633
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
633
چند کاری که بهتر است هرگز در حق خودتان انجام ندهید.
۱_ خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هر کسی مسیر، زمان و داستان خودش را دارد. موفقیت دیگران چیزی از ارزش شما کم نمیکند. روی رشد خودتان تمرکز کنید، نه روی زندگی دیگران.
۲_ برای جلب رضایت همه تلاش نکنید. هرچقدر هم خوب باشید، باز هم کسی پیدا میشود که از شما خوشش نیاید. زندگیتان را بر اساس خواستههای دیگران نسازید.
۳_ احساساتتان را نادیده نگیرید. غم، خشم، ترس و نگرانی دشمن شما نیستند. آنها پیامهایی هستند که باید شنیده شوند، نه اینکه سرکوب شوند.
۴_ خودتان را دستکم نگیرید. گاهی بزرگترین مانع موفقیت، صدایی است که در ذهنمان مدام میگوید «تو نمیتوانی». به خودتان همانقدر فرصت بدهید که به دیگران میدهید.
۵_ بیش از حد به گذشته فکر نکنید. گذشته برای درس گرفتن است، نه برای زندگی کردن. هر روزی که صرف حسرت دیروز میشود، از امروزتان کم میکند.
۶_ از نه گفتن نترسید. قرار نیست همیشه در دسترس همه باشید. گاهی «نه» گفتن به دیگران، یعنی «بله» گفتن به آرامش خودتان.
۷_ خودتان را به خاطر همه چیز مقصر ندانید. همه اتفاقات زندگی نتیجه اشتباهات شما نیست. بعضی چیزها خارج از کنترل شما هستند و باید پذیرفته شوند.
۸_ روی زخمهایی که هنوز خوب نشدهاند، سرپوش نگذارید. نادیده گرفتن درد، آن را از بین نمیبرد. برای التیام یافتن، باید اول با حقیقت روبهرو شوید.
۹_ ارزش خودتان را به نظر دیگران گره نزنید. اگر خوشحالیتان وابسته به تأیید دیگران باشد، آرامش واقعی را پیدا نخواهید کرد.
۱۰_ از رویاهایتان صرفنظر نکنید. ممکن است مسیر طولانیتر از چیزی باشد که فکر میکردید، اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
۱۱_ مراقبت از خودتان را به تعویق نیندازید. سلامتی، آرامش و حال خوب شما یک تجمل نیست؛ یک ضرورت است.
۱۲_ از شروع دوباره نترسید. گاهی پایان یک مسیر، آغاز بهترین فصل زندگی است.
۱۳_ کینهها را برای مدت طولانی با خودتان حمل نکنید. کینه بیشتر از هر کس دیگری، صاحبش را خسته میکند.
۱۴_ برای اشتباهاتتان خودتان را نبخشیده رها نکنید. همه انسانها اشتباه میکنند. رشد کردن یعنی یاد گرفتن، نه مجازات کردن همیشگی خود.
۱۵_ فراموش نکنید که مهمترین رابطه زندگیتان، رابطهای است که با خودتان دارید. اگر با خودتان مهربان باشید، زندگی هم مهربانتر به نظر خواهد رسید.
633
چند کاری که بهتر است هرگز در حق خودتان انجام ندهید.
۱_ خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هر کسی مسیر، زمان و داستان خودش را دارد. موفقیت دیگران چیزی از ارزش شما کم نمیکند. روی رشد خودتان تمرکز کنید، نه روی زندگی دیگران.
۲_ برای جلب رضایت همه تلاش نکنید. هرچقدر هم خوب باشید، باز هم کسی پیدا میشود که از شما خوشش نیاید. زندگیتان را بر اساس خواستههای دیگران نسازید.
۳_ احساساتتان را نادیده نگیرید. غم، خشم، ترس و نگرانی دشمن شما نیستند. آنها پیامهایی هستند که باید شنیده شوند، نه اینکه سرکوب شوند.
