ابتدا | نوشتههای روحالله رشیدی
Open in Telegram
1 028
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
سلسله جلسات بازخوانی #صحیفه_امام
✴️ جدال دو اسلام
▪️دوشنبهها، ساعت ۱۶، #حسینیه_هنر_تبریز
ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال
▪️جلسهٔ بیست و هفتم، ۲۵ مهرماه ۱۴۰۱
🔷 مسائلِ ما
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
Repost from محسن قنبریان
🔘 منطق بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور
• ساختارها همیشه و همه جا "پیکر" برای یک "روح" اند.
در این ۴۳سال فقط ساختارهای فرهنگی فربه، موازی، فرسوده و ناکارا نشده اند؛ رویکرد فرهنگی-اجتماعی مان هم غیرفراگیر، محافظه کار، امنیتی زده، قدیمی و نابه روز شده است.
• مثلا هنوز از "اقناع" می گوییم (تازه همان چیزی که یافت می نشود!)!
اما اقناع، توقعِ رویکرد فرهنگی مونولوگ است. از منبر تا ارشاد، از کلاس تا صدارت، بگوییم تا قانع شوند! جامعه گوش، ما زبان!
• معجزه انقلاب اسلامی این بود که یک "ولاء اجتماعی متقابل" در بین همه ملت آفرید (تحقق آیه۷۱توبه).
ذیل "ولاء سیاسی فقیهِ انقلابی و ساختارنوکُن"، ولاء عمومی ملت نسبت به هم و نسبت به حاکمان شکل گرفت(اصل۸و۲۶ و...قانون اساسی).
• ولاء، فاعلیت است؛ ولاءِ همگانی، همه گویی و همه کُنشی است؛ فرهنگ حاصل از آن "برآیندی" است نه "فرآیندی"؛ تعامل پایین و بالاست نه از بالا و فرمایشی.
مثلا "خواهر بی حجاب"، هم "برادر مسئول" را نهی از منکر می کرد و هم از سوی خواهر یا برادری، نهی از منکر می شد؛ "عدالت" و "عفاف" در برآیند کلی نزدیک به هم سیر می کرد و هیچکدام به نفع دیگری تأویل نمی رفت.
• آن روح انقلابی را باید به فرهنگ، به همه ملت، به همه عرصه های دخالت عمومی و به همه اجتماع برگرداند/ رسمیت شمرد؛ و الا بازسازی ساختارهای فرهنگی هرچه باشد انقلابی نیست، نخبه گرا، هوادار پسند و از بالا به پایین و پیشاپیش شکست خورده و فقط بودجه خور است!
📝محسن قنبریان ۲۴مهر۱۴۰۱
☑️ @m_ghanbarian
@ebteda_ir
🔺نسلِ «ضد»!
بازار تحلیلهای نوجوانمحور داغ است. خب؛ خدا را شکر! اما عجالتاً اغلب تحلیلها دارد به سوی ایجاد یک «دیگری» از نسل نوجوان میرود.
تعبیر نسل Z هم که سر زبانها افتاده، در پارهای تفاسیر محافظهکارانه و سیاستزده به نسل «ضد» تغییر ماهیت داده؛ ضد جمهوری اسلامی!
این حد از فهم سیاسی و اجتماعی، نوبر است.
محافظهکاران و متحجران، همراستا با اغیار و اجانب، چند دهه، بیوقفه و شبانهروزی تلاش کردند برچسب «دیگری» به بانوانِ کمحجاب ایرانی بزنند و موفق شدند با سماجت و بلاهت، چالش بیهودهای برای جمهوری اسلامی درست کنند؛ و لابد الان احساسشان این است که موفق شدهاند و این هزینه را ذخیرهی آخرتشان میدانند.
حالا نشستهاند برای خلقِ دیگریِ دیگری برای جمهوری اسلامی؛ اینبار دارند با نوجوانان کلنجار میروند. احتمالاً البته در این مرحله از دیگریسازی، کارشان سادهتر باشد. چون مستقیم میتوانند در جلساتشان، نسل Z را نسل «ضد» بخوانند و قال قضیه را بکنند و جمهوری اسلامی را یالقوز کنند.
@ebteda_ir
🔺بیایید کار فرهنگی نکنیم!
پیشاپیش و قبل از آغاز هر پویش و موجی برای #کار_فرهنگی با هدف اصلاح #نوجوانان، توجه داشته باشیم که اگر منظورمان از کار فرهنگی همین چیزی باشد که رایج است، بهتر است چنین خدمتی را در حق جمهوری اسلامی دریغ بفرماییم و بدانیم بزرگترین کار فرهنگی، توقف اینگونه کاریست که به آن کار فرهنگی میگوییم!
این تذکر نه یک تعریض که یک #راهکار_عملی است. برخلاف تصور بخشنامهای، بخش مهمی از خرابیهای فرهنگی و اجتماعی امروز، نه محصول «کار نکردنها» که میوهی کار فرهنگیِ مصطلح و عادتشدهی دهههای اخیر است.
