en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

نوگرا

نوگرا

Open in Telegram

مطالب جدید سایت نوگرا،مقالات متنوع اجتماعی، تربیتی، فرهنگی، اسلامی و... ـ کلیپ ـ عکس ـ سخنرانی ـ همسرداری ـ تربیت فرزندان ـ مهارت های زندگی ـ ... ☎️ ارتباط با مدیریت کانال و سایت : t.me/eslahe_admin 🌍 نوگرا سایتی برای نواندیشان www.eslahe.com @eslahe

Show more
3 040
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+330 days
Posts Archive
⁉️مسلمان یا مومن؟! شیخ شعراوی می‌گوید: وقتی در سان‌فرانسیسکو بودم، یکی از خاورشناسان از من پرسید: «آیا هرچه در قرآن شما آمده، درست است؟» گفتم: «قطعاً، بله.» ❓❗️❗️پرسید: «پس چرا خداوند کافران را بر شما مسلط کرده است، درحالی‌که می‌فرماید: «و خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنان راهی قرار نمی‌دهد»؟» پاسخ دادم: «چون ما مسلمانیم، نه مؤمن!» تفاوت میان مؤمنان و مسلمانان چیست؟ پاسخ شیخ شعراوی: مسلمانان امروز همه شعائر اسلام، مانند نماز، زکات، حج، روزهٔ ماه رمضان و دیگر عبادت‌ها را به‌جا می‌آورند، اما در رنج و سختی کامل به سر می‌برند؛ رنج علمی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی و مانند آن. چرا چنین رنجی وجود دارد؟ در قرآن کریم آمده است:
«اعراب گفتند: ایمان آورده‌ایم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگویید اسلام آورده‌ایم؛ زیرا هنوز ایمان به دل‌هایتان راه نیافته است.» (حجرات، ۱۴)
پس چرا در رنج‌اند؟ قرآن کریم این موضوع را روشن می‌کند: مسلمانان به مرتبهٔ مؤمنان نرسیده‌اند. بیایید در این آیات تأمل کنیم: اگر حقیقتاً مؤمن بودند، خداوند یاری‌شان می‌کرد؛ چنان‌که می‌فرماید:
«و یاری‌کردن مؤمنان بر ما حقی است.» (روم، ۴۷)
اگر مؤمن بودند، در میان ملت‌ها و اقوام جایگاه برتری می‌یافتند؛ چنان‌که می‌فرماید:
«سستی نکنید و اندوهگین نشوید؛ شما برترید، اگر مؤمن باشید.» (آل‌عمران، ۱۳۹)
اگر مؤمن بودند، خداوند هیچ‌گونه سلطه‌ای بر آنان برای دیگران قرار نمی‌داد؛ چنان‌که می‌فرماید:
«و خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنان راهی قرار نمی‌دهد.» (نساء، ۱۴۱)
اگر مؤمن بودند، خداوند آنان را در چنین وضع ناگواری رها نمی‌کرد؛ چنان‌که می‌فرماید:
«و خداوند بر آن نیست که مؤمنان را در وضعیتی که شما در آن هستید واگذارد.» (آل‌عمران، ۱۷۹)
اگر مؤمن بودند، خداوند در همهٔ موقعیت‌ها همراهشان بود؛ چنان‌که می‌فرماید:
«و خداوند با مؤمنان است.» (انفال، ۱۹)
اما آنان در مرتبهٔ مسلمانان باقی مانده‌اند و به مرتبهٔ مؤمنان نرسیده‌اند. خداوند می‌فرماید:
«و بیشترشان مؤمن نبودند.»
پس مؤمنان چه کسانی‌اند؟ پاسخ را در قرآن کریم می‌یابیم:
«توبه‌کنندگان، عبادت‌کنندگان، سپاس‌گزاران، روزه‌داران، رکوع‌کنندگان، سجده‌کنندگان، فرمان‌دهندگان به کار پسندیده و بازدارندگان از کار ناپسند، و پاسداران حدود الهی؛ و مؤمنان را بشارت ده.» (توبه، ۱۱۲)
می‌بینیم که خداوند پیروزی، برتری، سلطه و بهبود اوضاع را به مؤمنان پیوند داده است، نه به مسلمانان! 📝 تدوین: د. احمد تیموری 🆔 @eslahe

