en
Feedback
فَرنِوِشت

فَرنِوِشت

Open in Telegram

فَرنِوِشت؛ برای بازنشر آثار و فایل‌های فرشید سادات‌شریفی؛ تماس با من: @Far_nevesht_can اگر دوست ‌داشتید دیگر عزیزان هم به اینجا بیایند، لطفاً پیوند زیر را برایشان بفرستید: telegram.me/far_nevesht

Show more
Iran367 219The category is not specified
440
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
هرکه در او جوهرِ دانایی ست بر همه‌کاریش توانایی ست با این بیت از مخزن الاسرار نظامی می‌خواهم تولد بنفشه (Banafsheh Taherian)
هرکه در او جوهرِ دانایی ست بر همه‌کاریش توانایی ست با این بیت از مخزن الاسرار نظامی می‌خواهم تولد بنفشه (Banafsheh Taherian) را تبریک بگویم. اما بیش از خودش به دیگران: اول: به مادر و پدرش که فرزندی چنین سخت‌کوش و اهل یادگیری تربیت کرده‌اند: جوهر دانایی همین است که بدانی نمی‌دانی و بروی بیاموزی و بعد از آموختن به زیباترین شکل با دیگران قسمتش کنی. به عنوان یک معلم ادبیات شهادت می‌دهم که چقدر وقت گذاشته و می‌گذارد و چقدر متن‌های سخت و پرنکته‌ای را نکته‌گشایی و ساده و شنیدنی می‌کند. نه خسرووشیرین متن ساده‌ای بود نه کل کلیله‌ودمنه که در آخر آن در دل داستان مطرح شد. اما هر دو پیش دشواری هفت‌پیکر شوخی‌اند. خوشحالم و به او می‌بالم که در این سه سال از دل سیاهی کرونا روشنی چای با بنفشه بیرون آمد و افتخار من است که به‌عنوان مشاور ادبی در گام‌های این مسیر همراهش بوده و آموخته و لذت برده‌ام. دوم: به دوستانش که از پشتیبانی و مهر و جرات‌ورزی او می‌آموزند و برخوردارند. گفتم جرات و منظور نترسیدن نیست که به استقبال کار بزرگ و ترسناک رفتن است. درست مثل وقتی که به او گفتم کلیله را از روی چاپ استاد مینوی بخواند و با هم رفع اشکال کنیم. دانشجویان ادبیات می‌دانند که مرور این کتاب ۴ تا ۶ واحد در لیسانس ادبیات است. کاری که بنفشه در دو ماه کرد. و سوم: به شنوندگان آثارش که می‌توانند نظامی را و خیام و بسیاری دیگر را بی‌دردسر و شیرین با صدای او بشنوند. امیدوارم هم ما دوستانش بتوانیم حق دوستی او را آنطور که شایسته ست به جا بیاوریم و هم مخاطبان با حمایت معنوی و مادی آنچه می‌گیرند را به مسیر دوطرفه‌ای از مهر و ستایش و ارج‌نهادن بدل کنند. مخاطب عزیز: یادتان باشد و بماند که بدترین دستمزد برای هر فعال و نویسنده و برنامه‌ساز و... کاری ست که شما در سکوت بشنوید. سکوتی که چون سنگ سنگین بر سینه و چون زنجیر بر پاهاست. پس بند را از کلمات نهفته در خاموشی و مال نهفته در جیب بردارید و به هر محتواآفرینی که از کارش لذت می‌برید شوری برای ادامه‌دادن ببخشید. ---- پی‌نوشت۱: بنفشه‌جان روز و زادروزت به شادی و سالت پر از تحسین و ارج‌دیدن و ارج‌نهادن باد. پی‌نوشت۲: وب‌سایت چای با بنفشه اگر هنوز سر نزده‌اید: https://chaibabanafsheh.com/

