آکادمی علوم زمین | EARTH SCIENCE ACADEMY
Open in Telegram
This channel contains geological documentaries and training .
Show more2 164
Subscribers
+424 hours
+17 days
-1030 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+13
in 0 channels
August '26
+31
in 0 channels
Get PRO
July '26
+39
in 1 channels
Get PRO
June '26
+43
in 2 channels
Get PRO
May '26
+16
in 0 channels
Get PRO
April '26
+5
in 0 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+30
in 1 channels
Get PRO
January '26
+15
in 0 channels
Get PRO
December '25
+45
in 1 channels
Get PRO
November '25
+55
in 2 channels
Get PRO
October '25
+36
in 1 channels
Get PRO
September '25
+26
in 1 channels
Get PRO
August '25
+39
in 2 channels
Get PRO
July '25
+49
in 2 channels
Get PRO
June '25
+25
in 1 channels
Get PRO
May '25
+47
in 3 channels
Get PRO
April '25
+47
in 3 channels
Get PRO
March '25
+92
in 6 channels
Get PRO
February '25
+89
in 6 channels
Get PRO
January '25
+165
in 6 channels
Get PRO
December '24
+155
in 5 channels
Get PRO
November '24
+206
in 7 channels
Get PRO
October '24
+196
in 6 channels
Get PRO
September '24
+160
in 8 channels
Get PRO
August '24
+295
in 11 channels
Get PRO
July '24
+293
in 11 channels
Get PRO
June '24
+192
in 7 channels
Get PRO
May '24
+113
in 6 channels
Get PRO
April '24
+126
in 8 channels
Get PRO
March '24
+77
in 5 channels
Get PRO
February '24
+81
in 5 channels
Get PRO
January '24
+49
in 8 channels
Get PRO
December '23
+88
in 4 channels
Get PRO
November '23
+90
in 5 channels
Get PRO
October '23
+21
in 2 channels
Get PRO
September '23
+13
in 0 channels
Get PRO
August '23
+10
in 0 channels
Get PRO
July '23
+16
in 0 channels
Get PRO
June '23
+15
in 0 channels
Get PRO
May '23
+11
in 0 channels
Get PRO
April '23
+20
in 0 channels
Get PRO
March '23
+10
in 0 channels
Get PRO
February '23
+2
in 0 channels
Get PRO
January '23
+9
in 0 channels
Get PRO
December '22
+6
in 0 channels
Get PRO
November '22
+4
in 0 channels
Get PRO
October '22
+5
in 0 channels
Get PRO
September '22
+8
in 0 channels
Get PRO
August '22
+11
in 0 channels
Get PRO
July '22
+14
in 0 channels
Get PRO
June '22
+6
in 0 channels
Get PRO
May '22
+8
in 0 channels
Get PRO
April '22
+5
in 0 channels
Get PRO
March '22
+3
in 0 channels
Get PRO
February '22
+5
in 0 channels
Get PRO
January '22
+6
in 0 channels
Get PRO
December '21
+10
in 0 channels
Get PRO
November '21
+12
in 0 channels
Get PRO
October '21
+35
in 0 channels
Get PRO
September '210
in 0 channels
Get PRO
August '210
in 0 channels
Get PRO
July '210
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+175
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | +1 | |||
| 07 September | +4 | |||
| 06 September | +3 | |||
| 05 September | +2 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +2 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
| 2 | 🔴 طلای سفید زیر خاک سرخ استرالیا: کشف رآکتور طبیعی تولید هیدروژن پاک در اعماق زمین
تیمی از پژوهشگران به سرپرستی دانشمندان ایرانی (کاوه مغانیرحیمی و دکتر علیرضا کشاورز) در دانشگاه ادیث کوان استرالیا کشف کردهاند که ذخایر عظیم سنگآهن منطقه پیلبارا مانند رآکتورهای طبیعی، هیدروژن پاک (طبیعی/طلایی/سفید) تولید میکنند.
در این فرآیند، کانی مگنتیت با آب داغ واکنش داده، به هماتیت تبدیل میشود و گاز هیدروژن خالص آزاد میکند. آزمایشهای آزمایشگاهی (۲۰۰ درجه سانتیگراد و فشار بالای ۱۰۰ بار به مدت ۶۰ روز) نشان داد پودر سنگ حدود ۵ برابر بیشتر از سنگ یکدست هیدروژن تولید میکند، چون در سنگ صلب لایه هماتیت مانع نفوذ آب میشود.
با تزریق آب داغ و ایجاد شکستگی میتوان این فرآیند را تقویت کرد و معادن آهن را به منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر تبدیل نمود.
🔰به مابپیوندید🔰
🌍کانال جغرافیدانان ایران🌍
👇👇👇
🆔 @Geographers_Iranian
🆔 @Geographers_Iranian | 79 |
| 3 | No text... | 77 |
| 4 | وقتی عیار آزمایشگاه با عیار گزارش معدن نمیخواند، مشکل کجاست؟
فرض کنید قصد خرید یک معدن طلا را دارید.
گزارش اکتشافی میگوید:
عیار ترانشه TR-2 = 2.638 g/t Au
شما هم گواهی آزمایشگاه را دریافت میکنید و دادههای نمونههای TR-2 را بررسی میکنید.