🌿 زندگی با قرآن | ٨٥ 📌 وقتی تمام رازها در برابر پیامبر برهنه می‌شوند؛ آرزوی نیستی در دادگاهی که چیزی در آن پنهان نمی‌ماند! 📖 آیه امروز ﴿فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ شَهِيدًا ﴿٤١﴾ يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّىٰ بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا ﴿٤٢﴾﴾ «پس چگونه خواهد بود آن‌گاه که از هر امتی گواهی [از پیامبرشان] بیاوریم، و تو را بر اینان گواه آوریم؟! (۴۱) در آن روز، کسانی که کفر ورزیدند و از پیامبر نافرمانی کردند، آرزو می‌کنند که ای کاش زمین با آنان یکسان [و هموار] می‌شد [و در دلِ خاک خاکستر می‌شدند]؛ و هیچ سخن و رازی را نمی‌توانند از خدا پنهان دارند. (۴۲)» (سوره نساء، آیات ۴۱-۴۲) ① رهنمود ایمانی ▪️ سنگینیِ صحنه‌ی شهادت و اشک‌های پیامبر: آیه صحنه‌ای تکان‌دهنده از دادگاه نهایی را به تصویر می‌کشد؛ دادگاهی که در آن هیچ ستمی نیست و هر امتی با پیامبرِ خویش روبرو می‌شود تا بر پذیرش یا سرکشیِ آنان گواهی دهد. ❗️ سنگینی و هیبت این جایگاه چنان است که وقتی این آیه بر رسول خدا تلاوت شد، چشمان مبارکش از شدت خشوع، غم و مسئولیت پر از اشک گردید؛ چراکه او باید بر تمام رفتارها و انتخاب‌های امتش در پیشگاه پروردگار شهادت دهد. ▪️ فروپاشی روانی و پناه بردن به آرزوی «نیستی»: هنگامی که پرده‌های فریب کنار می‌رود و انسان سرکش خود را در محاصره‌ی حقایق عریان می‌بیند، دچار وحشتی خردکننده می‌شود. ❗️او که در دنیا سرمست از قدرت، انکار و تکبر بود، در آن روز با تمام وجود تمنا می‌کند: «ای کاش اصلاً خلق نشده بودم، ای کاش زمین شکافته می‌شد و با خاکِ بیابان یکی می‌شدم تا این رسوایی را نبینم!» (لَوْ تُسَوَّىٰ بِهِمُ الْأَرْضُ). این اوج درماندگی جانی است که تمام فرصت‌های نجات را سوزانده است. ▪️ پایانِ دوران نقاب‌ها و پنهان‌کاری‌ها (وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا): در این جهان، انسان با مهارتِ سخنوری، روابط عمومی و پنهان‌سازی می‌تواند افکار عمومی را فریب دهد یا نیات آلوده‌اش را زیبا جلوه دهد؛ اما در محضر الهی، تمام اعضا و جوارح به سخن می‌آیند و حتی خطورات قلبی آشکار می‌شوند. هیچ رازی، هیچ فساد مالی و هیچ خیانت پنهانی توان پوشیده‌ماندن از علم پروردگار را ندارد. ② سبک زندگی قرآنی ▪️ در رابطه با خدا: پیش از آنکه در دادگاه رستاخیز پرده‌ها فروافتد، در خلوت سجاده با خدای خود صادق باش؛ گناهان و کوتاهی‌هایت را با استغفار پاک کن و نگذار پرونده‌ات با بارهای سنگینِ پنهان به قیامت کشیده شود. ▪️ در رابطه با مردم: زندگی‌ات را بر پایه‌ی دوگانگی، فریب و تظاهر نساز؛ رفتارت در جلوت با مردم همان باشد که در خلوت با خدا هستی، تا فردای قیامت از رویارویی با رسول خدا و شهادت او دچار شرمساری نشوی. ▪️ در رابطه با خود: گاه در تنهایی این صحنه را پیش چشم بیاور و صادقانه از خود بپرس: «اگر همین امروز پیامبر ناظر تمام معاملات پنهان، نگاه‌ها و تصمیم‌های من باشد، چه پاسخی برای عرضه کردن دارم؟» و مسیرت را پیش از فرا رسیدن حسرت اصلاح کن. ③ تدبر قرآنی ▪️ استفهامِ حیرت‌آفرین با حذف جواب («فَكَيْفَ إِذَا»): آیه با پرسش ناگهانی «پس چگونه خواهد بود؟» آغاز می‌شود و پاسخ آن را حذف می‌کند. در بلاغت قرآنی، حذف جواب برای نشان دادن هول و عظمتی است که در قالب واژه‌ها نمی‌گنجد؛ یعنی تصورِ آن روز چنان سهمگین است که هیچ بیانی توان توصیفِ حال گناهکاران در آن لحظه را ندارد. ▪️ تصویرسازی حسی در تعبیر «تُسَوَّىٰ بِهِمُ الْأَرْضُ»: قرآن نمی‌فرماید کافران آرزوی مرگ می‌کنند، بلکه می‌فرماید آرزو دارند زمین بر رویشان هموار و یکدست شود؛ یعنی چنان در خاک محو شوند که گویی هرگز وجود نداشته‌اند و هیچ برآمدگی یا اثری از پیکر و هویتشان بر چهره‌ی هستی باقی نماند. این زیباترین تصویر از شرمساریِ مطلق در برابر حقیقت است. 💎 پیام ماندگار: امروز می‌توان رازها را از چشم خلق پنهان کرد، اما فردا در پیشگاه شاهدانِ آسمان، هیچ نقابی باقی نخواهد ماند؛ آبرو را در پاکیِ امروز بجوی پیش از آنکه فردا آرزوی نیستی کنی. 📝 تدوین: نوگرا 🆔 @eslahe #زندگی_با_قرآن

‍ 🍃 برکت قرآن ✔️ قرآن به تو می‌آموزد در روزهای دشوار، خودت را گم نکنی! ▪️ گاهی ارزش یک رابطه را نه در روزهای آرام، بلکه در لحظه‌هایی می‌توان شناخت که همه‌چیز برخلاف خواسته ما پیش می‌رود. رابطه با قرآن نیز چنین است. وقتی کارها مطابق میل ما پیش می‌روند، شکرگزاری آسان‌تر است؛ اما هنگامی که دری بسته می‌شود، انتظاری برآورده نمی‌شود یا رنجی به زندگی راه پیدا می‌کند، آنجاست که باورهای ما خود را نشان می‌دهند. 📖 قرآن به ما می‌آموزد که دشواری‌های زندگی را بیرون از قلمرو حکمت و تدبیر خدا نبینیم. این نگاه به معنای انکار درد، نادیده‌گرفتن واقعیت یا دست‌کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه یعنی در دل رنج، رابطه‌ات با خدا و معیارهایت برای درست عمل‌کردن را از دست ندهی. ▪️ ممکن است اندوهگین شوی، خسته شوی و برای تغییر شرایط تلاش کنی؛ اما رنج، تو را به ناسپاسی، ستم یا ناامیدی از رحمت خدا نکشاند. ❗️برکت قرآن گاهی در این نیست که سختی از زندگی‌ات کنار برود، بلکه در این است که سختی، تو را از راه درست بیرون نبرد. ✔️ امروز از خودت بپرس: وقتی چیزی برخلاف خواسته‌ام پیش می‌رود، کدام بخش از باورهای قرآنی‌ام در رفتار من باقی می‌ماند؟ 📝 تدوین: نوگرا 🆔 @eslahe 👆 لطفاً صفحه امروزت را که گذاشتیم بخوان! #برکت_قرآن

🔈 #صوتی_کوردی_مردوخی 🎙 قاری: عباس حسینی 🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید و عمل‌کنید. 📖 ســـوره: النساء 📄 صفحه : ٨٥ 🆔 @eslahe

🔈 #صوتی_ترجمه_خرمدل 🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید و عمل‌کنید. 📖 ســـوره : النساء 📄 صفحه : ٨٥ 🆔 @eslahe

