ابتدا | نوشتههای روحالله رشیدی
Open in Telegram
1 028
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
@ebteda_ir
🔺 مراسمزدگی چه بر سر فرهنگ میآورَد؟
.
برجستهترین نمودِ فعالیت فرهنگیِ رایج، چیزیست که به #مراسم مشهور است؛ گردهمآیی گروهی از افراد به مناسبتی در مکانهایی مانند سالن یا مسجد و حسینیه و بهجای آوردن آداب، مناسک و ترتیبات خاص و مشخص.
آیا ما به مراسم نیاز نداریم؟ چرا. حتماً نیاز داریم. مراسم میتواند موجب انسجام و همدلی و هماهنگی افراد شود. کارکردهای پنهان هم دارد که بسته به جهتگیری مراسم، قابل بررسی است.
اما دو اتفاق، موجب سربرآوردنِ یک آسیب بزرگ و خطرناک به نام #مراسم_زدگی میشود:
یک. همهی شکلها و امکانهای کار فرهنگی به نفع مراسم فرهنگی تعطیل شوند و در پاسخ به هر نیاز فرهنگیای بلافاصله یک پوستر چاپ شود و یک مراسم ترتیب داده شود و همین!
دو. حتی همین مراسمها هم همسان شوند؛ مخاطبان، سخنرانان و مداحانِ تقریباً ثابت و مشابه!
مثلاً در شهری به بزرگی تبریز، هزار نفر به تناوب در همهی مراسمها شرکت میکنند و اغلب، همدیگر را میشناسند! باقی عناصر و ارکان هم تقریباً همینطورند.
به این ترتیب، همهی آنچیزی که به نام فرهنگ و امر فرهنگی و فعالیت فرهنگی میشناسیم، تحتالشعاع پدیدهای به نام «مراسمزدگی» قرار میگیرد. پدیدهای عادتشده، که به مرور، ارضاکننده هم شده است و بیآنکه خبردار شویم، پیلهای به دور ما کشیده و از اجتماع دورمان انداخته!
بزرگترین پرسشی که میتواند فرهنگ را از بند مراسمزدگی رها کند این است که اینهمه مراسم به کدام #مسائل ما پاسخ میدهد؟ ما با مراسم، کدام مسائلمان را حل میکنیم و کدام گرهها را میگشاییم؟
اصلاً آیا مراسم برای پاسخ به مسئله است؟ آیا اساساً میتوان از مراسم، چنین کارکردی متوقع بود؟
از پاسخ به این پرسش، فعلاً میگذریم.
اما بهنظر میرسد مراسمزدگی، بیش و پیش از هر چیزی، ما را از چند موضوع بنیادین در فرهنگ، دور و بینیاز کرده است:
یک. اندیشیدن و فکرورزی
دو. مسئلهمندی و ضرورت حل مسئله
سه. تولید محصول
وقتی مراسم، جای همهچیز را میگیرد، دیگر در شهرهایمان کرسیهای فکر و اندیشه دیده نمیشود؛ هیچ بحث جدی فکری و فرهنگی به چشم نمیخورد؛ خبری از هیچ محصول فرهنگی درجهیک و الهامبخش و مردمانهای نیست؛ و فهرست مسائل حلناشدهمان، بلند و بلندتر میشود.
مراسمزدگی یا به تعبیر دقیقتر، اعتیاد به مراسم، پویایی را از فرهنگ میگیرد، مبانی را به فراموشی میسپارد، مخاطبان را مصرفکننده بار میآورد، در برابر پیشامدها منفعل و مغلوب میکند، چشمهی تربیت را میخشکاند.
#کار_فرهنگی
#به_اضافه_مردم
@ebteda_ir
🔺
دکتر افروغ، اساساً یک جامعهشناس بود با آرمانهای اسلامی. در بیان و عرضهی یافتههایش پرشور و دقیق بود. آدمی نبود که باورش را پنهان کند یا در لفافهی ملاحظات مصنوعی سیاسی بپیچد و کناری بگذارد.
ورودش به مجلس هفتم، همراه با گروهی از اصولگرایان، تجربیات خاص و منحصر بهفردی برایش داشت. چرا خاص و منحصر بهفرد؟
خیلیهای دیگر هم سابقهی نمایندگی مجلس دارند اما تجربهی ویژهای ندارند. هرچه هست افتوخیزهای متعارف سیاسی و اشتغال به پارهای دلمشغولیهای موسمی است و بس.
