صدای تغییر : توانمند سازی اجتماعی
Open in Telegram
222
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
May '26
May '260
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+34
in 5 channels
Get PRO
January '26
+1
in 0 channels
Get PRO
December '25
+5
in 0 channels
Get PRO
November '25
+1
in 1 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '25
+22
in 1 channels
Get PRO
August '250
in 1 channels
Get PRO
July '250
in 1 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 0 channels
Get PRO
April '250
in 0 channels
Get PRO
March '25
+96
in 0 channels
Get PRO
February '250
in 1 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '24
+93
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 18 May | 0 | |||
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | 0 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | 0 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
چهارشنبه رفتم مؤسسه و لیست بچهها برای تهیه لباس عید رو از مددکار گرفتم.
نشستم و اسمها رو یکییکی خوندم.
با خوندن هر اسم، یه خاطره تو ذهنم زنده میشد؛
یه لحظه، یه نگاه، یه شیطنت، یه نگرانی، یه پیشرفت کوچیک که براش کلی ذوق کرده بودیم.
قرار بود از این لیست ۶۰ نفره چند نفر رو کم کنیم…
شرایط سخته و هزینهی لباس و کفش عید بالاست.
اما وقتی اسمها رو میخوندم، واقعاً نمیتونستم تصمیم بگیرم کدومشون نباشن.
آخرش نهتنها کم نشد،
دو نفر دیگه هم اضافه شدن؛
دو تا از خواهرهای بچهها که ۱۸ ساله شدن و دلمون نیومد بیرون از این لیست بمونن.
امسال برخلاف سالهای پیش که برای بچه ها لباس و کفش میخریدیم،قراره اونها رو به یه نمایشگاهی ببریم تا خودشون لباسهاشون رو انتخاب کنند.
فکر کردیم سختی این شرایط نباید باعث شه بچه ها همین دلخوشی های کوچک رو هم از دست بدن.
خدایا به امید خودت💚
| 2 | بیانیه مشترک تشکلهای حامی حقوق کودکان در محکومیت بازداشت کودکان و نقض حقوق بنیادین آنان
پیرو اقدام پیشین تشکلهای مدنی و نامهنگاری با سازمان زندانها و وزارت آموزش و پرورش درباره بازداشت و برخورد با دانشآموزان—و در پی بیپاسخ ماندن آن مکاتبات—ما، انجمنها و نهادهای مدنی امضاکننده این بیانیه، بار دیگر بازداشت کودکان، تشکیل پرونده قضایی برای آنان، اخذ و پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و هرگونه برخورد امنیتی با دانشآموزان را نقض آشکار کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بینالمللی دولتها در قبال حقوق کودکان دانسته و بهصراحت محکوم میکنیم.
بر اساس پیماننامه جهانی حقوق کودک، اصل «منافع عالیه کودک» و حق ذاتی حیات، بقا و رشد، مبنای همه تصمیمها و اقدامات نسبت به افراد زیر ۱۸ سال است. بازداشت، فشار روانی، تهدید و انتشار اعترافات اجباری، پروندهسازی برای کودکان، در تعارض مستقیم با این اصول و تعهد دولتها به حمایت ویژه از کودکان آسیبپذیر قرار دارد. همچنین طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان از کرامت، امنیت شخصی، منع رفتار تحقیرآمیز و دادرسی عادلانه برخوردار است؛ اصولی که در مورد کودکان اهمیتی مضاعف دارد.
پخش اعترافات اجباری کودکان در رسانهها نقض حریم خصوصی و حیثیت آنان و تحمیل برچسبی ماندگار بر زندگیشان است و سلامت روان و آینده تحصیلی آنان را تهدید میکند. فرزندان ما بهقدر کافی از اندوهِ فقدان و قتل همکلاسیهای خود آزرده و سوگوارند؛ بیش از این بر رنج آنان نیفزایید.
متاسفانه اخبار حکایت از ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به برخی مدارس دارد که در اینصورت استقلال و امنیت فضای تعلیم و تربیت را مخدوش کرده و محیط آموزشی را از بستر رشد به میدان ترس بدل میسازد. سکوت و بیعملی مسئولان ذیربط، بهویژه وزارت آموزش و پرورش، با مسئولیت قانونی و اخلاقی آنان در حمایت از دانشآموزان سازگار نیست.
خواستهای مشخص انجمنهای امضاکننده:
۱.آزادی بیقید و شرط تمامی کودکان و نوجوانان بازداشتشده
۲.توقف فوری بازداشت و پروندهسازی علیه کودکان
۳.منع قطعی و بدون استثنای پخش اعترافات اجباری کودکان در هر رسانه
۴.منع ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به مدارس و محیطهای آموزشی
۵.تأمین فوری حمایتهای روانی، اجتماعی و آموزشی برای دانشآموزان آسیبدیده
۶.ارایه گزارش شفاف وزارت اموزش وپرورش در مورد قربانیان ، بازداشتی ها و اسیب دیدگان جامعه دانش اموزی در اعتراض های اخیر و پاسخگویی در مقابل تضییع حقوق انها و اقدام سریع نسبت به بندهای فوق
۷.بهرهبرداری از عواطف و احساسات پاک کودکان و نوجوانان برای اهداف سیاسی یا جناحی، از سوی هر فرد یا جریانی، محکوم و مردود است. آنها نباید ابزار منازعات قدرت قرار گیرند و حفظ کرامت و امنیت روانی و جانی آنان مسئولیتی همگانی است.
برخورد قهری با کودکان و نوجوانان، جامعهای امن نمیسازد؛ بلکه بیاعتمادی و آسیبهای عمیق و ماندگار بر جای میگذارد. ما مسئولیت پیامدهای این روند را متوجه تصمیمگیران و مجریان آن میدانیم و بر ضرورت پایبندی عملی دولت به تعهدات حقوق بشری، بهویژه حق حیات و بقا و رشد کودکان، تأکید میکنیم.
۱.شبکه کمک
۲. انجمن احبا (حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا)
۳. انجمن پرنده درخت کوچک
۴. انجمن پژوهشهای آموزشی پویا
۵. انجمن پژواک امید کودکان (پاک)
۶. انجمن حمایت از حقوق کودکان
۷. انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب
۸. انجمن حمایت از کودکانِ کار
۹. انجمن حمایت و یاری آسیبدیدگان اجتماعی (احیا ارزشها)
۱۰. انجمن درخت کوچک زندگی
۱۱. انجمن دوستداران کودک پویش
۱۲. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان
۱۳. انجمن یاران دانش و مهر
۱۴. انتشارات منشور صلح
۱۵. بنیاد توسعه صلح و مهربانی
۱۶. جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
۱۷. شورای کتاب کودک
۱۸. قشم جزیرهای برای کودکان
۱۹. کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
۲۰. گروه تلاشگران یاری همدل
۲۱. گروه فرهنگی، اجتماعی کیانا
۲۲. مادران صلح ایران
۲۳. مرکز توانمندسازی مهر راستین
۲۴. موسسه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا
۲۵. موسسه انسان دشواری وظیفه
۲۶. موسسه توسعه اردیبهشت
۲۷. موسسه جادوی رنگین کمان
۲۸. موسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه)
۲۹. موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر
۳۰. موسسه توانمندسازی مهر و ماه
۳۱. موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازهغار
۳۲. موسسه کنشگران اجتماعی فرزانه
۳۳. موسسه نوید زندگی کوشا
۳۴. موسسه یاریگران کودکان کار پویا | 123 |
| 3 | ⭕ ارادههای ضدّ حریق: روایتی از آسیب تشکلها در آتشسوزی بازار جنت
🔹در آتشسوزی «بازار جنت»، یکی از بازارهای محلی تهران در جنب نیایشمال، فروشگاههایی متعلق به تشکلهای مردمنهاد که در آن محصولاتِ هنری مددجویان به فروش میرسید، به طور کامل سوخت.
🔸برای مثال، لباسهایی که مددجویان مؤسسه «مهر راستین» دوخته بودند و آثار هنری هنرمندانِ قربانیِ اسیدپاشی که با همت «انجمن قربانیان اسیدپاشی» به فروش میرسید، طعمۀ حریق شدند.
🔹اگر جبران و بازگشت به فروش تا پیش از شب عید جدی گرفته نشود، فرسایش معیشت و خاموشی امید برای صدها خانه و خانواده رخ خواهد داد. در این شرایط، از خیریهها و خیرین و فعالان اجتماعی انتظار میرود برای کمک به تشکلهای آسیبدیده در این حادثه پیشقدم شوند.
گزارش تحقیقی خیر ایران را اینجا بخوانید.
@kheiriran | 117 |
| 4 | خانم پایدار سه ساله که مربی داوطلب خیاطیِ خانمهای ماست.
سه ساله که هر هفته از تهران راه میافته و میاد پیش بچهها… بیهیچ ادعایی و بیهیچ چشمداشتی، کنار تکتک چرخها میایسته و قدمبهقدم باهاشون میاد تا راه بیفتن و بتونن خودشون بهتنهایی بدوزن.
تو همهی بالا و پایینها کنار بچهها بوده؛ با صبر، با حوصله و با لبخندی که همیشه روی لب داره.
الان هم که بعد از اون روزهای سخت دوباره شروع کردیم و طبیعتاً کار بیشتر و وقت بیشتری میخواد، باز هم همونه… با همون لبخند آروم.
واقعاً قدردان دلِ بزرگ و مهربونش هستیم 🤍
پ.ن: عکس مربوط به سه سال پیشه؛ زمانی که خانمها کار گانِ یکبارمصرف میدوختن. | 105 |
| 5 | این چند روز مدام به آدمهایی فکر میکنم که کنارمان ایستادند.
با لطف و حمایتشان توانستیم خسارت خانمها را کامل جبران کنیم، کمی مواد اولیه بخریم و دوباره کار را از نو شروع کنیم.
چراغ کارگاه که روشن شد، انگار دلِ ما هم روشن شد.
مدام به آدمهایی فکر میکنم که در مسیر زندگیشان گذرشان به مهر راستین افتاده؛
شهلا، مینا، فاطمه، عذرا، معصومه، سارا، لیلا…
و خیلیهای دیگر.
آنهایی که آمدند، یاد گرفتند و رفتند،
و آنهایی که ماندند.
این روزها بیشتر میفهمم توانمندسازی تنها کار کردن نیست؛
از مسئولیت دادن میآید،
از اعتماد کردن،
از اینکه بگویی «این کار مال توست، تو از پسش برمیآیی».
آدمها وقتی خودشان را صاحب کار بدانند، با دل و جان میایستند.
برای همین، هر کسی که کنار مهر راستین است، صاحب این کار است؛
در سود و زیانش، در غم و شادیاش.
ما دوباره شروع کردهایم،
و همین «با هم بودن» بزرگترین سرمایهی ماست. | 169 |
| 6 | کارزار همچنان به قوت خودش باقیه و تلاشمون برای احقاق حق همه خسارت دیدگان ادامه خواهد داشت.
https://www.karzar.net/288316 | 220 |
| 7 | از اول این مسیر، وقتهایی بود که فکر میکردم دیگه هیچ امیدی نیست…
اما هر بار، درست همان جا که انتظارش رو نداشتم، نوری روشن میشد.
الهام مراد درباره این موضوع در کانال تلگرامش نوشت و پیام دستبهدست چرخید و همون نور،در نهایت ناامیدی تابید. چند نفر با مهر و همراهی شان پیام دادند و تا الان، بخشی از خسارت خانمها جبران شده.
"من چه غم دارم که ویرانی بود
زیر ویران گنج سلطانی بود"
مولانا
بعد اون حادثه و در اون لحظات سخت، پیامهای دلگرم کننده و لطف و محبتتون همان گنجِ زیر ویرانه بود که با تمام وجود حسش کردم. | 511 |
| 8 | این دو روز شاهد آدمهایی بودم که تو این شرایط سخت همه چیزشون نابود شده و متأسفانه مثل همیشه کسی پاسخگو نیست
لطفا همکاری کنید تا خسارت همه زیان دیده ها جبران شه. | 220 |
| 9 | https://www.karzar.net/288316 | 1 434 |
| 10 | در جواب همه محبتها و ابراز ناراحتی تون فقط خواستم بگم ؛همهچیز سوخت، ولی تنها چیزی که حالم رو خوب میکنه فکر کردن به خانمهایی هست که تو مسیر دوخت این لباسها کار یاد گرفتن و قویتر شدن. تنها دلخوشی من تو این لحظهها اینه که به این فکر میکنم چه خوب که هنوز چیزهایی تو دنیا هست که هیچ قدرتی نمیتونه از بین ببرتشون… | 497 |
| 11 | امروز صبح مؤسسه پیش بچه ها بودم که فروشنده مغازه زنگ زد وخبر آتشسوزی بازارچهٔ جنت و سوختن فروشگاه مهر راستین رو داد از اون موقع یه حس عجیبی دارم انگار آدم بعد از یه شوک بزرگ، دیگه نه گریهاش میاد، نه حتی میتونه درست فکر کنه. یه جور بیحسی.
غمگینیم، دلمون شکسته، و خستهایم.
ممنون از همهٔ پیامها و همدلیهاتون.
همین که هستید، یعنی هنوز تنها نیستیم. 🤍 | 213 |
| 12 | در تمام این روزها هم کارگاه و هم تمام برنامه های آموزشی برقرار بود و با لطف خدا هنوز داره به فعالیت خودش ادامه میده.حتی پذیرای تعداد بیشتری از خانمهائیست که کارگاه هاشون به خاطر این شرایط تعطیل شده بود.
کلاس مهارت آموزی نوجوانها هم برقرار هست.
مربی خودشناسی شون که از تهران میرفت حتی یک جلسه هم تعطیل نکرد و خدا روشکر دو نفر جدید هم به جمعشون اضافه شده.
تمام این حرفها را زدم تا بگم
ما داریم ادامه میدیم
برای آنهایی که رفتند
برای آنهایی که مانده اند
و برای جوانه های امیدی که نباید بخشکد. | 238 |
| 13 | سکوتی نه از بیتفاوتی
از اندوه.
سال ۹۳، برادر عزیزم، درست در ۴۴سالگی و همسن امروز من بیهیچ نشانهای و ناگهانی، بر اثر حمله قلبی از میان ما رفت.
در اوج زندگی، در اوج توانایی و جایگاه اجتماعی که برایش زحمت کشیده بود.
شوک آن روزها آنقدر سنگین بود که مدام در آن لحظات سوالهایی بی جواب از ذهنم میگذشت....
چرا خورشید دوباره طلوع میکند؟
چرا آدمها میخندند؟
چرا بعد از رفتنش، زندگی هنوز ادامه دارد؟
و هزار چرای بیجواب دیگر…
اشک و سوگی که در آن لحظات پایانی براش متصور نبودم😭
بعد از آن روزها دیگر «فاطمهِ سابق» نشدم.
فهمیدم زندگی، با همه بیرحمیها و بیعدالتیهایش،
باز هم جریان دارد.
خورشید، چه ما بخواهیم چه نه، طلوع میکند.
و ما، ناچاریم بمانیم و ادامه بدهیم.
اینها را گفتم تا بگویم حالِ خانوادههای داغدار را از ته دل میفهمم غم شان برایم دور و انتزاعی نیست و میدانم غمشان حتی عمیق تر و سنگین تر از غم آن روزهایم هست.
