ذکرالله - محمدجهانی
Open in Telegram
دوستان جهت ارتباط با ادمین میتوانید با ای دی زیر در ارتباط باشید @jahani17
Show more470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+230 days
Posts Archive
گزارش
شاخصه های رشد برای انسان
در
نظام احسن
شاخصه های رشد انسانی رامیتوان ازعلم جامعه شناسی وانسان شناسی سوال کرد وآنها لیست مهمی را ارائه میدهند که صحیح هم هست وبه اخلاق انسانی و خلاقیت ها وعدالت وآزادی واستقلال وقانون مداری وراستی ووحدت وصلح وغیره می انجامد
اما ما ازمنظری دیگر میخواهیم شاخصه های رشد انسانی را مطرح کنیم که همه آنهارا شامل میشوداین شاخصه ها بر دو مبنا میباشند:
۱-تمام بشریت را شامل میشود
۲-برمبنای کتب مقدس است ،که مصادیق آن شاخصه ها درجامعه امروز وتاریخ هم قابل تحقیق وبرسی علمی هست
بلوغ و هبوط
انسان همچون یک بذر گیاه(نوح -17) چندین مرحله رُشد وهبوط را طی میکند تا به ثمرومیوه وگل برسد(ابراهیم 25)
اززمان نطفه وجنین شدن تاتولد سرازخاک بیرون آوردن
تا مراحل رشد درکودکی ونوجوانی تاجوانی و درانتها به "بلوغ " میرسد وطبق قوانین غریزی وطبیعی ،که دین خدا واصول حیات میباشد را طی میکند تا
این مسیررُشد وکمال جسم وانسان برهرانسانی حاکم است وجبرا طی میشود
بلوغ
در زمان بلوغ ،گویی نفس انسان ،فعال میشود وقوه عقل نیز ازهمین زمان آغاز میشود همچون یوسف جوان (یوسف-22) وموسی جوان (قصص-14)وپیش از پیامبری به آن دو ، قوه عقل داده شد تا حکمت وعلم را تشخیص بدهندومسئول رفتارهای خودباشند:
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْما
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْما
عشق و عقل
همینکه زمینه ها وساماندهی جسم ( سَوَّيْتُه )آماده شد خدا به جوانان، قلب و عقلی میدهد که توانائی فهم زیبائی ها و نیکی ها وپاکی ها را بدهد
همزمان با قوه عقل، نیروئی درونی و پیشاهنگ بنام عشق، هم در جوانان فعال میشود که قدرت جلو برنده انسان را دارد و به انسان نیرو وانگیزه ولذت وکنجکاوی و جسارت وشجاعت میدهد تا جهان های تازه را کشف کند و تجربه کند وبشناسد وعقل هم همراه عشق حرکت میکند وآلودگی ها وآفات را ازهدف عشق میزداید تا استعدادهای نهان آن انسان به شکوفائی برسد
هبوط
پس ازبلوغ ، هبوط ها باید آغازشوند و هبوط ها ادامه راهبری وهدایت انسان ها میباشد(آن باغبان ماهر که جسم مارا تا بلوغ ،هدایت کرد اینکه با اراده و انتخاب انسانها ادامه هدایت را درهبوط ها به انسانهامی آموزد و "روح بخشی های تازه "میکند)
اولین هبوط :
هبوط یعنی با نیروی درونی عشق ، ازوضعیت قبلی فکری وعقیدتی ودینی و همه جبرهای جامعه که برمن حاکم شده است بگذرم و از خطوط قرمز ضدکمال عبورکنم وراه رشد را طی کنم وبه جلو برود تا هویتی وشخصیتی تازه بگیرد
ادامه رشد طبیعی وغریزی (در بلوغ)،یعنی ادامه رشد فکری ومعنوی برای ناس ، یعنی در" فطرت ناس "این نیروها نهاده شده است
دراولین هبوط ، معرفت و خودشناختن آغازمیشود و پی به استعدادهای درونی خود میبرد که از ظرفیت جامعه کنونی و لوکالی خود وتجربه ها ومعرفت ها درجامعه خودآغازمیشود وحتی توسعه مییابد وباشناخت جهان ازطریق مسافرت ویااینترنت وماهواره وغیره ،بازهم استعدادهای تازه ای ازخودبروز میدهد ودرمسیرشکفتن وشکوفایی گام برمیدارد ضمن اینکه باتمام عوامل ضد کمالی مبارزه میکند وآفات وآلودگی ها را وترس ها وغم غصه هارا می شناسد وپاک سازی میکند(همچون فرشتگان-فصلت-30و31) ودر مرحله او " دین حنیف "قرارمیگیرد
بنابراین در اولین هبوط هرانسانی ،چشمان انسان بروی حقایقی باز میشود ومعرفت می یابد ونیکی وبدی را میشناسد وپی به اسعدادهائی تازه از خود میرسد وعصیان را می فهمد و ظلم و گمراهی را می فهمد اما ازاین پس این انسان آگاه است که باید تصمیم بگیرد که کدام موضوعات خوب را از موضوعات بد تشخیص بدهد وگزینش کند
مصادیق هبوط
بودا تا آگاه شد که زندگی درکاخ و داشتتن همه امکانات زندگی اما هنوز به حقیقت اصلی دست نیافته است لذا ازکاخ هبوط کرد و زندگی آگاهانه ای را برگزیدوهبوط کرد
محمدنبی هم با نفی جامعه آلوده خود به سوی غار رفت واعلام نمودکه چنین زندگی ای مشرکانه وجبری وناخواسته او میباشد وهبوط کرد
هبوط دوم
با خلاقیت وابتکار خود داخل صفت و فن و علم وحکمت ومکاشفه و هنری تازه میشود که بقول کتب مقدس ، معادل دریافت " روح "از خداست(حجر-29) وصفت تازه :
اولا آگاهی بخش است
دوما شادی بخش ولذت بخش است
سوما ثمره ومیوه شخصی انسان میشود
چهارما بااین دستاوردش با جامعه پیوندبرقرارمیکند ومنافعی برای ناس خواهد داشت (رعد-17)
هبوط سوم وچهارم
هرصفت تازه وحیاتبخش وانسانی دیگری را هم بگیرد نشان از دریافت روح پاکی از خداست(نردیک شدن به خدا) که ممکن است این ها باشند:
روح ایمان
روح خلاقیت
روح بخشش
روح رحمانی
روح کریمی
روح دانائی وبصیرت
وهمه این روح های خدائی موجب صفتی درانسان میشود که زین پس آن انسان به اسم تازه ای وشخصیت تازه ای درجامعه شناخته میشود وهمان "اسماء الحسنی" میباشند که جاودانگی انسان را تضمین میکند وانسان را درهمین دنیا مقیم بهشت میکند
گزارش
### شاخصههای رشد انسان در نظام احسن
انسان در جهان «نظام احسن» مسیر رشد و کمالی دارد که میتوان آن را از دو منظر بررسی کرد:
1. شمول جهانی: این شاخصهها مخصوص هیچ دین یا قومی نیست، بلکه همه بشریت را در بر میگیرد.