اما دکتر افروغ، از این حیث که آدمی صاحب اندیشه و واجد بنیانهای معرفتی مشخص بود، حضورش در مجلس شورای اسلامی و معادلات و مناسبات خاص این فضا، نگاهش را دگرگون کرد.
بخشی از این دگرگونی را در همان سالهای نمایندگی بروز داد و بخش مهمش را پس از پایان دورهی نمایندگی؛ که عطایش را به لقایش بخشید.
قرارگیری چنین آدمی با چنین مشخصاتی در کانون عجیبوغریبترین مناسبات سیاسی، فشار سختی بر او و باورهایش وارد ساخت.
موضعگیریهای بعد از نمایندگی مجلس و مشخصاً تمرکز روی پروژهی «مصلحت و حقیقت»، برونداد همان دوره و تلاشی برای تبیینِ کشاکش و تعارضی بود که در آن قرار گرفته بود. مشاهداتش از مناسبات قدرت، او را وارد چالشهای زیادی کرده بود.
نمونهی دکتر افروغ، برای کسانی که از وادی اندیشه و تفکر وارد میدان سیاست میشوند، قابل مطالعه است.
فصل جدید جلسات حسینیه هنر تبریز
✴️ مسائل ما
مقدمهای بر جریانشناسی فرهنگی ایرانِ امروز
🔹با ارائۀ دکتر روحالله رشیدی
➕گفتگوی آزاد در باب مسائل روز
▪️دوشنبهها، ساعت ۱۵، #حسینیه_هنر_تبریز
خیابان ارتش جنوبی، مابین باغشمال و پاستور، روبروی ستاد ارتش
🔸جلسهٔ اول، ۱۴ فروردین ۱۴۰۲
▫️ حضور برای عموم خواهران و برادران آزاد است.
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
ما و طبقات اجتماعی: طبقه متوسط و طبقه مرفه جدید
🔻متن زیر تحریر و تکمیل گفتاری است که به کنکاش درباره چیستی طبقه، طبقه متوسط و طبقه مرفه جدید پرداخته و نسبت نیروی اجتماعی معطوف به انقلاب اسلامی با طبقات اجتماعی را به بحث میگذارد.
Repost from مستضعفین تیوی | Mostazafin.TV
⭕️ ریلگذاران سند تحول آموزش و پرورش کشور به دنبال چه هستند؟!
🔹چند مدت پیش دولت سند "اولویتهای تحولی وزارت آموزش و پرورش" را منتشر کرد، که در لابه لای حرفهای مهم و ارزشمند، چند بند آن باعث نگرانیهای زیادی شد.
🔸آیا قرار است سیاست کالایی شدن و طبقاتی شدن آموزش اینبار در قالب عباراتی همچون #عدالت_تربیتی، #مردمی_سازی و تربیت چندساحتی پیش برود؟
🔺توضیحات #محمد_صادق_شهبازی را درباره این سند ببینید.
#اختصاصی_مستضعفین_تیوی
🎬 @Mostazafin_TV
Repost from آرمان،روایت تداوم انقلاب
🎥 برنامه آرمان #قسمت_دهم | چگونه دانشآموزان را دور از جامعه و فضای سیاسی نگهداریم؟
📣 کنکاش در نظام آموزش بدون پرورش کشور، تماشای این برنامه را از دست ندهید‼️
🔰 گفتوگوی #محمدصادق_شهبازی و حجت الاسلام #محسن_خاکی با واکاوی ساختار آموزش و پرورش کشور
💡 بهصورت #اختصاصی در عماریار👇
🌐 b2n.ir/arman-10
🆑 @armantv1401
Repost from چی کتاب
📚چی کتاب جدید منتشر شد
🌏دور کتاب «به اضافۀ مردم» در یک دقیقه
✍️دکتر روحالله رشیدی، نویسنده و پژوهشگر در کتاب «به اضافۀ مردم»؛ برخی اصول و قواعد کار فرهنگی را به استناد تجربیات ارزنده تاریخ انقلاب اسلامی مرور میکند.
📕این کتاب اصول اساسی و بنیادی کار فرهنگی و اجتماعی چون مردممحوری، مشارکتپذیری، عملیاتمحوری، فرصتمحوری و مانند آنها را شرح میدهد.
