en
Feedback
کار برای زندگی | الهام مراد

کار برای زندگی | الهام مراد

Open in Telegram

الهام مراد، تسهیلگر و پژوهشگر توسعه محلی و هم‌بنیانگذار چولی‌قزک و ارغوانِ توسعه ارتباط با من: @E_morad این کانال یادداشت‌هایی از یک مسیر جستجوست. جستجو برای «خویش‌کاری» من که برای انجام دادن آن به زندگی ادامه می‌دهم.

Show more
545
Subscribers
-124 hours
-17 days
+2330 days
Posts Archive
قرار بود امسال به بچه‌هایی که سال گذشته کوله‌پشتی اهدا شده بود، دوباره کوله ندیم تا بتونیم لوازم‌التحریر رو به تعداد بیشتری از بچه‌ها برسونیم. بچه‌های مهرنگ اما یه ابتکار قشنگ به خرج دادن و خودشون این توت‌بگ‌های زیبا رو همراه با جامدادی تولید کردن تا لوازم‌التحریر بچه‌ها رو توی خودشون جا بدن. 💛 شما هم می‌تونید با مبلغ ۲۲۰ هزار تومان این ست زیبا رو به بچه‌های مهرنگ سفارش بدید تا به یک دختر دانش‌آموز در مناطق محروم اهدا بشه. یک تیر و دو نشون: هم از دست‌ساخته‌های بچه‌های مهرنگ حمایت می‌کنید، هم یک هدیه‌ی کاربردی به دست یک دختر دانش‌آموز می‌رسونید. اگر دوست داشتید تو این حرکت سهیم باشید به من پیام بدید. @fdaneshmandi @sedayetaghir

امروز یهو یه نگاه به خودم کردم و دیدم واسه خیلی چیزا دیگه پیر شدم...‌ صدای پای چهل سالگی رو می‌شنوم که داره میاد سمتم. کاش اونقدر که سی سالگی دنیا رو جای بهتری کرد، برام تغییرات خوب به همراه بیاره.

قاب دیگه ای از ایران ۱۶ شهریور ۱۴۰۵- حوالی کرج
قاب دیگه ای از ایران ۱۶ شهریور ۱۴۰۵- حوالی کرج

بچه‌ها اگه تیشرت جنس عالی با چاپ واقعا خوب و طرح زیبا می‌خواید از این دوستانم بخرید. من پارسال که خریدم شگفت‌زده شدم از کیفیت و زیبایی کارشون: https://t.me/Talesh_Raptor_Count/201

یک جایی در میانهٔ قصه گفتم، عقده‌ای شدن اون‌قدر هم بد نیست!! بخصوص وقتی که نیروی محرکه‌ای برای فرد میشه. https://castbox.fm/v
یک جایی در میانهٔ قصه گفتم، عقده‌ای شدن اون‌قدر هم بد نیست!! بخصوص وقتی که نیروی محرکه‌ای برای فرد میشه. https://castbox.fm/vb/978607286

الان هم هستم تا ۹

همهٔ این‌ها به این معنا نیست که «در تاریکی و ناآگاهی همراه من باشید!» نه اصلا! اول این‌که هر کسی همراهی می‌کنی و توجه می‌کنه واقعا لطفشه. بدون اغراق و اگر این همراهی رو نکنه گله‌ای نیست. و دوم این‌که راه نوشتن و علم برای من و بعضی از همکارانم دریچه‌ایه که شروع کردیم به شکل غیرمخربی روایت کنیم از دیدگاه‌هامون. کتاب اولمون «یاد دادن ماهیگیری» که منتشر شد تا حدی بقیه رو با نگاه ما آشنا کرد، پایان‌نامه کارشناسی ارشدم هم ادامهٔ همین مسیر بود که خروجی‌هاش منتشر خواهد شد. اما این تازه اول راهه. ما بیشتر و بیشتر خواهیم نوشت و تلاشمون اینه که زمین گفتگوی تخصصی رو از فضای عمومی، به شکل حساب‌شده‌ای جدا کنیم. راهی برای ترویج علمِ توسعه بین کنشگران به جای روایت‌های بیشتر ژورنالیستی و اینستاگرامی... مطمئنم روزی که این درخت میوه بده،‌حتی برای کسایی که از ما خوششون نمیاد، ما رو قبول ندارن یا خیلی با دیدگاهمون فاصله دارند هم منشاء خیر خواهد بود.

«دردِ دلی با همکاران» حتی نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین آدم‌ها هم کامل درک نمی‌کنند که چه کار می‌کنم و چه‌طور انجامش می‌دم. فقط وقتی نتیجهٔ کار مشخص میشه بقیه میگن واااو! چه کار خوبی! ممکنه حتی ندونن که من مدت‌ها برای انجام شدن اون کار تلاش کردم. بعضی از کارها رو هم هیچ‌وقت بقیه خبردار نمیشن، دلیلش هم اینه که توی کارهای اجتماعی، بخصوص در موارد حساس، گفتن و روایت کردن اتفاق، توی درست پیش رفتنش اختلال ایجاد می‌کنه و برای من و آدمایی که باهاشون کار می‌کنم اثرگذاری مهم‌تر از اینه که بقیه خبردار بشن که اون اثر، اتفاق افتاده و ما انجامش دادیم. حالا به غیر از خودم تعداد دیگه‌ای آدم می‌شناسم که روش کارشون شبیه منه، از جاهای مختلف ایران و درگیر انواع مختلفی از کارها با مردم. بعضی‌ها دوست دارند به ما بگن که کار شما «دِلیه!» برام جالبه کسایی این حرف رو می زنن که خیلی تسلط خاصی به رویکردهای مختلف توسعه ندارند و بعضا خودشون از عبارت‌های من‌درآوردی برای رویکردشون استفاده می‌کنند یا عبارات تخصصی رو (طبق منابع علمی) کاملا یا تقریبا اشتباه استفاده می‌کنند. اما کار ما فقط دلی نیست (دل خوبه و حتما دلمون گیر کاره که این‌قدر براش وقت و انرژی می‌ذاریم اما دلی وقتی که برای تقلیل و تحقیر استفاده بشه خوب نیست)، این روش و نگاهی که من و جمعی از همکارام پیش می‌بریم، ریشه داره و توی کتاب‌ها و مقالات براش اسم‌های مختلفی ذکر شده. نظریه تغییر داره و منطق مشخصی داره پشتش. البته که حتی اگر توی کتاب‌ها و مقالات نبود هم برای من اهمیتی نداشت، وقتی می‌بینم جواب میده و برآمده از متن ارتباطم با آدم‌هاست و خودم براش صورت‌بندی مشخصی دارم، چقدر اهمیت داره که تاییدی از دنیای علمی پشتش باشه یا نه؟ (اگر کسی دوست داره ببین اسم روش‌ها چیه الان دیگه چت جی پی تی کار همه رو آسون کرده، برید یه توضیحی دربارهٔ کار خودتون یا بقیه بهش بدید و بپرسید که رویکردش چیه، ممکنه دقیق نگه ولی حداقل یه اطلاعات اولیه‌ای بهتون میده) حالا چرا دارم اینو می‌نویسم؟ چون گاهی دوست دارم به همکارامون بگم که «حرفه‌ای» بودن یه روش مشخص و محدود نیست و سواد کم خودتون رو دست‌مایهٔ تحقیر و طرد بقیه قرار ندید. حالا من زبون دارم و میام میگم، خیلی از کسایی که با جون دل کار می‌کنن دارن از این نوع قضاوت آسیب می‌بینن و اینقدر دید بیرونی به کارشون ندارند که جواب این مدل برخوردها رو بدن! دلیل دیگه‌ش هم اینه که گاهی دوست دارم توی یه موقعیت‌هایی حرفایی رو بزنم که نمیشه گفت و گفتنش اینجا راحت‌تره. مثلا این‌که: اگر شما از لیست فعالیت‌های یه شخص یا گروه خبر ندارید به این معنا نیست که کاری نمی‌کنن، شاید روششون و نگاهشون در ارائه با شما فرق کنه. پس حداقل بگید «من خبر ندارم از کاراشون» نه این‌که با اطمینان بگید که «فلانی‌ها که اصلا کاری نمی‌کنند!» یا «شما که دو روزه شروع کردید!!» و این‌که اگر شما نمی‌تونید با گروه‌های محلی ارتباط بگیرید و باهاشون همکاری کنید ضعف شماست نه اون ‌ها! کسی به شما مشارکت بدهکار نیست. متاسفانه انسان‌های بسیار نیک و کاردرستی می‌بینم که جاهای مختلف میگن فلان منطقه که اصلا کار نمی‌کنن، فلان آدم یا گروه محلی که اصلا فعال نیست... این برای شما بده! حداقل در نگاه من جایگاه شماست که تغییر می‌کنه نه اون گروه و فرد محلی، چرا؟ چون قبلا گفتم اون‌ها به شما مشارکت بدهکار نیستن، شما نتونستید باهاشون ارتباط درستی برقرار کنید و بفهمید که واقعا دارن چیکار می‌کنن. یه دلیل نوشتن این متن هم آدم‌های نزدیکتر و عزیزترند. کسایی که بی مضایقه پول و همراهی و محبت و توجهشون رو در اختیار ما می‌ذارند. اما با دیدن چیزهایی این اعتماد و همراهی براشون سخت میشه: هزینه‌هایی که از نظر بقیه (بقیه‌ای که بهشون ربط داره!) ضرورتش مشخص نیست، رفت و آمدهایی که توضیحش سخته که چرا باید انجام بشه، گاهی ترک کردن یک گروه یا کاری که وقت گل دادنشه، نه برای این که نمی‌خوام همراهش باشم به این دلیل که ترک کردن در زمان‌هایی خودش شکلی از همکاریه که اون هم توضیحش خیلی ساده نیست. دانشگاه رفتن وقتی که به نظر بقیه دیگه سنم خیلی برای این کار بالاست و بعد دو تا ارشد و یه دکتری دیگه چرا باید این کارو بکنم! و خیلی موقعیت‌های دیگه که هر کدوم برای من یه قطعه از پازل کارهاییه که دارم انجام میدم و نتیجه‌ش رو تا حد ممکن میشه دید. اگه به نتیجهٔ کار و پیشرفتی که باهاتون در میون میذارم باور دارید بدونید که همهٔ این‌ها بخش‌هایی از همون مسیره که خیلی انرژی زیادی می‌بره توضیح یکی یکیشون. و بعضی هم هنوز برای خودم شهودیه.

حتی نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین آدم‌ها هم کامل درک نمی‌کنند که چه کار می‌کنم و چه‌طور انجامش می‌دم. فقط وقتی نتیجهٔ کار مشخص میشه بقیه میگن واااو! چه کار خوبی! ممکنه حتی ندونن که من مدت‌ها برای انجام شدن اون کار تلاش کردم. بعضی از کارها رو هم هیچ‌وقت بقیه خبردار نمیشن، دلیلش هم اینه که توی کارهای اجتماعی، بخصوص در موارد حساس، گفتن و روایت کردن اتفاق، توی درست پیش رفتنش اختلال ایجاد می‌کنه و برای من و آدمایی که باهاشون کار می‌کنم اثرگذاری مهم‌تر از اینه که بقیه خبردار بشن که اون اثر اتفاق افتاده و ما انجامش دادیم. هزینه‌هایی که از نظر بقیه (بقیه‌ای که بهشون ربط داره!) ضرورتش مشخص نیست، رفت و آمدهایی که توضیحش سخته که چرا باید انجام بشه، گاهی ترک کردن یک گروه یا کاری که وقت گل دادنشه، نه برای این که نمی‌خوام همراهش باشم به این دلیل که ترک کردن در زمان‌هایی خودش شکلی از همکاریه که اون هم توضیحش خیلی ساده نیست.

پیام گذاشته‌اند که تعداد زیادی بچه در حمله به عروسی در کوهستک مجروح شده‌اند، به نظرتان چه کاری می‌شود برایشان کرد؟ چه می‌توانم بگویم؟ آدم لال می‌شود از ابعاد این مصیبت‌ها... آن‌هم وقتی صدایی که این سوال را می‌پرسد هنوز گریه‌آلود است. اگر شما مِهری برای این کودکان مجروح به نظرات می‌رسد، برایشان بنویسید. شاید توانستیم کاری کنار هم پیش ببریم. @Makorano_admin

امروز پنجشنبه، از ساعت ۸ من هم کنار دوستانم که از قاین برای نمایشگاه تشریف آوردند حاضر خواهم بود. خوشحال می‌شم که ببینمتون. اگر کسی زودتر می‌تونه بیاد ولی ساعت ۸ نه، بهم بگه، برام دیدارتون مهمه و می‌تونم برنامه‌م رو کمی تغییر بدم و زمان بیشتر رو باشم. @E_morad

امروز و فردا (پنجشنبه و جمعه) از ساعت ۱۶ تا ۲۱ منتظر دیدار شما هستیم. محصولات باکیفیت خراسان رو می‌فروشیم و سودش رو صرف خرید و تجهیز ماشین کتابخونه سیارمون می‌کنیم. آدرس: تهران، خیابان هفت تیر، کریم خان، خردمند جنوبی،سمندریان، پلاک ۱۰ @choliqazakngo

۱۰ شهریور ۱۴۰۵- تولد ۳۷ سالگی خراسان جنوبی- روستای اندریک بی‌برنامه و اتفاقی اتفاقی، با سپردن خودم به یک رشته وقایع پیش‌بینی
۱۰ شهریور ۱۴۰۵- تولد ۳۷ سالگی خراسان جنوبی- روستای اندریک بی‌برنامه و اتفاقی اتفاقی، با سپردن خودم به یک رشته وقایع پیش‌بینی نشده، عصر روز تولدم را از این‌جا سر در آوردم. آرام‌تر و دلشادتر از همۀ تولدهای این چندسال اخیر.‌ مبارک شدن تولد چه چیزی است جز همین؟ همین‌ به قدر کافی معمولی ولی خوب گذشتن روز، این‌که برنامه‌های کاری را به هم نزنی و یک جلسهٔ خوب برگزار کنی، ظهری با جمعی رفیق همدل در کافه‌ای کنج شهر بنشینی، حتی از تیغ‌های زبان آن رفیق قدیمی که محبتش هم مثل کاکتوس است جا خالی بدهی، بعد هم خودت را برسانی به چنین روستایی و چند ساعت به راهنمایی بچه‌ها، روستا را بگردی و آخر شب هم وسط غش غش خندهٔ زن‌ها خودت را پیدا کنی. البته هی وسطش هم کرور کرور پیام محبت‌آمیز تولد پاسخ بدهی.‌ ممنون از همهٔ عزیزانی که به شکلی این روز خوب را خوب‌تر کردند. 🌻

از یکی از پنجره‌های کتابخانهٔ روستای خونیک تجن - قاین شهریور ‌۱۴۰۵
از یکی از پنجره‌های کتابخانهٔ روستای خونیک تجن - قاین شهریور ‌۱۴۰۵

#اطلاعیه فرصت همکاری به عنوان تسهیلگر اجتماعی در محدوده جنوب تهران یک شرکت مشاور آشنا و قابل اعتماد، برای یکی از دفاتر توسعه محلی در جنوب تهران خواهان جذب تسهیلگر اجتماعی هست. فردی می‌خوان که به کار میدانی، ارتباط با مردم، شبکه‌سازی در محله، پیگیری امور و فعالیت‌های اجتماعی علاقه داشته باشه، روابط عمومی خوبی داشته باشه و در کنار این کارها، در امور اجرایی و جاری دفتر هم همراه تیم باشه. شرایط همکاری - محل کار: محدوده جنوبی تهران - تحصیلات: یکی از گرایش‌های علوم‌ اجتماعی - نوع همکاری: قرارداد یک‌ساله - حقوق: ۳۰ میلیون تومان - مزایا: عیدی و سنوات و بیمه - جنسیت: ترجیحاً آقا - ساعت کار: تمام وقت - شنبه تا چهارشنبه ۸:۳۰ الی ۱۷ - سابقه کار اجتماعی، محلی یا فعالیت‌های مشابه مزیت محسوب می‌شه. اگر کسی رو می‌شناسید که توانمند، پیگیر و اهل ارتباط با مردم و کار میدانی باشه، ممنون می‌شم این پیام رو براش بفرستید. اگر هم خواستید، می‌تونید تلفنی با من مشورت کنید یا فقط رزومه رو برای من بفرستید تا در اختیار شرکت مشاور قرار بدم. فعلا آگهی عمومی ندادن و ترجیحشون اینه اول از گروه توسعه محلی علوم اجتماعی تهران و در مرحله بعد از دانشکده یا یکی از دانشگاه های قوی تهران جذب داشته‌باشن. اگر مایل بودید لطفا رزومه‌تونو برام بفرستید تا در اختیارشون بذارم. @e_morad

همه برا تولدشون میشینن بقیه سورپرایزشون کنن، من میرم دوستامو سورپرایز می‌کنم. اینم از اثرات عاملیت بیش از حده 😁
همه برا تولدشون میشینن بقیه سورپرایزشون کنن، من میرم دوستامو سورپرایز می‌کنم. اینم از اثرات عاملیت بیش از حده 😁

خورشیدت تابان، تو و مردمت متن هستید و هر چیز دیگه حاشیه
خورشیدت تابان، تو و مردمت متن هستید و هر چیز دیگه حاشیه

2_5348109795423460055.mp38.62 MB

کاش به عنوان اولین اجرا در وطن محسن نامجو این شعرو برامون بخونه: چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی که روز واقعه پیش نگار خود باشم خوشحالم از اومدنش. کاش بذارن کار کنه

آگاهی دادن دربارهٔ بیماری جدید! خب مثل این‌که این چیزی که من گرفته بودم ویروس جدیده! علائمش با گوارش شروع میشه، درد معده و شکم و اختلالات مزاجی! در ادامه تب خفیف، ضعف و بی‌حالی و بدن‌ درد، کمی تغییر صدا هم من تجربه کردم که نمی‌دونم اثر اسید معده‌ست یا علائم بیماری. یه حالت گیجی و پریشانی در ذهن و حساس شدن بیش از حد هم از اولش تا الان بود. دیدم که بقیه نوشتن که این یه ویروس ترکیب آنفولانزا- کوئیده. نمی‌دونم که این‌طور هست یا نه و نمی‌دونم واقعا شدتش برای همه همین خواهد بود یا نه. تجربه خودم این بود که دو شب و دو روز واقعا درد غیرقابل تحمل و حال خیلی بد داشت. روزهای بعدش نوسانی بود. تا جایی که دیدم آدما دو تا رویکرد به این بیماری‌های همه‌گیر دارند، یه سری می‌گن مواظب باشیم نگیریم و یه سری میگن که حالا که بالاخره همه می‌گیرن همون اول بگیریم و تموم بشه! من بدون این‌که تصمیم بگیرم معمولا از نوع دومم! قدیم‌تر فکر می‌کردم مشکل ایمنی و ضعف منه، اما الان فکر می‌کنم شاید این استراتژی سیستم ایمنی بدنمه! خلاصه این‌که هشیار باشید! چه می‌خواید نگیرید چه می‌خواید اول بگیرید و راحت بشید، خودتونو تقویت کنید. اگر هم علائم دیدید هول نکنید. من اولش از علائم گوارشی خیلی ترسیدم و فکر کردم که باز مسمومیته.