déjà vu - دژاوو
Open in Telegram
1 374
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-1230 days
Posts Archive
1 374
Repost from Prague | پِراگ
چه جادویی دارد زندگی! خسته از همه چیز، نگران، بیمناک، ناامید،
اما مشتاق زیستن؛
همیشه زندگی را دوست دارم.
@prague_7
1 374
امروز داشتم عکس پروفایل اعضای دژاوو رو میدیدم و متوجه شدم یکی از نویسندههایی که خیلی قلمش رو دوست دارم، مدتهاست عضو اینجاست و من خبر نداشتم!
عجیبه که بعضیهامون سالهاست اینجاییم، ولی اگه یه روز تو خیابون از کنار هم رد بشیم،اصلاً همدیگه رو نمیشناسیم.
داشتم فکر میکردم شاید بد نباشه یه قرار بذاریم و همدیگه رو از نزدیک ببینیم؛ هوم؟
کسی مشتاقه؟
1 374
Repost from اِغما
"اما یادتان باشد که به شعر، به آواز، به لیلاهایتان، به رویاهایتان پشت نکنید. به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمينشان برای امروز و فرداها فرزندی از جنس شعر و باران باشند. به دست باد و آفتاب میسپارمتان.."
رفيق، همبازی و معلم دوران کودکيتان
فرزاد کمانگر - زندان رجايی شهر کرج
1 374
Repost from The Last Of House Romanov
یقین دارم روزی با این اندوه مهیب درون سینهام که هر روز بیشتر میشود، وداع خواهم کرد. امیدم این است که لحظهی این وداع، با لحظهی مرگ من همزمان نباشد.
1 374
«آوریل بی رحمترین ماههاست
از خاکِ مُرده گل یاس میرویاند،
خاطره و خواهش را در هم میآمیزد
و ریشههای افسرده را با باران بهاری برمیانگیزد.»
1 374
حق با بهار بود، با همان ساقههای لُخت
بر این پهنهی خاک چیزی هست که به رغمِ ما ادامه میدهد
خوب است که جلوههای بودن را به غم و شادیِ ما نبستهاند!
1 374
امشب اشک ریختم و کِل کشیدم که عمرمون قد داد به شنیدنِ این خبر و به زندگی کردنِ این لحظه.
1 374
به چندین سال عمر، این نکته را هر سال سنجیدی
که آن اوضاع دی، در فصل فروردین نمیماند 🕊
1 374
Repost from déjà vu - دژاوو
در خوابم گذشت که آب آتش گرفته است
و باد آتش گرفته است
و خاک آتش گرفته است
و آتش آتش گرفته است
در خوابم گذشت که در رگهایم
خون آتش گرفته است.
-بهرام بیضایی، نمایشنامهی سیاوشخوانی
