مسئله هسته‌ای را صرفاً یک پرونده دیپلماتیک یا موضوعی حاشیه‌ای دید. باید درباره سطح بازدارندگی مورد نیاز کشور، بدون ترس و بدون خودفریبی تصمیم گرفت. 🕊 اصل ماجرا را هم نباید وارونه فهمید: قدرت نظامی برای جنگ نیست؛ برای جلوگیری از جنگ است. قدرت‌های بزرگ هزینه‌های سنگینی برای تسلیحاتی می‌کنند که امیدوارند هیچ‌گاه استفاده نشوند؛ چون فلسفه اصلی بازدارندگی این است که دشمن پیش از آغاز جنگ، به هزینه و نتیجه آن فکر کند. هرچه آمادگی دفاعی یک کشور واقعی‌تر و باورپذیرتر باشد، محاسبه دشمن برای آغاز جنگ سخت‌تر می‌شود. ⚠️ حتی خطرناک‌تر از ضعف نظامی، ایجاد این تصور در ذهن دشمن است که ایران توان یا اراده دفاع از خود را ندارد. دشمن دقیقاً از همین تردیدها برای محاسبه استفاده می‌کند. بنابراین، «نه به جنگ» اگر به معنای کنار گذاشتن آمادگی و قدرت دفاعی باشد، در عمل الزاماً به صلح منتهی نمی‌شود؛ گاهی این آمادگی برای دفاع است که جنگ را عقب می‌اندازد. 🏛 اما این بازدارندگی نباید فقط در یک سلاح یا چند موشک خلاصه شود. پس از تعیین سطح بازدارندگی راهبردی، باید پدافند، نیروی هوایی، موشکی، جنگ الکترونیک، توان سایبری، حفاظت از زیرساخت‌ها، اقتصاد و دیپلماسی نیز بازسازی شوند. کشوری که اقتصادش با یک تحریم می‌لرزد یا زیرساخت‌هایش در برابر یک حمله آسیب‌پذیر است، حتی اگر سلاح قدرتمندی هم داشته باشد، بازدارندگی کامل ندارد. 🎯 ایران برای فردا به یک دکترین جدید نیاز دارد؛ دکترینی که نقطه شروعش بازدارندگی راهبردی و نقطه هدفش صلح باشد. نه عقب‌نشینی بی‌پایان و نه واکنش‌های هیجانی؛ بلکه ساختن چنان قدرتی که دشمن پیش از آغاز جنگ، از پایان آن مطمئن نباشد. 🔻 اگر قرار است از این سال‌های پرهزینه چیزی یاد گرفته باشیم، مهم‌ترین درس همین است: صلح پایدار را با آرزو نمی‌سازند؛ با قدرتی می‌سازند که جنگ را برای طرف مقابل غیرمنطقی کند. ❤️ @Alqadeer
139
4
🔴 شکستن بتِ خودفریبی 📌 مسئله فقط قدرت دشمن نیست؛ بخشی از شکست از جایی شروع می‌شود که موفقیت‌های گذشته را به توهم شکست‌ناپذیری تبدیل می‌کنیم. داعش که زمین‌گیر شد، تصور کردیم کار تمام است؛ تجربه‌های موفق گذشته هم، به‌جای آنکه به دانش و نهاد تبدیل شوند، گاه به شخصیت‌ها و نمادها گره خوردند. حاج قاسم باید به یک مکتب فکری، دکترین و ساختار تبدیل می‌شد، نه اینکه اندیشه‌اش در قاب عکس و انگشتر متوقف بماند. ⚠️ همین ذهنیت در سیاست هم خطرناک است. توافق می‌تواند ابزار تنفس و مدیریت بحران باشد، اما اگر بد طراحی شود، برای طرف مقابل سیگنال ضعف و آمادگی برای امتیازدهی ایجاد می‌کند. در عین حال، هر شکست میدانی را نمی‌توان به توافق یا یک تصمیم سیاسی فروکاست؛ واقعیت را باید همان‌طور که هست دید، نه آن‌طور که روایت‌های سیاسی اقتضا می‌کنند. ⚖️ در میدان قدرت، حقانیت به‌تنهایی کافی نیست. خدا به کسی چک سفیدامضا نداده است. پیروزی، تلاش، سازمان، شناخت، برنامه‌ریزی، لجستیک، دیپلماسی و، مهم‌تر از همه، توانایی تطبیق با شرایط جدید می‌خواهد. صبر استراتژیک اگر از نقطه‌ای به بعد مانع اقدام شود، دیگر صبر نیست؛ ترس استراتژیک است. 🧠 راه اصلاح از خودنقدی می‌گذرد. نقد رهبر سابق و سیاست‌های حاکمیت نه بی‌دینی است و نه خیانت؛ ولایت فقیه، عصمت فقیه نیست. سیستمی که نقد را هزینه‌دار کند، به‌تدریج اطلاعات واقعی را از خودش پنهان می‌کند و در حباب خودساخته فرو می‌رود. چین هم وقتی توانست مسیر خود را اصلاح کند که تجربه را جایگزین تقدیس گذشته کرد؛ حتی دشمنان ما نیز پس از شکست، خودشان را بازبینی می‌کنند. 🔹 بنابراین نه جبر جغرافیا سرنوشت ماست، نه حقانیت تضمین پیروزی. آنچه تعیین‌کننده است، توان ما برای فهم شرایط، اصلاح خطاها و تغییر به‌موقع است. ⏳ هنوز فرصت هست؛ اما شرطش ساده و سخت است: بت‌ها را بشکنیم، اشتباهات خودمان را ببینیم و جرئت کنیم بعد از هر شکست، خودمان را عوض کنیم. ❤️ @Alqadeer
