en
Feedback
کاریز

کاریز

Open in Telegram

کاریز، قصه‌ای‌ست از صبرِ زمین و امیدِ انسان

Show more
724
Subscribers
-224 hours
-37 days
-1230 days
Posts Archive
✔️علی کریمی و‌سه قاب تامل‌برانگیز ✍🏻سهند ایرانمهر‏ قاب اول: ‏علی کریمی کار به اصطلاح سیاسی‌اش را با فحاشی شروع کرد، حالا هم همان‌ها که برایش هورا می‌کشیدند مشغول فحاشی به او هستند. ‏قاب دوم: ‏چند روز پیش ویدیویی می‌دیدم از همان‌ها که مقیم آمریکا هستند و خود را « گارد جاویدان» نامیده‌اند، در حال به اصطلاح تمرین نظامی در جنگل، به رخ‌کشیدن سلاحشان و دست‌انداختن آنهایی که از کتاب‌خوانی و آگاهی حرف می‌زنند. ‏قاب سوم: ‏ چندی پیش یکی از این افراد با اشاره به رمان‌هایم پای نوشته‌ای از من کامنت گذاشته بود: « برو رمانت را بنویس». ‏سخن آخر: در رمان اولم «گزارش آخرین تابستان» از زبان شخصیتی در رمان که در گذشته چریک بود و حالا با گذشت چندهه با نگاهی عبرت‌انگیز دارد از خاطرات آن دورانش می‌گوید از قول او نوشتم:« ما فکر می‌کردیم می‌شود خشونتی که در خیابان بکار گرفتیم را همانجا پشت در خانه بگذاریم و در خانه جور دیگری زندگی کنیم». ‏ ماجرای امروز علی کریمی یکی از نمودهای تحقق وضعیتی است که برای کسی که بجای به رخ کشیدن اسلحه یا تیزی فحش‌های آبدارش کمی کتاب و رمان خوانده چیزی عجیب و غیرقابل‌پیش‌بینی نیست. گاهی آدم برای فرار از خشونتی که بر او رفته، دقیقاً همان خشونت را به دیگری منتقل می‌کند. برای فرار از تحقیر، تحقیر می‌کند. برای اینکه دیگر قربانی نباشد، قربانی می‌سازد. برای اینکه دیگر زیر دست کسی نباشد، دست خودش را روی دیگری بلند می‌کند و وقتی که مبتکر این راه شد قربانی همان هم می‌شود و دیدن این آدم‌ها و تجربه آنهاست که نشان می‌دهد دانستن و خواندن و درک این روش نافرجام، دیگر یک فضیلت تزئینی نیست، راهی است برای اینکه در این چرخه نیفتید و از وارونه‌شدن معادله تعجب نکنید. @sahandiranmehr

آمریکاستیزی یا ایران‌ستیزی؟! پایان راهبرد نه جنگ و نه صلح گفتگوی محمد فاضلی جامعه‌شناس با ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل و مطالعات خاورمیانه دانشگاه جانز هاپکینز لینک گفتگوی کامل

دلایل بی‌اعتمادی تهران به تفاهم‌نامه با آمریکا گفت‌وگوی علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بحران بین‌المللی، با ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل و مطالعات خاورمیانه دانشگاه جانز هاپکینز

دلایل بی‌اعتمادی تهران به تفاهم‌نامه با آمریکا گفت‌وگوی علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بحران بین‌المللی، با ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل و مطالعات خاورمیانه دانشگاه جانز هاپکینز مجری(علی واعظ): یکی از موضوعاتی که برای بسیاری از مردم مبهم است این است که چرا ایران توافقی را که عموماً به‌عنوان توافقی به سود ایران توصیف می‌شد، بر سر کنترل تنگه هرمز و مسیر جنوبی آن کنار گذاشت؛ مسیری که در بهترین حالت تنها حدود ۲۰ درصد از تردد دریایی را پوشش می‌دهد. این مسئله باعث شده درباره انگیزه‌های ایران ابهام ایجاد شود. آیا مشوق‌های اقتصادی وعده‌داده‌شده به ایران کافی نبود، یا اینکه آمریکا آنها را عملی نکرد؟ آیا کنترل تنگه هرمز تا این اندازه برای ایران اهمیت دارد که حاضر باشد منافع اقتصادی نسبتاً سخاوتمندانه پیش‌بینی‌شده در تفاهم‌نامه(MOU) را فدا کند؟ یا اینکه ایران در اینجا بیش از حد ریسک کرده و دست خود را بیش از اندازه رو کرده است؟ یا مانند آنچه درباره آمریکا گفته می‌شود، این وضعیت ناشی از اختلافات داخلی در ایران است؟ برداشت شما چیست؟ ولی نصر: به نظر من، زمانی که این تفاهم‌نامه امضا شد، همان‌طور که فیل (Philip Gordon) اشاره کرد، این توافق «بیش از حد خوب بود که واقعی باشد.» یعنی آمریکا امتیازهای زیادی داده بود. برداشت ایران این بود که اساساً هیچ مسیر واقعی برای رسیدن به یک توافق بزرگ‌تر از دل این تفاهم‌نامه وجود ندارد و آمریکا تنها برای اینکه نفسی تازه کند و بعد دوباره علیه ایران اقدام کند، آن را امضا کرده است. در واقع، من بارها شنیدم که ایران انتظار داشت دور دیگری از جنگ، با آغاز اسرائیل، آمریکا یا هر دو، تا ماه اکتبر شروع شود. اما این اتفاق بسیار زودتر رخ داد. به نظر من، از همان ابتدا مجموعه‌ای از نشانه‌ها وجود داشت که تهران را متقاعد کرد آمریکا واقعاً به مسیر دیپلماسی متعهد نیست و قصد دارد از تفاهم‌نامه برای تغییر موازنه قدرت به زیان ایران استفاده کند. 1⃣اولین نشانه، نبود هیچ منفعت اقتصادی واقعی بود. یادم هست کسی به من گفت اگر قالیباف حتی با یک میلیارد دلار از دوحه بازمی‌گشت، فضای بحث در ایران کاملاً متفاوت می‌شد. اما آمریکا واقعاً قصد آزاد کردن دارایی‌های بلوکه‌شده ایران را نداشت و معافیت‌های دوماهه فروش نفت نیز تأثیر محسوسی بر مشکلات اقتصادی ایران ایجاد نمی‌کرد. این صرفاً آزمونی بود برای اینکه آیا آمریکا حاضر است حتی کوچک‌ترین گام عملی بردارد یا نه. 2⃣دومین نشانه، پرونده لبنان بود. به نظر من، توافق مربوط به لبنان ایران را متقاعد کرد که آمریکا هرچند در تفاهم‌نامه درباره لبنان با ایران به توافق رسیده بود، اما هرگز قصد اجرای آن را نداشت. در عمل، تقریباً بلافاصله شرایطی فراهم شد که اسرائیل با دعوت، درخواست یا موافقت دولت لبنان در آن کشور حضور و عملیات داشته باشد؛ اقدامی که عملاً نفوذ و نقش ایران در تعیین وضعیت اسرائیل در لبنان را از میان برد. 3⃣سومین نشانه، تحرکات نظامی آمریکا بود. ایرانی‌ها با دقت مشاهده می‌کردند که بلافاصله پس از امضای تفاهم‌نامه، آمریکا حجم زیادی از تجهیزات و نیروهای نظامی خود را به منطقه منتقل کرد؛ گویی انتظار درگیری بیشتر را داشت، نه کاهش تنش. بنابراین، تمام سخنان و تبلیغات درباره تفاهم‌نامه، چه در ایران، چه در غرب و چه در رسانه‌ها، با شواهدی که ایران از آرایش نظامی آمریکا می‌دید همخوانی نداشت. این همان الگویی بود که پیش از جنگ ماه فوریه نیز مشاهده شده بود. 4⃣چهارمین مسئله، موضوع تنگه هرمز بود. ایران مشاهده می‌کرد که آمریکا به‌تدریج ادعای ایران درباره کنترل تنگه را تضعیف می‌کند؛ نخست با تشویق نفتکش‌ها به اینکه اصلاً با ایران برای عبور هماهنگ نکنند و سپس با هدایت آنها به استفاده از مسیر جنوبی. این دو موضوع از نظر ایران جدا از یکدیگر بودند. ایران معتقد بود حتی اگر کشتی‌ها از مسیر جنوبی عبور کنند، باز هم باید عبور خود را با ایران هماهنگ کنند، زیرا این بخشی از مفهوم «کنترل تنگه» از دید تهران است. اما آمریکا کشتی‌ها را تشویق کرد که نه‌تنها با ایران هماهنگ نکنند، بلکه از مسیر جنوبی استفاده کنند. ایران تصمیم گرفت در این نقطه خط قرمز خود را مشخص کند. در آن زمان، آمریکا نیز تصمیم گرفت پاسخ بسیار گسترده‌ای بدهد. این دیگر یک اقدام متقابل محدود نبود، بلکه تشدیدی بزرگ در درگیری بود. برای ایران کاملاً روشن بود که حملات آمریکا به سامانه‌های پهپادی، موشکی و دیگر توانمندی‌های نظامی، با هدف خارج کردن کنترل تنگه هرمز از دست ایران طراحی شده است. به نظر من، نگاه ایران این است که موضوع انتخاب میان منافع اقتصادی و تنگه هرمز نیست. اول اینکه، از دید تهران اساساً هیچ منفعت اقتصادی واقعی وجود نداشت. فکر نمی‌کنم امروز کسی در ایران باور داشته باشد که آمریکا واقعاً قصد اجرای وعده‌های خود در تفاهم‌نامه را داشته است.

پرسنل بندر بوشهر دیشب این‌طوری زیر آتش دشمن مشغول کار بودن تا حتی یک لحظه هم اقتصاد کشور متوقف نشه. شیر مادر حلال‌تون، باغیرت‌ها! 👏 🔗 احمدرضا گودرزی (@Ahmadreza_Gz) 📲 @twittervid_bot

Repost from N/a
کسانی که سربازی رفته‌اند می‌دانند «چهل روز مانده به پایان خدمت» یعنی چه. یعنی روزها را نمی‌شماری؛ ساعت‌ها و لحظه‌ها را می‌شماری. یعنی ذهنت دیگر در پادگان نیست. به خانه فکر می‌کنی، به آدم‌هایی که مدت‌هاست ندیده‌ای، به کارهایی که بعد از خدمت قرار است انجام بدهی؛ به همان چیزهای ساده‌ای که مدت‌هاست منتظرشان هستی. سرباز ما سرباز جان وطن چهل روز با پایان خدمتش فاصله داشت اما ندید و نشد... @Yaddashttttttttt

. شهرنوش پارسی‌پور امروز در ۸۰ سالگی از دنیا رفت. پانزده سال پیش فرصتی دست داد در خانه‌اش چند ساعتی با تو گفت‌وگو کنم که حاصلش به شکل برنامه‌ای نیم‌ساعته از بی‌بی‌سی فارسی پخش شد (تلگرام | یوتوب). آدم جذاب و عجیبی بود. روحش شاد. این چند جمله را هم چند سال پیش درباره‌اش نوشتم: اولین رمانی که از یک نویسنده زن ایرانی منتشر شده «سووشون» سیمین دانشور است (در سال ۱۳۴۸) و دومینش «سگ و زمستان بلند» شهرنوش پارسی‌پور (در سال ۱۳۵۵، به ادعای خود پارسی‌پور). من از او دو کتاب خوانده‌ام: «سگ و زمستان بلند» و «طوبا و معنای شب» که هر دو به نظرم عالی بوده‌اند و طوبا شاهکار. پارسی‌پور ]در مصاحبه‌ای که با او کردم[ درباره نقاط ضعف و قوت خودش و دیگرانی که حتی دشمنش بودند بدون هیچ تعصب و عقده‌ای حرف می‌زد، و بی‌اغراق یکی از کم‌عقده‌ترین و روشن‌ترین آدم‌هایی بود که به عمرم دیده‌ام. پارسی‌پور درباره زندان‌هایش در دوره شاه و بعد از انقلاب، ازدواجش با تقوایی، فقری که همیشه با آن دست‌به‌گریبان بوده و کارهایی که در دهه شصت مجبور شده برای گذران زندگی انجام دهد، استقبالی که از طوبا شد و دردسرهایی که زنان بدون مردان برایش به همراه آورد و ... حرف‌های جالبی می‌زند که بخشی از تاریخ فرهنگی و ادبی ماست. و مهم‌تر از آن، پیشنهاد می‌کنم کتاب‌هایش (مشخصاً این دو تا را که اسم بردم) تهیه کنید و بخوانید.نسخه افستشان در دست‌دوم‌فروشی‌ها پیدا می‌شود. .

Repost from سِدخارجی
ما هم خیلی دوستتون داریم❤️ دمتون گرم که با وجود برخی بی‌مهری‌ها، آبروداری کردید 🇮🇷🫡 @Sedkhareji ✔️

تشویق بازیکنان ایران از جایگاه تماشاگران پایان مسابقه با تساوی ایران و مصر ‏🇮🇷 ایران ۱ 🇪🇬 مصر ۱ ‏ Lumen Field — سیاتل

تکرار اتفاق بازی با بلژیک شادی تماشاگران ایرانی برای گل دوم به مصر، که لحظاتی بعد با تصمیم VAR فروکش کرد (از جایگاه تماشاگران) ‏🇮🇷 ایران vs 🇪🇬 مصر ‏ Lumen Field — سیاتل

اصابت توپ به تیرک دروازه مصر روی ضربه کرنر از جایگاه تماشاگران ‏🇮🇷 ایران vs 🇪🇬 مصر ‏ Lumen Field — سیاتل

مصطفی شبیر پنالتی مهدی طارمی را مهار کرد از جایگاه تماشاگران ‏🇮🇷 ایران vs 🇪🇬 مصر ‏ Lumen Field — سیاتل

لحظه وقوع پنالتی از دست‌رفته برای ایران ‏🇮🇷 ایران vs 🇪🇬 مصر جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ ‏ Lumen Field — سیاتل

گل مهدی طارمی به بلژیک از جایگاه تماشاچیان که توسط وی‌ای‌آر آفساید اعلام شد. ‏🇮🇷 ایران vs 🇧🇪 بلژیک ‏ SoFi Stadium — لس‌آنجلس

لحظه پخش سرود ملی ایران ‏🇮🇷 ایران vs 🇧🇪 بلژیک ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ‏ SoFi Stadium — لس‌آنجلس

از جنس سوگ‌های اصیل جنوب؛ که به تمام مادران داغ‌دیده تقدیم شده، با شعری جان‌دار و نوایی که در دل می‌ماند. تماشایش بی‌اختیار ما را به یاد مستند بی‌تکرارِ «اربعین(۱۳۴۹) ناصر تقوایی و صدای ماندگار «بخشو» می‌اندازد. ایران(نور حقیقت) ساخته: سیدرضاسجادی نوحه‌سرا: عادل آبرخت آهنگساز و تنظیم: سیدرضاسجادی شب دوم محرم ۱۴۴۸هـ/ق ۱۴۰۵

شادی ایرانی‌ها بعد از گل رضائیان از زاویه پشت دروازه نیوزیلند 🇮🇷 ۲ ایران 🇳🇿 ۲ نیوزیلند

گل اول ایران توسط رامین رضاییان از جایگاه تماشاگران و خوشحالی هواداران ایران 🇮🇷 ۲ ایران 🇳🇿 ۲ نیوزیلند

از زاویه‌ای متفاوت در جایگاه تماشاگران گل دوم ایران با ضربه محبی و ارسال تماشایی رضاییان 🇮🇷 ۲ ایران 🇳🇿 ۲ نیوزیلند

پایان بازی از جایگاه تماشاگران ایران ۲ - ۲ نیوزیلند