ابتدا | نوشتههای روحالله رشیدی
Open in Telegram
1 028
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
🔸 [ادامه:] قصه عدالتخواهان و زندانبانان
قسمت ۲ از ۲
۸. اگر چه نامعقول است به جامعهای که سالهاست تحقق حداقلهای شفافیت را به چشم ندیده، بگوییم از روزنههای مخفیانه به زندگیهای غیر شفاف اهالی قدرت نگاه نکن. سالهاست به حکم قانون در مورد شفافیت حقوق دستمزد بیتوجهی میشود؛ سالهای سال است در آمد و شد روسای مختلف قوه قضاییه، مستنکفان از ارائه اطلاعات موضوع ماده ۲۹ برنامه ششم حکم انفصال نمیگیرند؛ دردآورتر آنکه بیش از نیمی از عمر مجلسی میگذرد که که با شعار شفافیت آرا به میدان انتخابات آمده؛ سپس آرا حداقل اقلیتی از مردم را کسب کرده اما مطالبه جامعه در زمینه شفافیت، در عمل هیچ و به طور مشخص هیچ نتیجهای نیافته است. در این ناشفافیت سخن گفتن از تقبیح افشاگری، جز یاری به نیروهای مخالف شفافیت چیست؟
۹. چگونه میتوان از نفی افشاگری سخن گفت در حالی که خدا به آنان که تحت ظلم قرار گرفتهاند مجوز «جهر» داده است؟ البته واضح است که در جهر و فریاد از نابرابری، ضابطهی شرعی حقوقی و تا حدی اخلاق حاکم است اما نفی حق جهر، خود ظلمی بزرگ است که در بولتنهای ثباتگرایان و محافظهکاران، رایج و آشکار است.
۱۰. اکنون لازم است بیش و پیش از هر چیز، فریاد کنیم با وجود تفاوت نگاه با الگوی کنشگریِ عدالتخواهیِ پارتیزانی؛ با وجود اولویت دانستن عدالت اجتماعی، با وجود اولویت دانستن کنشهایی که امکان فراگیری اجتماعی داشته باشند؛ با وجود نقد به خروجهای موردی عدالتخواهی پارتیزانی از مرزهای شرعی و اخلاقی، باید با صراحت گفت که وجود عدالتخواهی پارتیزانی یک ضرورت در جامعه امروز ماست. حتی اگر از منظر نگرش ثباتگرایانه ضرورت آن انکار شود، اصل وجود آن قابل انکار نیست و در این میان کوششهای ناشی از تفوق ضابطها بر ضابطهها از ناامیدکنندهترین کارهاست. ما معتقدیم وضع موجود که وضعیت عقبماندگی در عدالت است، پایدار نخواهد بود. آینده روشن انقلاب اسلامی پیش خواهد آمد و وضعیت کنونی و نیروهای کهنه آن را کنار خواهد زد. آینده انقلاب اسلامی را نیروهای کهنه و کنونی و ندیمان جوان آنها رقم نخواهند زد. پس چه بهتر که زندانبان نیروهای آتی نباشید.
@tabagheh3_ir
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
🔸 قصه عدالتخواهان و زندانبانان
قسمت ۱ از ۲
انتشار حکم وحید اشتری فعال عدالتخواه، حاکی از یک فرامتن ناکارآمد قضایی و حقوقی است. هنوز یک ماه از تذکر رهبر انقلاب به دستگاه قضایی مبنی بر عدم تأثیرپذیری رویههای قضایی از ضابطان نگذشته که ادبیات غیرحقوقی موجود در متن موسوم به حکم، به نحوی آشکارا تفوق ضابطان بر ضابطه و جامعه را روایت کرده است. رویههایی ناامیدکننده که با بیانیه تکمیلی دستگاه قضا مشخص شد نه یک اشتباه موردی، که نتیجه کلیت وضع موجود است. در این رابطه لازم است به اختصار نکاتی طرح گردد:
۱. تفوق ضابطان بر رویه دادرسی، که به تصریح مورد نقد و اعتراض اخیر رهبر انقلاب بوده؛ فراتر از یک تذکر حقوقی، ایدهای بنیادین و نشانهای مهم از یک آرمان گسترده در متن الهیات انقلاب اسلامی است. خروج ضابطان از مسئولیت اصلی و تفوق ضابطان بر ضابطه در میدانهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، برای انقلابی که آرمان آزادی آن، دوشادوش عدالت و معنویت در صف نخست خواستهای ملی مطرح شده است، آسیبی نگران کننده است.