🔈#صوت_قرآن #استاد_منشاوی 🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید وعمل‌کنید 📖 ســـوره : نساء 📄 صفحه : ٨٥ 🆔 @eslahe

🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید وعمل‌کنید 📖 ســـوره
🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید وعمل‌کنید 📖 ســـوره : نساء 📄 صفحه : ٨٥ 🆔 @eslahe

📌دلایل تفاوت ترتیب انبیا در سوره شعراء سوره مبارکه شعراء با داستان حضرت موسی علیه‌السلام آغاز می‌شود و سپس به داستان حضرت ابراهیم علیه‌السلام می‌پردازد. این ترتیب با ترتیب زمانی معروف انبیا در قرآن متفاوت است. ⁉️چرا در سوره شعراء، حضرت موسی و ابراهیم علیه‌السلام مقدم ذکر شده‌اند؟ ✔️هر سوره در قرآن کریم دارای ساختار و فضای خاص خود است، چه از نظر موضوع و چه از نظر نام آن. سوره شعراء نیز با نام خود همخوانی دارد؛ چرا که شاعران غالباً در شعرها و سخنان خود به مبالغه تمایل دارند، چه در مدح، چه در ذم، چه در امیدواری و چه در مرثیه‌سرایی. خداوند متعال در این سوره می‌فرماید:  "وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ * أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ * وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا..."  *(سوره شعراء، آیات ۲۲۴-۲۲۷)* همچنین مضمون سوره شعراء شامل نوعی مبالغه در الفاظ، معانی و حوادث است.  در آغاز سوره، فرعون به حضرت موسی می‌گوید:  "وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ"  *(سوره شعراء، آیه ۱۹)*  فرعون به طغیانگری، حضرت موسی را به کفر نسبت می‌دهد! این خود مبالغه در سخن است. حضرت موسی در پاسخ به فرعون، با مبالغه در اعتراف به گناهش، می‌گوید:  "قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ"  *(سوره شعراء، آیه ۲۰)*  حضرت موسی که کلیم‌الله است، می‌گوید: "من از گمراهان بودم"، که این خود نوعی مبالغه است. سپس می‌گوید:  "فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ"  *(سوره شعراء، آیه ۲۱)*  او از واژه "فرار" استفاده می‌کند، در حالی که می‌توانست بگوید "خارج شدم" یا "هجرت کردم". واژه "فرار" در اینجا مبالغه‌ای دارد که فقط در این داستان از حضرت موسی ذکر شده است. و در ادامه حضرت موسی می‌گوید:  "وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ"  *(سوره شعراء، آیه ۲۲)*  واژه "عَبَّدتَّ" که دارای دو حرف مشدد است، نشان از مبالغه در معنا دارد. خداوند می‌فرماید:  "لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ"  *(سوره شعراء، آیه ۲۹)*  در اینجا نیز، فرعون می‌توانست از عباراتی ساده‌تر مانند "تو را زندانی می‌کنم" استفاده کند، اما فرموده "لَأَجْعَلَنَّكَ" که نوعی تأکید و مبالغه در تهدید است. همچنین در این سوره آمده است:  "يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ"  *(سوره شعراء، آیه ۳۷)*  واژه "سَحَّار" که مبالغه در کلمه "ساحر" است، فقط در سوره شعراء ذکر شده است. ⁉️حال چرا داستان حضرت موسی و ابراهیم علیه السلام بر دیگر انبیا مقدم شده است؟  زیرا در داستان‌های حضرت موسی و ابراهیم، مبالغه شدید در کفر و عناد قوم فرعون و قوم ابراهیم وجود دارد. فرعون در برابر جمعیت می‌گوید:  "قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ"  *(سوره شعراء، آیه ۲۷)*  این جمله، خود نوعی مبالغه در کفر و عناد است. حتی سخنان ساحران نیز با مبالغه همراه است؛ آنها می‌گویند:  "وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ"  *(سوره شعراء، آیه ۴۴)*  آنها به عزت فرعون قسم می‌خورند، که این خود مبالغه در کفر است. در داستان حضرت ابراهیم، می‌فرماید:  "قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ"  *(سوره شعراء، آیه ۷۱)*  این هم مبالغه‌ای است، زیرا عکوف بر بت‌ها خود نوعی مبالغه در عبادت است. و در آیه دیگر آمده است:  "فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ"  *(سوره شعراء، آیه ۹۴)*  واژه "فَكُبْكِبُوا" نیز نشان از شدت و مبالغه در عذاب دارد. و می‌فرماید:  "إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ"  *(سوره شعراء، آیه ۹۸)*  این جمله نیز مبالغه‌ای در کفر و سرکشی است. ✍دکتر هارون جاد 📝 تدوین: نوگرا 🆔 @eslahe