هرکه در او جوهرِ دانایی ست بر همه‌کاریش توانایی ست با این بیت از مخزن الاسرار نظامی می‌خواهم تولد بنفشه (Banafsheh Taherian)
هرکه در او جوهرِ دانایی ست بر همه‌کاریش توانایی ست با این بیت از مخزن الاسرار نظامی می‌خواهم تولد بنفشه (Banafsheh Taherian) را تبریک بگویم. اما بیش از خودش به دیگران: اول: به مادر و پدرش که فرزندی چنین سخت‌کوش و اهل یادگیری تربیت کرده‌اند: جوهر دانایی همین است که بدانی نمی‌دانی و بروی بیاموزی و بعد از آموختن به زیباترین شکل با دیگران قسمتش کنی. به عنوان یک معلم ادبیات شهادت می‌دهم که چقدر وقت گذاشته و می‌گذارد و چقدر متن‌های سخت و پرنکته‌ای را نکته‌گشایی و ساده و شنیدنی می‌کند. نه خسرووشیرین متن ساده‌ای بود نه کل کلیله‌ودمنه که در آخر آن در دل داستان مطرح شد. اما هر دو پیش دشواری هفت‌پیکر شوخی‌اند. خوشحالم و به او می‌بالم که در این سه سال از دل سیاهی کرونا روشنی چای با بنفشه بیرون آمد و افتخار من است که به‌عنوان مشاور ادبی در گام‌های این مسیر همراهش بوده و آموخته و لذت برده‌ام. دوم: به دوستانش که از پشتیبانی و مهر و جرات‌ورزی او می‌آموزند و برخوردارند. گفتم جرات و منظور نترسیدن نیست که به استقبال کار بزرگ و ترسناک رفتن است. درست مثل وقتی که به او گفتم کلیله را از روی چاپ استاد مینوی بخواند و با هم رفع اشکال کنیم. دانشجویان ادبیات می‌دانند که مرور این کتاب ۴ تا ۶ واحد در لیسانس ادبیات است. کاری که بنفشه در دو ماه کرد. و سوم: به شنوندگان آثارش که می‌توانند نظامی را و خیام و بسیاری دیگر را بی‌دردسر و شیرین با صدای او بشنوند. امیدوارم هم ما دوستانش بتوانیم حق دوستی او را آنطور که شایسته ست به جا بیاوریم و هم مخاطبان با حمایت معنوی و مادی آنچه می‌گیرند را به مسیر دوطرفه‌ای از مهر و ستایش و ارج‌نهادن بدل کنند. مخاطب عزیز: یادتان باشد و بماند که بدترین دستمزد برای هر فعال و نویسنده و برنامه‌ساز و... کاری ست که شما در سکوت بشنوید. سکوتی که چون سنگ سنگین بر سینه و چون زنجیر بر پاهاست. پس بند را از کلمات نهفته در خاموشی و مال نهفته در جیب بردارید و به هر محتواآفرینی که از کارش لذت می‌برید شوری برای ادامه‌دادن ببخشید. ---- پی‌نوشت: بنفشه‌جان روز و زادروزت به شادی و سالت پر از تحسین و ارج‌دیدن و ارج‌نهادن باد.

✅میِ مبارک✅ ➕ قسمتِ پنجم: خنیاگرِ آواز از کف‌‌داده! 🎵 با شعرهایی از شاملو و صدای سهیل نفیسی. ——— تقدیم به تمام دل‌هایِ خرابِ این روزها؛ به‌ویژه آن‌هایی که با دیدن تصاویر دکتر فرهاد میثمی در خود فرورفته‌اند...! ——— 📎 لطفاً برای شنیدن شب‌های دیگر به تلگرامِ «میِ مبارک» بیایید و دوستانتان را هم دعوت کنید: https://t.me/MeyeMobarak

میِ مبارک➕ قسمتِ اول: یک‌کار کوچک و خوب؛ از عمقِ فریزری به نامِ کانادا 😎!!! 🎵 با حضور افتخاریِ ویگنِ جاودانه ——— 📎 لطفاً برای شنیدن شب‌های دیگر به تلگرامِ «میِ مبارک» بیایید و دوستانتان را هم دعوت کنید: https://t.me/MeyeMobarak