نتایج اولیه نمونهها عمدتاً بین حدود 1.7 تا 4.6 g/t هستند.
اما یک نمونه اتفاقاً عدد بسیار متفاوتی دارد:
> TR-2-5 = 28.832 g/t Au
اینجا اولین سؤال مهم مطرح میشود:
پس عیار واقعی TR-2 چقدر است؟
اگر همه دادهها را ساده میانگین بگیریم:
≈ 4.93 g/t
اما اگر نمونه 28.832 g/t را به دلیل پرت بودن کنار بگذاریم:
≈ 2.76 g/t
و جالب اینکه عیار اعلامشده در گزارش:
2.638 g/t
است.
یعنی عدد گزارششده به میانگین بدون نمونه پرت بسیار نزدیک است.
اما اینجا نباید سریع نتیجهگیری کنیم!
ممکن است در فرآیند تخمین ذخیره:
نمونه پرت حذف شده باشد؛
Top Cut یا Capping اعمال شده باشد؛
نمونهها Composite شده باشند؛
میانگین بهصورت طولوزنی محاسبه شده باشد؛
یا بانک اطلاعاتی مورد استفاده در مدل با گواهی آزمایشگاه متفاوت باشد.
بنابراین اختلاف عیار لزوماً به معنای اشتباه گزارش نیست.
اما یک نکته قطعی وجود دارد:
تا زمانی که مسیر تبدیل «نتیجه آزمایشگاه» به «عیار مورد استفاده در محاسبه ذخیره» مشخص نباشد، نمیتوان به عدد نهایی عیار با اطمینان کامل تکیه کرد.
سؤال کلیدی در ارزیابی یک معدن
به جای اینکه فقط بپرسیم:
عیار معدن چقدر است؟
باید بپرسیم:
«این عیار چگونه محاسبه شده است؟»
مسیر باید قابل ردیابی باشد:
Sample → Assay → QA/QC → Validation → Capping → Composite → Estimation → Block Model → Resource/Reserve
هر جا این زنجیره قطع شود، ریسک ارزیابی معدن بالا میرود.
یک سؤال برای کارشناسان معدن:
اگر عیار گزارششده با میانگین ساده نتایج آزمایشگاه متفاوت باشد، اولین مدرکی که از فروشنده مطالبه میکنید چیست؟ | 77 |
| 5 | با توجه به فیلم، موضوع آن تخریب و بازسازی یک مسیر جادهای در ناحیه ساحلی و اجرای پایدارسازی شیب/خاکریز است. برای چنین فیلمی، متن آموزشی تخصصی زیر مناسب نریشن یا کپشن ویدئو است:
وقتی زمینشناسی، ژئوتکنیک و مهندسی راه در یک نقطه به هم میرسند
در این فیلم، شاهد اجرای عملیات بازسازی و پایدارسازی بخشی از یک محور جادهای در مجاورت یک شیب ساحلی هستیم؛ محیطی که به دلیل وجود شیب، امواج دریا، فرسایش و بارگذاری ترافیکی، از نظر ژئوتکنیکی شرایط حساسی دارد.
نکته مهم در چنین پروژههایی این است که بازسازی روسازی بهتنهایی کافی نیست.
پیش از اجرای آسفالت، باید مشخص شود که آیا بستر و توده خاک و سنگ زیر مسیر از پایداری کافی برخوردار هستند یا خیر.
در این شرایط، عواملی مانند:
- جنس و ساختار زمینشناسی
- شیب دامنه
- وجود درزه و گسل
- وضعیت آبهای زیرزمینی و زهکشی
- فرسایش پای دامنه
- وزن خاکریز و بار ترافیکی
- و اثرات هیدرودینامیکی امواج
مستقیماً بر پایداری سازه تأثیر میگذارند.
اگر پای دامنه توسط فرسایش دریایی تضعیف شود، تنشهای موجود در توده زمین تغییر کرده و احتمال ایجاد گسیختگی افزایش مییابد.
به همین دلیل، در پروژههای مشابه معمولاً ابتدا بخش آسیبدیده پایدارسازی میشود، سپس عملیات خاکریزی، اجرای سازههای نگهبان یا حفاظت ساحلی، اصلاح زهکشی و در نهایت اجرای لایههای روسازی انجام میگیرد.
یک اصل مهم در مهندسی معدن و عمران این است:
آنچه در سطح میبینیم، همیشه بیانگر وضعیت واقعی توده زمین نیست.
ممکن است یک جاده کاملاً سالم به نظر برسد، اما در زیر آن، فرسایش، اشباعشدگی، کاهش مقاومت برشی یا تغییر شکل تدریجی بستر در حال رخ دادن باشد.
بنابراین، طراحی صحیح باید بر اساس مطالعات زمینشناسی، ژئوتکنیکی، هیدرولوژیکی و پایش تغییرشکلها انجام شود.
در واقع، دوام یک جاده از لایه آسفالت شروع نمیشود؛
دوام جاده از شناخت صحیح زمین زیر آن آغاز میشود. | 134 |
| 6 | مخاطرات زمینشناسی | 131 |
| 7 | ۴ آزمایش مهم برای ارزیابی زغال ککشو
وقتی فروشنده میگوید:
«این معدن زغال ککشو دارد»
فقط آنالیز کربن، خاکستر و گوگرد برای تأیید این ادعا کافی نیست.
