631
Subscribers
-324 hours
-37 days
-430 days
Posts Archive
631
....
تو احمق نبودی...
#محمود_مقدّسی
تقصیر تو نیست، اوضاع خراب است. تو آدمِ ضعیفی نبودی، اوضاع خراب است.
تو دیوانه نبودی و نیستی، اوضاع خراب است. تو احمق و گیج نیستی، اوضاع خراب است.
خودت را محاکمه نکن، تو نمیتوانستی برای هر تصمیمت به جای یک دولت یا به جای کل جهان فکر کنی و بعد تصمیم بگیری.
تو نمیتوانستی همه چیز را پیشبینی کنی و تازه اگر پیشبینی میکردی نمیتوانستی باور کنی، یا حتی اگر باور میکردی که به اینجا میرسیم، چیزی نمیتوانست تو را یکسره مصون کند.
تو هرقدر هم هشیار میبودی نمیتوانستی به جبرهای گوناگون غلبه کنی.
تو رفتهای و داری درد میکشی (کم هم نه)، ماندهای و داری درد میکشی (لحظه به لحظه)، رشته مورد علاقهات را خواندهای و داری درد میکشی (میگویی کاش کار پولسازتری میداشتی)، رشتۀ مورد علاقهات را نخواندهای و داری درد میکشی (چون همان که قرار بود علیرغم بیعلاقگی از نظر مالی مصونت کند هم نمیکند)
وارد رابطه شدهای و داری درد میکشی (از دوری، از هزینههای رابطه، از نگرانی برای او و خودت و از ابهام آینده)
جدا شدهای و داری درد میکشی (که حالا باید همۀ اینها را تنها از سر بگذرانی، یا علاوه بر درد همه، دردِ تنهایی و زخمهای جدایی را هم داری)
مشاوره و درمان رفتهای و داری درد میکشی (آخر جادو که نیست، دردِ بیرون را که یکسره چاره نمیکند)، هیچ کدام از این کارها را نکردهای و داری درد میکشی (ابزارهای جدیدی هم برای فهمیدن وکاری کردن پیدا نکردهای).
واقعیت این است که نمیشد درد نکشی. بیا و این درد ِاضافه که «میشد درد نکشی» و تو اشتباه بودی که داری اینطور درد میکشی را تا جای ممکن کمتر بکشیم.
اوضاع خراب است و این خرابی آنچنانِ هر کدام از ما را آنچنانتر کرده. اوضاع خراب است و این خرابی، هزینههای نحوۀ بودن هر کدام از ما را بیشتر کرده است
همین.
اگر اوضاع بهتر بود، هر کدام از ما آدم معمولیای بودیم که با همۀ نقصها و ندانستههایمان زندگی میکردیم و برای دردهای معمولمان هم دنبال چارهای میگشتیم.
بیا و خرابیِ اوضاع را به حساب خودت ننویس. بیا سهمِ دردِ ناگزیرمان را برداریم و شانه زیرِ بار دردهای جدیدی نبریم.
@simar50
#اوضاع_خراب_است
631
...
هر ملتی حکومتی که سزاوارش هست را میسازد، سزاوار ما ایرانیان چیست؟!
#امید_فراغت
وقتی از نویسنده روسی آنتون چخوف درباره ماهیت جوامع_ شکستخورده پرسش شد، او پاسخ داد: در جوامع شکست خورده، به ازای هر فرد عاقل، هزار احمق وجود دارد و به ازای هر کلمه آگاهانه، هزار کلمه احمقانه. بیشتر همیشه احمق باقی میمانند و دائماً خردمندان را شکست میدهند.
اگر میبینید: موضوعات بیاهمیت بر بحثها غالب هستند و افراد سبکسر در مرکز صحنه قرار دارند؛ پس شما درباره یک جامعه بسیار شکست خورده سخن میگویید.
به آهنگهای بیمعنی نگاه کنید!
میلیونها تن آنها را میخوانند، با آنها میرقصند، و خوانندگان آنها به ستارههای درخشانی تبدیل میشوند که نظراتشان در امور زندگی در نظر گرفته میشود!
در مورد دانشمندان، نویسندگان و متفکران؟ هیچ کس آنها را نمیشناسد، و هیچ کس به آنها ارزش یا وزنی نمیدهد.
مردم کسانی را دوست دارند که آنها را بیهوش میکنند، نه کسانی را که آنها را بیدار میکنند.
آنها کسانی را دوست دارند که با چیزهای بیاهمیت آنها را میخندانند، بیشتر از کسانی که با حقیقت به آنها آسیب میرسانند.
خطر جهل در اینجاست: دموکراسی برای جوامع جاهل مناسب نیست! زیرا اکثریت جاهل سرنوشت شما را تعیین خواهند کرد.
یک دانشجوی افغانی ميگفت: زمان تحصيلم در سوئيس با يكی از اساتيد دانشگاهمان رفتيم كافه نزديك دانشگاه تا قهوه بخوريم. حرف از حكومت و اوضاع بد افغانستان شد كه استاد سخن جالبی گفت كه همواره در ذهنم نقش بست.
استادم گفت: فكر نكن برای كشورها قرعهكشی كردهاند و مردم سوئيس به خاطر شانس خوب اين حكومت گيرشان آمده و مردم افغانستان بد شانس بودند و به اين روز افتادند، بلكه هر ملتی حكومتی كه سزاورش هست را ميسازد و اتفاقا مردم سوئيس حقشان داشتن حكومتی اينچنين هست و افغانها هم لياقتشان بيشتر از اينی كه دارند، نيست!
دوستم مي گفت: كمی احساس حقارت كردم، به همين خاطر پرسيدم: افغانها چه كاری بايد انجام دهند تا تغيير كنند؟
استاد فنجان قهوه رو از كنار دهانش پائين آورد و لبخندی زد و گفت: هر سوئيسی در سال 10 كتاب ميخواند، تو اگر يك افغانی را ديدی از طرف من به او بگو چنانچه مردم كشورت سالی يك كتاب بخوانند كشورت تغيير خواهد كرد.
این راه حل به کشورهای مشابه نیز قابل تعمیم است. قانونی داریم که همیشه درست است: ما به محیطمان عادت میکنیم. اگر با آدمهای بدبخت نشست و برخاست کنید، کم کم به بدبختی عادت میکنید و فکر میکنید که این طبیعی است. اگر با آدم های غرغرو همنشین باشید عیبجو و غرغرو میشوید و آن را طبیعی میدانید. اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت میشوید؛ ولی در نهایت شما هم عادت میکنید به دیگران دروغ بگویید و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت.
اگر با آدمهای شاد و پر انگیزه دمخور شوید؛ شما هم شاد و پرانگیزه میشوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است.
تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین میکشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی شوید...
@simar50
