en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

دهکده احساس

دهکده احساس

Open in Telegram

شعر چه کردی که....... بهم ریختم ارتباط با ادمین. @Safa6090

Show more
623
Subscribers
+124 hours
+87 days
+830 days
Attracting Subscribers
Oct '26
October '26
+52
in 0 channels
September '260
in 0 channels
Get PRO
August '260
in 0 channels
Get PRO
July '260
in 0 channels
Get PRO
June '260
in 0 channels
Get PRO
May '26
+6
in 0 channels
Get PRO
April '26
+7
in 0 channels
Get PRO
March '26
+7
in 0 channels
Get PRO
February '26
+16
in 0 channels
Get PRO
January '26
+4
in 0 channels
Get PRO
December '25
+13
in 0 channels
Get PRO
November '25
+22
in 0 channels
Get PRO
October '25
+18
in 1 channels
Get PRO
September '25
+19
in 0 channels
Get PRO
August '25
+23
in 0 channels
Get PRO
July '25
+19
in 0 channels
Get PRO
June '25
+14
in 0 channels
Get PRO
May '25
+25
in 0 channels
Get PRO
April '25
+25
in 0 channels
Get PRO
March '25
+38
in 0 channels
Get PRO
February '25
+29
in 0 channels
Get PRO
January '25
+37
in 1 channels
Get PRO
December '24
+24
in 1 channels
Get PRO
November '24
+43
in 0 channels
Get PRO
October '24
+33
in 0 channels
Get PRO
September '24
+37
in 0 channels
Get PRO
August '24
+69
in 1 channels
Get PRO
July '24
+42
in 0 channels
Get PRO
June '24
+52
in 0 channels
Get PRO
May '24
+45
in 0 channels
Get PRO
April '24
+33
in 0 channels
Get PRO
March '24
+31
in 0 channels
Get PRO
February '24
+14
in 0 channels
Get PRO
January '24
+44
in 1 channels
Get PRO
December '23
+31
in 0 channels
Get PRO
November '23
+32
in 0 channels
Get PRO
October '23
+14
in 0 channels
Get PRO
September '23
+110
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '220
in 0 channels
Get PRO
May '220
in 0 channels
Get PRO
April '220
in 0 channels
Get PRO
March '220
in 0 channels
Get PRO
February '220
in 0 channels
Get PRO
January '220
in 0 channels
Get PRO
December '210
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '210
in 0 channels
Get PRO
September '210
in 0 channels
Get PRO
August '210
in 0 channels
Get PRO
July '210
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+148
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
18 October0
17 October+1
16 October0
15 October+2
14 October+3
13 October+3
Channel Posts
چه شبیخون قشنگی زده آغاز نگاهت باز هم صید خودش کرده مرا ، بازِ نگاهت چشم هایت به من افتاد و مرا باز صدا زد می کَشد پای مرا سوی تو آواز نگاهت چشم زیبای تو را دیدم و این معجزه کافیست من که ایمان به تو آوردم و اعجاز نگاهت آمدم با تو بگویم که به من بی تو چه رفته ست مات و مبهوت شدم من به برانداز نگاهت دوستت دارم و دانی که گرفتار تو هستم میکُشد این دل بیمار مرا ناز نگاهت گوی جادویی چشم تو چنان شیفته ام کرد آمدم تا که بگویی به من آن راز نگاهت تو که زیبایی آمیزش موسیقی و شعری به! چه آهنگ قشنگیست درآن ساز نگاهت کاش حرفی نزند چشم تو از دور شدن ها بدترین لحظه من دوری آن ناز نگاهت #عباس_رسولی_املشی @dehkadeehsass

2
