en
Feedback
دهکده احساس

دهکده احساس

Open in Telegram

شعر چه کردی که....... بهم ریختم ارتباط با ادمین. @Safa6090

Show more
572
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+530 days
Posts Archive
جز اینکه شب به شب از غم غزل قطار کنیم فدای چشم سیاهت بگو چکار کنیم کجای شهر نشستید و گیس میبافید کجای بساط شب و شروه و سه تار کنیم کجاست خانه‌ات ای ماه که همان اطراف حراج شانه و آیینه و انار کنیم غروب پستچی آمد رساند قبضی و گفت بگو که نامه دهد ماهم افتخار کنیم حدیث نفس سلیمان و نوح هم این بود خدا اجازه نداد آشنا سوار کنیم تعارفی که نداریم ، بال و پر زخمیم قفس به فرض که وا شد کجا فرار کنیم به ما نیامده دلتنگ دلبری باشیم به ما نیامده طعم لبی ویار کنیم خدا ذلیل کند آنکه این جدایی را به طالعم دید و خواست که قمار کنیم صدای تق تق کفش تو بر مزار من است خوش آمدی بنشین شربتی تیار کنیم #حامد_عسکری @dehkadeehsass

موی لختت را پریشان کن که شاعر تر شوم انقلابی کن درونم تا منی دیگر شوم تا به امشب هر نمازی خوانده ام بیهوده بود قبله ام شو تا به هر سجّاده ای کافر شوم هرچه عشق آتش بود ققنوس می مانم که در کوره ی آغوش تو هر روز خاکستر شوم قصّه ی ما رقص طوفان و شقایق بود و هست عشق، فرمان داده در دستان تو پرپر شوم جان بجای بیستون ها کَنده ام در وصل تو تا نهایت فاتح آن چشم غارتگر شوم ابتدا عُسر و شقاوت ، آخرش قاف است عشق ترسم آخر روسیاه از این دلِ مضطر شوم ارتش زیبایی ات بر دین و دنیا حاکم است یک تنه باید حریف اینهمه لشکر شوم #مرتضی_شاکری @dehkadeehsass

بی‌تو با خاطره‌های خوش و شیرین چه کنم؟ با دل پر غم و لبخند دروغین چه کنم؟ . من ِبا گریه رفیق ِالکی‌خوش بی‌تو مثلن زنده بمانم که پس از این چه کنم؟ . چشم سرخم همه جا دست مرا رو کرده ست با دوتا چشم دهن‌لق ِخبرچین چه کنم؟ . دل دیوانه‌ی من حرف نمی‌فهمد که! تو بگو؛ با دل لامذهب ِبی‌دین چه کنم؟ . چقَدَر پشت سرم حرف و حدیث است خدا! با چنین مردم نادان ِدهن‌بین چه کنم؟ . پچ‌پچ زیر لب مردم بالا به کنار آه... با شایعه‌ی مردم پایین چه کنم؟ بس که هر لحظه خودم را تُف و لعنت کردم مانده‌ام با اثر این همه نفرین چه کنم! دود سیگار مرا می‌کشد آخر یک شب با هوای خفقان آور ِسنگین چه کنم؟ بعد تو از در و دیوار بلا می‌بارد با غم کوچه و این خانه‌ی غمگین چه کنم؟ عصر هر جمعه و #بستان_فدک... یادت هست؟ بی‌تو با وسعت دلگیر #باراجین چه کنم؟ #فرهاد_شریفی @dehkadeehsass

بی تو مهتاب شبی کوچه تکراری را رفتم و باز به یادت همه اشعاری را که شبانگاه به نام تو سرودم خواندم و در آن ظلمت شب پاکت سیگاری را دود میکردم و با حلقه ی خاکستریش می کشیدم شب و تنهایی و بیداری را یادم آمد که شبی دست من و دستانت رسم کردند چلیپای وفاداری را آسمان محو غزلخوانی ما بود ،ولی ابر و باد و مه و خورشید، ستمکاری را... *** سالها رفته ، ولی شاعر تنها هر شب می رود تا ته آن کوچه ی تکراری را شاید این بار غزلنامه ی او باز شود به سر انگشت غریبانه ی "لیلا"...  "ری را" #سیدجواد_طباطبایی @dehkadeehsass

زمــــان دارد ســـــرِ نـاساز گاری با زمین حتی ازاین بازی خودش هم خسته شد نقش آفرین حتی منـم از شاخه ای افتاده برگی خشک وسر گردان مرا با خود ببـر،ای چشمه جـاری همـــین، حتـی ندادی سهــــم چشما نم به جـــز شبهـــــای بارانی که بنویسم تورا من خیس،هرشب بیش ازاین حتی به شعر من نمی گنجی که توشیـرین ترین شـوری برایت تا بگویم صد غـــــــزل دریـــــــا ترین حتی در این بی تکیه گاهـــی ها چه تنهــــا مانده ام حالا ســــراغم را نمی گیــــری، تو هم ای نازنیـن حتی                            #سیدمحمدرضا_هاشمی_زاده @dehkadeehsass

دلـم هــر دم هــوای گـریــه در کــرب و بــلا دارد هـــوای گـریـه ای بــا نــالـه و اشــک و عــزا دارد اگــر مـاتــم اگــر گــریـه اگــر هِق هِق شـنیـدی تو بـــدان طـفـلی در آن صـحـرا، دلی تــنــگِ اَبــا دارد زدنـد آنـهـا به گـوش دخـتـران و بـچـه هـا سـیـلی کـه گـاهـی دسـت اگــر باشد یکی، آری صــدا دارد تــمــام شــهـر مـی گـریــد، ســراپا نــوحــه و ماتـم که حالی این چنین باشد دو صد بغض و عـزا دارد لبـاس کـعــبه از داغـت سـیـاهی شـد حسین جانم خـــدا گـویا کــه از داغـــت، بــه دل آه و نــوا دارد یـتـیـمم کــرده عـاشـورا و بابا نیـســت در خــانـه ربـابــم گـریـه کــن بر او، جـهــان بـا مـا عــزا دارد چـه هــا کــردنـد قــوم ظـالـمـی مـظلـوم عــالـم را نـبـاشـد واژه را جـایــش، کــه دفـتـر هـا سـزا دارد #مهدی_جلیلی_فر #محرم #عاشورا از همراهان پرمهر کانال #دهکده_احساس @dehkadeehsass

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی شرابی در نگاهت ریخت تا گیرا ترین باشی نمی گنجید روح سرکشت در تنگنای تن دلت را وسعتی بخشید تا دریا ترین باشی تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود که در شمسی ترین منظومه مولانا ترین باشی مقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم تو را آموخت همچون شعله بی پروا ترین باشی خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش تو را تنها پدید آورد تا تنها ترین باشی خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلاها گمان هرگز نمی بردم که واویلا ترین باشی!! #محمدرضا_ترکی @dehkadeehsass

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری تا به حالا نوبت ما بود و حالا دیگری گفته بودی که مرا وقت سفر باید شناخت عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری هر نگاهت صد غزل در دفترم آواره کرد با که حالا سر بگیرند این غزل‌ها؟ دیگری؟ رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان پای گل می‌بارد و می‌چیند آن را دیگری من که نفرینت نکردم روزی اما می‌دهد پاسخ کار تو را حالا خدا یا دیگری #حمید_میرزایی @dehkadeehsass

ای خون اصيلت به شتک ها ز غدیران افشانـده شرف ها به بلندای دلیـران جاری شده از کرب و بلا آمده آنگاه آمیخته با خـون سیاووش در ایـران تـو اختر سرخی که به انگیزه تکثیر ترکید بر آیینه خورشیـد ضمیـران ای جـوهـر سرداری سـرهـاى بریـده وی اصل نمیرندگی نسل نمیـران خرگاه تـو می‌سوخت در اندیشه تاریـخ هر بـار که آتش زده شد بیشه شیـران آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب نظم تـو پراکنده و اردوی تو ویـران و آن روز که با بیرقی از یک تن بی سـر تا شـام شدی قافله سالار اسیـران تا باغ شقایـق بشونـد و بشکوفنـد باید که ز خـون تو بنوشند کویـران تا انـدكى از حـق سخن را بگزارند باید که ز خونت بنگارند دبیـران حدتو رثانیست،عـزاى تـو حماسه است ای کاسته شأن تـو از این معـركه گیـران… #حسین_منزوی @dehkadeehsass

هست آیا مهربان تر از تو در دنیای من؟ هست آیاپاسخی جز"نیست"برآیای من؟ بی تو دنیا غیرخاموشی ندارد،روشن است! با تو زیبا میشود ، دنیای نا زیبای من. گرم خواهد شد زبانم با لبان آتش ات سردخواهد شداگر باشی کنارم"چای من" ترس رسوایی و طاسِ بی خیالی ریختم تا ببازی هرچه را پوشیده ای در پای من شمع هم خاموش شداما نمایان است باز اختلاف رنگِ اعضایِ تو و اعضای من عشق یعنی من،که پا پیچیده ام برپای تو! عشق یعنی تو ،که خوابت میبرد در جای من ماندنی شد وای من!!عهدی که باهم بسته ایم این"کبودی گلو" این "جوهر امضای" من! شب بخیر آرامش شب های نا آرام عشق شب بخیر انگیزه ی بیداری فردای من... #مجتبی_سپید ‌ @dehkadeehsass

غمخوار من به خانه غمها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ میزنند میبینمت برای تماشا ; خوش آمدی! راه نجاتم از شب گیسوی دوست نیست ای دل به آخرین شب دنیا خوش آمدی پایان ماجرای دل و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی! با برف پیری ام سخنی غیر از این نبود منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی ای عشق! ای عزیزترین میهمان عمر! دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی... #فاضل_نظری @dehkadeehsass

راحت   روح   منی    ناز    کشیدن    بلدم آری  آن  زخمه  به  هر  ساز  کشیدن بلدم مگر  امکان   فراموشی   تو  آسان   است ? یک   نظر   گر   نگرم   باز   کشیدن   بلدم نقل یک بار غزل خوانی و زندان بانیست روز  و  شب  از  دهنت   راز  کشیدن بلدم آخر  ای   مرغ   چمن  دیده  به  دنیا  بگشا قمری    باغم     و    پرواز   کشیدن    بلدم بس که از بهر تو من خاطره ها ساخته ام آری   آن    چهره ی    طناز   کشیدن   بلدم نازنینا   به    وصالت    برسم    گر    روزی زاده ی    عشقی   و   طناز   کشیدن   بلدم لب  دریای   نجاتم   بلمی   حاجت   نیست یاربی  گو  که   تو   را   باز   کشیدن   بلدم چه  بگویم  که مرا  ناز  بود  جوهر  و ذات یارم  و  راقب  و   هم   ناز   کشیدن بلدم ‌#رامین_راقب @dehkadeehsass

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟ بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟  بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟ بلدی رقص کنان، تن همه طناز کنی؟ بلدی کف بزنی، ساز و نی و دف بزنی؟ چو قناری بلدی چهچه و آواز کنی؟ به دلم می کشم از طرحِ نگاهت غزلی بلدی با نگهت در دلم اعجاز کنی؟ غزلی از تپش این دلِ خود ساخته ام بلدی عشق مرا در دلِ خود راز کنی؟ دل من سوی تو پر زد، پر و بالش مشکن بلدی با دل من یکسره پرواز کنی؟ پر از احساس نوازش شده سر پنجه ی من بلدی روسریت را تو کمی باز کنی؟ بلدی خط بکشی اسم رقیبانِ مرا؟ بلدی تا به ابد، عشقِ نو آغاز کنی؟ بلدم دل بستانم، بلدی دل بدهی؟ بلدی در دل من جای خودت باز کنی؟ بلدم دل بسپارم، بلدی دل ببَری؟ بلدی تا سند از قلب من احراز کنی #علی_عطارزاده @dehkadeehsass

ناز کن ، عشوه بیا ، ناز خریدن بلدم باز هم حرف بزن ، حرف شنیدن بلدم لب خود تر بکنی ... من به کنارت هستم به قرارِ تو ... فقط زود رسیدن بلدم اشک شوق است که با دیدن تو رود شده من به عشق تو از این رود ، پریدن بلدم روبروی تو فراموش شده پلک زدن ... با همین چشم ، فقط روی تو دیدن بلدم لب تو باغ گلی هست که بر صورت توست من از این باغ ، رُزِ عشقِ تو چیدن بلدم موی تو مخمل نرمی ست ، "نوازش لازم" وَ بر این مخمل شب ، دست کشیدن بلدم کاشکی پیر شوم پای تو و پای دلت بخدا پای همین عشق ، خمیدن بلدم #لاادری @dehkadeehsass

دل من خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟! روی لبخند غمش ، ساز کشیدن بلدی ؟! مبری یاد مرا، خاطره ها را نکُشی ! طرح چشمان مرا باز کشیدن بلدی ؟! غزلی باز بخوان عاشقی از یادم رفت از زبان دل من ،راز کشیدن بلدی ؟! پَرو بالی دگرم نیست ،قفس جایم بود تو هنوز هم پَر پرواز کشیدن بلدی ؟ دفتر عشق من آغشته شد از خاطره ها چهره ی عاشق طناز کشیدن بلدی؟ دل من غرق تمنــــای وصال توشده نقش یک عاشق طناز کشیدن بلدی؟ غرق دریـــا شد ه ام قایق تو جا دارد؟ لنگر عشق بگو باز کشیــدن بلــدی؟ نـــاز کن نـــاز که این کـــار تو است ای خدا راست بگو ناز کشیدن بلدی #فهمیه_زارعی @dehkadeehsass

‍ بلدم حل کنم این دفعه معمای دلـم بلدم... با همه ی  شایـد و امای دلـم بلدی خیره بمانی به نگاهم همه شب؟ گوش جان را بسپاری تو به نجوای دلم؟ تا که من شِکوه کنم از غمِ شبهای بلند تاکه شاید بشوی مونس و مآوای دلم به تماشای تو هرشب دل من غرق نیاز بلـدی  دل بسـپاری به  تمنای  دلــم؟ دل صدپاره ی خود را بلدم هدیه کنم بلدی وصله کنی  دل، به زوایای دلم؟ پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟ تا شوی سوژه ی اشعار فریبای دلم؟ به امیدت بدهم دل به دل قافیه ها؛ بلـدی دل بگُماری به تسـلّای دلـم؟ بنشینم همه شب قصه بگویم؛ بلدی؛ بنشینی همه عمرت تو دگر پای دلم؟ همه ی خاطره ها را بلدی دوره کنی؟ تا که یادت نـرَود خاطـرِ تنهای دلـم؟ بی قضاوت بلدی همدم وهمسایه شوی؟ بگذاری دلِ خود را تو کمـی جای دلم؟ جان خود را سپر درد و بلای تو کنم؛ تا بیایی تو مگـر  بهـرِ مداوای دلـم بلدم پیله کنم تا به دلـم دل بدهـی بلدی سایه شوی بر سر دنیای دلم؟؟ #شیوا_صالحی @dehkadeehsass

بلدم دل بدهم، ناز کشیدن  بلدی؟ دلبری هم بلدم عشوه خریدن بلدی؟ بلدم  پیله کنم  پای تو پروانه  شوم پا به پای من پروانه، پریدن  بلدی؟ #شیوا_صالحی @dehkadeehsass

بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی معنی واژه‌ی دل بردن و بستن بلدی؟ بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟ #شیوا_صالحی @dehkadeehsass

نازِ معشوق گـران است، خریدن بلدی؟ غزل از غـم بنـویسند... شنیـدن بلدی؟ در میانِ همه خوبانِ جهان، باشی اگر... تو بگـو جُـز رُخِ دلدار ندیدن... بلدی؟ #شیوا_صالحی @dehkadeehsass

بلدم شعر ببافم ، بلدم ناز کنم بلدی گیس ببافی؟... بلدی باز کنی؟! تو که استاد سخن نام گرفتی امروز بلدی عشق خودت را به من ابراز کنی؟ دل من مُرده ، نفسهاش همه عاریت است بلدی همچو مسیحا شده ، اعجاز کنی؟ تا بگویم که :"دلم از همه عالم شده رنـ...." حرف من قطع نمایی و تو آغاز کنی وبگویی که :" دلم قاصد ِ مِهر است... ، فقط بلدم عشق ببافم ، بلدی ناز کنی ؟؟!!..." #مریم_نوری @dehkadeehsass