تفاوت مرگ ها ❌مرگ غیر مومنان و ملحدان!😱 - ام‌کلثوم، که مردم را با صدایش افسون می‌کرد، بر اثر سرطان حنجره و بیماری غده درگذشت. پزشکان نتوانستند درمانش کنند و او سرانجام از دنیا رفت. - اسماعیل یاسین، که زندگی‌اش سرشار از خنده و سرگرمی بود، افسرده و تهیدست درگذشت. در سال‌های پایانی زندگی ورشکسته شد و حتی دوباره در کافه‌ها به‌عنوان کمدین تک‌نفره کار کرد. - محمود الملیجی داشت برای فیلمی صحنه‌ای را آماده می‌کرد که ناگهان دچار حمله قلبی شدیدی شد و همان‌جا درگذشت. - آهنگ‌ساز، زکریا احمد، در خانه نشست و رادیو را روشن کرد تا آهنگ تازه‌ای را که برای ام‌کلثوم ساخته بود بشنود. در همان لحظه فرشته مرگ به سراغش آمد و جانش را گرفت. - اما قاسم امین، که خواهان رهایی زنان عرب از محدودیت‌های شریعت اسلامی و کنار گذاشتن برقع و حجاب بود، در پی حمله‌ای ناگهانی قلبی، میان دو دختر رومی درگذشت. - نیازی مصطفی، کارگردان، در آپارتمانش حلق‌آویز شد! - سعاد حسنی، سیندرلای سینمای عرب که جهان را پر از شادی و خنده کرده بود، از افسردگی رنج می‌برد و سپس به قتل رسید. - مارکس، آن ملحدی که سراسر عمرش می‌گفت خدا و پروردگاری برای جهان وجود ندارد، در واپسین لحظات زندگی چشم به آسمان دوخته بود و نفس‌نفس می‌زد. شاگردانش می‌گویند می‌گفت: خدای من! و یاری می‌خواست! - مطرب، طلال مدّاح، ناگهان هنگام آوازخواندن روی صحنه درگذشت! ✅مرگ مومنان!💔 - عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه در حالی به شهادت رسید که نماز صبح را به جماعت می‌خواند. - عبدالله بن ادریس در بستر مرگ بود که دخترش گریست. به او گفت: «دخترم، گریه نکن؛ در این خانه قرآن را چهار هزار بار ختم کرده‌ام و همه را برای چنین روزی اندوخته‌ام.» - عامر بن عبدالله بن زبیر در بستر مرگ بود و خانواده‌اش اطرافش گریه می‌کردند. در حالی که سختی جان‌دادن بر او شدت گرفته بود، صدای مؤذن را شنید که برای نماز مغرب اذان می‌گفت. به اطرافیانش گفت: «دستم را بگیرید!» پرسیدند: «کجا؟» گفت: «به مسجد.» گفتند: «با این حال؟» گفت: «سبحان‌الله! صدای دعوت به نماز را بشنوم و پاسخ ندهم؟» دستش را گرفتند و او را میان دو نفر به مسجد بردند. یک رکعت را با امام خواند و سپس در سجده از دنیا رفت. - شیخ کشک عمرش را در دعوت و آشکارا گفتن حق گذراند و در حالی از دنیا رفت که نماز سنتِ جمعه را می‌خواند. - خلیفهٔ راشد، عمر بن عبدالعزیز، در حالی از دنیا رفت که این آیه را تکرار می‌کرد: «آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین خواهان برتری‌جویی و فساد نیستند؛ و سرانجام نیک از آنِ پرهیزگاران است.» - ابن‌تیمیه در حالی از دنیا رفت که این سخن خداوند را تکرار می‌کرد: «پرهیزگاران در باغ‌ها و کنار نهرها، در جایگاهی راستین نزد فرمانروایی توانا خواهند بود.» تو راهت را انتخاب می‌کنی؛ پس آن را نیکو ترسیم کن. خدایا، عاقبت ما را نیکو گردان، ما را بر دین درستت استوار بدار و جانمان را مگیر مگر آن‌گاه که از ما خشنود باشی. 📝تدوین: د. احمد تیموری 🆔 @eslahe

🌿 زندگی با قرآن | ٨٤ 📌 دینداری فقط در سجاده نیست؛ هندسه‌ی ده‌گانه‌ی احسان و ریشه‌کنیِ غرور در ارتباط با خلق 📖 آیه امروز ﴿۞ وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا﴾ «و خدا را بپرستید و چیزی را با او شریک مسازید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید، و [نیز] به خویشاوندان، یتیمان، بینوایان، همسایه‌ی خویشاوند، همسایه‌ی بیگانه، همنشین و همراه [در کار و سفر و زندگی]، در راه مانده، و زیردستان و بردگانتان؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودبزرگ‌بین و فخرفروش است دوست نمی‌دارد.» (سوره نساء، آیه ۳۶) ① رهنمود ایمانی ▪️ توحید، سرچشمه‌ی اخلاق و پیوند با جامعه: آیه با فرمان به پرستش خدای یگانه و نفی هرگونه شرک آغاز می‌شود و بی‌درنگ به حقوق انسان‌ها پیوند می‌خورد. این پیوستگی پیامی بنیادین دارد: توحیدِ واقعی، مفهومی ذهنی و محبوس در آسمان نیست؛ ریشه‌ای زنده است که شاخه‌هایش در زمین و در قامتِ «احسان به خلق» سایه می‌افکند. کسی که عظمت پروردگار را درک کرده باشد، نمی‌تواند نسبت به بندگان او بی‌تفاوت، سنگدل یا متکبر باشد. ▪️ دوایرِ گسترش‌یابنده‌ی مهرورزی؛ از هسته‌ی خانه تا حاشیه‌ی اجتماع: قرآن جامعه‌ی ایمانی را در ده حلقه‌ی متصل به هم ترسیم می‌کند: از نزدیک‌ترین کانون عاطفی (پدر، مادر و خویشاوندان)، به سوی آسیب‌پذیرترین قشرها (یتیمان و نیازمندان)، سپس حلقه‌ی همسایگان (نزدیک، دور، و همراهان روزمره)، و سرانجام غریبانِ در راه مانده و زیردستان و کارگران. شریعت اجازه نمی‌دهد مؤمن در پیله‌ی منافع خانوادگی یا طبقاتی خویش محبوس بماند، بلکه او را وادار می‌کند تا شعاعِ مراقبت و کرامت خود را به حاشیه‌نشین‌ترین و ضعیف‌ترین لایه‌های جامعه برساند. ▪️ ریشه‌ی بخل و بی‌اعتنایی؛ تبختر و خودبزرگ‌بینیِ پنهان: چرا آیه‌ای که فرمان به انواع رسیدگی‌های مالی و عاطفی می‌دهد، با نکوهشِ «مُخْتال» (متکبرِ خودشیفته) و «فَخور» (فخرفروشِ خودنما) پایان می‌یابد؟ زیرا مانع اصلیِ دستگیری از یتیم، احترام به همسایه و مدارا با زیردست، کمبود مال نیست؛ بلکه تنگیِ دل و کبرِ درون است. انسانی که خود را برتر می‌بیند، هم‌سفره شدن با ضعفا و تواضع در برابر نیازمندان را کسر شأن می‌داند و با بی‌اعتنایی از کنار آنان می‌گذرد. ② سبک زندگی قرآنی ▪️ در رابطه با خدا: عبادتت را از خدمت به خلق جدا ندان؛ بندگی راستین آن است که حلاوتِ سجده‌هایت را در قالبِ احسان، مدارا و گره‌گشایی بر سر سفره‌ی خانواده، همسایه و محرومان جاری کنی. ▪️ در رابطه با مردم: نگاهت به زیردستان، کارگران، خدمت‌گزاران یا افراد غریب در محیط کار و سفر، از سر تکبر نباشد؛ حرمت «همراه کنارت» (الصاحب بالجنب) و ضعیف‌ترین افراد جامعه را پاس بدار و با لحنی متواضع و محترمانه با آنان سخن بگو. ▪️ در رابطه با خود: ریشه‌های خودبزرگ‌بینی را در درونت جستجو کن و صادقانه بپرس: «آیا من با فقرا، کارگران یا همسایگان ساده همان‌گونه محترمانه رفتار می‌کنم که با افراد ثروتمند و صاحب‌منصب سخن می‌گویم؟»؛ و نگذار جایگاه‌های مادی قلبت را سخت سازد. ③ تدبر قرآنی ▪️ حذف فعل «أَحْسِنُوا» و آوردن مصدر «إِحْسَانًا»: در جمله‌ی ﴿وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا﴾، فعل امر حذف شده و به ذکر مصدرِ مفعول مطلق اکتفا شده است. در بلاغت قرآنی، این ساختار بر «تأکید، فوریت و پیوستگیِ بی‌قیدوشرطِ نیکی» دلالت دارد؛ گویی احسان به پدر و مادر، بخشی جدانشدنی از ذاتِ ایمان است که نیازی به امر جداگانه ندارد و تمام حقوق بعدی نیز بر همین مدارِ احسان استوار شده است. ▪️ حکمت پیوند پایان آیه (مُخْتَالًا فَخُورًا) با حقوق ده‌گانه: «مختال» کسی است که در خیال و باطنِ خود احساس بزرگی و کبر می‌کند و «فخور» کسی است که این برتریِ موهوم را در زبان و رفتار به رخ دیگران می‌کشد. + قرار گرفتن این دو صفت در پایان آیه، پرده از یک راز روانی برمی‌دارد: ادای حقوق محرومان و معاشرت با زیردستان، تنها زمانی محقق می‌شود که بتِ غرور درون شکسته شود؛ تا دل نرم و متواضع نگردد، دست به احسان گشوده نمی‌شود. 💎 پیام ماندگار: عبادتِ خدا آنگاه کامل می‌شود که بوی رحمتش به همه‌ی حلقه‌های زندگی برسد؛ دلی که اسیرِ کبر و فخرفروشی باشد، هرگز طعمِ حقیقیِ توحید و احسان را نخواهد چشید. 📝 تدوین: نوگرا 🆔 @eslahe #زندگی_با_قرآن