۴_ خودتان را دستکم نگیرید. گاهی بزرگترین مانع موفقیت، صدایی است که در ذهنمان مدام میگوید «تو نمیتوانی». به خودتان همانقدر فرصت بدهید که به دیگران میدهید.
۵_ بیش از حد به گذشته فکر نکنید. گذشته برای درس گرفتن است، نه برای زندگی کردن. هر روزی که صرف حسرت دیروز میشود، از امروزتان کم میکند.
۶_ از نه گفتن نترسید. قرار نیست همیشه در دسترس همه باشید. گاهی «نه» گفتن به دیگران، یعنی «بله» گفتن به آرامش خودتان.
۷_ خودتان را به خاطر همه چیز مقصر ندانید. همه اتفاقات زندگی نتیجه اشتباهات شما نیست. بعضی چیزها خارج از کنترل شما هستند و باید پذیرفته شوند.
۸_ روی زخمهایی که هنوز خوب نشدهاند، سرپوش نگذارید. نادیده گرفتن درد، آن را از بین نمیبرد. برای التیام یافتن، باید اول با حقیقت روبهرو شوید.
۹_ ارزش خودتان را به نظر دیگران گره نزنید. اگر خوشحالیتان وابسته به تأیید دیگران باشد، آرامش واقعی را پیدا نخواهید کرد.
۱۰_ از رویاهایتان صرفنظر نکنید. ممکن است مسیر طولانیتر از چیزی باشد که فکر میکردید، اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
۱۱_ مراقبت از خودتان را به تعویق نیندازید. سلامتی، آرامش و حال خوب شما یک تجمل نیست؛ یک ضرورت است.
۱۲_ از شروع دوباره نترسید. گاهی پایان یک مسیر، آغاز بهترین فصل زندگی است.
۱۳_ کینهها را برای مدت طولانی با خودتان حمل نکنید. کینه بیشتر از هر کس دیگری، صاحبش را خسته میکند.
۱۴_ برای اشتباهاتتان خودتان را نبخشیده رها نکنید. همه انسانها اشتباه میکنند. رشد کردن یعنی یاد گرفتن، نه مجازات کردن همیشگی خود.
۱۵_ فراموش نکنید که مهمترین رابطه زندگیتان، رابطهای است که با خودتان دارید. اگر با خودتان مهربان باشید، زندگی هم مهربانتر به نظر خواهد رسید.
633
...
** چند کاری که بهتر است هرگز در حق خودتان انجام ندهید.**
۱_ خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هر کسی مسیر، زمان و داستان خودش را دارد. موفقیت دیگران چیزی از ارزش شما کم نمیکند. روی رشد خودتان تمرکز کنید، نه روی زندگی دیگران.
۲_ برای جلب رضایت همه تلاش نکنید. هرچقدر هم خوب باشید، باز هم کسی پیدا میشود که از شما خوشش نیاید. زندگیتان را بر اساس خواستههای دیگران نسازید.
۳_ احساساتتان را نادیده نگیرید. غم، خشم، ترس و نگرانی دشمن شما نیستند. آنها پیامهایی هستند که باید شنیده شوند، نه اینکه سرکوب شوند.
۴_ خودتان را دستکم نگیرید. گاهی بزرگترین مانع موفقیت، صدایی است که در ذهنمان مدام میگوید «تو نمیتوانی». به خودتان همانقدر فرصت بدهید که به دیگران میدهید.
۵_ بیش از حد به گذشته فکر نکنید. گذشته برای درس گرفتن است، نه برای زندگی کردن. هر روزی که صرف حسرت دیروز میشود، از امروزتان کم میکند.
۶_ از نه گفتن نترسید. قرار نیست همیشه در دسترس همه باشید. گاهی «نه» گفتن به دیگران، یعنی «بله» گفتن به آرامش خودتان.
۷_ خودتان را به خاطر همه چیز مقصر ندانید. همه اتفاقات زندگی نتیجه اشتباهات شما نیست. بعضی چیزها خارج از کنترل شما هستند و باید پذیرفته شوند.
