en
Feedback
ابتدا | نوشته‌های روح‌الله رشیدی

ابتدا | نوشته‌های روح‌الله رشیدی

Open in Telegram
1 028
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
@ebteda_ir 🔺علی(ع) در وصف نیاید؟! در شب ضربتِ علی(ع)، بنا بود واعظ برای مخاطبان از مولا بگوید. نیمساعت فرصت داشت که حرف بزند. آغازِ سخنش این بود که «چه بگویم از این بزرگمرد؟» میانه‌ی کلامش اینکه «مگر می‌شود او را وصف کرد؟» و انتهایش نیز اینکه «زبانم از بیان فضائلش قاصر است»! هزاران مخاطبِ او، آماده بودند تا ببینند علی(ع) چه می‌گوید و چه راهی پیش پایشان می‌گذارد. اما چیزی جز اینکه «او در وصف نیاید» نشنیدند. این نحو توصیفِ انتزاعی، مطلوب کسانی‌ست که علی(ع) و امثالش را از میدانِ واقعیِ حیات مردم دور کرده‌اند و او را تنها برای شفاعتشان در بهشت می‌خواهند. علی(ع) قطعاً قابل وصف است. سیره‌ی عملی او، کیفی‌ترین نسخه‌ی حیات ماست. چرا فکر می‌کنیم بزرگیِ او در این است که بگوییم او بقدری بزرگ است که نمی‌شود به او دست یافت؟ او دست یافتنی‌ست. یعنی باید به او دست یابیم.

@ebteda_ir . آنچه تعادل #مدیریت_شهری تبریز را بر هم زده و آن را از مسیر اصلی خدمت و عدالت دور کرده، طمع‌ورزی‌های عمدتاً بیرون از مجموعه‌ی شهرداری است. طمع‌ورزی، شکل‌های گوناگونی دارد؛ از چشم‌داشت‌های مستقیم و عریانِ مالی تا بهره‌مندی از امتیازات رنگارنگ در حوزه‌های شهرسازی و عمران و باقی حوزه‌ها. طمع‌ورزان نیز رنگارنگ‌ هستند؛ از سیاسیون و صاحب‌منصبان گرفته تا نقابدارانِ دین‌دُکان و همچنین تاجران و سوداگران و دلالان زمین و ملک و... . طمع‌ورزان برای رسیدن به مقصود، همواره طرح و برنامه دارند. و آدم‌هایی با بوق و کرنا! تشدید و تداوم این طمع‌ورزی‌ها، هر تدبیر و برنامه‌ریزی اصلاح‌گرانه‌ای را به شکست می‌کشاند. بنابراین، تا زمانی که شورا و شهرداری بر طمع‌ورزان، افسار نزند و آنها را رام نکند، و نخواهد که در برابرشان بایستد، آبادانی و عدالت در شهر، سراب است. بزرگترین هنر شورا و شهردارش، درگیری با این معتادانِ امتیاز است. درگیری‌ای که باید صدایشان را دربیاورد البته و آنها را وادار به توطئه نماید! #مدیریت_شهری #تبریز #شورا #شهرداری

@ebteda_ir 🔺درباره‌ی تحجر، به بهانه‌ی غیررسمی مواجهه‌ی متحجرانه با امام(ره) و رهبر انقلاب، از موانع اصلی پویایی در جبهه‌ی انقلاب است. یکی از نشانه‌های این تحجر، بی‌اعتنایی به فهم منطقِ اندیشه‌ی امام و رهبری و توقف در تجلیل‌های ظاهری از ایشان است. فهم منطقِ اندیشه‌ی رهبری در حوزه‌های فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی، افراد را از گرفتار شدن در دام جمود و رکود و انفعال در امان نگه می‌دارد و نمی‌گذارد سیاهی‌لشگرِ قبایل سیاسی و عمله‌ی واپس‌گرایان شوند. این منطق چیست که اینقدر مهم است؟ شاید برخی عناصرِ این منطق، از این قرار باشد: - فهمِ فرهنگی - ارزشِ گفتگو - وسعت نظر - سعه‌ی صدر - قدرِ هنر و هنرمند - ارزشِ دانش و... نتیجه‌ی انتشارِ محصولاتی مانند #غیر_رسمی، باید اصلاحِ فهمِ متحجرانه از منظومه‌ی نظری و عملی رهبری باشد. اما اغلب واکنش‌های پس از انتشار مستند، همچنان مبتنی بر تمجید از فضائل رهبری‌ست تا فهم منطقِ مواضع رهبری. و این وضعیت، مطلوبِ جریان قدرتمندِ تحجر است. اقرار به فضیلت‌های دیرین و مشهود رهبری و امتناع از همراهی با منطق اندیشه‌ی ایشان، تداوم و تقویت رویکرد متحجرانه است. مسئله این نیست که عده‌ای، با فضائل فردی و اجتماعی رهبر انقلاب آشنا نیستند؛ مسئله این است که منصوبان و منسوبان انقلاب، حلول این فضیلت‌ها در خود را، تکلیف نمی‌دانند و ترجیح می‌دهند به تمجید از رهبری، بسنده کنند.

