en
Feedback
دهکده احساس

دهکده احساس

Open in Telegram

شعر چه کردی که....... بهم ریختم ارتباط با ادمین. @Safa6090

Show more
572
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+530 days
Posts Archive
هر عهد که با چشم دل انگیز تو بستم امشب همه را چون سر زلف تو ، شکستم فریاد زنان ،‌ ناله کنان عربده جویان زنجیر ز پای دل دیوانه گسستم جز دل سیهی فتنه گری ، هیچ ندیدم چندان که به چشمان سیاهت نگرستم دوشیزه ی سرزنده ی عشق و هوسم را در گور نهفتم به عزایش بنشستم می خوردم و مستی ز حد افزودم و ، آنگاه پیمان تو ببریدم و پیمانه شکستم عشقت ز دل خون شده ام دست نمی شست من کشتمش امروز بدین عذر که مستم در پای کشم از سر آشفتگی وخشم روزی اگر افتد دل سخت تو به دستم #سیمین_بهبهانی @dehkadeehsass

با اینکه خسته ام رهایت نمی‌کنم جان منی، از خود جدایت نمی‌کنم هرچند دارم از تو در دل گلایه‌ها... پیش غریبه ها، شکایت نمی‌کنم! آه ای وطن! دلبر ترین گوشه ی جهان... از تو نمی‌روم، جَلایت نمی‌کنم سهمی که دارم از تو با اینکه اندک‌است... جز با زبان عشق، دعایت نمی‌کنم ایران من! زیباترین نام، نامِ توست... هرگز به غیرِ مهر، صدایت نمی‌کنم! آسوده خاطر باش، عزیزِ دلی هنوز... با اینکه خسته ام رهایت نمی‌کنم #طاهره_اباذری_هریس @dehkadeehsass

زیرکانه بوسه های بی صدا یادش بخیر زیر باران بوی مرطوب هوا یادش بخیر اینکه می گفتم که را تو دوست می داری و تو می زدی فریاد و می گفتی تو را یادش بخیر آن نگاه مهربانت ، آن تبسم های شاد... بر زبانت هر چه گفتی ناسزا یادش بخیر روی ساحل؛ پابرهنه ؛ روسری در دست باد ریخته بر شانه موهایت؛ رها ، یادش بخیر گوشمان بر نغمه های تار از شب تا به صبح اصفهان و دشتی و شور نوا یادش بخیر شعر ، موسیقی، صدای غرش دریا و موج با تو خیلی ، با تو خیلی چیزها یادش بخیر #محسن_چالاک ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌ @dehkadeehsass

صف بسته هنر با همه ی پیر و جوانش تا فخر کند بر قلم فرشچیانش هرکس که تو را دیده شکسته‌ست قلم را یا از حسدش یا غضبش یا هیجانش هرکس نشکسته‌ست قلم پیش تو امروز فرداست که آویخته قفلی به دکانش تا حرف هنر پیش بیاید هنرش چیست آنکس که به جز نام تو آید به زبانش فرق تو و غیر تو در این مسئله اینجاست «تو ارث ز خود بردی و او از پدرانش» با بی‌هنران ثروت اگر هست مهم نیست بگذار بماند هنر و تکهٔ نانش از کل جهان نصف جهان مایهٔ فخر است از نصف جهان، تابلوی فرشچیانش! #محمدحسین_ملکیان 🖤 #استاد_فرشچیان 🖤 @dehkadeehsass

ای روح کجا می‌روی از من به تنم باش گرگ دهن‌آلوده‌ی من پیرهنم باش نزدیک چهل سال گرفتار سکوتم از بندِ گریبان برهانم، دهنم باش در خطه‌ی خو کرده به کولاک اسیرم آغوش فراموشی سوز وطنم باش ابلیسِ مقارن شده با من، رگ گردن! از آدمیان دور، به جز هر چه منم باش از صف‌شکنی در مژه‌ام پیش بیا تا نزدیکیِ خطِ لب من، خط‌شکنم باش بشناس مرا مولوی تازه‌ی شعرم تا شمس شدن ناظر رقص کهنم باش بعد از تو غزل‌های مرا گوش ندادند امشب تو بیا یک‌نفره انجمنم باش #لاادری @dehkadeehsass