پیام مکتوب حامد اسماعیلیون ۹ بهمن ۱۴۰۱ تکه‌هایی از متن: ۴۴ سال گذشت اما در سال ۴۴‌ام دنیا زیر پای ایرانیان لرزید. ما همه می‌دانیم چه می‌خواهیم و همه می‌دانیم چه نمی‌خواهیم. ما بسیاری از اشتباهات را تکرار نخواهیم کرد اگر فقط به جنگیدن با دشمن مشترک فکر کنیم. امروز روز منازعه با یکدیگر نیست. ما ناگزیریم در کنار هم بایستیم. راه دیگری نداریم. با ناسزا و جنگیدن با یکدیگر به مقصود نمی‌رسیم. ما زیباترین بچه‌های جهان را در خاک گذاشته‌ایم و باید به آن‌ها وفادار بمانیم. ما رقصنده‌های شورانگیز و صداهای پر از شور زندگی را به خاک سپرده‌ایم و باید به مرگ‌شان معنا ببخشیم. اگر جمهوری‌خواهیم، اگر پادشاهی‌خواه، اگر از اقلیت‌ها هستیم اگر از اقوام، اگر از مهاجرین هستیم و اگر از ماندگان در وطن، اگر راست و اگر چپ، اگر نویسنده اگر معلم، اگر هنرپیشه اگر ورزشکار، اگر متدین اگر بی‌خدا، همه نیک می‌دانیم که جمهوری اسلامی برای ما زمین سوخته‌ای باقی گذاشته است و هزاران جنازه که در خاک کرده‌ایم. بسیاری از اشتباهات گذشته تکرار نخواهد شد اگر منازعات سیاسی را به بعد از سرنگون کردن ماتَرَکِ ابلیس واگذاریم. انقلاب زن، زندگی و آزادی موج در موج خواهد بود. ترس‌ها فرو ریخته است و درگیری‌های بی‌دلیل فقط موج‌های بعدی را به تأخیر می‌اندازد. در کنار هم بایستیم. خوفِ استبداد در آینده را از خود دور کنیم. ترسِ تجزیه‌‌ی ایران را کنار بگذاریم. این ترس‌ها واقعیت ندارند... #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی @KhabGard کاملِ یادداشت از طریقِ زودبین👇

Repost from Samaak Audio Mag
https://t.me/Samaak_AM/691 📌تو این را دروغ و فسانه مدان... ✅بررسی چهره‌ی ضحاک در ادب کهن پارسی با نگاه ویژه به شاهنامه (به دعوت آکادمی تفکر تورنتو) ⭕️دومین اپیزود از فصل سوم پادکست مجله‌ی شنیداری سماک به میزبانیِ فرشید سادات‌شریفی 📎 دو پادکست دیگر ما در مورد فردوسی و شاهنامه https://t.me/Samaak_AM/513 https://t.me/Samaak_AM/516 🎵موسیقی‌ها: https://t.me/Archive_Enghelab/614 https://t.me/Archive_Enghelab/108 https://www.youtube.com/watch?v=tJ8yG4Ukc8s ➕ پرسش‌ها و نکات پایانی: استاد کریم زیّانی؛ خانم فروغ ولی‌پور و دکتر حسن شهپری 📍زمان نشر: ۲۹ژانویه۲۰۲۳/ ۹بهمن۱۴۰۱ 🖤به یاد استاد تازه‌درگذشته دکتر ابوالفضل خطیبی و در سوگ محمد حسینی یکی از مظلوم‌ترین جوانانِ قربانیِ ضحاکِ زمانه🖤 ——— منابع بیشتر: https://t.me/Samaak_AM https://t.me/Samaak_MTL ——— با حسن ختامی از جنس کلام #فریدون_مشیری https://soundcloud.com/samaak_inc/ferdowsi-moshiri-p2-gaam-e-nokhostin

فراخوان هنر اعتراضی بنیاد فرهنگی هنری رویا در نظر دارد به نشانه‌ی همدلی با هموطنان‌مان در ایران و در اعتراض به آنچه درماههای اخیر بر مردم عزیزمان گذشته، نمایشگاه و نشست هنر اعتراضی را برگزار نماید. پذیرای آثار ارسالی شما شامل نقاشی، خوش‌نویسی، عکس، مجسمه سازی، گرافیک، تئاتر، فیلم کوتاه، موسیقی، موزیک ویدئو، رقص و همچنین شعر و ترانه هستیم. به همین منظور از همه‌ی هنرمندانی که تمایل به شرکت و همراهی در این همایش را دارند خواهشمندیم، نمونه‌ی آثار هنری خود را به همراه مشخصات کامل صاحب اثر، حداکثر تا تاریخ ۳۱ ژانویه ۲۰۲۳، به آدرس ایمیل دبیرخانه بنیاد royaartcenter@gmail.com ارسال فرمایند.