۲. مراقبه از بروز این نقیصه در زمانی که روسای قوای سه گانه روزگاری خود از مسئولان بلندپایهی نهادهای مهم ضابط بودهاند، بیش از پیش اهمیت دارد. تفوق امنیت و ثبات بر تغییر و پویایی و عدالت، جامعه را به ورطه رکود و انقلاب را به قتلگاه محافظهکاری میکشاند. نخستین نشانههای این رکود کاهش اعتماد مردم به نظامی است که خونبهای شهیدان است؛ واقعیتی بسیار تلخ که خود را در عدم حضور اکثریت مردم در دو انتخابات اخیر نشان داده و آرا اندک منتخبان از دیگر نتایج آن است.
۳. صدور متنی موسوم به حکم قضایی در ارتباط با وحید اشتری، حامل همین فرامتن است. وضعیتی که در آن ضابطان بر ضابطه چیرگی یافته و منتقدان و مخالفان صاحبان قدرت را در گفتار و رفتار طرد میکنند. آنان را «عدالتخوار» میخوانند و با زبانهایی شبهه دینی «خوارج» مینامند و در ادامه با تبدیل فرایند «داد»رسی به روندی امنیتی، دهان مخالفان و منتقدان میدوزند.
۴. اقتضائات و ضوابط محیط نظامی با روابط اجتماعی متفاوت است. ریاست پلیس با ریاست پارلمان تفاوت دارد و عدم درک این تفاوتهاست که باعث شده محافظهکاران ثباتگرا، استلزامهای نقشهای جدید خود را نپذیرند و به مرزهای امر نو نزدیک نشوند. اگر چه به ظاهر میل زیادی در بهرهگیری از پیشوند «نو»، پیش از اصولگرایی و دیگر عناوین کهنه دارند.
۵. در میانه کارزار ناامیدی و کج سلیقگی و کژکارکردی، در میانه بازتولید امر پلیسی در میدان امر اجتماعی، عملکرد وحید اشتری و مدل عدالتخواهیای که او بدان تعلق دارد، در مرحله دوم بحث است. امروز در وضعیت عقبماندگی در عدالت و در برابر نیروهای آفرینندهی این وضعیت، الگوهای متعدد از طلب عدالت در جریان است. آنچه مانع پدیداری و تکامل این تکثر شده و به بروز رادیکالیسم کمک میکند، طردکنندگی نیروهای صاحب قدرت نسبت به انواع عدالتخواهی است.
۶. وحید اشتریها، نه آنچنان که ضابطان دیروز و فعالان سیاسی رسانهای امروز میگویند، «عدالتخوار» هستند؛ نه آنچنان که دنبالههای شبه مذهبی آنان در بازتولید شعار «مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است» میگویند، «خوارج» هستند؛ نه آنچنان که بولتنهای موسوم به خبرگزاریِ نهادهای مهم ضابط مینویسند «پاپاراتزی» و در عداد مرتبطان با شبکههای قمار هستند. او و مانند او، عدالتخواهی را در چارچوب عدالتخواهی پارتیزانی دنبال میکند. عدالتخواهی عیّارگونه که در فقدان کارآمدی نهادهای رسمی برای تحقق عدالت ظاهر میشود و به انتقام از منتفعان میپردازد.
۷. نگارنده پیش از این در مباحثی مبسوط بدین مسئله پرداخته که امروز اولویت و نیاز و پیش برنده ما، عدالتخواهی پارتیزانی نیست. هدف ضروری ما عدالت اجتماعی و مبارزه با تبعیض است و نه عدالتخواهی قضایی و مبارزه با فساد. هدف اصلی اقامه قسط است و نه انتقام از ظالم. هدف اصلی ساخت کنش و جنبش عدالتخواهانه است نه بروز واکنشهای ضد ظلم.
@tabagheh3_ir
@ebteda_ir
🔺همچنان در جستجوی نسخههای فوری و راهکارهای ضربتی
.
تا جایی که ما به یاد داریم، هرگاه برای حل مسائل فرهنگی، راهکار فرهنگی داده شد، بلافاصله گفتند: «راهکارهای فرهنگی، دیربازده هستند و خیلی طول میکشد که نتیجه بدهند. الان وقت فلسفهبافی! نیست. اوضاع، خیلی خراب است... راهکار فوریتری اگر دارید بفرمایید وگرنه برای ما نظریهپردازی نکنید»!
و هربار رفتند سراغ همان به اصطلاح راهکارهای زودبازده خودشان و این بنا را ساختند که میبینیم.
آیا راه حلهایی از جنس فرهنگ، واقعاً دیربازده هستند؟ آنقدر که نتوان در سهچهارسال یا حتی ده سال و بیست سال، از آنها نتیجه گرفت؟!