📖 «به اضافۀ مردم» در 10 فصل به بررسی 10 قاعده اساسی در کار فرهنگی و تشکیلاتی پرداخته و در هر فصل، مثالهایی از خاطرات و تجربههای عینی افراد، جهت کاربردی شدن این قواعد آورده است.
این اصول دهگانه، اگر چه از هم جدا هستند، اما عملاً در دل هم قرار دارند. در واقع ما با یک منظومه نظری و عملی مواجه هستیم.
📖 چی کتاب تو ایتا هم فعال شده؛ متفاوتترین رسانهی کتاب را اینجا دنبال کنید
🌐👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2958164103C8879a37e42
Repost from مستضعفین تیوی | Mostazafin.TV
⭕️ آموزش پولی چه بر سر جمهوری اسلامی میآورد؟!
🎙 حجتالاسلام #مسعود_دیانی :
🔹 #امام_خمینی موروثی شدن حکومت را از آن رو بر نمیتابید که برای جامعه دو آفت زیان بار در پی داشت:
🔸 در موروثی شدن حکومت، یک خانواده و یک خاندان از قدرت بهره میبردند. آنجا که قدرت باشد، ثروت و سرمایه نیز بالیدن میگیرد و قدرت و ثروت از پدر به فرزند و از نسلی به نسلی دیگر میرسید. اینگونه، حتی مرگ نیز توان پیدا نمیکرد این انحصار و تمرکز ثروت و قدرت در یک خانواده، یک خاندان و یک طبقه را در هم بشکند.
🔹 در این فرآیند همواره کسانی زمام حکومت را در دست میگیرند که به دلیل رشد و تربیت در خانوادههای دارا و برخوردار، هیچگاه طعم محرومیت، طعم فقر، مزهی نداری و تلخی رنج استضعاف را نچشیدهاند.
🔸 آنها در ناز و نعمت و آسودگی و عافیت به دنیا میآمدند. از معلمان و مربیان نیکو بهره میبردند. کلاس و مکتب و #مدرسه_خصوصی میرفتند. کلاس ورزش و هنر و خلاقیتشان تامین، علمشان تامین، امنیتشان تامین و حتی تربیتشان تامین بود.
🔹 در این چرخهی معیوب، کار به جایی میرسد که محروم ماندن #مستضعفان پتکی میشود بر سر خود آنان و برخورداری #آقازادگان دلیلی بر شرافت آنان.
🔸 محرومیت اقتصادی لاجرم فقر فرهنگی و علمی و آموزشی و تربیتی به دنبال میآورد و در نگاه آقایان و آقازادگان پر واضح است کسانی که از چنین نعمت و موهبتی بیبهرهاند، شایستگی حضور در قدرت و حاکمیت را ندارند.
🔹 این گونه قدرت با توجیهی دینی، فرهنگی و عقلانی از آقایان به آقازادگان میرسد. چون آنها در مدارس مخصوص و ویژه درس خواندهاند، آنها با دانشمندان و عالمان و سیاستمداران و امیران نشست و برخاست داشتند، آنها دنیا دیدهاند، آنها حتی معلم اخلاق و تهذیب ویژه داشتند و پدران و اطرافیانشان به شدت مراقب بودهاند آنها هیچگاه با بدبختها، با بیچارهها، با پابرهنهها، با حاشیهنشینها نشست و برخاست نداشته باشند.
🔸 قدرت اینگونه بیآنکه ظاهرش موروثی باشد در دست فرزندان قدرتمندان و برخورداران میماند و اگر هم چرخشی بود، میان دستان خود آنها بود. این همان معنای سخن ابوسفیان بود که از بنیامیه میخواست قدرت را همچون توپی در میان خود نگاه دارند.
🔹 امام میگفت حاکم و مدیر و مسئول جامعه باید از میان پابرهنگان باشند، میگفت مسئولین جامعه باید طعم گرسنگی را چشیده باشند. آقازادگان اینگونه نبودند.
#آموزش_پولی
#برنامه_سوره
🎬 @Mostazafin_TV
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
🔸چگونه مولدسازی بیضابطه به جهش #طبقه_مرفه_جدید منجر خواهد شد؟
🔻فرایند خصوصی سازی در دهه هفتاد و در اواخر دولت سازندگی چه ویژگیهایی کمی و کیفی داشت که منجر به برآمدن یک طبقه جدید شد؟ این حجم از فروش و واگذاری و این حد از نادیدهگرفتن الزامات واگذاری موجب تکرار آن چرخه خواهد شد.
🔻رقم ۱۰۸ و ۱۰۶ همت که در بودجه ۱۴۰۲ برای اموال و شرکتها در نظر گرفته شده در حالت عادی و روال سالهای اخیر محقق شدنی نیست. بیشترین میزان واگذاری اموال طی شش سال اخیر، سال گذشته بوده که به ۴/۷ همت رسیده است.
🔻ما از یک تعاطی و دیالکتیک قهقرایی میان ترومای مارکسیسم و عقلانیت خطابی رنج میبریم. گمان میکنیم چون فلان گروهک یا چریک ابتدای انقلاب گفته اقتصاد یا مالکیت زیربنا، در خطابه باید بگوییم مالکیت هیچ کجای بنا نیست تا بهترین جواب را داده باشیم. خیال میکنیم اگر بگوییم اقتصاد یا مالکیت زیر نبا نیست ولی بالاخره جز مهمی از بناست، التقاطی هستیم.
🔻در حالی که هر عقل سلیمی میفهمد در شرایط عدم رشد ده ساله و از سوی دیگر رشد ده برابری ارز و مسکن، آن کسانی که پولی برای خرید داراییهای عمومی (دولت) را دارد، مردم مزد بگیر با پساندازهای اندک و اندکشونده ریالی نیستند. صاحبان سرمایههای مستغلاتی و پسانداز ارزی هستند. رشد نابرابری طی سالهای اخیر طبقه متوسط را تقریباً نابود کرده، طبقات پایینتر به جای خود. در این شرایط واگذاریهایی که به طرز شگفتآور و شوک آوری رشد کرده و به رقم ۱۰۸ همت در اموال رسیده، یک انقلاب مالکیتی است که امکان ندارد تاثیرات خود را در رشد شوکآور و جهشگونه طبقه مرفه جدید نداشته باشد.
@tabagheh3_ir
@ebteda_ir
🔺بر سرِ شاخ، بُن میبرند!
نیازی به هیچ تحلیل و تفسیری نیست. ما بر سر شاخ نشستهایم و داریم بُن میبریم. آشکارتر از این نمیشود زیرساختهای فرهنگی و اخلاقی جامعه را با دستان خود و در روز روشن، به توپ بست. تازه جناب رئیس جمهور، در صدر انتظارات تحولیاش از آموزشوپرورش، تکلیف کرده که تا پایان سالتحصیلی آینده، باید ۲۵ درصد مدارس، هیئت امنایی شود. یعنی پولی شود!
این حد از خودزنی، مثال و نمونهای ندارد در هیچ کشوری.
برای ملموس شدن فاجعهای که دارد رخ میدهد، تبریز ما را مرور کنید:
حدود ۶۵ درصد مدارس تبریز، غیردولتی است.
تعداد مدارس غیردولتی تبریز، تقریباً دو برابر مدارس دولتی است.
در برخی نواحی، نسبت مدارس غیردولتی به دولتی، سه به یک است.
یک معنای این آمار این است که امکان دسترسی به مدارس دولتی، کمتر از مدارس غیردولتی است. یعنی شما در بسیاری از مناطق شهری، ناگزیر از انتخاب مدرسهی غیردولتی برای فرزندتان هستید!
از حیث جمعیت نیز با وضعیت عجیبی روبرو هستیم؛ حدود یکسومِ دانشآموزان تبریز در مدارس غیردولتی تحصیل میکنند.
حالا با فشاری که دولت دارد میآورد، بزودی شاهد برچیده شدن مدارس دولتی از نظام تعلیم و تربیت کشور خواهیم بود. یعنی رسماً به خصوصیسازی کاملِ آموزش و پرورش سلام خواهیم کرد!
@ebteda_ir
🔺 آنچه تعارض منافع با ما میکند، مغول نکرد!
.
هرجا میبینی نمیتوانی تصمیمی به نفع مردم و عدالت بگیری، شک نکن آنجا قلمرو #تعارض_منافع است. حتماً گروهی از صاحبان منفعت، با پیش کشیدن انواع و اقسام توجیه و تفسیر، دست به کار میشوند و در نهایت، نمیگذارند وضعیت را تغییر بدهی.
آب و نان و بنزین و گاز و مالیات و شفافیت و... همگی گروگانِ منافع افرادی هستند که از قضا، مستقیم و غیرمستقیم، در تصمیمگیری برای چرخش اوضاع، موثرند.
مثلاً در مسئلهی «کمبود گاز» وقتی اراده میشود جلوی مصارف غیرضروری _ ولو موقتاً _ گرفته شود و مثلاً میرسیم به «ویلاها»ی گازدار! ترمزِ تصمیمات کشیده میشود؛ چرا؟
روشن است؛ گروهی از این ویلادارها، پشت همان میزهایی مینشینند که قرار است آنجا دستور قطع گاز مصارف غیرضروری صادر شود!
صاحبمنصبان و ذینفوذهایی که اطراف شهرها ویلا ساختهاند و با روشهای خلاقانه! لولهی گاز را کیلومترها در لابلای مزارع و باغها کشاندهاند و اسباب تفریح و تفنن تابستانه و زمستانهی خود را فراهم کردهاند، قطعاً ترجیح میدهند حکم بر تعطیلی جایگاههای CNG بدهند و نه بستن شیر گاز ویلاها و استخرها.
داخل پرانتز: یک تخمین میگوید، آذربایجانشرقی قریب چهل هزار ویلای گازدار دارد.
در بحران آب هم ماجرا همینگونه است؛ هزاران حلقه چاه برای تامین آب همین ویلاها در اطراف شهرها حفر شده است. آیا ویلادارهای سیاستگذار و قانونگذار و محکمهچی و... رضا میدهند که این چاهها پر شود؟!
همینطور است قصهی آلودگی هوای شهرها و ماجرای مالیات بر عایدی سرمایه و تامین مسکن و... .
@ebteda_ir
🔺
همگام با تشدید سیاستبازی در میدانِ آموزشوپرورش و ذلیلسازی این نهاد زیربنایی بواسطهی مداخلهها و دستکاریهای سخیفِ عناصر سیاسی، شاهد تداوم رویکرد مخرب «پولیسازی آموزش و پرورش» و عقبنشینی دولت از مسئولیتش در این حوزه هستیم.
تجویزها و تکالیف برنامههای توسعه، بویژه برنامهی ششم، برای خصوصیسازی فراگیر در امر تعلیم و تربیت، هر روز ثمرات هولانگیز خود را نمایان میکند؛ اما دریغ از بازاندیشی و بازنگری در این رویکردهای تخریبی.
در آخرین پرده از تهاجم آشکار به زیرساخت فرهنگی و آموزشی کشور، «اولویتهای تحولی وزارت آموزشوپرورش» به عنوان «سندانتظارات دولت از آموزش و پرورش» توسط رئیس جمهور ابلاغ شد.
گذشته از مسائل و نکات مستتر در کلیت این سند، خط روشن «مسئولیتزدایی از دولت» و «پولیسازی و خصوصیسازی و بازاریسازی تعلیم و تربیت» برجستهتر از هر نکتهایست.
این رویکرد بازاری، در دو بند، آشکار است: ۱. توسعهی مدارس هیئت امنایی به میزان حداقل ۲۵درصد مدارس تا سال ۱۴۰۳.
۲. تخصیص اعتبار به خانوادهها و هدفمندسازی اعتبارات تحصیل با هدف ارتقای #بهرهوری منابع.
این سیاستها، اعلام رسمی تشدید حرکت به سمت خصوصیسازی آموزشوپرورش.
عجیب است که اصولگرایان و نواصولگرایان، مدام از رویکرد نولیبرالی رقبای سیاسی خود فریاد میکنند اما هرگاه، خود نیز بر صدر نشستند، دقیقاً همان رویکرد را اختیار میکنند و چهارنعل در این مسیر بیهوده، میتازند. حتی شدیدتر و خشنتر از سایرین!
اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و آموزش و درمان و مسکن و... را به دست بازار میسپارند و سپس متظاهرانه شروع میکنند به اشک ریختن برای فرهنگ. و برمیآشوبند از اعتراض. آیا از کوزهی این رویکردهای خشن و فشارافزا، چیزی جز نارضایتی و اعتراض، برون میتراود؟
◾️مراسم چهلم درگذشت نغمه خوان انقلاب و صدای رسای موسیقی ایران
استاد اسفندیار قرهباغی
🕓روز چهارشنبه ۲۸ دی از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰
🕌 خ امام نرسیده به آبرسان-مسجد غریبلر
♨️حضور تک تک شما در واقع تکریم و تجلیل از خدمات آن استاد گرانمایه به ساحت موسیقی انقلاب اسلامی و هنرِ ایران زمین است
ستاد بزرگداشت مردمی مراسم چهلم استاد قره باغی
Repost from برنامه سوره | درنگ دینپژوهی
🎥محمدحسن زورق: حضرت زهرا(س) رهنما و علامت راه آزادی است. آزادی اینجا بدین معنی است که بین انسان و خدا نباید هیچ مانعی وجود داشته باشد.
سوره | فصل انقلاب فاطمی | قسمت ششم
@Sooreh_tv4
سلسله جلسات بازخوانی #صحیفه_امام
✴️ جدال دو اسلام
▪️دوشنبهها، #حسینیه_هنر_تبریز
ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال
▪️جلسهٔ سی و پنجم، ۲۸ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶
🔷 مسائلِ ما
با حضور دکتر #روح_الله_ایزدخواه
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
@ebteda_ir
صدای جاودانهی انقلاب، ابدی شد.
او، حنجرهی پرصلابت مظلومان و مستضعفان بود و برای همیشه زنده خواهد بود.
#استاد_اسفندیار_قرهباغی
سلسله جلسات بازخوانی #صحیفه_امام
✴️ جدال دو اسلام
▪️دوشنبهها، ساعت ۱۶، #حسینیه_هنر_تبریز
ارتش جنوبی، مابین تقاطع پاستور و چهارراه باغشمال
▪️جلسهٔ بیست و نهم، ۹ آبان ۱۴۰۱
🔷 مسائلِ ما
با ارائهٔ دکتر روحالله رشیدی
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
instagram.com/tabrizjebh2
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
🔸درباره شرع، عرف و عدل؛ چارچوبی برای جمعبندی
[بخش ۲ از ۲]
🔻[ادامه ۷]. در تجربه معاصر فکر اسلامی، در ایران و در جهان عرب، مسائلی همچون نسبت شرع و عرف، عقل و دین، علم و دین ، آزادی و دین، زن و دین و مانند آن، که جملگی ذیل «حرف مفت دوگانه سنت و تجدد» بازتولید شدهاند، از اصلیترین رهزنان #عدالتخواهی اجتماعی بودهاند که بخش مهمی از دینامیسم اجتماعی عدالتخواهی را از وادی اقدام و دگرگونی اجتماعی به در برده و به ورطه آکادمسینها و روشنفکرهایی کشانده است. وادی متفکرانی که کل یوم به منولوگهایی انتزاعی، هرمنوتیکی و یا حداکثر تاریخی مشغول هستند و این حاشیهپردازی معرفتشناختی آنان، نقدی است غیر از نارساییهای روششناختی آنان که اغلب خود را در پرداخت غلط، مبانی لرزان قضاوتهای بسیط بسیاری از این عدالتخواهان سابق و اندیشمندان لاحق در این حوزهها نشان میدهد. تجربه جنبش الیسار الاسلامی و حسن حنفی پیش روی نسل ماست.
🔻۸. به رسانه و بیانیه باشد و سوژگی مجازی و فالوئریسم باشد، میشود در فاصله چند روز از نقطه «جمعی از عدالتخواهان» به جایگاهی رسید که به نام کل «عدالتخواهان» بیانیه صادر کنیم. مسئله اما این جاست که عدالتخواهی هنوز آنچنان بیمعنا نشده است بتوان روی آن را از مستضعفین برگرداند و حول مسائل دیگری مهندسی مجدد کرد.
مسائلی همچون دستگیری فلان مسئول سابق و سیاست(زده)مدار کنونی و غیره. عدالت قضایی البته مهم است اما نه آن چنان عدالت اجتماعی را از اولویت بیاندازد. مشکلات قضاییِ آنانی که جادهصافکنهای لیبرال سرمایهداری بودهاند، مسئله خودشان است و در جای خود مهم. مسئلههای مستضعفان اما مسئله همه ما و مسئلهای عدالتخواهانه است.
عدالتخواهی حتما مستلزم آزادیخواهی و همبسته با معنویتخواهی است اما هر چیزی، و اغلب چیزهای ترند شده را به نام عدالتخواهی دنبال کردن، تهی کردن عدالتخواهی از معناست. تهیشدن لفظ از معنا، کلمه را کالا و کنشگری را دکانداری میکند.
🔻 ۹. امروز جمهوری اسلامی که تنها امکان تاریخی ما برای تحقق تعادل میان اسلامیت و شرع با عرف، مردم و جمهوریت است، از سوی دو نیرو تحت فشار قرار دارد: نخست نیروی عرفگرایِ منهای شریعت که مستظهر به مناسبات سرمایهداری جهانی است و از زن یک ابژه جنسی ناپوشیده میفهمد و دیگری نیروی شرعگرایی منهای جامعه، که خود را نماینده سنت اسلامی معرفی میکند و از زن یک ابژه جنسی پوشیده میفهمد. ذیل نیروی نخست، مناسبات اجتماعی و اقتصادی به شکلی مستمر در حال کاپیتالیزاسیون است و نیروی دوم به شکلی مستمر در حال تربیت «مُشتی انسان متعصب لجوج» است که به زودی با هر که غیر آنان است «اتمام حجت» میکنند. نیرویی که با «پرخاشگویی» به شکلی مستمر به بازتولید تنفر از دین مشغول است.
شاید از بخت نسل ماست که به جای مطهری و بهشتی و طالقانی و شهید صدر و امام صدر، افرادی مشابه طرف و بلکه اطراف مقابل مباحثه شهید مطهری در «مسئله حجاب»، صورت پر هیاهوی سخنگویی دین در زمانه ما شدهاند.
شاید از بخت فروبسته تفکر اسلامی در زمانه ماست که اکنون همچون خامنهای بزرگ را در محراب و بر منبر ندارد تا از طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن بگوید و کسی برای او از توحید بیروح و روح توحید و از جامعه توحیدی و از استلزامات اجتماعی توحید حرف نمیزند. شاید از بخت برگشته زمانه ماست که در امت واحده از شرق به پا نخواسته بلکه این امارت اسلامی و اسلام طالبانی است که از شرق برخاسته است!
با این همه، این بزرگترین و غیر قابل تکرارترین بخت زمانه ماست که انسانی به بزرگی خامنهای را در ردای رهبری خویش میبیند و کینه و نفرت وندالیستهای خیابانی و ویرانیطلبان ایرانی از او در فراز است.
ما که با تأسی از امام امت به پرخاشگویی منبریها معترضیم اما فراموش نمیکنیم سالها قبل از پیدایش داعش، نیروی از داعش هولناکتر را در کوچههای شهرهامان تجربه کردیم. کسانی که برای عملیات مهندسی اجتماعی انسانها را میربودند و شکنجه میکردند: نیای فاشیسم و تروریسم ایرانی.
انقلاب اسلامی ایرانِ اکنون، یعنی اجازه ندهیم ایران، اسلام و انقلاب در این دیالکتیک خشم و نفرت ویران شود. برای این کار و در برابر اینان مقاومت خواهیم کرد، لازم باشد کوچه به کوچه. پایان
@tabagheh3_ir
Repost from طبقه سه| مجتبی نامخواه
🔸درباره شرع، عرف و عدل؛ چارچوبی برای جمعبندی
[بخش ۱ از ۲]
🔻۱.حکومت دینی، آنچنان که در اندیشه امام خمینی طرح و در جریان ایده و نهضت انقلاب اسلامی دنبال شد، به معنای حکومت شرعی در برابر حکومت عرفی نیست. معنا و روایت انقلاب اسلامی از حکومت و دولت دینی، در برابر شریعتگرایی سلفی و طالبانی و عرفیگرایی سکولار قرار داشته و از حکومت دینی به معنای برقراری نوعی از تعادل در لحاظ شرع، عرف(مصلحت) و قانون دفاع میکند.
🔻۲. حکومت دینی در پی تعادل شرع و عرف (و قانون) است چون اساسا در لحظه این تعادل است که ممکن میشود. نه فقط در حدوث بلکه در بقا آن هم این تعادل مهم است. به این معنا که به هر اندازه از این تعادل کاسته شود، امکانهایش برای حکمرانی از میان میرود. به یک معنا حکمرانی یعنی کشف این تعادل و هنر حکمرانی، درک تجربههایی است که به کشف این نقطه تعادل کمک کند.
این تعادل نه فقط در حکومت و نظام که در خود انقلاب و نهضت هم بر قرار بود. همچنان که در تجربه انقلاب اسلامی ۵۷ و در خود انقلاب پیامبر اکرم(ص) نیز برقرار بود.
🔻۳. «حدی» از این تعادل در خود شرع هم لحاظ شده است. این «حد» به این منظور و بدان میزان است که شرع را ممکن کند. شرع و حتی عالیترین سرچشمه شرع که وحی است، در گفتگو با زمینه اجتماعی و عرف متولد میشود. این گفتگو به این معنا نیست که شرع و وحی از اطلاق شرع و وحی بودن دست بردارد و تختهبند زمینه و زمانه عرف شود اما بدین دلیل است که در تعامل با عرف است که شرع ممکن میشود.
اگر بخواهیم از باب تقریب به ذهن مثال بزنیم و عرف را همان مردم بدانیم، حاکمیت دین (یا همان شرع) منهای عرف (یا همان مردم)، عبارت است از داعش. این ایده صریح انقلاب اسلامی و از بنیانیترین استدلالهای آن است.
🔻۴. آیا آنچنان که گفته شده و همچنان میگویند حکومت دینی محکوم به شکست است؟ اگر حکومت دینی یعنی حکومت دین(شرع) منهای مردم(عرف)؛ این ایده نه فقط محکوم به شکست است، آنچنان که در تجربه قرون وسطا بوده، بلکه ایده انقلاب اسلامی ما را موظف میکند به تحقق دادن این شکست. حامیان ایده حکومت دینی به معنای تعادل و تعامل شرع، عرف و قانون که به اختصار «جمهوری اسلامی [ایران]» خوانده میشود، موظف و مکلف به هزیمت نظری و عملی آن چنان حکومتی هستند که به نام دین اما منهای مردم سر برآورده است.
این تکلیف فقط یک بحث نظری نیست، یک تاریخ تحقق یافته است. انقلاب اسلامی مهمترین الهامبخش و جمهوری اسلامی مهمترین تحقق بخش شکست ایده حکومت دینی منهای مردم، داعش بوده است.
به همین سیاق و معنا و مبنا، حکومت عرفی منهای دین، طاغوت، ضدیت با دین و هم محکوم به شکست است. بلکه افق انسان انقلاب اسلامی تحقق این شکست نیز هست. همچنان که خاستگاه آن شکست چنین رژیم طاغوتیای بود.
🔻۵. انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی فضیلتی است که در نقطه اعتدال نفی دو رذیلت، ممکن و واقع شده است؛ رذیلت دو حاکمیت: دین منهای مردم و مردم منهای دین. روشن است دستیابی به این فضیلت، آرزوی انقلاب اسلامی و ایده جمهوری اسلامی است. عمل با نیروی ناشی از نیل به این فضیلت و در میانه محدودیتها و نامطلوبیتها ممکن میشود. از این روی واقعیت همواره ترکیبی پیچیده و چند لایه از دین منهای مردم، مردم منهای دین و تحرک برای نفی این دو وضعیت به سوی فضیلت است.
از این رو جا دارد در میانه شهرآشوب کنونی با تمام وجود صلا زنیم که ایده انقلاب اسلامی و سازه اجتماعی برآمده از این ایده، یعنی جمهوری اسلامی مهمترین و از نظر تاریخی و اجتماعی تنها امکان ما برای تحقق فضیلت است و کاستن از ارج این امکان، اگر از سر بیمیلی به فضیلت نباشد، گاهی سر به بلاهت سر میزند و به تن ندادن به این پیچیدگیهای واقعیت.
🔻۶. به همان معیار که حکومت دین منهای مردم، دینی نیست؛ حکومت مردم منهای دین نیز مردمی و در موقعیت اجتماعی و تاریخی ما ممکن نیست. طی سه دهه اخیر، بخش مهمی از بسط سرمایهداری در ایران مرهون این نامردمیهای حکمرانی است که به نام لیبرال دموکراسی (لیبرال سرمایهداری) ترویج شد. اگر چه دین منهای مردم هم با استنباطهای اخباری، کم به بسط سرمایهداری سرویس نداده است.
🔻۷.اعتدال و فضیلت، شرع و عرف و قانون مهم است اما مسئله عدالتخواهی، اولویت عدالت اجتماعی و برابری حقوق و فرصتهاست. ایده عدالتخواهی، در اواخر دهه هفتاد، از خاکستری که چپ و راست بر چهره انقلاب اسلامی پاچیده برخاست و تبدیل به یک جنبش شد. در این ایده، عدالت البته به معانی کلی همچون قرار دادن هر چیز در جای خودش بازگشت داشت اما مهم این بود که این مسیر را با اولویت قسط میفهمید و همچنان اولویت همان است که بود.
بخش دوم
@tabagheh3_ir