Repost from N/a
فراخوان شماره یکم مجله آزند از شما دعوت می‌کند تا روایت‌های خود را با موضوع انقلاب «زن، زندگی، آزادی» برای انتشار در شماره یکم ارسال کنید. آ. عکس و تصویرسازی رزولوشن حداقل ۳۰۰ dpi فاقد واترمارک باشد. ارسال فایل آثار تنها از طریق تلگرام و ایمیل ب. متن زبان: فارسی قالب: داستان‌ کوتاه، نامه، خاطره، شعر کلاسیک یا آزاد حداکثر حدود دو هزار و پانصد کلمه آثار برگزیده نوروز ۱۴۰۲ در شماره یکم منتشر و سپس به زبان انگلیسی ترجمه خواهد شد. اولویت انتشار با مطالبی‌ است که در مورد «زن، زندگی، آزادی» و یا مناسبتی باشند یعنی همراه و هم‌گام با اتفاقات روز باشند، مطالبی با تمرکز بر اقلیت‌های قومی، مذهبی و جنسیتی و یادواره کشته‌شدگان انقلاب اخیر ایران. بازنشر و ترجمه مطالب «آزند» فقط با کسب اجازه کتبی از «آزند» امکان‌پذیر است. مهلت ارسال آثار اول اسفند ماه ۱۴۰۱ راه‌های ارسال: از طریق ایمیل azand.mag@gmail.com از طریق توییتر https://twitter.com/AzandMag از طریق اینستاگرام https://www.instagram.com/azand.mag از طریق تلگرام https://t.me/azandmagchat

بعد از مدت‌ها، یک موسیقی ناب تازه...

«نگاهی به مادرانه‌های شعرِ امروز» گرچه در آثارِ قدما (ازجمله نظامی و عطار و سعدی و مولوی) نیز به جایگاهِ مادر توجه‌ یا اشاراتی شده اما مادرانه‌های به‌یادماندنی و متعدّد در شعرِ سدهٔ بیستم سروده‌شده‌است. و جالب‌ آن‌که اگر استثناها (به‌ویژه «ای وای مادرمِ» شهریار) را کناربگذاریم، غالبِ این نمونه‌ها در قالب‌های دیروزی و سنتی سروده‌شده‌است. از میانِ شاعرانِ سدهٔ چهاردهم بیش‌ترین مادرانه‌های درخشان را ایرج‌میرزا سروده. البته از شهریار و بهار و یحیی دولت‌آبادی و (سرگُرد) نگارنده نیز نمونه‌های زیبا در اختیارِ ما است. در شعرِ اخوانِ ثالث و فروغ و مشیری نیز نمونه‌هایی در ستایش از مادر و توجه‌ به دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌های مادرانه می‌توان‌یافت. نیما نیز چندین مادرانه سروده که به‌سبب تأخیر در انتشار کم‌تر به آن‌ها توجه‌شده‌است؛ ازآن‌جمله است قطعاتِ «مادر» و «مادر و وطن» در مجموعهٔ تازه‌منتشرشدهٔ «صدسالِ دگر». نکتهٔ دیگر آن‌که به‌سببِ بیداریِ حسّ وطن‌دوستی ایرانیان در یکی‌دو سدهٔ اخیر، توجه توأمان به مفاهیمِ «مادر» و «وطن» و هم‌انگاریِ این دو مفهوم در ترکیبِ «مامِ وطن» مضمونی مکرّر در شعرِ امروز است. شاعران حتی گاه قطعاتی با عنوانِ «مامِ وطن» نیز سروده‌اند (ازجمله: ادیبِ پیشاوری، ایرج‌میرزا، بهار، پورداوود و نیما). همان‌گونه که آمد در عرصهٔ شعرِ مادر ایرج میرزا سرآمدِ دیگران است. او جز قطعهٔ مشهورِ «داد معشوقه به عاشق پیغام» چندین قطعهٔ دیگر نیز دربارهٔ مادر سروده: «مهرِ مادر» (دو قطعه با این عنوان)، «مادر» (دو قطعه با این عنوان). دو قطعهٔ اخیر («مادر») نیز از زیباترین مادرانه‌های شعرِ فارسی است: _ گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن‌گرفتن آموخت _ پسر رو قدرِ مادر دان که دائم کشد رنجِ پسر بیچاره ‌مادر ایرج‌میرزا گرچه درقیاس‌با بهار و عارف، کم‌تر به وطن‌دوستی مشهور است اما در کلیاتش نشانه‌هایی از این گرایش دیده‌می‌شود. تعابیری هم‌چون «حبّ وطن» (دیوان، به‌اهتمامِ استاد محمدجعفرِ محجوب، نشرِ اندیشه، چ چهارم، ۲۵۳۶، ص۱۰۷)، «مامِ وطن» (۱۷۴)، «وطن‌پرست» (۱۸۳)، «نوجوانانِ وطن» (۱۸۳) و «وطن‌پرست‌نماها» از حسّاسیّتِ او به ایران حکایت‌دارد. او جایی نیز سروده: «وطنِ ما به‌جای مادرِ ما است» (۱۹۴)؛ که درحقیقت شکلِ گسترش‌یافتهٔ ترکیبِ «مامِ وطن» است. قطعهٔ «سازشِ روس و انگلیس» (علیهِ منافعِ ایران) نیز از همین دغدغه حکایت‌دارد (۱۹۲). سخن از مادر که به‌میان‌می‌آید خواه‌ناخواه ذهنِ شاعر و زبانِ شعر به‌سوی عواطفِ رقت‌انگیز و تمهیداتِ رمانتیک سوق‌می‌یابد. یکی از تمهیداتِ تأثیرگذار در مادرانه‌های امروز، پایان‌بندی‌های غیرمنتظره و غافل‌گیرکننده ‌است. و سرآمدِ این عرصه بی‌گمان «قلبِ مادر» ایرج‌میرزا و «ای‌ وای مادرمِ» شهریار است. ازآن‌جا‌که این دو قطعهٔ مشهور، نیازی به نمونه‌آوردن ندارد، درادامه به قطعه‌ای کم‌تر شنیده‌شده اشاره‌خواهد‌شد. شعر سرودهٔ یحیی دولت‌آبادی است. او که مردی فرهنگ‌پرور، و از نخستین مروّجین مدرسه‌سازی و تعلیم و تربیت به‌سبکِ جدید‌‌ بوده، قطعه‌ای سروده با عنوانِ «مهرِ مادر» (۱۳۴۳ ه‍.ق): پسرِ بی‌پدری! برای به‌دست‌آوردنِ داراییِ مادر (که ازقضا برای روزِ دامادی‌ِ خودِ پسر اندوخته‌شده)، گلوی مادر را می‌فشرد و پیکرِ نیمه‌جانش را در چاهی رهامی‌کند: از تهِ چاه به گوشش آمد نالهٔ زارِ حزینی ناگاه: آخرین گفتهٔ مادر این بود: آه فرزند نیفتی در چاه! (اردیبهشت و اشعارِ چاپ‌نشده، چاپخانهٔ مسعودِ سعد، ۱۳۵۴، صص ۱۱_۱۱۰). @azgozashtevaaknoon

برای تغییر ذائقه به‌قول دوستی، نشاط ناشی از دانستن این‌که اون عقبیا هم قطعاً دارن حال می‌کنن! ابی در تجمع سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی در واشینگتن @KhabGard

Repost from Samaak Audio Mag
https://t.me/Samaak_AM/689 📌سرانجامْ او گشت همداستان... ✅بررسی مفاهیم دادخواهی و همبستگی در ادب کهن پارسی با نگاه ویژه به شاهنامه و مثنوی✅ (در آستانه‌ی سالگرد فاجعه‌ی سرنگونی پرواز PS752) ⭕️سرآغاز فصل سوم پادکست مجله‌ی شنیداری سماک و اپیزود ویژه‌ی پادکست مولاناخوانی 📎 دو اپیزود مورد ارجاع از پادکست مولاناخوانی https://t.me/molanakhani/214 https://t.me/molanakhani/239 🎵موسیقی‌ها: https://www.youtube.com/watch?v=ryj22_QNrX4 https://t.me/Archive_Enghelab/539 https://t.me/Archive_Enghelab/538 ➕ متن‌خوانی: وریا حواری‌نسب و پریچهر مافی 📍زمان نشر: سومین سالگرد فاجعه‌ی سرنگونی پرواز PS752 https://t.me/Samaak_AM https://t.me/molanakhani

English will follow پذیرش، التزام، انقلاب! این هدفنامهٔ مشترک بسیاری از ما ایرانیان در سال نوی میلادی است تا هوشمندانه‌تر و س
English will follow پذیرش، التزام، انقلاب! این هدفنامهٔ مشترک بسیاری از ما ایرانیان در سال نوی میلادی است تا هوشمندانه‌تر و سخت‌تر برای ایجاد تغییرات عمیق و اجتناب‌ناپذیر در سرزمین مادری‌مان، ایران تلاش کنیم... دیر یا زود این به توحش مطلق، این جمهوری اسلامی (که درواقع نه جمهوری ست و نه اسلامی) خواهد رفت و ما متعهد به تحقق‌بخشی به این تغییر بزرگ هستیم. تمام تصمیمات شخصی دیگر من برای سال نو نیز کم‌وبیش به همین موضوع مرتبط است و بعداً در مورد آن‌ها خواهم نوشت. برای همه شما سالی سرشار از پذیرش واقع‌بینانه و اقدامات متعهدانه که می‌تواند زندگی شما را شکوفاتر و معنادارتر کند آرزومندم. Acceptance, Commitment, Revolution! This is our communal resolution for 2023 to work better, smarter and harder toward making deep and inevitable changes in our homeland, Iran. Sooner or later, this brutal so-called Islamic Republic - which is actually not Islamic nor Republic- will go, and we are committed to making that happen. All of my other -personal- resolutions are more or less connected to this, and I will write about them later. Wish you all a year full of realistic acceptance and committed action which can make your lives more flourishing and meaningful.

. Acceptance, Commitment, Revolution! . This is our communal resolution for 2023 to work better, smarter and harder toward making deep and inevitable changes in our homeland, Iran. . Sooner or later, this brutal so-called Islamic Republic - which is actually not Islamic nor Republic- will go, and we are committed to making that happen. . All of my other -personal- resolutions are more or less connected to this, and I will write about them later. Wish you all a year full of realistic acceptance and committed action which can make your lives more flourishing and meaningful. . . پذیرش، التزام، انقلاب! این هدفنامۀ مشترک بسیاری از ما در سال نوی میلادی است تا هوشمندانه‌تر و سخت‌تر برای ایجاد تغییرات عمیق و اجتناب‌ناپذیر در سرزمین مادری‌مان، ایران تلاش کنیم. . دیر یا زود این توحش مطلق، این جمهوری اسلامی که در واقع نه اسلامی است و نه جمهوری - خواهد رفت و ما متعهد به تحقق آن هستیم. تمام تصمیمات -شخصی- دیگر من نیز کم و بیش به همین موضوع مرتبط است و بعداً در مورد آنها خواهم نوشت. برای همه شما سالی سرشار از پذیرش واقع بینانه و اقدامات متعهدانه که می تواند زندگیتان را شکوفاتر و معنادارتر کند آرزومندم.

photo content
+2

#یادآوری برنامه امشب ساعت ٧:٣٠ به وقت شرق کانادا: https://t.me/Samaak_MTL/1782 🔻وبینار نَوَد و نهم آکادمی تفکر؛ این بار با همکاری گروه علمی آموزشی سَماک🔻 🔻«کارِ چهارم‌شخصِ مجهول»🔻 مروری بر زندگی و شعر قیصر امین‌پور و اثر ویرانگر انقلاب ۵٧ بر او. با سخنرانی دکتر فرشید سادات‌شریفی و متن‌خوانی گروهی هنرجویان گویندگی 🔻زمان: پنجشنبه پانزدهم دسامبر، ساعت ٧:٣٠ عصر به وقت تورنتو ،مونترال و كرانه شرقى Thursday December 15, 2022 7:30 pm(EST) در پلتفرم زوم. لینک ورود: https://us02web.zoom.us/j/86169638380 شركت در اين جلسات آزاد و رايگان است. 🌹با سپاس و به امید دیدار🌹 ----- https://t.me/thinkingacademy_official https://t.me/Samaak_MTL

