en
Feedback
خیال بی مرز...

خیال بی مرز...

Open in Telegram

‌در سطرهای بی‌مرز خیال، ‌واژه‌ها نفس می‌کشند…

Show more
453
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
عشق می‌رسد تا تو را زیر و رو کند #شیما_سبحانی @border0

💕 حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم و افتاد حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم و تر شد #سهراب_سپهری @border0

💕 ‏خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقی تو ساخته‌اند؛ پر التهاب، اندوهگین، خسته و زیبا… #نزار_قبانی @border0

اگر همه جا تاریک بود دوباره بنگر شاید نور خودت باشی #صبح_بخیر @border0

#گروس_عبدالملکیان @border0
#گروس_عبدالملکیان @border0

💕 شانه ات کو وطن؟! یک اقیانوس گریه دارم در چشم محکم در آغوش بگیر مرا پیکر زخمی ات امن ترین خانه ی دنیاست هنوز... #مینا_آقازاده @border0

امید رو جایگزین ترس کنید انرژی امید اگر فراگیر بشه بی شک ترس و ظلم و تاریکی رو نابود میکنه @border0
امید رو جایگزین ترس کنید انرژی امید اگر فراگیر بشه بی شک ترس و ظلم و تاریکی رو نابود میکنه @border0

صدای قدم‌های نور به کوچه رسید، نفسِ خورشید بر گونه‌های خاک افتاد وطن شکفت، در روشنایی روز سرود زندگی با سپیده ، جانِ دوباره گ
صدای قدم‌های نور به کوچه رسید، نفسِ خورشید بر گونه‌های خاک افتاد وطن شکفت، در روشنایی روز سرود زندگی با سپیده ، جانِ دوباره گرفت #بهار_ذوالفقاری #صبح_بخیر @border0

photo content

گفتم زمانِ عِشرَت دیدی که چون سر آمد؟ گفتا #خموش حافظ کـاین غصّه هم سر آید #حافظ @border0

#رضا_کاظمی @border0
#رضا_کاظمی @border0

فصل پرواز من گذشته بال و پری نمانده نزیسته زیسته ام در هنوز بر حریر سیاه شب نوشیده ام بارها ، شعر رنج راه نمی برند درمان نمی شوند روزهای گره دار بی فروغ به صبح نمی رسد این گاهشمار سخت نامیمون #بهار_ذوالفقاری @border0

#استوری @border0

💕 همان طور که دیروز سیگارم هفته‌ی قبل خودکارم و ماه پیش آن کتابچه‌ی شعر شاملو را پیدا کردم تو را هم خواهم یافت فقط امیدوارم حوصله داشته باشی گوش‌هایت حرف‌های یک عمر بیخوابی را به زبان من بدهکار است! #علی_سلطانی @border0

#شفیعی_کدکنی @border0
#شفیعی_کدکنی @border0

دوباره یاد تو افتاد بر خاطر، با عطری که بوی رفتن می‌داد، و نگاهی که هنوز عشق را در فنجان چشمانت پنهان کرده بود. #بهار_ذوالفقاری @border0

💕 نه شانه‌ای برای گریه، نه آغوشی برای آرام گرفتن، نه دلی که منطق سرش شود و حالم را بفهمد! تنها مانده‌ام، میان بایدهایی که با نون[نباید] شروع شدند! و کاش‌هایی که کاش ماندند. در سرزمینی که دوست داشتن، گناهی است که مجازاتش دوست داشته نشدن است؛ تمام سهم من از عشق، یک قصه‌ی ناتمام بود... #آصف_گنجی @border0

#فروغ_فرخزاد @border0

💕 لبخندش ناشی از قدرتش بود و گرنه درونِ پر آشوبی داشت... @border0