چـادُر بپوش،حالِ مَرا کم خراب کن لطفا دُعای چشمِ مرا مُستجاب کن شمشیر بی غَلاف نشو چشم میخوری جز بازوانم از همه جا اجتناب کن روشن ترین تلالو هستی نگاه توست بر من بتاب و کار هزار آفتاب کن   گرمای شعر از لبِ آتش فشانِ توست نزدیک تر بیا غَزلم را مذاب کن در مَن کسی فراق تو را داد میزند فکری به حالِ  پاسخِ این بی جواب کن #علی_فرزانه_موحد @dehkadeehsass

جز اینکه قصە‌ی پیچیده‌ای‌ست خوشبختی کسی نگفت و ندانست چیست خوشبختی فقط بدان که زمانی به چشم می‌آید که رفته است و دگر با تو نیست خوشبختی کجا فلک به کسی روی خوش نشان داده‌ست  بیا بگرد ببین سهم کیست خوشبختی... شبی به خنده کنارم نشست و آخر کار لبی به «می» زد و با من گریست خوشبختی به روی سنگ مزارم بخوان به خط غبار که مُرد با من و با من نزیست خوشبختی #فاضل_نظری @dehkadeehsass

تماشایی است چشمانت به وقت نازکردن ها چه آشوبی به پا کرده است این اعجازکردن ها تو از گل بهتری صد بار ، پیش گل نمی گویم دلم می سوزد از این شیوه ی ممتاز کردن ها به دستم شاکلیدی داده چشمانت که آسان شد برایم قفل رویای غزل را ، باز کردن ها ببر با خود مرا خاتون ! ببر هرجا که می خواهی که زیبا می شود در سایه ات پرواز کردن ها میان چشم هایت قهوه داری ، نوش چشمانم که می نوشاندم وقت غزل آغاز کردن ها به پلکی، آن چنان از هر نگاهت ، عشق می بارد که من می میرم ازاین گونه ،عشق ابراز کردن ها "بیا" خاتون ! بیا بنشین ، خیال درد دل دارم غزل می خواهم از چشمت دراین همراز کردن ها #سیدجلیل_سیدهاشمی @dehkadeehsass

هیچ‌کس مثل من این‌گونه به تو مایل نیست دل من مال تو! دل تحفه‌ی ناقابل نیست این‌ قدَر با من و با خویش کلنجار نرو گُل من هیچ‌ کسی روی زمین کامل نیست شاعران دست به دامان تو هستند همه سوژه‌ای ناب‌تر از چشمِ تو در محفل نیست ساحل از شیطنت و بازی امواج رهاست آن زمان که قدمت روی شن ساحل نیست عشق وقتی به در خانه‌ اتان می‌کوبد باز کن... گاه مجال نفسی دل‌دل نیست عشق معنای حیات است "بیا"... عاشق شو... هر که دل دارد و عاشق نشود عاقل نیست #مهدی_مهدی_زاده @dehkadeehsass

روشن است از نور  رویش دیدهٔ بینای ما خلوت میخانهٔ عشق است دایم جای ما آفتابی در ازل خوش سایه‌ای برما فکند تا ابد روشن بُود این روی مه سیمای ما ذوق ما داری بیا با ما در این دریا در آ تا به عین ما نصیبی یابی از دریای ما در سر ما عشق زلفش دیگ سودا می‌پزد بس سری در سر رود گر این بود سودای ما از لطیفی آن یکی با هر یکی یکتا شده جان فدای لطف آن یکتای بی‌همتای ما بلبل مستیم و درگلشن نوائی می‌زنیم رونقی دیگر گرفت این گلشن از غوغای ما مجلس عشقست و رندان مست و سیّد در حضور روضهٔ رضوان بود این جنت المأوای ما #شاه_نعمت_الله_ولی @dehkadeehsass