🍃 برکت قرآن ✔️ وقتی قرآن، زبان انسان را تربیت می‌کند! 🔅اهل قرآن را جز از نیکوترین مردم در گفتار، خوش‌سخن‌ترین آنان و فصیح‌ت
🍃 برکت قرآن ✔️ وقتی قرآن، زبان انسان را تربیت می‌کند! 🔅اهل قرآن را جز از نیکوترین مردم در گفتار، خوش‌سخن‌ترین آنان و فصیح‌ترینشان در بیان نیافته‌ایم؛ زیرا قرآن این زبان را تهذیب کرده است. 🔅 انس با قرآن نباید فقط در تلاوت و محفوظات ما دیده شود؛ باید اثری از آن در کلماتی که بر زبان می‌آوریم نیز پیدا باشد. 🔅کسی که با کلام خدا مأنوس است، باید بیش از پیش مراقب زبانش باشد؛ سخنش سنجیده‌تر، بیانش روشن‌تر و کلامش از زشتی و آزار دورتر شود. 🔅 از نشانه‌های بهره‌مندی از قرآن، زبانی است که تربیت شده باشد؛ زبانی که به‌جای تحقیر، حرمت نگه می‌دارد؛ به‌جای دروغ، حقیقت می‌گوید و به‌جای پراکندن کینه، سخن درست و نیکو بر زبان می‌آورد. ✔️ پس از خود بپرسیم: اگر هر روز با کلام خدا همنشین هستیم، این همنشینی چه تغییری در کلام ما ایجاد کرده است؟ 📝 تدوین: نوگرا 🆔 @eslahe 👆 لطفاً صفحه امروزت را که گذاشتیم بخوان! #برکت_قرآن

🔈 #صوتی_کوردی_مردوخی 🎙 قاری: عباس حسینی 🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید و عمل‌کنید. 📖 ســـوره: النساء 📄 صفحه : ٨٤ 🆔 @eslahe

🔈 #صوتی_ترجمه_خرمدل 🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید و عمل‌کنید. 📖 ســـوره : النساء 📄 صفحه : ٨٤ 🆔 @eslahe

🔈#صوت_قرآن #استاد_منشاوی 🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید وعمل‌کنید 📖 ســـوره : نساء 📄 صفحه : ٨٤ 🆔 @eslahe

🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید وعمل‌کنید 📖 ســـوره
🔖 #هرروزیک_صفحه 📖 فاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ 💫همدم و همراه با قرآن 🤔بخوانید، بیاندیشید وعمل‌کنید 📖 ســـوره : نساء 📄 صفحه : ٨٤ 🆔 @eslahe