هرگز چنین نیست.
حتی اگر هم چنین بود، بازهم اگر از همان ده بیست سال پیش، به همان راهکارهای دیربازدهِ فرهنگی تن میدادند، امروز قطعاً آشی که پختهاند اینقدرها هم شور نبود.
ما سالهاست میوهی گندیدهی راهکارهای زودبازده و فوری و ضربتی را در سفرهی جامعه میبینیم. و عجیب اینکه همچنان همین شیوه در نظام فرهنگی و سیاسی مامقبول است و صاحبان همین ایدههای تخریبی، محبوب.
بس نیست؟
یک مرور ساده در تاریخ نزدیکمان به وضوح نشان میدهد که اتفاقاً و برخلاف تبلیغاتِ محافظهکاران و مقدسمآبان، اگر هم در جایی و در حل مسئلهای موفق بودهایم، این توفیق، از مسیر فرهنگ و اندیشه حاصل شده است و نه با عمل به نسخههای هیجانی و یکبار مصرف!
Repost from ابتدا | نوشتههای روحالله رشیدی
@ebteda_ir
🔺جام زهر و جنگی که نیست!
تردیدی در تلخ بودنِ #زهر نیست. خاصیت زهر، همین است.
اما تلخی، تنها یک وجه از #جام_زهر است. آن وجه دیگر، گشایشیست که قرار است از پسِ سر کشیدن جام روی دهد. آنکه این تلخی را به جان میخرد، مقصود بزرگی دارد. به بعد از خود میاندیشد و بقای آنچه بخاطرش حاضر است حتی زهر نوش کند!
آن یگانهمَرد، ۲۹ تیر ۱۳۶۷ اعلام کرد که جام زهر را سر میکشم و قطعنامه را میپذیرم. این اما تنها یک فصل از آن پیام بلندبالاست. آن مرد، آن پیام را ننوشت که فقط بگوید میخواهد جام زهر سر بکشد. او حرف مهمتری داشت که بسیار فربهتر و پرحجمتر از جامزهر بدان پرداخته است.
ما اما سالهاست که در مرثیهی تلخیِ جام زهر متوقف ماندهایم.
هر بار و هر سال، آنچه از قطعنامه میشنویم صرفاً قصهی جام زهر است و کشفِ آنکه/آنانکه جام را به مرادمان تحمیل کرد!
امروز زیر آوارِ روایتهای کاذب و صادق از حواشی جام زهر گرفتار ماندهایم.
و آنچه از آن خبری نیست «و اما بعد» است.
از منشور اعجازآمیزِ #اسلام_ناب و #اسلام_امریکایی. از آغازِ #جنگ_فقر_و_غنا.
از تداوم مبارزه و از ضرورت آمادگی برای مواجههی جانانهی #استضعاف و #استکبار.
سوگواریِ مدام برای جام زهر و برپایی بساط مکرر از سوی جناحین جنگ تحمیلی برای افشای نقش طرف مقابل در تحمیل جام به امام، نقش همان طبلهای کَر کننده را بازی میکند که نمیگذارد صدای درخواستِ امام به گوش امت برسد. پشت گوش انداختن نقشهی مبارزهی حقیقی و میدانهای ترکشده، تنها ثمرهی بساط جامسرایی بوده است.
مرثیهسرایی برای جام زهر را وانهید و میدان مبارزهی اصلی را دریابید.
Repost from مستضعفین تیوی | Mostazafin.TV
⭕️ وقتی در عدالت عقب مانده شدیم، که مردم را حذف کردیم!
◀️ حجت الاسلام #قنبریان در برنامه ثریا از نقش #مردم در برقراری #عدالت میگوید.
🔹 ایده اندیشمندان و رهبران انقلاب برای #سیاست و #اقتصاد در جمهوری اسلامی، سپردن امور به دست مردم بود، که در #قانون_اساسی نیز گنجانده شد.
🔹 از انتخاب حاکم در امر سیاست تا پذیرفتن نقش های اقتصادی حرف از #جمهوریت و مردم سالاری است.
🔹مادامی که مردم از امر سیاست و اقتصاد کنار گذاشته شوند، شاهد #عقب_ماندگی_در_عدالت و ایجاد اقلیتی برخوردار و اکثریتی حاشیه ای در امر سیاست و اقتصاد خواهیم بود.
@Mostazafin_TV
Repost from مستضعفین تیوی | Mostazafin.TV
⭕️ سقوط بسیاری از شهرها در جنگ فقر و غنا
🎙 #مجتبی_نامخواه:
◀️ ادبیات جنگ فقر و غنا، ادبیاتی است که امام، گذشته، حال و آینده انقلاب را در آن تصویر میکند.