ویژگیهایی مانند «مستمعپروری»، «تجمعمحوری» و «بولتنگرایی» در این به اصطلاح کار فرهنگی، جا افتاده؛ از الزامات چنین کار فرهنگیای، «زباندرازی نکردن»، «پرهیز از چونوچرا» و «ترکِ قیلوقال» است و محصولش «تعطیلی تفکر»، «وابستگی در اندیشیدن» و «ناتوانی در تحلیل»!
نشانهی خاصی که حکایت از بازاندیشی در معنا و اصول و شیوهی کار فرهنگی داشته باشد، نمیبینیم. حتی این اراده نیز مشهود نیست که نمونههای ارزشمند و تجربههای قابل اعتنای دورهی اخیر تقویت و تکثیر شود.
تا پیش از دگرگونی اساسی در معنا و شیوهی کار فرهنگی، دامن زدن به رویههای معیوب، جز خسارت مضاعف نیست.
سلسله جلسات بازخوانی #صحیفه_امام
✴️ جدال دو اسلام
▪️دوشنبهها، ساعت ۱۶، #حسینیه_هنر_تبریز
ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال
▪️جلسهٔ بیست و ششم، ۱۸ مهرماه ۱۴۰۱
🔷 مسائلِ ما
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
Repost from محسن قنبریان
🔥 اولین خون ❗️
#اقتصاد_خشن_نئولیبرال
1⃣ از نامه ۵ اقتصاددان #متشکرم! https://b2n.ir/p99002
بهتر از این نمی شد برخی دستاوردهای ج.ا را کنار فجایع اجرای اقتصاد نئولیبرال تصویر کرد!
▫️ دستاورد:
"۳۰برابر شدن جمعیت دانشجویی نسبت به سال۵۵"
"۴۰برابری آموزش عالی دختران"
"تحصیلات بیشتر/ شهرنشینی بیشتر/ بهرمندی #شگفت_آور از اطلاعات با فضای مجازی"
◾️ فجایع:
(البته نگرانی برای قشر متوسط در نامه مشهود و فجایع ناظر به آن طبقه بیشتر است)
"طبقه متوسط شهری به عنوان #نمادی_از_تحول_خواهی_اجتماعی، در سال۱۳۹۰، بیش از ۶۰درصد از جمعیت کشور را تشکیل میداده و در مقابل، قشر کمدرآمد، جمعیتی حدود ۱۱میلیون نفر داشته است. تحولات نامطلوب دهه۱۳۹۰، باعث آن شده است که جمعیت کمدرآمد کشور به رقم هشداردهنده ۲۳میلیون نفر برسد که این میزان افزایشِ هشداردهنده فقط با کوچکتر شدن جمعیت طبقه متوسط اتفاق افتاده است"!
⬅️ این فقط یک #فاجعه_خشن از اقتصاد نئولیبرالی است که همین آقایان ریل گذاری و مشاور و وزیر دولتهایش بودند و البته برخی هم بدتر از نظر آنها اجرایش کردند!
2⃣ توصیه شان هم حرف حقی است: "رعایت بیشتر، احترام افزون تر به خواسته ها و تمایلات"!
می نویسند: "شواهد نشان می دهد که متاسفانه [انتقاد] به دلیل سوء تدبیر از مراحل کم خطر عبور کرده و وارد فاز خشم شده ایم... فقط با رسمیت شناختن عملی انتقاد و اعتراض است که می توان از شتاب گرفتن اغتشاش و به هم ریختگی فراگیر امور جلوگیری کرد".
کاملاً درست است!
❓ فقط یک پرسش می ماند:
اینبار چون طبقه متوسط تحول خواه را معترض می دانند توصیه شان چنین شده است؟!
❗️آخر #اولین_خون در اعتراض به این #اقتصاد_خشن_نیاوران در زمانِ تئوری پردازی و ریل گذاری همین آقایان از محرومان حاشیه مشهد و کارگران ریخته شد اما آنوقت توصیه همین مکتب اقتصادی #سرکوب بود!
❗️آقای روغنی زنجانی موسس مکتب نیاوران و دوست نزدیک این اقتصاددان ها توصیه آنروزها را -که خود رئیس سازمان برنامه و بودجه بود- چنین باز می گوید:
"من در مجلس استدلال کردم که اگر شما دنبال اجرای یک سیاست مشخص هستید [مثلا گرانی بنزین] باید منتظر یک سری عواقب اجتماعی-سیاسی تصمیمات خود نیز باشید. مثلا دولت کره سیاست های خود را به صورت علنی اعلام می کند و به شدت نیز پیگیری می کند، وقتی هم با واکنش های کارگران و دانشجویان روبرو می شود، پلیس را برای سرکوب آنها به خیابان ها می فرستد. اگر قرار باشد بخواهیم چنین واکنش هایی را شاهد نباشیم، هرگز سیاست ها و تصمیم هایی را که مدنظر داریم، اجرا نخواهیم کرد"(کتاب اقتصاد سیاسی ج.ا ص۲۲۶)
#مکتب_نیاوران
#خشونت_نئولیبرال
__
📎 مطالب مرتبط:
- ریاضی سازی اقتصاد و مهندسی معکوس عدالت
https://t.me/m_ghanbarian/3026
- داستان اقتصاد ریاضی
https://t.me/m_ghanbarian/3946
- اقتصاد ریاضی و غیر انسانی
https://t.me/m_ghanbarian/3355?single
- اقتصاد یک علم یا یک دین؟!
https://t.me/m_ghanbarian/3929?single
📝 محسن قنبریان ۱۴۰۱/۷/۱۶
☑️ @m_ghanbarian
@ebteda_ir
🔺چه کسی به اقتصاد شلیک کرد؟
در میان بیانیههای هشدارآمیز نسبت به وضعیت کشور، یک بیانیه، رنگوبوی خاصی دارد؛ بیانیهی پنج اقتصاددان کشور.