154
5
😼 اسرائیل همیشه با یک عملیات بزرگ و پرسر‌وصدا جلو نمی‌آید؛ گاهی قدم‌به‌قدم واقعیت میدان را تغییر می‌دهد؛ از گسترش شهرک‌ها در کرانه باختری و تغییر خطوط کنترل در غزه تا دستاوردهای تدریجی در جنوب لبنان. خطر اینجاست که ما منتظر «شروع جنگ بعدی» بمانیم، درحالی‌که طرف مقابل شاید مدت‌هاست جنگ را فرسایشی و پراکنده پیش برده باشد. همین هشدار درباره داخل هم صادق است؛ اگر به‌مرور وفاداری بر تخصص، بله‌قربان‌گویی بر استقلال رأی و گزارش خوشایند بر واقعیت غلبه کند، حاصلش تصمیم‌های دیرهنگام، خطاهای تکراری و از دست رفتن فرصت‌هاست. این حرف نفی دستاوردهای جمهوری اسلامی نیست؛ نقدی دلسوزانه برای حفظ و تقویت آن است: تغییرات دشمن را زودتر ببینیم، تاکتیک‌ها را به‌موقع عوض کنیم، نیروهای توانمند را کنار نزنیم و نقد کارشناسی را تهدید ندانیم؛ چون دشمن برای اصلاح ضعف‌های ما صبر نمی‌کند. إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ؛ هر سنگری قابل بازپس‌گیری است. ❤️ @Alqadeer
515
6
🔴 از سوریه تا علی‌الطاهر، یک الگو مدام تکرار می‌شود: میدان تغییر کرده، اما تاکتیک‌های ما بعد از هفت اکتبر به اندازه کافی تغییر نکرده‌اند. دشمن تجربه می‌کند، خود را تطبیق می‌دهد و روش‌هایش را بازطراحی می‌کند؛ ما هم باید شجاعت خودانتقادی و بازنگری واقعی داشته باشیم؛ همان چیزی که چین پس از مائو و اسرائیل پس از شکست‌هایش در برابر حزب‌الله انجام دادند. وقت برای جبران هنوز هست، اما اندک است؛ اگر تاکتیک‌ها تغییر نکنند، سقوط‌های بعدی فقط مسئله زمان خواهد بود.
2 122
7
🛡 آتش‌بس برای بازسازی یا فرصت برای بازسازی دشمن؟ 🧭 اصلِ نیاز به یک تنفس برای بازسازی توان دفاعی قابل فهم است؛ اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که «تنفس» را با مذاکره و توافقی گره بزنیم که ضمانت اجرایی واقعی ندارد. اگر قرار باشد طرف مقابل در همان زمان مذاکره به تعهداتش پایبند نباشد، سؤال اساسی این است که اساساً این توافق چه چیزی را برای ما تثبیت کرده است؟ ⚠️ تجربه نشان داد تعهدات روی کاغذ، بدون قدرت بازدارندگی و ضمانت عملی، دستاورد محسوب نمی‌شوند. وقتی بندهای اصلی توافق اجرا نمی‌شود و طرف مقابل عملاً مسیر خودش را ادامه می‌دهد، اصرار بر حفظ ظاهر توافق، نباید به قیمت از دست رفتن موقعیت‌های راهبردی تمام شود. 🔻 در لبنان، مسئله فقط وضعیت نظامی حزب‌الله نیست؛ بدنه اجتماعی مقاومت نیز تحت فشار شدید سیاسی، رسانه‌ای و روانی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، سکوت و انفعال می‌تواند به تدریج موازنه را به زیان مقاومت تغییر دهد. 🗺 از سوی دیگر، تخریب روستاها، زیرساخت‌ها و خانه‌های مردم جنوب لبنان اگر در خلأ فشار سیاسی و بازدارندگی ادامه پیدا کند، می‌تواند شرایطی ایجاد کند که بازسازی مقاومت و بازگشت جمعیت به مناطق خود بسیار دشوارتر شود. 📄 اینجاست که باید میان «دستاورد روی کاغذ» و «واقعیت روی زمین» تفاوت گذاشت. توافق زمانی ارزش دارد که بتواند رفتار طرف مقابل را تغییر دهد؛ وگرنه صرفِ امضای یک سند، امنیت نمی‌آورد. 🎯 امروز مسئله، دفاع از یک متن یا حفظ حیثیت یک توافق نیست؛ مسئله حفظ عمق راهبردی، بازدارندگی و جلوگیری از تثبیت دستاوردهای میدانی دشمن است. ⚖️ اگر دشمن در زمان مذاکره حمله می‌کند، زیرساخت‌ها را منهدم می‌کند و از تعهداتش عبور می‌کند، نمی‌توان همچنان تمام محاسبات را بر مبنای این فرض بنا کرد که «نباید اقدامی کنیم تا مبادا دستاوردهای روی کاغذ از بین برود». 🔥 دیپلماسی زمانی مؤثر است که پشتوانه قدرت داشته باشد؛ مذاکره نباید جایگزین بازدارندگی شود. در چنین شرایطی، ایران بیش از هر چیز به یک تصمیم روشن، قاطع و متناسب با واقعیت میدان نیاز دارد؛ تصمیمی که اجازه ندهد فرصتِ تنفس ما، به فرصتِ پیشروی دشمن تبدیل شود.
