en
Feedback
ArashYazdani

ArashYazdani

Open in Telegram

کانال شخصی آرش یزدانی @Dr_Yazdani

Show more
904
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-930 days
Posts Archive

مردم آنچه وانمود می‌کنند نیستند. صرفا نقاب اند و علی القاعده پشت این نقاب ها به مشتی کاسبکار برمی‌خوریم. یکی نقاب قانون به چهره می‌زند، فردی نقاب میهن پرستی و سعادت عمومی را برگزیده و شخصی دیگر نقاب مذهب یا طهارت را انتخاب می‌کند. مردان به مقاصد مختلف نقاب فلسفه و انسان دوستی و چه و چه به چهره می‌زنند. زنان حق انتخاب کمتری دارند، آن‌ها بیشتر نقاب اخلاق و فروتنی و اهلیت و عفت را انتخاب می‌کنند. •آرتور شوپنهاور

اگر یک رژیم (یا نهاد) برای بقا به تبلیغات مداوم، بی‌وقفه و بدون انعطاف، همراه با پنهان‌کاری نیاز داشته باشد، دوام نخواهد آورد
اگر یک رژیم (یا نهاد) برای بقا به تبلیغات مداوم، بی‌وقفه و بدون انعطاف، همراه با پنهان‌کاری نیاز داشته باشد، دوام نخواهد آورد.

دیروز جلسه‌ای در وزارت اقتصاد داشتم. با تیمی از اقتصاددانان جوانی که با دکتر مدنی‌زاده کار می‌کنند. چه تیمی بود… اسماعیل، چه تیمی! این تیم، نمونه‌ای عینی از یک ترکیب ایده‌آل بودند. هر یک، متخصصی میهن‌دوست، باانگیزه و متواضع بودند. شاید در گرایش‌های سیاسی کاملاً همسو نباشند، اما در یک هدف متحد بودند: انجام کاری اثرگذار برای ایران. می‌دانم وضعیت کنونی دشوار است و رنج مردم و کسب‌وکارها ملموس و محسوس است. اما همین پیچیدگی‌ها، ارزش اقدام جسورانه را بیشتر می‌کند. امروز شاهد تقابل دو نگاه هستیم: نگاهی که معتقد است کاری نمی‌توان کرد و باید کنار نشست.   و نگاهی که اصرار دارد باید در میدان بود و اقدام کرد. برای گروه دوم، راحت‌تر این است که بیرون از گود بایستند و بدون حل کردن هیچ مسئله‌ای، فقط نقد کنند. اما این جوانان راه سخت‌تر را انتخاب کرده‌اند: آنها در اوج دشواری، نه فقط وقت و انرژی، که اعتبار و آبروی خود را نیز هزینه می‌کنند. آنها انتخاب کرده‌اند که امید بسازند، نه اینکه ناامیدی را تکرار کنند؛ زیرا به خوبی می‌دانند که "از خرابی، هیچ چیز آباد نمی‌شود." همین دیروز دیدم این جوانان چگونه از دانش روز برای کاستن از چالش های فضای کسب‌وکار، اشتغال و زندگی مردم استفاده می کردتد تا حداقل از ایجاد موانع جدید اداری جلوگیری شود. این تلاش، در قاموس من، شکلی امروزی از همان دفاع مقدس است؛ با این تفاوت که سلاح این جوانان دانش و عزمشان است و میدان نبرد، میزهای کنفرانس و بوروکراسی پیچیده. آنها جانشان را فدا نمی‌کنند، اما دارند آبرو و آرامش خود را در طبق اخلاص می‌گذارند. آگاهم که شکاف‌های فکری جامعه می‌تواند سبب سوءتفاهم شود، اما برای من که بر اساس همین منطق، مسئولیتی را پذیرفته‌ام، دیدن این جوانان عمیقاً دلگرم‌کننده است. به همین خاستگاه، تا زمانی که در این جایگاه هستم، آنچه را می‌بینم و تجربه می‌کنم—نه فقط گزارش کارها، که حال و هوای این جمع‌ها و ایمان موجود در نگاه‌ها را صادقانه بازگو خواهم کرد. با نوشتن این تجربه ها، می‌خواهم به همه آنانی که هنوز به آینده ایران امید دارند و در جستجوی روزنه‌ای هستند، بگویم: به این جوانان اعتماد کنید.آنها در میدان هستند تا کارهای سخت را انجام دهند. t.me/drhamidghanbari

۱. افزایش استرس و اضطراب 🔹 تحقیق دانشگاه نوا اسکوشیا (Canada, 1997) شرکت‌کنندگان بعد از دیدن ۱۴ دقیقه اخبار منفی، افزایش قابل‌توجهی در اضطراب و نگرانی نشون دادن. حتی کسانی که ذاتاً اضطراب پایین داشتن، بعد از مواجهه با اخبار منفی استرس بیشتری تجربه کردن. ⸻ ۲. تغییر درک از خطرات و واقعیت 🔹 تحقیق دانشگاه میشیگان (2007) افرادی که بیشتر در معرض اخبار منفی قرار می‌گرفتن، جهان رو خطرناک‌تر و بی‌ثبات‌تر تصور می‌کردن. این افراد احتمال بیشتری داشتن که آینده رو تاریک ببینن و حس درماندگی پیدا کنن. ⸻ ۳. اثر بر حافظه و یادگیری 🔹 مطالعه در دانشگاه هاروارد (2012) اخبار منفی باعث تحریک بخش آمیگدالا در مغز (مرکز پردازش ترس) می‌شه. نتیجه: اخبار منفی بیشتر و بهتر در حافظه باقی می‌مونن نسبت به اخبار مثبت. یعنی مغز ناخودآگاه منفی‌ها رو قوی‌تر به خاطر می‌سپاره. ⸻ ۴. افزایش خطر افسردگی 🔹 مطالعه روی ۳۵۰۰ نفر در دانشگاه ایالت پنسیلوانیا (2014) کسانی که روزانه بیش از ۲ ساعت اخبار منفی می‌دیدن یا دنبال می‌کردن، احتمال ابتلا به افسردگی و اضطراب در اون‌ها ۳ برابر بیشتر بود نسبت به کسانی که مصرف خبریشون محدود بود. ⸻ ۵. اثرات فیزیولوژیک (بدنی) 🔹 مطالعه دانشگاه کالیفرنیا (2017) دیدن مکرر اخبار فجایع (مثل حملات تروریستی یا حوادث طبیعی) سطح کورتیزول رو افزایش می‌ده و می‌تونه باعث مشکلاتی مثل بی‌خوابی، فشار خون بالا و تضعیف سیستم ایمنی بشه. ⸻ ۶. چرخه منفی “خبر-هیجان-وابستگی” 🔹 تحقیقات جدید (2020, University of Sussex) مردم وقتی اخبار منفی می‌بینن، همزمان هم ترس و نگرانی حس می‌کنن، هم وابستگی بیشتری به رسانه‌ها پیدا می‌کنن، چون ناخودآگاه می‌خوان ببینن “بعدش چی می‌شه”. این چرخه باعث اعتیاد به خبرهای منفی می‌شه.