محتوای بیانیه، مرور مجموعهای تکراری از دادهها و نشانههای از وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشور است که بارها و بارها شنیدهایم.
فارغ از محتوا، آنچه این بیانیه را جالب میکند، اسامی خاصی مانند دکتر محمد طبیبیان و دکتر مسعود نیلی است. دکتر موسی غنینژاد هم که جای خود دارد.
کسانی که با اقتصاد سیاسی بعد از انقلاب آشنایی مختصری دارند، میدانند که آقایان طبیبیان و نیلی چه نقش پررنگی در پیریزی نظام برنامهریزی اقتصادی کشور دارند. گذشته از مسئولیت مهم در سازمان برنامه و بودجه، در تهیهی برنامههای پنجساله نیز پرکار بودهاند و محوریت داشتهاند.
شرحش مفصل است اما همینقدر بدانیم که آنچه به نام «سیاست تعدیل اقتصادی» از زمان دولت سازندگی با خشونت تمام در کشور اجرا شد، ذیل ایدهی موهومی به نام «بازار آزاد»، محصول فکر همینها بود. سیاستی که حتی در سالهای بعد نیز تداوم داشت و هیچگاه نظام برنامهریزی کشور، جز در این ریل حرکت نکرد. نتیجهاش هم شد خصوصیسازیهای حماقتآمیز و خسارتبار، تشدید فاصلهی طبقاتی و افزایش نارضایتیهای اجتماعی.
حالا که میبینند بازارِ انذار و اندرز داغ است و اغلب کنشگران امروزی، هیچ شناختی از سابقهشان ندارند، دم را غنیمت شمردهاند و جمهوری اسلامی را به باد نصیحت گرفتهاند که «این چه وضعِ سیاستگذاریست؟»
اغلب اوقات، ما سیاسیها را به باد انتقاد انتقام میگیریم اما معمولاً سراغ اندیشهورزان و نخبگان موثر در سیاستگذاریها نمیرویم و از آنها چیزی نمیپرسیم. از این روست که این گروه، همواره از همه حتی مردم، طلبکارند.
👇
http://yun.ir/mrikda
@ebteda_ir
🔺حجابی که باید برداشت!
.
محافظهکاران میخواهند از نمدِ التهاب و درگیری در کشور، برای خود کلاه بدوزند. چگونه؟
اولاً رویکردهای کهنه و ناکارآمدشان را بویژه در حوزههای فرهنگی و اجتماعی همچنان معتبر جلوه دهند.
ثانیاً با برجستهسازی نقش رقیب جناحی خود در این التهاب، ضمن فرافکنی و فرار از پاسخگویی در قبال کردار خود، برای ادامهی حیات سیاسی خود، توجیه بتراشند.
اینها کمترین خسارتشان به کشور و ملت این است که حجابی شدهاند میان حاکمیت و واقعیت. محاسبات را به هم ریختهاند و تصمیمات را به نفع خود، معلق و مختل کردهاند. تا میتوانستهاند مردم را به حاشیه راندهاند و نقششان را تشریفاتی و نمایشی کردهاند و خود دائرمدارِ همهی امور شدهاند.
مسئولیت اصلیشان، که تدبیر امور بوده، وانهادهاند و چسبیدهاند به بسط قدرت و جمع ثروت.
با ادعاها و دعواهای پوچ و بیمبنا، سروصدای بیخودی در کشور راه انداختهاند و نگذاشتهاند صدای مردم شنیده شود. حتی آنگاه که خودشان باید صدای مردم را میشنیدند و نمایندهی آنها میشدند، با کوبیدن بر طبلِ اباطیل، مردم را ناامید کردند.
برخی از همینها، «تصفیهی انقلابی» را تجویز کردهاند برای پاکسازی نظام از نامحرمان!
پیشنهاد خوبیست؛ اما پیش از همه، خودشان باید تصفیه شوند که بزرگترین مانع در مسیر اصلاح امور هستند.
ادامهی مسیر انقلاب با این جماعت، خودزنی است.
یکی از ضروریترین تدابیر، ممنوعالتحلیل کردنِ محافظهکارانِ فرصتطلب (راست و چپ) است. چرا که بخش عظیمی از نارضایتیهای داخلی و وسوسههای مداخله و خرابکاری خارجی، مستقیماً محصول کردار و گفتار آنهاست.