215
8
🖋 آیا ایرانیان با شمشیر مسلمان شدند؟ 🏛 روایت رایجی وجود دارد که می‌گوید اعراب با شمشیر به ایران آمدند و ایرانیان را میان «اسلام آوردن» و «مرگ» مخیر کردند؛ اما تاریخ به این سادگی نیست و این تصویر دوگانه، بخش مهمی از واقعیت را حذف می‌کند. ⚔️ در اواخر دوره ساسانی، ایران با فرسودگی ساختار سیاسی، اختلافات اجتماعی و بحران‌های مذهبی روبه‌رو بود. بنابراین سقوط ساسانیان را نمی‌توان صرفاً نتیجه قدرت نظامی مهاجمان دانست؛ زمینه‌های داخلی فروپاشی نیز نقش مهمی داشت. 📜 مهم‌تر از آن، باید میان «فتح نظامی» و «مسلمان‌شدن مردم» تفاوت گذاشت. فتح برخی مناطق با جنگ و خشونت همراه بود، اما این به معنای مسلمان‌شدن فوری و اجباری همه مردم ایران نیست. اسلام‌پذیری در ایران روندی تدریجی و چندقرنی بود و در مناطق مختلف، مسیرهای متفاوتی داشت. 🔎 حتی منابع غیرمسلمانِ ارمنی، سریانی، یهودی و ایرانی نیز تصویری پیچیده‌تر از روایت «شمشیر بر گلوی ایرانیان» ارائه می‌کنند. بنابراین ادعای اینکه همه ایرانیان یک‌باره و تحت تهدید مرگ مسلمان شدند، با واقعیت تاریخی سازگار نیست. 📚 از سوی دیگر، اگر قرار بود اسلام با زور شمشیر هویت ایرانی را نابود کند، تداوم زبان فارسی، ادبیات ایرانی و بسیاری از عناصر فرهنگی ایران در تمدن اسلامی چگونه توضیح داده می‌شد؟ ایران پس از ورود اسلام نابود نشد؛ بلکه وارد مرحله‌ای تازه شد و بسیاری از عناصر فرهنگی خود را در قالبی جدید بازآفرینی کرد. ⚖️ تاریخ نه داستانی کاملاً سفید است و نه کاملاً سیاه. جنگ، فتح، مقاومت، صلح، تعامل فرهنگی و تغییر تدریجی باورها همگی در این تحول نقش داشتند. تقلیل چند قرن تاریخ ایران به یک جمله ساده، بیشتر شبیه روایت‌سازی است تا تاریخ‌نگاری. 🧭 اگر قرار است درباره گذشته قضاوت کنیم، بهتر است به جای افسانه‌هایی که برای امروز ساخته‌ایم، خودِ تاریخ را بخوانیم؛ چون واقعیت تاریخی، پیچیده‌تر و بسیار جذاب‌تر از روایت‌های ساده و شعاری است.