تأثیر اخبار منفی بر ذهن و روان 1. افزایش استرس و اضطراب دیدن مداوم اخبار منفی، سطح هورمون کورتیزول (هورمون استرس) رو بالا می‌بره. این می‌تونه باعث بی‌خوابی، تنش و حتی مشکلات جسمی بشه. 2. احساس درماندگی و بی‌قدرتی وقتی مدام می‌بینیم دنیا پر از جنگ، بحران اقتصادی یا فجایع طبیعیه، حس می‌کنیم هیچ کنترلی نداریم. این احساس، زمینه‌ساز افسردگی می‌شه. 3. کاهش انگیزه و امید قرار گرفتن طولانی در معرض اخبار منفی می‌تونه باعث شه دید ما به آینده تیره‌تر بشه و در تصمیم‌های فردی (مثلاً سرمایه‌گذاری، مهاجرت، یا حتی انتخاب‌های روزمره) بیشتر بر اساس ترس حرکت کنیم. 4. تغییر درک ما از واقعیت در حالی‌که خیلی چیزهای مثبت در دنیا جریان داره (پیشرفت علمی، کاهش فقر جهانی، افزایش طول عمر و …) اما مغز ما چون خوراک خبریش بیشتر منفیه، دنیا رو خطرناک‌تر از واقعیت تصور می‌کنه.

چرا بیشتر اخبار رسانه‌ها منفی هستند؟ 1. مغز انسان به اخبار منفی حساس‌تره از نظر تکاملی، انسان‌ها برای بقا نیاز داشتن که خطر رو سریع‌تر تشخیص بدن. برای همین مغز ما به تهدیدها (جنگ، بیماری، بحران) واکنش قوی‌تر نشون می‌ده تا خبرهای مثبت (صلح، پیشرفت، موفقیت). رسانه‌ها هم این رو می‌دونن و برای جلب توجه، خبرهای منفی رو پررنگ‌تر می‌کنن. 2. کلیک و فروش بیشتر رسانه‌ها بر اساس جذب مخاطب زنده می‌مونن. اخبار منفی باعث شوک، ترس یا خشم می‌شن و همین احساسات احتمال کلیک کردن، دیدن یا خریدن روزنامه رو بیشتر می‌کنه. 3. الگوی “خبر=اتفاق غیرعادی” خبر اساساً چیزی هست که عادی نیست. اتفاق مثبت مثل “امروز در فلان شهر همه به‌سلامتی سر کار رفتند” خبری نمی‌شه. اما یک انفجار یا بحران، چون نادره، به‌عنوان خبر پوشش داده می‌شه.

photo content

🔴 حاتم قادری: آقای رضا پهلوی می‌خواهد پادشاه باشد یا سلطان؟! 🔸 آقای رضا پهلوی آماده‌ی این کار نیست 💢 چیزهایی که از ایشان خواسته می‌شود پادشاهی نیست 🔸 سلطنت می‌توانست در این ۴۶ سال یک اپوزیسیون و سازمان‌دهی فعال و جدی ایجاد کند 🔸ائتلافی که در زمان زن، زندگی، آزادی انجام شد، ائتلاف عجیب و غریبی بود! 🔻فایل کامل گفتگوی اختصاصی عبدی مدیا با دکتر حاتم قادری، استاد علوم سیاسی دانشگاه🔻 📺 در یوتیوب #ببینید: https://www.youtube.com/watch?v=BQT4l-_gOv0 📻 بدون فیلتر در کست‌باکس #بشنوید👇 https://castbox.fm/episode/id6317469-id842026589 🆔 @AbdiMediaNet I #عبدی_مدیا 🌐وبسایت | 🟢واتس‌اپ I 📻کست باکس

Repost from ناپیدا
ریاضی و جامعه یوسف پزشکیان به یک مقدمه ریاضی احتیاج دارم تا بتوانم بگویم که مسائل کشور پیچیده هستند و ساده‌سازی آن‌ها خطرناک است. بعد وضعیت آب و مسئله تحریم‌ها را به عنوان مثال طرح می‌کنم. متغیر مستقل و متغیر وابسته فرض کنید یک توپ را از بالای یک ساختمان ۱۰ طبقه رها می‌کنیم تا سقوط کند. همزمان یک کرنومتر را فشار می‌دهیم تا زمان را ثبت کند. یک دوربین پرسرعت هم در مقابل ساختمان تعبیه می‌کنیم تا نشان دهد توپ در هر لحظه کجاست. سرعت این توپ بیشتر و بیشتر می‌شود تا به زمین برسد. زمان در اینجا یک متغییر مستقل است. یعنی اولا تغییر می‌کند، ثانیا تغییر آن به عامل دیگری بستگی ندارد (متغیر یا کمیت دیگری آن را تغییر نمی‌دهد). سرعت توپ یک تابع است یعنی مقدار آن از زمان تبعیت می‌کند با زمان تغییر می‌کند. به آن متغیر وابسته نیز می‌گویند. یعنی مقدار آن وابسته به یک متغیر دیگر (اینجا زمان) است. توابع چند متغیره در ریاضی و فیزیک گاهی با «توابع چند متغیره» مواجه می‌شویم. یعنی یک کمیت یا متغیر وابسته داریم (همان تابع) که مقدار آن به چندین کمیت (متغیر مستقل) وابسته است. مثلا فشار یک گاز داخل یک ظرف یک تابع دو متغیره است؛ همزمان به حجم و دمای ظرف بستگی دارد. مسائل بغرنج و پیچیده اگر تعداد متغیرهای یک تابع زیاد شود و ارتباط آن‌ها از یک فرمول ساده تبعیت نکند ما با مسائل بغرنج و پیچیده مواجه خواهیم شد. در دنیای واقعی اغلب مسائل از جنس توابع چند متغیره هستند و البته مسائل بغرنج و پیچیده می‌شوند. مسائل بحرانی کشور متاسفانه اغلب مسائلی که امروز در کشور با آن‌ها مواجه هستیم به وضعیت بحرانی رسیده‌اند: برق، گاز، آب، دلار، مسکن، اشتغال، تحریم و ...! هر کسی می‌تواند یکی از اینها را روی میز بگذارد و درباره متغیرهای مستقل آن‌ها بیاندیشد و شیوه تاثیر آن‌ها را بررسی کند. این کار باعث عمیق‌تر شدن و واقع‌نگر تر شدن نگاه ما به مسائل کشور می‌شود. حالا برای نمونه مسئله آب و تحریم‌ها را با هم مرور می‌کنیم و برخی از متغیرهای آن‌ها را نام می‌بریم. ◀️ بحران آب تابع متغیرهای زیادی است: کسری بودجه، اشتغال کشاورزان، دانش و فناوری آبیاری، ذینفعان پروژه‌های مرتبط با آب، تحریم، قیمت آب، فرهنگ مصرف و ... اینگونه نیست که فقط با پرداختن به یکی از این متغیرها بتوان مشکل آب را در کشور حل کرد. ◀️ تحریم هم تابع متغیرهای زیادی است. سیاست کلان اسرائیل برای آینده منطقه؛ اقدامات آمریکا، اقدامات روسیه، اقدامات چین، اقدامات کشورهای حاشیه خلیج فارس، اقدامات کشورهای اروپایی، وضعیت انسجام داخلی در کشور، کنشگری منافقان و سلطنت طلبان در خارج از کشور، موضع‌گیری سیاست‌مداران داخلی، قدرت نظامی و موشکی ایران و .... با دو نکته تکمیلی یادداشت را تکمیل می‌کنیم: ⏺️ نکته اول: تلاش برای تقلیل یک مسئله پیچیده به یک مسئله ساده، دو تا علت می‌تواند داشته باشد: ۱- نداشتن علم و دانش کافی درباره موضوع ۲- پروژه برای فشار آوردن و تحت تاثیر قرار دادن تصمیمات سیاست‌مداران ⏺️ نکته دوم: گاهی بعضی متغیرها در یک تابع چند متغیره، خودشان تابع هستید و به متغیر (یا متغیرهای) دیگری وابسته اند. توجه کسانی را که ریاضی بلدند به روابط زیر جلب می‌کنم. y = f(x1, x2) x1= sin(x4) »» y= f(x4, x2) or x1= sqrt(x2) »» y = f(x2) or x2= g(x3, x4) »» y = f(x1, x3, x4) بنابراین گاهی ما باید روابط را ساده سازی کنیم و متغیرهای مستقل واقعی را پیدا کنیم (به این کار در بهره‌وری می‌گویند یافتن علل ریشه‌ای RCA که روش‌های گوناگونی دارد). #ریاضی #بهره_وری #بهره‌وری #تابع #تحریم #آب https://t.me/ypezeshkian/1569

ابتدا شلیک و سپس کشیدن ماشه! در طیف پیوسته تعامل بین‌الملل (از صلح فعال تا جنگ گرم تمام‌عیار)، چیزی داریم به نام «نردبان تشدید تنش» Escalation ladder میان دو کشور یا دو واحد تمدنی که از این قرار است: ۰-همکاری و اتحاد اقتصادی، امنیتی و نظامی ۱-رقابت اطلاعاتی و سرقت فناوری ۲-پایین نگه داشتن مصنوعی ارزش پول برای تقویت یکجانبه صادرات ۳-جنگ تعرفه ها ۴-مصادره اموال، مسدود سازی منابع مالی، و شاید اخراج اتباع ۵-محاصره فیزیکی و‌ بستن مسیرهای تجاری خشکی و دریا ۶-جنگ گرم در حاشیه و بصورت نیابتی ۷-حمله نظامی مستقیم به قلب سرزمین در زمان نگارش این یادداشت رابطه آمریکا با چین، هند، کانادا و اتحادیه اروپا در پله سوم، با ونزوئلا در پله پنجم، با روسیه در پله ششم و با ایران در پله هفتم است. نکته بسیار مهم و حیاتی این است که اگر کشوری صادقانه قصد مذاکره و فیصله داشته باشد، نردبان را «پله پله» بالا می‌رود. استفاده از پله بالاتر باعث می شود پله پایین‌تر بعنوان ابزار چانه‌زنی دیپلماتیک عملا بی‌معنی شود. چرا که در صورت استفاده از پله بالاتر توسط یک کشور، آبشاری از تصمیمات متقابل در کشور دوم براه می‌افتد که عملا مسیر را بازگشت ناپذیر می کند. تبصره: این بدان معنا نیست که پله پایین‌تر دیگر مطلقا بدرد نمی‌خورد و کنار گذاشته می‌شود. پله پایین‌تر ممکن است برای فشار بیشتر یا ایجاد توهم صلح طلبی در افکار عمومی کشور هدف همچنان کارآمد باشد. وقتی ایالات متحده آمریکا بوسیله اسراییل به ایران حمله کرد در نظر گرفته بود که ایران (با فرض حداقلی از درک ژئوپولتیک و دیپلماتیک) هرگز دوباره به میز مذاکره اعتماد واقعی نخواهد کرد و بسرعت بدنبال تقویت دفاعی حداکثری و بستن رخنه‌های امنیتی خواهد رفت. (البته استفاده متقابل ایران از دیپلماسی برای استتار و خرید زمان منتفی نیست). در چنین شرایطی که هر دو طرف نیات واقعی هم را می‌دانند، فعالسازی مکانیسم ماشه (پله چهارم و پنجم) را نباید ابزار دیپلماتیک تلقی کنیم. بلکه باید آن را ابزار دیگری برای تکمیل اقتصادی-روانی حربه جنگ گرم بحساب آوریم وقتی که شلیک نظامی بطور کامل کارساز نبوده است. نتیجه: تمدن دریایی در حال جنگ وجودی تمام‌عیار با کشور ایران است، سر سازش ندارد و همه ابزارها در خدمت این جنگ وجودی‌اند. غرب در این کارزار از استتار نیت و القای توهم دیپلماسی بعنوان یک ابزار نظامی استفاده می‌کند. سوال: آیا تسلیم بی قید و شرط گزینه خوبی نیست؟ در حال حاضر هدف حداکثری آمریکا شعله‌ورکردن جنگ فراگیر مزمن و تجزیه و محاصره تمام اوراسیاست نه تمدن سازی و ژاندارم‌گزینی برای منطقه. کشورهایی که سقوط کنند دوباره بلند نخواهند شد. نکته بعدی اینکه نه ایران در شرایط ژاپن ‌پایان جنگ جهانی است و نه آمریکا در شرایط آمریکای پایان جنگ دوم. اگر کشور ایران بتواند بر سر حقایق بالا به اجماع برسد شانس بیشتری برای بقای تمدنی خواهد داشت. @dr_iman_fani

Repost from N/a
«نمی‌شود، نمی گذارند، نمی‌توان» را جراحی کنید: نقشه علمی برای نجات مدیریت هر «نمی‌شود» که از دهان یک دولتمرد یا مدیر خارج می‌شود، یک فرصت ملی را دفن می‌کند. در ادبیات مدیریت استراتژیک، مانع اصلی توسعه نه کمبود بودجه است، نه لزوما تحریم و فشارهای بین المللی، بلکه ذهنیت منفی مدیران در راس امور است که مثل یک فیلتر ادراکی، امکان‌ها را نابود می‌کند. طبق مدل شاین (Schein) در فرهنگ سازمانی، عباراتی مثل «نمی‌شود»، «نمی‌توانیم»، «نمی‌گذارند» به هنجارهای بازدارنده تبدیل شده‌اند که چرخ تحول را متوقف می‌کنند. بیماری «نمی‌شود، نمی توان، نمی گذارند»: ریشه علمی شکست هاست. تحقیقات کاتر (Kotter, 2018) در مدیریت تغییر نشان می‌دهد که مقاومت سازمانی از سه عامل سرچشمه می‌گیرد: - ادراک منفی از امکان‌پذیری: وقتی مدیران باور دارند پروژه‌ای «نمی‌شود»، تبعا و طبعا ذهنشان قفل می‌شود. - خودکارآمدی پایین: عبارت «نمی‌توانیم» نشان‌دهنده نبود اعتماد به توان تیم است. - فرافکنی مسئولیت: «نمی‌گذارند» یعنی انداختن تقصیر به گردن عوامل خارجی. فراتحلیل حداقل ۴۷ مطالعه بین‌المللی نشان می دهد در سازمان‌هایی که این سه‌گانه غالب است، احتمال توقف پروژه‌ها ۳.۵ برابر و تأخیر در زمان‌بندی ۲.۸ برابر بیشتر است. اما خبر خوب؟ تغییر مدیر از ذهنیت «نمی‌شود» به «چگونه می‌شود» می‌تواند ۲۲٪ بهره‌وری را افزایش دهد و ۴۰٪ هزینه‌های فرصت را کاهش دهد. این اعداد شعار نیستند؛ مبتنی بر شواهد علمی‌اند. در همین ایران ما شواهد واقعی از بن‌بست به موفقیت هم کم شمار نیستند، پروژه هائیکه در همه چهار دهه گذشته با برچسب «نمی‌شود» قرار بود هر گز انجام نشود اما با تغییر تیم‌های مدیریتی و اجرایی حتی استفاده از نیروها یا پیمانکاران محلی و زمان‌بندی موازی با صرفه‌جویی در هزینه پیش‌بینی‌شده تکمیل شدند. استقرار نظام شبکه های بهداشتی و درمانی در اوج بحران جنگ تحمیلی، گازرسانی وسیع شهر و روستا، برق رسانی روستایی، بازبینی نظام دارویی کشور و طراحی نظام ژنریک دارویی، بسیج ریشه کنی فلج اطفال، واکسیناسیون عمومی و ایمن سازی بیماری سرخک، طرح ملی برای ترویج مصرف نمک یددار و پیشگیری از کمبود ید در جامعه و مورد اخیر تولید واکسن داخلی کرونا که با وجود پیش‌بینی‌های منفی و سنگ اندازی های متعدد داخلی و خارجی، با تکیه بر ذهنیت «چگونه می‌شود» در کمتر از ۱۸ ماه در چندین سایت مختلف و با پلت‌فورم های متفاوت به تولید انبوه رسید. برای نمونه در سطح جهانی، برنامه تحول دیجیتال استونی (E-Estonia) با حذف ۲۳٪ مدیران مانع نوآوری، رتبه سهولت کسب‌وکار خود را از ۳۲ به ۱۸ ارتقا داد. نتیجه؟ ذهنیت درست، معجزه می‌کند. برای ریشه‌کن کردن این بیماری مدیریتی، یک مدل سه‌گامی مبتنی بر علم مدیریت تغییر پیشنهاد می‌ شود که همین امروز قابل اجراست: ۱. شناسایی (Recognize): اولین قدم، رصد دقیق رفتارهای بازدارنده است. در جلسات کلیدی، از فرم‌های استاندارد ارزیابی گفتار یا نرم‌افزارهای تحلیل متن و ت ش مصنوعی استفاده کنید تا عبارات «نمی‌شود»، «نمی‌توانیم» و «نمی‌گذارند» ثبت و کدگذاری شوند. شاخص پایش؟ نرخ تکرار این عبارات در هر جلسه. اگر مدیری بیش از ۵ بار در جلسه از این عبارات استفاده کرد، زنگ خطر به صدا درمی‌آید! ۲. جایگزینی (Replace): مدیران پرخطر باید به کارگاه‌های توانمندسازی از جمله دوره های کوتاه م ت سه‌روزه حل خلاق مسئله از جمله روش TRIZ (تکنیک حل مسئله ابداعی) بروند. این کارگاه‌ها با تمرین‌های عملی، ذهنیت «چگونه می‌شود» را جایگزین می‌کنند. بازگشت به تیم فقط با قبولی در تست استاندارد خلاقیت تورنس یا امثالهم ممکن است. اگر مدیری نتواند تغییر کند، باید با احترام جایگزین شود. شاخص پایش؟ درصد مدیرانی که پس از کارگاه به تیم بازمی‌گردند. ۳. پاداش (Reward): مدیرانی که ذهنیت «چگونه می‌شود» را نشان می‌دهند، باید با افزایش ۱۵٪ بودجه پروژه یا اختیارات بیشتر پاداش بگیرند. شاخص موفقیت؟ نرخ تکمیل پروژه‌ها در موعد مقرر. جالب این مه سازمان‌هایی که این پاداش را اجرا کردند، تا ۳۰٪ بهبود در تحقق اهداف گزارش داده‌اند. برای دعوت به اقدام شاید دیر هم شده باشد، اما کنایه این که امروز که رئیس جمهور، جراح است لااقل اقدام کنید، امروز جراحی کنید! حذف «نمی‌شود» یک شعار احساسی یا تبلیغاتی انگیزشی نیست؛ یک جراحی سازمانی زمانمند و روشمند است که با شناسایی دقیق، آموزش هدفمند و پاداش شایسته‌محور اجرا می‌شود. در شرایط تحریم و کمبود منابع، این ذهنیت «چگونه می‌شود» است که پروژه‌های ملی در هر حوزه ای را نجات می‌دهد. از همین امروز، هر مدیری که گفت «نمی‌شود، نمی توان، نمی گذارند»، گزارش محترمانه‌اش را بنویسید و به رئیسش بفرستید. حتی فردا هم برای این جراحی دیر است. #کیانوش_جهانپور

🔴 پیام بحران آب در اسراییل چیست؟ 🔴 https://t.me/darvishnameh/7892 ✍ چندی پیش، نخست‌وزیر اسراییل در پیامی ویدئویی - در حال نوشیدن یک لیوان آب - ادعا کرد: ما می‌توانیم بحران کمبود آب شیرین را حل کنیم! اینک اما از کشورِ #نتانیاهو خبر می‌رسد که او نه‌تنها نمی‌تواند نسخه‌ای برای درمان بحران آب برای جهانیان و از جمله ایران بپیچد، بلکه کشور متبوعش اینک با بدترین بحران کمبود آب شیرین در طول یک‌قرن اخیر مواجه شده و علاوه بر ظهور پدیده نشست زمین و تشکیل فروچاله‌ها، مهم‌ترین دریاچه آب شیرینش که برای یهودیان مقدس هم هست، در آستانه خشکی کامل قرارگرفته، به نحوی که می‌خواهند با گران‌ترین شیوه ممکن، یعنی شیرین‌کردن آب دریای مدیترانه و انتقال آن به #دریاچه_طبریه، این پهنه آبی را از خطر خشک‌شدن کامل نجات دهند تا دچار مشکلات ایدئولوژیک و تشدید شک در بین یهودیان افراطی در اسراییل نشوند! درحقیقت، برنامه‌ای که دولت اسراییل برای احیای دوباره دریاچه مقدس خود دارد، در جهان بی‌سابقه بوده و تاکنون هیچ کشوری برای احیای یک دریاچه خشک‌شده خود، اقدام به چنین پروژه گران‌قیمتی نکرده است. زیرا فرآیند نمک‌زدایی و شیرین‌کردن آب دریا حدود ۲.۸ دلار در هر مترمکعب هزینه دارد و آنگاه رهاکردنِ چنین آب گران‌قیمتی در پهنه‌ای که حدود ۴هزارمیلی‌متر تبخیر سالانه دارد، اوج نابخردی و هدررفت سرمایه و رفتاری کاملاً ضدمحیط‌زیستی محسوب می‌شود. جالب آنکه در یک بررسی پژوهشی (منتشر شده در سپتامبر گذشته) پژوهشگرانی از دانشگاه بن‌گوریون اعلام کردند که اُفت بی‌سابقه سطح آب در دریاچه طبریه- Sea of Galilee- به دلیل مصرف بیش از اندازه و نه خشکسالی ناشی از تغییر اقلیم است. این پژوهشگران می‌گویند: دوعامل کشاورزی و انحراف جریان آب، دلایل اصلی برای کاهش مداوم منبع عمده آب شيرين اسرائیل است. پروفسور جاناتان لارون و دکتر مایکل واین در گزارش خود می‌نویسند: "عوامل اقلیمی را به تنهایی موجب کاهش بی‌سابقه سطح آب دریاچه دانستن، درست نیست. ما هیچ روند کاهشی در میزان دبی در منابع اصلی #رودخانه_اردن که در لبنان و شمال اسرائیل قرار دارند، نیافته‌ایم." آنها اضافه می‌کنند که کاهش سطح آب در رودخانه اردن با دوره آبیاری گسترش یافته کشاورزی که نرخ آب پمپاژ شده را به دو برابر رسانده، مطابقت دارد. پژوهشگران می‌گویند: درحالیکه افزایش دما موجب تبخیر و کاهش سطح آب می‌شود، تغییرات دمای ثبت شده در دریاچه طبریه تا آن اندازه چشمگیر نبوده که بتوان با آن کاهش سطح آب دریاچه را توجیه کرد. نویسندگان این گزارش تاکید می‌کنند که نتایج پژوهش‌هایشان نشان می‌دهد اسرائیل باید برای احیای دریاچه به پمپاژ آب شيرين از طبریه و جریان‌های آب نزدیک به آن پایان دهد. بنا به گزارش اداره آب اسرائیل، خشکسالی پنج سال جاری میزان انباشت آب زیرزمینی را به کمترین سطح آن در طول ۹۸ سال اخیر تقلیل داده است. بدترین خشکسالی قرن در شمال اسرائیل، در مقایسه با سالهای معمولی، موجب کمبود ۲.۵ میلیارد مترمکعب آب در منابع زیرزمینی شد. این کمبود برابر با آب یک میلیون استخر به بزرگی استخر المپیک است. در ماه ژوئن بنیامین نتانیاهو یک موقعیت اضطراری برای اجرای برنامه احیای ۷ رودخانه در شمال اسرائیل که جریان آب نمک‌زدایی شده را به دریاچه طبریه تضمین می‌کنند، اعلام کرد. این برنامه با هزینه ۳۰ میلیون دلار درنظر دارد تا ۱۰۰ میلیون متر مکعب از آب شيرين شده را در طول ۴ سال به دریاچه پمپ کند. سطح آب این دریاچه در حال حاضر بیش از نیم متر پایین‌تر از محدوده خطر خط قرمز است و درست زیر خط سیاه. خط سیاه سطح پایین خطرناکی است که می‌تواند مشکلات غیرقابل برگشت اکولوژیکی بوجود بیاورد، از جمله افزایش شوری آب و رشد جلبک‌ها که موجب آسیب دائمی به کیفیت آب، گیاهان و جانوران است. سال گذشته اداره آب ناچار به پمپاژ ۱۷هزار تن نمک از دریاچه طبریه شد تا سطح پایین آب باعث شور شدن بیش از اندازه آن نشود. https://timesofisrael.com/overuse-not-climate-change-drying-up-sea-of-galilee-researchers/ 🔻خواننده عزیز #روزنامه_شرق! همانطور که مشاهده می‌کنید، حتی دولت اسراییل که ادعاهایش در حوزه فن استحصال و مدیریت آب، گوش فلک را کر کرده، آشکارا اسیر بحرانی کم‌سابقه در تامین آب شیرین شده و دانشمندان این کشور پیوسته توصیه می‌کنند باید طرح‌های بلندپروازانه افزایش تولید کشاورزی را پایان داد، وگرنه شتاب بیابان‌زایی به مرزهایی غیرقابل جبران می‌رسد. به هرحال، جناب نتانیاهو بهتر است قبل از آنکه به ایرانیان درس مدیریت آب دهد، فکری به حال بحران آب، فرونشست‌ها و خشک‌شدن تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور کوچک خود کند. 🇮🇷: @darvishnameh .

https://youtu.be/Oqh6hGLqAG8?si=QLzvXVj86kMD9mYj اسراییل: نابغه مدیریت آب! این مستند با نام «مرگ دریای مرده» محصول شبکه ABC استرالیا چهار سال پیش ساخته و منتشر شده ( دو سال قبل از درگیری فعلی) و به وضعیت ذخایر و سیاستهای مدیریت آب در اسراییل و فلسطین می پردازد و نکات ذیل از آن استفاده می شود: ۱-سبک زندگی مهاجران اروپایی (بعنوان مثال اصرار برای داشتن استخر در هر ویلای شهرک نشینان) و بهره کشی افراطی از آب کشاورزی تمام منطقه را به ورشکستگی آبی شدید کشیده که از مصادیق آن کیلومترها پس روی بحرالمیت(مرگ دریای مرده!)، تبدیل رود اردن به یک باتلاق متعفن و صدها نقطه فرونشست زمین در سراسر اسراییل است. ۲-پیشرفتهای نقطه ای فناورانه نظیر آب شیرین کنها حلال این مشکل نبوده و اسراییل از همان زمان به دنبال دست اندازی به منابع آب همسایگان بوده است. در یاددشتهای قبلی به مفهوم اکوفاشیسم پرداختم (بهره برداری شکارچیانه از تنش اقلیمی در دیگر کشورها برای تحمیل فروپاشی و سپس تاراج بی دردسر منابع و جلوگیری از ترمیم و بازسازی دولت-ملت با حربه تحریم و جنگهای ابدی). جالب است بدانیم اسراییل قبل از آنکه به تنش آبی ایران علاقمند شود، با سرمایه گذاری سنگین و پیشبرد سدسازی در بالادست رودخانه نیل در اتیوپی تلاش کرده است مصر را تا ورطه فروپاشی تحت فشار قرار دهد و رابطه مصر و اتیوپی را تا سر حد درگیری نظامی خدشه دار کند. @dr_iman_fani

🔺نتانیاهو؛ از وعده آب تا ابهام اورانیوم! پیام‌های اخیر بنیامین نتانیاهو و نفتالی بنت نخست وزیران کنونی و سابق اسرائیل به مردم ایران در وهله نخست بیانگر این نکته است که اختلاف نظری درباره ایران میان دولت و اپوزیسیون اسرائیل وجود ندارد و هر دو جریان نگاهی تندتر از یکدیگر دارند. نتانیاهو در پیام خود بر بحران آب در ایران و وعده حل آن متمرکز شد و با شگرد خاصی تلاش کرد که روح و روان مخاطبین خود را تحت تاثیر قرار دهد. هرچند اسرائیل در فناوری آب بسیار پیشرفته است، اما تجربه روابطش با همسایگان خود، بطلان وعده کمک آبی به دیگران را عیان می‌کند. با وجود پیمان صلح، اسرائیل از اردن آب می‌دزدد و به بندهای آب توافق وادی عربه بی‌اعتناست. مصر نیز با وجود اهمیت فوق راهبردی‌اش برای تل‌آویو، در برخی مناطق خود با بحران آب روبرو است؛ بدون این که اسرائیل اندک کمکی به آن بکند؛ چه رسد به ایران! سوریه بماند که اسرائیل در یک سال اخیر سد المنطره آن را به عنوان بزرگ‌ترین منبع آبی جنوب این کشور اشغال و همراه ذخایر آبی فراوان جولان سرقت می‌کند. اما پیام نتانیاهو و درخواستش از ایرانیان برای اعتراض پیوندی ناگسستنی با سخنان او در مصاحبه با شبکه «i24» درباره ذخایر 400 کیلوگرمی اورانیوم و نابود نشدن کامل برنامه هسته‌ای دارد. نتانیاهو در این مصاحبه گفت که «برنامه هسته‌ای ایران را سال‌ها به عقب انداخته است ..... آنها 400 کیلوگرم اورانیوم غنی شده دارند و ما از قبل می‌دانستیم که آسیب نخواهد دید. در کل این شرط کافی برای تولید بمب اتم نیست» او با این حال در پاسخ به سوالی درباره این که آیا همچنان در پی نابودی همه ذخایر هسته‌ای ایران است، گفت «بله ... وارد جزئیات نمی‌شوم. ما این مساله را از نزدیک با دوستان آمریکایی خود پیگیری می‌کنیم.» در واقع هم این پیام تصویری و نیز اشاره به بقای اورانیوم اولا می‌تواند نوعی اعتراف ضمنی به محقق نشدن کامل اهداف جنگ 12 روزه باشد و ثانیا نوعی بهانه و بسترسازی برای تحقق این اهداف در آینده از دو مسیر است؛ قیام داخلی و براندازی و جنگ و حمله نظامی. اما اولویت نتانیاهو کدام مسیر است؟ پر واضح است که او براندازی و فروپاشی را تنها برآورنده همه اهداف استراتژیک و بلندمدت خود در ایران می‌داند. از پیام او و دیگر پیام‌های قبل از جنگ نیز پیداست که می‌خواست پشت بند اقدام نظامی اخیر ریختن مردم به خیابان‌ها باشد که این اتفاق نیفتاد. کما این که جنگ را نیز آزموده است و به این نتیجه رسیده که به تنهایی کارساز نیست و ممکن است پیامدهای اعتراضی به بحران‌های داخلی آب و برق و گرانی را کأن لم يكن کند و یا دستکم به تاخیر اندازد. به همین علت فعلا اولویت اسرائیل پیگیری تغییر از درون ایران است و از نظر آن‌ها جنگی گسترده می‌تواند هدف بالا را تحت الشعاع قرار دهد و در منطقه نیز پرهزینه‌ باشد. به نوشته برخی رسانه‌های اسرائیلی، سرنوشت نامعلوم اورانیوم و عدم دسترسی به آن در کنار قطع همکاری ایران و آژانس، «ابهام هسته‌ای» را پیچیده‌تر می‌کند و این پرسش را نیز به دنبال دارد که آیا ایران ممکن است پس از بمباران تاسیسات هسته‌ای، مخفیانه اقدام به فعالیت هسته‌ای کند؟ به نظر می‌رسد که اسرائیل رفع نهایی این ابهامات و کلید شکل‌گیری خاورمیانه مطلوب را از مسیر تغییر از ایران دنبال می‌کند. از این رو، مطلوب نخست اسرائیل و ترامپ فعلا تشدید بحران‌های داخلی ایران با حفظ فضای جنگ و درگیری است و با وجود تفاوت رویکرد اروپا، اما فعال‌سازی مکانیسم ماشه هم به نوعی در این راستاست. در نتیجه، بزرگ‌ترین چالش و تهدید جدی پیش‌روی ایران بحران‌های داخلی در این بزنگاه است و جنگ اصلی در واقع همین بحران برق و آب و تورم و گرانی و بی‌اعتمادی است؛ نه جنگ خارجی؛ هر چند میان هر دو رابطه تنگاتنگ متقابلی وجود دارد؛ اما این بحران‌ها در درجه نخست محصول ناکارآمدی است. در این شرایط تحریمی و فضای جنگی، راه حل سحرآمیز و سریع السیری برای این بحران‌ها وجود ندارد؛ اما با سیاست و رویکرد داخلی متفاوت و جدیدی می‌توان تاحدی به بهبودی اوضاع کمک کرد که نشانه‌ای جدی از آن دیده نمی‌شود. اما آنچه شرحش رفت به معنای منتفی شدن حمله یا جنگی دیگر نیست. این مساله در دو حالت جدی است: نخست، اطلاع اسرائیل و آمریکا از سرنوشت و مکان اورانیوم ایران یا فعالیت هسته‌ای در مکانی خاص. دوم، اگر تل‌آویو در آینده نزدیک یا میان‌مدت به این جمع‌بندی برسد که اوضاع ایران به سمت فروپاشی دلخواه پیش نمی‌رود، احتمال یک اقدام ضربتی از طریق ترورهای سیاسی بزرگ و حمله به مراکز حاکمیتی و حکمرانی وجود دارد. در هر دو حالت، احتمالا هر حمله و جنگی باز کوتاه باشد و اسرائیل و آمریکا در هر صورت به دلایلی به دنبال جنگی طولانی مدت نیستند. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari

خداحافظی با تمام پنل‌های خورشیدی جهان - پارچه فتوولتائیک HelioSkin آینده است! وقتی در مورد پنل‌های خورشیدی صحبت می‌کنیم، اولی
خداحافظی با تمام پنل‌های خورشیدی جهان - پارچه فتوولتائیک HelioSkin آینده است! وقتی  در مورد پنل‌های خورشیدی صحبت می‌کنیم، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد نوع سنتی آن است که از صفحات بزرگ با ساختار سخت تشکیل شده است. اما شرکت‌ها به صورت مداوم در حال ایجاد ساختارهای جدیدی هستند که به کاهش هزینه‌های یک سیستم انرژی خورشیدی کمک می‌کنند، پیشرفت‌های حاصل شده مورد توجه قرار گرفته‌اند و این پیشرفت ممکن است کلید ورود به عصر جدیدی با انرژی خورشیدی باشد و هم اکنون دانشمندان با ساختن فناوری پارچه فتوولتائیک HelioSkin می گویند این آینده است!! 🔷 @WaterForUs