بانـــــوی اساطیر غـــــزل های من اینست صد طعنه به مجنون زده لیلای من اینست گفتم كــــه سرانجـــام بـــه دریـــا بزنم دل هشدار دل! این بار ، كه دریای من اینست من  رود  نیاسودنــم  و  بودن  و  تا  وصــل آسودگی ام نیست كه معنای من اینست هر جا كه تویی مركز تصویر من آنجاست صاحب نظرم علـــم مرایـــای من اینست گیرم كه بهشتم به نمازی ندهد دست قد قامتـی افراز كـه طوبای من اینست همراه تـــو تــــا نـاب ترین آب رسیدن همواره عطشناكی رؤیای من اینست من در تو به شوق و تو در آفاق به حیرت نایـــاب ترین فصل تماشــای من اینست دیوانه بـــه سودای پـــری از تو كبوتر از قاف فرود آمده عنقای من اینست خــرداد تــــو  و آذر من بگـــذر و بگـذار امروز بجوشند كه سودای من اینست دیــر است اگـــر نـــه ورق بعدی تقویم كولاكم و برفم همه فردای من اینست #حسین_منزوی @dehkadeehsass

عاشقی در تب و تابم به خودم مربوط است نقش افتاده بر آبم به خودم مربوط است این که با رفتن تو سوخت همه هستی من روزوشب مستِ عذابم به خودم مربوط است قمصری و منِ پرپر شده با کینهٔ تو کُشته ای غرق گلابم به خودم مربوط است شام تا وقت سحر پرسه زنان در دلِ شهر بی خیالِ خور و خوابم به خودم مربوط است چشمِ من تشنهٔ دیوار اتاق است اگر روزها خیره به قابم به خودم مربوط است وصف شیراز رُخت حاصلِ دیوانِ من است حافظ کُلِ کتابم به خودم مربوط است انقلابی ست تنِ برف تو در بهمن شهر ضد این نهضت نابم به خودم مربوط است چشمِ تو جامِ عسل،موی تو لبریز شراب شاعری خانه خرابم به خودم مربوط است هی تلنگر زده ام از چه سپردم به تو دل خسته از هرچه جوابم به خودم مربوط است #مرتضی_برخورداری @dehkadeehsass

از گریه نگو بغض من افشا شدنی نیست بغضی که به تسلیم رسد وا شدنی نیست من چند غزل پیر شوم تا که بفهمی تصویر تو در قاب زمان جا شدنی نیست؟ همخانگی و عشق قشنگ است ولی حیف چیزیست که با منطق دنیا شدنی نیست درباره‌ی عشق تو همین قدر بگویم، روحیست که از کالبدم پا شدنی نیست پرسیدمت از آب، جواب آمد از آتش: درد تو و پروانه مداوا شدنی نیست #احسان_افشاری @dehkadeehsass

شده‌ طالب بشوی بوسه ولی او ندهد؟ شده صد بار تو خواهش بکنی، رو ندهد؟ شده شهدی بچکد از دو لبانِ عسلش عسلت جام می از آن لب کندو ندهد شده دستان تو لبریزِ نوازش بشود؟ حسّ ِ تو پس بزند، دست تو گیسو ندهد! شده جسمت همه در خواستنش تب بکند؟ برود سویِ دگر، عطر تنش بو ندهد! شده در عمق دو چشمانِ دلارامِ خودت همه، احساس شوی، چشمِ تو را سو ندهد؟ شده کلاً  که سراپا تو برایش بتپی؟ و جوابِ تپشت را شده بانو ندهد؟ #علی_عطازاده‌ @dehkadeehsass

شده ام باز عزادار نپرسید چرا! اشک میریزم واین بار نپرسید چرا من پر از طعم غریبانه ی ویران شدنم پیکرم را که زدم دار نپرسید چرا شهرتان شهر قشنگی ست نمیگویم نیست دلم از ان شده بیزار نپرسید چرا عینک حوصله ام گم شده چشمم کم سوست سایه می بینمتان-تار-نپرسید چرا گفتم از شهر شما میگذرم هیچ کسی - از من خسته ی بیمار نپرسید چرا #نجمه_زارع @dehkadeehsass

حجم غم های خودم را به بغل می گیرم امشب از غصه ی دلتنگی تو می میرم هر شب این ثانیه ها خواب بدی می بینم خواب بد دیدم و انگار تویی تعبیرم گله کردم ز جهانی که مرا با تو نخواست چه کنم با دلم ؟ این است دگر تقدیرم من لب دره ی احساس تو ایمن بودم   تو هُلم دادی و از عشق چه غافلگیرم گله میکردم از عشق آه کشیدم یک آن عشق با عجز به من گفت که بی تقصیرم عشق آرام به من گفت که بر آدم سنگ هرچه خوانم به خدا آیه ی بی تاثیرم غصه هایت همه جا هست همانند هوا از هوا خوردن بی فایده دیگر سیرم چون کلاف به هم آویخته ی شال و کلاه با خودم در سر خود با دل خود درگیرم امشب این حال بدم را به که باید گویم ؟ امشب از غصه ی دلتنگی تو میمیرم #سارا_یوسفی @dehkadeehsass