162
9
📰 شانگهای؛ فرصتی که نباید با دیپلماسی منفعل از دست برود 🔻 حضور رئیس‌جمهور در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، به‌جای آنکه به یک فرصت جدی برای تقویت روابط راهبردی تبدیل شود، تصویری نامتناسب با جایگاه ایران ارائه کرد. دیدار کوتاه و سرپایی با رئیس‌جمهور چین و نحوه انعکاس بسیار محدود آن در رسانه رسمی ریاست‌جمهوری، دست‌کم این پرسش را ایجاد می‌کند که اساساً چه اتفاقی در این دیدار افتاده و چرا این ظرفیت مهم دیپلماتیک چنین کم‌اهمیت جلوه داده شده است. 🔎 همزمان، ادعاهایی درباره شروط چین برای سفر رئیس مجلس به این کشور مطرح شد؛ از بازگشایی تنگه هرمز و دریافت نکردن عوارض تا حل اختلاف با عربستان و آمریکا. دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین این ادعاها را صراحتاً تکذیب کرد و تأکید کرد روابط تهران و پکن بر پایه احترام متقابل، منافع مشترک و مشارکت جامع راهبردی دنبال می‌شود. بنابراین نباید گمانه‌زنی‌های تأییدنشده را جای واقعیت نشاند. 🛡 واقعیت مهم‌تر این است که رفتار چین در پرونده‌های بین‌المللی با این روایت‌ها سازگار نیست. چین در مواردی از همراهی با فشارهای آمریکا علیه ایران خودداری کرده و حتی در برابر گنجاندن موضوع تنگه هرمز در اسناد بین‌المللی موضع گرفته است. این رفتار نشان می‌دهد پکن مسئله ایران را صرفاً در چارچوب خرید نفت نمی‌بیند، بلکه آن را بخشی از معادلات راهبردی خود در غرب آسیا و رقابت با آمریکا می‌داند. 🌐 در همین اجلاس، موضع روسیه نیز قابل توجه بود. پوتین از کمک به ایران در شرایط دشوار و تأمین کالاهای اساسی سخن گفت و بر تداوم روابط اقتصادی و سیاسی دو کشور تأکید کرد. همچنین از اهمیت همکاری‌های بشردوستانه و حمایت از ایران سخن گفته شد. اینها نشان می‌دهد برخلاف فضاسازی‌های داخلی، ظرفیت همکاری با شرق همچنان وجود دارد. 📌 مسئله اصلی اما فقط رفتار چین و روسیه نیست؛ مشکل، نحوه استفاده ایران از این ظرفیت‌هاست. وقتی یک قدرت بزرگ شرقی برای ایران ظرفیت سرمایه‌گذاری، تجارت، انرژی، ترانزیت و همکاری راهبردی دارد، نمی‌توان با دیپلماسی مقطعی و رفتارهای متناقض، این فرصت را به حاشیه برد. 💰 حتی درباره ظرفیت اقتصادی چین نیز مسئله همین است. اگر قرار است ده‌ها میلیارد دلار سرمایه چینی و میلیون‌ها گردشگر چینی وارد ایران شوند، باید سازوکاری وجود داشته باشد که این ظرفیت واقعاً به رشد تولید، اشتغال و بهبود زندگی مردم تبدیل شود؛ نه اینکه فرصت‌ها روی کاغذ باقی بمانند. 🧭 مسئله مهم‌تر، تغییر نظم بین‌المللی است. جهان در یک دوره گذار سیستمی قرار دارد؛ دوره‌هایی که در تاریخ به‌ندرت رخ می‌دهند و در آنها جایگاه قدرت‌ها و ترتیبات امنیتی تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، ایران نباید صرفاً به‌عنوان یک بازیگر منطقه‌ای رفتار کند؛ باید بتواند در سطح قدرت‌های بزرگ و در حوزه‌های ژئوپولیتیک مشترک با چین و روسیه نقش‌آفرینی کند. ⚠️ اما آنچه در اجلاس شانگهای دیده شد، از نگاه این تحلیل، نشان می‌دهد ذهن بسیاری از سیاست‌گذاران ایرانی همچنان در چارچوب‌های قدیمی مانده است؛ در حالی که جنگ اخیر و رفتار دوگانه برخی کشورهای منطقه باید ما را به بازنگری در سطح روابط، ائتلاف‌ها و ترتیبات امنیتی وادار می‌کرد. 📊 در این میان، طرح ادعاهای بی‌پایه درباره شروط چین می‌تواند هزینه‌زا باشد. اگر چنین ادعاهایی بدون سند منتشر شوند، نتیجه‌اش چیزی جز تضعیف اعتماد به روابط راهبردی ایران و چین و ایجاد فشار مصنوعی برای تغییر جهت سیاست خارجی نخواهد بود. دفتر نماینده ویژه ایران نیز صراحتاً درباره انتشار اخبار و گمانه‌زنی‌های تأییدنشده در حوزه روابط خارجی هشدار داده است. ⚖️ البته نقد سیاست خارجی به معنای نفی رابطه با غرب نیست؛ بحث بر سر این است که چرا باید فرصت همکاری با شرق را قربانی یک تصور یا انتظار نامشخص از آمریکا کنیم؟ اگر آمریکا و چین در یک رقابت راهبردی قرار دارند، منطقی نیست که چین از ایران بخواهد برای حل مسئله با آمریکا به او نزدیک شود؛ چنین روایتی با واقعیت رقابت میان این دو قدرت سازگار نیست. 🏗 اگر واقعاً می‌خواهیم با شرق کار کنیم، باید این رابطه را از شعار خارج کنیم و به توافق‌های راهبردی کلان، سرمایه‌گذاری، توسعه کریدورها، پروژه‌های تولیدی مشترک و همکاری بلندمدت تبدیل کنیم. نمی‌شود از یک طرف از چین انتظار همکاری اقتصادی داشت و از طرف دیگر در سطح سیاسی و رسانه‌ای علیه آن موضع گرفت؛ این مدل، نه دیپلماسی است و نه تأمین منافع ملی. 🔻 در نهایت، مطالبه اصلی باید روشن باشد: بازنگری فوری در سیاست خارجی، تعیین زمان‌بندی مشخص و تبدیل روابط راهبردی با شرق به منافع ملموس اقتصادی و امنیتی برای مردم. جهان در حال تغییر است و چنین فرصت‌هایی هر دهه یک‌بار هم به‌سادگی تکرار نمی‌شوند؛ اگر قرار است ایران از این دوره گذار استفاده کند، باید بداند دقیقاً چه می‌خواهد و با چه برنامه‌ای می‌خواهد به آن برسد.