✅تفاوت‌های واژگانی ✅ «رحمان» و «رحیم» میان «رحمان» و «رحیم» از نظر ساخت واژه و معنا تفاوت‌هایی وجود دارد که به‌اختصار بیان می‌کنیم. ۱. «رحمان» بر شدت رحمت و «رحیم» بر دوام آن دلالت دارد «رحمان» بر وزن «فَعلان» است؛ وزنی که بر شدت و فراوانیِ برخورداری از صفت رحمت دلالت می‌کند. ساخت «فَعلان» بیانگر صفتی عارضی است، نه صفتی همیشگی؛ ازاین‌رو، به ساخت دیگری نیاز است که ثبات و دوام صفت را برساند، و آن ساخت «فَعیل» است. به همین دلیل، آوردن این دو نام گرامی در کنار یکدیگر، با دو ساخت متفاوت، تناسب و زیبایی دارد. ۲. «رحمان» نامی ویژهٔ خداوند با صفتی فراگیر، و «رحیم» نامی مشترک با صفتی ویژه است «رحمان» نامی مخصوص خداوند متعال است و جایز نیست کسی جز او به این نام نامیده شود. این نام دربردارندهٔ صفتی فراگیر است؛ زیرا معنای آن، برخورداری از رحمتی است که مؤمن و کافر را دربرمی‌گیرد. در مقابل، «رحیم» نامی مشترک است که هم دربارهٔ خداوند و هم دربارهٔ دیگران به کار می‌رود؛ البته حقیقت این صفت، بسته به اینکه به چه کسی نسبت داده شود، متفاوت است. بر اساس این دیدگاه، «رحیم» دربردارندهٔ صفتی ویژه است؛ یعنی برخورداری از رحمتی مخصوص مؤمنان. برای این معنا به سخن خداوند استناد شده است: ﴿وَكَانَ بِٱلمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا﴾ «و او همواره به مؤمنان مهربان است.»
[احزاب: ۴۳]
۳. «رحمان» بر صفت رحمت در ذات خداوند، و «رحیم» بر رسیدن رحمت به دریافت‌کنندهٔ آن دلالت دارد «رحمان» بیانگر صفت رحمتی است که در ذات خداوند وجود دارد، اما «رحیم» بر تعلق و رسیدن این رحمت به کسی دلالت می‌کند که مشمول آن می‌شود. از همین رو، در قرآن هرگز تعبیر «رَحْمانٌ بِهِمْ» نیامده است. «بنابراین روشن می‌شود که “رحمان” به معنای کسی است که به رحمت وصف می‌شود، و “رحیم” کسی است که با رحمت خود، به دیگران رحم می‌کند.» به بیان دیگر، «رحمان» ناظر به صفت است و «رحیم» ناظر به فعل. از نخستین کسانی که این تفاوت را بیان کرده‌اند، ابوعبیده مَعْمَر بن مُثَنّی است. او می‌گوید: «معنای “رحمان”، صاحب رحمت، و معنای “رحیم”، رحم‌کننده است.» ۴. «رحمان» واژه‌ای عربی و برگرفته از «رحمت» است واژهٔ «رحمان» عربی و مشتق از «رحمت» است. کسانی که آن را نامی عبری دانسته‌اند، دلیلی بر این ادعا ندارند. چنین ادعایی به دلیلی روشن و استوار نیاز دارد که با شواهد مخالف روبه‌رو نباشد. کاربرد «رحمان» در نثر و شعر عرب ثابت شده است. اما انکار این نام از سوی آنان، که در سورهٔ فرقان نقل شده، از سر لجاجت و حق‌ناپذیری بوده است. 📝 تدوین: د. احمد تیموری 🆔 @eslahe

📌 فرجامِ مجادله با وحی؛ سقوط از مرتبه‌ی بندگی 📍 نکات دعوی تربیتی - ٢٤ ▪️ ابلیس به سببِ رد کردنِ فرمان صریح پروردگار، مستحقِ لعنتِ ابدی و اخراج از رحمت الهی گشت. فرمان خداوند به او برای سجده بر آدم (ع)، امری صریح، قطعی و مستقیم بود که از جانبِ قانون‌گذارِ هستی صادر شد. کفرِ ابلیس تنها در یک نافرمانیِ ساده خلاصه نمی‌شد، بلکه او با رد کردنِ این دستور، در واقع حکمت و حقِ تشریعِ پروردگار را زیر سؤال برد و به جای جایگاهِ بندگی، در مقامِ منتقدِ احکام الهی نشست. ▪️ ابلیس به معصیتِ تنها اکتفا نکرد، بلکه به خود اجازه داد تا در برابرِ امرِ خداوند، «اعتراض» و «حاشیه» وارد کند. او با تکیه بر ادعایِ خودبرتربینی و ترازویِ فاسدِ قیاسِ خویش، گمان کرد که از آدم برتر است و بر همین اساس، فرمانِ الهی را ناعادلانه یا غیرمنطقی پنداشت. ▪️ او به جای آنکه پس از لغزش، راهِ شکستگی و توبه را پیش بگیرد، با پروردگارِ خویش به مجادله و مناظره برخاست. این اصرار بر خطا و تلاش برای توجیهِ گناه با منطقِ شخصی، او را از دایره‌یِ ایمان خارج ساخت و برای همیشه از بهشتِ قرب راند. 📚 منبع: المستفاد من قصص القرآن للدعوة والدعاة، الباب الأول (ما يستفاد مما يتعلق بإبليس) ✍ عبد الكريم زيدان 📝 تدوین: نوگرا #المستفاد 🌱 @dawate 💡 نکته دعوی (تحلیل و استخراج کاربردی) ✔️ موضوع: آفتِ «فهمِ خودبنیاد» در فعالیت‌های تربیتی در فضای دعوت، گاهی با افرادی (یا حتی تمایلاتی در درون خودمان) روبرو می‌شویم که می‌خواهند احکامِ روشنِ دین را با ترازویِ «عقلِ ابزاری» یا «پسندِ زمانه» بسنجند. ❗️ خطرِ بزرگ اینجاست که فرد بگوید: «من این حکمِ خدا را قبول دارم، به شرطی که با تحلیلِ من سازگار باشد!» ✔️درس بزرگ: یک دعوتگر باید مرزِ میانِ «تلاش برای فهمِ حکمتِ احکام» و «مشروط کردنِ اطاعت به فهمِ شخصی» را به خوبی تبیین کند. ۱. سقوط ابلیس از جایی شروع شد که خواست برای خدا «تعیینِ تکلیف» کند. ۲. در مسیرِ دعوت، هرگاه «چون و چرا» جایگزینِ «تسلیم و تعبد» شود، روحِ ایمان آسیب می‌بیند. ✔️وظیفه‌یِ داعی این است که به مخاطب بیاموزد: ما ابتدا «بندگی» می‌کنیم چون او «خالق» است، و سپس در جستجویِ حکمت‌ها می‌گردیم. برعکس کردنِ این رابطه، یعنی ترجیح دادنِ فهمِ محدودِ مخلوق بر علمِ مطلقِ خالق، همان بیراهه‌ای است که ابلیس در آن گرفتار شد.

📌معنای «قوامیت»؛ تکلیف و خدمتگزاری، نه تحکم و برتری ▪️قرآن برای مدیریت خانواده از واژه «قَوَّامُونَ» استفاده کرده است. قوام صیغه مبالغه از «قیام» است؛ یعنی کسی که با تمام توان برای تأمین نیازها، حفاظت، سرپرستی و خدمت به دیگری ایستاده است. ▪️ قرآن کریم قوامیت را بر دو پایه استوار می‌سازد: ۱. پایه موهبتی و تکوینی: ﴿بِمَا فَضَّلَ اللهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ﴾ (تناسب ساختار بدنی و روانی مرد با بار سنگین محافظت و رنج معاش در بیرون خانه). ۲. پایه اکتسابی و مالی: ﴿وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ﴾ (تعهد شرعی و قانونی مرد در پرداخت تمام هزینه‌های زندگی، مسکن، خوراک و مهریه زن، حتی اگر زن ثروتمندترین فرد باشد). ✔️بنابراین قوامیت یک «تکلیف سنگین، مسئولیت حقوقی و خدمتگزاری» است، نه مجوزی برای استبداد و خودکامگی. 📝 تدوین: نوگرا 🆔 @eslahe

🌿 زندگی با قرآن | ٨٣ 📌 از حسرتِ سهم دیگران تا طلبِ فضل خدا 📖 آیه امروز ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ۚ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا﴾ «و آنچه را خدا به سبب آن بعضی از شما را بر بعضی دیگر برتری داده است، آرزو نکنید. مردان از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌ای دارند و زنان نیز از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌ای دارند؛ و از فضل خدا بخواهید؛ بی‌گمان خدا به هر چیزی داناست.» (سوره نساء، آیه ۳۲) ① رهنمود ایمانی ▪️ مقایسه، وقتی دل را از مسیر خودش منحرف می‌کند. قرآن نمی‌گوید آرزوی پیشرفت نداشته باشید؛ می‌گوید زندگی خود را با حسرت بر امتیاز دیگران تباه نکنید. گاهی انسان به‌جای آنکه استعدادهایش را بشناسد و برای رشد خود بکوشد، پیوسته زندگی دیگری را تماشا می‌کند: چرا او ثروتمندتر است؟ چرا موقعیت او بهتر است؟ چرا امکاناتی که من ندارم در اختیار اوست؟ ❗️این مقایسه اگر به شناخت نیازها و تلاش برای بهترشدن بینجامد، می‌تواند سازنده باشد؛ اما اگر به ناخشنودی از تقدیر خدا، تحقیر نعمت‌های خود یا آرزوی زوال نعمت دیگری برسد، دل را گرفتار حسد و زندگی را فرسوده می‌کند. عدالت خدا به این معنا نیست که همه انسان‌ها امکانات و موقعیت‌های یکسانی دارند؛ بلکه تفاوت در امکانات، به‌خودی‌خود معیار برتری نهایی انسان‌ها نیست. هرکس در برابر آنچه در اختیار داشته و آنچه با آن کرده است، مسئول است. ▪️ ارزش انسان به سهم ظاهری او محدود نیست! آیه می‌فرماید: «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ». مردان و زنان هر دو از آنچه کسب می‌کنند، بهره دارند. در نگاه آیه، انسان نباید ارزش و سرنوشت خود را فقط با امتیازهایی بسنجد که دیگری در اختیار دارد؛ اعمال و انتخاب‌های خود او نیز تعیین‌کننده‌اند. 🔺این بخش، مسئولیت فردی را برجسته می‌کند: نعمت دیگری، جای عمل تو را نمی‌گیرد و محرومیت تو نیز مسئولیتت را از میان نمی‌برد. 🔺 البته آیه نمی‌گوید هرکس هرچه ندارد، حتماً به‌دلیل کم‌کاری اوست؛ بسیاری از تفاوت‌ها بیرون از اختیار انسان‌اند. پیام آیه این است که به‌جای گرفتارشدن در مقایسه، در محدوده توان و مسئولیت خود عمل کنیم. ▪️ از آرزو به دعا و از دعا به تلاش پس از نهی از تمنای امتیاز دیگران، فرمان می‌آید: «وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ»؛ از فضل خدا بخواهید. این جابه‌جایی، راهی برای رهایی از حسرت نشان می‌دهد: به‌جای آنکه نعمت دیگری را بخواهی از او گرفته شود، از خدایی بخواه که بخشش او به دارایی دیگران محدود نیست. 🔺ایمان به فضل خدا، انسان را از دو آفت حفظ می‌کند: حسد به داشته‌های دیگران و غرور به توانایی‌های خود. دعا نیز جای تلاش را نمی‌گیرد؛ انسان از خدا می‌خواهد و در همان حال، برای آنچه خیر و مشروع است، می‌کوشد. پایان آیه با علم فراگیر خداوند، یادآوری می‌کند که او از نیازها، توانایی‌ها و شرایط بندگان آگاه است. این علم، دعوت به تنبلی یا توجیه محرومیت نیست؛ تکیه‌گاهی برای تلاش، دعا و اعتماد به حکمت اوست. ② سبک زندگی قرآنی ✔️ در رابطه با خدا: هرگاه امتیازی در دیگری دیدی، به‌جای حسرت یا گلایه، همان خیر را با صداقت از خدا بخواه؛ سپس برای رسیدن به شکل مشروع آن اقدام کن. ✔️ در رابطه با مردم: هنگام شنیدن موفقیت کسی، از کنایه‌زدن، کوچک‌شمردن دستاوردش یا جست‌وجوی عیب او برای آرام‌کردن حسادت خود بپرهیز. اگر می‌توانی، از تجربه‌اش چیزی بیاموز. ✔️ در رابطه با خود: یک مقایسه آزاردهنده را شناسایی کن و آن را به هدفی عملی تبدیل کن؛ مثلاً به‌جای حسرت بر پیشرفت علمی دیگری، برنامه مطالعه‌ای مشخص برای خودت تنظیم کن. ③ تدبر قرآنی 🔹 ۱. «لا تَتَمَنَّوا» و «وَاسْأَلُوا»؛ دو جهت متفاوت برای خواستن آیه نخست تمنایی را منع می‌کند که انسان را به داشته دیگری وابسته می‌سازد؛ سپس او را به درخواست از خدا راهنمایی می‌کند. مسئله، اصل خواستن نیست، بلکه جهت و شیوه خواستن است: آیا دل به سهم دیگری گره خورده یا به فضل خدا امید بسته است؟ 🔹 ۲. «مِمَّا اكْتَسَبُوا»؛ پیوند بهره با مسئولیت تکرار ساختار «برای مردان بهره‌ای است از آنچه کسب کرده‌اند» و «برای زنان بهره‌ای است از آنچه کسب کرده‌اند»، توجه را به عمل هر فرد بازمی‌گرداند. 🔺این تکرار، سهم و مسئولیت هر دو گروه را جداگانه یادآوری می‌کند و اجازه نمی‌دهد یکی در دیگری محو شود. سپس «وَاسْأَلُوا اللَّهَ» نشان می‌دهد که تلاش انسان پایان ماجرا نیست؛ او به فضل پروردگار نیز نیازمند است. 💎 پیام ماندگار: به‌جای شمردن سهم دیگران، برای ساختن سهم خود بکوش و دست نیازت را به سوی فضل خدا بگشا. 📝 تدوین: نوگرا 🆔 @eslahe #زندگی_با_قرآن

