"زنی کهگم کردم "
Open in Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Show more4 456
Subscribers
-124 hours
-77 days
-4130 days
Posts Archive
4 456
Repost from "زنی کهگم کردم "
وقتی کوچکتر بودیم یکسری لذتهای کوچک و ارزان داشتیم که هرزگاهی به آنها می رسیدیم و غرق خوشی می شدیم .
کلا نسل قانعی بودیم .قناعت به ما کمک میکرد تا بسادگی خوشحال شویم و این موهبت بزرگی ست که بتوانی به راحتی لبخند بزنی.
از جمله آن لذتهای کوچک ،نشستن پای بساط قندشکنی مادر و یواشکی تکه های نرم قند ها را توی دهان گذاشتن بود .
آخ که آن شیرینی چقدر تکرار نشدنی بود انگار بعد آن هرگز قندی به آن طعم نخوردیم ...
سختی زیاد کشیدیم اما خوشبخت بودیم که شادی هایمان گرو اما و اگر نبود همینکه اراده میکردیم بهانه ای برای خوشی می یافتیم .
راستش آن روزها طعم خوبی داشت
طعم قند مکرر...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 456
Repost from توییتی
اگر آن سالها بیشتر میفهمیدم در راه برگشت از مدرسه، آنقدر تند راه نمیرفتم. زیر باران سرد پاییزی خودم را در کوچهها پنهان نمیکردم. میگذاشتم برگها بروی کیف کودکانهام فرو افتند و خلوتی کوچههای سرد مرا نترساند.
اگر آن سالها میفهمیدم در راه مدرسه، بجای غصهی مشقهای نانوشته را خوردن، پاییز را نفس میکشیدم .
اگر آن سالها
اگر آن سالها میفهمیدم...
👤عادله زمانی
@TweetyChannel | MAhsa
4 456
ما را نه زری است، نه نثار سیمی
جز تحفه عجز بندگی، تقدیمی
چون شاخ گلی که خم شود پیش نسیم
از دوست سلامی و ز ما تسلیمی!
~ بیدل دهلوی
@adelehz
4 456
آخرین بوسهمان را به یاد ندارم. نمیدانم کنار درخت انجیر بود یا در غروبی که رنگ آسمان بنفش شده بود.
حتی یادم نمیآید که بادی سرد میوزید و ما فقط گرمای وجودِ همدیگر را داشتیم.
یادم نمیآید وقتی خداحافظی کردیم، برگشتیم و دوباره پشت سرمان را نگاه کردیم یا نه.
من هیچ چیز نمیدانم؛ من هیچ چیز را به یاد نمیآورم.
و اینکه من...
دروغگوی خوبی نیستم...
هرگز دروغگوی خوبی نبودم.
حتی آن روزی که گفتم دیگر دلم برایت تنگ نمیشود،
و حتی وقتی گفتم فراموشت کردهام.
من هیچوقت بلد نبودم دروغ بگویم.
حالا دوباره بخوان...
من هرگز آخرین بار بوسیدنت را، زیر درخت انجیر، در مسیر باد سردِ پاییزیِ آخر آذر، وقتی آسمان بنفش بود، فراموش نکردم.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 456
«در موردِ بعد...
بعد از تو هیچ کس را دوست نخواهم داشت
در موردِ قبل...
من اساساً عشق را بدونِ تو نمی شناختم...!»
محمود درویش
@adelehz
4 456
من همواره، بعد از شبهای طولانی و خوابهای آشفته،
به هنگام بیداری، به دنبال رگههایی از نور بر دیوارههای اتاقم میگردم.
آن رگههای کوچک و ضعیف، در نگاهم، ریسمانی ضخیم برای چنگ زدن به ادامهٔ زندگیاند.
آن رگههای کوچک، مرا به جریان نامهربان این حیات متصل نگاه میدارند.
چون امیدهای کوچک در زندگی، همان رگههای ناتوان نورِ صبحگاهی بر دیوارند؛ رگههایی که پس از گذشتن از شبی سیاه، آرام و بیصدا، خود را به اتاق میرسانند.
#عادله_زمانی
@adelehx
4 456
عزیزکم
هرچه غیر از این باشد
عشق نیست ...
خودت را فریب نده ..
خودت را نجات بده
4 456
عشق باید پناهگاه تو باشد.
مکانی برای پناه گرفتنت، آنگاه که از تمام جهان خستهای.
آن هنگام که خیسِ بارانی، عشق باید چتر تو باشد؛ آن لحظه که خستهای، مأمنت گردد و چون از راه ماندی، راهی برایت باشد.
اگر غیر از این است، اشتباه کردهای.
چیزی را عشق نامیدهای که عذاب است.
آنچه را به نام عشق شناختهای، اگر همیشه بهجای آرامش، ناآرامی نصیبت میکند، عشق نیست.
یک بار برای همیشه این را بدان.
#عادله_زمانی
4 456
Repost from "زنی کهگم کردم "
مادرم شاید هرگز باخبر نبود که من شبهای زیادی به خودکشی،مهاجرت یا رها کردن همه چیز فکر کردم و تنها به خاطر او بود که از آن افکار خجالت کشیدم .
که هربار به رها کردن و رفتن از هر نوعش فکر کردم مادرم را دیدم که عاشقانه در خانه چرخ می زند و بوی غذایش تمام محله را پر کرده است . که هربار به خاطر گرمای آغوشش به زندگی روزانه برگشتم .
بقول آقا حمید دعا کن سالم باشیم تا مادران مان خوشحال باشند.
همین
#عادله_زمانی
4 456
زیباترین عکسها،آنهایی ست که در بیخبری گرفته میشود. هرچقدر برای زیبا جلوه کردن در عکس بکوشی ناموفق تر خواهی بود .
گاهی باید همه چیز را به حال خودش رها کرد و بر آن چه در پی آنی تمرکز نکرد شاید این بار این عکس سرنوشت زیباتر گرفته شود.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 456
من همیشه دوست داشتم از روزهای قشنگ بنویسم .
اما بپذیر که بعضی روزها هرگز خوش نیست و نخواهد شد ..
#عادله_زمانی
@adelehz