۸_ روی زخمهایی که هنوز خوب نشدهاند، سرپوش نگذارید. نادیده گرفتن درد، آن را از بین نمیبرد. برای التیام یافتن، باید اول با حقیقت روبهرو شوید.
۹_ ارزش خودتان را به نظر دیگران گره نزنید. اگر خوشحالیتان وابسته به تأیید دیگران باشد، آرامش واقعی را پیدا نخواهید کرد.
۱۰_ از رویاهایتان صرفنظر نکنید. ممکن است مسیر طولانیتر از چیزی باشد که فکر میکردید، اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
۱۱_ مراقبت از خودتان را به تعویق نیندازید. سلامتی، آرامش و حال خوب شما یک تجمل نیست؛ یک ضرورت است.
۱۲_ از شروع دوباره نترسید. گاهی پایان یک مسیر، آغاز بهترین فصل زندگی است.
۱۳_ کینهها را برای مدت طولانی با خودتان حمل نکنید. کینه بیشتر از هر کس دیگری، صاحبش را خسته میکند.
۱۴_ برای اشتباهاتتان خودتان را نبخشیده رها نکنید. همه انسانها اشتباه میکنند. رشد کردن یعنی یاد گرفتن، نه مجازات کردن همیشگی خود.
۱۵_ فراموش نکنید که مهمترین رابطه زندگیتان، رابطهای است که با خودتان دارید. اگر با خودتان مهربان باشید، زندگی هم مهربانتر به نظر خواهد رسید.
633
...
چند کاری که بهتر است هرگز در حق خودتان انجام ندهید.
۱_ خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هر کسی مسیر، زمان و داستان خودش را دارد. موفقیت دیگران چیزی از ارزش شما کم نمیکند. روی رشد خودتان تمرکز کنید، نه روی زندگی دیگران.
۲_ برای جلب رضایت همه تلاش نکنید. هرچقدر هم خوب باشید، باز هم کسی پیدا میشود که از شما خوشش نیاید. زندگیتان را بر اساس خواستههای دیگران نسازید.
۳_ احساساتتان را نادیده نگیرید. غم، خشم، ترس و نگرانی دشمن شما نیستند. آنها پیامهایی هستند که باید شنیده شوند، نه اینکه سرکوب شوند.
۴_ خودتان را دستکم نگیرید. گاهی بزرگترین مانع موفقیت، صدایی است که در ذهنمان مدام میگوید «تو نمیتوانی». به خودتان همانقدر فرصت بدهید که به دیگران میدهید.
۵_ بیش از حد به گذشته فکر نکنید. گذشته برای درس گرفتن است، نه برای زندگی کردن. هر روزی که صرف حسرت دیروز میشود، از امروزتان کم میکند.
۶_ از نه گفتن نترسید. قرار نیست همیشه در دسترس همه باشید. گاهی «نه» گفتن به دیگران، یعنی «بله» گفتن به آرامش خودتان.
۷_ خودتان را به خاطر همه چیز مقصر ندانید. همه اتفاقات زندگی نتیجه اشتباهات شما نیست. بعضی چیزها خارج از کنترل شما هستند و باید پذیرفته شوند.
۸_ روی زخمهایی که هنوز خوب نشدهاند، سرپوش نگذارید. نادیده گرفتن درد، آن را از بین نمیبرد. برای التیام یافتن، باید اول با حقیقت روبهرو شوید.
۹_ ارزش خودتان را به نظر دیگران گره نزنید. اگر خوشحالیتان وابسته به تأیید دیگران باشد، آرامش واقعی را پیدا نخواهید کرد.
۱۰_ از رویاهایتان صرفنظر نکنید. ممکن است مسیر طولانیتر از چیزی باشد که فکر میکردید، اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
۱۱_ مراقبت از خودتان را به تعویق نیندازید. سلامتی، آرامش و حال خوب شما یک تجمل نیست؛ یک ضرورت است.
