خیال بی مرز...
Open in Telegram
453
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
خورشید صفت
بخند برهر چه که هست
بر شاخه ی صبح
خنده هایت زیباست ...
#معصومه_صابر
#صبح_بخیر
@border0
💕
اگر زندگانی برای باور کردن
و دوست داشتن است
من مدتها باور کردهام
و دوست داشتهام.
مدتها راست گفتهام
و دروغ شنیدهام!
حال دیگر بس است...!
#نیما_یوشیج
@border0
💕
تنهایی خیلی باشکوهه به نظر من،
یعنی احساس تنهایی..
اگر تو بفهمیش و اگه درکش کنی.
برای این که تنهایی به تو امکان حضوردر هرجایی که میخوای رو بهت میده، با تخیل.
در تنهایی با هر آدمی میتونی گفتگو کنی،
هر وقت دلت بخواد،
هر جوایی از جانت او میتونی به خودت بدی،
میتونی تنها به قاضی بری
و خوشحال برگردی.
ولی چجوری میتونی با یه آدم دیگه این کار رو بکنی،
این معنیش نیست که آدم خودخواهه،
خود پسنده، خود شیفتگی داره،
دیگران رو قبول نداره.
میتونم بگم من در تنهایی آدم بهتریام.
همونطور که درخت در تنهایی درختتره،
آدم هم در تنهایی آدمتره.
#عباس_کیارستمی
@border0
صبح
دست بر شانهی خستگی میگذارد
آفتاب به اتاق میرسد
در آستانهی بیداری
دل با تمام تردیدهایش
سلام میدهد به زندگی
به جمعههای بیپایان
#بهار_ذوالفقاری
#صبح_آدینه_بخیر
@border0
شب
پیشِ چشمانش خزید،
خسته از تکرارِ طعمِ مرگ،
در طلبِ نوری
نوشید از رویایِ صبر
شعلهای از عشق برنخاست
تنها خاکستری ماند،
که خوابِ آتش میدید
#بهار_ذوالفقاری
@border0
Repost from کافه خیال
من به تقلید از این دنیا
کشیده شدم به سمت چشمانت
که آشنا بودند به من
به عادت هایم
به خواسته هایم
به لحظه هایم
آری من به تقلید
با عشق به چشمانت
زندگی را با شوق زندگی کردم
#آذر_فراهانی
@Azar_farahanii
💕
گفتم این کیست
که پیوسته مرا میخواند
خنده زد از بن جانم
که منم، ایرانم
گفتم ای جان و جهان
چشم و چراغ دل من
من همان عاشق دیرینهی جان افشانم
به هوای تو
جهان گرد سرم میگردد
ورنه دور از تو
همین سایهی سرگردانم
#هوشنگ_ابتهاج
@border0
پدیدار از تو آمد صُبح عالم
خوشا عالم، خوشا صبح و خوشا من...
#صبح_بخیر_زندگی 🌹
@border0
در جهانی که سیاهی،
بر هر خیال سایه افکنده،
چشمهایت را بگشا؛
نگذار تاریکی،
تو را تا آستان سقوط ببرد.
#صبح، با دستانی پر از نور،
به سوی تو میآید.
از خویش که برآیی،
جهانی در تو آغاز خواهد شد
#بهار_ذوالفقاری
@border0
صبح آفتابی میشود
توی چشمانی که خواب
رد پا یش را جا گذاشته
همراه با صدای پرنده ای که
انگار شانه میکشد
به تار خیالاتش
به دنبال چه هستی ،...
چشمانت را باز کن
به راهی که زندگی
روی خوشش را نشان داده
#آذر_فراهانی
#صبحتون_زیبا
@border0
در عمق این سکوتِ فرسوده،
صدایی میلرزد شبیهِ تو
چشمهایت، آتشیست پنهان.
پل میزنم
از کدورتِ خواب تا واژه...
دستم را بگیر،
بگذار این خیالِ آشفته
از لبهی جهان بیفتد
شب، با ما به پایان میرسد
و جهان،
آغاز...
#بهار_ذوالفقاری
@border0
Repost from کافه خیال
زنگ در خانه
انگشتی که بی قرار روی زنگ مانده
گوشی آیفون
و خاطره ی شنیدن یک صدا
صدایی که به رهایی شباهت داشت
چون نسیمی آزاد درمسیر زندگی
خوب گوش بده
عاشقانه های مرا از بر میخواند
انگار به آغوش میکشد خیالم را
#آذر_فراهانی
@Azar_farahanii
💕
روزهای عشق چقدر شیریناند
رؤیاهایش چه گوارایند
غم واندوه شبهایش چقدر تلخاند
و هراسهایش چقدر زیادند
#جبران_خلیل_جبران
مترجم : الهام صالحی
@border0
فرو ریخت شب،
از شانههای خستهی باد،
بغضِ کبوتران
در چشم پنجره شکست
تو گم شدی
میان دود و هیاهو
کوچه،
دیگر ،قدمهایت را ندید
زخمهایت،
چون پیراهنی کهنه،
نشست بر تن خاطرهها
اکنون منم،
ایستاده، چون درختی تنها
در حاشیهی فراموشی،
که ردِّ تبرهایت را
با حلقههای صبر
میشمارد
تا ژرفای جان
#بهار_ذوالفقاری
@border0