#یادآوری قسمت سوم داستان ضحاک حدود ٣ ساعت دیگر: https://t.me/Samaak_MTL/1776

ادامه‌ی مثنوی‌خوانی با داستان جدید #اعرابی_و_سبو امروز سه‌شنبه ۶ دسامبر ۲۰۲۲ (***جلسه‌ی اول استثنائا از ۹ شب و باقی جلسات از
ادامه‌ی مثنوی‌خوانی با داستان جدید #اعرابی_و_سبو امروز سه‌شنبه ۶ دسامبر ۲۰۲۲ (***جلسه‌ی اول استثنائا از ۹ شب و باقی جلسات از ۸:۳۰ به وقت شرق کانادا برگزار می‌شود.***) Join Zoom Meeting https://us02web.zoom.us/j/84456545246?pwd=bG5xd2haVE1qRWZsZzMxOTUyWFovZz09 Meeting ID: 844 5654 5246 Passcode: 657781 —————— https://t.me/TheMontrealPersianBookClub https://t.me/Samaak_MTL

Repost from سایه‌سار
این یادداشت را در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۲۰، به‌مناسبت اسقاط هواپیمای اوکراینی و بلافاصله پس از آن فاجعه نوشته و در همین کانال نشر کرده بودم. برای بازنشرش در شرایط فعلی تردیدهایی داشتم، اما سرانجام به این نتیجه رسیدم که برای بازخوانی آنچه در این سه سال رفته، و به‌منظور بازاندیشی منتشرش کنم. مار خانگی خبر می‌رسد از استعفا، تحریم، انصراف. در روزهای بلازده و ماتم‌باری که از پی فاجعۀ سقوط هواپیمای اوکراینی بر ایران و ایرانیان می‌گذرد، همه‌کس به فکر استعفا و انصراف است البته به‌جز مسببان اصلی فاجعه: زنگیان مستی که تیغ بر کف دارند و کف بر لب و هیچ گوششان باز نیست که های و های! چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشت! انصراف و استعفا از همکاری با ارگان‌های دولتی جنبۀ نمادین بسیار قوی، درست و قابل ‌تحسینی دارد. هرکس در هر مقامی، چه پزشک و هنرمند و استاد دانشگاه و روزنامه‌نویس و ... با پا پس کشیدن از همکاری با ارگان‌های دولت غیرپاسخگو آیینۀ مسئولیت‌ناپذیری مدیران را پیش چشم آنان می‌گیرد؛ مگر خودکامگان بتوانند با چشم‌های علیلشان، از خلال زنگار سال‌ها تکروی و استبداد، حقیقتی در آن ببینند. نفس اعتراض و تقویت جنبه‌های نمادین اعتراض مثبت و دلگرم‌کننده است، اما وانهادن امور مستقل و دست کشیدن از فعالیت‌های مثمرثمر علمی و اجرایی که به دولت وابستگی ندارد در این وانفسا روا نیست و جز ضربه به نازک‌آرای تن ساق گلی که به جانش کِشته‌ایم ثمری ندارد. خودکامه جز این آرزویی ندارد که ما همه قلم‌هایمان را زمین بگذاریم، دوربین‌هایمان را خاموش کنیم، سازهایمان را کنار بگذاریم، کرکرۀ دکان‌هایمان را پایین بکشیم، ننویسیم، نخوانیم، همدیگر را گوشه‌وکنار جلسات نقد کتاب در آغوش نگیریم، در عطر رنگ و بوم و قهوۀ منتشر در فضای گالری‌ها راه نرویم، در سینماها با هم نخندیم، در تئاترها با هم زارزار گریه نکنیم، و هرگز، روی دو صندلی پشت یک میز، کنار هم ننشینیم. سال‌ها همین را خواسته است. سال‌ها برای همین برنامه‌ نوشته است: برای ننوشتن ما، برای خزیدن ما زیر پتوهای سرد اشک و یأس، برای رفتن ما، قهر کردن ما، دم‌فروبستگی ما. از سر خشم و نومیدی، به راه تاریکی که خودکامه برایمان گشاده و گشوده نرویم. قلم‌هایمان را زمین نگذاریم، نمایشگاه‌ها را برگزار کنیم، جلسات را لغو نکنیم، حرکات مستقل فرهنگی و هنری و تجاری را تعطیل نکنیم. به جشنواره‌های دولتی نه بگوییم، تسلیم تصمیمات نادرست وزارتخانه‌ای و بخشنامه‌ای و آیین‌نامه‌ای نشویم، اعتراض کنیم و بجنگیم، اما خودمان را به تباهی و مغاکی که خودکامه ما را در آن هرچه فروتر می‌خواهد نکشانیم. بمانیم با هم. چراغ‌هایی را که با روغن روحمان افروخته‌ایم، چون آتش نامیرای زرتشت، روشن بداریم و دست‌به‌دست بگردانیم تا برسد به نسل بی‌نام‌ونشان فردا. کار کنیم و حرف نیما را یاد آوریم، به خودمان، به رفقا و دوستانمان، به همکاران و هم‌قلمانمان: «آنکه می‌دارد تیمار مرا کار من است.» حالا درست یک هفته است عزاداریم. باید کشتگانمان را به خاک بسپاریم و از خاک سیاه بلند شویم. برای صدمین بار. برای هزارمین بار. با زانوهای زخم، با چشمان اشکبار، با ناخن‌های خراشیده از سختی خاک، با دل ریش و کمر‌های دوتا شده. باید سازها را کوک کنیم، نقاشی‌ها را قاب کنیم، قلم‌ها را جوهر کنیم و بنوازیم از درد، بنویسیم از رنج. بروییم، بروییم، بروییم. روییدن ما خار چشم مار خانگی است. خار شویم در چشمشان، تا کور شود هر آنکه نتواند دید. https://t.me/Sayehsaar