۱۲_ از شروع دوباره نترسید. گاهی پایان یک مسیر، آغاز بهترین فصل زندگی است.
۱۳_ کینهها را برای مدت طولانی با خودتان حمل نکنید. کینه بیشتر از هر کس دیگری، صاحبش را خسته میکند.
۱۴_ برای اشتباهاتتان خودتان را نبخشیده رها نکنید. همه انسانها اشتباه میکنند. رشد کردن یعنی یاد گرفتن، نه مجازات کردن همیشگی خود.
۱۵_ فراموش نکنید که مهمترین رابطه زندگیتان، رابطهای است که با خودتان دارید. اگر با خودتان مهربان باشید، زندگی هم مهربانتر به نظر خواهد رسید.
۱_ خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هر کسی مسیر، زمان و داستان خودش را دارد. موفقیت دیگران چیزی از ارزش شما کم نمیکند. روی رشد خودتان تمرکز کنید، نه روی زندگی دیگران.
۲_ برای جلب رضایت همه تلاش نکنید. هرچقدر هم خوب باشید، باز هم کسی پیدا میشود که از شما خوشش نیاید. زندگیتان را بر اساس خواستههای دیگران نسازید.
۳_ احساساتتان را نادیده نگیرید. غم، خشم، ترس و نگرانی دشمن شما نیستند. آنها پیامهایی هستند که باید شنیده شوند، نه اینکه سرکوب شوند.
۴_ خودتان را دستکم نگیرید. گاهی بزرگترین مانع موفقیت، صدایی است که در ذهنمان مدام میگوید «تو نمیتوانی». به خودتان همانقدر فرصت بدهید که به دیگران میدهید.
۵_ بیش از حد به گذشته فکر نکنید. گذشته برای درس گرفتن است، نه برای زندگی کردن. هر روزی که صرف حسرت دیروز میشود، از امروزتان کم میکند.
۶_ از نه گفتن نترسید. قرار نیست همیشه در دسترس همه باشید. گاهی «نه» گفتن به دیگران، یعنی «بله» گفتن به آرامش خودتان.
۷_ خودتان را به خاطر همه چیز مقصر ندانید. همه اتفاقات زندگی نتیجه اشتباهات شما نیست. بعضی چیزها خارج از کنترل شما هستند و باید پذیرفته شوند.
۸_ روی زخمهایی که هنوز خوب نشدهاند، سرپوش نگذارید. نادیده گرفتن درد، آن را از بین نمیبرد. برای التیام یافتن، باید اول با حقیقت روبهرو شوید.
۹_ ارزش خودتان را به نظر دیگران گره نزنید. اگر خوشحالیتان وابسته به تأیید دیگران باشد، آرامش واقعی را پیدا نخواهید کرد.
۱۰_ از رویاهایتان صرفنظر نکنید. ممکن است مسیر طولانیتر از چیزی باشد که فکر میکردید، اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
۱۱_ مراقبت از خودتان را به تعویق نیندازید. سلامتی، آرامش و حال خوب شما یک تجمل نیست؛ یک ضرورت است.
۱۲_ از شروع دوباره نترسید. گاهی پایان یک مسیر، آغاز بهترین فصل زندگی است.
۱۳_ کینهها را برای مدت طولانی با خودتان حمل نکنید. کینه بیشتر از هر کس دیگری، صاحبش را خسته میکند.
۱۴_ برای اشتباهاتتان خودتان را نبخشیده رها نکنید. همه انسانها اشتباه میکنند. رشد کردن یعنی یاد گرفتن، نه مجازات کردن همیشگی خود.
۱۵_ فراموش نکنید که مهمترین رابطه زندگیتان، رابطهای است که با خودتان دارید. اگر با خودتان مهربان باشید، زندگی هم مهربانتر به نظر خواهد رسید.
633
چند کاری که بهتر است هرگز در حق خودتان انجام ندهید.
