دهکده احساس
Open in Telegram
572
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+530 days
Posts Archive
572
این وصیت نامه چیزی غیر یک اقرار نیست
دوستت دارم ولی در عاشقی اجبار نیست
یوسفی هستم که در بازار تنها مانده ام
مصر در خواب ست پوتیفار در بازار نیست
توبه کردم خواستم آدم شوم حوا شدی
بوسه هایت داستانی غیر گندم زار نیست
هرچه در عمرم سرودم از نگاهت بوده است
باز می گویی که چشمت اهل استعمار نیست
بر نمی آید کسی از عهده ی چشمان تو
هیچ کس مانند من دلتنگ و خود آزار نیست
گرچه می کوشم بخندم آبروداری کنم
طعم لبخندم به جز در قهوه ی قاجار نیست
روح من آمد به دنبالت همان جا مانده است
بی تو بر برگشتنش بر جسم من اصرار نیست
شاعری در حال رفتن سمت دوزخ تازه دید
وای دیگر فرصت ابراز استغفار نیست
#مرتضی_درویشی
@dehkadeehsass
572
ناودانها شر شر باران بی صبری است
آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است
کفشهایی منتظر در چارچوب در
کوله باری مختصر لبریز بی صبری است
پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری است
و سرانگشتی به روی شیشه های مات
بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری اس۰۰۰۰
#قیصر_امین_پور
@dehkadeehsass
572
جان عاشق یک طرف، یک موی لیلا یک طرف
کوچهی محبوب یکسو، کلّ دنیا یک طرف
مثل مجنون تار میبیند جهان را چشم من
میکشی از پنجره تا پردهها را یک طرف
گردنم کج میشود، یک شهر میریزد به هم
تا که میریزد چوناین آن زلف زیبا یک طرف
غرق در تعبیر خواب گیسوی آشفتهات
یک طرف صورتنگاران، اهل معنا یک طرف
در مصافی نابرابر میکِشد روح مرا
گیسوانت یک طرف، آن خالِ تنها یک طرف
هست حق هم با اقلیّت اگر زیباتر است
مردمکهای تو یک سو، اهل تقوا یک طرف
با زبان گفتی برو، با چشمها گفتی بیا
میرود دل یک طرف در عاشقی، پا یک طرف
منزوی گشتم از آن چشم بلاتکلیف تو
یک طرف هم رنگ جنگل، رنگ دریا یک طرف
سر به رسوایی کشد وقتی که با هم رو شود
حُسن یوسف یک طرف، دست زلیخا یک طرف
در قمار عشق دائم سکهها در چرخشاند
یک طرف روی خوشی دارند اما یک طرف
#قاسم_صرافان
@dehkadeehsass
572
چشمان سیاهت اثر فرشچیان نیست
نازت همهی آنچه که خواندهست بنان نیست
کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد
کس نیست که اندر طلبت جامهدران نیست!
بی آنکه بدانی همه را شیفته کردی
سخت است که جز حرف تو مابین زنان نیست
گفتند از ابروی تو بسیار و ندیدند
ابروی تو یکجور کمینست، کمان نیست!
لبخند تو و اخم تو زیباست ولی حیف
شیرینی قندی که در اینست در آن نیست!
#باران_بیگی
@dehkadeehsass
572
زیبایی اندام تو بسیار زیاد است
دور کمرت کار به دست همه داده است
با آمدنت فرشچیان شد متحیر
بازار غزالان ختن نیز کساد است
من شعر سرودم که تو را وصف نمایم
احساس تو بر شعر من آغوش گشاد است
وارسته ترین سرو گل اندام جهانی
سیمای تو سر سبزترین نقش و نماد است
گیسوی تو یک کار فقط میکند آنهم
بر هم زدن صورت آرامش باد است
آنقدر ملیحی به یقین مادر گیتی
مانند تو را در همه اعصار نزاده است
کافیست کمی روسریات را بتکانی
خواهان تو آنوقت ببینی چه زیاد است
محراب نمازم شده ابروی کمانت
گیرم که نگاه تو سرآغاز فساد است!