متن کامل توافق ارمنستان-آذربایجان منتشر شد تسنیم: 🔹 برخلاف تمام هیاهویی که پیرامون «کریدور» یا «مسیر ترامپ» به راه افتاده بو
متن کامل توافق ارمنستان-آذربایجان منتشر شد تسنیم: 🔹 برخلاف تمام هیاهویی که پیرامون «کریدور» یا «مسیر ترامپ» به راه افتاده بود، در متن این معاهده الزام‌آور حقوقی، هیچ اشاره‌ای به این اسامی یا عباراتی نظیر «ارتباط بدون مانع» نشده 🔹این موضوع، ارزیابی دقیق رئیس‌جمهور ایران را تأیید می‌کند که پیشتر گفته بود «این آن کریدوری نیست که در رسانه‌ها بزرگنمایی می‌شود» جزئیات در👇👇 https://www.entekhab.ir/003gpm 🆔 @Entekhab_ir

Repost from سیمرغ
این روزها همه از ‎#کریدور می‌گویند: از ‎#زنگزور تا ‎#آیمک از ‎#کریدور_میانی تا ‎#راه_توسعه گام پس از ‎#کریدور_زنگزور را در شر
این روزها همه از ‎#کریدور می‌گویند: از ‎#زنگزور تا ‎#آیمک از ‎#کریدور_میانی تا ‎#راه_توسعه گام پس از ‎#کریدور_زنگزور را در شرق و خلیج‌فارس خواهید دید. ۴ سال پیش همه این نکات در «ایران و راه ابریشم نوین» متذکر و پیامدهای ویرانگرش پیش‌بینی شده بود. نتیجه چه بود؟ اخراج از دانشگاه! @Iran_simorgh

🔺جاده ترامپ و اختناق ایران؟! پس از تحولات سترگ خاورمیانه و خلیج فارس در سالیان اخیر، اکنون بخشی دیگر از محیط امنیتی پیرامونی ایران در شمال غربی در قفقاز جنوبی در آستانه دگرگونی سهمگینی است که آن را می‌توان اختناق ژئوپلیتیک ایران در این منطقه و چه بسا پرپیامدتر از گسترش پیمان ابراهیم در جنوب ایران پنداشت. چنین تحولی امروز با پیمان صلحی که قرار است در کاخ سفید با میزبانی ترامپ میان الهام علییف رئیس جمهور آذربایجان و نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان امضا شود، کلید می‌خورد. رکن پیمان صلح در قفقاز جنوبی که مشوق مداخله آمریکا و جمع کردن دو طرف آذربایجانی و ارمنستانی بوده است، احداث کریدوری صرف نظر از نام آن چه زنگه زور چه جاده ترامپ به طول 43 کیلومتر در امتداد مرز ایران و ارمنستان و واگذاری حق توسعه و کنترل آن به آمریکا به مدت ۹۹ سال است. اما باز شدن پای آمریکا به قفقاز جنوبی با واگذاری حق توسعه و کنترل این شاهراه به آن، اقدامی هدفمند و هوشمند از جانب آذربایجان و ترکیه با هدف رفع موانع موجود و دور زدن مخالفت‌ها نسبت به احداث آن، به ویژه از جانب ایران است که از این به بعد در صورت مخالفت عملی با احداث این کریدور، دیگر طرف آن نه آذربایجان و نه ترکیه، بلکه آمریکاست و همین هم مواجهه با این ابرچالش امنیتی و ژئوپلیتیک را بسیار دشوار و پرمخاطره می‌کند. در کل، حضور اقتصادی آمریکا در قفقاز جنوبی با ابعاد ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک معمولا پیوست‌های امنیتی و نظامی هم به همراه خود دارد. در همین راستا هم نباید از نظر دور داشت که احداث کریدور زنگه زور با مشارکت آمریکا جلوه‌ای دیگر از «جنگ کریدورها» از خاورمیانه و خلیج فارس تا قفقاز و آسیای مرکزی است که یکی از اهداف اصلی آن کنار گذاشتن ایران، چین و روسیه از این مسیرهاست. همین پیمان صلح و توافقنامه‌های دیگر نشان می‌دهد که اقتصاد و رقابت‌های اقتصادی موتور محرکه منازعات ژئوپلیتیک دنیا به ویژه در منطقه است و در این میان قدرت‌ها و کشورهایی در مواجهه با ابرچالش‌های امنیتی و ژئوپلیتیک موفق‌تر هستند که اقتصاد اولویت نخست سیاست داخلی و خارجی آن‌هاست. اکنون ترامپ با امضای پیمان صلح میان آذربایجان و ارمنستان می‌خواهد هم «پز صلح‌طلبی» بدهد و هم با مدیریت کریدوری مهم در قفقاز جنوبی، منافع اقتصادی جدیدی برای شرکت‌های آمریکایی در این منطقه تامین کرده و نیز مسیری را برای ورود امنیتی بدون جنگ و دردسر برای آمریکا و ناتو به منطقه حساس قفقاز باز کند. در همین حال هم با این کار سیاست فشار حداکثری علیه ایران را به مرزهای شمال غربی گسترش داده و عملا با کنترل مرز ارمنستان با ایران می‌خواهد این مسیر ارتباطی و مزیت راهبردی را از ایران گرفته و دسترسی زمینی و تجاری‌اش به اروپا و روسیه را بسیار محدود کند و نقش‌آفرینی تهران در این منطقه و کریدورهای آن را کاهش دهد. روسیه نیز که در مرزهای غربی خود از بیش از دو سال و نیم پیش درگیر جنگ برای دفع حضور ناتو است، عملا با این پیمان صلح و «جاده ترامپ»(در صورت اجرا)، در محیط پیرامونی خود در مرزهای شمالی، بدون هیچ درگیری و جنگی عرصه را به آمریکا و ناتو دستکم برای چند دهه باخته و در محاصره‌ای استراتژیک قرار خواهد گرفت که در آینده نیز نظر به اهمیت این شاهراه تا آسیای مرکزی نیز گسترش خواهد یافت. اکنون باید دید روسیه و ایران جداگانه و مشترک چه واکنشی به این تحول خواهند داشت و آیا ممکن است تغییر ژئوپلیتیک حیاط خلوت روسیه در قفقاز موجب نزدیکی عملی آن به تهران برای مواجهه با این چالش مشترک شود؟ یا روسیه در این پرونده نیز همان سیاست «بی‌عملی همیشگی» را در پرونده‌های مختلف با طرفیت ایران در پیش خواهد گرفت. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari