546
Subscribers
+224 hours
+27 days
-230 days
Posts Archive
546
ما خود آن زمستانیم...داستان جامجهانی هم جالب است. گروهی از وطندوستان پارهوقت که تا چهار سال پیش فرق توپ و طالبی را نمیدانستند، حالا پیله کردهاند به مردم که الا و بلا همه باید هوادار تیم ملی باشند، هر کسی برای بازیهای این تیم شوق و ذوق نداشته باشد ایرانی نیست و مهملاتی از این دست. گونه عجیبی از جانداران هستند اینها؛ هرگز ککشان هم برای فقر و گرفتاری و صدای در گلو خشکیده مردم نگزیده و اگر پا بدهد، حتی روی صد روز بیاینترنتی ملت هم ماله میکشند، اما رگ گردنشان برای بازی ایران و نیوزیلند قلمبه میشود! حقهبازهای رقتانگیز... برای گدایی حمایت، دوره افتادهاند که اگر تیم ملی ببازد، فردا کاری به چیزی ندارند و در تاریخ خواهند نوشت «ایران» باخت. خب ایران باخته دیگر؛ مگر غیر از این است؟ ایران باخت، چون رفاه و رونق و شادی و آبادی و زندگی چند نسل از آدمهایش پشت دشمنی با آمریکا و مذاکرات مضحک از این اتاق به آن اتاق تباه شد، اما حالا که قافیه برای خود آقایان تنگ شده، مشکلی با تفاهم و توافق و ملاقات حضوری و ماچ ماچ بوس بوس ندارند. ایران باخت، چون صدها میلیارد دلار از ثروت ملتش، بیآنکه هیچوقت از آنها پرسیده شود صرف غنیسازی شد و حالا چکیده آن پروژه جانفرسا صرفا به یک آیتم برای معامله با غرب تبدیل شده، بلکه یکهزارم آن ضرر نقد را نصفه و نسیه پس بگیرند. ایران باخت، چون لابد لازم بود بالای دو میلیون نفر بیکار شوند و به زانو در بیایند تا قالیباف ناگهان یادش بیاید: «باید سنگر را از بچههای لانچر تحویل بگیریم و دنبال زندگی راحت برای مردم باشیم.» عجب! ایران باخت، چون در گذر زمان تکتک دلخوشیهای کوچک مردمانش بر باد رفت؛ از تلویزیون و جشنواره کتاب و فیلم فجر که به پاتوق پولسوزی و لفت و لیس حکومتیها تبدیل شد تا انبوه مطبوعات اخته و بیبخار که به جای نوشتن از درد مردم، در تملق و مجیزگویی از هم سبقت میگیرند. ایران باخت، چون روی کاغذ یک تیم به اصطلاح «ملی» برایش درست کردهاند که بازیکنان دستآموزش سه سال پیش، وسط عزای ملت به شوق یک حواله خودرو پشتک میزدند. ایران باخت، چون تقویم پارسال ملیپوشانش «دی» نداشت، کر و کور بودند، در و دیوار بودند. ته تهش میخواهید پنج گل به بلژیک و مصر بزنید دیگر؛ حیف، اگر هموطنمان بودید، حتما خوشحال میشدیم. ما هنوز خود آن زمستانیم، حوصله بهار بیعارتان را نداریم. @simar50 #رسول_بهروش
546
ما خود آن زمستانیم...
داستان جامجهانی هم جالب است. گروهی از وطندوستان پارهوقت که تا چهار سال پیش فرق توپ و طالبی را نمیدانستند، حالا پیله کردهاند به مردم که الا و بلا همه باید هوادار تیم ملی باشند، هر کسی برای بازیهای این تیم شوق و ذوق نداشته باشد ایرانی نیست و مهملاتی از این دست. گونه عجیبی از جانداران هستند اینها؛ هرگز ککشان هم برای فقر و گرفتاری و صدای در گلو خشکیده مردم نگزیده و اگر پا بدهد، حتی روی صد روز بیاینترنتی ملت هم ماله میکشند، اما رگ گردنشان برای بازی ایران و نیوزیلند قلمبه میشود! حقهبازهای رقتانگیز...
برای گدایی حمایت، دوره افتادهاند که اگر تیم ملی ببازد، فردا کاری به چیزی ندارند و در تاریخ خواهند نوشت «ایران» باخت. خب ایران باخته دیگر؛ مگر غیر از این است؟ ایران باخت، چون رفاه و رونق و شادی و آبادی و زندگی چند نسل از آدمهایش پشت دشمنی با آمریکا و مذاکرات مضحک از این اتاق به آن اتاق تباه شد، اما حالا که قافیه برای خود آقایان تنگ شده، مشکلی با تفاهم و توافق و ملاقات حضوری و ماچ ماچ بوس بوس ندارند. ایران باخت، چون صدها میلیارد دلار از ثروت ملتش، بیآنکه هیچوقت از آنها پرسیده شود صرف غنیسازی شد و حالا چکیده آن پروژه جانفرسا صرفا به یک آیتم برای معامله با غرب تبدیل شده، بلکه یکهزارم آن ضرر نقد را نصفه و نسیه پس بگیرند. ایران باخت، چون لابد لازم بود بالای دو میلیون نفر بیکار شوند و به زانو در بیایند تا قالیباف ناگهان یادش بیاید: «باید سنگر را از بچههای لانچر تحویل بگیریم و دنبال زندگی راحت برای مردم باشیم.» عجب!
ایران باخت، چون در گذر زمان تکتک دلخوشیهای کوچک مردمانش بر باد رفت؛ از تلویزیون و جشنواره کتاب و فیلم فجر که به پاتوق پولسوزی و لفت و لیس حکومتیها تبدیل شد تا انبوه مطبوعات اخته و بیبخار که به جای نوشتن از درد مردم، در تملق و مجیزگویی از هم سبقت میگیرند. ایران باخت، چون روی کاغذ یک تیم به اصطلاح «ملی» برایش درست کردهاند که بازیکنان دستآموزش سه سال پیش، وسط عزای ملت به شوق یک حواله خودرو پشتک میزدند. ایران باخت، چون تقویم پارسال ملیپوشانش «دی» نداشت، کر و کور بودند، در و دیوار بودند. ته تهش میخواهید پنج گل به بلژیک و مصر بزنید دیگر؛ حیف، اگر هموطنمان بودید، حتما خوشحال میشدیم. ما هنوز خود آن زمستانیم، حوصله بهار بیعارتان را نداریم.
@simar50
#رسول_بهروش
546
** ما خود آن زمستانیم...**
داستان جامجهانی هم جالب است. گروهی از وطندوستان پارهوقت که تا چهار سال پیش فرق توپ و طالبی را نمیدانستند، حالا پیله کردهاند به مردم که الا و بلا همه باید هوادار تیم ملی باشند، هر کسی برای بازیهای این تیم شوق و ذوق نداشته باشد ایرانی نیست و مهملاتی از این دست.
گونهی عجیبی از جانداران هستند اینها؛ هرگز ککشان هم برای فقر و گرفتاری و صدای در گلوخشکیده مردم نگزیده و اگر پا بدهد، حتی روی صد روز بیاینترنتی ملت هم ماله میکشند، اما رگ گردنشان برای بازی ایران قلمبه میشود!
حقهبازهای رقتانگیز...
برای گدایی حمایت، دوره افتادهاند که اگر تیم ملی ببازد، فردا کاری به چیزی ندارند و در تاریخ خواهند نوشت «ایران» باخت. خب ایران باخته دیگر؛ مگر غیر از این استایران باخت ؛ ؛**
چون رفاه و رونق و شادی و آبادی و زندگی چند نسل از آدمهایش پشت دشمنی با آمریکا و مذاکرات مضحک از این اتاق به آن اتاق تباه شد، اما حالا که قافیه برای خود آقایان تنگ شده، مشکلی با تفاهم و توافق و ملاقات حضوری و ماچ ماچ بوس بوس ندارندایران باخت؛ ؛ **
چون صدها میلیارد دلار از ثروت ملتش، بیآنکه هیچوقت از آنها پرسیده شود صرف غنیسازی شد و حالا چکیدهی آن پروژهی جانفرسا صرفا به یک آیتم برای معامله با غرب تبدیل شده، بلکه یکهزارم آن ضرر نقد را نصفه و نسیه پس بگیرندایران باخت؛ت؛**
چون لابد لازم بود بالای دو میلیون نفر بیکار شوند و به زانو در بیایند تا قالیباف ناگهان یادش بیاید: «باید سنگر را از بچههای لانچر تحویل بگیریم و دنبال زندگی راحت برای مردم باشیم.» عجبایران باخت؛ت؛**
چون در گذر زمان، تکتک دلخوشیهای کوچک مردمانش بر باد رفت؛ از تلویزیون و جشنوارهی کتاب و فیلم فجر که به پاتوق پولسوزی و لفت و لیس حکومتیها تبدیل شد تا انبوه مطبوعات اخته و بیبخار که به جای نوشتن از درد مردم، در تملق و مجیزگویی از هم سبقت میگیرندایران باخت؛ت؛**
چون روی کاغذ، یک تیم به اصطلاح «ملی» برایش درست کردهاند که بازیکنان دستآموزش سه سال پیش، وسط عزای ملت به شوق یک حوالهی خودرو پشتک میزدندایران باخت؛ت؛**
چون تقویم پارسال ملیپوشانش «دی» نداشت، کر و کور بودند، در و دیوار بودند. ته تهش میخواهید پنج گل به بلژیک و مصر بزنید دیگر؛ حیف، اگر هموطنمان بودید، حتما خوشحال میشدیم. ما هنوز خود آن زمستانیم، حوصله بهار بیعارتان را نداریم.
@simar50
#رسول_بهروش
546
ما خود آن زمستانیم...
داستان جامجهانی هم جالب است. گروهی از وطندوستان پارهوقت که تا چهار سال پیش فرق توپ و طالبی را نمیدانستند، حالا پیله کردهاند به مردم که الا و بلا همه باید هوادار تیم ملی باشند، هر کسی برای بازیهای این تیم شوق و ذوق نداشته باشد ایرانی نیست و مهملاتی از این دست. گونه عجیبی از جانداران هستند اینها؛ هرگز ککشان هم برای فقر و گرفتاری و صدای در گلو خشکیده مردم نگزیده و اگر پا بدهد، حتی روی صد روز بیاینترنتی ملت هم ماله میکشند، اما رگ گردنشان برای بازی ایران و نیوزیلند قلمبه میشود! حقهبازهای رقتانگیز...
برای گدایی حمایت، دوره افتادهاند که اگر تیم ملی ببازد، فردا کاری به چیزی ندارند و در تاریخ خواهند نوشت «ایران» باخت. خب ایران باخته دیگر؛ مگر غیر از این است؟ ایران باخت، چون رفاه و رونق و شادی و آبادی و زندگی چند نسل از آدمهایش پشت دشمنی با آمریکا و مذاکرات مضحک از این اتاق به آن اتاق تباه شد، اما حالا که قافیه برای خود آقایان تنگ شده، مشکلی با تفاهم و توافق و ملاقات حضوری و ماچ ماچ بوس بوس ندارند. ایران باخت، چون صدها میلیارد دلار از ثروت ملتش، بیآنکه هیچوقت از آنها پرسیده شود صرف غنیسازی شد و حالا چکیده آن پروژه جانفرسا صرفا به یک آیتم برای معامله با غرب تبدیل شده، بلکه یکهزارم آن ضرر نقد را نصفه و نسیه پس بگیرند. ایران باخت، چون لابد لازم بود بالای دو میلیون نفر بیکار شوند و به زانو در بیایند تا قالیباف ناگهان یادش بیاید: «باید سنگر را از بچههای لانچر تحویل بگیریم و دنبال زندگی راحت برای مردم باشیم.» عجب!
ایران باخت، چون در گذر زمان تکتک دلخوشیهای کوچک مردمانش بر باد رفت؛ از تلویزیون و جشنواره کتاب و فیلم فجر که به پاتوق پولسوزی و لفت و لیس حکومتیها تبدیل شد تا انبوه مطبوعات اخته و بیبخار که به جای نوشتن از درد مردم، در تملق و مجیزگویی از هم سبقت میگیرند. ایران باخت، چون روی کاغذ یک تیم به اصطلاح «ملی» برایش درست کردهاند که بازیکنان دستآموزش سه سال پیش، وسط عزای ملت به شوق یک حواله خودرو پشتک میزدند. ایران باخت، چون تقویم پارسال ملیپوشانش «دی» نداشت، کر و کور بودند، در و دیوار بودند. ته تهش میخواهید پنج گل به بلژیک و مصر بزنید دیگر؛ حیف، اگر هموطنمان بودید، حتما خوشحال میشدیم. ما هنوز خود آن زمستانیم، حوصله بهار بیعارتان را نداریم.
@simar50
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