✴️ جدال دو اسلام
سلسله جلسات بازخوانی #صحیفه_امام
با محوریت کتاب #جدال_دو_اسلام و #عهد_مشترک
➕ همراه با تحلیل مسائل روز
🔸جلسه بیست و پنجم، دوشنبه، ۱۱ مهرماه ۱۴۰۱، ساعت ۱۶
🔸#حسینیه_هنر_تبریز، ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
@ebteda_ir
🔺با مسائلمان چگونه مواجه میشویم؟
▫️از ول کردن تا حل کردن
نخستین و مهمترین تحول در مدیریت جامعه، شناسایی درستِ #مسئله و تفاهم بر و در آن است. ما در همین مرحلۀ نخست، دچار رکود و تعلیق هستیم؛ حتی آنگاه که مسئله، مشهود باشد! چرا نمیخواهیم صورت مسائلمان روشن باشد؟ یا چرا نمیخواهیم دستکم در روشِ شناسایی مسئله، تفاهم کنیم؟
لابد به این دلیل که نمیخواهیم مسائلمان را حل کنیم!
مگر ممکن است جامعهای از حلناشدن مسائلش منتفع شود؟ جامعه که نه؛ ولی گروهی از ذینفعان چرا.
تداوم حلناشدگی مسئله، قطعاً گروهی را منتفع میکند. شکل و مسیر این انتفاع، متنوع است؛ از تداوم قدرت گرفته تا تکثیر ثروت و تثبیت یک موقعیت. به اینها بیفزایید «تغییر در یک موقعیت و وضعیت دیگر به واسطۀ حلناشده ماندن مسائل» را؛ مانند اینکه گروهی تلاش کنند مسئله یا مسائل جامعهای، حل نشود تا فشار ناشی از این وضعیت، موجب شکست رقیبِ مستقر و واگذار کردن موقعیت شود.
▫️اینجا پرسش مهمی سربرمیآورد؛ «اگر مسئله "حل" نمیشود، پس چه میشود؟»
اگر «حل» مسئله را منتهای مطلوبِ شکل مواجهه با مسئله بدانیم، در اینسو میتوانیم شکلهای دیگرِ مواجهه با مسئله را به این ترتیب برشماریم:
۱. ول کردن مسئله؛ یعنی مسئله را به زمان واگذار کن تا خودبهخود فرسوده شده و در روندها و مسائل جدید، مضمحل شود. بعضی مسائل، به دلیل ماهیت و ویژگیهای خاص خود، با این شیوه حل شدهاند؛ اما برخی دیگر، نه تنها حل نشدهاند که همچون آتش زیر خاکستر به حیات خود ادامه دادهاند و در شرایط مساعد، گُر گرفته و جامعه را شوکه کردهاند.
۲. رفع مسئله؛ یعنی دستکاری در وضعیت و شرایط موثر بر مسئله، به گونهای که پیگیریکنندگان مسئله، عطشِ پیگیری مسئله را از دست بدهند. رفع مسئله، از طریق جایگزینسازی یک گزینۀ ساده و کمهزینه به جای گزینۀ بزرگتر و پیچیدهتر و پرهزینهتر اتفاق میافتد. این مداخله میتواند در قالب یک پاسخ موقت به تقاضای حل مسئله باشد که پاسخ اصلی نیست، اما موقتاً مسئله را حلشده تصویر مینماید.
۳. فیصله دادن به مسئله؛ از طریق مذاکره و چانهزنی، وضعیتِ مسئلهمند را به صورت نسبی و کنترلشده تغییر میدهند تا با ایجاد رضایت نسبی از شرایط، شدت تقاضا (اعتراض) برای حل مسئله کم شود؛ اینجا، مسئله ظاهراً حل میشود اما نه به صورت کامل.
این سه شیوه، هیچکدام به حل مسئله نمیانجامد.
▫️حل مسئله چیست؟
حل مسئله، دگرگونی اساسی در وضعیت مسئله (وضعیت موجود) و تحقق وضعیت مطلوب است.
این مرتبه از مواجهه با مسئله، نیازمند درک کامل و جامع، هم از وضعیت موجود و هم از وضعیت مطلوب است. درک کامل از وضعیت موجود، به سادگی حاصل نمیشود. این کارِ پرزحمت، البته امروزه با شیوههای روزآمدتر، اندکی تسهیل شده؛ فقط کافیست به نتایج حاصل از این شیوههای امتحانپسداده تن دهیم. آنچه مانع فهم وضعیت موجود میشود، جداافتادگی مدیرانِ حل مسئله از واقعیت جاری است. جداافتادگیِ ذهنی و عینی. این را میشود #اَشرافیت نامید. اشرافیت سیاسی و اقتصادی، یا به بیان سادهتر «جدا شدن سفرۀ مدیران حل مسئله از سفرۀ مردم». جدا شدن سفره، استعاره از وضعیتیست که دیگر مسائلِ مردم، مسائل مدیران نیست و بالعکس. فهمناشدگی وضعیت موجود، حتی در واضحترین شرایطِ ممکن، میتواند نتیجۀ این جداافتادگی باشد.
از این گذشته، در فهم «وضعیت مطلوب» نیز دچار تشتت هستیم. وضع مطلوب، چه ویژگیهایی دارد؟ این را مردم به نحوی پاسخ میدهند و مدیران به نحوی دیگر. چرا؟ چون این دو، همافق نیستند. هممبنا نیستند. از یک نقطه و از یک منظر، به آیندۀ مطلوب نمینگرند.
▫️با فرض تفاهم در «وضعیت موجود و وضعیت مطلوب»، حل مسئله، مستلزم «ارادۀ حل مسئله» است. ارادۀ حل مسئله، همان است که در ابتدا اشاره شد؛ «آیا واقعاً میخواهیم مسائلمان را حل کنیم؟» اگر پاسخ، قاطعانه مثبت باشد، تازه با پرسش مهمتر دیگری روبرو میشویم؛ «چگونه میخواهیم مسائلمان را حل کنیم؟» اینجا «الزامات حل مسئله» خودنمایی میکند.
تا جاییکه به مسائل اجتماعی مربوط میشود، اگر ارادۀ حل مسئله در مدیرانِ حل مسئله وجود داشته باشد، پایبندی به الزامات حل مسئله، یعنی همراهسازی حداکثری اجتماع (مردم). اگر مسئله، مسئلۀ اجتماع (مردم) است، نمیشود بدون اجتماع، اراده برای حل مسئله کرد.
در غیاب مردم، مسئله حل نمیشود، بلکه یکی از سه مرتبۀ دیگر پیش میآید.
▫️اگر فهرست مسائلمان در چند دهۀ اخیر را مرور کنیم، مسائل حلشدۀ کمتری در آن میبینیم. اغلب مسائلمان را ول کردهایم؛ بخشی را رفع کردهایم و بخشی دیگر را فیصله دادهایم!
جامعهای که نخواهد مسائلش را حل کند، مدام با شوک مواجه میشود. شوکهای مکرر، عقلانیت و حسابگری را زایل میکند.
در فقدان عقلانیت، مواجهه با مسئله منحرف میشود و این چرخهی معیوب، همواره ادامه مییابد.
✴️ جدال دو اسلام
سلسله جلسات بازخوانی #صحیفه_امام
با محوریت کتاب #جدال_دو_اسلام و #عهد_مشترک
همراه با تحلیل مسائل روز
🔸جلسه بیست و چهارم، دوشنبه، ۴ مهرماه ۱۴۰۱، ساعت ۱۶ الی ۱۸
🔸#حسینیه_هنر_تبریز، ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
@ebteda_ir
🔺
این تیتر یک و تصویر روی جلد هفتهنامهی #اذرپیام، مربوط به اردیبهشت سال ۱۳۸۶ است. تازهتازه داشت بازار #گشت_ارشاد و ورود پلیس برای برخورد با #بدحجابی داغ میشد. حتی آن موقع هم معلوم بود که مسیر درستی انتخاب نشده. نشانهی این خطا هم جلو انداختن پلیس و پنهان شدن سلسلهی پرتعداد دستگاهها و مسئولان فرهنگی بود. این سپرسازی از پلیس، ناشی از فهم غلط متولیان فرهنگی یا بهتر بگوییم فقدان فهم فرهنگی نزد متولیان فرهنگی بود. اساساً نمیتوانستند بفهمند که با یک پدیدهی ماهیتاً فرهنگی طرف هستند که اولاً باید به درستی فهم کنند و ثانیاً متناسب با ماهیتش، کنش نمایند. همچنانکه پس از ۱۵ سال از آن زمان، همچنان چنین سطحی از مواجهه با پدیده، حاکم است.
نکتهی جالب اینکه، فرمانده وقت پلیس، در واکنش به این مطالبهی فرهنگی گفته بود: «مگر ما دست نهادهای فرهنگی را بستهایم؟! ما به وظیفهی خود عمل میکنیم. آنها هم بروند کار خودشان را بکنند.» این یعنی اینکه رئیس پلیس هم در نقشش فرو رفته بود.
@ebteda_ir
🔺
مناظرههای صداوسیما در موضوع گشت ارشاد، کار خوبی است اما اتفاق خارقالعادهای نیست؛ صداوسیما اصولاً نباید رویکردی جز این داشته باشد؛ در هر موضوع و زمینهای.
اگرچه انتخاب طرفین گفتگو در موضوع گشت ارشاد، تناسبی با تحولات موضوع حجاب در دههی اخیر ندارد. امثال کرباسچی و گنجی و کوشکی و شریعتی و پزشکیان، بیش از آنکه صاحب نظر و تحلیلِ روزآمد و عمیق و الهامبخش در موضوع حجاب باشند، نمایندگان جناحهای سیاسی هستند و حاملان چند موضع تند سیاسی و معطوف به جناح مقابل. این یعنی مقولهی مورد مناقشه را از منظر سیاسیون میبینیم همچنان و نه از منظر اندیشه و تفکر و فرهنگ. وضع فعلی فرهنگ، حاصل تخاصمات دامنهدار جناحین و در واقع، ثمرهی جنگ زرگری آنها بوده است.
اگر دنبال کشف و تبیین واقعیت مسئله هستیم، نخستین کار، عبور از این دوگانهی کذایی است. مسئلهی فرهنگ را باید از چنبرهی جناحها و سیاستبازان بیرون کشید.
@ebteda_ir
🔺در بازار، حجاب نمیفروشند!
.
به یک مثال! توجه بفرمایید:
در فاصلهی یک دهه، از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، تعداد مدارس غیردولتی بیش از ۱۰۰ درصد رشد داشته است؛ بیش از ۱۶ درصد مجموع مدارس کشور و بیش از دو میلیون نفر دانشآموز!
معنای دقیق و سادهی این حرف این است که دولت دارد با سرعت عجیب، فکر و فرهنگ و تعلیم و تربیت را به دست بازار میسپارد. آنهم آگاهانه و قاطعانه!
ناگفته پیداست که این وضعیت، فاصلهی چندانی با فروپاشی نهاد تعلیم و تربیت ندارد.
از روند سیاستگذاری هم چنین برمیآید که نه تنها قرار نیست این حرکت تخریبی متوقف شود، که بر تداوم آن اصرار میشود. فرقی هم بین چپ و راست در این اصرار تخریبی وجود نداشته تا امروز.
جالب اینکه دولت، آثار و پیامدهای این بازاریسازی را در کوتاهمدت میبیند و بر وضعیتی که خود، عالمانه و عامدانه ساخته، مرثیه میسراید. گروهی از محافظهکاران نیز با او همنوا میشوند و مردم و فرزندانشان را به باد ملامت میگیرند که «چرا شماها اینجوری هستید پس! حجابتان کو؟»
ملامت میکند مردم را، اما خودش خوب میداند که در بازار، هرچیزی هم بفروشند، حجاب نمیفروشند!
با هر معیار و مبنایی (شرع، عقل، عرف و...) اگر از مشاهدهی آشفتگیهای فرهنگی و اخلاقی دردمان میگیرد اما وضعیت نهاد (بازار) تعلیم و تربیت کشور، هیچ اعتراض و غصهای در ما برنمیانگیزد، در دستگاه محاسباتیمان شک کنیم.
این تناقضی که در آن دستوپا میزنیم، ظرفیتهای بسیار بیشتر از اینی که میبینیم برای ایجاد آشفتگی و بحران در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و اعتقادی دارد.
جریان زباندارِ سیاسی، با تمرکز تعمدی بر پارهای موضوعات و برجستهسازی هیجانی آنها، مسائل اصلی را از اعتبار ساقط میکند و انرژیها را در مسیری غیرضروری هرز میبرد.
پینوشت:
آیا فقط، مدرسه را بازار کردهایم؟ نه. این فقط یکی از بازارهاییست که ساختهایم. همهجا بازار است.
Repost from ابتدا | نوشتههای روحالله رشیدی
@ebteda_ir
🔺علیهِ «علیه تبعیض»!
تا وقتی #علیه_فساد حرف زده میشود، همه _حتی مفسدین_ با این حرفها همنوایی میکنند؛ اما به محض اینکه کار به #علیه_تبعیض رسید، نطقها کور میشود! فیتیلهها پایین کشیده میشود و همانها علیهِ «علیهِ تبعیض» میشوند!
چرا؟
فساد، محصول و معلول و میوۀ گندیدۀ تبعیض و نابرابری است.
مگر کسی میتواند بر سرِ شاخ بنشیند و بُن بِبُرد؟
توقف #عدالتخواهی، در ایستگاه مبارزه با فساد، شاید #تسکین موقتیِ آلام ملت باشد، اما #ترمیم نمیکند.
ریشه را باید خشکاند.
.
سلسله جلسات بازخوانی #صحیفه_امام
با محوریت کتاب #جدال_دو_اسلام
🔻میهمان ویژه:
حجة الاسلام و المسلیمن #محسن_قنبریان
🔸جلسه بیست و یکم، چهارشنبه، ۱۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۷
🔸#حسینیه_هنر_تبریز، ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
@ebteda_ir
🔺صحیفهخوانی تا کجا تحمل میشود؟
چند سالی میشود که در فصول و فرصتهای مختلف، دورهمیهایی برای خوانش صحیفهی امام خمینی(ره) در شهرمان تشکیل میشود. از زمانی هم که به اهتمام مرحوم #روحالله_نامداری کتاب #جدال_دو_اسلام منتشر شد، فصل مشترک این جلسات و نشستها، همین کتاب شد.
کتاب جدال دو اسلام، بخشی از جلد ۲۱ صحیفهی امام، حاوی پیامهای ایشان در یک سال آخر حیاتشان است. امام(ره) در این یکسال، به صورت منسجم و پیوسته، کوشیدهاند نظریهی اسلام ناب محمدی(ص)_ اسلام آمریکایی را تشریح کنند و عرصه را برای مخاطب ایرانی و جهانی، در چارچوب همین نظریه تبیین نمایند.
جالب است که برخلاف تصور ذهنی غالب، نسلهای جدید و تودههای مردم، از خوانش متن صحیفه و مباحثه در محتوای آن، استقبال میکنند و آن را بسیار جدی میگیرند و لذت میبرند.
تاثیر میانمدتِ اتصال و ارتباط با صحیفه، موجبِ ۱. فروپاشی دوگانههای کاذب و میدانهای مصنوعیِ مبارزه، ۲. جابجایی معیارهای جریانشناسی در ساحت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و عبور از سیاستزدگی مرسوم در فضای کشور و ۳. ظهور نوعی پویایی و حرکت در نزد جوانها میشود.
این سه تاثیر، آنها را پرسشگر و منتقد و البته مسئولیتپذیر و متعهد نسبت اصلاح جامعه بار میآورد.
اینجاست که دعوا شروع میشود و حتی امامخوانی هم به مذاق برخی گروهها و نهادها خوش نمیآید!
ما میدانیم که چند دهه است آنچه به نام «اندیشهی امام خمینی(ره)» در دانشگاه یا مراکز فرهنگی و فکری تدریس میشود، حاوی نوعی چینش و گزینش از سیر و مسیر حیات فکری و اجتماعی امام(ره) بوده که به جایی و کسی برنخورَد و الهامبخشِ هیچ حرکتی نباشد.
این طرز نگاهِ عادتشده به امام و خط امام و مکتب امام، حالا دارد به چالش کشیده میشود و از دل پیامهای امام(ره)، امامی سر بلند میکند که همچنان منادیِ #قیام_لله است.
بازشناسی امام با این رویکرد، خوشایند نیست برای دستههایی از منتسبان به انقلاب. اگر کنایههای نثارشده به جلسات «جدال دو اسلام» را ردیف کنیم، مجموعهای حیرتانگیز را خواهیم دید.
اما گریزی از بازگشت به بازخوانی امام نداریم. مرزها و میدانها باید نوسازی شود و برای این نوسازی، هیچ چارچوبی جز اندیشهی امام، کارآمد نیست.
@ebteda_ir
🔺دربارهی جناحبندی موهوم سیاسی
جریانشناسی سیاسی یا آشنایی با جناحبندی سیاسی، از سرفصلهای جذاب و پرطرفدار برای دانشجویان و دیگران است. در دورههای مختلف، معمولاً پای ثابت جلسات و کارگاهها، همین سرفصل است. مقصود هم این است که بر مبنای دستهبندی سیاسی موجود در کشور (اصلاحطلب و اصولگرا)، بدانند چه کسانی در چه جناحی قرار میگیرند.
هستهی اصلی این دستهبندیها مگر چیست؟ ظاهراً تعلق خاطر به مجموعهای از گرایشات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی که در یک گروه، حلول میکند و عامل نزدیکی افراد به هم و در نتیجه شکلگیری جناحها میشود.
امروزه، یکی از بیهودهترین کارها، سرگرم شدن با چنین سرفصلیست. لااقل سرگرم شدن با دستهبندی سیاسی آدمهای دههی اخیر، بسیار بیهوده است.
اعتبار معیارهای جناحبندی سیاسی، سالهاست زدوده شده و صرفاً مصرف جناحی دارد برای جنگ زرگری.
نسل جدید، باید معیار جدیدی برای دستهبندی افراد و فعالان سیاسی و اجتماعی ترتیب دهد. پیشنهاد ما مبنای مهمی به نام #عدالت_اجتماعی است. افراد را به نسبت دوری و نزدیکیشان به ایدهی عدالت اجتماعی دستهبندی کنیم.
آیا چنین دستهبندیای دشوار است؟ شاید در نگاه اول چنین باشد، اما اگر تنها بخش اندکی از تلاشهای ممتد چندین ساله را که وقف جریانشناسی موهومِ سیاسی کردهایم، معطوف به چنین مبنای اصیلی بکار گیریم، دشوار نخواهد بود.
از دل این جریانشناسی اصیل، سنجههای بهشدت کاربردی و موثر بیرون میآید که در کوتاهمدت، صحنه و عرصه را شفاف میکند و نیروهای اجتماعی را در جهتی متناسب با مسائل و ضرورتهای جامعه، سامان میدهد.
شاید معیار عدالت اجتماعی، به نظر کلی و انتزاعی بیاید. ایرادی ندارد. کمی سادهترش میکنیم. میتوانیم از معیارهای ملموستری استفاده میکنیم. مانند معیار #منفعت_عمومی. افراد را به نسبت دوری و نزدیکیشان به اصل منفعت عمومی در تصمیمگیریها و گرایشاتشان طبقهبندی کنیم.
در یک سوی طیف، منفعت عمومی و در سوی دیگرش منفعت خصوصی قرار بگیرد.
افراد و تصمیمات و مواضعشان را رصد کنیم و ببینیم به کدام سوی طیف نزدیکترند؛ آنگاه آنها را دستهبندی کنیم.
برای مثال، مصوبات مجلس شورای اسلامی را مرور کنیم. چه کسانی به چه مصوباتی، چه رأیی دادهاند؟ آیا مصوبات، ناظر به منفعت عمومی بوده یا منفعت خصوصی؟ البته اگر مجلس به شفافیت آرا، رای بدهد و ما به توزیع آرای نمایندگان دسترسی داشته باشیم!
یا در همین شورای اسلامی شهر، دستهبندی کنیم مصوبات و تصمیمات ناظر به منفعت عمومی را و ببینیم ترکیب و سمتوسوی آرای اعضای شورا چگونه بوده است؛ آیا کفهی منافع عمومی سنگین است یا منافع خصوصی؟ افراد در مخالفتها و موافقتها، جانب منفعت عمومی را میگیرند یا منفعت خصوصی را؟
جناحبندی اصلی، اینگونه شکل میگیرد و نه با برچسبهای سست و حبوبغضهای باندی.
ممکن است با معیار قرار دادن اصلِ منفعت عمومی، شاهد قبض و بسطِ جناحها باشیم، یعنی ممکن است افراد به صورت مستمر، در یک جناح قرار نگیرند، اما ایرادی ندارد و باید همین را تقویت کنیم؛ چرا که آنچه اصالت دارد مردم است و نه بازیگران سیاسی.
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
اگر #طبقه_سه را میپسندید ...
بایگانی "جامع" و دهساله نوشتهها و گفتههایم، که میکوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامی اکنون» باشد را در #وبلاگ_طبقه_سه به آدرس http://tabagheh3.ir دنبال کنید.
نوشتههای مختصرترِ شبکههای اجتماعی را در صفحههای زیر ببینید:
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
نقدها و نظرها را در شبکههای اجتماعی منتقل کنید یا به namkhahmojtaba@gmail.com
ایمیل بزنید.
ممنون بابت همراهی و نقد.
Repost from ترجمان علوم انسانى
🎯 ژستهای ترقیخواهانه شرکتهای بزرگ فقط فريبکارانه نيست؛ خطرناک هم هست
📍از اواخر دهۀ ۲۰۱۰ تاکنون، شرکتها، بهویژه شرکتهای جهانی، گرایش پیدا کردهاند که رویکردهای ترقیخواهانه اتخاذ کنند. آرمانهای سیاسیای که این شرکتها از آن حمایت کردهاند مثلاً شامل این موارد میشود: برابری در ازدواج، توجه به خشونت خانگی، مبارزه با آزار جنسی، ارتقای برابری برای افرادِ دارای معلولیت، افزایش آگاهی دربارۀ بیماریهای روانی، و اقدام در جهت فوریت تغییرات آبوهوایی. وقتی در سراسر ایالات متحده تظاهرات در حمایت از جنبشِ «جان سیاهپوستان مهم است» اتفاق افتاد، شرکتها علناً اعلام کردند که تمایل دارند با نژادپرستی مقابله کنند. یکی از تبلیغات پپسی کندال جِنر را نشان میداد که، در اعتراضاتِ «جان سیاهپوستان مهم است»، بین افسران پلیس قوطیهای خنک نوشابه پخش میکرد. در ژوئن ۲۰۲۰ داگ مکمیلان، مدیرعامل شرکت والمارت، متعهد شد ۱۰۰ میلیون دلار از پول شرکتش را در راستای حمایت از برابری نژادی هزینه کند.
شرکتها همیشه در سیاست دخالت کردهاند، اما آنچه اکنون فرق کرده است آن است که آنها علناً دارند از آرمانهای سیاسی «ترقیخواهانه» حمایت میکنند. محافظهکارانِ رسانهای این کسبوکارهای ظاهراً چپگرا را، به تمسخر، «سرمایهداران بیدار» مینامند و معتقدند کسبوکارها در اثر فشاری که جناح چپ به آنها وارد میکند دست به چنین کارهایی میزنند. درست است که، در خوشبینانهترین حالت، ژست این شرکتها در حمایت از آرمانهای ترقیخواهانه صرفاً اقدامی برای بازاریابی است. بااینحال، در خطرناکترین حالت ممکن، شرکتهایی را مشاهده میکنیم که، به زور، قدرت سیاسیای را از آن خود میکنند که پیشازاین در انحصار دولت بود، و این کار را نهفقط با لابیکردن با دولت و تأثیرگذاشتن بر سیاست، بلکه مستقیماً با تأمین بودجه برای طرحهای سیاسی و همراهشدن با شهروندان در موضوعاتی که عموم مردم به آن اهمیت میدهند انجام میدهند.
🔖 ۴۳۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۶ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/barresi_ketab/10669/
📌 آنچه خواندید در شمارهٔ ۲۳ فصلنامهٔ ترجمان منتشر شده است. برای خواندن مطالبی مشابه میتوانید شمارۀ بیستوسوم فصلنامهٔ ترجمان را از اینجا بخرید:
https://tarjomaan.shop/product/mag23/
📌 همچنین برای بهرهمندی از تخفیف و مزایای دیگر میتوانید اشتراک فصلنامۀ ترجمان را با ۴۱٪ تخفیف از اینجا خریداری کنید:
https://tarjomaan.shop/product/sub4012/
@tarjomaanweb