163
10
No text...
179
11
📰 نفت، بازار اوراق آمریکا و یک سؤال کلیدی برای ایران؛ تصاعد تنش تا کجا؟ 🔻 اتفاقات اخیر در بازارهای مالی آمریکا، به‌ویژه سیگنال‌های تهاجمی فدرال رزرو با اظهارات کوین وارش و جهش بازدهی اوراق قرضه، در کنار تحولات بازار نفت، یک سؤال مهم را پیش روی ما می‌گذارد: شوک نفتی ناشی از جنگ و بسته‌شدن تنگه هرمز تا چه اندازه بر بازارهای مالی آمریکا اثر گذاشته و ایران چگونه باید از این وضعیت استفاده کند؟ 🛢 یکی از بحث‌های اصلی از ابتدای جنگ این بوده که بازارهای مالی آمریکا تا چه اندازه به شوک نفتی حساس‌اند. در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون بشکه به ذخایر نفتی جهان اضافه شد؛ اقدامی که ظاهراً برای کاهش اثر شوک نفتی ناشی از جنگ با ایران انجام شده بود. در درگیری اخیر نیز نفت برای مدتی از ۹۹ دلار عبور کرد و همزمان بازار اوراق آمریکا واکنش نشان داد. 📈 بازدهی اوراق ۱۰ساله آمریکا جهش کرد و رکوردی نزدیک به سطوح ثبت‌شده در سال ۲۰۲۳ شکست؛ همان دوره‌ای که بازار اوراق آمریکا شرایط بسیار بدی داشت. این افزایش بازدهی لزوماً نشانه سلامت اقتصاد آمریکا نیست و عواملی مانند نگرانی از بدهی دولت، انتظارات تورمی، شوک انرژی و افزایش قیمت نفت در آن نقش دارند. 🏦 از طرف دیگر، لحن تهاجمی کوین وارش در جکسون هول قابل توجه بود. تورم آمریکا کاهش یافته، اما همچنان چسبندگی دارد و پیام وارش این بود که فدرال رزرو از هدف ۲ درصد کوتاه نمی‌آید و اگر تورم مطابق انتظار مهار نشود، اقدامات لازم را انجام خواهد داد. این موضع، در مقایسه با پاول، هشداردهنده‌تر و انقباضی‌تر به نظر می‌رسد. ⚠️ با این حال، نباید ماجرا را سیاه‌وسفید دید. بستن تنگه هرمز به‌تنهایی عامل جهش بازدهی اوراق آمریکا نیست؛ اما اینکه بگوییم هیچ اثری نداشته نیز غلط است. شوک نفتی یکی از عوامل مؤثر در کنار بدهی آمریکا، ژاپن، تحولات هوش مصنوعی و سایر عوامل بازار است. 📊 از طرفی، شاخص MOVE در محدوده حدود ۷۷ قرار دارد؛ در بحران بانکی به حدود ۲۰۰، در بحران مالی ۲۰۰۸ به حدود ۲۷۰ و در دوران کرونا به حدود ۱۶۰ رسیده بود. بنابراین هنوز با یک بحران تمام‌عیار در بازار اوراق آمریکا فاصله داریم، هرچند عبور MOVE از ۱۰۰ می‌تواند زنگ خطر جدی باشد. 🌏 بازار اوراق ژاپن هم علائم نگران‌کننده‌ای دارد. ژاپن سال‌ها منبع پول ارزان بود و ین به یکی از موتورهای جریان سرمایه در اقتصاد جهانی تبدیل شد. حالا نشانه‌هایی وجود دارد که بانک مرکزی ژاپن ناچار است سیاست پولی خود را تغییر دهد. این تغییر در شرایط عادی قابل مدیریت است، اما اگر با ریسک‌های ژئوپلیتیک و شوک‌های تورمی غیرمنتظره ترکیب شود، مسئله بسیار پیچیده‌تر خواهد شد. 🎯 اینجا سؤال اصلی برای ترامپ شکل می‌گیرد: چطور می‌توان به ایران فشار آورد، بدون اینکه قیمت نفت جهش کند، انتظارات تورمی بالا برود و بازار اوراق آمریکا و ژاپن دچار شوک جدی شود؟ این دقیقاً همان نقطه‌ای است که ایران می‌تواند از فضای موجود استفاده کند. 