در میان خوابها خوابِ ڪسے را دیدہ ام در هوایِ دیدنش  یڪ عمر را خوابیدہ ام مست هستم در میان باغهاے چشم او خوشہ هایِ نابِ انگور از نگاهش چیدہ ام تا ڪبوترهاے دستش را بگیرم، سالهاست دانہ هاے اشڪ را بر بامها پاشیدہ ام غم هجومے تلخ دارد سوے من از هرطرف دست در دست خیالش بر جهان خندیدہ ام هر طرف سر مے زند، من در مسیرش حاضرم پیچڪے هستم ڪہ بر ساقِ تنش پیچیدہ ام چشم او در خواب همچون آسمان و من چو ابر بارها در گوشہ ے این آسمان باریدہ ام دست من ڪوتاہ و لبهایش چو خرما بر نخیل بارهادرخواب اما از لبش بوسیده‌ام #سبحان_زمانی @dehkadeehsass

عشق یعنی در کنارت شاهِ دل بی جان شود چای سرد و تا بخندی ماتِ آن دندان شود عشق یعنی در کنارت لحظه ها ساکن شود عمر پابرجا ترین نامُمکنِ ممکن شود عشق یعنی در کنارت صبر معنی دار شد صبر با شرمندگی مجبور بر اقرار شد عشق یعنی در کنارت کودکی بازی کند اشکِ این رحمت خدایِ عشق را راضی کند عشق یعنی ظهرِ تابستانیِ چشمانِ تو یا لبِ بریان شده بر آن لبِ سوزانِ تو عشق یعنی سینه یِ عاشق برایت ای عزیز عشق یعنی جانِ ناقابل فدایت ای عزیز عشق یعنی شعرِ من دارد فقط یک قافیه طرحِ امضایِ دلی بر دفترِ بی حاشیه عشق یعنی شعرِ من عطرِ نفس هایِ تو شد تا چکاوک لانه اش در باغِ طوبایِ تو شد عشق یعنی در کنارت شعله ها, دارد دوام زندگی هر قدر سخت اما تو هستی والسلام #میثم_علی_یزدی @dehkadeehsass

. پیله کردم به غمت، داغ تو پروانه نشد یخ زدم هیچ کجا گرمی این خانه نشد غصه خوردم همه گفتند که غم تجربه است با غمت هیچ منی عاقل و فرزانه نشد پر زدی رفتی و باغ از بر و رویم فهمید آشیانی که فرو ریخت دگر لانه نشد من و اندوه و شب و پنجره هم‌خاطره‌ایم غیر دیوار کسی بر سرمان شانه نشد رفتی از اوج به هر حاشیه، کی فهمیدی لعنتی قصه ی ما بود که افسانه نشد من و لبخند، من و اشک، من و خاطره‌هات هیچ کس مثل من از فکر تو دیوانه نشد #مریم_صفری @dehkadeehsass

بی خبر می روم و بی خبری توهین نیست به خدا روح من از دست تو دلچرکین نیست می روم تا که به فرهاد بگویم: ای مرد! عشق اگر خوب به آن فکر کنی شیرین نیست از تو دلگیرم و این درد بزرگی است، ولی همه ی مشکل من با تو لزوما این نیست گنج پنهانم و عادت به تواضع دارم این گناه تو و آن مردم ظاهربین نیست خار رویاندی و تهدید به خواری کردی هر که آمد به تماشای لبت گلچین نیست گرچه لبخند تو زیباست ولی چاره ی زخم آن زمانی که دهان باز کند تسکین نیست کند چشمان تو با دست خودش گورم را خاطرت جمع! سرم بعد تو بی بالین نیست هر که یک بار شنیده است " خداحافظ" را از خداحافظی بار دگر غمگین نیست #مهدی_عابدی @dehkadeehsass