@ebteda_ir 🔺درباره‌ی مطالبه‌گری؛ از رسانه تا شورای شهر گاهی مخاطب این پرسش هستم: «چرا قبل از ورود به شورای شهر، مطالبه‌گر بودی و بعد از ورود به شورا، مطالبه‌گری نمی‌کنی؟» اگر در توانم باشد اینگونه توضیح می‌دهم: ۱. معنای مطالبه‌گری چیست؟ مطالبه‌گری یعنی تلاش آگاهانه و آشکار برای تاثیرگذاری در تغییر وضع موجود و نزدیک شدن به وضع مطلوب. این، همان عدالت‌خواهی است. با این معنا، هرکس در هر موقعیتی که هست، باید مطالبه‌گر باشد. کسی که فقط یک رسانه‌ی شخصی دارد در همان رسانه، مطالبه‌گری می‌کند؛ نقد می‌نویسد، سوال می‌کند، تحلیل می‌دهد و... . اما آن‌که در جایگاهی قرار گرفته که امکان تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دارد، فراتر از نقش یک فعال رسانه‌ای عمل می‌کند. نقدها و نظرها و تحلیل‌هایش باید در تصمیماتی که می‌سازد و می‌گیرد، نمود پیدا کند؛ یعنی عدالت‌خواهی در میدان عمل. با این تعریف، مردم نباید از منِ عضو شورای شهر بپذیرند که در تصمیمات اساسی مدیریت شهر، بی‌تاثیر و منفعل و تماشاگر باشم اما صبح تا شب در پیج اینستاگرامم دادوهوار راه بیندازم! نباید از یک عضو شورا که بر اساس قانون، اختیارات و امکان‌های عملی برای تصمیم‌سازی و نظارت دارد، انتظار بازی در نقش یک اینستابازِ پرحرف را داشت! اگرچه بازی در این نقش برای همه، سهل‌تر و جذاب‌تر است. ۲. حالا این پرسش پیش می‌آید که «خب؛ پذیرفتیم تو دیگر صرفاً یک فعال رسانه‌ای نیستی و مسئولیت دیگری هم در مطالبه‌گری داری. آیا در مسئولیت جدید، مطالبه‌گر هستی؟» و پاسخ من: لااقل تا اینجای کار، بله. هم سعی کرده‌ام گزارش درستی از وضع موجود و مسائل اساسی شهر به مردم بدهم، هم اینکه به اندازه‌ی وسع، در جهت اصلاح اوضاع، به شیوه‌های مختلف، تاثیرگذار باشم. فهرست مسائلی که پیگیرشان بوده‌ام و شیوه‌ی ورودم به آنها، می‌تواند معیار ارزیابی این ادعا باشد. در فرصتی دیگر، این فهرست و شیوه‌ی مطالبه‌گری‌ام را شرح حرف.

@ebteda_ir . آلوده‌سازیِ دیوانه‌وارِ #محیط_زیست، مسئله‌ای به شدت سیاسی است و نمی‌شود با توجیهات غیرسیاسی، از عهده‌ی تبیین آن برآمد. مثلاً نمی‌توان با مقصرپنداری مردم و توصیه به #آموزش_شهروندی! از پذیرش مسئولیت این فاجعه در حوزه‌ی قدرت، سر باز زد. مردم عادی نهایتاً با ریختن پلاستیک در جوی آب یا طبیعت، در چرخه‌ی تخریب، سهم‌آفرین می‌شوند، اما واضح است که تخریب اساسی را نه این عادت‌ها که سیاست‌های ویرانگرِ کلان باعث می‌شود. برای مثال، وقتی نیروگاه حرارتی تبریز، عامدانه و به بدترین شکل ممکن، از #مازوت استفاده می‌کند و حاضر نیست برای کاهش آثار تخریبی مصرف مازوت، هزینه کند، یعنی دارد کار سیاسی می‌کند‌. نیروگاه، به بخش خصوصی واگذار شده و باید سود کند! مردم عادی چه نقشی در این اتفاق دارند؟! آیا توصیه به کاهش مصرف گاز یا برق توسط مردم عادی، مواجهه‌ی صادقانه با مسئله‌ی آلایندگی نیروگاهِ مازوت‌سوز است؟! نه فقط نیروگاه حرارتی، که باقی صنایع بزرگ و آلاینده نیز چنین وضعیتی دارند. گروکشیِ نیازهای اساسی مردم توسط این صنایع و پنهان شدن پشت #مصالح، مجوز تخریب محیط زیست و ایجاد فاجعه برای موجودیت جامعه را صادر کرده است. #مازوت #تبریز #محیط_زیست

🎯 ضریب جینی چیست و چرا برای اندازه‌گیری نابرابری ناکافی است؟ — تحلیل نابرابری بر اساس ضریب جینی چشم ما را بر روی شکاف اقتصادی می‌بندد 📍در جمع سیاست‌مدارها و اقتصاددان‌ها، وقتی صحبت از سنجش نابرابری می‌شود، «ضریب جینی» پای ثابت اغلبِ تحلیل‌هاست. آن‌ها، برای دفاع از وضع موجود، معمولاً می‌گویند ضریب جینی ثابت مانده است. اما انگس دیتون، برندۀ نوبل اقتصاد، به همراه همسرش آنه کیس، می‌گوید ضریب جینی می‌تواند برای سال‌ها تکان نخورد و درعین‌حال نظام‌های اجتماعی مثل نظام سلامت و آموزش روزبه‌روز به شکاف طبقاتی دامن بزنند. آنگاه محاسبۀ دقیق اعشار این شاخص هیچ سودی نخواهد داشت. ضریب جینی چگونه مؤلفه‌های اساسی نابرابری را نادیده می‌گیرد؟ 🔖 ۴۹۰۰ کلمه ⏰ زمان مطالعه: ۲۹ دقيقه 📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید: https://tarjomaan.com/neveshtar/10424/ 📌 آنچه خواندید در شمارهٔ ۱۹ فصلنامهٔ ترجمان منتشر شده است. برای خواندن مطالبی مشابه می‌توانید شمارۀ نوزدهم فصلنامهٔ ترجمان را از اینجا بخرید: https://b2n.ir/p22093 📌 همچنین برای بهره‌مندی از تخفیف و مزایای دیگر می‌توانید اشتراک فصلنامۀ ترجمان را با ۴۹٪ تخفیف از اینجا خریداری کنید: https://tarjomaan.shop/product/tafsubs4-4003/ @tarjomaanweb