🧭 اما استفاده از این فضا به معنای تصاعد بی‌محاسبه تنش نیست. باید موج را کنترل‌شده و مرحله‌به‌مرحله پیش برد؛ نه آن‌قدر عقب نشست که تمام اهرم‌ها از دست برود و نه آن‌قدر جلو رفت که کنترل بازی از دست همه خارج شود. اگر تصاعد تنش انجام می‌شود، باید امکان کاهش سریع و مدیریت‌شده تنش هم وجود داشته باشد. ⚖️ بنابراین دو نگاه افراطی هر دو اشتباه‌اند: اینکه بگوییم «تنگه را بستیم و می‌خواهیم آمریکا را نابود کنیم» ساده‌سازی است؛ همان‌طور که اینکه بگوییم «تنگه را رها کنیم چون هیچ اثری نداشته و همه‌چیز عادی است» نیز غلط است. واقعیت خاکستری است. 📌 آنچه در این فضای پیچیده به دست می‌آید، باید به یک فرمول ایجابی و روشن و قابل مذاکره تبدیل شود. نمی‌شود این پروژه را فقط با یک ابزار پیش برد؛ نفت، جنگ، انتظارات تورمی، بازار اوراق آمریکا و ژاپن و سیاست پولی به هم متصل‌اند. 🔻 در نهایت، با حرف ایجابی می‌شود کار را پیش برد؛ نه انکار اثر شوک نفتی و علائم هشداردهنده بازارهای مالی درست است و نه اغراق درباره آنها. باید دقیق دید این فضای خاکستری کجا برای ایران اهرم ایجاد می‌کند و چگونه می‌توان از آن برای رسیدن به یک نتیجه سیاسی مشخص استفاده کرد.
192
12
📰 تهران و پکن؛ مسئله فقط «شروط» نیست 🔻 دیدار سرپایی پزشکیان و شی جین‌پینگ را، به‌ویژه اگر درخواست برگزاری ملاقات از سوی طرف ایرانی مطرح شده باشد و طرف چینی بنا بر هر ملاحظه‌ای ترجیح داده باشد دیدار رسمی و دوجانبه‌ای میان سران دو کشور انجام نشود، می‌توان هشداری جدی و سیگنالی منفی در روابط تهران و پکن تلقی کرد. 📌 ادامه وضعیت بلاتکلیفی در روابط ایران و چین، در صورت تداوم و عدم ورود آن به مرحله‌ای روشن و مشخص، می‌تواند تبعات قابل‌توجهی برای سیاست خارجی ایران به همراه داشته باشد؛ به‌خصوص در شرایطی که گزینه‌های کشور در مناسبات خارجی چندان گسترده نیست. 🔎 پرسش اساسی اینجاست که پس از تعیین نماینده ویژه برای پیگیری روابط با چین، چرا نه‌تنها تحرک و دستاورد قابل‌توجهی در مناسبات دو کشور مشاهده نشده، بلکه نشانه‌هایی از حرکت روابط تهران و پکن به سمت واگرایی نیز به چشم می‌خورد؟ اگر قرار است چین همچنان یکی از شرکای راهبردی ایران باشد، لازم است دلایل این رکود و روند کاهشی در روابط به‌طور جدی بررسی و برای خروج از این وضعیت، تصمیمی روشن و عملی اتخاذ شود. ⚖️ اظهارات درباره «شروط چین» نیز نیازمند دقت بیشتری است. مسئله اصلی چین، تعیین پیش‌شرط‌های مشخصی برای ایران، مانند باز کردن تنگه هرمز، نیست؛ بلکه پکن به دنبال آن است که ایران موضع و سیاست خود را در قبال برخی پرونده‌های حساس و تعیین‌کننده روشن کند؛ از وضعیت تنگه هرمز گرفته تا نحوه تعامل یا تقابل با کشورهای منطقه و همچنین آینده پرونده هسته‌ای. 📊 برای نمونه، در موضوع تنگه هرمز، مطالبه چین الزاماً این نیست که ایران حتماً و با فوریت تنگه را باز کند. آنچه برای چینی‌ها اهمیت دارد، پیش‌بینی‌پذیر شدن سیاست ایران است؛ اینکه ایران چه رویکردی در قبال تنگه دارد، این رویکرد با چه اهدافی دنبال می‌شود، تحت چه شرایطی تنگه بسته یا باز خواهد بود و این وضعیت قرار است تا چه زمانی ادامه پیدا کند. 🧭 بنابراین، مسئله را نمی‌توان صرفاً در قالب شروط چین صورت‌بندی کرد. چین بیش از آنکه در پی تحمیل یک تصمیم مشخص به ایران باشد، تلاش می‌کند سطح ابهام و عدم قطعیت درباره سیاست‌های تهران را کاهش دهد. پکن برای حفاظت از منافع اقتصادی و راهبردی خود، می‌خواهد بداند با چه سناریویی مواجه است تا بتواند متناسب با آن، روابط و برنامه‌ریزی‌های خود را تنظیم کند. 