باید بدانیم زغال هنگام تبدیل شدن به کک چه رفتاری دارد.
چهار آزمایش مهم در این زمینه عبارتاند از:
FSI — Gieseler Plastometry — CRI — CSR
اما هرکدام دقیقاً چه چیزی را اندازهگیری میکنند؟
۱. FSI چیست؟
Free Swelling Index
این آزمایش نشان میدهد زغال هنگام حرارت دادن بدون اکسیژن، چقدر متورم و ککشونده میشود.
به زبان ساده:
زغال را حرارت میدهیم و مشاهده میکنیم آیا:
نرم میشود؟
→ متورم میشود؟
→ ساختار ککی تشکیل میدهد؟
هرچه رفتار تورمی مناسبتر باشد، معمولاً نشانه بهتری از قابلیت ککشوندگی است.
اما:
FSI بهتنهایی برای تعیین کیفیت نهایی کک کافی نیست.
---
۲. Gieseler Plastometry چیست؟
این آزمایش یکی از مهمترین روشها برای بررسی رفتار پلاستیکی زغال هنگام حرارت دادن است.
در فرآیند ککسازی، زغال باید در یک محدوده دمایی:
نرم و پلاستیک شود → مواد فرار آزاد کند → دوباره جامد شود.
دستگاه Gieseler میزان سیالیت یا پلاستیسیته زغال را در هنگام گرم شدن اندازهگیری میکند.
پارامترهایی مانند:
Initial Softening Temperature
Maximum Fluidity
Temperature of Maximum Fluidity
Solidification Temperature
از این آزمایش به دست میآیند.
بنابراین Gieseler به ما میگوید:
«زغال در هنگام ککسازی چقدر و در چه دمایی پلاستیک و سیال میشود؟»
---
۳. CRI چیست؟
Coke Reactivity Index
حالا فرض کنیم زغال را به کک تبدیل کردیم.
سؤال بعدی:
این کک در برابر CO₂ چقدر واکنشپذیر است؟
CRI همین موضوع را بررسی میکند.
به زبان ساده:
کک را در شرایط مشخص در معرض CO₂ قرار میدهند و میزان واکنش آن را اندازهگیری میکنند.
در بسیاری از کاربردهای کوره بلند:
CRI پایینتر معمولاً مطلوبتر است.
چون کک نباید خیلی سریع در محیط کوره با CO₂ واکنش دهد.
---
۴. CSR چیست؟
Coke Strength after Reaction
این آزمایش از نظر صنعت فولاد بسیار مهم است.
فرض کنید کک وارد کوره بلند شده و در آنجا تحت دما و واکنشهای شیمیایی قرار گرفته است.
سؤال:
بعد از این واکنشها، کک چقدر استحکام خود را حفظ میکند؟
CSR همین ویژگی را ارزیابی میکند.
بهطور کلی:
CSR بالاتر = کک مقاومتر بعد از واکنش
و در بسیاری از فرآیندهای کوره بلند، مطلوبتر است.
---
تفاوت این چهار آزمایش را اینطور به خاطر بسپارید:
FSI
آیا زغال هنگام حرارت متورم میشود؟
↓
Gieseler
زغال هنگام حرارت چقدر و در چه دمایی پلاستیک و سیال میشود؟
↓
CRI
کک تولیدشده چقدر با CO₂ واکنش میدهد؟
↓
CSR
کک بعد از واکنش چقدر استحکام خود را حفظ میکند؟
پس این چهار آزمایش در واقع چهار مرحله از یک داستان هستند:
زغال
→ نرم و پلاستیک شدن
→ تشکیل کک
→ واکنش کک در کوره
→ حفظ استحکام کک
نکته مهم برای ارزیابی معدن
اگر فروشنده فقط بگوید:
«Fixed Carbon = 75%»
یا
«Calorific Value بالا است»
هنوز نمیتوان نتیجه گرفت که معدن دارای زغال ککشو با کیفیت متالورژیکی است.
برای تصمیمگیری حرفهای باید مجموعهای از اطلاعات شامل:
Rank + Ash + Sulfur + VM + Petrography + FSI + Gieseler + CRI + CSR
بررسی شود.
در نهایت، ارزش واقعی زغال زمانی مشخص میشود که بدانیم:
از این زغال چه نوع ککی تولید میشود و آن کک در فرآیند فولادسازی چه عملکردی دارد. | 159 |
| 8 | زغال ککشو، حرارتی و آنتراسیت؛ تفاوت در چیست؟
یک تصور رایج این است که هرچه درصد کربن زغالسنگ بیشتر باشد، کیفیت آن نیز بالاتر است.
اما در زمینشناسی اقتصادی زغالسنگ، موضوع به این سادگی نیست.
اول باید بدانیم زغال برای چه کاری استفاده میشود.
زغال حرارتی چیست؟
زغال حرارتی عمدتاً برای تولید انرژی و حرارت مصرف میشود.
در اینجا یکی از مهمترین شاخصها:
ارزش حرارتی
است؛ یعنی زغال هنگام سوختن چه مقدار انرژی تولید میکند.