📌ضعیف‌ترین درجه‌ی ایمان در دفع منکرات
«‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ». مسلم
▪️در حدیث می‌فرماید: «فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ»؛ یعنی «پس اگر نتوانست با زبان ازاله‌ی منکر کند، باید قلباً نسبت به آن منکر ناراضی بوده و کراهت داشته باشد»؛ چون در غیر این‌صورت، به معنی آن است که به آن منکر راضی است و چنین کسی هم نمی‌تواند مسلمان باشد. ❗️جای تعجب دارد که در شماری از کتاب‌ها این حدیث را این‌گونه تفسیر کرده‌اند که: + «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ» مربوط به حُکام است +  و «فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ» مربوط به علما است + و «فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ» مربوط به عوام است؛ این‌گونه آن را تقسیم‌بندی کرده و راحت شده‌اند. ✔️«وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ» هم یعنی «آن حالت (صرفاً تنفر قلبی داشتن از منکر) ضعیف‌ترین درجه‌ی ایمان است»؛ یعنی از این درجه پایین‌تر، ایمان وجود ندارد و کسی که پایین‌تر از درجه‌ی کراهت منکر باشد ـ به‌گونه‌ای که در قلب‌اش کراهت و تنفر از منکر وجود نداشته باشد ـ امکان ندارد دارای ایمان باشد؛ زیرا کمترین درجه‌ی ایمان این است که انسان نسبت به منکرات موجود در جامعه ناراضی باشد. ▪️اما در مورد جمله‌ی اخیر حدیث یعنی «ذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ» اشکالی وجود دارد که باید رفع شود و آن این‌که در حدیث، عبارت «فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ» آمده است و همان‌گونه که پیش‌تر هم گفتیم، بر اساس آیه‌ی «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»، انسان در حدود توان و استطاعت‌اش مکلف است. ⁉️ حال این پرسش مطرح می‌شود که اگر استطاعت کسی در حدّ کراهت قلبی باشد چرا ایمانش ضعیف و از درجات پایین است؟ امروزه بسیاری از منکرات در جامعه وجود دارد که مؤمن‌ترین داعیان نیز توان و استطاعت تغییر‌دادن آن‌ها را به‌طور عملی ندارد و حتی در جاهایی شرایط به‌گونه‌ای است که امکان سخن‌گفتن نیز وجود ندارد؛ زیرا سخن‌گفتنِ آشکار و رودررو با کسی که مرتکب منکر شده است، موجب تعطیل‌شدن وظایف بسیار اساسی می‌شود که می‌بایست پیش از اظهار دعوت، آن وظایف محقق شود. ⁉️ چگونه در مورد چنین کسانی که تنها وسع و استطاعت کراهت قلبی را دارند و عمل‌کردن و بیان‌کردن در زمینه‌ی تغییر منکر در دایره‌ی وسع‌شان قرار ندارد می‌توان گفت که أضعف‌الإیمان هستند؟ ✔️ حقیقت این است که انسانی که در حدود وسع‌اش انجام تکلیف کند، ادای تکلیف کرده است و در درجه‌ی بالایی از ایمان قرار دارد و هرگز نمی‌توان گفت که ایمانش ضعیف است یا در درجات پایین ایمان قرار دارد. ▪️بدین‌سان بر اساس استثناها و بیانات دیگری نظیر آن‌چه گفته شد که در قرآن آمده است، کسی که استطاعت کمی دارد و با وجود آن در حدود استطاعت‌اش انجام تکلیف می‌کند، از درجات بالای ایمان سقوط نمی‌کند... ⁉️ پس «ذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ» که در حدیث آمده چگونه ممکن است؟ این مسئله، تنها در یک مورد صدق می‌کند و آن این‌که کسی استطاعه‌ی «تغییر بِالیَد» یا «تغییر باللِّسان» را داشته باشد ولی به‌سبب ترس، تنبلی و... تنزل کرده و به کراهت قلبی اکتفا کند. در چنین حالتی مشخص است که این شخص ایمان ضعیفی دارد و در آخرین درجه‌ی ایمان قرار می‌گیرد. حال اگر کسی از آخرین درجه‌ی ایمان که همان کراهت قلبی است سقوط کرد و نسبت به منکر، آن کراهت قلبی را هم نداشت، دیگر نمی‌توان او را «مؤمن» نامید؛ همان‌گونه که اگر شخصی استطاعت‌اش در حدود کراهت قلبی باشد و آن را هم از دست بدهد، از محدوده‌ی ایمان بیرون رفته است. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین 🌐 @Naser_Sobhani