🌐 از سوی دیگر، نشست دو روزه وزرای دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزی گروه بیست که در ۳۱ اوت و ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در اَشویل آمریکا برگزار شد، نشان داد که این موضوع تا چه اندازه برای پکن حساس است. واشنگتن کوشید متنی را به تصویب برساند که در بند چهارم آن بر ضرورت «عبور آزاد، امن و قابل پیش‌بینی» از تنگه هرمز تأکید شده بود؛ اما چین با بندهای ۴، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ مخالفت کرد و همین مخالفت کافی بود تا سند پایانی دیگر «بیانیه مشترک گروه بیست» نباشد و تنها با عنوان «بیانیه رئیس نشست» منتشر شود. ⚠️ این تفاوت صرفاً حقوقی یا تشریفاتی نیست. در سازوکار گروه بیست، اجماع اهمیت سیاسی دارد. اگر چین بند چهارم را می‌پذیرفت، آمریکا می‌توانست ادعا کند که بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان، از غرب تا شرق، در مسئله هرمز به موضع مشترکی رسیده‌اند و صورت‌بندی آمریکایی بحران را به‌عنوان «موضع جامعه بین‌المللی» عرضه کند. چین دقیقاً مانع شکل‌گیری چنین تصویری شد. 🕊 با این حال، این مخالفت را نباید به معنای حمایت چین از بسته‌ماندن تنگه هرمز دانست. پکن پیش‌تر موضع خود را روشن کرده بود و وانگ یی در ماه ژوئن خواستار بازگشت سریع کشتیرانی عادی در تنگه هرمز شده و آن را برای ثبات زنجیره‌های تولید و تجارت جهانی ضروری دانسته بود. همچنین، به گفته اسکات بسنت، هیئت‌های چین و آمریکا در حاشیه همین نشست درباره ضرورت جریان آزاد نفت و کالا از هرمز اشتراک نظر داشتند. 🎯 بنابراین موضع پکن ظریف‌تر از یک حمایت ساده از ایران است: هرمز باید باز باشد، اما آمریکا نمی‌تواند نقش خود و اسرائیل در ایجاد جنگ و گسترش بحران را حذف کند و سپس تنها نتیجه جنگ، یعنی اختلال در هرمز، را به مسئله‌ای بین‌المللی علیه ایران تبدیل کند. 📍 برای ایران، این یک امتیاز دیپلماتیک واقعی است، اما نباید درباره معنای آن اغراق کرد. چین حاضر نیست امنیت انرژی و تجارت خود را فدای ایران کند. پکن به باز بودن هرمز نیاز دارد و اگر بحران ادامه پیدا کند، فشار چین بر تهران نیز افزایش خواهد یافت. 🔻 بنابراین پیام این اتفاق نه این است که «چین پشت ایران ایستاده» و نه اینکه «چین از بسته بودن هرمز حمایت می‌کند». پیام دقیق‌تر این است: چین حاضر نیست روایت آمریکایی جنگ را به روایت رسمی جهان تبدیل کند. در شرایطی که واشنگتن تلاش می‌کند محاصره دریایی و فشار اقتصادی علیه ایران را از یک سیاست آمریکایی به یک مطالبه بین‌المللی تبدیل کند، همین مقاومت دیپلماتیک پکن اهمیت زیادی دارد. 📝 از این منظر، مطالبه اصلی چین را می‌توان شفاف شدن مسیر سیاست ایران دانست، نه الزام ایران به پذیرش یک پیش‌شرط مشخص. هرچه این مسیر برای پکن روشن‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر باشد، امکان مدیریت ریسک‌ها و تنظیم مناسبات دو کشور نیز بیشتر خواهد بود.
161
13
✅ بهش گفتن: «آقا ابراهیم! چرا جبهه رو ول نمی‌کنی و نمیای دیدار امام خمینی؟» گفت: «ما امام رو برای اطاعت می‌خواهیم، نه برای تماشا…»
187
14
No text...
213
15
4_5814255661348830621.ogg
234
16
🎯 دشمن باید قبل از شلیک بترسد، نه بعد از آن 🧭 بازدارندگی باید معتبر، انعطاف‌پذیر و دقیق باشد. ابهام منجر به محاسبه غلط می‌شود و خشکی و عدم انعطاف، زمینه‌ساز غافل‌گیری است. 📚 بازدارندگی مفهومی استراتژیک است که در دل نظریه‌های روابط بین‌الملل شکل گرفته، نه صرفاً در میدان سیاست‌ورزی روزمره. جوهره آن ساده است: طرف مقابل باید باور کند که هزینه حمله از منافعش بیشتر خواهد بود. اما برای آنکه چنین باوری شکل بگیرد، تهدید باید به‌موقع، روشن و معتبر باشد؛ نه وابسته به شرط وقوع یک فاجعه. ♟ در سنت نظریه‌پردازانی چون شلینگ، بازدارندگی نه صرفاً به قدرت واقعی، بلکه به اعتبار تهدید وابسته است. در منطق آنها، دشمن باید پیش از آنکه ماشه را بچکاند، شک کند، بترسد یا حتی پشیمان شود. اگر تهدید فقط زمانی فعال شود که حمله‌ای رخ داده باشد، دیگر بازدارندگی نیست؛ واکنش است و شاید حتی دیر شده باشد. ⚠️ گفتن اینکه «اگر به ما حمله شود، ما هم به سمت بمب می‌رویم»، به‌نوعی پذیرفتن این واقعیت است که در وضعیت فعلی ابزار بازدارندگی مؤثری در اختیار نداریم. حتی فراتر از آن، این موضع‌گیری ناخواسته به دشمن پیام می‌دهد که امروز نیازی به محاسبه هزینه‌های حمله ندارد؛ چراکه تهدید واقعی تنها در آینده‌ای مبهم فعال خواهد شد. 🛡 بازدارندگی مؤثر، آن‌طور که تجربه جنگ سرد و ادبیات استراتژیک نشان می‌دهد، نه فقط در توانایی آسیب‌زدن، بلکه در اقناع دشمن به اینکه این آسیب حتماً رخ خواهد داد معنا پیدا می‌کند. اگر این باور شکل نگیرد، تهدید نه بازدارنده، بلکه تشویق‌کننده خواهد بود. ⏳ نهایتاً، داشتن قابلیت تلافی کافی نیست؛ باید مطمئن بود که این توان پس از حمله نخست دشمن نیز باقی می‌ماند. اینجا مسئله زمان و بقای توان پاسخ‌گویی مطرح می‌شود. 🚨 در جهانی که تصمیمات نظامی در لحظه گرفته می‌شوند و پیامدهایشان برگشت‌ناپذیرند، بازدارندگی باید پیش از حمله فعال شود، نه پس از آن.
344
17
💐
1
18
📡 صدای من میاد؟ ☢️ اگر می‌تونی، بساز. با اینکه خیلی، خیلی، خیلی دیر شده، اما برای اینکه به عصر حجر برنگردیم، باید به عصر اتم رفت. 🛡 اینکه می‌گویم بسازیم، نه به این خاطر است که عاشق جنگ اتمی‌ام؛ دقیقاً برعکس. می‌خواهم جلوی ویرانی کشورم را به دست مشتی اوباش فناتیک، متعصب و جانیِ مسیحی-صهیونیستِ آمریکایی بگیرم. 📚 از منظر کنت والتز، به‌ویژه در مقاله معروف او «چرا ایران باید بمب داشته باشد: موازنه هسته‌ای به معنای ثبات است» در سال ۲۰۱۲، مسئله اصلی نه «خوب بودن» سلاح هسته‌ای، بلکه اثر ساختاری آن بر رفتار دولت‌ها در یک نظام آنارشیک است. ⚖️ والتز در سنت نوواقع‌گرایی استدلال می‌کند که وقتی یک منطقه با عدم‌توازن شدید قدرت روبه‌رو باشد، بازیگر برتر وسوسه بیشتری برای فشار، تهدید یا حتی استفاده از زور دارد؛ اما ورود بازدارندگی هسته‌ای این عدم‌توازن را تعدیل می‌کند و هزینه جنگ را برای همه طرف‌ها به سطحی غیرقابل‌قبول می‌رساند. ☢️ در این منطق، سلاح هسته‌ای بیش از آنکه ابزار جنگ باشد، ابزار احتیاط است؛ زیرا دولت‌ها می‌دانند هر خطای محاسباتی می‌تواند به ویرانی متقابل بینجامد. 🌍 از همین رو والتز، برخلاف ادبیات رایج ضد اشاعه، استدلال می‌کرد که هسته‌ای‌شدن یک بازیگر جدید در خاورمیانه می‌تواند رفتار طرف‌های منطقه‌ای را محتاط‌تر، محافظه‌کارانه‌تر و در نتیجه کم‌تنش‌تر کند. 🏛 در سطح منطقه‌ای، نتیجه منطقی این استدلال آن است که بازدارندگی هسته‌ای می‌توانست به جای جنگ پیش‌دستانه و ماجراجویی نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نوعی «صلح منفی» یا ثبات مبتنی بر ترس متقابل ایجاد کند. ⚖️ والتز بر این باور بود که در خاورمیانه، مشکل اصلی برتری نامتقارن و فقدان موازنه است؛ بنابراین اگر این موازنه از طریق ظرفیت هسته‌ای برقرار شود، انگیزه برای حمله مستقیم کاهش می‌یابد، زیرا حتی بازیگر قوی‌تر نیز دیگر نمی‌تواند بدون هراس از تلافی فاجعه‌بار عمل کند. 🔒 در این چارچوب، تنش‌زدایی نه از راه اعتماد، هنجارهای مشترک یا آشتی سیاسی، بلکه از راه مهار ساختاری حاصل می‌شود؛ یعنی دولت‌ها چون از پیامدهای جنگ می‌ترسند، ناچار به خویشتنداری می‌شوند.
563
19
No text...
344
20
No text...
379