زغال ککشو چیست؟
زغال ککشو زغالی است که هنگام حرارت دادن در شرایط تقریباً بدون اکسیژن، ابتدا نرم و پلاستیکی میشود، مواد فرار خود را از دست میدهد و سپس به یک ماده جامد، متخلخل و نسبتاً مقاوم به نام کک تبدیل میشود.
کک در صنعت فولاد فقط سوخت نیست؛ بلکه باید بتواند در کوره بلند:
حرارت تولید کند
گازهای احیاکننده ایجاد کند
وزن مواد بالای کوره را تحمل کند
و مسیر عبور گاز را حفظ کند.
بنابراین:
ککشوندگی یعنی توانایی زغال برای تولید کک با کیفیت و استحکام مناسب.
---
اما یک سؤال مهم:
چرا ممکن است یک زغال با کربن ثابت ۸۸٪ ککشو نباشد، ولی یک زغال با کربن کمتر ککشو باشد؟
چون:
کربن بیشتر ≠ ککشوندگی بیشتر
آنتراسیت زغالی با رتبه بسیار بالا و کربن ثابت زیاد است، اما مواد فرار آن بسیار کم است و معمولاً رفتار پلاستیکی لازم برای ککسازی کلاسیک را ندارد.
در مقابل، بعضی زغالهای بیتومینه در محدودهای از بلوغ قرار دارند که هنگام حرارت دیدن رفتار پلاستیکی مناسبی نشان میدهند و میتوانند کک مقاوم تولید کنند.
بنابراین باید بین دو مفهوم تفاوت بگذاریم:
Rank = میزان بلوغ زغال
Coking Property = قابلیت ککشوندگی
این دو به هم مرتبطاند، اما یکی نیستند.
---
پس چرا زغالهای البرز با بخشهایی از طبس تفاوت دارند؟
پاسخ را نباید در ارتفاع امروزی البرز جستوجو کرد.
ارتفاع فعلی کوهستان البرز علت ککشو بودن زغالهای آن نیست.
عامل مهم، تاریخچه زمینشناسی و حرارتی زغال است.
زغال ابتدا از تجمع مواد گیاهی در محیطهای مناسب رسوبی تشکیل میشود.
سپس در طول میلیونها سال:
دفن
↓
افزایش دما
↓
فشار
↓
تغییرات تکتونیکی
↓
شار حرارتی
↓
افزایش بلوغ
باعث تغییر رتبه زغال میشوند.
مسیر کلی بلوغ نیز بهصورت زیر است:
لیگنیت → ساببیتومینه → بیتومینه → نیمهآنتراسیت → آنتراسیت
در بخش مهمی از البرز، زغالها عمدتاً در محدوده بیتومینه قرار گرفتهاند و بخشی از آنها قابلیت ککشوندگی مناسبی دارند.
در مقابل، در قسمتهایی از حوزه طبس، بهخصوص مزینو، شرایط حرارتی و تاریخچه دفن متفاوت باعث افزایش بیشتر بلوغ زغال و تشکیل زغالهای نیمهآنتراسیتی تا آنتراسیتی شده است.
البته این به معنی آن نیست که:
تمام زغال البرز ککشو است
یا
تمام زغال طبس آنتراسیت است.
در طبس نیز زغالهای ککشو، بهویژه در مناطقی مانند پروده و نایبند، اهمیت زیادی دارند.
---
اگر بخواهیم یک معدن زغال را ارزیابی کنیم چه کنیم؟
فقط شنیدن جمله «این معدن زغال ککشو دارد» کافی نیست.
حداقل باید این پارامترها بررسی شوند:
Moisture — رطوبت
Ash — خاکستر
Volatile Matter — مواد فرار
Fixed Carbon — کربن ثابت
Total Sulfur — گوگرد کل
Calorific Value — ارزش حرارتی
Ro — بازتاب ویترینیت و رتبه زغال
و اگر ادعای ککشو بودن مطرح است، آزمایشهایی مانند:
FSI
Gieseler Plastometry
CRI
CSR
و همچنین مطالعات پتروگرافی و Maceral اهمیت پیدا میکنند.
در نهایت باید بدانیم:
این زغال برای چه بازاری تولید میشود؟
زغال حرارتی؟
یا زغال ککشو برای صنعت فولاد؟
جمعبندی
ارزش یک زغال فقط به درصد کربن آن نیست.
یک زغال ممکن است:
کربن بالا داشته باشد
ولی ککشو نباشد.
ارزش حرارتی بالا داشته باشد
ولی برای فولادسازی مناسب نباشد.
یا کربن کمتری داشته باشد
اما به دلیل رفتار ککشوندگی مناسب، ارزش اقتصادی بیشتری پیدا کند.
بنابراین در ارزیابی معدن زغالسنگ، سؤال درست این نیست که:
«چند درصد کربن دارد؟»
بلکه باید پرسید:
«چه رتبهای دارد، چه ویژگیهای ککشوندگی دارد، برای چه کاربردی مناسب است و محصول آن در بازار چه ارزشی دارد؟ | 113 |
| 9 | یک سؤال مهم در ارزیابی زغالسنگ:
اگر زغالی ۸۸٪ کربن ثابت داشته باشد و زغال دیگری ۷۰٪، کدامیک ارزشمندتر است؟
پاسخ: لزوماً زغال ۸۸٪ بهتر نیست!
چرا؟
چون باید ابتدا مشخص کنیم زغال برای چه کاری استفاده میشود.
زغال با کربن ثابت بسیار بالا و مواد فرار بسیار کم ممکن است به رتبه آنتراسیت رسیده باشد.
این زغال میتواند ارزش حرارتی بالایی داشته باشد، اما الزاماً برای تولید کک متالورژیکی مناسب نیست.
در مقابل، یک زغال بیتومینه با کربن کمتر ممکن است هنگام حرارت دیدن بدون اکسیژن:
نرم شود
→ پلاستیک شود
→ متورم شود
→ مواد فرار خود را از دست بدهد
→ و در نهایت کک مقاوم تولید کند.
پس:
کربن بیشتر ≠ الزاماً ککشوندگی بیشتر
در ارزیابی زغال باید بین دو مفهوم تفاوت بگذاریم:
Rank
یعنی میزان بلوغ زغال
Coking Property
یعنی توانایی زغال برای تولید کک مناسب
این دو مفهوم به هم مرتبطاند، اما یکی نیستند.
سؤال کلیدی برای کارشناس معدن:
«این زغال برای چه بازاری و چه کاربردی ارزشمند است؟»
زغال حرارتی؟
یا زغال ککشو؟
قبل از پاسخ به این سؤال، مقایسه درصد کربن بهتنهایی میتواند گمراهکننده باشد. | 70 |
| 10 | یک سؤال زمینشناسی:
چرا در بسیاری از معادن البرز زغالهای بیتومینه با قابلیت ککشوندگی داریم، اما در بخشی از حوزه طبس، بهخصوص مزینو، زغالها تا نیمهآنتراسیت و آنتراسیت پیش رفتهاند؟
آیا علت ارتفاع زیاد البرز است؟
خیر!
ارتفاع امروزی کوهستان البرز علت این تفاوت نیست.
موضوع به «تاریخچه حرارتی زغال» مربوط میشود.
زغالسنگ طی میلیونها سال تحت تأثیر عوامل مختلف قرار میگیرد:
دفن
↓
افزایش دما
↓
افزایش فشار
↓
تغییرات تکتونیکی
↓
شار حرارتی
↓
افزایش بلوغ زغال
هرچه بلوغ بیشتر شود، زغال در مسیر زیر حرکت میکند:
لیگنیت
→ ساببیتومینه
→ بیتومینه
→ نیمهآنتراسیت
→ آنتراسیت
اما نکته مهم اینجاست:
برای ککسازی، زغال باید در محدودهای باشد که هنگام حرارت دیدن رفتار پلاستیکی مناسبی داشته باشد.
اگر بلوغ بیش از حد افزایش پیدا کند، مواد فرار کاهش شدیدی پیدا میکنند و زغال وارد محدوده آنتراسیتی میشود؛ در این شرایط معمولاً قابلیت ککشوندگی کلاسیک کاهش مییابد.
بنابراین:
البرز ≠ ککشو صرفاً به دلیل ارتفاع
طبس ≠ آنتراسیت صرفاً به دلیل موقعیت جغرافیایی
عامل اصلی، تاریخچه زمینشناسی، دفن، دما، زمان و شار حرارتی است. | 71 |
| 11 | یک مسئله مهم در خرید معدن زغالسنگ:
فروشنده میگوید:
«معدن ما زغال ککشو دارد.»
آیا با دیدن همین جمله میتوان تصمیم به خرید گرفت؟
قطعاً خیر.
اولین اشتباه این است که فقط به درصد کربن نگاه کنیم.
برای ارزیابی اولیه باید حداقل این پارامترها بررسی شوند:
Ash
خاکستر
Moisture
رطوبت
Volatile Matter
مواد فرار
Fixed Carbon
کربن ثابت
Total Sulfur
گوگرد
Calorific Value
ارزش حرارتی
و برای شناخت رتبه:
Ro
بازتاب ویترینیت
اما هنوز یک سؤال باقی میماند:
آیا این زغال واقعاً کک تولید میکند؟
اینجاست که آزمایشهای ککشوندگی اهمیت پیدا میکنند:
FSI
Gieseler Plastometry
CRI
CSR
و مطالعات پتروگرافی و Maceral
بهخصوص:
CSR بالاتر معمولاً نشانه کک مقاومتر است.
CRI پایینتر معمولاً مطلوبتر است.
بنابراین یک جدول ساده از:
Ash + VM + FC + Sulfur
برای اثبات «ککشو بودن» کافی نیست.
در یک ارزیابی حرفهای باید بپرسیم:
نمونه از کدام لایه گرفته شده؟
چند نمونه گرفته شده؟
روش نمونهبرداری چه بوده؟
آنالیز در چه آزمایشگاهی انجام شده؟
نتایج بر اساس چه مبنایی گزارش شدهاند؟
و مهمتر از همه:
آیا تست واقعی ککشوندگی انجام شده است؟
یک کارشناس معدن نباید فقط بپرسد:
«درصد کربن چقدر است؟»
باید بپرسد:
«این زغال در فرآیند واقعی چه رفتاری دارد و محصول نهایی آن چه ارزشی در بازار دارد؟»
این تفاوت بین «دیدن یک آنالیز» و «ارزیابی فنی یک معدن زغالسنگ» است. | 98 |
| 12 | یک مسئله مهم در خرید معدن زغالسنگ:
فروشنده میگوید:
«معدن ما زغال ککشو دارد.»