Repost from سایه‌سار
نامۀ سرگشاده به استاد سروش مسئله همین نثر است. دقیقاً همین نثر و بویی که از آن برمی‌خیزد. این نثر پوسیده، این بوطیقای منسوخ، این بلاغت دست‌فرسود، این نجاست مسجع، این چرکِ موزون و مقفا، و این ماندگیِ هوا در حلق‌های ملول که جان‌های جوان از آن به دمی‌ می‌گریزند، چنان‌که پرندگانِ صبحِ حیاط بسطام از کاسۀ آب‌های گندیده. مسئله همین نثر است، آقای دکتر عبدالکریم سروش، فارغ از هرچه در آن، حق‌ یا ناحق، می‌نویسید. مسئله زیباشناسی است: ساختمان این نثر عتیق و عزیز نیست، مقلد و مجلل است و می‌خواهد ما را بر صندلی‌های شکستۀ پادشاهان پیشین بنشاند؛ و مسئله ماییم، که دیگر نمی‌نشینیم. ما پابرهنگی بر صحنِ شیخ‌صفی را پیدا کرده‌ایم و سنگ بی‌مقدار اخوان‌ثالث را لای چمن‌های توس پیدا کرده‌ایم و بوی بازار رشت را پیدا کرده‌‌‌ایم و بر لق‌و‌لقِ کاشی‌‌های کاشان دویده‌ایم و خورشید خراسان بر ما گرم گرم تابیده است. ما ملمع نیستیم، مرصع نیستیم، معنون نیستیم، و کهنه را جای عتیق از دلالان گذشته نمی‌خریم. اصرار فایده ندارد: مسئله ماییم که دیگر از این ساختمان مجلل مرمرین بیرون زده‌ایم و نشسته‌ایم روی سکوهای سلطانیه تا ران‌هایمان خنک شود. من تنها در دفاع از نثر نیست که می‌نویسم، در حفظ حرمت شعر هم هست که می‌نویسم، و شما با این نثر به شعر فارسی هم تجاوز کرده‌اید. شما منبری هستید و گوش دادن به درس‌های شما بی‌کیف و حظی نیست، اما با زبان منبری نمی‌توان نامۀ سیاسی سرگشاده نوشت برای مزید استفادۀ نسلی که در خیابان برای سپاهیانِ تا دندان مسلح سبزی‌پلو با ماهی سرو می‌کنند. چند سال پیش، سر غائلۀ مرتضی پاشایی، بر و بکس از یوسف اباذری‌ـ فیلسوف دیگری که ماری آنتوانت‌وار گفته بود: «این نسل چرا بتهون گوش نمی‌کند؟»‌ـ پذیرایی مختصری کردند، البته نه در حد سبزی‌پلو با ماهی. آن‌موقع وسعشان نمی‌رسید. حالا سفره پهن است، یک‌وقت به شما هم بفرما می‌زنند. دیگر بس است استاد. https://t.me/Sayehsaar