⭕️ طوری نشود که علیه شما نهضت کنند! 🎙 #رحیم_پور: 🔹 امام می‌گوید #صاحبان_ثروت_و_قدرت، نان‌خورِ مردم و به‌خصوص #محرومین و پایین‌ترین طبقات اقتصادی جامعه هستند، نه برعکس. 🔹 این قشر زحمت‌کش، جامعه را سرِ پا نگه داشته‌. ارزش اینها را بدانید. اگر پیوند شما با اینها قطع شود، کار برمی‌گردد به همانی که اول بود؛ یعنی دوباره لازم است علیه شما نهضت کنند. 🎬 @Mostazafin_TV

⭕️ چالش‌های زیست‌محیطی، امتدادِ نابرابری‌های اجتماعی ◀️ در این روزها که نسبت به چالشِ کمبودِ آب و مشکلات زیست‌محیطی دلایل و راه‌کارهایی توسط فعالینِ این عرصه ارائه می‌شود، ضروری است نیم‌نگاهی به این مسأله از منظر متفکرینِ انقلاب اسلامی بیاندازیم؛ کاری که حجت‌الاسلام #مجتبی_نامخواه از نگاهِ اندیشمند و متفکرِ معاصر، #آیت‌الله_خامنه‌ای انجام داده. 🖋 مجتبی نامخواه: 🔹 #انقلاب_اسلامی ایران براساس نگره‌ای مشخص به جامعه‌ و تحولات آن شکل گرفته و به پیروزی رسیده است. انقلاب اسلامی فرزند زمانه‌ی #مدرن نیست و اساساً آمده تا زاینده‌ی زمانه‌ی دیگری باشد. با این همه، خود در زمانه‌ای متولد شده که محیط‌زیست یکی از بحران‌های اساس آن است. پیوند محیط‌زیست و زیست اجتماعی انسان‌ها، زمینه‌ها و پیامدهای چالش‌های محیط‌زیست را به مسئله‌ا‌ی اجتماعی تبدیل کرده است. نظریه‌‌ی اجتماعی‌ای که انقلاب اسلامی پیش می‌کشد، در این‌باره‌ حرف‌هایی جدی، اما همچنان ناشنیده دارد. 🔹 این مسئله در اندیشه‌ی #امام_خمینی و متفکران انقلاب اسلامی نیز بازتاب داشته و به‌نوعی دغدغه‌ی آن‌ها بوده است. رهبر انقلاب استدلال می‌کنند که چالش‌های زیست‌محیطی امتداد «نابرابری‌های اجتماعی» است که در محیط طبیعی بروز و ظهور یافته و عامل اساسی در این چالش‌ها عبارت است از «اقلیتی مرفه و ثروتمند». 🔹 رهبر انقلاب در این زمینه مشخصاً بر دو سطح تحلیل از مسأله دست می‌گذارند. ➖ سطح اول: تحلیلی انسان‌شناختی ➖ سطح دوم: تحلیلی اجتماعی 🔸 تحلیل انسان‌شناختی: خودپرستی و خودبینی در سه سطح قابل تمییز است: «خودبینى و خودخواهى در مقابل خداوند متعال» که از آن به « #طاغوت » تعبیر می‌شود: «خودبینى در مقابل انسان‌هاى دیگر» که «نتیجه‌اش مى‌شود نادیده گرفتن حقوق دیگران» و «خودبینى در مقابل طبیعت». آیت‌الله خامنه‌ای این‌چنین استدلال می‌کنند که «تضییع محیط طبیعى» و «نادیده گرفتن محیط طبیعى زیست» نتیجه‌ی این سطح از #خودبینی است. 🔸 تحلیل اجتماعی: رهبر انقلاب: تخریب محیط‌زیست معلول #نابرابری‌هاى_اجتماعى و استفاده‌ی غلط از طبیعت و یکى از عوامل تضییع حقوق انسان‌هاست. متأسفانه در جهان امروز، اقلیتى مرفه و ثروتمند از همه‌ى امکانات و مواهب طبیعى و سالم بهره‌بردارى مى‌کنند، ولى اکثریت ملت‌ها محکوم به زندگى در شرایط محیطى آلوده و غیربهداشتى و تن دادن به عوارض سوء و انواع بیماری‌ها و پذیرفتن بلا و مصیبت و مرگ‌ومیرند. 🔹 این تحلیل علاوه بر آنکه چالش‌های زیست‌محیطی در سطحی جهانی را تبیین می‌کند، ماهیت چالش محیط‌زیست در درون کشور را نیز بیان می‌کند و بر «شیوه‌هاى ناصحیح و غیرعادلانه در تعامل با طبیعت و آلوده ساختن محیط‌زیست در کشورمان» انگشت می‌گذارد و راه‌حل را در «جامعه‌ای سالم و به‌دور از فاصله‌ی طبقاتی» می‌داند. 🔹 از منظر انقلاب اسلامی، محیط‌زیست یک مسئله‌ی اصلی به حساب می‌آید؛ رهبر انقلاب: براى ما مسئله‌ى محیط‌زیست‌ یا حفظ منابع طبیعى، مسئله‌اى تجملاتى و درجه‌ى دو نیست؛ یک مسئله‌ى حیاتى است. 🔹 کافی است به عرصه‌ی اجتماعی کشور نگاهی کوتاه بیندازیم. با وجود چالش‌های فراوان زیست‌محیطی و منهای ابعاد تبلیغاتی اخیر، از فعالان فرهنگی گرفته تا فعالان سیاسی و اقتصادی، برای کمتر کسی محیط‌زیست مسئله‌ای اصلی است. چرا؟ 🔹 ریشه‌ی این وضعیت را می‌توان در دو سنخ تفکر پیگیری نمود. دو تفکری که در برابر اصل انقلاب اسلامی قرار داشتند، «غیر» های اصلی هستند که از بسط نظریه‌ی اجتماعی انقلاب درباره‌ی محیط‌زیست نیز جلوگیری می‌کنند و آرام اما بی‌صدا، محیط‌زیست را به‌مثابه‌ی مسئله‌ای درجه‌دو و کم‌اهمیت طرح می‌کنند. یکی تفکری #تحجرمآبانه که اساساً هیچ ارتباطی با مسائل جامعه‌ی کنونی ندارد و دیگر تفکری #تجددمآبانه است که در سطحی روبنایی، محیط‌زیست را به‌مثابه‌ی امری تقلیدی و نمادین بازتولید می‌کند، اما در سطح بنیادین‌تر رأی به تفوق اقتصاد و تکنولوژی بر محیط‌زیست می‌دهد. 🔺 جهت مطالعه کامل یادداشت اینجا کلیک کنید. 🎬 @Mostazafin_TV

@ebteda_ir 🔺محبانِ بسیجِ تشریفاتی له‌له می‌زنند برای #بسیج_تشریفاتی‌. منتهایِ آمالشان، تبدیل این نیروی همیشه‌مبارز به عواملی بروفقِ امیالشان است. از بسیجِ جسور و حق‌طلب، عنصری سربه‌زیر و مشغول به خود می‌خواهند که زبان در کام گرفته و تماشاگرِ منفعلِ جولانِ تزویرگران باشد. حاضرند برای بسیجِ کَر و لال و کور، دکور بزنند و ریسه بیاویزند و بزرگداشت بگیرند و لوح سپاس بدهند و وصفِ حال‌های آنچنانی بخوانند، اما بسیجِ نق‌نقوی یقه‌گیر را حتی برای لحظه‌ای تحمل نمی‌کنند. از او می‌خواهند فقط و فقط «لشکر مخلص خدا» باشد و بنشیند سرجایش؛ و کاری به کار بیچارگیِ بیچارگان و فلاکتِ حاشیه‌نشینان و شرمندگیِ دستفروشان و سرنگونی لبوفروشان و کیسه‌‌دوزیِ بیت‌المال‌خوارانْ نداشته باشد!

⭕️جزوه ی #اقتصاد_مردمی منتشر شد ❇️#پیوست ارائه حجت الاسلام و المسلمین #محسن_قنبریان در دوره ی کشف الاسرار 🔻سرفصل ها ۱.اقتصاد
⭕️جزوه ی #اقتصاد_مردمی منتشر شد ❇️#پیوست ارائه حجت الاسلام و المسلمین #محسن_قنبریان در دوره ی کشف الاسرار 🔻سرفصل ها ۱.اقتصاد مردمی در نگاه امام خمینی ۲.اقتصاد تعاونی در نگاه مقام معظم رهبری ۳.ظرفیت قانون اساسی در اقتصاد مردمی ۴.سخنرانی شهید بهشتی با موضوع تعاونی ها ۵.سیاست های اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی بخش تعاونی ها ۶.مقاله حجت الاسلام قنبریان پیرامون تعاونی ها 📄۸۰ صفحه A4 ↙️لینک دانلود https://b2n.ir/j99359 🔸حجم : ۱۳ مگ با تشکر از تشکل طلبگی ربیون ☑️ @m_ghanbarian

🔸گفتارهایی کوتاه درباره خطبه امام حسین علیه السلام در صحرای منی 📌گفتار هشتم #خطبه_منی 🔻 آرزوی بهشت با مسئولیت ناپذیری اجتماعی محقق نمی‌شود. 🔻شما حافظ وضع موجود و عهدهای آباء و اجدادی خود هستید اما برای تحقیر عهد رسول الله و رها شدن معلولان و زمین‌گیرها در شهرها نمی‌شورید. 🔻 هیچ سیاست اجتماعی موثر و کارآمدی وجود ندارد؛ شما هم کارهایی می‌کنید اما نه کاری که در خور منزلت و مسئولیت اجتماعی‌تان باشد. @tabagheh3_ir

@ebteda_ir 🔺وقتش نیست؟ اخیراً چیزی به این مضمون سر زبان‌ها انداخته‌اند که «محرم، وقت آسیب‌شناسی و نقد نیست... لخت شوید و بی‌هیچ حرف‌وحدیثی سینه بزنید...»! این واکنش، چند عامل دارد. یکی از این عوامل، تشدید و ترویج آسیب‌شناسی‌هایی با خاستگاه غیردینی و ضددینی است. این نگاه، اساساً با هر چیزی که نسبتی ولو صوری و ظاهری با اسلام داشته باشد، سر عناد دارد؛ از جمله با هر شکل و سطح از عزاداری برای معصومین(ع). شناخت این جریان، چندان دشوار نیست؛ تکلیفشان هم روشن است. 🔹اما از این جماعت که بگذریم، با جریان قدرتمند و‌‌ ریشه‌دار دینی مواجه می‌شویم که همواره در قبال انحرافات و اعوجاجات دینی حساس بوده و مبارزه با این کج‌فهمی‌ها و کج‌روی‌ها را تکلیف دینی خود دانسته‌ است. نامداران شیعه و مصلحان بلندآوازه‌ای را در قرون و دهه‌های گذشته و اخیر، در این مسیر دیده‌ایم. چنین مبارزه‌ای، درازدامن است و قدیمی؛ و برای پیش‌برد این مبارزه، از فرصت محرم به‌صورت حداکثری استفاده شده است. دلیلش هم روشن است؛ اولاً به دلیل تناسب حداکثریِ اصل امربه‌معروف و نهی ‌از منکر با روح عاشورا و محرم، ثانیاً فرصت بزرگی به نام تمرکز ذهنی و عینی مردم در ایام محرم حول قیام سیدالشهدا(ع). اینکه فضا را چنان سنگین ‌کنند که کسی در منابر حسینی و مجال محرم، جرأت طرح هیچ بحث انتقادی و اصلاحی نداشته باشد، در واقع با روح قیام حسینی بیگانه است. 🔹بیراه نیست که در معارف انقلاب اسلامی، حتی عنصر #گریه بر سیدالشهدا(ع) نیز متحول شده و معنایی فراتر از دریافت‌های عرفی پیدا کرد. منظومۀ شعائر عاشورایی، از اشکی که ریخته می‌شود تا شعری که خوانده می‌شود و منبری که برپا می‌شود، جز برای اصلاح امور امت و تجهیز برای مبارزه و حق‌طلبی نیست. این، ابتدایی‌ترین و البته مهم‌ترین درس حسینی(ع) است. بنابراین تذکر مکررِ چنین حقیقتی، به حفظ اصالت این معارف کمک می‌کند. رونق عزای حسینی نیز در گرو حفظ همین مولفه است. بر این اساس، محرم دقیقاً وقت تذکر و تنبه است. 🔹رواج رویکرد «هیچ نگو و‌ هیچ نپرس و فقط سینه بزن» با لفافۀ #عشق_بازی، پیشینه و قرینۀ تاریخی تلخی دارد.

@ebteda_ir 🔺 باور کنیم خیلی وقت است دسته‌بندی‌های پوچ جناحی، بی‌اعتبار شده. امروز اگر بخواهیم با همان تابلوهای مضحک راست و چپ و اصولگرا و اصلاح‌طلب، آدم‌ها و تصمیماتشان را تحلیل کنیم، حتماً اسباب مضحکه‌ی نسل‌ها خواهیم شد. آدم‌ها را بر اساس موقعیتی که در آن ایستاده‌اند و جریانی که تقویتش می‌کنند بشناسیم. انقلابی و غیر انقلابی را هم با همین قاعده شناسایی کنیم. انقلابی‌ای که اثر تصمیمش، تقویت مقصد و مقصودِ محافظه‌کاران و ابازرها باشد، محافظه‌کار است؛ حتی اگر کفن بپوشد و حنجره بدرد!

⭕️ این یک اعلام جنگ است! ➖ در معنای «جنگ» فقر و غنا #مجتبی_نامخواه: 🔸سه دهه از طرح #جنگ_فقروغنا می‌گذرد. سه دهه پیش #امام_خمینی با صراحت تمام از جنگ فقر و غنا گفت؛ در برابر یکی از آخرین و مهم‌ترین ایده‌های امام خمینی رسانه‌ها و نخبگان چه کار کردند؟ تقریبا هیچ؛ نوعی طرد و انکار. 🔹جنگ فقر و غنا در مجموع تفکر امام خمینی، مفهومی مهم و تعیین کننده است. این تعیین‌کنندگی عمدتا خود را در سه سطح نشان می‌دهد. ◀️ یکی این که امام خمینی این دوگانه را چارچوب کلان حاکم بر تحلیل مسیر طی شده انقلاب اسلامی می‌دانند؛ از نظر امام خمینی، هم #اصل_نهضت_انقلاب_اسلامی (صحیفه امام ، ج۲۰ ، ص۳۳۳) و هم «جنگ ما [دفاع مقدس] جنگ فقر و غنا بود» (صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۴) ◀️ دیگر آن‌که امام این مفهوم را چارچوبی برای درک آینده‌ انقلاب می‌دانند و استدلال می‌کنند که «امروز [و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸] جنگ فقر و غنا شروع شده»(صحیفه امام، ج۲۱، ص۸۵). ◀️ دست آخر این‌که امام خمینی جنگ فقر و غنا را یک #تقابل_مقدس عنوان می‌کنند و در این‌باره تعبیر «نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا» (صحیفه امام ، ج۲۰ ، ص۳۳۳) را به کار می‌برند. 🔸به راستی اما این جنگ فقر و غنا چیست که همه چیز تحلیل اجتماعی از منظر امام خمینی را شکل می‌دهد؟ جنگ فقر و غنا چیست که هم گذشته ما بوده و هم آینده ماست و هم امری مقدس است؟ برای یک جامعه، مهم‌تر و مهلک‌تر از وجود فقر و نابرابری، تحلیل‌ها و تصویرهای نادرستی است که در درک این پدیده رایج است. 🔹اگر در جامعه‌ای این باور وجود داشته باشد که وجود #دره‌های_فقر و #قله‌های_ثروت طبیعی و گریز‌ناپذیر است؛ اگر #نابرابری_اجتماعی به مثابه یک مسئله فرعی، که به سادگی قابل حل است، تصویر کرد؛ یا اگر گمان شود با خدمت به #محرومین و اصلاح برخی قوانین و رویه‌ها، می‌توان راه درمان ناعدالتی‌ها را پیمود؛ بی‌شک رواج یک چنین درک‌ها و تفسیرهایی از نابرابری در اذهان عمومی یک جامعه، از مهم‌ترین محرک‌ها و #مولدهای_نابرابری است و به مراتب از خودِ نابرابری خطرناک‌تر است. 🔸«جنگ فقر و غنا» به مثابه یک نظریه و چارچوب مفهومی، تعریفِ منحصر به فرد انقلاب اسلامی از نابرابری اجتماعی را بازتاب می‌دهد. دو عنصر در این تعریف، در تعیین غیریت‌های ایده‌ی جنگ فقر و غنا اهمیتی بنیادین دارند: ◀️ یکی این‌که بر واقعیتِ تعارض‌های عینی و اجتماعی تأکید می‌شود؛ ما با «جنگ» فقر و غنا مواجهیم. تأکید بر این قید است که به مرزگذاری تفکر انقلاب اسلامی با #سرمایه‌داری و #مقدس‌مآبی می‌انجامد. چه آن‌که در اولی منفعت مادی و در دومی عزلت معنوی، مانع دیدن و اصالت بخشیدن به جنگ فقر و غنا می‌شود. ◀️ عنصر و قید دیگر اما به تمایز مراد جنگ فقر و غنا از رویکردهای چپ‌گرایانه می‌انجامد: از نظر انقلاب اسلامی جنگ فقر و غنا در دامن و ادامه #جنگ_حق_و_باطل بوده و نهضتی مقدس است. 🔸بنابراین مفهوم جنگ فقر و غنا، آن‌چه متجددین دست چپی، متجددین دست راستی و متحجرین مقدس‌مآب در تحلیل جامعه می‌گویند را نمی‌گوید؛ اما به واقع جنگ فقر و غنا چه می‌گوید؟ 🔹جنگ فقر و غنا به ما می‌گوید در تحلیل انقلاب اسلامی، به ویژه در دوران پس از جنگ که تاریخ آغاز این درگیری اجتماعی است، ما با یک «#طبقه_مرفه_جدید» (رهبر انقلاب، ۷۶/۴/۲۵) مواجهیم. طبقه‌ای که در بالادست جامعه به وجود آمده و یکسره می‌کوشد وضع موجود را حفظ و آن را به نفع خود بسط دهد. ابزارهای طبقه مرفه جدید برای این امر، سیاست‌گذاری‌های اجتماعی، اقدامات و یا عدم اقدام‌های اجرایی، تقنین‌ و دیگر اقدامات پارلمانی و نیز بازتولید خود در عرصه‌های غیررسمی، همچون رسانه، فرهنگ، دین و جامعه است. 🔸طبقه مرفه جدید امروزه و سه دهه پس از آغاز آرام و انکارشده‌ جنگ فقر و غنا، توفیق‌های بسیار در بسط منافع خود داشته است. سلامت، #آموزش_عمومی، بازار پولی، نفت، #خصوصی‌‌سازی، صندوق‌ها و شرکت‌های (نیمه)دولتی، رسانه و تا حدود قابل توجهی مذهب، از جمله عرصه‌های حیات اجتماعی ماست که تمامی یا بخش قابل توجهی از آن به خدمت منافع این طبقه درآمده است. 🔹هر اقدام یا تحلیل اجتماعی، اگر با این طبقه و منافعش درگیری صریح و آشکار (جنگ) نداشته باشد، هر چند جای خود عملی نیکو باشد هم گامی در مسیر جنگ فقر و غنا نیست و چه بسا در شمار مهم‌ترین خدمت‌ها به طبقه مرفه جدید باشد. #جنگ_فقروغنا #سرمایه_داری #سانسور_۲۹تیر 🎬 @Mostazafin_TV

@ebteda_ir 🔺شورانامه از بودجه‌ی نسیه تا طرح‌های ضربتیِ دقیقه‌ی نود! . در روزهایی که گذشت، مهمترین مسئله، بررسی وضعیت شرکت واحد اتوبوسرانی بود. مدیران شرکت واحد، در جمع اعضای شورای ششم، گزارش دادند و پرسش و پاسخ‌هایی انجام شد. احتمال بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها از مهرماه و کاهش تعداد اتوبوس‌ها، شرایط نگران‌کننده‌ای را پیش آورده است. باید تدبیر کنند. ورود بی‌حساب‌وکتاب نیرو (نورچشمی‌ها) به شرکت واحد هم، قوز بالای قوز شده این وسط! تلاش برای شفاف‌سازی وضعیت نیروی انسانی، به شیوه‌های مختلف، همچنان ادامه دارد. کلاف سردرگم است این قضیه. کلاف را البته سردرگم کرده‌اند... بودجه‌ی سال ۱۴۰۰ و چالش تحقق درآمدهای پیش‌بینی شده، مسئله‌ی دیگری‌ست که از مدیران شهرداری پیگیری می‌شود. چند جلسه، لازم است تا ابعاد قضیه روشن‌تر شود. درآمد برآورد شده برای سه‌ماهه‌ی اول سال، رضایتبخش نیست. بحث‌ها برای ریاست شورا، ادامه دارد. فعالیت‌های برون‌شورایی گویا گسترده‌تر و جدی‌تر از تحرکات درون‌شوراست! پرونده‌ی شهردار هنوز باز نشده. قرار است فراخوان داده شود؛ تا شاخص‌ها و مصادیق شهردار را مردم بگویند. امیدواریم فرصت برای به‌فرجام‌رساندن این ایده باشد. فعالیت‌های ضربتی! شهردار، سرعت مضاعف گرفته و آدم دلش می‌خواهد به شهردار محترم بگوید "اگر این‌ امکان وجود داشت که پروژه‌ها را در اسرع وقت، تعربف و ابلاغ و اجرا کنید، چرا موتورتان دیر روشن شد پس؟!" خدا عاقبت این پروژه‌های ضربتی! را به خیر کند. تا یادم نرفته عرض کنم محضرتان که در همین گیرودار و پیرو تلاش‌های شبانه‌روزی برای افتتاح‌تراشی! متاسفانه گلزار شهدای ستارخان هم رسماً یکسان‌سازی شد. یکی از مهمترین کارهای شورای ششم، شاید بررسی پدیده‌ی یکسان‌سازی مزار شهدا و نقش شهرداری و هزینه‌کردهایش در این پروژه‌ی خسارت‌بار باشد

@ebteda_ir 🔺یک گزارش مختصر از شورای ششم تقریباً دو هفته از اعلام نتایج اولیه‌ی انتخابات شورای شهر تبریز می‌گذرد. جهت اطلاع همشهریان عزیز، مهمترین اتفاقات این دو هفته را مرور می‌کنیم: ۱. ارتباطات مستقیم و غیرمستقیم با گروه‌های مختلف مردمی و همچنین گروهی از کارکنان محترم شهرداری، با هدف معرفی چالش‌های شهرداری و مسائل شهر. بیشترین نگرانی‌ها در حوزه‌ی نیروی انسانی و مشخصاً ورود غیرقانونیِ وابستگان و بستگان برخی مدیران به شهرداری اعلام شد. نارضایتی و احساس تبعیض در این زمینه، چشمگیر است. ۲. گفتگوها و جلسات چندنفره و جمعیِ اعضای شورای ششم، مشخصاً با هدف تسریع در تعیین تکلیف رئیس شورای ششم شکل گرفت. تلاش‌ گروه‌ها و افراد مختلف با مقاصد متفاوت برای تاثیرگذاری بر تصمیمات اعضای شورا، مشهود است. این تلاش‌ها، گاهی دلسوزانه است و گاهی سهم‌خواهانه و قیم‌مآبانه! برخی اساتیدِ هیپنوتیزم هم به سیاق گذشته‌، همزمان به چند گزینه‌ی ریاست شورا، پیامِ موافقت و همراهی فرستاده‌اند؛ شاید افاقه کرد! ۳. انتخاب شهردار هم کمی‌تاقسمتی، مورد توجه است. در این موضوع، شیوه‌ی خودمطرح‌سازی از سوی برخی افراد، در پیش گرفته شده است. عده‌ای نیز با لابی و اعزام واسطه‌، درصددند تا خود را شایسته‌ی منصب شهرداری تبریز معرفی کنند. ما اما دنبال سازوکاری مردمی‌تر و شایسته‌مدارتر هستیم. ۴. حضور در برخی کمیسیون‌های شورای پنجم و آشنایی با روند جاری امور، از اقدامات خوب و موثر در این دو هفته بوده است. ۵. شهردار محترم، با حضور در جمع منتخبان شورای ششم، تصویری از وضع موجود شهرداری بویژه در دو حوزه‌ی نیروی انسانی و بودجه ارائه کرد. چاشنی این گزارش، البته پرسش‌های چالشی اعضای حاضر بود. شرحش کمی مفصل است.

@ebteda_ir 🔺 اگر بخواهم نفسانی قضاوت کنم، باید از نتیجه‌ی انتخابات شورای شهر راضی باشم؛ به هر حال رأی آورده‌ام و در سازوکار انتخابی، حائز اکثریت آرای شرکت‌کنندگان شده‌ام. اما واقعیت این است که نمی‌توانم از کنار جمع قابل توجهی از همشهریانم که رأی نداده‌اند بی‌تفاوت رد شوم. در سازوکار جمهوریت، نه تنها مشارکت‌ و نتیجه‌ی مشارکت، معنادار است، بلکه عدم مشارکت نیز معنا دارد. اگر از فهم مسئله‌ی عدم مشارکت و معنای آن، منصرف شویم، یعنی جمهوریت برایمان امری تشریفاتی و ابزاری‌ست.

📌اخوانیه‌ای برای آقای نماینده (محمد اصغری)   حال که استاد عزیزم، دکتر رشیدی، توانسته به عضویت شورای شهر تبریز درآید، این چند خط را به رسم اخوانیه برای ایشان می‌نویسم، برای کسی که نوشتن نام او بر روی برگ رای، مطمئن‌ترین انتخاب در عمر انتخاب‌های شهری‌ام بود و به آن مفتخرم. امید که زبان‌درازی را بر این قلم ببخشایند که نگاشتن این سیاهه جز از سر باوری که به آقای نماینده دارم، نیست.   1-    توفیق اخیر در انتخاباتی حاصل شده که مشارکت مردم تبریز در آن چیزی کمتر از 23 درصد بوده و به بیانی دیگر جریان عدالت‌خواهی به نمایندگی شما تنها توانسته رای 2 درصد از کل واجدین شرایط رای در شهر تبریز و 10 درصد از مجموع رای‌دهندگان را بدست آورد. این درصد مشارکت آن‌هم در انتخاباتی مثل شوراها برای تبریز یک فاجعه است؛ مع‌الاسف اربابان خام‌اندیش شهر نام حماسه بر آن گذاشته‌اند، پیام تبریک در می‌کنند و دور افتخار می‌زنند، که صدالبته مضحکه بودن آن بر هر ناظری مبین و چنین مواجهه‌ای مایه‌ی تاسف است. باید در باب این مساله اندیشید که به راستی چرا تبریز این‌چنین با انتخابات شهری قهر کرده و چه عواملی در این زمینه دخیل بوده‌اند. توجه به این مساله یکی از پایه‌های اصلی عدالت‌خواهی است. مگر نه آن است که عدالت با حضور جمهور مردم قوام می‌یابد. چرا شهری چون تبریز به بی‌اعتنایی اکثریتی به صندوق‌های رای و سازوکارهای حاکمیتی در جمهوری اسلامی رسیده است؟ آن‌هم تبریزی که خود در تاریخ شهر انتخاب و سیاست بوده. انتظار ‌از نماینده‌ی عدالت‌خواه آن است که نه تنها خود، بلکه توجه لایه‌های حاکمیتی تبریز را به این بحران اعتماد جلب نماید و سرودخوانانِ شنگ را از این خواب‌زدگی به‌در آورد و نهیب این فقد اقبال عمومی را در گوش صاحبان خودخوانده‌ی شهر بخواند.   2-    هرچند این‌روزها واژه عدالت و عدالت‌خواهی لااقل در میان بخشی از حزب‌اللهی‌ها به سکه‌ی رایج تبدیل شده، اما فراموش نمی‌کنیم که چند سال پیش، بسیاری از همین‌هایی که امروز خود را عدالت‌خواه می‌خوانند، در جمله‌سازی با عدالت‌خواهی و فتنه و خوارج و قس علی هذا از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. شما خود در طول این سال‌ها هدف بسیاری از این برچسب‌ها بوده‌اید؛ امروز اگر فلان رسانه‌ی وابسته به نهاد خاص برای شما رپرتاژ می‌رود و از پیروزی عدالت‌خواهی در انتخابات تبریز می‌نویسد، یادمان نرفته که همین چند سال پیش عدالت‌خواهی را با سخیف‌ترین ادبیات می‌نواخت. آن‌ها دل‌شان برای عدالت نسوخته، بلکه تنها رتوریک عدالت‌خواهی را بر مافی‌الضمیر خویش کشیده‌اند. باید از این جماعت خطرناک حذر کرد؛ همین‌ها اگر فردا روزی تیغ عدالت‌خواهی بر گلوی ولی‌نعمتان‌شان کشیده شود، مطمئن باشید دوباره به پیشه‌ی اصلی‌شان برمی‌گردند و علیه عدالت‌خواهان پرونده‌سازی، تخریب، فحاشی و برچسب‌زنی می‌کنند.   3-    تبریز نیازمند عدالت‌خواهی برآمده از تبریز است، نه عدالت‌خواهیِ وارداتی تهرانی. شما خود بهتر می‌دانید که آنچه به نام جریان عدالت‌خواهی در تهران شهره شده، عمدتا از دل طرح‌چینی‌ها و پیوندهای مسموم امنیتی زاده شده است و بیش از آن‌که به پیشبرد اصل عدالت منجر شود، به ابزاری در دست طراران تاریک‌خانه‌نشین بدل گشته. هرچند منکر وجود دوستان صادق‌النیه نیستم، اما برآیند این جریان در مقابل دیدگانمان قرار دارد. در سال‌های گذشته نیز برخی دوستان با صدق نیت در پی گرته‌برداری و پیاده‌سازی نعل‌به‌نعل عدالت‌خواهی تهرانی در تبریز بودند که البته چندان ره به جایی نبرد. باید از همین مساله مراقبت کرد که مبادا عدالت‌خواهی شهری در تبریز مصرف‌کننده‌ی تفاله‌ی عدالت‌خواهی تهران باشد. تبریز و خود حضرت‌عالی می‌توانید همان‌گونه که در همه‌ی این سال‌ها الگویی قابل احترام از کنش‌گری شهری را ارائه داده‌اید، این‌بار نیز در قامت یک نماینده‌ی عدالت‌خواه، همچون تاریخ درخشان تبریز، صلای عدالت و بیداری در جای‌جای ایران بزنید. مخلص آن‌که در تهران خبری نیست؛ تبریز باید خود چاره‌ی کار خویش باشد!   4-    تبریز ما زخم‌خورده‌ی نمایش‌هاست؛ در سال‌های اخیر متاسفانه در شهرمان کارهای نمایشی حسابی باب شده و به لطف تشویق‌چی‌های همیشه در صحنه، این استیج نمایشی به مذاق آقایان نیز خوش آمده است. اساسا در جامعه‌ی نمایش، قرار است اموری چون مردم‌داری، نیکوکاری، عدالت‌خواهی و ... عرضه و توسط تماشاگران مصرف شود؛ باید از مصرفی‌شدن عدالت‌خواهی اجتناب کرد؛ چرا که این گام آغازین تهی شدن عدالت‌خواهی از معناست. توقف در وجوه نمایشیِ عدالت‌خواهی، هرچند به جبر مدیا، خطر مهلکی‌ست. الحمدلله شهرمان نمایش‌باز زیاد دارد و از پاتریارک و ژان‌وال‌ژان گرفته تا بیل‌گیس و حاتم‌طائی در آن یافت می‌شود، همه‌ی امید ما به امثال شماست که بی‌معنا بودن این صحنه‌ی نمایش را عیان سازید. ادامه مطلب از این‌جا @MuhammadAsghari

📌قله های ثروت و دره های فقر در تبریز روح الله رشیدی؛ کاندیدای ششمین دوره شورای اسلامی شهر تبریز: ▫️مدیریت شهری تبریز هیچ گاه عدالت محور نبوده است. @NasrNews

🔻 اعتبارات فرهنگی تبریز چگونه هزینه می‌شود؟ تبریز، شهری بدون نقشه جامع فرهنگی 🔴 اعلام حمایت از روح الله رشیدی با مراجعه به ربات: t.me/roohollahrashidibot ☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️ 🔴 گروه تلگرامی: t.me/joinchat/IiHxNzh8gHNiN2Q0