گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
Open in Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
Show more618
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
نان و ئازادی!*
بەختیار عەلی**
گومان لەوەدا نییە، خەڵکی تێکڕا ڕقێکی قووڵیان لە فاشیستە عەرەبەکان بوو. هەموو ئامادەبوون ئازادی بگۆڕنەوە بە نان. دەتوانم بڵێم، هیچ کات ڕێناکەوێت میللەتێک تێکڕا لەسەر شتێک بەو جۆرە تەبابن، بەڵام سەر سفرەش حوکمی خۆی هەیە. چەند ئادەمیزادەکان سووربن ئازادی بگۆڕنەوە بە نان، بەڵام دوای چەند ژەمێک برسێتی ڕاستەقینە، مرۆڤەکان دەبێت لەو هەوای جۆش و حەماسەتە بێنەدەرێ و بۆ ژەمە خواردنێکی باش بگەڕێن. خەڵکی کاتێک دەڵێن ئازادی گرنگترە لە نان، مەبەستیان هەم ئازادی زۆر و هەم نانی زۆرە، نەوەک ئازادییەکی کەمیان هەبێت و بەرامبەر بەوەش هیچ نەخۆن و زاد لە سەر سفرەیان نەبێت. چونکە هەموو دەزانن کەسانی مردوو ئازادییان پێویست نییە، دەبێت هیچ نەبێت بەشی ئەوە زیندووبن بتوانن شانازی بەوەوە بکەن، جارێک توانیویانە و شەهامەتی ئەوەیان بووە، نان ببەخشن و ئازادی وەدەستبهێنن.
* لە کەناڵی چەم و چیام وەر گرتووە
**ڕۆمانی" کەشتیی فریشتەکان ٢ "
t.me/KDproblems
داخی کۆچی ناخڵافت، ماگەسەو هەروا لە دڵ
هەردەجۆشێ و هەر دەجۆشێ تا دەمێ بمخاتە گڵ
لە درێژەی تەمەنی شەست و چوار ساڵی خۆما مەرگی دەیان و سەدان دۆسی دوور و نزیکی خۆم دیوە کە نیشانەی هەرکامیان ها لە سەر دڵمەوە، بەڵام داخی هەندێکیان وەک زامی ناسۆر قەت ساڕێژ نابن.
مەرگی ناوەخت و ناخڵافی دوکتور ئازادی جەلالی زادە یەکێک لەوانەسە!
قەت ناتوانم لە بیری بکەم، خۆی و باوکی و باوای بە ناهەق لەناو چوون. شکم نیە ڕۆحی هەر سێکیان شادە بەڵام بە هیوام سەبەبکارانی مەرگیان نە لەم دونیا و نە لەو دونیا ڕووی خۆشی بە خۆیانەوە نەبینن
سڵامی خوا لە تۆ. ئازاد گیان. ئەو ڕۆژەی لەدایک بوویت، ئەو ڕۆژانەی ژیایت و ئەو ڕۆژەی کۆچی دواییت کرد
مامۆی بە تاسەت سەی هاشم
١٤٠٢/٨/٣
t.me/KDproblems
تجارب تلخ و شیرین یک انسان معمولی(قسمت دوم)
سیدهاشم هدایتی
🔹 توضیح: به اشتراک گذاری اندوخته های گرانقیمت, یک رسالت انسانی است! آنچە در این پست می بینید بخشی از تجارب تلخ و شیرینی است که هر روز یکی از آن ها در وضعیت واتساپ و نیز صفحه اینستاگرام بنده درج شده بود. به امید خدا تا توان باشد به این کار ادامه خواهم داد!
🔹"بخشیدن آنانی که به ما جفا کردەاند, آسان است اما بسیار سخت است کسانی رابخشید که بە ما تهمت ناروا زدەاند"
🔹"زندگی عرصه آزمون ماست. عضو هر گروه انسانی که باشیم عمل مان به نام خودمان ثبت است. هر کس پاسخگوی عمل خود است.
🔹"هر وقت "خود بزرگ بینی" جایگزین "اعتماد به نفس" شود فرد را با کلە بە زمین می زند"
🔹"قدرت طلبی شبیه اسب سرکش و رام نشده ای است که اگر کسی تسلیم آن بشود سرانجام زمینش خواهد زد"
🔹"هر بار که در برابر نقدهای تلخ و شیرین مخاطبانم سر فرود آوردم, سربلندی های زیادی نصیبم شد!
🔹"چقدر چندش آور می شویم وقتی کە خودمان را از دیگران, انسان تر می پنداریم"
🔹«هرگاە از کاستی های خود چشم بر می دارم نگاهم فقط کاستی های دیگران را می بیند. و چه بد!»
🔹«چه بسیار زمان هایی که با دیدن یک عیب در کسی این عیب را مبنای قضاوت در مورد کل شخصیت وی قرار داده ام و چه خطای بزرگی!»
🔹« تنهایی گاهی خوب است و حتی لازم! شاید فقط در تنهایی است که بە داشتەهای درونی مان پی می بریم»
🔹«گاهی بە جز صبر هیچ راە حلی برای یک مسآله وجود ندارد!»
🔹« من به تغییر باور دارم اما واقعیت های جامعه به من قبولاند که جنس آدم ها, تغییر ناپذیر است!»
🔹« حسودی, بخیلی, خسیسی, سفله(سپڵە), و امثالهم کە ریشە در ذات آدم ها دارند تغییر نمی کنند مگر به ندرت!»
🔹« دو راه حل برای آرامش به ذهنم می رسد: گاهی تنها بودن باخود و همیشه مضر نبودن برای دیگران»
🔹«انسان های فرهیختەی زیادی دیدم کە در نتیجە مجادلە با افراد نادان, تحقیر, و حیثیت شان خدشه دار شد!»
🔹«اگر قرار شد کسی کاری برایت انجام دهد و توانست اما در زمان خود انجام نداد یعنی انجام نمی دهد. منتظر نباش!»
🔹« زمانی به این درد مبتلا بودم: فکر می کردم همیشه حق با من است. مخالف من نادان است و از حیثیت ساقط!»
🔹« بارها به چشم خود دیده ام: وقتی سنگی بوسیلە نادانی بە چاهی انداختە می شود, صدها عاقل توان بیرون آوردنش را ندارند!»
🔹» مشاهدە هزاران مورد حوادث زیانبار و آزار دهندە بە من ثابت کرد کە جهل و تعصب جاهلانه ریشه غالب بدبختی هاست !»
🔹» زمان هایی کە قبل از انجام یک کار مهم با افرادی شایستە مشورت کردەام کمتر دچار پشیمانی شدەام ! »
t.me/KDproblems
تجارب تلخ و شیرین
یک انسان معمولی(قسمت اول)
سیدهاشم هدایتی
🔹 توضیح: به اشتراک گذاری اندوخته های گرانقیمت, یک رسالت انسانی است! آنچە در این پست می بینید بخشی از تجارب تلخ و شیرینی است که هر روز یکی از آن ها در وضعیت واتساپ و نیز صفحه اینستاگرام بنده درج شده بود. به امید خدا تا توان باشد به این کار ادامه خواهم داد!
🔹"به هر میزان سخنان کسی را پیش دیگران نقل کردم از حرمتم کاسته شد"
🔹"هرگاه بدون تسلط بر موضوعی در مورد آن اظهار نظر کردم سرافکنده شدم"
🔹"هرگاه به دیده احترام بە دیگران نگریستم خودم نیز مورد احترام واقع شدم"
🔹"تلاش برای ادامەی دوستی های یکطرفه موجب سبک شدن و کاهش قدر و منزلت من شد. و این فرق دارد با رعایت اخلاق انسانمدارانه"
🔹"هرگاه به ناحق دیگران را مورد قضاوت قرار داده ام طولی نکشیده است خود در آن موقعیت قرار گرفته ام"
🔹"هرگاه برای به دست آوردن چیزی یا جایگاهی خود را به آب و آتش زده ام کمتر موفق شده ام"
🔹"دیگر نگران به ناحق مورد قضاوت قرار گرفتن نیستم. تجربه به م گفت: حقیقت آشکار خواهد شد. یادگرفتم لازم نیست برای دفاع از خود حریص باشم"
🔹"عجلە کردن در تصمیم گیری ها بارها و بارها مرا به ورطه ی پشیمانی کشانیده است. تعجیل جز ندامت ثمری ندارد"
🔹"هر گاه برای کاشت یک دانه, چشمم به دهان و دستم در جیب دیگران بود جز شکست محصولی نصیبم نشد"
🔹" تجربە بە من آموخت: در بازی هایی کە تاس زندگی با من همراە نیست, بهترین روش بازی کردن, کنارە گرفتن از آن بازی است "
🔹" بە ضرب المثل 'دارۆغەی خوا هالە بازاڕا'باور دارم کە: در واقعیات زندگی با هر دستی به دیگری ضربه بزنی, از همان دست ضربه خواهی خورد"
🔹" هرگاه اندازه خودم از دستم خارج شد باختم. خودبزرگ بینی و خودکم بینی مثل هم زیانبارند"
🔹" بە جز آنچە خارج از اختیار مان بە ما رسیده است, در برابر تک تک لحظات زندگیمان مسئول هستیم"
🔹" قدرشناس ها و قدرناشناس ها هردو بر روی میزان امیدواری من بە زندگی تاثیر داشتە اند. یکی سازندە و دیگری مخرب."
🔹" هر زمان زیادە از حد بە خود غرە شدم چنان بر زمین خوردم کە تا مدت ها نتوانستم سر پا بایستم "
🔹" تمرکز بر امور روز مرە و فراموش کردن هدف های بلند مدت گرچە ممکن است گاهی هدف های کوتاە مدتم را تامین کردە باشد اما در کل بە زیانم بودە است "
🔹" بسیاری از جدل ها با افراد و جریان ها ناشی از عدم شناخت متقابل است. جهل ریشه تمام جدل هاست"
🔹" بزرگ ترین دشمنان من کسانی بودەاند کە توانستە اند با عصبانی کردنم شانس درست تصمیم گرفتن را از من بگیرند "
🔹" بسیار کم اند کسانی کە دوستی شان را بر پایە منافع و سودی کە برای شان دارید تنظیم نکرده باشند. قدردانشان هستم "
🔹" هرگاە پشت سر کسی حرف زدم جز پشیمانی و شرمندگی چیزی نصیبم نشد. آثار سوء غیبت را بارها با چشم خود دیدە ام"»
t.me/KDproblems
*مادامی که که ایرانیان خلق و خوی دیکتاتوری دارند محال است از شر حکام دیکتاتور رهایی یابند.*
محسن رنانی.
نوروز گذشته توانستم خواندن کتاب «نقد و تحلیل دیکتاتوری» نوشته «مانس اشپربر» را به پایان برسانم.
این روانشناس آلمانی، کتاب را در ۳۲ سالگی و در دهه ۳۰ میلادی پیش از آنکه هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیشبینی کرده که کسی مانند هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. این کتاب که منتشر شد، نویسندهاش نه تنها ناچار شد برای مصون ماندن از خشم نازیها به زندگی پنهانی روی آورد که کمونیستهای پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند.
این کتاب توسط کریم قصیم به فارسی ترجمه و درسال۱۳۶۳ توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است، انتشارات دماوند در سال ۶۴ تعطیل شد.
اشپربر در این کتاب که متنی بسیار روان و گیرا دارد، با تحلیل *روانشناختی شخصیت و رفتار دیکتاتورها نشان میدهد که آنها به خودی خود دیکتاتور نمیشوند، آنها پیامد رفتار تودههایی هستند که خوی دیکتاتوری بخشی از آنهاست.*
*برای آن که دیکتاتوری برای همیشه از جامعهای رخت بربندد، باید روحیه دیکتاتوری تودهها از میان برود.*
*یادمان نرود که ما ایرانیها رابطه خوبی با ضعیفتر از خودمان نداریم.* ببینید بچههایمان به سوی گربهها و سگها سنگ میاندازند، سوارهها به پیادهها رحم نمیکنند، همهمان در کار خودمان فرمانروایی میکنیم. بقال حاکم است، نانوا حاکم است، راننده تاکسی حاکم است. مامور پلیس و قاضی و همه و همه در کار خود میخواهیم حکومت کنیم. وقتی در خیابان دزد را میگیریم به جای آن که تحویل پلیساش بدهیم اول به او کتک مفصلی میزنیم، پلیسمان وقتی خطاکاری را دستگیر میکند اول او را میزند.
هر جای خیابان که دوست داشتیم پارک میکنیم.
وقتی کسی با ما تصادف کرد با چماق پیاده میشویم.
وقتی داخل کوچهای باریک رانندگی میکنیم، حتما باید راننده مقابل دنده عقب بگیرد تا ما رد شویم چون کوچه ارث پدرمان بوده!
*اینها همه نشانههای خوی دیکتاتوری نهفتهای است که در همه ما وجود دارد.*
اشپربر نشان میدهد که چگونه شخصیت روانی یک دیکتاتور در گذر زمان تحول مییابد و او را از یک زندگی معمولی محروم میکند. به گونهای که دیکتاتور رفته رفته دچار سادیسم (دیگر آزاری) و سپس مازوخیسم (خود آزاری) میشود.
اشپربر با دستهبندی انواع ترس نشان میدهد که *دیکتاتورها دچار «ترس تهاجمی» هستند* و در واقع بخش بزرگی از رفتار آنها ناشی از این نوع ترس است. اشپربر معتقد است *اعتیاد به دشمنتراشی و ایده «دشمنانگاری هر کس با ما نیست»* از سوی دیکتاتورها رهاورد ترس عمیقی است که در آنها نهفته است. او از قول افلاطون مینویسد «هر کس میتواند شایستهدلیری باشد بجز دیکتاتور» و بعد خودش به زیبایی و با تحلیل روانشناختی نشان میدهد که این سخن افلاطون چقدر دقیق است. در واقع نشان میدهد که دیکتاتوری ویژگی است که در نبود شجاعت پیدا میشود. و *این رفتار در همه سطوح قدرت (پدر، معلم، رئیس اداره، پلیس محله و ...) نمود دارد.* ولی وقتی تودههای دارای خوی دیکتاتوری با یکی از دیکتاتورها همراهی میکنند و از او پشتیبانی میکنند، از او یک فرمانروای به تمام معنی دیکتاتور میسازند.
اشپربر نشان میدهد که چگونه ترس در گذر زمان به نفرت تبدیل میشود و آنگاه تودهها برای ارضای نفرتشان از عدهای، دیکتاتوری را یاری میکنند تا آنان را نابود کند و بعد دوباره زمانی میرسد که تودهها به علت نفرت از همین دیکتاتور، او را به کمک دیکتاتور دیگری به چوبهدار میسپارند.
او به زیبایی نشان میدهد که چگونه *دیکتاتورها با ساده کردن مسائل پیچیده زندگی، راه حلهای عامه پسندــ اما غیر قابل اجراــ میدهند و اصلا هم نگران عدم قابلیت اجرای این ایدههای خود نیستند، چرا که آموختهاند وقتی راه حلشان به نتیجه نرسید به راحتی میتوانند با انداختن مسئولیت این ناکامی به گردن دیگران (دشمنان فرضی)، این ناکامی را تبدیل به فرصتی کنند تا نشان دهند که دشمنانشان چقدر قدرتمند هستنند و نمیگذارند تا آنها به اهدافشان برسند.*
اشپربر البته تحلیلاش را معطوف به شخصیت سیاسی خاصی نمیکند ولی برخی مثالهایش را از رفتار دیکتاتورهای زمانهاش (استالین و هیتلر) میآورد.
با این حال، زیبایی این کتاب به این است که وقتی نام هیتلر و استالین را بر میداریم و نام هر دیکتاتور دیگری را میگذاریم میبینیم چقدر تحلیل تازه است. گویا اشپربر آن را همین دیروز و برای تحلیله رفتار دیکتاتورهای این زمانه نوشته است.
بین سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱، یک گروه از محققین دانشگاه هاروارد، به دعوت رئیس وقت سازمان برنامه، برای کمک به تدوین برنامه سوم به ایران میآیند.
مهمترین نقطه نظرات اصلی آنها در مورد ایران و ایرانیان، پس از ترک کشور، این ۲۰مورد است
✍️ دانش توسعه پایدار
مارتین لوترکینگ می گوید:
اﻧﺴﺎﻥِ «ﺳﺴﺖ مغز»
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ «ﺗﻐﯿﯿﺮ» می ترﺳﺪ!
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ،
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ می کند
ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ «ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ» ﺍﺳﺖ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ،
ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ﺍﺳﺖ!
ـ ـ ـ ـ
مارتین لوﺗﺮکینگ دەڵێت:
" مرۆڤی مێشک لەق دایمەی خوا لە گۆڕان دەترسێت.
لە دۆخی ئیستادا هەست بە ئەمن بوونی ژیانی خۆی دەکات.
ئەو نەخۆشە, نەخۆشیی ترسیان لە نوێ بوونەوە.
دەردی هەرە گەورەی ئەو ڕوانگەی تازەیە"
t.me/KDproblems
Repost from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
✅ جغرافیا چطور روی رشد اقتصادی اثر میگذارد؟
♦️فرصت رشد اقتصادی برای تمام کشورها یکسان نبوده است. در کنار عوامل پرشماری که با رشد اقتصادی مرتبط هستند، جغرافیا از جمله مهمترین عوامل طبیعی بوده که مسیر رشد برخی کشورها را هموارتر کرده و کار بعضی را برای پیشرفت دشوار کرده است.
جغرافیا یکی از عوامل مهم توضیحدهنده شکاف اقتصادی میان دو قاره افریقا و اروپاست.
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
https://t.me/Strategic_Planning_with_Raji
Repost from شارنامه| صلاح الدین خدیو
🔺باید از دام " مرد بیمار خاورمیانه " شدن رهید!
1⃣توسعه کارویژەی دولت مدرن است. در این فیلم، رئیس صندوق توسعەی ملی از یک نگرانی جدی سخن می گوید: توسعەی شتابان کشورهای همسایه و عقب ماندگی ملال انگیز ایران.
به زعم او رشد و تداوم این شکاف می تواند پیامدهایی ناگوار چون فرودستی مردم ایران در میان مجمع فرادستان اطراف در بر داشته باشد.
2⃣ صد سال قبل سید حسن تقی زاده با اشاره به موهبت مغتنم تضعیف موقت روییه بر اثر انقلاب 1917 نوشت:
فرصتی کوتاه و گذرا فراروی ایران قرار دارد که موقتا از کمند مداخلات و مزاحمت های روسیه رها شده است.:
" اساس اصلاحات می بایست بر سه رکن تشکیل یک حکومت قاهر ثابت، دعوت از مستشاران خارجی و حفظ نطام پارلمانی استوار شده، آن گاه اموری چون تعلیم عمومی، توسعەی طرق و شوارع از جمله راه آهن، احداث صنایع و ...اصلاح نظام مالی به اجرا درآید،"
3⃣اکنون ربودن فرصت ها و مسابقەی اقتصادی جای مداخلات استعماری سابق را گرفته است و کشورهای عرب همسایه و دولت های نوظهور قفقاز و آسیای میانه از این حبث جایگزین روسیه شدەاند.
این تحول هم البتە خالی از پیامدهای سیاسی و ژئوپولتیک نیست.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
با وجود رنج های بیشمار
زندگی زیبا و حسن اش در هزار
لیک زخم کوچ یاران قدیم
تلخ گرداند بە کامم روزگار
بدینوسیله درگذشت فرزند دانا و سخنور کردستان, "استاد اقبال زمان"
که عمر گرانبهایش را در خدمت به فرزندان میهن سپری کرد و برای ارتقای سطح فرهنگ جامعه از هبچ کوششی دریغ نورزید را به جامعه فرهنگی کردستان, خانواده مکرم و دوستان و ارادتمندان آن عزیز سفر کرده تسلیت می گویم
روانش شاد و بهشت برین سرایش باد
سید هاشم هدایتی
t.me/KDproblems
Repost from صبح ما🕊
🔰انواع دموکراسی از نگاه ارسطو
✍🏻حمید عنایت
🔸نخستین نوع #دموکراسی آن است که از همه انواع دیگر به(اصل) برابری نزدیکتر باشد. در این نوع دموکراسی، #قانون تهیدستان را از توانگران برتر نمی نهد. و هیچ یک از ایشان را بر دیگری حاکم نمی گرداند بلکه همه را برابر و همسنگ می شمرد.
🔸آنچنان که گروهی گمان دارند #آزادی و #برابری را فقط در دموکراسی می توان یافت. این معنی هنگامی به کمال صورت خواهد پذیرد که همگان به طور کامل در کار حکومت شرکت داشته باشند. چنین حکومتی چون در آن، #توده_مردم اکثریت جامعه را تشکیل می دهند و خواست اکثریت حاکم بر کارهاست، ناگزیر«دموکراسی» است.
🔸در نوع دوم دموکراسی، داشتن اندازه معینی ثروت برای برخورداری از مناصب شرط است. اگرچه این اندازه اندک است و هرکس آن را دارا باشد به حکومت می رسد و هرکس نداشته باشد، نمی رسد.
🔸در نوع سوم دموکراسی، همه شهروندانی که بر تبارشان عیبی نتوان گرفت، می توانند به حکومت برسند. ولی قانون برترین داور است.
🔸در نوع چهارم دموکراسی هرکس که #شهروند باشد، حق احراز مناصب را دارد. ولی باز قانون بر همه کارها حاکم است.
🔸در نوع پنجم، همان مقررات نوع چهارم معتبر است ولی به جای قانون، عوام فرمانروایانند. و این در حکومت هایی است که تصمیمات شورای ملی، ناسخ قانون باشد. گناه چنین وضعی به گردن مردم فریبان است. اما در دموکراسی های مطیع قانون از مردم فریبان، نشانی نیست. زیرا در آنها فقط بهترین شهروندانند که از مردم دیگر برترند. ولی هرجا که قانون سستی پذیرد، مردم فریبان #فرمانروا می شوند.
🔸حکومت توده مردم بهتر از حکومت گروه کوچکی از صاحبان فضیلت است. به ظاهر موجه و حتی درست می نماید، زیرا توده مردم اگرچه هرفردشان از فضیلت بی بهره باشد، چون گرد هم آیند، مجموعا و نه یکایک بیشتر از آن گروه کوچک دارای #فضیلت می شوند.
🔸همچنانکه جشنی که به همکاری و یاری همگان باشد، پرشکوه تر از آن است که فقط به کوشش و هزینه یک تن برپا گردد. به همین مبنا، افراد چون گردهم آیند، فضیلت و #خرد خود را به یکدیگر می افزایند. و به انسان واحدی همانند می شوند که دست ها و پاها و حواس بیشمار دارند.
🔸با اینکه از یکسو می توان گفت که واگذاری مناصب عالی به توده مردم، کاری خطرناک است زیرا(ممکن است) نادانی و بی انصافی آنها مایه زیانکاری و بیداد شود، ولی از سوی دیگر، محروم نمودن آنها از حکومت نیز خطراتی دارد. زیرا(به ویژه) در کشورهایی که مردم تهیدست بسیار باشند، دشمنان بیشمار برای حکومت فراهم می آورد.
🔸پس راه تنها آنست که توده مردم را در کارهای مشورتی(در شورای ملی) و دادرسی شرکت داد. زیرا مردم چون گردهم می آیند با #نیکان و برگزیدگان در می آمیزند و می توانند به حکومت بیشتر سود رسانند و بهتر داوری کنند.
🔸دموکراسی ها با یکدیگر از لحاظ خصال #شهروندان و چگونگی ترکیب خصائص دموکراسی فرق دارند. آزادی، نخستین آیین دموکراسی است. حاصل آزادی آن است که اکثریت فرمان خواهد راند. و هرکس به دلخواه خود زیست می کند.
🔸برای شهر عادی، بهترین حکومت آنست که بدست #طبقه_متوسط اداره گردد زیرا هیچ حکومتی نمی تواند از پشتیبانی طبقه متوسط، که نیرومندترین طبقات است بی نیاز باشد. آشکار است که حکومت طبقه متوسط(در بیشتر کشورها) بهترین حکومت هاست زیرا تنها حکومتی است که از آشوب برکنار است و نفاق و انقلاب به کشوری که مردم طبقه متوسط در آن بسیار زیادند، کمتر راه می یابد.
🔸نباید از یاد برد که در بسیاری از جاها اگرچه #قانون_اساسی به آیین دموکراسی نیست ولی به حکم عادت و نظام اجتماعی، حکومت به شیوه دموکراتیک اداره می شود.
🔸پایه حکومت دموکراسی، آزادی است و فقط در دموکراسی است که مردم از آزادی برخوردارند. یکی از مظاهر آزادی آن است که هرکس به تناوب فرمانروایی و فرمانبرداری کند. بنیاد #عدل در دموکراسی، برابری عددی است نه ارزشی و چون عدل در دموکراسی بر این پایه استوار است، مردم هر آینه بر همه امور حاکمند و اراده اکثریت در همه موارد، قاطع و نهایی است.
🔸آنچنانکه پیروان دموکراسی می گویند همه شهروندان باید در حکومت #سهم_برابر داشته باشند و اصل دیگر آن است که هرکس می تواند شیوه زندگی خویش را به دلخواه خود برگزیند. زیرا به عقیده خواستاران دموکراسی، تنها فرق بنده با آزاده در این است که بنده نمی تواند به شیوه ای که دلخواه اوست، زیست کند ولی آزاده می تواند. و این دومین آیین دموکراسی است و نتیجه اش، #رهایی فرد از هرگونه دخالت دولت است.
🔺دموکراسی از حیث قوه مجریه
🔸ا-همه مردم حق برگزیدن همه فرمانروایان را از میان تمامی جمع خویش دارند.
🔸۲-خواست همه مردم از خواست یک تن برتر است و در مقابل، هرکس باید به نوبت بر دیگران فرمانروا باشد.
🔰در لینک زیر بخوانید:
https://sobhema.news/?p=23797
#صبح_ما
@sobhema_ir
توسعه شهری یا مردم فریبی!
🔹چند ماهی است شهر سنندج شاهد تحرکاتی از سوی شورا, شهرداری و سازمان های وابسته به آن است: نصب بنرهای متعدد در برخی نقاط شهر مبنی بر شروع پروژه های پارک سازی و جدول کشی و آسفالت خیابان های پرچاله و چوله شهر! گویا شبیه این تبلیغات – کم و بیش - در برخی شهرهای دیگر کردستان نیز به چشم می خورد. نکته حائز اهمیت اینکه برخلاف برخی مقاطع که هر از چند گاهی شاهد چنین تابلوهای بیگانه با عمل بودیم این بار همزمان با نصب بنرها فعالیت هایی نیز شروع و فراتر از کلنگ زنی اقداماتی برای اجرای پروژه ها نیز در حال انجام است!
🔹بر اساس نظام اخلاقی منفی گرایی که برگرفته از عملکرد چهار دهه سازمان های دولتی و یا تحت امر دولت است، نقل های متنوع و گاه متضادی از این سلسله فعالیت ها از زبان قشرهای مختلف مردم به گوش می رسد: برخی می گویند "شهردار می خواهد کاندیدای مجلس بشود"، برخی می گویند" دولت قیر زیادی به عراق صادر کرده به دلیل فقدان کیفیت برگشت خورده، روی دستشان مانده و به ناچار به شهرداری های منطقه غرب داده اند برای ترمیم خیابان های شهرها از آن استفاده کنند"، عده ای نیز بر این باورند که "انتخابات نزدیک است دولت می خواهد برای کشاندن مردم پای صندوق رای ظاهر سازی کند و مردم را بفریبد" و البته برخی نیز آن را به اعتراضات سال پیش ربط داده و می گویند " دولت می خواهد برای جلوگیری از تکرار حوادث سال گذشته کارهایی بکند و به مردم بگوید به فکر مردم و توسعه شهرها هست". شکی نیست برخی نیز با نگاهی متفاوت و نسبتا مثبت گرایانه براین باورند که "دولت آقای رئیسی پس از فراغت از چالش های کلی سیاست خارجی و گذر از بحران های داخلی و کنترل تقریبی تورم و گرانی فرصت کرده است به عمران و توسعه شهرها بپردازد". و برداشت هایی از این دست به وفور در محافل عمومی و خصوصی و فضای رسانه ای به چشم می خورد.
🔹صاحب این قلم ضمن احترام به چنین کسانی, به اقتضای سن و سال و تجارب و دانش خود, اندکی مثبت گرایانه تر به موضوع می نگرد و ذکر چند نکته را در این باب نامناسب نمی داند:
اول. انجام هر فعالیت عمرانی درحوزه مدیریت شهری با هر قصد و غرضی که باشد کاری است مفید و به نفع جامعه و مردم. مهم این است که خیابان ها و کوچه ها صاف و فاقد چاله و چوله باشند، خیابان ها دارای جدول کشی و پیاده رو قابل استفاده باشند، فضای سبز و پارک ها و اماکن تفریحی بیشتری در مناطق مختلف شهر وجود داشته باشد و درکل هر فعالیتی که بتواند به رفاه بیشتر شهروندان کمک کند را باید با نگاه مثبت نگریست و مورد قدردانی قرار داد.
دوم. این اقدامات می بایست هر ساله و مکرر و مستمر پ متناسب با نیازهای هر دوره در شهرها انجام شود. البته باید گله مند شد چرا شوراهای قبلی و شهرداران پیشین چنین طرح هایی را اجرا نکرده اند نه اینکه چرا اکنونی ها انجام می دهند!
سوم. این فعالیت ها با کیفیت بالا و بدون نقص انجام بگیرد نه اینکه آغاز خوب و پایان نامعلوم داشته و یا از لحاظ کیفیت چنان باشد که پس از یکی دوسال تخریب شوند. به یاد داریم گاهی در گذشته پروژه های با هدف کوتاه مدت و به قصد مردم فریبی انجام گرفته و پس از مدت کوتاهی از بین رفته و یا هزینه های مکرری را به شهروندان تحمیل کرده است که به عنوان نمونه می توان به پل مردوخ و بلوار پاسداران(ششم بهمن) اشاره کرد که یکی فاقد بهره وری لازم و دیگری به دلیل زیرسازی های بدون کیفیت پس از یکسال شهردار بعدی را ناچار به تکرار هزینه کرد!
چهارم. در پارک سازی ها از تخریب فضای سبز و نابودی درختان جلوگیری شود و حداقل تخریب صورت پذیرد. گاهی مشاهده می شود که با بیرحمی نسبت به تخریب فضاهای سبز طبیعی موجود مبادرت ورزیده می شود و یا موقعیت طبیعی بیشتر از حد نیاز دچار تغییر و تخریب می شود.
پنجم. برای اجرای هر پروژه منابع مالی لازم موجود باشد و طرح ها درچارچوب برنامه های استراتژیک وبلند مدت شورا و شهرداری باشد و نه سلیقه ای و بدون اطمینان از وجود منابع مالی مورد نیاز. درگذشته گاهی مدیران شهری در پایان دوره مدیریت خود با نیاتی خاص پروژه هایی را آغاز و یا به طور کامل اجراء کردند که پس از خود بدهی های زیادی را برای مدیران بعدی به بار آوردند.
ششم. نکته بسیار مهم شفاف سازی و اطلاع رسانی است. شاید اگر مدیران شهری قبل از شروع پروژه های اخیر به صورت رسمی و شفاف مردم را در جریان کم و کیف برنامه های خود قرار می دادند راه بر بسیاری برداشت های احیانا ناصواب بسته می شد. مردم حق دارند بدانند که پروژه های درحال اجراء توسط چه مرجعی تصویب و منابع مالی آن کدام است و مجریان و پیمانکاران آن طی چه فرایندی انتخاب شده اند!
t.me/KDproblems
*پێشکەشە بە خانمەکان*
خانمەکان!خەمین مەبن
ئەم ڕۆزگارە چەماوە تێکشکاوە درێژەی نابێ
تەفر و توونا دەبن چەکچەکیلەی۱نێوی ئەشکەوەتەکان...
بەم زووانە دەنگی زەوین بەرزەو دەبێ و دەگوڕڕێنێ..
باسریشک۲دەس پێدەکا و خەوتووەکان دەهەژێنێ
بەم چاوانەم دەبینم کە یەک لە دوای یەک دەتەقێنەوە گڕکانە۳ بەندکراوەکان..
بەرەبەیان-ئەم ئازیزە تارێنراوە لە نیشتمان دەرکراوه-کتووپڕ لە دەلاقەوە سەر دەردێنێ و خۆ دەنوێنێ و
دەبزوێت و
تیشکی بە سەر هەموودنیا دا دەپژێنێ..
ئەوسا ئەمن خۆشەویستیم بۆ تۆ ڕێک چۆن لە خەون و هیواکانما بوو دەنوێنم
بە بێ ترس لە زنجیر و لە زیندان و لیزمەباران.
هۆنەر:فارووق جوەیدە(۱۹٤٦-)شاعیر و هەواڵدەری ناوداری میسری.ئێستە لێپرسراوی بەشی فەرهەنگی ڕۆژنامەی ئەلئەهرامە.
وەرگێڕ:هادی مورادی.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
۱-چەکچەکیلە:شەمشەمەکوێرە.
۲-باسریشک:بەفر و باران و با پێکەوە.
۳-گڕکان:ئاگرپژێن،ئاگری.
t.me/KDproblems
کیمیا
شمس و مولانا ندیدم بی وجود کیمیا
فرش هاشان از وجود تار و پود کیمیا
عاشقی جز درس و مشق آن بت عیار نیست
رو بجو عرفان خود را در سجود کیمیا
گر بە رقص آمد جهانی پایکوبان در سماع
نغمه هایش گفته آمد در سرود کیمیا
از چه دامنگیر انسان شد پلشتی ها, بدان
از سر حرمان زن ها از نبود کیمیا
هر کسی از ظن خود شد یار شه بانوی عشق
علم خواهی رو شنا کن در شهود کیمیا
همچو رازی در نهان عالم خلقت نشست
آنچە طی شد در قیام و در قعود کیمیا
گر نوا شد بر زبان عالمی فریاد او
از چە بود از نالەهای فضل و جود کیمیا
رو بیاموز از کلاس درس زن در زندگی
تا بیابیدش شراء غرق سود کیمیا
🔹تقدیم به روح بزرگ بانو کیمیا; دخترخوانده مولانا و همسر شمس تبریزی و همه زنان آزادەی هم میهن کە "جنبش زن, زندگی, آزادی" را خلق کردند
۱۴۰۲/۴/۲۹ س.ه.هدایتی(دلپر)
t.me/KDproblems
Repost from شارنامه| صلاح الدین خدیو
🔺این قحط الرجال از کجا آمده است؟
"تو میدانی که از اول عمر تا کنون نه شارلاتانی کردهام و نه خودستایی، نه هوچی بودهام و نه انتریکباز. برای رسیدن به مناصب و امتیازات و تحصیل شهرت و نام، اسبابچینی و دسیسهکاری نکردهام. تاکنون هر مقامی را دارا شدهام -اعم از وکالت و ریاست و وزارت – بدون استثنا آن مقام دنبال من آمده است، من از پیِ آن نرفتهام. شاه و رؤسای وزرا و دوستانِ من همه بر این امر شاهدند و هیچکس نمیتواند از روی حقیقت مدعی شود که من برای رسیدن به مقامی از او تقاضایی کرده باشم… نیز ادعا ندارم که شخصی فوقالعاده هنرمندم"
سطور بالا بخشی یک نامەی محمد علی فروغی، سیاستمدار، نویسنده، مترجم و فلسفەنویس است، در پاسخ به انتقادات دکتر محمد مصدق; او هم سیاستمدار، حقوقدان و رهبر فرهمند جنبش ملی کردن نفت.
محسن خیمەدوز نویسندەی خوش فکر در توئیتر با آوردن جملات بالا پرسیده: چطور در ایران عقب ماندەی قاجار شخصیتی استثنایی - به لحاظ فضل و فرهیختگی - پدید آمد ولی در دوران اخیر از این حیث به فحطالرجال مبتلا شدەایم؟
پرسش خیمەدوز را می توان طور دیگری هم پی گرفت؟ چرا عصر رجال و شخصیت های بزرگ در عرصەی سیاست، ادبیات و فرهنگ به سر آمده و دیگر از رجال نامدار و استخوان دار خبری نیست؟
به عقیدەی بندە دورەای کە فروغی، مصدق و نامداران دیگر در آن بلوغ یافتند، در تاریخ ایران برهەای حساس و سرنوشت ساز بود.
نظام اشراف سالاری قدیم رو به زوال می رفت و نخستین طلیعەهای نظم شایستەسالارانە در هر دو ساحت اجتماع و سیاست در حال هویدا شدن بود.
این ها کسانی بودند که در تلاقی دنیای کهنه و نو قرار گرفته و فضیلت های هر دو را به ارث بردند.
اشراف سالاری از دید امروز، تداعی گر خویشاوند سالاری، حکومت های موروثی و ارجحیت پیوندهای خونی است و فاقد فضیلت است.
اما در گذشته یگانه شکل مشروعیت فردی، نسب بردن از نیاکان و پیوندهای خونی بود.
این نظام ممکن بود به آسانی سبب برکشیدن افراد فاقد صلاحیت و ناشایست شود، اما به گفتەی هنری کیسنجیر فضیلت آن در اعتراف صمیمانه به آن بود:
سیاستمداران اشرافی مدعی نبودند که مقام خود را از طریق کوشش فردی و لیاقت بدست آوردەاند.
بلکه می دانستند موهبتی ساختاری آن ها را در جایگاهی ممتاز قرار داده و این امر در پیوند با اخلاق نجیب زادگی آنان را در خدمت خیر عمومی و اصلاح اجتماعی قرار می داد.
در حقیقت فضیلت اصلی آن در خویشتن داری، قسمی بزرگ منشی و غیرمغرضانه عمل کردن بود.
ناگفته پیداست که باوجود مزیت های کارکردی پیش گفته، این نظمی ارتجاعی و وابسته به دوران پیشامدرن است.
با انقلاب مشروطه روند دمکراتیک شدن سیاست در ایران - به معنای مشارکت بیشتر طبقات اجتماعی - و تحول در ساختارهای سیاسی و اجتماعی آغاز شد.
دو جنگ جهانی و پرانتز میان آنها یعنی حکومت رضاشاه به تسریع این روند از طریق نضج گرفتن تدریجی طبقەی متوسط کمک کرد.
ظهور مدارس جدید، مراکز علمی و دانشگاه ها در داخل و اعزام محصلان و دانشجویان به خارج - هر دو عمدتا از طریق معیارهای علمی شایسته گزینانه - این امکان را برای طبقەی متوسط بوجود آورد که زمینەی ارتقا و استخدام خود را خارج از ضوابط قدیمی فراهم آورد.
وجود احزاب سیاسی و بروز جنبش های ملی، مذهبی و کارگری هم رفته رفته مرکز ثقل سیاست را به سمت طبقەی متوسط برد.
این امر به ظهور رهبران و شخصیت های دارای پیش زمینەی طبقەی متوسط انجامید.
نکتەی اصلی این جاست: کسانی چون فروغی و مصدق با پیش زمینەی اشرافیت در معرض آموزش و فرصت های نوپدید پیش گفته هم قرار گرفتند.
حاصل کار ظهور رهبران طبقەی متوسط با اخلاق نجیب زادگی و فضیلت های کارکردی طبقات بالا بود.
تقدیر محتوم همەی جوامع گذار از اشراف سالاری به مردم سالاری است. اما گذار موصوف به شرطی کامل و کامیاب است که همراه با شایسته سالاری باشد.
در حقیقت مردم سالاری و شایسته سالاری دو نیروی اجتماعی مرتبط با همند.
اگر درهای مشارکت همگانی بدون سویەهای شایستە سالارانه باز شود، راه به روی حکومت سفلگان باز می شود و سفله پروری جای نخبه محوری را می گیرد.
به جز آن همیشه احتمال بازتولید اشرافیت نوکیسه و انحطاط سیاست دمکراتیک به سود تک سالاری های فرومایه و لئیم وجود خواهد داشت.
جمهوری های سلطنتی در منطقه که مثلا در سوریه، آذربایجان و اقلیم کردستان توانستند نسل دوم را روی کار بیاورند و در عراق، لیبی و مصر قبل از بهار عربی ناکام ماندند، حکومت های خویشاوند سالارند نه اشرافیت ممتاز نظام قدیم.
حاکمان آنها مدعیند تاج و تخت را با لیاقت شخصی و شایستگی های طبقەی متوسط بدست آوردەاند.
این مدعا با توهم خونی بودن مشروعیت و فروتنی سیاسی تالی آن از زمین تا آسمان تفاوت دارد.
اگر امروز شاهد ظهور سیاستمداران و شخصیت های طراز اول نیستیم، بدلیل محروم ماندن ماشین سیاست دمکراتیک از چراغ راهنمای سیاست شایسته گزین است.
#صلاح_الدین_خدیو
@sharname1
