en
Feedback
پیام شهید | فرج اللهی

پیام شهید | فرج اللهی

Open in Telegram

📒گاه‌نوشت‌های سیاسی و تاریخی "محمدامین فرج‌اللهی" "پیام شهید" نام نشریه شهید محمد منتظری در ابتدای انقلاب بود.

Show more
2 564
Subscribers
-224 hours
-17 days
+930 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+6
in 0 channels
August '26
+24
in 0 channels
Get PRO
July '26
+71
in 1 channels
Get PRO
June '26
+15
in 0 channels
Get PRO
May '26
+14
in 0 channels
Get PRO
April '26
+9
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+43
in 2 channels
Get PRO
January '26
+9
in 0 channels
Get PRO
December '25
+29
in 4 channels
Get PRO
November '25
+89
in 1 channels
Get PRO
October '25
+20
in 0 channels
Get PRO
September '25
+40
in 0 channels
Get PRO
August '25
+36
in 2 channels
Get PRO
July '25
+723
in 12 channels
Get PRO
June '25
+20
in 1 channels
Get PRO
May '25
+13
in 0 channels
Get PRO
April '25
+9
in 1 channels
Get PRO
March '25
+15
in 0 channels
Get PRO
February '25
+75
in 5 channels
Get PRO
January '25
+152
in 13 channels
Get PRO
December '24
+11
in 0 channels
Get PRO
November '24
+26
in 5 channels
Get PRO
October '24
+8
in 1 channels
Get PRO
September '24
+3
in 0 channels
Get PRO
August '24
+188
in 0 channels
Get PRO
July '24
+22
in 0 channels
Get PRO
June '24
+28
in 1 channels
Get PRO
May '24
+228
in 4 channels
Get PRO
April '24
+8
in 0 channels
Get PRO
March '24
+20
in 2 channels
Get PRO
February '24
+47
in 1 channels
Get PRO
January '24
+108
in 4 channels
Get PRO
December '23
+9
in 0 channels
Get PRO
November '23
+29
in 2 channels
Get PRO
October '23
+3
in 0 channels
Get PRO
September '23
+11
in 0 channels
Get PRO
August '23
+6
in 0 channels
Get PRO
July '23
+3
in 0 channels
Get PRO
June '23
+8
in 0 channels
Get PRO
May '23
+5
in 0 channels
Get PRO
April '23
+4
in 0 channels
Get PRO
March '23
+45
in 0 channels
Get PRO
February '23
+11
in 0 channels
Get PRO
January '23
+88
in 0 channels
Get PRO
December '22
+10
in 0 channels
Get PRO
November '22
+4
in 0 channels
Get PRO
October '22
+84
in 0 channels
Get PRO
September '22
+3
in 0 channels
Get PRO
August '22
+23
in 0 channels
Get PRO
July '22
+4
in 0 channels
Get PRO
June '22
+18
in 0 channels
Get PRO
May '22
+4
in 0 channels
Get PRO
April '22
+7
in 0 channels
Get PRO
March '22
+48
in 0 channels
Get PRO
February '22
+8
in 0 channels
Get PRO
January '22
+4
in 0 channels
Get PRO
December '21
+6
in 0 channels
Get PRO
November '21
+4
in 0 channels
Get PRO
October '21
+5
in 0 channels
Get PRO
September '21
+5
in 0 channels
Get PRO
August '21
+5
in 0 channels
Get PRO
July '21
+79
in 0 channels
Get PRO
June '21
+36
in 0 channels
Get PRO
May '21
+13
in 0 channels
Get PRO
April '21
+10
in 0 channels
Get PRO
March '21
+234
in 0 channels
Get PRO
February '21
+107
in 0 channels
Get PRO
January '21
+10
in 0 channels
Get PRO
December '20
+1 290
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September0
07 September0
06 September+2
05 September+1
04 September0
03 September+1
02 September+1
Channel Posts
ماجرای عکس یادگاری آقای خامنه‌ای و حاج‌آقا روح‌الله 🔹نوروز ۴۲ وقتی کماندوهای رژیم شاه ریختند داخل مدرسه فیضیه و طلاب را ضرب و شتم کردند و چند نفر شهید شدند، فیضیه تا مدتی متروکه شد. درس‌های حوزه علمیه قم که به خاطر نوروز تعطیل شده بود، از بیست فروردین شروع شد. اما آخرین روزهای اردیبهشت، پیش از ماه محرم، تعطیل می‌شد تا طلاب برای تبلیغ و منبر به شهرهای مختلف بروند. در این مدت، فیضیه همچنان تعطیل و متروک مانده بود. 🔹۲۵ اردیبهشت‌ماه، اقا روح‌الله پس از پایان درسش در مسجد اعظم گفت می‌خواهد برای یادبود شهدای فیضیه به آنجا برود. تصمیمش غافلگیر کننده بود و شاگردانش نیز با او همراه شدند. یکی از آنها سیدعلی خامنه‌ای ۲۴ ساله است که چندسالی بود از مشهد به قم آمده و در سلک شاگردان آقا روح‌الله درآمده بود. 🔹 او سال‌ها بعد در یادآوری این روز گفت: «مدرسه‌ فيضيه‌ بعد از آن‌ روز ديگر مسكونی‌ نبود. چون درها را كنده‌ بودند، ديوارها را خراب‌ كرده‌ بودند، كثيف‌ كرده‌ بودند، ريخته‌ بودند پاشيده‌ بودند. طلبه‌هايی كه‌ در اين‌ مدرسه‌ سكنی داشتند، ته‌ دلشان‌ ديگر جرأت‌ نداشتند بروند توي اين‌ مدرسه‌. ديگر دل‌ و دماغ‌ رفتن‌ به‌ اين‌ مدرسه‌ را نداشتند. مدرسه‌ خلوت‌ بود. راه‌ افتاديم.‌ من‌ آن‌ روز در خدمت‌ امام بودم.‌ طلبه‌ ها گروه‌ زيادی بودند. حركت‌ كرديم‌ آمديم‌ توی مدرسه‌، امام‌ وارد مدرسه‌ شدند. وارد که شدیم، سمت چپ‌ مدرسه‌ پيچيدیم‌، آنجا دم‌ غرفه‌ اول‌ يا دوم‌ امام نشستند و‌ طلبه‌ ها هم‌ همينطور دور ايشان‌. يك‌ غم‌ شديدي‌ صورت‌ امام‌ را گرفته‌ بود، شديداً غمگين‌ بودند. يك‌ نفر یا خود امام گفتند‌ يكي‌ روضه‌ بخواند. يك‌ سيدي‌ بنا كرد آنجا روضه‌ خواندن‌ و همه‌ گريه‌ کردند. به‌ نظرم‌ از مدرسه‌ بلند شديم‌ آمديم‌ بيرون‌ كه‌ اين عکس‌ آنجا بود.»

2
Sequence 03.mp3
1 072
3
رهبر جدید، معادله‌ی جدید.pdf
1 870
4
s m.pdf
26
5
کربلایی شدنت مبارک 🔹تابوت حامل پیکرت روی موج دست‌ها اینور و آنور می‌رفت، کجا؟ جایی که هزاروچهارصد سال پیش، پیکر امامِ معصوم زیر دست و پا اینور و آنور می‌رفت... 🔹پرتاب می‌شوم به پیش از انقلاب. وقتی که تو در جو مسموم مشهد، سخنرانی می‌کردی. مقدس‌های غیرسیاسی تو را هم مثل رهبر آقاروح‌الله مارکِ ضدولایت می‌زدند. یادت هست؟ می‌گفتند اینها «ولایتی» نیستند، وحدتی هستند. جماعت روشنفکرمآب دیگری هم برای اینکه تو را تخفیف بدهند و تحقیر کنند می‌گفتند «روضه‌خوان» است. و تو اصرار داشتی که روضه بخوانی، یادت هست؟ حتما یادت هست. آخرِ یکی از جلساتت گفته بودی بعضی‌ها می‌گویند روضه‌خوانی یعنی چه؟ ولی من اصرار دارم روضه و مصیبت بخوانم و اشک ریخته بشود. من، چند دهه بعد وقتی داشتم متن این صحبتهایت را می‌خواندم دلم برایت سوخت... 🔹تو اما در همه‌ی این سال‌ها «امام‌حسینی» بودی. نه به زبان و شعار و ادا، با عمل. همیشه پای کار «حسین» ایستادی. در میدان نظر و فکر در مقابل تفسیرهای انحرافی از عاشورا و قیام امام‌حسین ایستادی. چه پیش از انقلاب در مقابل تفسیرهای انفعالی از حرکت امام‌حسین و چه وقتی رئیس‌جمهور عمامه به سر مملکت، گفت کربلا درس مذاکره است. یادت هست؟ حتما یادت هست. آمدی در سخنرانی علنی به طرف عتاب کردی و گفتی تاریخ را اینجور می‌فهمید؟ 🔹تو هیچ‌وقت اعتقادات و دین مردم را بازیچه بازی‌های سیاسی نکردی. مثل آنهایی نبودیکه روزی از امام‌حسین درس شهادت بگیرند و روزی درس مذاکره. تو همان سیدعلی حسینی خامنه‌ای بودی که نگران تحریف عاشورا بودی، چه در منبر محرم سال ۵۱ در تهران با ده شب منبر «همرزمان حسین» و چه با آن سخنرانی صریحت در مهر ۹۴. 🔹تو متر و معیارت، شاغولت امام‌حسین بود. گواهم سخنرانی عبرت‌های عاشورای سال ۷۷ تو است. دغدغه‌ات این بود که ببینیم چه بر سرِ جامعهِ بعد پیامبر آمد که حسین‌بن‌علی در قتلگاه آنطور کشته شد. تو بودی که گفتی باید مراقب باشیم که جامع هما هم مثل آن جامعه از ارزش‌ها تهی نشود. 🔹تو همیشه پای کار امام‌حسین بودی، روضه‌خوانی برایت عار نبود. امام‌جمعه بودی روضه خواندی، رئیس‌جمهور بودی روضه خواندی، رهبر بودی روضه خواندی. در «حسینیه» امام‌خمینی‌ات بساط روضه به پا کردی، حتی کرونا که شد تنهایی نشستی وسط حسینیه و روضه را تعطیل نکردی. 🔹بگذارد آن مرجع متحجر قمه‌زن لقب «محیی شعائر الحسینیه» را به نام خودش بزند، ولی این تو بودی که آن سالی که داعش داشت وسط عراق جولان می‌داد، به حاج‌قاسم تکلیف کردی برود در جرف‌الصخر بجنگد تا امنیت راهپیمایی اربعین تامین شود. این تو بودی که تمام امکانات و ظرفیت‌های حکومتی که دستت بود را هرسال برای راهپیمایی اربعین امام حسین در عراق بسیج کردی. و آن سال که یکی از نهادهای فرهنگی ایران، ستون‌های جاده نجف تا کربلا را با عکست فرش کرد توبیخشان کردی. چون نمی‌خواستی حرکت بزرگ اربعین، تحت تاثیر دعواهای سیاسی ایران و عراق و این آخوند و آن آخوند قرار بگیرد. 🔹آقای خامنه‌ای! تو امام حسین را برای برندینگ خودت نمی‌خواستی. تو هرجا هرکاره‌ای بودی و نبودی خودت را خرج امام‌حسین کردی. چه در کنج گمنامی در مشهد پیش از انقلاب و چه در صندلی رهبری در اوج قدرت و شهرت. 🔹حسینی‌بودن، فقط شعارت نبود؛ مرامت بود، سبک زندگی‌ات بود. چنددهه از امام‌حسین حرف زدی،از ذلت‌ناپذیری‌اش، از سر خم نکردن مقابل طاغوت زمانه‌اش.  سال ۷۹ در اوج فشارها گفتی اگر دشمن فشار بیاورد، صلح حسنی در کار نخواهد بود، عاشورا تکرار خواهد شد. آخرین سخنرانی‌ات هم «مثلی لا یبایع مثله» بود. سرنوشتت هم حسینی شد، شهادت به دست پست‌ترین دشمنان خدا. حالا پس از چنددهه مجاهدت، پس از چنددهه سنگ حسین را به سینه‌زدن، پس از این شهادتِ پرشکوه توی حرم روی دست‌های مردم رسیدی به ضریح حسین(ع)... آقای سیدعلی حسینی خامنه‌ای! کربلایی‌شدنت مبارک
1 126
6
این، آخرین دیدار بود، لحظه‌ای که خیلی از آن می‌ترسیدم. آقای خامنه‌ای! بگذارید اعتراف کنم که در این چندسال اخیر، هروقت داشتید بر پیکر شهیدی یا مرحومی نماز می‌‌خواندید و به فراز «اللهم انا لانعلم منه الا خیرا» می‌رسیدید، اضطراب همه وجودم را فرامی‌گرفت. و پرتاب می‌شدم به 16 خرداد 68 و نمازخواندن آیت‌الله گلپایگانی بر پیکر امام خمینی. آن لحظه‌ای که آقای گلپایگانی به همین فراز رسید و همه کسانی که پشت سرش بودند، بغضشان ترکید و دوربین صداوسیما دقیقا در آن لحظه روی شما زوم کرده بود. می‌ترسیدم از تکرار چنین روزی، فرار می‌کردم از تصور چنین نمازی، از چنین قابی...   بگذارید یک اعتراف دیگر هم بکنم این چندسال هربار که دیداری یا روضه‌ای داشتید، می‌رفتم سایت خامنه‌ای.آی آر عکسهایتان را باکیفیت بالا باز می‌کردم و روی جزئیات چهره‌تان زوم می‌کردم؛ صورتتان خیلی پیر شده بود، ابروهای در هم پیچیده سپیدتان من را یاد سال‌های آخر امام می‌انداخت... ترسم بیشتر می‌شد که مبادا زبانم لال.... نه نه ، عکس را می‌بستم.   و حالا همان روز است، 14 تیر 1405 پیکر شما مقابل ما  و مردمی که سال‌ها در نماز جمعه‌ها و عیدفطرها «با شما» نماز خوانده بودند؛ حالا «بر شما» نماز خواندند به قول آن شاعر: «به هق‌هق جمعمان جمع است از بالا تماشا کن....»   راستی یک چیزی را یادم رفت بگویم: این چندساله وقتی آخر ملاقاتها و دیدارهایتان، از خدا طلب شهادت می‌کردید خیلی ذهنم درگیر می‌شد. با خودم می‌گفتم سیدعلی خامنه‌ای با این کارنامه خالص مخلصش حیف است شهید نشود؛ از آن طرف می‌گفتم قبول؛ ولی الان که دیگر اوضاع جوری نیست که آقا «شهید» بشود؟ غافل از اینکه خدا حساب و کتاب خودش را دارد، و به قول آن شاعر: عاشقان را سرِ شوریده به پیکر عجب است...   حالا که بر «شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای» نماز خواندیم، می‌دانید ذهنم کجا می‌رود؟ به خرداد سال 1342، وقتی در 24 سالگی برای اولین بار دستگیر شدید. به بازجو گفته بودید «بالاترین کاری که می‌توانی بکنید این است که مرا اعدام کنید، و من خودم را برای اعدام آماده کرده‌ام.» به آن خطبه نمازجمعه بعد از شروع جنگ در سال 59 که با آن صدای غرّایتان گفتید «ما به سوی میدان نبرد پرواز میکنیم...» به مصاحبه بعد از ترورتان درتیرماه 60 روی تخت بیمارستان،که با صدای گرفته و پررنج و زحمت خطاب به امام گفتید «سر خم می سلامت شکند اگر سبویی» به آن فیلم سخنرانیتان برای خانواده شهدا در زیرزمین ریاست جمهوری در دهه شصت که با بغض در گلو گفتید «کاش مرگ ما هم مثل مرگ بچه‌های شما باشه» شما همیشه آماده شهادت بودید، از سال 42 تا همین 9 اسفند که داشتید در اتاقتان قرآن می‌خواندید     آقا داریم برایتان گریه می‌کنیم و من پرتاب می‌شوم به سال 42 وقتی بعد از حمله به فیضیه و کشتار طلاب، می‌خواستید بروید بیت امام. ممکن بود به آنجا هم حمله کنند. و چون احتمال می‌دادید شهید شوید یک وصیتنامه نوشتید. آخرش نوشته بودید «پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند به مفاد حدیث شریف «اذا بکت علی شیء فابک علی الحسین» به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد، ان‌شاءالله.» آقای‌خامنه‌ای ما در این صد و بیست و چند روز داریم به وصیتتان عمل می‌کنیم یادتان که می‌افتیم، بغض که گلویمان را می‌گیرد؛ می‌زنیم به روضه، گاهی روضه وداع، گاهی روضه گودال ، گاهی روضه علمدار   راستی شنیده‌ام قرار است پیش امام هشتم دفن بشوید چقدر مشهد را، چقدر امام‌رضا(ع) را دوست داشتید و ما چقدر با قاب‌های غبارروبی‌تان عشق می‌کردیم آن لباس سفید و آن حضوع و خشوع شما ان سرِ نهاده بر سنگ مزار امام و نجواهایتان با او   نمازتان را هم خواندند دیگر وقت وداع است، وقت خداحافظی راستش را بخواهید حالم خراب‌تر از ان است که بدانم این متن باید چطور تمام شود. باز هم پرتاب شدم. این بار به 23 تیرماه 1368 اولین نمازجمعه‌ای که در قامت رهبر انقلاب خواندید، چهلم امام بود. حرف امروز من، حرف آن روز شما است: «باور کردن این حقیقت تلخ، بسیار سخت است. براى ما در طول سالهاى گذشته، تصوّر آن دنیایى که در آن امام نباشد، آن جهان بی‌روح، آن فضاى افسرده، آن زندگى غم‌انگیزى که در آن امام و رهبر و مراد و معلّم و مرشد و پدر و امید ما حضور نداشته باشد، بسیار سخت بود.  پروردگارا! ما در این مصیبت به تو پناه میبریم، از تو تسلّا میجوییم، از تو کمک میخواهیم.»   من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو می‌روی به سلامت، سلام ما برسان
2 280
7
محمد امین فرج اللهی.mp3
1 178
8
پدیده‌ای تاریخی به نام آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و وظیفه امروز و فردای ما 🔹هر پدیده تاریخی، ناگزیر از ۳ اتفاق است: تحریف، غفل
پدیده‌ای تاریخی به نام آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و وظیفه امروز و فردای ما 🔹هر پدیده تاریخی، ناگزیر از ۳ اتفاق است: تحریف، غفلت و توجه. اگر زندگی و زمانه سیدعلی خامنه‌ای را نشناسیم، از منظومه فکری و سیره سیاسی‌اش درک درستی نداشته باشیم، کم‌کم طوفان تحریف و غبار غفلت، این حقیقت درخشان را به مسلخ خواهد برد. وقتش است بدانیم سیدعلی خامنه‌ای که بود و چه کرد؟ از عادی‌ترین اطلاعات زندگی و زمانه ای تا لایه‌های فکری و عمیق تر. 🔹برویم سراغ مطالعه‌ی کتاب‌های شرح اسم، خون دلی که لعل شد، بر تبعید، مسجد رهبر، طرح کلی اندیشه اسلامی، انسان دویست و پنجاه ساله، همرزمان حسین. مطالعه انفرادی و جمعی این چند کتاب شاید از مصادیق أن تَفوموا لله مَثنی و فُرادی باشد. 📽 فیلم بخشی از صحبت درباره همین موضوع مقابل سردر دانشگاه تهران
1 133
9
🔆قاب و قصه🔆 ◇ #ریلز قسمت اول ◇ اگر خدا بخواهد دنیا و آخرت تو را از قم به مشهد می‌آورد. ماجرای خاطره‌ای از امام شهید که رهبر
🔆قاب و قصه🔆 ◇ #ریلز قسمت اول ◇ اگر خدا بخواهد دنیا و آخرت تو را از قم به مشهد می‌آورد. ماجرای خاطره‌ای از امام شهید که رهبرانقلاب در پیام اخیر به آن اشاره کردند. @ghab_o_gheseh
220
10
کاش یکی پیدا شود و جلوی این بادنجان دور قابچین‌های باند و حلقه آقایان را بگیرد. به خدا لازم نیست برای قهرمان‌سازی از آقای قال
کاش یکی پیدا شود و جلوی این بادنجان دور قابچین‌های باند و حلقه آقایان را بگیرد. به خدا لازم نیست برای قهرمان‌سازی از آقای قالیباف در مذاکراتی که هنوز نرفته و نتیجه‌اش معلوم نیست، رهبری را تحریف کنیم. والله ماهایی که سالها است ارادتی به قالیباف نداشتیم، الان دعای خیرمان بدرقه راهش است، چون نماینده جمهوری اسلامی در برابر دشمن است. الان وقت دعواهای جناحی نیست، وقت پروژه‌بازی‌های باندی نیست.
292
11
خوب دیده مبشه
1
12
تو بله هم بگو بزنن
1
13
🔸برنامه سردر انقلاب 🔻ایران شهری چیشد؟! «ایران شهری سکوت کرد. اینجا تئوریزه شد اما از کتاب بیرون اومد؟ از مجله آقای قوچانی ب
🔸برنامه سردر انقلاب 🔻ایران شهری چیشد؟! «ایران شهری سکوت کرد. اینجا تئوریزه شد اما از کتاب بیرون اومد؟ از مجله آقای قوچانی بیرون اومد؟ اومدی با نگاه خودت از ایران دفاع کنی؟ چرا هر بار کشور مورد حمله کشور خارجی قرار می‌گیره این جریان روشنفکری که میگن جمهوری اسلامی داره ایران را نابود می‌کند غایب است... کجایی پس؟!» 👤آقای امین فرج اللهی | پژوهشگر و روزنامه نگار @sardar_enghelab
263
14
📽 پاسخی به یک سوال رایج: این روزها شبیه کدام مقطع تاریخی است؟ بخشی از صحبت جلوی سردر دانشگاه تهران، شام چهار فروردین ۱۴۰۵
📽 پاسخی به یک سوال رایج: این روزها شبیه کدام مقطع تاریخی است؟ بخشی از صحبت جلوی سردر دانشگاه تهران، شام چهار فروردین ۱۴۰۵
412
15
عاشقانی که مدام از فَرَجت می‌گفتند عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری
عاشقانی که مدام از فَرَجت می‌گفتند عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری
600
16
خدا در میدان مردم در خیابان 🔹امروز در مردمی‌ترین و دلی ترین روز قدس سال‌های عمرم، تا گلویم جان داشت بلند شعار دادم. بدون خجالت و لکنت. 🔹در نبود آن غرفه و ایستگاه‌های بلندگوی کلیشه‌ای هرساله که از صدای آهنگشان کَر می‌شدیم، راهپیمایی در مردمی‌ترین و پنجاه و هفت ترین شکل خود جان داشت. از وسط جمعیت و مردمِ در حال حرکت، خودجوش یک نفر بلند شعار می‌داد و بقیه تکرار می‌کردند. دو سه دقیقه که می‌گفت و خسته می‌شد، یک نفر دیگر لیدری می‌کرد. از منِ ریشوی حزب‌اللهی گرفته تا خانمهای مانتویی و بچه‌های هفت هشت ساله. تنوع جمعیت شرکت کننده قابل توجه بود، از هر تیپ و سن و پوششی آمده بودند و از عمق جان شعار می‌دادند. پرچم ایران  در دست همه بود، کوچک و بزرگ. 🔹دودِ اصابت که بالا رفت، نگاه‌ها به آن سمت چرخید و دستها بالا رفت: الله‌اکبر الله‌اکبر. خدا بزرگتر و برتر است....اولین روز قدسِ بی خامنه‌ای، خدای خامنه‌ای خودنمایی می‌کرد. شهید ابراهیم عقیل حزب الله لبنان، در صوتی می‌گفت اگر فلانی و فلانی رفتند، خدا هست و در میدان است. آمریکا خدا را که نمی‌تواند از میدان به در کند. 🔹نزدیک میدان انقلاب بودیم، باران نم‌نم می‌بارید که صدای اذان بلند شد. جلویم یک نفر پرچم بزرگ ایران را با حس افتخار و غرور، فقط بالا گرفته بود. یاد آن دیالوگ چمران در فیلم چ افتادم: تا وقتی صدای اذان بلنده، ناامیدی گناه کبیره است...
531
17
نوبت سوگ و بیان خواهد رسید ان شاء الله.
نوبت سوگ و بیان خواهد رسید ان شاء الله.
404
18
سیاست و قصه‌ی پرچم 🔹درست است این شعری که همایون شجریان چندسال پیش درباره ایران خواند یعنی "ای پرچمت ما را کفن" سروده ای جدید است، ولی فکر نمی‌کنم هیچ ایرانی_ با هر گرایشی_ وقتی آن را می‌شنود تصوری جز یک تابوتِ پیچیده شده در پرچم سبز و سفید و قرمز در ذهنش متصور شود. پرچمی که از دوره ناصرالدین شاه باب شد و بطور رسمی در متمم قانون مشروطه رسمیت یافت. 🔹در طول این صد و چندسال، این پرچمِ سه رنگ، همیشه و در میانه‌ی همه نزاع‌های سیاسی حتی خونین ایران، مورد احترام بوده است. نه پهلوی وقتی به جای قاجار بر تخت نشست متعرضش شد، نه وقتی جمهوری اسلامی سلطنت ۲۵۰۰ ساله را سرنگون کرد. 🔹در طول دوران مبارزه با شاه، به خصوص از پاییز و زمستان ۵۶ تا بهمن ۵۷، اعتراض به نظام سلطنتی در قالب‌های گوناگونی تجلی پیدا کرد: راهپیمایی، تحصن کارکنان صنفهای مختلف، شعارهای شبانه، این اواخر فرار از خدمت در ارتش و امثال آن. ولی هیچوقت نه امام به عنوان رهبر در تبعید و نه مبارزان و انقلابی‌ها توهین به پرچم را پیشنهاد نکردند. 🔹بعد از انقلاب هم که رسما و با دستور امام، نمادهای سلطنتی از جمله شیروخورشید را از پرچم و سردر اماکن حکومتی و سربرگهای اداری برداشتند، باز هم پرچم سه رنگ محترم ماند. حتی ضدانقلابهای خارج‌نشین که سر تا پای جمهوری اسلامی و روحانیت و دین را فحش می‌دادند هم شرم می‌کردند پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی را آتش بزنند یا هتک کنند. 🔹چرا؟ چون هیچ عاقلی، بخشی از هویتش را با دست خودش نابود نمی‌کند. تو ممکن است با نظام سیاسی مستقر در کشورت مخالف باشی، ولی با تاریخ کشورت که دشمن نیستی. پرچمی که در طول تاریخ هرگاه برافراشته شده، نماد هویت ملی و استقلال و تمامیت ارضی کشور بوده، چرا باید هتک شود؟ 🔹انصافا اگر پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، مخالفان ضدشاه موج پرچم سوزی راه می‌انداختند، انگ بی هویتی و دشمنی با ایران و ملیّت نمی‌خوردند؟ اگر تختی که از هواداران مصدق و عضو نهضت مقاومت ملی پس از کودتا بود، مسابقات جهانی ۱۳۳۴ توکیو و المپیک ملبورن در ۱۳۳۵ را تحریم می‌کرد، چطور؟ یا اگر به سبک و سیاق امروزی‌ها در اعتراض به نظام سیاسی کشورش از ورزش خداحافظی می‌کرد و هرچه فحش داشت نثار دولتمردان می‌کرد چه؟ ولی او ماند و برای ایران کشتی گرفت و هیچکس او را مزدور حکومت کودتایی شاه لقب نداد. وقتی هم مدال می‌گرفت، این پرچم سه رنگ ایران بود که بالا می‌رفت. 🔹پرچم سه رنگ ایران، یک میراث فرهنگی ملی است. نماد هویت ایران است و در تاریخ ایران تا به حال هیچ ابلهی به بهانه دعوای سیاسی هتکش نکرده است. من زمانی که تصور می‌کنم ناخدا بایندر، فرمانده نیروی دریایی جنوب ایران، شهریور ۱۳۲۰ وقتی توسط اشغالگران انگلیسی شهید شد، در پرچم سه رنگ پیچیده شد، همانقدر حس غرور می‌کنم که تابوت شهدای جنگ تحمیلی هشت ساله که در پرچم پیچیده شده‌اند را می‌بینم. حتی در قبرستان وادی السلام نجف وقت وقتی پرچمِ ایرانِ کوچکِ بالای قبر رئیسعلی دلواری باد می‌خورد، احساس غرور و افتخار می‌کردم. از بچگی، قبر شهید چمران با آن مدل خاص سیمانی که فقط نقش پرچم ایران داشت، یک حس غرور و افتخار را به من تزریق می‌کرد. 🔹سالهای بعد هم چه ما باشیم و نباشیم، این پرچم سه رنگ با همه خاطرات مردمِ این سرزمین عجین خواهد ماند. تنگِ این هویت‌سوزی هم بر گردن آنهایی خواهد ماند که به بهانه‌ی سیاست، هم بر هویت ملی، هم بر آگاهی تاریخی و هم بر پرچم ایران آتش افروختند. چقدر قشنگ سروده محمدرسولی: بسوز ای سعی باطل، پرچم ایران نمی‌سوزد
1 031
19
در طول این صد و چندسال، این پرچمِ سه رنگ، همیشه و در میانه‌ی همه نزاع‌های سیاسی حتی خونین ایران، مورد احترام بوده است. نه پهلوی وقتی به جای قاجار بر تخت نشست متعرضش شد، نه وقتی جمهوری اسلامی سلطنت ۲۵۰۰ ساله را سرنگون کرد.حتی ضدانقلابهای خارج‌نشین که سر تا پای جمهوری اسلامی و روحانیت و دین را فحش می‌دادند هم شرم می‌کردند پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی را آتش بزنند یا هتک کنند.
1
20
چرا این روزها تاریخ خواندن واجب است؟ 🔹روزگار عجیبی است. آنها که سال ۵۷ در نتیجه‌ی "انقلاب و خواست مردم"، سرنگون شده و چهاردهه تا توانستند "انقلاب کردن" را تخطئه کرده‌اند، حالا شده‌اند "لیدر انقلاب مردمی". چه کسانی؟ همان‌ها که از زمستان ۵۶  گوششان را بر خواست و شعار ملت که "شاه باید برود" بستند و پادشاهشان تازه آبان ۵۷ در تلویزیون گفت "صدای انقلاب شما را شنیدم." از قضا چند روز بعد از همین "شنیدن" بود که شاه، ارتشبد ازهاری که هفت سال رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران[معادل ستاد مشترک فعلی]  بود را به عنوان نخست‌وزیر منصوب کرد و او هم "کابینه نظامی" تشکیل داد! کابینه نظامی در ذهن مردم خوشنام نبود، چون یک بار پس از کودتای ۲۸ مرداد به ریاست سرلشگر زاهدی تشکیل شد و حالا دومین بار بود که شاه اهالی اسلحه را بر مصدر سیاست نشانده بود. 🔹اگر تاریخ نخوانیم برایمان نمی‌گویند که یکی از اولین کارهای همین دولت ازهاری، توقیف سه روزنامه اصلی مملکت یعنی اطلاعات و کیهان و آیندگان بود. اقدامی که باعث شد بقیه مطبوعات کشور هم دست به اعتصاب بزنند. حالا آنها که کارنامه‌شان، دولت ازهاری و مشت آهنین است، دارند از قطعی اینترنت و سانسور مطبوعات و نقض گردش آزاد اطلاعات گله می‌کنند. این‌ها را اگر ندانیم، گولمان می‌زنند و گول می‌خوریم. 🔹اگر تاریخ نخوانیم و ندانیم، برایمان نمی‌گویند که چندماه قبل از این کابینه نظامی، یعنی از تابستان ۵۷، فرمانداری نظامی در بعضی شهرها به راه افتاده بود. یعنی به جای استاندار و شهردار، یک فرمانده ارتشی مسئول استان شده بود. علت چه بود؟ گسترده شدن راهپیمایی‌هایی که از ۱۷ دی ۵۶ با قم شروع شد و پس از سرکوب مردم، چهلم به چهلم در شهرهای کوچک و بزرگ تکثیر شد. مردم با دست خالی، بلای جان حکومت شده بودند و تجویز فرمان‌داران نظامی در برابر راهپیمایی‌های مردم، اسلحه بود. کم‌کم برقراری حکومت نظامی در شب‌ها هم شروع شد. اینها را باید بخوانیم و بدانیم، تا کرکسهای دیکتاتور را به نام عقاب‌های آزادی خواه بهمان قالب نکنند. 🔹اگر نخوانیم اینها نمی‌گویند اسفند ۵۳ شاه در یک حرکت غافلگیرانه، در یک کنفرانس خبری، احزاب سیاسی مملکت را منحل و اعلام کرد کشور از این به بعد تنها یک حزب دارد به نام "حزب رستاخیز" و در همان مصاحبه امیرعباس هویدا را به عنوان دبیرکل آن معرفی کرد. در همین مصاحبه بود که رسما برای کسانی که آن را قبول ندارند خط و نشان کشید و بخشی از آنها را توده‌ای و بی وطن لقب داد و گفت اینها یا جایشان زندان است یا باید پاسپورت بگیرند و از مملکت بروند. این حرفهای شاه و ماجرای حزب رستاخیز را برایمان نمی‌گویند، ولی مدام می‌گویند فلان مجری جمهوری اسلامی در شبکه افق گفت هرکس قبول ندارد جمع کند برود. 🔹الان را نبینید که فرح و پسرش انقلابی شده‌اند و از "لزوم گذار به دمکراسی و آزادی میهن از چنگ استبداد" حرف می‌زنند. اینها مدافعان حزب اجباری رستاخیز بودند. پاییز و زمستان ۵۷ در حالی که شعار مردم "شاه باید برود" بود،  اینها به هر دری زدند تا نروند و بمانند. از دیدار غافلگیرانه فرح با آیت‌الله خوئی در آبان ۵۷ تا رایزنی با طیفی از مبارزین و تلاش برای تقویت ایده‌ی "شاه سلطنت کند نه حکومت"، از حکومت نظامی تا ایده کودتا با کمک ژنرال هایزر آمریکایی. 🔹اینها که گفتم، ربطی به تاریخنگاریِ اینوری و آنوری ندارد.اصلا برویم روزنامه‌های آن زمان را ورق بزنیم، برویم یادداشتهای روزانه اسدالله عَلَم که فروردین ۵۷ مُرده و سالها بعد در خارج از کشور  منتشر شده را بخوانیم. برویم گزارش‌ها و ارزیابی سفارت آمریکا از ایده حزب رستاخیز و شخصیت شاه را بخوانیم. 🔹باید تاریخ بخوانیم تا حجم طنز تلخ روزگار به جانمان بنشیند وقتی فرح، آخرین ملکه‌ی نظام پادشاهی که توسط مردم سرنگون شده، از انقلاب و راهپیمایی و هزینه‌های آزادی میهن حرف می‌زند. 🔹آن سال‌ها مدام تلاش کردند امام‌خمینی را وابسته به خارج و خارجی معرفی کنند تا بدنامش کنند، ولی حالا خودشان رسما از ترامپ درخواست حمله به ایران و سرنگونی دارند و برای اینکه قبح وابستگیشان را روتوش کنند به آن عنوان "مداخله بشردوستانه" می‌دهند. 🔹حالا که سیاهکارنامه ترین جریان سیاسی ایران، می‌خواهد ما را فریب بدهد، کاش تاریخ را جدی‌تر بگیریم.
1 477