آیا با دیدن همین جمله میتوان تصمیم به خرید گرفت؟
قطعاً خیر. | 98 |
| 13 | طبقهبندی رگهها و پرکنندههای رگهای در سنگها
در مطالعات زمینشناسی اقتصادی، ضخامت رگهها یکی از پارامترهای مهم در توصیف شبکه شکستگیها و ارزیابی پتانسیل کانهزایی است. بر اساس طبقهبندی ارائهشده در تصویر، میتوان پرشدگی رگهای را به سه گروه اصلی تقسیم کرد:
۱. رگچهها (Veinlets) | ۲ تا ۱۰ میلیمتر
رگچههای باریک که معمولاً بهصورت شبکهای در سنگ دیده میشوند. فراوانی و تراکم آنها میتواند اطلاعات مهمی درباره میزان سیالگذری و شدت شکستگیخوردگی سنگ ارائه دهد.
۲. رگهها (Veins) | ۱۰ تا ۳۰ میلیمتر
رگههای ضخیمتر که فضای شکستگیها را با کانیهایی مانند کوارتز، کلسیت، باریت، کانیهای سولفیدی و اکسیدی پر میکنند. در ذخایر رگهای، مشخصات این رگهها از نظر ضخامت، امتداد، شیب، پیوستگی و نوع کانیسازی اهمیت زیادی دارد.
۳. رگهها و پرشدگی گسلها | بیش از ۳۰ میلیمتر
در این حالت، شکستگیهای بزرگتر یا زونهای گسلی با مواد کانیساز پر شدهاند. این ساختارها میتوانند مسیرهای مهم عبور سیالات گرمابی و در نتیجه محل تمرکز کانهزایی باشند.
نکته اکتشافی مهم
صرفاً ضخامت رگه تعیینکننده ارزش اقتصادی نیست. برای ارزیابی یک سیستم رگهای باید همزمان موارد زیر بررسی شوند:
ضخامت + تراکم رگهها + پیوستگی + امتداد و شیب + نوع کانیهای پرکننده + عیار + ارتباط با گسلها و شکستگیها
بنابراین گاهی یک شبکه متراکم از رگچههای باریکِ کانهدار میتواند از یک رگه منفرد و ضخیم، اهمیت اقتصادی بیشتری داشته باشد.
جمعبندی:
رگچهها، رگهها و پرشدگیهای گسلی فقط اشکال متفاوت پرشدگی شکستگیها نیستند؛ بلکه میتوانند ردپای مسیر حرکت سیالات کانهساز و سرنخی برای شناسایی زونهای معدنی باشند. | 129 |
| 14 | طبقهبندی رگهها و پرکنندههای رگهای در سنگها
در مطالعات زمینشناسی اقتصادی، ضخامت رگهها یکی از پارامترهای مهم در توصیف شبکه شکستگیها و ارزیابی پتانسیل کانهزایی است. بر اساس طبقهبندی ارائهشده در تصویر، میتوان پرشدگی رگهای را به سه گروه اصلی تقسیم کرد: | 92 |
| 15 | پرسش کنکوری
در تصویر زیر، وجود خطوط و شیارهای تقریباً موازی بر روی سطح سنگ، بیش از همه بیانگر کدام ویژگی ساختاری است؟
الف) خطوارههای ناشی از جریان ماگما
ب) خشلغزهای ایجادشده بر اثر حرکت دو سطح گسل نسبت به یکدیگر
ج) تورق ناشی از دگرگونی ناحیهای
د) لایهبندی اولیه سنگ در هنگام رسوبگذاری
پاسخ صحیح: ب
نکته کنکوری:
خشلغزها یا Slickensides، شیارها و خطوطی هستند که در اثر اصطکاک و حرکت نسبی دو بلوک در امتداد سطح گسل ایجاد میشوند. جهت این خطوط میتواند برای تعیین جهت حرکت نسبی گسل بسیار مهم باشد.
سؤال سختتر:
اگر در همین تصویر، جهت و زاویه این خطوط نسبت به امتداد گسل مشخص باشد، از آن برای تعیین کدام پارامتر میتوان استفاده کرد؟
الف) شیب لایه
ب) سن مطلق سنگ
ج) جهت حرکت نسبی دو بلوک گسلی
د) ترکیب شیمیایی سنگ
پاسخ: ج | 111 |
| 16 | Ventifact چیست و چگونه تشکیل میشود؟
ونتیفکت به سنگی گفته میشود که در اثر برخورد و سایش مداوم ذرات ماسهای حملشده توسط باد، به تدریج تراشیده و صیقلی میشود.
مراحل تشکیل
باد شدید
حمل ذرات ماسه
برخورد ماسه با سطح سنگ
سایش مکانیکی
ایجاد سطوح صاف، شیارها و لبههای تراشیده
اگر جهت باد در طول زمان تغییر کند، ممکن است چند سطح مختلف روی سنگ ایجاد شود و سنگ ظاهری چندوجهی و تراشخورده پیدا کند.
شباهت Ventifact با شهابسنگها
ظاهر بعضی ونتیفکتها میتواند با شهابسنگها اشتباه شود، زیرا هر دو ممکن است سطح تیره، سطوح صاف و چندوجهی، لبههای زاویهدار و فرورفتگیهایی روی سطح داشته باشند.
اما منشأ آنها کاملاً متفاوت است.
در Ventifact عامل اصلی ایجاد شکل، فرسایش بادی و برخورد ذرات ماسه است.
در شهابسنگ، ورود به جو زمین و حرارت شدید باعث تشکیل پوسته ذوبی میشود و پس از سقوط نیز فرسایش زمینی میتواند ظاهر آن را تغییر دهد.
نکته مهم
چندوجهی بودن، تیره بودن یا داشتن فرورفتگی روی سطح یک سنگ، به تنهایی دلیل شهابسنگ بودن آن نیست.
برای تشخیص شهابسنگ باید ویژگیهایی مانند پوسته ذوبی، ریگماگلیپها، چگالی، خاصیت مغناطیسی، کانیشناسی و در موارد لازم ترکیب شیمیایی بررسی شود.
Ventifactها یکی از شواهد جالب فرسایش بادی و فعالیت فرآیندهای ژئومورفولوژیک در مناطق خشک و بیابانی هستند. | 115 |
| 17 | Ventifact چیست و چگونه تشکیل می شود؟ و چه شباهتی با بافت شهاب سنگ ها دارد؟ | 89 |
| 18 | اگر به من بگویند «نرخ تنزیل این معدن را تعیین کن»، ابتدا باید مشخص کنم که قرار است نرخ تنزیل حقوق صاحبان سهام (Cost of Equity) را تعیین کنم یا نرخ تنزیل کل پروژه (WACC) را. برای یک مدل اقتصادی معدن، معمولاً اطلاعات زیر را جمع میکنم.
۱. اطلاعات اقتصادی و مالی کشور
نرخ بازده بدون ریسک
نرخ تورم مورد انتظار
نرخ ارز و ریسک نوسان آن
صرف ریسک کشور
وضعیت اقتصادی و سیاسی
نرخ مالیات شرکت
۲. ساختار سرمایه پروژه
اگر بخواهیم WACC محاسبه کنیم، لازم است بدانیم:
میزان سرمایه سهامداران
میزان وام و بدهی
نرخ بهره وام
مدت و شرایط بازپرداخت وام
نسبت بدهی به سرمایه
چون هزینه سرمایه برای سهامدار با هزینه تأمین مالی از بانک متفاوت است.
۳. ریسک بازار و صنعت معدن
نوع ماده معدنی
نوسان تاریخی قیمت ماده معدنی
وضعیت عرضه و تقاضا
وابستگی به بازار صادرات
ریسک فروش محصول
ریسک تغییر قیمت انرژی و مواد مصرفی
مثلاً ریسک یک معدن طلا با یک معدن زغالسنگ یا سنگآهن یکسان نیست.
۴. ریسکهای اختصاصی خود معدن
این بخش بسیار مهم است:
میزان اطمینان به ذخیره
طبقهبندی منابع و ذخایر
عیار و تغییرات آن
پیچیدگی زمینشناسی
عمق کانسار
روش استخراج
ریسک ژئوتکنیکی
ریسک آب و زیرساخت
وضعیت مجوزها
ریسک محیطزیستی و اجتماعی
میزان پیشرفت پروژه
مثلاً یک معدن با ذخیره قطعی، مجوزهای کامل و کارخانه فعال ریسک بسیار متفاوتی با یک پروژه اکتشافی دارد.
۵. ریسک زمان
باید بدانیم:
چند سال تا شروع تولید باقی مانده؟
دوره ساخت چقدر است؟
عمر معدن چقدر است؟
جریان نقدی از چه سالی شروع میشود؟
هرچه جریانهای نقدی دورتر باشند، اهمیت نرخ تنزیل بیشتر میشود.
۶. نوع جریان نقدی
باید مشخص کنیم مدل اقتصادی بر چه مبنایی ساخته شده:
جریان نقدی اسمی یا واقعی؟
و همچنین:
جریان نقدی قبل یا بعد از مالیات؟
ارزی یا ریالی؟
شامل تورم هست یا خیر؟
این موضوع بسیار مهم است؛ چون نرخ تنزیل و جریان نقدی باید از نظر تورم و واحد پولی با یکدیگر سازگار باشند.
---
اگر بخواهم خیلی عملی عمل کنم
از کارفرما حداقل این اطلاعات را میخواهم:
۱. کشور و نوع ماده معدنی
۲. نرخ بازده بدون ریسک
۳. نرخ تورم مورد انتظار
۴. صرف ریسک کشور
۵. اطلاعات ریسک صنعت و قیمت ماده معدنی
۶. اطلاعات ذخیره و میزان قطعیت آن
۷. CAPEX و OPEX
۸. زمان شروع تولید و عمر معدن
۹. ساختار تأمین مالی و نرخ وام
۱۰. نرخ مالیات
۱۱. ارز مورد استفاده در مدل اقتصادی
۱۲. اسمی یا واقعی بودن جریانهای نقدی
بعد بر اساس این اطلاعات میتوانم یک نرخ تنزیل قابل دفاع و مستند تعیین کنم، نه اینکه صرفاً بگویم «۳۰ درصد مناسب است».
و یک نکته مهمتر: برای تعیین نرخ تنزیل، CAPEX و OPEX بهخودیخود مستقیماً وارد فرمول نرخ تنزیل نمیشوند؛ آنها بیشتر برای ساخت جریان نقدی و سنجش ریسک و اقتصاد پروژه استفاده میشوند. | 116 |
| 19 | مثال
فرض کنید یک باغ مرکبات دارید و یک خریدار پیشنهاد میدهد:
امروز باغ را ۱۰ میلیارد تومان بخرد.
اما شما میگویید اگر باغ را نگه دارم، سالانه از فروش مرکبات درآمد خواهم داشت.
فرض کنیم جریان نقدی خالص باغ به شکل زیر باشد:
سال درآمد خالص
امروز ۰
سال اول ۲ میلیارد تومان
سال دوم ۲ میلیارد تومان
سال سوم ۲ میلیارد تومان
سال چهارم ۲ میلیارد تومان
سال پنجم ۲ میلیارد تومان + فروش باغ
حالا سؤال اصلی:
آیا دریافت ۲ میلیارد تومان در سال پنجم، همان ارزش ۲ میلیارد تومان امروز را دارد؟
خیر.
چون اگر امروز ۲ میلیارد تومان داشته باشید، میتوانید آن را سرمایهگذاری کنید و بازده بگیرید.
فرض کنیم نرخ تنزیل را ۲۰ درصد در نظر بگیریم.
در این حالت ارزش فعلی ۲ میلیارد تومان دریافتی در سال پنجم تقریباً:
۸۰۳ میلیون تومان
است.
یعنی از دید اقتصادی، دریافت ۲ میلیارد تومان پنج سال بعد، با نرخ تنزیل ۲۰ درصد، امروز حدود ۸۰۳ میلیون تومان ارزش دارد.
حالا تصمیم فروش باغ
فرض کنید خریدار میگوید:
۱۰ میلیارد تومان امروز میدهم.
شما باید مقایسه کنید:
ارزش فروش فوری باغ = ۱۰ میلیارد تومان
در مقابل:
ارزش فعلی درآمدهای آینده باغ + ارزش فعلی قیمت فروش باغ در آینده
اگر ارزش فعلی مجموع درآمدهای آینده و ارزش باغ در پایان سال پنجم مثلاً ۱۲ میلیارد تومان شود، نگهداشتن باغ از نظر اقتصادی جذابتر از فروش فوری آن است.
اما اگر ارزش فعلی مجموع آنها ۸ میلیارد تومان باشد، فروش باغ به قیمت ۱۰ میلیارد تومان میتواند تصمیم اقتصادی بهتری باشد.
ارتباط این مثال با معدن
دقیقاً همین منطق در معدن استفاده میشود.
در معدن به جای:
فروش مرکبات باغ
داریم:
فروش محصول معدنی
و به جای هزینههای باغ داریم:
CAPEX + OPEX
و به جای درآمد خالص باغ داریم:
جریان نقدی سالانه معدن
در نهایت میپرسیم:
ارزش تمام پولهایی که معدن در آینده ایجاد میکند، با ارزش امروز چقدر است؟
این همان مفهوم NPV است. | 92 |
| 20 | مبنای محاسبه نرخ تنزیل (Discount Rate) در پروژههای معدنی، در اصل هزینه فرصت سرمایه متناسب با ریسک پروژه است.
به زبان ساده، سرمایهگذار میپرسد:
> «اگر این پول را در این پروژه معدنی سرمایهگذاری کنم، حداقل چه بازدهی باید انتظار داشته باشم تا ریسک آن برایم قابل قبول باشد؟»
برای تعیین نرخ تنزیل معمولاً این عوامل بررسی میشوند:
1. نرخ بازده بدون ریسک
مثلاً بازده اوراق دولتی یا ابزارهای کمریسک.
2. ریسک کشور
ریسکهای سیاسی، اقتصادی، تحریم، مقررات و امکان انتقال پول.
3. ریسک صنعت معدن
نوسان قیمت مواد معدنی، هزینه انرژی، تجهیزات و بازار فروش.
4. ریسک خود پروژه
میزان قطعیت ذخیره، عیار، روش استخراج، متالورژی، زیرساخت، مجوزها و زمان رسیدن به تولید.
5. ساختار تأمین مالی پروژه
اینکه سرمایه از طریق آورده سهامداران، وام یا ترکیبی از این دو تأمین میشود.
برای شرکتهای معدنی معمولاً میتوان از مفهوم WACC یا «میانگین موزون هزینه سرمایه» نیز استفاده کرد:
PV = FV(1+r)^{-n}
نکته بسیار مهم این است که نرخ تنزیل یک عدد ثابت برای همه معادن نیست.
مثلاً یک معدن با ذخیره قطعی، مطالعات امکانسنجی کامل، مجوزهای اخذشده و قرارداد فروش، طبیعتاً ریسک کمتری از یک محدوده اکتشافی با ذخیره نامطمئن دارد؛ بنابراین نرخ تنزیل آنها نیز میتواند متفاوت باشد.
در عمل، هرچه ریسک پروژه بیشتر باشد، نرخ تنزیل بالاتر در نظر گرفته میشود و در نتیجه NPV کاهش پیدا میکند. | 92 |