2. پشتوانه قدسی: ریشه در کتب مقدس دارد و نمونههای آن را میتوان در تاریخ و زندگی امروز مشاهده و علمی بررسی کرد.
---
### ۱. بلوغ: آغاز عقل و مسئولیت
انسان مانند بذری است که مراحل طبیعی رشد را طی میکند: از نطفه و جنین، تا تولد و کودکی، و سپس جوانی. در این مرحله به «بلوغ» میرسد.
در قرآن آمده است که وقتی یوسف و موسی به بلوغ رسیدند، خدا به آنان «عقل و حکمت» عطا کرد (یوسف ۲۲، قصص ۱۴).
بلوغ یعنی آغاز خودآگاهی، مسئولیتپذیری و شکوفایی عقل.
---
### ۲. عشق و عقل: دو بال پرواز
با رسیدن به بلوغ، خداوند به انسان قلب و عقلی میبخشد که توانایی درک زیبایی، نیکی و پاکی را دارد.
* عشق نیروی محرک درونی است؛ شجاعت، جسارت، کنجکاوی و لذت کشف را به انسان میدهد.
* عقل نقش پالایشگر دارد؛ آلودگیها و انحرافها را میزداید و عشق را در مسیر درست هدایت میکند.
رشد حقیقی زمانی آغاز میشود که عشق و عقل همپای هم حرکت کنند.
---
### ۳. هبوط: گامهای آگاهی و آزادی
پس از بلوغ، مرحلههای تازهای آغاز میشود که در این گزارش «هبوط» نامیده میشوند. هبوط یعنی گذر از وضعیت قبلی و ورود به سطحی نو از رشد.
#### هبوط نخست: خودشناسی و آزادی
* بانیروی عشق ،عبور از جبرهای اجتماعی، سنتهای کور و عقاید بسته.
* آغاز خودشناسی و کشف استعدادهای درونی.
* گشودن چشم بر حقیقت، تشخیص نیکی و بدی، و انتخاب آگاهانه.
🔹 نمونهها: بودا که از کاخ و تجمل فاصله گرفت؛ محمد نبی که غار حراء را بر جامعه آلوده ترجیح داد.
#### هبوط دوم: خلاقیت و ابتکار
*با نیروی عشق ، انسان با خلاقیت و هنر و علم تازه، صفتی جدید مییابد.
* این همان «روح تازه»ای است که خداوند در انسان میدمد (حجر ۲۹).
* ثمره آن:
1. آگاهیبخش
2. شادیبخش
3. دستاورد شخصی و منحصر به فرد
4. پیونددهنده با جامعه و سودمند برای ناس (رعد ۱۷).
#### هبوط سوم و چهارم: دریافت روحهای الهی بکمک نیروی عشق
* روح ایمان
* روح بخشش
* روح رحمت و کرامت
* روح دانایی و بصیرت
هر روح تازه، صفتی نو به انسان میدهد و او را به یکی از «اسماء الحسنی» نزدیک میکند.
---
### ۴. مقصد: بهشت در همین دنیا
انسانی که این مسیر هبوطها را طی میکند، در جامعه با نام و شخصیتی تازه شناخته میشود. صفات الهی در او متجلی میگردد و زندگیاش در همین دنیا رنگ بهشت میگیرد.
---
✨ نتیجه:
رشد در نظام احسن یعنی حرکت از بلوغ طبیعی → عشق و عقل → هبوطهای پیدرپی → دریافت روحهای الهی → شکوفایی اسماء الحسنی در وجود انسان.
این همان مسیری است که همه بشریت برای رسیدن به کمال در آن دعوت شدهاند.
محمدجهانی
Repost from کانال اطلاع رسانی صدیقه وسمقی
...
✍ صدیقه وسمقی:
🟢 از سیاست ها و فرمان های مخالف منافع ملی نباید پیروی کرد.
🔵 همه ی اعضای دولت، مجلس و دیگر نهادهای حکومتی که با پیروی از دستورات و سیاست های مخالف منافع ملی در ایجاد شرایط سیاه و ناگوار کنونی دست دارند، روزی باید روی صندلی عدالت نشسته و درباره ی عملکرد مخرب خود توضیح دهند.
هیچکس نمی تواند به بهانه ی پیروی از دستورات مقامات بالا، ولو رهبری، از خود سلب مسئولیت کند.
🟣 حدود صد و بیست سال پیش برخی از دولتمردان ایرانی صریحا با دستورات غلط محمدعلی شاه مخالفت می کردند.
بسیاری از مسئولان امروز ایران از مسئولان آن روز هم کمتر و ناتوان ترند.
فقط گروهی از ایرانیان رشید، شجاع و وطن دوست قادر به حل مشکلات ایران خواهند بود.
✳️ https://t.me/DrVasmaghi
...
Repost from آوای تیام
🔴دیدار شمس و مولانا بصورت عروسکی در تالار حافظ شیراز
✅کسانی که اهل دل هستند از مناظره ی این دو ، به رازهای هستی پی خواهند برد.
✅رازهای زیادی در دل این کلیپ پنهان است که تنها اهل دل از آن آگاه می شوند.
✳️اهل دل با دقت ببینند
صدای شمس : همایون شجریان
صدای مولانا : مشایخی
تمام آنچه روحت نیاز دارد را اینجا پیدا میکنی👇👇👇
@Tiamdehghaniofficial
صفحه ی اینستا گرامی ما👇👇
http://instagram.com/Tiamdehghaniofficial
گزارش(2384)
شاخصه های رُشد وحیات
در
نظام احسن
چگونه باور کنیم که انسانی در مسیر رُشد وکمال قرارگرفته است ؟(فارغ از عقیده ودین او و فارغ از سختی روزگار حتی در اوضاع کنونی ایران )
معیارهای بیرونی وقابل لمس ودیدنی از سوی مردم نسبت به آن انسان چگونه است؟
اینک با نظرِ"حُسن" ، روی بسوی آفرینش الهی (آفرینش یک درخت) می آوریم تا دین حنیف را ازآن بیاموزیم(روم-30)
قانون رُشد وکمال
یک انسان زنده ودر حال رُشد ، همانند" رُشد ونمو" یک گیاه میشود :
وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتا(نوح-17)
وخداوند شمارا پرورش داد(رویش داد) همچون گیاهی از زمین
چنانچه مریم را با مدیریت نیکوی خود به نیکوئی وزیبائی پرورش دادیم (آل عمران-37)
که چگونه بذر وجودی انسان همچون بذر یک گیاه ،مراحلی را طی میکند وبه نتایج واهدافی میرسد که ثمره و میوه آن کاملا قابل شهود وبررسی علمی دیگران میباشد
بنابراین اگر انسانی داخل زندگی (حیات مادی همزمان با حیات معنوی) نشود از اساس "مُرده "است واگر مراحل رُشد ونمو را طی نکند از اساس، هم بازهم "مُرده" است
بقول حافظ:
هرآن کس که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
زنده بودن و حیات
پدیده ای را زنده تلقی میکنیم که "روح " داشته باشد وتوانائی زندگی کردن وحرکت کردن و تنفس کردن وتغذیه کردن ومصرف انرژی کردن و شبیه خودرا ساختن (زاد و ولد داشتن) و از درون دارای شعوری باشد که مجموعه وجودی خودرا مدیریت کند وهدفی داشته باشد ودرطول مسیرزندگی با آفات وآلودگی ها مبارزه کند(عقل محور) وابتکاربزند وازخودش" خلاقیت" نشان دهد تا همیشه درمسیر"رُشد ونمو "قرارگیرد
که مثال ساده آن همچون یک" سلول حیاتی" می باشد
قانون رُشد وکمال
مسیررُشد وکمال را میتوان به دیگران نشان داد واثباتش کرد چون موضوعی بیرونی است وجامعه ومحیط بخوبی میتواند آن را ببیند ولمس کند(علی رغم هرگونه دین وتفکری که دارد )
زمینه های اصلی رُشد
بذر وجودی انسان باید از خاک پاک(طبیعت =خدای ظاهر) ریشه بگیرد وتغذیه شود (ابراهیم -24و25)
ودر فضای مناسب به همراه هوا و نور قرارگیرد (طبیعت=خدای ظاهر ) تا امکان شکوفائی "بذر" ، فراهم شود ونیاز به باغبانی دارد(خدای باطن=شعور)
عبور از زندگی قبلی
انسان طی مراحلی از شخصیت و گذشته خود فاصله میگرد و هویتی تازه میگیرد و نو میشود این نو به نو شدن ها یعنی تَرک وضعیت سابق و ورود به وضعیت جدید (باکمک عقل وعلم واستعدادهای انسانی)یعنی دائما باید "هبوط" کند وبهشت جبری قبلی را تَرک کند واز درخت معرفت بچشد و خطوط قرمز ضدکمال را عبور کند(پرداخت هزینه فکری) تا چشمانش بازشود و خودرا به حیات وجاودانگی برساند بقول مولانا:
هر زمان نو میشود ،دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندربقا
پس تورا هرلحظه مرگ و رجعتی ست
مصطفی فرمود دنیا ساعتیست
آزمودم مرگ من در زندگیست
چون رهم زین زندگی پایندگیست
شاخصه های رُشد دریک گیاه
مراحل رُشد بطور خلاصه(در 6 هبوط) :
1-جوانه زدن وسر از خاک بیرون آوردن وبه سوی نور بالارفتن
2-ساقه گرفتن وسبزینه شدن وشاخ وبرگ زدن
3-شکوفه زدن وشکفتن وبالاتر رفتن بسوی آسمان
4-آفت زدائی ومبارزه با آلودگی ها (نیاز به باغبانی وتربیت و برنامه ریزی با عقل -خدای باطن)
5- به گل نشستن ومیوه دادن و تکثیر
6- در اکوسیستم حیاتی شرکت کردن وبادیگران"پیوند" و ارتباط برقرارکردن
زندگی تازه وشخصیت تازه ( روحیه تازه) بستگی به شاخصه هایِ رُشد شما دارد
هر بار باید طی مراحل کنید (هچون یک گیاه) تا بمحض اینکه زمینه ها آماده شد(سویته)، خداوند هم به شما "روحی تازه" میدمد ومیدهد(حجر-29)
یعنی خدا به شما "وجودی تازه " میبخشد(توسعه در وجود)
گفته اند که :
مَردم همه در خوابند وچون بمیرند بیدارشوند!
هربار با هرهبوطی، قیامتی تازه برپا میشود (قوای طبیعت دراختیار شما قرارمیگیرد وتسخیر وتصرفی تازه میکنید)وما ازجهانی به جهانی دیگر گذر میکنیم (از آسمان دنیا یاآسمان اول عبورمیکنیم وراه به هفت آسمان دیگر پیدامیکنیم)
ادامه دارد...
محمدجهانی
تغذیه معنوی از الله دائما بدینصورت
میباشد : علاوه بر اینکه سلامتی به
جسم و به بدن انسان میدهد بلکه
روح و جان آدم را تغذیه میکند و
حیات میدهد
#محمدجهانی @lohemahfooz
مفهوم " تن واحده" و " جمال یار"
و " انا الحق" و " الیه راجعون"
و" بیت الله "در زندگی رُطبی
تجربه میشود
زندگی رُطبی و شارالعسل
(زدن به کندوی عسل خدا)
یکی میباشد
#محمدجهانی @loohemahfooz
بهشت الهی
تاویل به زندگی رُطبی شده است!
خداوند راه های هدایت خود را بر
تلاشگری و مجاهده در شناخت
" الله" در پیش روی هر انسانی
قرار داده است
#محمدجهانی @lohemahfooz
کلیدفهم قرآن(631)
"انهار" درقرآن به چه معنا میباشد؟ 19
(تحتهاالانهار ازمنظر زندگی رُطبی)
معجزه علمی قرآن وکشف ویتامین ها واملاح معدنی دررُطب
اساسا متقین دربهشت الهی داخل شده اندودرحال روزی خوردن میباشند وهرچه که بخواهندازالله می گیرند (نحل-31)وپذیرائی مفصل ازآنها میشود ودرآن هم خالد وجاودان خواهندبود(زمر-73)اکنون ببینیم این بهشت مربوط به این دنیا به چه معنائی میباشدزیرامثل بهشت راآورده اندکه همان زندگی رطبی میباشدکه فرمود:
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُهادائِمٌ وَظِلُّها(رعد-35)
اولا که جنت متقین(کسانیکه روح خدارا درخودنگه داشته اند) که اززیرآن نهرها جریان دارد ومیوه ها وخوراکی های آن دائم وهمیشگی است و درعیش ورفاه وعزت زندگی میکند
باکمی دقت وحسن نظر به زندگی رُطبی می بینیم که قرآن درحال وصف احوال متقین درزندگی رُطبی میباشند(محمد-15) که 4 نوع "نهر" دارند:
1-نهرهائی ازآب غیرحالت تغیّر وتبدیل وبدبونشده میباشد
2-نهرهائی ازشیر که بهیچوجه طعم آن تغییرنمیکند
3-نهرهائی ازباده وشراب برای نوشندگان که لذت بخش است
4-نهرهائی از"عسل مصفی"
5-ازهرثمره ومیوه ای که فکرکنی درآنجایافت میشود
6-ومغفرت الهی هم هست
اکنون بهشت فوق رایکی یکی بازندگی رطبی ورطب مقایسه دقیق میکنیم که انقلابی درفهم آیات قرآن بوجود می آورد:
به تعداد 4 باراز کلمه "انهار" استفاده کرده است که نشان میدهد چهارنوع جریان درآن برقراراست وعلاوه برجریان ها حتی ثمراتی هم داردو"انهار" فوق مربوط میشود به همه "انهار"دیگری (تجری من تحتهاالانهار)که درقرآن در37 آیه آمده است واشاره به همین 37 انهار جنات دارد:
1-آبی که غیرقابل تغییر وتبدیل است که اشاره به رطب یاخرمای تازه دارد که میزان رطوبت بیشتری ازخرمای رسیده داردوآب دار است وچون مدتی این رطب رادرجائی ومحلی معمولی نگهداری کنند بزودی خراب میشود وترش میشود درحالیکه رطب الهی ترش پذیر نیست وکلمه "غیرآسن"اشاره به موضوع ترش شدن دارد!ضمنا ،آب منشاء حیات میباشد("من الماء کل شیئ حی" –انبیاء-30) وسمبل آگاهی ودانش الهی هم میباشد(عرش الهی برآب استواراست "وکان عرشه علی الماء"-هود-37)
2- نهرهای شیر:معجزه علمی قرآن دربخش مقایسه شیر بارُطب است که مواد تشکیل دهنده شیر ورطب واملاح معدنی آن درسه بخش قابل مقایسه وتحقیق است :
الف- مواد معدنی :کلسیم وپتاسیم ومنیزیم وآهن وید وفسفر
که هرکدام آنها نقش بسزائی درسلامتی انسان دارند اتفاقا درشیر هم همین پنج عنصر وجود دارد!
ب-پروتئین وچربی
در100گرم رطب مقدار2.5 گرم پروتئین و 0.4 گرم چربی وجود دارد
ج-ویتامین ها
دررطب ویتامین های A,B,C ,E وجود دارد وهمین ویتامین هاهم درشیر موجود می باشند
واعجاب درهمینجا میباشد که 14 قرن پیش اعلام شده است نهرهائی دررطب خرما میباشد که یکی ازاین نهرها نهرهای شیر میباشد!وکاش میشد ازنظر میکروسکوپی هم نگاهی بدرون رطب می داشتیم تا ازشکل فیزیکی آنها هم الهاماتی بگیریم
3-باده لذت بخش:ازخُرما هم درطول تاریخ باده های لذت بخش تهیه میشده است که خداوند وعده داده است همان لذایذ مادی را میتوانید درلذایذ معنوی تجربه وتست نمائید.
4-نهرهائی ازعسل مصفی:
جالب است که درکل قرآن فقط یک بارازکلمه "عسل" صحبت شده است ودرهمین آیه میباشد وکلمه "مصفی" به معنای تصفیه شده از همه عناصردیگر میباشدکه شیره خرما را هم تصفیه میکنندوشفاء بیماریهای مختلف ومغذی هم میباشد واعجاب انسان درارتباط بازندگی رطبی وعسل مصفی وآن همه مشترکات بابهشت الهی نشان ازآن داردکه بهشت الهی تاویل به زندگی رطبی شده است !وقابل تست وآزمایش برای هرانسان حق جوئی وتلاشگری میباشد که خداوندراه های هدایت خودرا برتلاشگری ومجاهده درشناخت الله درپیش روی قرارداده است (عنکبوت-69)
به پاداش آنچه فکرکردید وبجای آوردید هرچه میخواهید دراین بهشت الهی ازرطب الهی بخورید وبردارید(طور-19)وبه هرنوع تغذیه ای که میخواهند آنهاراتقویت میکنیم (طور-22)
چه کسی میتواند نهرهائی ازعسل مصفی رادرخیال خود تصورکند؟ آیا نهرهای عسل درحال حرکت میباشند ومانندرود وجوی آب میباشند؟
هرگز!بلکه منظورالله ازنگاه هسته خرمای تازه یارُطب میباشد که هسته درحال دیدن چنین نهرهائی میباشدکه نفس انسان به آن مثل زده شده است .
ادامه دارد....
محمدجهانی
در چنین حالتی از شناوری و
تسبیح شما در خدا و برای خدا
خداوند هم با ملائک خود به سوی
شما روی آورده و در اتصال و صلوه
با شماست تا نصرت و هدایت و نور
خود را به شما برساند
#محمدجهانی @lohemahfooz
کلیدفهم قرآن(628)
زندگی رُطبی چیست؟ 16
(گزارش تاویل یک آیه قرآن)
رُطب یا خرمای تازه :
درخُرمای تازه یا رُطب میتوان 3 عضو راباهم دید :
هم هسته خرما وهمچنین خودخرمای شیرین وهمچنین پوسته خرما را روئیت کرد
که هسته خرما همانا ما انسانها میباشیم(نفس انسانی) وخرما همان روح خدامیباشد که مارا (هسته را) درآغوش گرفته وبوسیله لباس تقوی(پوسته خرما)این هم آغوشی حفاظت وحراست میشود وسپری دربرابرآلودگیهای بیرون ازخرما میباشد.
پس هسته به هرچه که نگاه میکند غیراز خدا و"ذکرالله"(آل عمران-191) ورزق آسمانی ورزق زمینی ونعمتها چیزدیگری نمی بیند ودائما درحال نوشیدن 4 نهر درون رطب میباشد(مثال بهشت الهی ،همان مثال زندگی رُطبی میباشد)
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِن وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ
يَتَغَيَّرْ طَعْمُه وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِين وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فِيها
مِنْ كُلِّ الثَّمَرات وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ (محمد-15)
بهشت الهی یا زندگی رطبی دارای این خواص میباشدکه اتفاقا دررطب تازه هم یافت میشود:
1- أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِن
2- أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه
3- أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِين
4- أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِين
ومَثل بهشت الهی همان مثل زندگی رطبی میباشد که باید بامغفرت داخل زندگی رطبی شوی ومیوه ها وثمرات دیگری غیرازآن 4 نهر هم وجود دارد که انسان مومن باحضورخوددررطب، آنرا تجربه میکند که حقیقتا دردرون رطب هم نهر شیرو لبنیات هست وهمچنین نهرآب غیرآسن که تمیز وخوش بو میباشد(رطب دارای آب بیشتری نسبت به خرما میباشد) وهم ازرطب، شراب میگیرند(که مستی ولذت می آورد) وهمچنین ازآن "عسل مصفا"تهیه میشود که شفاء بخش بیماری ها ودردها ورنج ها میباشد وپُرانرژی میباشد بنابراین کسی که درزندگی رطبی داخل شده باشد دائما شیرینی وحلاوت وعسل الهی نوش جان میکندوشراب شراب، تشنگی خودرا برطرف میکند ودرلذت مستی معنوی داخل میشودبقول حافظ:
ما درپیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بیخبر زلذت شرب مدام ما
وهمه دنیا برای انسان رطبی یاعسلی "وجه الله" ورزق الهی میشود یعنی چنین انسانی هم اکنون دربهشت الهی داخل شده وزندگی عسلی ورطبی میکند
ازدست دادن الله درزندگی به معنای خروج اززندگی رطبی وخروج ازدارسلام (یونس-25)وبهشت الهی وداخل دارالفسق شدن میباشد
بازگشت به زندگی رطبی یعنی خروج اززندگی عذاب آور وانذارازکارمای منفی که درپیش داریدویا درجهنم آن گرفتارشده اید میباشد ودعوت به زندگی رطبی دعوت همه انبیاء به "اعبدواالله مالکم من اله غیره" ویا دعوت به "لا اله الا الله " میباشد
ازآن زمانیکه ما ازخدا جداشدیم وگسست بین ما پیش آمد مبحث "بازگشت" یا "رجعت" هم مطرح شد وبازشد وزندگی رطبی به معنای بازگشت چنین انسانی است که اززندگی روزمره وپوج وسرد وبیهوده ،میخواهد خارج شود وجایگاه خودش رابیابد که ازکجاآمده است وکجاباید باشد وبه کجاباید برود؟ وکلمه "الیه راجعون" به معنای بازگشت به زندگی رطبی است که درآنجا همه چیز هست
قبول زندگی رطبی به معنای اتحاد واتصال با خدای زنده است :
أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه (انفال-24)
که هم خدامارا درآغوش خودگرفته وپناه ما میباشد(هوالذی یصلی-احزاب-43) وهمچنین ما خدارا درقلب خودجای داده ایم (ومتصل شده ایم وازمصلین گشته ایم )وقلب ما توسط خدا تصرف وتسخیرشده است که همه اینها نشان ازهم آغوشی ما و خداباهم میباشد(حشر-19)پس ازدرون به ما معنویت میدهد والهام والقاء میکند وآگاهی میدهد وحکمت میدهد(احکام جدیدشخصی ماراهم به ما ابلاغ میکند!)و رزق میدهد ومشکلات مارا مرتفع میکند که ناجی وناصرودوست وسرپرست ومشاور ما همانا خداوند است وبس!
بدون درخواست مغفرت الهی وبدون درخواست ما برای بازگشت بسوی او نمیتوانیم داخل زندگی رطبی شویم
زندگی رطبی نمایش اوج تفکر وآگاهی انسان نسبت به خدا ودین خداوانسان وطبیعت دراین عصر میباشد
انسان امروز،سخت، تشنه زندگی رطبی است (حتی بی آنکه خودش بداند!)
باسپاس #محمدجهانی @lohemahfooz
Repost from ذکرالله - محمدجهانی
کلیدفهم قرآن(628)
زندگی رُطبی چیست؟ 16
(گزارش تاویل یک آیه قرآن)
رُطب یا خرمای تازه :
درخُرمای تازه یا رُطب میتوان 3 عضو راباهم دید :
هم هسته خرما وهمچنین خودخرمای شیرین وهمچنین پوسته خرما را روئیت کرد
که هسته خرما همانا ما انسانها میباشیم(نفس انسانی) وخرما همان روح خدامیباشد که مارا (هسته را) درآغوش گرفته وبوسیله لباس تقوی(پوسته خرما)این هم آغوشی حفاظت وحراست میشود وسپری دربرابرآلودگیهای بیرون ازخرما میباشد.
پس هسته به هرچه که نگاه میکند غیراز خدا و"ذکرالله"(آل عمران-191) ورزق آسمانی ورزق زمینی ونعمتها چیزدیگری نمی بیند ودائما درحال نوشیدن 4 نهر درون رطب میباشد(مثال بهشت الهی ،همان مثال زندگی رُطبی میباشد)
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِن وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ
يَتَغَيَّرْ طَعْمُه وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِين وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فِيها
مِنْ كُلِّ الثَّمَرات وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ (محمد-15)
بهشت الهی یا زندگی رطبی دارای این خواص میباشدکه اتفاقا دررطب تازه هم یافت میشود:
1- أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِن
2- أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه
3- أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِين
4- أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِين
ومَثل بهشت الهی همان مثل زندگی رطبی میباشد که باید بامغفرت داخل زندگی رطبی شوی ومیوه ها وثمرات دیگری غیرازآن 4 نهر هم وجود دارد که انسان مومن باحضورخوددررطب، آنرا تجربه میکند که حقیقتا دردرون رطب هم نهر شیرو لبنیات هست وهمچنین نهرآب غیرآسن که تمیز وخوش بو میباشد(رطب دارای آب بیشتری نسبت به خرما میباشد) وهم ازرطب، شراب میگیرند(که مستی ولذت می آورد) وهمچنین ازآن "عسل مصفا"تهیه میشود که شفاء بخش بیماری ها ودردها ورنج ها میباشد وپُرانرژی میباشد بنابراین کسی که درزندگی رطبی داخل شده باشد دائما شیرینی وحلاوت وعسل الهی نوش جان میکندوشراب شراب، تشنگی خودرا برطرف میکند ودرلذت مستی معنوی داخل میشودبقول حافظ:
ما درپیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بیخبر زلذت شرب مدام ما
وهمه دنیا برای انسان رطبی یاعسلی "وجه الله" ورزق الهی میشود یعنی چنین انسانی هم اکنون دربهشت الهی داخل شده وزندگی عسلی ورطبی میکند
ازدست دادن الله درزندگی به معنای خروج اززندگی رطبی وخروج ازدارسلام (یونس-25)وبهشت الهی وداخل دارالفسق شدن میباشد
بازگشت به زندگی رطبی یعنی خروج اززندگی عذاب آور وانذارازکارمای منفی که درپیش داریدویا درجهنم آن گرفتارشده اید میباشد ودعوت به زندگی رطبی دعوت همه انبیاء به "اعبدواالله مالکم من اله غیره" ویا دعوت به "لا اله الا الله " میباشد
ازآن زمانیکه ما ازخدا جداشدیم وگسست بین ما پیش آمد مبحث "بازگشت" یا "رجعت" هم مطرح شد وبازشد وزندگی رطبی به معنای بازگشت چنین انسانی است که اززندگی روزمره وپوج وسرد وبیهوده ،میخواهد خارج شود وجایگاه خودش رابیابد که ازکجاآمده است وکجاباید باشد وبه کجاباید برود؟ وکلمه "الیه راجعون" به معنای بازگشت به زندگی رطبی است که درآنجا همه چیز هست
قبول زندگی رطبی به معنای اتحاد واتصال با خدای زنده است :
أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه (انفال-24)
که هم خدامارا درآغوش خودگرفته وپناه ما میباشد(هوالذی یصلی-احزاب-43) وهمچنین ما خدارا درقلب خودجای داده ایم (ومتصل شده ایم وازمصلین گشته ایم )وقلب ما توسط خدا تصرف وتسخیرشده است که همه اینها نشان ازهم آغوشی ما و خداباهم میباشد(حشر-19)پس ازدرون به ما معنویت میدهد والهام والقاء میکند وآگاهی میدهد وحکمت میدهد(احکام جدیدشخصی ماراهم به ما ابلاغ میکند!)و رزق میدهد ومشکلات مارا مرتفع میکند که ناجی وناصرودوست وسرپرست ومشاور ما همانا خداوند است وبس!
بدون درخواست مغفرت الهی وبدون درخواست ما برای بازگشت بسوی او نمیتوانیم داخل زندگی رطبی شویم
زندگی رطبی نمایش اوج تفکر وآگاهی انسان نسبت به خدا ودین خداوانسان وطبیعت دراین عصر میباشد
انسان امروز،سخت، تشنه زندگی رطبی است (حتی بی آنکه خودش بداند!)
باسپاس #محمدجهانی @lohemahfooz
شناخت خدا مساوی شناخت
خود انسان است و نیروهای
شگرفی در درون انسان نهفته
شده است بنام" الله "و هر چه
به الله نزدیک میشویم همه صفات
او را می توان گرفت
#محمدجهانی @lohemahfooz
کلیدفهم قرآن(627)
زندگی رُطبی چیست؟ 15
مفهوم زندگی رُطبی از54 آیه قرآن درمورد فسق گرفته شده است ودرکلام عرب "فسق" به معنای پاره شدن غلاف ویا پوسته خُرمامیباشد وبدینصورت ،محتوای خرما درمعرض باد وطوفان وآلودگی قرارگرفته وبزودی خراب میشود(بزودی خواهیم دیدکه تمامی آیات قرآن یعنی 6236 آیه قرآن همگی اززندگی رطبی میگویند حتی آیات حروف مقطعه هم فریاد زندگی رطبی سرداده اند!)
سرسلسله فسق در54 آیه قرآن که همگی آنهارا تفسیرمیکند آیه ای میباشدکه میفرماید :
فراموشی خدا ویا ازدست دادن خدا دروجودتان به معنای ازدست دادن ویافراموشی خودتان میباشد وهرکه به این مقام برسد در"دارالفسق "داخل شده و" فاسق" میشود یعنی بقدری الله با نفس انسان متحد ومتصل است که جدائی این دو ازهم به معنای فسق وآلودگی میباشدگوئی که زمین وآسمان بهم ریخته وانفجاری بزرگ (فجور)ومهیب ومخرب بوقوع پیوسته است(بیگ بنگ معنوی) وجهان یاهستی شکاف برداشته شده است وسوراخی بزرگ درعالم هستی بوقوع پیوسته است زیرا چنین انسانِ جداگشته ازخدا هرلحظه ممکن است خودش را ومردم را به فساد بکشاند وظلم ازپی ظلم به بارآورد (یک بمب ساعتی متحرک وخطرناک!)!:
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُم أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون (حشر-19)
این آیه تمام قرآن را تفسیرمیکند ونشان ازمعرفتی شگرف وعظیم میکند ونشان میدهدکه شناخت خدا مساوی شناخت خود انسان است ونیروهای شگرفی دردرون انسان نهفته شده است بنام "الله" وهرچه به الله نزدیک شویم همه صفات اورا می توان گرفت وعظیم شد:
من عرف نفسه فقد عرف ربه
مقابل شدن و رویاروی شدن با الله دردرون ودرقلب ما معادل درک وشناخت خودتان میباشد درآن لحظه است که معرفت نفس ،حاصل میشود( نه اینکه بروید وچندین جلد کتاب معرفت نفس بنویسید!) بلکه درلقاءالله ودراتصال باخدا کشفی عظیم، صورت میگیرد وتجربه ای حاصل میشودکه تا به حال احساس نکرده بودید واین تجربه برای شما بیتا ویگانه وهیجان انگیز و لذت بخش وحیرت آور است ومعنویت ومعراج شما میباشدوحیات معنوی دائما ازاین طریق به شما تزریق میشودو فهمی تازه بدست می آید واندیشه متعالی میگردد
درزندگی رطبی خداوند همه اطلاعات خودرا به تو خواهد آموخت!(تعلیم اسماء کلها-بقره-31)یعنی همه وجودش رابه آدم وبخشی ازآن را به شما میخواهد بدهد ! درزندگی رطبی ،مقالید (شوری-12)وکلید گنج های خدا به شما داده میشود تا ازغیب وازخزائن الله هرچه میخواهید برداشت کنید(حجر-21)وجهان درتصرف وتسخیرشما قرارمیگیرد(جاثیه-13) ومسجودفرشتگان خواهید شد(حجر-29)
درزندگی رطبی شما با الله به اتصال واتحاد حقیقی میرسید بطوریکه احساس میکنید که با خدا هم آغوش شده اید وباجهان واطراف خودبه "پیوند عاشقانه" رسیده اید وهمگی یکی میباشید وهمگی یکپارچه میشوید(تن واحده) وشادی وشادابی وبهشت وجشن الهی درقلب شماودرزندگی شما برپا میشود که فرمود:
أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه (انفال-24)
این هم آغوشی باخدا یعنی قلب شما ووجود شما وتک تک سلول های شما توسط الله تصرف وتسخیرشده است ولذا هم بیماریهای شمارا شفاءمیدهد وهم سینه شمارا ازآلودگی پاک میکند وغم ها وترس ها راازقلب شما می زداید (فصلت-30)هم آگاهی ومعنویت وآرامش واحساس وایمان وعشق به شما تزریق میکند ورزق میدهد
درزندگی رطبی انسان به مقام خدائی میرسد وازخود به خدا میرسد(خودآ)
دعوت انبیاءالهی درطول تاریخ بشر ،دعوت به یگانگی واتحاد واتصال باخدا میباشد ورجعت یا بازگشت بسوی الله میباشد(ادعواالله مالکم من اله غیره) ودعوت خدا دعوت مردم به" زندگی رطبی" یا دژ مستحکم الهی وسالم وطیب "دارسلام " میباشد که فرمود:
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيم (یونس-25)
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون (انعام-127)
درود وسلام وحیاتبخشی به کسانیکه داخل دارسلام یا زندگی رطبی میشوند
درزندگی رطبی هیچ غم وغصه وترس ورنج وشر واضطرابی وجود ندارد
اندیشه" زندگی رطبی" میوه وثمره دعوت همه انبیاءالهی میباشد
ایمان به زندگی رطبی ،ایمان به غیب وکتب آسمانی وخلاصه قرآن میباشد
درک زندگی رطبی ،خلاصه وفشرده قرآن میباشد
محمدجهانی
گزارش(2839)
نظام احسن
و
زندگی رُطبی
ازمنظر جهان بینی نظام احسن (سجده-7)به هرچیزی که خدا آفریده است هم باید بانظر " خسن" برخوردکرد (نسا-125) تا " احسنِ دین خدا " بدست آید وهمچنین تمام جهان مانندیک کندوی بزرگ عسل است که اگر بطور "مُحسنانه" با آن برخوردکنید یا روبرو شوید میتوانید دائما به کندوی عسل بروید وعسل بنوشید(شارالعسل) ویا همچون زنبور عسل دائما در رفت وآمد به کندوی عسل شوید (یعنی نوب یا منیب شوید)
نظام جهانی که احسن باشد یعنی کلماتی که خدا با آن این جهان را ساخته از درون عسل(ذات الهی)بیرون آمده لذا دین خدا هم درمتن طبیعت و فطرت الله ،" احسن " میشود أَحْسَنُ دِينا ":
(احسن قول یا احسن عملا یا "ایکم احسن عملا "یا "رزقا حسنا " یا چهره های زیبای زنان ومردان به حالت :" فَأَحْسَنَ صُوَرَكُم " و "احسن الخالقین " یا احسن تقویم )
همینطورهم زمانیکه شما به کلماتی که خدا برای تدوین قرآن استفاده کرده اکثر جملاتش حالت کندوی عسل را دارد که موجب جذبه وکشش هرانسان محسنی بسوی قرآن میشود (وجملات قرآن بصورت" مُحکم" واثرگذار در قلب شما وارد میشود -آیات محکمات)
من شخصا از قرآن فارسی به این حقایق رسیده ام وبا روح قرآن ارتباط وجودی برقرارکرده ام چنانچه باطبیعت هم همین ارتباط را هر روز تجربه میکنم چنانچه درزندگی با مردم هم همین حالات را تجربه میکنم
اما گاهی کلمات عربی درقرآن هم جذابیت های خودش را دارد که دراین" زندگی رُطبی "خواهم گفت والبته نیازی هم نیست که ایرانیان ، عربی بلد باشند !
اکنون میخواهیم تمام" نظام احسن" را درقالب میوه " خُرما "به شما معرفی کنیم که از زاویه ای تازه و برتر وهماهنگ با "زندگی عسلی" میباشد که عبارتست :
" هم آغوشی با خدا"
یعنی شمابا این نگاه ، مستقیما به بهشتی که هم امن است وهم آرامش دارد و هم رزق شیرین عسلی دارد وهمچنین سراسرمعنا و زیبائی و ترانه وتسبیح است دعوت میشوید
وشما به کمک یک خُرما یا بهتر بگویم یک " رُطب" میتوانید جایگاه خودتان را دراین نظام جهانی و "احسن" بیابیدو زیستی عمیق وشیرین با هستی وخدا ومردم داشته باشید
حق وباطل
جهان ما انسانها ، یک جهان سراسر از برخورد حق با باطل است واین دو بدون یکدیگر نمیتوانند وجود داشته باشند تا" تلخی" نباشد امکان درک" شیرینی" ممکن نیست تا تاریکی نباشد امکان فهم جهان نور هم ممکن نیست (انعام-1) یعنی انسانِ اهلِ نور دائما بین جهان نور وجهان تاریکی همچون زنبور عسل (نوب و منیب) در رفت وآمداست
شخصیت "مُحسن" در نظام احسن ،نه تنها از حقایق و حکمتها بهره میبرد و به وجود خودش توسعه می بخشد و راه شکفتن وشکوفائی و رُشد را طی میکند بلکه از زشتی ها وغم ها وغصه ها وترس ها (فصلت-30و31) راه بسوی فرشته شدن پیدامیکند و همچون فرشتگان میشود و از باطل ها هم مبنائی برای رُشد وکمال وشکوفائی میسازد و بهره میگیرد وخودش را مجددا به جهان نور وحق میرساند(و "روح" میگیرد)
یعنی شخصیت محسن دائما درحال نور گیری(عسل خوری) از جهان اطراف خود میباشد چه موضوعات آن حق باشد وچه باطل باشند بقول مولانا:
برهمگان گر زفلک زهر ببارد همه شب
من شِکر اندرشِکر اندرشِکر اندرشِکرم
زندگی رُطبی
اکنون برای رسیدن به تجربه " زندگی رُطبی" می بایست از زشت ترین کلمه درجهان تاریکی استفاده کنیم و جهانی تازه بنام "زندگی رُطبی"را با کلمه "فِسق" بدست بیاوریم وتجربه کنیم
درگزارشات بعدی داخل" زندگی رطبی" از طریق واژه " فسق" ،میشویم
محمدجهانی
وحي از جايي به جايي فرستادن دستور يا پيغامي نيست يك نيرو وقدرت فراگير در همه چيزدر عالم مستقر است در يافت حقايق در قلب انسان را وحي گويند ارسال از جايي به جايي نيست زيرا حضرت حق جل جلاله بر همه اتم ها وذرات زير ان احاطه وسلطنت دارد ومحل وزمان در ساحت مقدسش نمي گنجد وحي در قلب بوجود مي ايد ودر قلب نمايان ميشود پتانسيل دريافت را همه دارند انسان با صيقلي دادن قلب به وحي ميرسداز خارج از وجود انسان وحي نمي ايد الله فرمان مي دهد به احسان يعني قلب انسان فرمان مي دهد خدا خارج از قلب وسينه اشخاص نمي باشد پيام از جايي به جايي نيست مركز ان سينه وقلب است انشراح قلب موجب دريافت هاي وحياني ميشود وحي شيطاني هم وجود دارد وان مركز ذهن انسان است همه ابزار هاي جنگي كشنده جمعي را ذهن اموزش داده است ذهن يا شيطان نيز از رحمت خداست بدون ذهن وشيطان در انسان چيزي بعنوان انسان مفهومي نخواهد داشت وبا جناب الاغ ادم تفاوتي ندارد شيطان قانون خداست اراده خداست شيطان يا ذهن از بزرگترين رحمت الهي است شيطان يعني اعمال ارادي انسان شيطان نباشد انسان هم نبود شيطان نفسانيات ماست ونفس قانون خداست اعوذ بالله من الشيطان رجيم يعني پناه مي برم به الله قلب از شيطان ويا ذهن رانده از قلب وعرش الهي معيار سنجش تنها قلب انسان است ما حقايق قران را نيز با قلب مي سنجيم نه با تاريخ جمع اوري ان خود قران ميفرمايد صحت قران را با قران در سينه وقلب تطبيق دهيد قران نوشته هاي روي كاغذ نيست حقايقي است از قبل خلقت وخلقت عالم وتربيت انسان وعاقبت انسان است حقايق عالم قبل از خلقت انسان را قران نيز به ان تصريح دارد علم القران خلق الانسان اول حقايق عالم يا قران را تعليم فرمود بعد خلقت مادي انسان را افريد حقيقت قران ازلاً وابداً بوده است وخواهد بود وهر انساني كه صيقلي قلب داشته باشد بر او حقايق عالم را اشكار خواهد كرد قران كاغذي تذكاري است از حقيقت قران قلبي تا انسان باقي است قران قلبي هم وجود دارد
Repost from ذکرالله - محمدجهانی
کتاب مبین از ام الکتاب بیرون می آید
وقرآن مجید از "کتاب مبین" نازل شده است
نور قرآن مجید از کتاب مبین است وکتاب مبین همان کتاب روشنگر ویا کتاب نوردهنده به قرآن مجید است
کتاب مبین که نور قرآن را تامین کند لذا قرآن مجید را به" قرآن مبین" تبدیل میکند که منبع هدایت ومنبع شفاء میشود(اسرا-82)
کتاب مبین آن جهانی است که ماانسانها درآن زندگی میکنیم درکنارجهان های موازی دیگر
ازکتاب مبین تمام کتب مقدس وتمام حکمت ها وسخنان صحیح متفکران و اختراعات وابتکارات هنری وکشفیات قوانین طبیعت (توسط دانشمندن علوم تجربی) به انسانهای شایسته داده یا نازل میشود
کتاب مبین هم علم خداست وهم طبیعت وجهانی است که ما انسانها درآن زندگی میکنیم باتمام کهکشانها
ازکتاب مبین هرچیزی نازل میشود و" تبیان لکل شیی "میشود
تمام بخش های معنوی یعنی عالم اول وعالم دوم وعالم سوم درلایه حفاظ یا درلوح محفوظ ازدست شیطان وپیروان شیطان(ظالم ها وفاسدین وجاهلین)محفوظ شده است
محمدجهانی