#جواد_مهدی_پور
@dehkadeehsass
572
به نستعلیق قرآن می سپارم اشتباهم را
چه لذت بخش کرده خط چشمانت گناهم را
نمی دانم که لذت را بچسبم یا که غیرت را
بیندازم به تو یا که رقیبانم نگاهم را
چه مغرورم!ولی آنقدر زنجیرم به احساسم
که تا رد می شوی کج می کنم سمت تو راهم را
مرا آشفته ی خود کرده ای اما ببین مویت
چگونه رام خود کرده ست خودکار سیاهم را
برای بردن ایمان من لبخند هم کافی ست
همین یک شعله آتش می زند انبار کاهم را
#محمد_قادری
@dehkadeehsass
572
ای همه بغض غزل درشب ویرانی من
شب شدآمد غم نو بازبه مهمانی من
بی تو شب تاسحراز عشق سخن می گویم
باعث رنج دل وبی سروسامانی من
تابه کی درغم هجران تو چون مرغ سحر
دردلم مویه کنم ، حسرتِ پنهانی من
پیش تر بیشتر از عشق سخن می گفتی
بال وپر سوخته از شعرو غزلخوانی من
گربه تیغم بزنی بوسه برآن تیغ زنم
کی فراموش شوی ؟ یاردبستانی من
شهره ی شهرشدم، کی به نظر می آیی
روشنابخش دل و، دیده ی بارانی من
دل به چشمان تودادم، شب دیداراما
ازچه بفروختی ام، مه رُخِ کنعانی من
#محمدرضا_خدابندلو
@dehkadeehsass
572
هرچه نامت می نشیـند بر لبانم بیشتر
لرزه می افتـد به سرتاپای ِ جانم بیشتر
دوســتت دارم چنان که آیدا را شاملو
وای اگر که بو کنند از این دهانم بیشتر
سهم ِ شیرین گرچه از فرهاد شد یک بیستون
سهم ِ تو از چلستــــون ِ اصفهانم بیشتر
پیرهن از رنگ های ِ شاد می پوشی و من
میشود رنگین کمان در آسمــــانم بیشتر
مثل ِ ماژیکی که بر هر نکته ای خط میکشد
میکشی رژ بر لبت یعنی بخوانم بیشــتر
مست ِ مستم کن چنان تا شهر را برهم زنم
هی بریز از بوسه ات در استکـانم بیشتر
در دلم قصــر ِ تو هر اندازه بالاتر رود
عاشق و آواره و بی خانمــانم بیشتر
دشمنانم گرچه میخندند بر تشویش ِ من
عارشان می آید از من دوستانم بیشتر
اینهمه دیوانه ام کردی میان کوچه ها
هی نخواه آماج ِ سنگ ِ کودکانم بیشتر
یک درشکه زیر ِ باران چشم بر راه ِ من است
عشق یعنی بی تو حاشا که بمانم بیشتر
#شهراد_میدری
@dehkadeehsass
572
تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شد
ناگهان چشمان من در چشم تو تعمیم شد
مثل یک نقاش ماهر با قلم مویی نفیس
نقش زیبای تو بر روی تنم ترسیم شد
آنچنان هرم تنت بر جان من تاثیر کرد
زخمهای کهنه ام هم یک به یک ترمیم شد
تا به آغوشت رسیدم ناگهان قلبم گرفت
لمس اندامت برایم گوییا تحریم شد
تا نفسهای تو را دیدم نفس بند آمد و...
بغض من یکباره در بین گلو تسلیم شد
بت پرستم کردی و اینگونه درگیرت شدم
عشق من بین خدا و عشق تو تقسیم شد
عشق زیبای تورا اسطوره کردم در جهان
اینچنین عاشق شدن بر عاشقان تفهیم شد
دل که نه، در راه تو من شیره جان میدهم
کل اجزای تنم در پای تو تقدیم شد...
#مسعود_محمدپور
@dehkadeehsass
572
از دست من و قافیه هایم گله مند است
ماهی کـه دچارش غزلم بند به بند است
مو فندقی چشم سیاهی که لبانش
مرموز ترین عامل بیمــاری قند است
زیبـــــایـــــی مـــــــــواج پس پلک بنفـشش
دلچسب تر از اطلسی و شاه پسند است
سیب است کــــه از دامنــــه ی رود مـی آید؟
یا نه... گل سر بسته به موهای کمند است؟
دارایـــــی من ـ چند کلاف غــــــزل ـ از تــــــــو
شیرینی لبخند تو ـ یک جرعه ـ به چند است؟
دیماه رسیده است ومن زخمی و سردم
لبخند بزن خنده ی تو گـــرم کننده است
از ما گله کم کن که بپاشیــــم غزل را
پیش قدم پاشنه هایی که بلند است
#حامد_عسکری
@dehkadeehsass
572
ذوق داری مثل این آیینه، وقت دیدنش
دوستتر داری خودت را لحظهی خندیدنش
میوه ی ممنوعه ای در خانهی همسایه است
از سرت اما نمیافتد هوای چیدنش
هر درختی آرزو دارد بیارد مثل او
سیبهای باغ، محوِ پیرهنپوشیدنش
پنجره صدبار نامش را به باران گفته است
در دهانها، حسرتِ یک استکان فهمیدنش
با نگاهش لرزه میافتد به لبهای جهان
چشمهایش را بپوشان لحظهی بوسیدنش
کاش آخر بگذرد... دیوار، از در بگذرد
تا نباشد فاصله از دیدنت تا دیدنش
#نرگس_میرفیضی
@dehkadeehsass
572
بی تو شد چشم تر من از همیشه تارتر
جان به لب کردی مرا از زندگی بیزارتر
بی بهانه دل بریدی ترک من کردی چرا؟
از غم هجران توشد حال قلبم زارتر
دور از چشم همه شد کنج عزلت جای من
نیست دیگر دلبری مانند تو غمخوارتر
هرچه بوده دین من در حق تو کردم ادا
گو چه کس بود از من بیچاره بی آزارتر
گشته ام تنهای تنها می نشینم تا سحر
هرشب من شد ز شبهای دگر غمبار تر
کس نمی پرسد ز احوال دل آشفته ام
بیش از این مگذار باشم از غمت بیمارتر
چشم من مانده به راهت دل بسوزان و بیا
تا نگردم از ملامت های عقلم خوارتر
#سیدحسین_همایونی
@dehkadeehsass
572
چه کنم بی رخ ماه تو غم هجران را
به لب آورده تب دوری رویت جان را
عهد کردی که قرار دل زارم باشی
پس چرا رفتی و بر هم زده ای پیمان را
با خیالت همه شب تا به سحر بیدارم
کو انیسی ، شنود آه دل نالان را
به ستوه آمده صبرم ز پریشانی من
طاقتش نیست ببیند دگر این دوران را
شرر افتاده به جان و دل تنگم باز آ
سوز هجر تو خزان کرده گلِ گلدان را
باز هم ، منتظر آمدنت می مانم
میکنم دور ز خود رنج و غم حرمان را
#سیدحسین_همایونی
@dehkadeehsass
572
آمد و بُرد و زد و خورد ، حلالش باشد
یک نفر در غمِ او مُـرد ؛ حلالش باشد
مثلِ یک صخره که از موج بلا میبیند
من نیازردم و آزرد ؛ حلالـش باشد
برسانید به گوشش که دلی را که شکست
وَ غروری که تَرک خورد ؛ حلالش باشد!
ابر هم تاب نیـاورد که نزدیک شدند
آه از آن لحظهی برخورد ، حلالش باشد!
گفتنی نیست بگویم که «خدا» میداند
حقّ من بود که او بـُرد ؛ حلالش باشد
حرفِ ناگفته زیاد ست ولی میگذریم
آمد و بُرد و زد و خورد ؛ حلالش باشد
#علی_بابایی
@dehkadeehsass
572
حاجت به اشارات و زبان نیست، مترسک
پیداست که در جسم تو جان نیست، مترسک
با باد به رقص آمده پیراهنت اما
در عمق وجودت هیجان نیست، مترسک
شب پای زمینی و زمین سفره خالیست
این بیهنری، نام و نشان نیست، مترسک
تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود
چشمان تو حتی نگران نیست، مترسک
پیش از تو و بعد از تو زمان سطر بلندیست
پایان تو پایان جهان نیست، مترسک
این مزرعه آلوده کفتار و کلاغ است
بیدار شو از خواب زمان نیست، مترسک ....
#عبدالجبار_کاکایی
@dehkadeehsass
572
من نمیدانم که بُردم جنگ را یا باختم
زنده بیرون آمدم امّا سپر انداختم...
از جهنّم هیچ باکی نیست وقتی سالها
با جهانی این چنین هم سوختم هم ساختم
دوست از دشمن مخواه از من که بشناسم رفیق
من! که در آیینه خود را دیدم و نشناختم...
آن چه باید میکشیدم را کشیدم، هر نفس
آن چه را بایست میپرداختم پرداختم
سالها سازی به دستم بود و از بیهمّتی
هیچ آهنگی برای دل خوشی ننواختم
زندگی شطرنج با خود بود و در ناباوری
فکر میکردم که خواهم بُرد... امّا باختم...!
#حسین_زحمتکش
@dehkadeehsass
572
تا به کی پنهان نمایم عشق شورانگیز را
این همه احساس زیبا و جنون آمیز را
در همان دیدار اوّل،لحظه ی خندیدنت
دل ربودی ازمن و هم دین وایمان نیز را
ناز چشمت طعنه بر چشمان آهو میزند
در پیِ آنم که اهلی سازم این خونریز را
خوانِ لب گسترده ای از انگبین وازشراب
کُشته ای در من توانِ اندکی پرهیز را
تیر مژگانت بُوَد برٌانتر از هر خنجری
گوشه ی ابروی تو، معنا نماید تیز را
خرمنِ مو را که راهی میکنی بر شانه ات
یاد من آرَد همان دم لشکر چنگیز را
خاکِ زیر پای تو، هم قیمت زَر میشود
ارزش افزوده دادی، قالیِ تبریز را
عالمی را کرده حیران،حُسن روزافزون تو
میکنی شرمنده خود،حضرت پائیز را
برملا شد رازِ دل، در ساعت دلدادگی
تا به کی پنهان نمایم عشق شورانگیز را
#حسین_فروتن
@dehkadeehsass
572
کاش می شد که دلم در غل زنجیر شود
نفسم از نفسِ گرم تنت سیر شود
کاش یک قاصدک از تو خبری می آورد
تا که این خواب منِ شب زده تعبیر شود
دانهٔ عشق تو را در دل خود کاشته ام
کاش این ذرّه به دستان تو تکثیر شود
خنده هایت به بهار و لب تو شاخ نبات
در کنارت چه بعید است، کسی پیر شود
پیش آن لشکر چشمان تو تسلیم و گمم
کو سپاهی که در این مهلکه درگیر شود؟
من صدایت زدم و چهره ز من گرداندی
حق این عشقِ خیالیست که تحقیر شود
فال من در کف فنجان و دلم در کف دست
روز و شب منتظرم تا که چه تقدیر شود
#سعید_بی_همتا
@dehkadeehsass