🔸 دامنه جنگ فقر و غنا امروزه چنان گسترده شده که همه ابعاد زندگی ما چون آموزش، درمان و... را در بر گرفته است.
🔺 اگر ما در جنگ فقر و غنا مغلوبه بشویم، تمام عرصههای حیاتی زندگی ما را تبدیل به کالا میکنند و تمام امکان زیستن و امکان زندگی کردن از دسترس طبقات پایین خارج میشود و جامعه ما به نقطهای میرسد که فاصله دهک پایین و بالای آن در هزینهای که برای آموزش میکند، بیش از پنجاه برابر است.
#جنگ_فقروغنا
🎬 @Mostazafin_TV
Repost from ابتدا | نوشتههای روحالله رشیدی
@ebteda_ir
🔺نوستالژیبازی با هنر انقلاب
بسیاری از هواداران انقلاب هم حتی نسبت به مفهوم مهمی به نام #هنر_انقلاب نگاه دقیقی ندارند، چه رسد به آنها که آرزو و افتخارشان، چنگ انداختن بهصورت انقلاب به هر بهانهایست!
متأسفانه کم نیستند کسانی از دوستداران انقلاب که به رویدادهای هنریِ عصر انقلاب، نگاهی صرفاً #نوستالژیک دارند. یعنی ارزش و اعتبار آن رویدادها و هنرمندانی که در شکلگیری منظومهی هنر انقلاب نقش داشتهاند، فقط و فقط به خاطر خاطرهانگیز بودن آنهاست! معنای دیگرِ این تلقی این است که آن کارها، لزوماً ارزشِ هنری نداشتهاند.
وجهِ حقیقی هنر و هنرمندانِ انقلاب که متأسفانه مغفول مانده، همین #ارزش_هنریِ تکاپوهای آن دوره است. برای مثال، وقتی با پدیدهای مانند اسفندیار قرهباغی مواجه میشویم، اگرچه بهپاس سرودهای خاطرهانگیزی چون «امریکا ننگ به نیرنگ تو» نسبت به او حرمت میورزیم اما نباید فراموش کنیم که قرهباغی و همنسلانش اولاً هنرمندان شاخص و ممتازیاند و سپس بخشی از خاطرات ما. اینها هم دانشِ موسیقی دارند و هم سابقهی درخشان در تولیدِ به هنگامِ آثار.
خیلیها از روی حسد، خیلی دوست دارند که ما به این قبیل هنرمندان انقلابی، نگاهی منحصراً #موزهای و نوستالژیک داشته باشیم تا هنر را کماکان در قرُق خود نگه دارند.
.
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
[رشته توییت]
۱/ جناح راست به عنوان همراهِ سیاستهای تعدیل در دوره سازندگی، برای ساکتکردن خرده پرسشهای بدنه حزباللهی، همواره یک پاسخ داشت: در شرایط پس از جنگ، رکود ده ساله برنامههای عمرانی و سقوط قمیت نفت، چارهای جز تعدیل و برنامههای صندوق بینالمللی پول وجود ندارد.
۲/ اغلب میپذیرفتند و برای دفاع از انقلاب، قربة الی الله همراه جناح راست میشدند. اقلیتی هم که نمیپذیرفتند، به سرعت طرد میشدند. حزبالله مظلوم یا باید با خطبهها همراه میشد که راهی جز حذف یارانهها نیست؛ یا یکسری بودند که با شعار «مخالف هاشمی، دشمن پیغمبر ص است»، ساکتش کنند.
۳/ این چنین بود که دایره حزبالله، که روزی در ادبیات امام خمینی و در واقعیت اجتماعی، معادل مردم و اکثریت جامعه بود، تبدیل شد به یک اقلیت: یک الیت مذهبی و سپس یک حزب سیاسیِ پیروِ جناح راست. این «تراژدی» وضعیت حزبالله بود.
۴/ اصولگرایی، نواصولگرایی، جبهه انقلاب و صورتهای اخیر و فرزندان گام دومیِ همان جناح راست دیروز، اگر چه این بخت را داشتند که به واسطه پارهای اختلافات سیاسی با دولتمردان در دهه اخیر، کلیاتی مهمل و بلااثر درباره عدالت نیز به هم ببافند اما خیلی زود به تنظیمات کارخانه بازگشتند.
۵/ همان استدلال همیشگیِ «راهی به جز تعدیل نیست» به خطبهها برگشت و کسی اگر این «سیاست» را نمیپذیرفت یا نقدهای دیگری داشت، از نظر «سیاسی» نیز مخالف محسوب میشد و البته اینبار با یک نوآوری کوچک، به مخالفت با امیرالمومنین(ع) حواله میشد که خوارج است.