۱_ خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هر کسی مسیر، زمان و داستان خودش را دارد. موفقیت دیگران چیزی از ارزش شما کم نمیکند. روی رشد خودتان تمرکز کنید، نه روی زندگی دیگران.
۲_ برای جلب رضایت همه تلاش نکنید. هرچقدر هم خوب باشید، باز هم کسی پیدا میشود که از شما خوشش نیاید. زندگیتان را بر اساس خواستههای دیگران نسازید.
۳_ احساساتتان را نادیده نگیرید. غم، خشم، ترس و نگرانی دشمن شما نیستند. آنها پیامهایی هستند که باید شنیده شوند، نه اینکه سرکوب شوند.
۴_ خودتان را دستکم نگیرید. گاهی بزرگترین مانع موفقیت، صدایی است که در ذهنمان مدام میگوید «تو نمیتوانی». به خودتان همانقدر فرصت بدهید که به دیگران میدهید.
۵_ بیش از حد به گذشته فکر نکنید. گذشته برای درس گرفتن است، نه برای زندگی کردن. هر روزی که صرف حسرت دیروز میشود، از امروزتان کم میکند.
۶_ از نه گفتن نترسید. قرار نیست همیشه در دسترس همه باشید. گاهی «نه» گفتن به دیگران، یعنی «بله» گفتن به آرامش خودتان.
۷_ خودتان را به خاطر همه چیز مقصر ندانید. همه اتفاقات زندگی نتیجه اشتباهات شما نیست. بعضی چیزها خارج از کنترل شما هستند و باید پذیرفته شوند.
۸_ روی زخمهایی که هنوز خوب نشدهاند، سرپوش نگذارید. نادیده گرفتن درد، آن را از بین نمیبرد. برای التیام یافتن، باید اول با حقیقت روبهرو شوید.
۹_ ارزش خودتان را به نظر دیگران گره نزنید. اگر خوشحالیتان وابسته به تأیید دیگران باشد، آرامش واقعی را پیدا نخواهید کرد.
۱۰_ از رویاهایتان صرفنظر نکنید. ممکن است مسیر طولانیتر از چیزی باشد که فکر میکردید، اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
۱۱_ مراقبت از خودتان را به تعویق نیندازید. سلامتی، آرامش و حال خوب شما یک تجمل نیست؛ یک ضرورت است.
۱۲_ از شروع دوباره نترسید. گاهی پایان یک مسیر، آغاز بهترین فصل زندگی است.
۱۳_ کینهها را برای مدت طولانی با خودتان حمل نکنید. کینه بیشتر از هر کس دیگری، صاحبش را خسته میکند.
۱۴_ برای اشتباهاتتان خودتان را نبخشیده رها نکنید. همه انسانها اشتباه میکنند. رشد کردن یعنی یاد گرفتن، نه مجازات کردن همیشگی خود.
۱۵_ فراموش نکنید که مهمترین رابطه زندگیتان، رابطهای است که با خودتان دارید. اگر با خودتان مهربان باشید، زندگی هم مهربانتر به نظر خواهد رسید.
@simar50
#خودسازی
#حال_خوب
#مدیتیشن
#آرامش_درون
633
پیروزیِ بیترجمه؛ چگونه جمهوری اسلامی دستاورد نظامی ایران را به فرصت سیاسی و اقتصادی تبدیل نکرد؟
بخش سوم | پیروزی سیاسی یا پیروزیسوزی؟
مشکل جمهوری اسلامی، کمبود ابزار قدرت نیست؛ اسارت در «اقتدارنماییِ بیبازده» است. گویی هر فرصت ملی باید بیدرنگ خرج نمایش قدرت شود، نه آنکه به سرمایهای برای آینده ایران تبدیل گردد.
قدرت واقعی، آن نیست که هر روز به نمایش گذاشته شود؛ قدرت واقعی، آن است که دیگران بر اساس وجود آن، رفتار و محاسبات خود را تغییر دهند.
مهمترین سرمایهای که پس از جنگ برای ایران شکل گرفت، تصویری بود که بخش مهمی از افکار عمومی جهان از کشوری در حال دفاع از خود دریافت کرد؛ سرمایهای که جمهوری اسلامی با تصمیمهای شتابزده میتواند آن را نیز از میان ببرد.
مردم ایران هزینه این ایستادگی را با جان، امنیت، اقتصاد و آینده خود پرداخت کردهاند. طبیعی است که انتظار داشته باشند نتیجه این هزینهها، کاهش تحریمها، گشایش اقتصادی، افزایش سرمایهگذاری، آرامش و ثبات باشد؛ نه ورود به دور تازهای از بحران.
سیاست، هنر جلوگیری از جنگ بعدی است؛ نه مقدمهچینی برای آن.
به همین دلیل، ارزش واقعی هر پیروزی نظامی زمانی آشکار میشود که به پیروزی سیاسی و سپس به پیروزی اقتصادی ترجمه شود.
اگر این ترجمه انجام نشود، تاریخ درباره تعداد موشکها، عملیاتها و شعارها داوری نخواهد کرد؛ بلکه خواهد نوشت چگونه حکومتی، یکی از مهمترین دستاوردهای ژئوپلیتیکی ایران را به دلیل ناتوانی در مدیریت سیاسی و غلبه نگاه ایدئولوژیک، از میان برد.
امروز جمهوری اسلامی بار دیگر بر سر همان دوراهی همیشگی ایستاده است؛ انتخاب میان تأمین منافع ملی یا اسارت در ایدئولوژی و شعار. تجربه چهار دهه گذشته، متأسفانه امید چندانی به انتخاب نخست باقی نگذاشته است.
اگر حکومتی با اولویت دادن به منافع ملی بر ایران حاکم بود، تنگه هرمز میتوانست به سکوی رفع تحریمها، بازسازی اقتصاد، شکلدهی به نظم امنیتی جدید منطقه و افزایش قدرت چانهزنی ایران تبدیل شود. اما تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که اغلب فرصتهای بزرگ، قربانی محاسبات ایدئولوژیک و امنیتی شدهاند.
امروز مسئله اصلی، دفاع یا مخالفت با یک حکومت نیست؛ مسئله، دفاع از منافع ملی ایران است. حکومتی که نتواند یک دستاورد ژئوپلیتیکی را به رفاه مردم، امنیت پایدار و افزایش قدرت چانهزنی کشور تبدیل کند، در حقیقت سرمایهای را که ملت با سنگینترین هزینهها به دست آورده است، به هدر داده است.
جنگ، یک دستاورد ژئوپلیتیکی برای ایران ایجاد کرد؛ اما تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که این نظام، بیش از آنکه در ساختن فرصتها مهارت داشته باشد، در سوزاندن آنها سابقه دارد. اگر این بار نیز دستاورد تنگه هرمز، به جای آنکه به رفع تحریمها، بازسازی اقتصاد و تقویت جایگاه ایران بینجامد، صرف نمایشهای پرهزینه و شعارهای ایدئولوژیک شود، تاریخ این شکست را نه به پای جنگ، بلکه به پای سوءمدیریت جمهوری اسلامی خواهد نوشت.
گاه یک تصمیم ایدئولوژیک، خسارتی به ایران وارد میکند که هزار موشک دشمن قادر به ایجاد آن نیست.
@simar50
633
پیروزیِ بیترجمه؛ چگونه جمهوری اسلامی دستاورد نظامی ایران را به فرصت سیاسی و اقتصادی تبدیل نکرد؟
بخش سوم | پیروزی سیاسی یا پیروزیسوزی؟
مشکل جمهوری اسلامی، کمبود ابزار قدرت نیست؛ اسارت در «اقتدارنماییِ بیبازده» است. گویی هر فرصت ملی باید بیدرنگ خرج نمایش قدرت شود، نه آنکه به سرمایهای برای آینده ایران تبدیل گردد.
قدرت واقعی، آن نیست که هر روز به نمایش گذاشته شود؛ قدرت واقعی، آن است که دیگران بر اساس وجود آن، رفتار و محاسبات خود را تغییر دهند.
مهمترین سرمایهای که پس از جنگ برای ایران شکل گرفت، تصویری بود که بخش مهمی از افکار عمومی جهان از کشوری در حال دفاع از خود دریافت کرد؛ سرمایهای که جمهوری اسلامی با تصمیمهای شتابزده میتواند آن را نیز از میان ببرد.
مردم ایران هزینه این ایستادگی را با جان، امنیت، اقتصاد و آینده خود پرداخت کردهاند. طبیعی است که انتظار داشته باشند نتیجه این هزینهها، کاهش تحریمها، گشایش اقتصادی، افزایش سرمایهگذاری، آرامش و ثبات باشد؛ نه ورود به دور تازهای از بحران.
سیاست، هنر جلوگیری از جنگ بعدی است؛ نه مقدمهچینی برای آن.
به همین دلیل، ارزش واقعی هر پیروزی نظامی زمانی آشکار میشود که به پیروزی سیاسی و سپس به پیروزی اقتصادی ترجمه شود.
اگر این ترجمه انجام نشود، تاریخ درباره تعداد موشکها، عملیاتها و شعارها داوری نخواهد کرد؛ بلکه خواهد نوشت چگونه حکومتی، یکی از مهمترین دستاوردهای ژئوپلیتیکی ایران را به دلیل ناتوانی در مدیریت سیاسی و غلبه نگاه ایدئولوژیک، از میان برد.
امروز جمهوری اسلامی بار دیگر بر سر همان دوراهی همیشگی ایستاده است؛ انتخاب میان تأمین منافع ملی یا اسارت در ایدئولوژی و شعار. تجربه چهار دهه گذشته، متأسفانه امید چندانی به انتخاب نخست باقی نگذاشته است.
اگر حکومتی با اولویت دادن به منافع ملی بر ایران حاکم بود، تنگه هرمز میتوانست به سکوی رفع تحریمها، بازسازی اقتصاد، شکلدهی به نظم امنیتی جدید منطقه و افزایش قدرت چانهزنی ایران تبدیل شود. اما تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که اغلب فرصتهای بزرگ، قربانی محاسبات ایدئولوژیک و امنیتی شدهاند.
امروز مسئله اصلی، دفاع یا مخالفت با یک حکومت نیست؛ مسئله، دفاع از منافع ملی ایران است. حکومتی که نتواند یک دستاورد ژئوپلیتیکی را به رفاه مردم، امنیت پایدار و افزایش قدرت چانهزنی کشور تبدیل کند، در حقیقت سرمایهای را که ملت با سنگینترین هزینهها به دست آورده است، به هدر داده است.
جنگ، یک دستاورد ژئوپلیتیکی برای ایران ایجاد کرد؛ اما تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که این نظام، بیش از آنکه در ساختن فرصتها مهارت داشته باشد، در سوزاندن آنها سابقه دارد. اگر این بار نیز دستاورد تنگه هرمز، به جای آنکه به رفع تحریمها، بازسازی اقتصاد و تقویت جایگاه ایران بینجامد، صرف نمایشهای پرهزینه و شعارهای ایدئولوژیک شود، تاریخ این شکست را نه به پای جنگ، بلکه به پای سوءمدیریت جمهوری اسلامی خواهد نوشت.
گاه یک تصمیم ایدئولوژیک، خسارتی به ایران وارد میکند که هزار موشک دشمن قادر به ایجاد آن نیست.
@simar50
633
پیروزیِ بیترجمه؛ چگونه جمهوری اسلامی دستاورد نظامی ایران را به فرصت سیاسی و اقتصادی تبدیل نکرد؟
بخش سوم | پیروزی سیاسی یا پیروزیسوزی؟
مشکل جمهوری اسلامی، کمبود ابزار قدرت نیست؛ اسارت در «اقتدارنماییِ بیبازده» است. گویی هر فرصت ملی باید بیدرنگ خرج نمایش قدرت شود، نه آنکه به سرمایهای برای آینده ایران تبدیل گردد.
قدرت واقعی، آن نیست که هر روز به نمایش گذاشته شود؛ قدرت واقعی، آن است که دیگران بر اساس وجود آن، رفتار و محاسبات خود را تغییر دهند.
مهمترین سرمایهای که پس از جنگ برای ایران شکل گرفت، تصویری بود که بخش مهمی از افکار عمومی جهان از کشوری در حال دفاع از خود دریافت کرد؛ سرمایهای که جمهوری اسلامی با تصمیمهای شتابزده میتواند آن را نیز از میان ببرد.
مردم ایران هزینه این ایستادگی را با جان، امنیت، اقتصاد و آینده خود پرداخت کردهاند. طبیعی است که انتظار داشته باشند نتیجه این هزینهها، کاهش تحریمها، گشایش اقتصادی، افزایش سرمایهگذاری، آرامش و ثبات باشد؛ نه ورود به دور تازهای از بحران.
سیاست، هنر جلوگیری از جنگ بعدی است؛ نه مقدمهچینی برای آن.
به همین دلیل، ارزش واقعی هر پیروزی نظامی زمانی آشکار میشود که به پیروزی سیاسی و سپس به پیروزی اقتصادی ترجمه شود.
اگر این ترجمه انجام نشود، تاریخ درباره تعداد موشکها، عملیاتها و شعارها داوری نخواهد کرد؛ بلکه خواهد نوشت چگونه حکومتی، یکی از مهمترین دستاوردهای ژئوپلیتیکی ایران را به دلیل ناتوانی در مدیریت سیاسی و غلبه نگاه ایدئولوژیک، از میان برد.
امروز جمهوری اسلامی بار دیگر بر سر همان دوراهی همیشگی ایستاده است؛ انتخاب میان تأمین منافع ملی یا اسارت در ایدئولوژی و شعار. تجربه چهار دهه گذشته، متأسفانه امید چندانی به انتخاب نخست باقی نگذاشته است.
اگر حکومتی با اولویت دادن به منافع ملی بر ایران حاکم بود، تنگه هرمز میتوانست به سکوی رفع تحریمها، بازسازی اقتصاد، شکلدهی به نظم امنیتی جدید منطقه و افزایش قدرت چانهزنی ایران تبدیل شود. اما تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که اغلب فرصتهای بزرگ، قربانی محاسبات ایدئولوژیک و امنیتی شدهاند.
امروز مسئله اصلی، دفاع یا مخالفت با یک حکومت نیست؛ مسئله، دفاع از منافع ملی ایران است. حکومتی که نتواند یک دستاورد ژئوپلیتیکی را به رفاه مردم، امنیت پایدار و افزایش قدرت چانهزنی کشور تبدیل کند، در حقیقت سرمایهای را که ملت با سنگینترین هزینهها به دست آورده است، به هدر داده است.
جنگ، یک دستاورد ژئوپلیتیکی برای ایران ایجاد کرد؛ اما تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که این نظام، بیش از آنکه در ساختن فرصتها مهارت داشته باشد، در سوزاندن آنها سابقه دارد. اگر این بار نیز دستاورد تنگه هرمز، به جای آنکه به رفع تحریمها، بازسازی اقتصاد و تقویت جایگاه ایران بینجامد، صرف نمایشهای پرهزینه و شعارهای ایدئولوژیک شود، تاریخ این شکست را نه به پای جنگ، بلکه به پای سوءمدیریت جمهوری اسلامی خواهد نوشت.
گاه یک تصمیم ایدئولوژیک، خسارتی به ایران وارد میکند که هزار موشک دشمن قادر به ایجاد آن نیست.
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo
