689
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
689
بچههای نمیدونم چرا دارید از کانالم لفت میدید؛ راستش رو بخواین حرفی برای گفتن ندارم.
چیزی هم مونده که بگم؟
چیزی هست که آدمها ندونن و بخوان از کانال من مطلع بشن؟
ضمن اینکه شاید براتون جالب باشه بدونین:
یک هفته قبل از بازگشت اینترنت بینالملل، من از پلیس فتا تماس داشتم و ازم خواستن خودمو معرفی کنم!
عرض کردم خدمتشون که حالتون خوبه؟ اینترنت قطعه! من چه جرمی میتونم کرده باشم؟ (پلیس فتا پر رابطه با جرائم مربوط به اینترنته)
اما گفتن بیا.
رفتم و بابت نوشتههای سال ۲۰۲۳ تا الان، تعهد دادم.
راستش آزادیخواهی برای من از دیماه ۴۰۴ شروع شد.
از شهریور ۴۰۱ هم شروع نشد.
حتی از آبان ۹۸ هم شروع نشد.
من از همون روزی که اخبار شبکه یک درباره «وقایع هجده تیر دانشگاه تهران» حرف میزد و یه دختربچه ده ساله بودم، فهمیدم خیلی چیزا هست که من نمیدونم و باید بدونم.
اگر مردم با استوری گذاشتن، حس مبارز سیاسی بودن بهشون دست میده، دمشون گرم؛ انشاءالله سلامت باشن.
مسیر آزادیخواهی برای من از سوشال مدیا نمیگذره.
راستشو بخواین حتی از کف خیابون هم نمیگذره. هرگز نه خودم رفتم، نه کسیو تشویق کردم بره.
چون اونا سلاح دارن و ما نداریم؛ قصه همینقدر کوتاه و همینقدر تلخه.
القصه ... یه مدت کلا نیستم؛ چه اینجا، چه اینستاگرام.
در روزهای آینده یه اتفاق خیلی بزرگ در زندگیم رخ میده، که میام اینجا بهتون میگم.
فعلا ... دوستتون دارم.
689
Repost from ناپیرو
چرا فمنیست بودن مهمه؟! چون اگر فمنیسم نبود ما الان اجازه نداشتیم کانال تلگرام داشته باشیم یا گوشی و نظر دربارهی چیزی حتی. نمیدونم چطور عدهای از زنها متوجه نمیشن اینکه میتونن اصلن به فمنیسم اعتراض کنن به خاطر فمنیسمه و تمام آدمهایی که برای حقوق انسانی ازدسترفتهی زنها سالهای سال جنگیدهن. وقتی زنهایی رو میبینم که فمنیست نیستن ولی از مزایای فمنیسم بهره میبرن [که همهی زنها میبرن چون اصلن مگه میشه نبرد؟!] عمیقن اندوهگین میشم.
تو هیچ سیاهپوستی رو پیدا نمیکنی که طرفدار بردهداری باشه.
689
همهش یه مسکنه فقط وقتی فردا یه حدس مسخرهس
همه ش یه بازی بیخوده، خوب گوش کن بهم دخترم
پر از چیزهای مبهمه، پر از استرس، پر از هوس
تو بهشت خودت قدم بزن به هیچی فک نکن دخترم
ما خاک گلدون چند نسل بعد یا گرد دوچرخهی کهنهای میشیم
اگر که باشه هنوز گلدون و دوچرخهای دخترم
فرمانده! افکارت رو سر ببر ارتشت رو حالا حالا پس بگیر
میخوام اگه فردا اینجا نبودم خیالم از تو راحت باشه دخترم
ببین فقط یک دلیل داره این که میدونی نیستی، هست
اونم اینکه با خیال راحت هرکی باشه هرچی هست
وگرنه بی معنی میشه بیدلیل و بیمنطق میشه
یا که زنده میشی و از اولش میدونی مرگی هست
منم از همون سیارهام از جنس توام منم از مغزهای صورتی متنفرم دخترم
آدما خطرناکترین چیز ممکناند از اونها دور بمون و فاصله بگیر دخترم
ما خاک گلدون چند نسل بعد یا گرد دوچرخه ای کهنه ای میشیم
اگر که باشه هنوز گلدون و دوچرخه ای دخترم
فرمانده! افکارت رو سر ببر. ارتشت رو حالا حالا پس بگیر
میخوام اگه فردا اینجا نبودم خیالم از تو راحت باشه دخترم
689
آره واقعا؛
رفتار و گفتار آدما که از مغزشون برمیاد، تا نود درصد بر اساس غریزهس (شامل ژنتیک و همهچی)
فقط دهدرصد حاصل تحلیل و فکر و سنجیدنه.
نباید روی اون توان دهدرصدی مغز، زیاد حساب باز کرد
دنیا یه جنگل بزرگه
راست میگی دکتر
689
تا آخر پاییز، اختتامیهی جایزهی داستاننویسی گارنت برگزار میشه.
قاعدتا خیلی دوست دارم برندهی جایزهی اصلی باشم
اما:
از الان دارم تمرین میکنم؛ هر کس «اقامت ادبی فرانسه» رو برنده بشه، حتما نوبت اون بوده که خیلی خوشحال بشه.
چه من باشم، چه یه نفر دیگه.
از الان دارم تمرین میکنم پذیرای «قانوننوبت» باشم.
689
دوستان، نیازی به توضیح شنیدن ندارن
و دشمنان، توضیح تو رو باور نمیکنن
پس چرا خودتو کوچیک میکنی؟
بزنگاه، وقتیه که تو تشخیص نمیدی کی دوستته، کی دوستت نیست.
689
بخشی از متنم:
شارلیز ترون میگه:
«آدمهایی که الهامبخش من هستند، کسانیاند که فقط زندگی میکنند، آن هم به شیوهای مهربان و خوب؛
همانطور که دوست داری با تو رفتار کنند با دیگران رفتار کن. خیلی هم سخت نیست:
به کسی خیانت نکن. از زندگی لذت ببر، سفر کن، ماجراجویی کن. من سعی میکنم زندگیام را تا جایی که میشود صادقانه و خوب زندگی کنم و فقط ای کاش مردم درباره همین مینوشتند بهجای اینکه «در یک روز تابستانی، مادرش پدرش را کشت». انگار من با این نشان راه میروم. من زندگیام را همانطور که میخواهم زندگی میکنم. این زندگی را خودم انتخاب کردهام».
689
امیدوارم رییسم در پادکست سینما مورخ اینجا نباشه و این پست رو نبینه:
وقتی بهم گفت درباره «شارلیز ترون» بنویس، من حتی نمیدونستم این بازیگره، زنه یا مرد؟
(من تو سینمای جهان، خیلی خیلی ضغیفم متأسفانه)
و امروز فایل وُرد بیست صفحهای رو بهش تحویل دادم و
خوب نوشتم؛ حقیقتا خوب نوشتم.
حالا پخش میشه میبینید
من خوشحالم که یه جادوگرم و چوبم، کلماتم هستن.
689
ببین
اینجوریه:
یه fact داری تو ذهنت
بعد برمیگردی براش دنبال دلیل، که روش صحه بذاره.
مثلا فکت توی ذهنت اینه:
سارا آدم بدیه
حالا شروع میکنی به تجسس
تا براش دلیل پیدا کنی و فرو کنی تو چشم دوستای سارا و ازش دورشون کنی.
ترند این روزا چیه؟
سیمکارت سفید
سارا داشته باشه؟ 😂
سارا که از انتشارات دولتی اخراجش کردن بهخاطر فعالیت توییتری؟
سارا که عالم و آدم شاهد غر زدنهاش سر کندی و فیلتری اینترنت هستن؟
خب خاک تو سرت با این استدلالهای تخمیت، احمق جون
689
این جفای خلق با تو در جهان
گر بدانی گنج زر آمد نهان
خلق را با تو چنین بدخو کنند
تا تو را ناچار رو آن سو کنند
689
از یه اخلاقهایی تو خودم خیلی خوشم میاد:
امکان نداره یه چیزی تو خونه خراب بشه و من رهاش کنم
همون آن میرم دنبالش
یادمه یه روز دستهی دوش حموم خونه خودم خراب بود و تو هواپیما یادم افتاد درستش نکردم.، داشتم از شیراز برمیگشتم.
از فرودگاه، اسنپ رو به مقصد مغازه گرفتم، نه خونه.
که دستهی دوش رو بخرم و ببرم خونه نصب کنم و برم حموم.
امروز هم تعمیرکار پرسید چرا از نو میخوای نصب کنی؟ میشد قطعاتشو عوض کنی.
اختلاف قیمتش اصلا کم نبود، اما من دوست داشتم اسباب تمیزی تو خونه (چه سینک ظرفشویی، چه حموم) نو بشه.
نه چون پولدارم (که نیستم)، چون من لایق تمیزی و زیباییام.
پولش رو هم خدا میرسونه.
من هزارتا خرج و برج رو که دخترای دیگه دارن، ندارم؛ خدا رو شکر
گزیده لباس میخرم، زیاد سفر نمیرم، آرایش مارایش ندارم ... خلاصه که خیلی حال میکنم با سبک زندگیم
و حتی اگر وسط یه عالمه غم باشم، اجازه نمیدم زندگی متوقف بشه.
689
زور زندگی همیشه بیشتره.
شامگاه روزی که به خاطر دلتنگی، پیاماس و هزار چیز دیگه با اشک گذشته، اپ «آچاره» رو باز میکنی و خیلی جدی، متخصص خبر میکنی برای تعویض شیرآلات.
چون تو از ظرف شستن لذت میبری (واقعا میگم) و خرابی شیر، از این لذت، کم کرده.
689
مگه چقدر زمان و انرژی میبره که مایع لباسشویی بریزی تو دستگاه و پیچ رو بچرخونی تا برات بشوره؟
زن بودن یعنی لباسها ده روز بمونن تو ماشین
و تو دستت نره پیچ رو بچرخونی.
689
بگو ذوق بزرگ اینروزهام چیه؟
به بچههای کوچیک مخاطب شبکه پویا، با قصههام یاد میدم «اخلاقمند» زندگی کنن.
چیزایی که کاش آدمبزرگها هم یادشون بیاد چقدر مهمه:
دروغ نگن
جایی که باید، حرف بزنن
جایی که سکوت جایزه، نادیده بگیرن
همدل باشن، همیار باشن
دارای اعتماد بهنفس باشن
باج ندن
مهربون باشن
قناعت رو با طبعِ کوتاه، اشتباه نگیرن
محیط زیست براشون مهم باشه
و خیلی چیزهای دیگه
و از همه مهمتر:
بدونن هیچی موندنی نیست
689
اصلا خیال کن حرفهای زرد، سبزن:
شاید این «کارما»ست؛
از بس عاشقپیشهها رو نقد کردی،
خدا صاف گذاشت تو کاسهت.