اما در کنار این اندوه عمیق،
به چیزی هم باور دارم:
اینکه باید ایستاد و ادامه داد.
شاید دلم به بزرگی توران میرهادی نباشد که بگویم
«غم بزرگ را باید به کار بزرگ تبدیل کرد»،
اما از زبان خودم میتوانم بگویم:
هر بار که لبخند رضایت یکی از بچهها یا خانوادهها را در مؤسسه میبینم،
لبخند برادرم را به یاد میآورم.
انگار او در همان لحظهها کنار ماست.
و ایمان دارم هر جا که «مهر راستین» بتواند ذرهای امید، شادی یا کرامت به زندگی کسی اضافه کند،
همانجا زندگی دوباره معنا پیدا میکند. | 240 |
| 14 | دو روز در هفته کلاسهای خیاطی و گلدوزی داریم و خانمها دارن ساشیکودوزی رو یاد میگیرن تا روی لباسها اجرا کنن؛
لباسهایی که قراره توی مغازه جنتآباد به فروش برسه
خبر خوبتر 😍
بهزودی این لباسها فروش مجازی هم خواهند داشت.
و فروش آنلاین دست کیه؟
دختران گل نوجوانمون 🌱
با همراهی یک تیم حرفهای تولید محتوا که قراره کنار نوجوانها باشه و تو این مسیر بهشون کمک کنه.
این نوجوانها قراره بیان پای کار و فروش مجازی محصولات دسترنج مادرهاشون رو انجام بدن 💚 | 56 |
| 15 | یلدا، بلندترین شب سال، بهانهای است برای کوتاه شدن فاصلهی دلها. یلدا یادمان میآورد که با مهربانی، حتی طولانیترین شبها هم به صبح میرسند.❤️ | 58 |
| 16 | اینم انارهای نمدی که هرکی به سلیقه خودش درست کرد😍 | 83 |
| 17 | اینم از قصه ننه سرما.... | 70 |
| 18 | عروس کیه عروس کیه
چله زری میباشه😍 | 66 |
| 19 | شروع برنامه با یه بازی یخ شکن بود که خانم فلاح اجرا کردند و بعدخانم لسانی برنامه رو با روایت یکی از داستانهای اسطورهای ایران شروع کردن؛
داستان میترا، اهورایی که شب تولدش همون شب یلدا یا شب چلهست.
بعد توضیح دادند که رنگ قرمز یلدا نماد طلوع و زایش نوره،چون یلدا جشن بلندتر شدن روزهاست.
بعد از اون، یه گروه از نوجونها نمایشی از روایت یلدای کردستان اجرا کردن؛
داستان دلدادگی ماه و خورشید، قصهای که خانوادهها شب یلدا برای بچهها تعریف میکنن.
در ادامه، نوبت به روایت یلدای شهر ملایر رسید؛
مراسمی به نام چلهزَری.
در این مراسم، اسم دخترها رو داخل جام میریزن و به قید قرعه یک نفر انتخاب میشه؛
اون دختر میشه «چلهزَری» و بقیه دورش جمع
میشن، شعر میخونن و شادی میکنن. | 51 |
| 20 | 🍉✨ یلدایی که حسابی به دلمون نشست… ✨🍉
امروز واقعاً روز قشنگی داشتیم؛
پر از خنده، شادی و کلی اتفاق
هیجانانگیز.
از قصهها و روایتهای یلدایی شهرهای مختلف گفتیم و شنیدیم و هر کدوممون یه جور با یلدا خاطره ساختیم.
اما چیزی که یلدای امسال رو خاصتر کرد،
حضور پررنگ نوجوانهامون بود؛
با انرژی، ذوق و مسئولیتی که توی اجرای برنامه داشتن، جشن رو مالِ خودشون کردن و به ما کلی حس خوب دادن 💫
این یلدا فقط یه جشن نبود،
یه باهمبودنِ گرم بود،
یه خاطرهی دوستداشتنی که حتماً تا مدتها یادمون میمونه ❤️ | 68 |