ای عشق قسم خورده به سامان نرسیدی با من به دل خیس خیابان نرسیدی پاییز شد و چشم به راهم که بیایی از مهر گذشتیم و به آبان نرسیدی در کوچه ی یاد تو دلم خواست ببارم ای ابر پر از بغض به باران نرسیدی درد است که باشی و دلم تنگ تو باشد درمانگرِ من...!حیف به درمان نرسیدی چشمت همه ی دار و ندار دل من بود هم پای من اما تو به پایان نرسیدی گفتی که مرا دوست...ولی عهد شکستی حرفی زدی و هیچ به پیمان نرسیدی دیوانه ی چشمان سیاهت شده بودم ای عشق... به دادِ دلِ یاران نرسیدی #آذین_قانع @dehkadeehsass
69
3
‌ ‌‌‌‌‌‌‌ نظری نیست، به حال منت ای ماه، چرا؟ سایه برداشت ز من مهر تو ناگاه چرا؟ روشن است این که مرا، آینه عمر، تویی در تو آهم نکند، هیچ اثر، آه چرا؟ گر منم دور ز روی تو، دل من با توست نیستی هیچ، ز حال دلم آگاه چرا؟ برگرفتی ز سر من، همگی سایه مهر سرو نورسته من، «انبتک الله» چرا؟ دل در آن چاه زنخ مرد و به مویی کارش بر نمی‌آوری، ای یوسف از آن چاه چرا؟ نیک‌خواه توام و روی تو، دلخواه من است می‌رود عمر عزیزم، نه به دلخواه چرا؟ پادشاه منی و من، ز گدایان توام از گدایان، خبری نیستت ای ماه چرا؟ در ازل، خواند به خود حضرت تو سلمان را «حاش لله» که بود، رانده درگاه چرا؟ #سلمان_ساوجی @dehkadeehsass
64
4
من نبودم آن که از من در خیالت ساختی پس تو هم چندان که می گویی مرا نشناختی سرنوشت قهرمانی مثل من این قصه نیست راوی من داستانت را چه بد پرداختی سبز بودم چون صدای کاج در میدان تیر بیرق از پیراهن خونین من افراختی دل خور از دشنام دشمن نیستم، وقتی تو نیز جای دست دوستی خنجر به سویم آختی تا چه قانون جدیدی کشف خواهد شد؟ مرا مثل سیبی نیم بسمل بر زمین انداختی روزگار از چهره ات روبند بر می افکند کنیه اش سهراب بود آن کس که سویش تاختی خیل بیدق ها دمار از شاه در می آورند باز هم این بازی پر ماجرا را باختی.. #علیرضا_بدیع @dehkadeehsass
94
5
لبخند زدن معجزه ی لب رطبی هاست دنیا به خدا تشنه ی گیلاس لبی هاست یک شاخه گل سرخ در آغوش کشیدن این اوج تمنای قوطی حلبی هاست تشبیه شما به غزل و ماه و ستاره همسایه ببخشید که از بی ادبی هاست ناخن بجوی، بغض کنی، قهوه بنوشی این عادت هر روزه ی آدم عصبی هاست گفتی غزلت تازه شده، دست خودم نیست از لطف خرامیدن چادر عربی هاست.. #حامد_عسکری @dehkadeehsass
82
6
نردبان می‌خواست؟یا اَندیشه‌یِ دینار داشت؟ نفعِ خود را دید تنها، هر که با ما کار داشت گَر لباسِ پاره می‌بینی تنم، از فقر نیست آستینم را بُریدم بَس که در خود مار داشت! عقلِ من می‌گفت از معشوقِ عاقل دور باش عقلِ من می‌گفت اما قلبِ من اِصرار داشت هر چه از «دوری» گذشتم باز «دوری» سَر رسید وصلِ او، دورش بگردم، شیوه‌یِ پرگار داشت از حیا می‌گفت و زلفش چشم‌ها را می‌رُبود زیرِ لب اما دَمادَم ذکرِ «یا ستّار» داشت آن صنم گَرچه مسلمان بود از عمقِ وجود گیسوانش نسبتی پیچیده با کفّار داشت! غیرتم جایِ خود اما گاه می‌گویم به خویش تا که قدرم را بداند کاش قبلاً یار داشت... #حسین_نادری @dehkadeehsass
76
7
کاش بین من و او فاصله اجبار نبود.. یا اگر بود، دگر این همه بسیار نبود! غرق در جاده شدیم و نرسیدیم به هم؛ مشكل از فاصله نیست جاده هموار نبود.. قلب من پر شده بود از سبدی شعر و غزل، فقط افسوس مرا ، فرصت اقرار نبود! جرم او كشتن احساس و غزلهای من است.. خاک روی غزلی ریخت که بیمار نبود؛ اشک می ریزم و هی بغض فرو میبرم از فال تلخی كه در آن ، میل به دیدار نبود! خـواستم در دل آشفته‌ی من خانه كند.. كاش بـر روی دلـم ، كـوه غـم آوار نبود، سال ها بـا دل من عـشق هوس بازی كرد؛ عـشق هـم بـا دل ما ثـانـیـه ای یار نبود.. دوستش دارم و عـالم ، هـمه جا باخبرند! حـیف و صد حـیف دگر مهلت انكار نبود.. مـاه مـن، بـاز بـیا چهـره‌ی خود را بنما؛ وعده‌ی ما بـه خدا ایـن همه آزار نبود! #مرتضی_بابایی @dehkadeehsass
78
8
ای آینه ! سرگرم تماشای که بودی؟ بسیار معطر شده ای ! جای که بودی؟ آنقدر زلالی... که عطش شعله ورم کرد آهسته بگو ! محو سراپای که بودی؟ عریانی اش از نازکی طبع تو پیداست... ای یاد فراموش ! معمای که بودی؟ باران فرو ریخته ای ، صافی و بی رنگ نمناکی آغوش تمنای که بودی؟ ای پرده ی احساس بخار از نفست گرم تو مست که و دست که و پای که بودی؟ سرخابی لبریخته بر میز هیاهو پرپر زده ی بستر شبهای که بودی؟ من مات پریشانی روز و شب خویشم تو خیره به آرامش زیبای که بودی؟ #عبدالجبار_کاکایی @dehkadeehsass ‍‍‍‍
78
9
ای گلابِ خوشتر از کاشان بیا ، دوری چرا ؟ در دلم قند و نباتی شیره شد انگور ما محو چشمت شد دل و از من ربودی خواب را ازنگاهم می گریزی چون غزالی تیز پا تا شدم صیدت گرفتار آمدم در دام تو لحظه ای صیاد زیبا رحم کن بر بینوا شهد شیرین چون عسل لبهای تو لیلی بگو دل به مجنون می دهی؟ یا می گریزی در خفا عاشقی بیچاره ام دردم دوا کن ، نازنین نوش دارو بعد مرگم کی کند رنجم دوا سالها در وصف چشمت شعرها گفتم ولی عین و شین و قاف شد زخمی به جانم ، بی وفا #فرزانه_بهمنی @dehkadeehsass
133
10
واقف از حال دلم نیست به غیر تو کسی تو مرا راحت جانی و به قلبم نفسی دل پر عاطفه با وسعت دریا داری به همه گفته ام از مهر و وفای تو بسی باش با من همه ی دلخوشی ام بودن توست بی تو چون مرغ اسیرم به درون قفسی گاه شیرینی و گه ترش ، ز طنازی خود اخم و لبخند تو زیباست لطیف و ملسی نام زیبای تو گلواژه ی اشعارم شد تو گل نازی و دور است ز تو خار و خسی کرده از روز ازل عشق رخت شیدایم در سرم نیست به جز حال و هوایت هوسی #سیدحسین_همایونی @dehkadeehsass
166
11
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده‌ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی‌عشقی ما دید و دریغش آمد آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت خرمن سوخته‌ی ما به چه کارش می‌خورد که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت رفت و از گریه‌ی طوفانی‌ام اندیشه نکرد چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت بود آیا که ز دیوانه‌ی خود یاد کند آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت سایه آن چشم سیه با تو چه می‌گفت که دوش عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت #هوشنگ_ابتهاج @dehkadeehsass
167
12
شمع باشی یا نباشی من همان پروانه ام تو سر عقل آمدی من همچنان دیوانه ام حالتی دارم که «دلتنگی» برای آن کم است دردهایی که فدایت باد ای دُردانه ام زندگی! ای زندگی! ای زندگی! ای زندگی! بی تو هر شب مرگ جولان می دهد در خانه ام آبشار گیسوان مشکی ات را باز کن تا رها باشند بی باکانه روی شانه ام شعر میخواهی تو از من،کاش جان میخواستی جان بخواه ای خوب! ای معشوقه ی فرزانه ام #هوشنگ_ابتهاج   @dehkadeehsass
149
13
سلام ای سیب ممنوعه، که لبخند تو شیرین است! گناه چیدنت بر گردنم،  با اینکه سنگین است! تنت ؛  انگار صحن مجلس شورای آزادی است چه قانون ها که با دستان من در حال تدوین است ! دوباره چرخ زد ، سنجاقک سبز ِ اتاقم شد همین سنجاق گیسویت که هر شب روی بالین است پزشک مهربان! با سینی قطّاب ها برگرد به دور ازبوسه هایت قند خونم نیز پایین است شدم آن لاک پشتی که میان هر خیابانی جدا از جفت خود در انتظار چرخ ماشین است. برایت شاعران صدها غزل آورده اند اما کدامین شعر را دیدی که طوفانی تر از این است؟ به جرم گفتن مصراع بعدی ،می روم بر دار: عزیزم ، عشق در هر روزگاری بهترین دین است! #محمد_علی_نیکومنش @dehkadeehsass
133
14
دنبال تو گشتیم به هر گوشه‌ی بامی برقع بزنی یا نزنی ماه تمامی! ما حلقه به گوشیم، در این بزم خموشیم تا بر سر ذوق آمده ما را چه بنامی ای سلسله در سلسله در سلسله مویت پابند تو هستیم، چه شاهی! چه غلامی! سجاده به دوش آمده‌ام خرقه بگیرم تا یک‌شبه در چلّه شود خمره‌ی خامی تسبیح گره خورده به سرمستی تاکم تاکی که گره خورده به سرمستی جامی مژگان تو صف بسته به میخانه‌ی چشمت تا کور شود، کور شود چشم حرامی آغوش گشودی که در آن جان بسپارم در عشق رقم خورده عجب حسن ختامی! #علی_اصغر_شیری @dehkadeehsass
183
15
نیمه شب ها می کند بلوا خیالت در دلم موج دارد چشم شهلا در سکوت ساحلم میل دریایی شدن از من نهنگی ساخته قعر اقیانوس خواهد بود روزی منزلم مهره ی ماری است در چشمت که رامم می کند عاقبت این مار می ترسم که باشد قاتلم آمدى و نقشه ها در سر برایت داشتم رفته ای دور از تو اما یک خیال باطلم خلق می گویند آجیل لبت مشکل گشاست سخت باور می کنم تا حل نکردی مشکلم می پرد با دیدنت هوش از سر اشعار من گاه اگر دیدی که از فن بلاغت غافلم #حسین_اصغری_سوادکوه @dehkadeehsass
184
16
چشم آهو چه مگر گفت به سرپنجهء شیر که شد از صید پشیمان و سر افکند به زیر اگر از یاد تو جانم نهراسید ببخش زندگی پیش من ای مرگ! حقیر است حقیر منّتی بر سر من نیست اگر عمری هست پیش این ماهی دلمرده چه دریا، چه کویر چو قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک! من چو کبوتر؛ نه رهایم، نه اسیر از تهیدستی خود شرم ندارم چون سرو شاخه را دلخوشی میوه کشیده است به زیر ما به نظم تو خطایی نگرفتیم ای شعر! تو هم آداب پریشانی ما را بپذیر #فاضل_نظری @dehkadeehsass
172
17
‍ ‍ در اتاق ِ سرد و تاریکم نگاهت قاب شد چشم خیس و در نبودت پنجره بی تاب شد فاصله فریاد زد دنبال چشمت می دوید از نفس افتاد اشکم گونه ام مرداب شد خاطراتت در دلم بیدار و شب را خواب برد بی خبر رفت و شبم ابری و بی مهتاب شد غم غباری شد به قلب ِآینه اما ندید ماجرای عشق ما چون آتشی در آب شد سهم من کابوس و تنهائیست ، ای روزِ وصال خانه ام بر روی آب و حاصلم سیلاب شد #فرزانه_بهمنی @dehkadeehsass
227
18
نیمـه‌ ی دیگـرِ من بـود و دلش را زده ‌ام عاشقش بودم ومیگفت که من جا زده ام ‌ مثـلِ یک شـاعـر مردی که جنونش بزند آن قـدر غم بـه سرم زد که به دریا زده ام خب بگویید بـه دریـا زدنم اغـراق است قیـد ایـن زنـدگی ام را کـه سراپا زده ام میـلـه هـای قفسـم را نشمـارم چـه کنم من که عمرۍسرخودرا به قفس ها زده ام چـه بگـویم کـه تـو بـاور بکنی حرفم را؟ پاۍعشقت دوسه بارۍرگِ خود را زده ام #عمران_میری @dehkadeehsass
194
19
سهم من از تو فقط حسرت و ویران شدن است پرسه و گیج زدن توی خیابان شدن است این چه تاوان گرانی ست زلیخای دلم یوسف گمشده در زمره ارزان شدن است من که انگشت نمای درو دیوار شدم سرنوشتم گره با میله زندان شدن است؟ حال هر روزه ی من وه چه تماشا دارد مثل منجیل پس از زلزله ویران شدن است مدتی هست دلم میل به باران دارد بس که این بغض فقط توده طوفان شدن است سهم من از تو فقط شعر... ، نه ، این در به دری ست پرسه و گیج زدن توی خیابان شدن است. #مهران_نجفی @dehkadeehsass
180
20
نبر آن چای به رقص‌آمده در سینی را که بریزی به هم آن مجلس نفرینی را هر که با دسته‌گل آمد به سراغت، من نیست کاش باور نکنی هرچه که می‌بینی را عطرِ آن شال که گاهی لب جو می‌شویی کرده دیوانه تمام دِهِ پایینی را نیمه‌ی خالی لیوان تو شد قسمت من هرچه برچشم زدم عینک خوش‌بینی را داد البرز غم و تیشه‌ی فرهاد به من آنکه آموخت به تو شیوه‌ی شیرینی را پشت یک خنده‌ی بی‌حوصله مخفی شده‌ای که نپرسم سبب اینهمه غمگینی را رو شده دست دلت، کوشش بیهوده نکن یاد دادند به چشمِ تو خبرچینی را دل تو پیش همین شعرِ پریشان گیر است نبر آن چای به رقص‌آمده در سینی را ... #اسماعيل_فرزانه @dehkadeehsass
193