۶/ راهی اگر باشد، دقیقاً معکوس همین مسیر است: به جای مصرف سیاستزدهی مذهب و سر دادن شعار مخالف فلانی دشمن پیغمبر(ص) و دشمن امیرالمومنین(ع) است، دین را در جایگاه اصیل آن و به عنوان تنها مسیر ممکن برای تحقق عدالت، معنویت و آزادی بفهمیم.
۷/ تنها راهِ عبور از «کمدی» کنونی، بازسازی حزبالله پیشرو است: بازگشت به مردم به معنای رهایی از پیرویِ جناح راست (و نامهای دیگر).
بر خلاف آنچه چند دهه است میگویند که راهی به جز تعدیل اقتصادی نیست، راهی به جز عدالت اجتماعی وجود ندارد.
@tabagheh3_ir
سلسله جلسات بازخوانی صحیفه امام
✴️ واکاوی #جدال_دو_اسلام
در پیام اولین سالگرد کشتار حجاج و پذیرش قطعنامه ۵۹۸
➕ تحلیل بیانات اخیر رهبر انقلاب در سالگرد ارتحال امام خمینی
🔸جلسه دهم دوشنبه، ۱۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷، #حسینیه_هنر_تبریز
ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال، روبروی فرماندهی ارتش
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
Repost from مستضعفین تیوی | Mostazafin.TV
🔹 خصوصیسازیِ ناموفق #شهرداری در ایران، که در اواخر دهه شصت با کاستن از مسئولیت #دولت در قبال شهر آغاز شد و در ابتدای دهه هفتاد با کاهش شدید کمک دولت به شهرداریها و تبدیل آنها به نهاد عمومی غیر دولتی ادامه یافت، یکی از مهمترین ریشههای شهرفروشی و پیدایش #متروپل و متروپلیسم است.
🔹 دولت با سلب مسئولیت از خود در شهر، مدیریت شهرها را به لابی #سرمایهداری_مستغلاتی تقدیم کرد. اکنون که میزان ادراک فساد شهرداری در بالاترین سطح قرار دارد، در نظر #مردم دولت و نظام در شهر فاقد مسئولیت نیستند و فساد شهرداریها، پیش و بیش از هر چیز سرمایه اجتماعی #نظام را دود میکند.
🖋 مجتبی #نامخواه
🎬 @Mostazafin_TV
@ebteda_ir
🔺
.
علیهِ دکانهایی که به نام عرفان باز شد
اواخر دههی هفتاد و اوایل دههی هشتاد، موجی در فضای فرهنگی-مذهبی کشور به راه افتاد که نشانهاش رونق #جلسات_اخلاق بود. اینکه در آن مقطع در جامعهی ایران و بر جامعهی ایران چه میگذشت که گرایش به جلسات اخلاق و مباحث منتسب به مقولهی #عرفان را رونق داد، شایستهی تامل است. اما اجمالاً یادمان هست که در چنان فضایی، کمتر کسی جرأت داشت خلافِ جریانِ مسلط (اخلاق و عرفان) و در نقد آن حرف بزند؛ بلافاصله محکوم به معنویتستیزی میشد!
اگرچه آسیبهای آن فضای شبهمعنوی همان زمان هم عیان بود، اما موج موجود، مانعِ هرگونه چونوچرا میشد. مطابق معمول، متولیان رسمی نیز که از هر رویداد و آموزهی درونگرا و اجتماعگریز استقبال میکنند، از این موج هم حمایت میکردند و لااقل کاری به کارش نداشتند.
حریت و جسارتِ مرحوم #آیتالله_فاطمینیا را آنجا و آنزمان دیدیم؛ بیواهمه از هر برچسب و فشاری، زبان به نقد جریان مسلط اخلاق و عرفان در جامعهی آن روز گشود و رسماً از عبارت #دکان برای این دسته از جلسات استفاده کرد.
دکانی که آن مرحوم از آن حرف میزد، ویژگیاش مرید و مرادبازی و نسخهپردازی و... بود. او میدید که چطور نسل نوجوان و جوان، در گیرودارِ چالشهای زمانه و در مواجهه با آشفتگیهای فرهنگی و اجتماعی، دنبال جایی و کسی میگردد که او را آرام کند و متاسفانه، در این تقلا، سر از مجامعی درمیآورد که کارکردش #تخدیر و بیکارگی است.
همنسلان ما، هیچگاه آن حریت و غیرت استاد فاطمینیا را در جراتِ عبور از نسخههای شبهاخلاقی و شبهعرفانی فراموش نمیکند.
دامی که در دههی نود نیز پیش پای جوانهای خوشسیرت و تشنهی معنویت گشوده شد و همچنان قربانی میگیرد. و ای کاش فاطمینیای دیگری داشته باشیم برای خطشکنیِ دیگری.
✴️سلسله جلسات بازخوانی صحیفه امام
با محوریت کتاب #جدال_دو_اسلام
➕ تحلیل مسائل روز جامعه
🔸جلسه هفتم دوشنبه، 26 اردیبهشت 1401، ساعت 17، #حسینیه_هنر_تبریز
ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال، روبروی فرماندهی ارتش
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
✴️سلسله جلسات بازخوانی صحیفه امام
با محوریت کتاب #جدال_دو_اسلام
➕ تحلیل مسائل روز جامعه
🔸جلسه ششم
بررسی پیام «قیام لله» به مناسبت سالگرد صدور پیام در 15 اردیبهشت 1323
🔸دوشنبه، 19 اردیبهشت 1401، ساعت 17، #حسینیه_هنر_تبریز
ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال، روبروی فرماندهی ارتش
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
🔸متن کامل یادداشت:
درباره او که «دگرگونی» بود
بخش ۱ از ۲
یادی از حاج نادر طالبزاده، معلم دگرگونی، جرأت، امید، نقد و خمینی
خسته شدیم از بس که در یادبود آدمهایی بنویسیم که بسیار دوستشان داشته و داریم یا از آنها چیزهای زیادی آموختهایم. کم و بیش میدانیم و باید بدانیم که این خستگی، این همه آدمی که دیگر در این عالم زندانی نیستند؛ از نشانههای بانگ الرحیل ماست.
در این میان، داغ نادر طالبزاده بیشک یکی از دشوارترین داغهاست.
نادر طالبزاده را از گفتگوها و گفتارهایش در ارائه یک شرح عملگرایانه از شهید آوینی میشناختم. بعدها در میانه دهه هشتاد، به واسطه دوست عزیزی که از نزدیکان «حاج نادر» بود، توفیق دیدار با او دست داد. توفیقی که بعد از آن بارها تکرار شد و تا پایان این دهه ادامه داشت. هر از گاهی که حاج نادر به خوزستان میآمد، یک نیمروز و گاهی بیشتر را خالی میکرد تا ما بر گردش گعده کنیم؛ گاهی هم در تهران میهمانش میشدیم. موضوع گعدهها هم از هر دری سخنی بود. گاه خنجر و شقایق را میدیدیم و او از خاطرههای پشت دوربین میگفت؛ گاهی مستندهای دیگر. گاهی او از دگرگونی و غرب و آوینی و دیگری و خود و خمینی میگفت، گاهی حرفهایی دیگر.
هر چه بود حاج نادر برای جمع چهار پنج نفره ما، که میانگین سنیمان به گمانم بیش از سه دهه از او کوچکتر بودیم، آنچنان وقت میگذاشت که این همراهی او برای خود ما نیز عجیب بود.
هر چه بود او برای ما بیانکننده درکی وجودی و بیواسطه از انقلاب اسلامی بود. او انقلاب اسلامی را به مثابه یک دگرگونی ژرف، انسانی، درونی، باطنی و انفسی تجربه کرده بود و آن را این چنین روایت میکرد. هیچ گاه از یاد نمیبرم در یکی از نخستین دیدارها، در نیمههای شبی که از فشردگی برنامهها و کارهای آن روز تا مرز بیهوشی خسته بود، چگونه و با چه شوقی در دل و برقی در چشم، از امام خمینی میگفت. کاغذی از جیب کتش درآورده بود، جملاتی از امام خمینی، که به نظر ما خیلی معمولی بود، را برایمان میخواند و آنچنان میخواند و میفهماند که با تمام وجود درک میکردیم اینها جملاتی معمولی نیستند؛ بلکه جملاتی هستند که عمق معنوی و سادگی زبانی را با هم جمع کردهاند. او همواره به گونهای حرف میزد و رفتار میکرد که میتوانستیم با بخشیهایی از متن حرفهای او درباره موضوعات مختلف، حتی موضوعات بنیادینی مثل سنت، توطئه، غرب و سیاست مخالف باشیم اما همزمان با این مخالفت، نگرش نهفته و آشکار در فرامتن آن حرفها و نیز گویندهشان را بسیار دوست داشته باشیم؛ و این ناهمسازی بسیار جذاب بود.
حاج نادر، در کنار چند نفر معدود دیگر، همواره برایم یک مورد خاصی و پیچیده از مطالعه و پرسش بود و من در آن گعدهها بیشتر به دنبال این پرسش بودم: او چگونه انسانی بود و چه تجربه دگرگونی انسانیای را از سر گذرانده بود که این گونه بود؟ بعدها در مقالات و تحقیقات و پایاننامه و رساله چیزهایی درباره انسان انقلابی و انقلاب انسانی نوشتم، که اگر چه صورتی نظری داشت ولی پاسخی از جمله به همین پرسش بود.
از جمله ویژگیهای حاج نادر، یک جمع دشوارِ دیالکتیکی میان نقد و امید بود: حاج نادر سرشار از امید بود، آن قدر که وقتی آن چند ساعت دیدار با او دست میداد، تا یکی دو روز، انگار برق چشمانش در وجودمان جهیدن گرفته باشد، سر حال و پُر از نیرو برای دگرگونی اوضاع بودیم و چه بسا گاهی تا روزها پس از دیدار نیز این احساس را همراه داشتیم.
از سوی دیگر نگاه او سراسر انتقادی بود؛ یک شورشی بر ضد همه چیز؛ برای ما که جوان بودیم و بیشتر حالمان اعتراض بود؛ جذاب و جالب بود کسی را میدیدیم که میانسالی را رد کرده ولی آن قدرها منتقد و حتی گاهی به شکلی آنارشیستی معترض است که برای نگاه کردن به سطح نقد او، کلاه از سرمان میافتاد. از نقدهای جزئی، سلیقهای و شخصی و اغماض میگذشت. سعی میکرد عبادالرحمان باشد و خطابههای جاهلان را به سلامی پشت سر بگذارد؛ در مسائل اساسی و عدالتخواهانه اما یک منتقد بسیار رادیکال بود. منتقدی که در عین نقد، سرشار از امید به تغییر وضعیت بود و این توأمانی عجیب بود. اعتراف میکنم که بسیار دوست داشتم کمی از شیوه او در این جمع میان نقد و امید را بیاموزم و پیروی کنم اما حتی در تحقیق پیرامون انسان انقلاب اسلامی هم نتواستهام به تبیین درستی از این ویژگی جمعالجمعی او و مانندهای او برسم: نه مانند او اعتراض داریم و نه مانند او امیدواریم.
آخرین بار در کنفراس خبری دوازدهمین جشنواره عمار، برای ارائه بحثی درباره نخستین جشنواره علوم انسانی عمار، کنار دستش نشسته بودم. حال مساعدی نداشت؛ در آغاز جلسه چند کلمه روی کاغذی نوشت که همانها را بگوید. موقع صحبت اما آنچنان بحثش را پر از شور امید و در عین حال انتقادی ارائه کرد که همه ما به وجد آمدیم و بعد از کنفراس با دوستان دیگر درباره این «وجد» صحبت میکردیم.
@tabagheh3_ir
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
🔻یک کامنت درباره چشمانداز عقبماندگی در عدالت
این پیشنویس اولویتهای پژوهشی کشور به روایت شورای عالی عتف هست که در پاییز ۱۴۰۰ منتشر شده است. بخش سلامت و امنیت غذایی و رفاه اجتماعی را ببینید. در یک کلام فاجعه است.
قبلتر فکر میکردم مسئله ما #عدالت نیست و #عقبماندگی_در_عدالت است اما حالا باید بگوییم مسئله ما حتی عقبماندگی هم نیست. مسئله این است که به عدالت اجتماعی حتی فکر هم نمیکنیم.
اولویتهای پژوهشی مندرج در این پیشنویس سیاستی، که بر اساس روششناسی این پژوهش، بازتاب دهنده ذهنیت بخش مهمی از تصمیمسازان و سیاستگذاران کشور ماست، به خوبی نشان میدهد که نه فقط در سطح تصمیمگیری بلکه در سطح تصمیمسازی؛ و نه فقط در سطح سیاستی بلکه در سطح پژوهشی نیز مسئله عدالت نداریم. این بدان معناست که نه فقط اکنون عقبمانده در عدالتیم، با این وضع، آینده و افقی نیز این چنین داریم.
بخش مهمی از این مسئلهنبودن عدالت و مآلاً عقبماندگی در عدالت علاوه بر عقبماندگی فکری، به یک وجه ساختاری باز میگردد و آن این که شوراهای عالی، بیش از آن که مشغول تدوین سیاستهای عالی باشند، عامل تولید سیاستهای استعلایی هستند.
@tabagheh3_ir
@ebteda_ir
🔺
شهرداریها، از کانونهای اصلی #تعارض_منافع هستند و بسیاری از خسارتهای ناشی از همین موقعیت تعارض منافع است. در سالهای اخیر، کوششهایی برای جلوگیری از شکلگیری چنین موقعیتهایی در نظام اداری و مالی کشور صورت گرفته؛ که البته چندان که باید، موثر نیفتاده است.
از روزی که شورای ششم #تبریز راه افتاد، دغدغهی چنین مسئلهای را داشتیم و کوشش کردیم مقدمات مقابله با شکلگیری موقعیتهای تعارض منافع را فراهم کنیم. نتیجهاش شد یک آییننامه با تعدادی ماده و تبصره. چندماه طول کشید تا در نهایت و خوشبختانه، مصوبهی شورای شهر را برای این آییننامه گرفتیم. آییننامه به شهرداری تبریز ابلاغ شد و هماکنون ملزم به اجرای مواد آن هستند.
میدانم که اینها مقدمه است و کار اصلی، عملیاتی کردن این تجویزها در ساختار ادارهی شهرداری است. اما همین را هم زمینه و امکان مهمی برای مطالبهی اصلاحگری در سازمان شهرداری میدانیم.
نظرات اصلاحی و تکمیلی اهل نظر، برایمان غنیمت خواهد بود.
متن کامل را از این لینک مطالعه بفرمایید:
👇
https://b2n.ir/s25393
@ebteda_ir
🔺
شهرداریها، از کانونهای اصلی #تعارض_منافع هستند و بسیاری از خسارتهای ناشی از همین موقعیت تعارض منافع است. در سالهای اخیر، کوششهایی برای جلوگیری از شکلگیری چنین موقعیتهایی در نظام اداری و مالی کشور صورت گرفته؛ که البته چندان که باید، موثر نیفتاده است.
از روزی که شورای ششم تبریز راه افتاد، دغدغهی چنین مسئلهای را داشتیم و کوشش کردیم مقدمات مقابله با شکلگیری موقعیتهای تعارض منافع را فراهم کنیم. نتیجهاش شد یک آییننامه با تعدادی ماده و تبصره. چندماه طول کشید تا در نهایت و خوشبختانه، مصوبهی شورای شهر را برای این آییننامه گرفتیم. آییننامه به شهرداری تبریز ابلاغ شد و هماکنون ملزم به اجرای مواد آن هستند.
میدانم که اینها مقدمه است و کار اصلی، عملیاتی کردن این تجویزها در ساختار ادارهی شهرداری است. اما همین را هم زمینه و امکان مهمی برای مطالبهی اصلاحگری در سازمان شهرداری میدانیم.
نظرات اصلاحی و تکمیلی اهل نظر، برایمان غنیمت خواهد بود.
متن کامل را از این لینک مطالعه بفرمایید:
👇
https://b2n.ir/s25393
@ebteda_ir
🔺
.
در جلسه اخیر شورای شهر تبریز، طرح پیشنهادی روحالله رشیدی، با عنوان «الزام شورای شهر تبریز به انتشار عمومی آرا و حضور و غیاب اعضای شورا» تصویب شد. بر اساس این طرح، شورای اسلامی شهر تبریز مکلف است:
۱. آرای موافق و مخالف اعضای شورای اسلامی شهر به مصوبات را، همراه با تاریخ، شماره و عنوان هر مصوبه، از طریق سامانۀ مصوبات شورای اسلامی شهر به اطلاع عموم مردم برساند.
۲. اطلاعات مربوط به حضور و غیاب اعضا در صحن علنی و همچنین کمیسیونها را با ثبت در سامانۀ مصوبات شورای اسلامی شهر، به اطلاع عموم مردم برساند.
۳. کلیۀ مستندات مربوط به مصوبات، پس از تصویب در صحن علنی (تایید یا رد) شامل طرح پیشنهادی و لایحه به همراه پیوستها، خلاصه و جمعبندی نظرات کمیسیونها و متن مصوبه به همراه ضمائم مهمی همانند نظر هیئت تطبیق فرمانداری، پاسخ شورا به آن و نظر هیئت حل اختلاف (در صورت وجود) در سامانۀ مصوبات شورا بارگذاری کرده و برای عموم، قابل مشاهده نماید.
#شورای_شهر_تبریز
#شهرداری_تبریز
✴️سلسله جلسات بازخوانی صحیفه امام با محوریت کتاب #جدال_دو_اسلام
➕ تحلیل مسائل روز جامعه
🔸جلسه پنجم
🔸دوشنبه، 5 اردیبهشت 1401، ساعت 15، حسینیه هنر تبریز
🔸#حسینیه_هنر_تبریز
ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال، روبروی فرماندهی ارتش
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebhe
