شب شراب...
Open in Telegram
#کتاب #سپید #غزل #تک_بیت #دیالوگ و... ✏دغدغهی ما رشد ادبیات و مطالعهی شماست!✏
Show more4 623
Subscribers
-324 hours
-87 days
-2330 days
Posts Archive
4 623
از تختمان بپرس چرا عاشقانه نیست
از ساعتت بپرس چرا دیر کرده است
این چشمهای توست که رنگش عوض شده؟
یا این منم که یکشبه تغییر کرده است
من مالکِ تمامیِ دنیات بودهام
«تنها رفیق آن دلِ تنهات» بودهام
من ماهی شناور دریات بودهام
یا تیغیام که توی گلو گیر کرده است؟!
دریا خلاصه است در آن چشم مست که...
باید اسیر شد وسط آن دو دست که...
عشقت شبیه جانوری وحشی است که...
قلب هزار زن را تسخیر کرده است
#فاطمهاختصاری@ShabeSharab213
4 623
به وعده دل چه کنی خوش که چون بیندیشی
بهشت نیز سرانجام جز فریبی نیست....
#حسین_منزوی
@ShabeSharab213
4 623
جفت همیم؛ توی دوتا آسمان ولی!
پرواز میکنیم؛ جدا همچنان ولی!
بر یک چنار، لانهی ما رو به راه بود
نگذاشت تنگچشمی باد خزان ولی!
جفت همیم، هردویمان در نبودِ هم
هملانه یافتیم، نشد همزبان ولی!
ما قصد داشتیم فقط زندگی کنیم
دنیا نیاز داشت اَبَرقهرمان ولی!
رستم شد این منیژه برای نجات تو
عمریست رد نمیشود از هفتخوان ولی!
بین من و تو کاش یکی اهل عقل بود
ما هر دو شاعریم در این داستان ولی!
تو عاشق زنان رمانهای خارجی...
من آیدای سمفونی مردگان ولی!
یک عمر حال و روز تو از من سوال شد
حالا سوال میکنم از این و آن ولی!
عمری سیاوشانه از آتش گذشتهایم
باور نکرده پاکیمان را جهان ولی!
شاهینِ دلسپرده به جوجهکلاغها!
دور از پَر تو تیر بلا
حیفمان ولی...
#فاطمه_تنبیه
@ShabeSharab213
4 623
بعد از تو با هر حرْکتی این بغض میپاشه
مث هزارپایی که رو میدون مین باشه
عاشق شدم، خوب یادمه توو اولین دیدار
قلب یه وال سیتُنی توو من تپید انگار
میدونی من تنها نبودم بعد تو با درد
توو من یه وال سیتنی هم زندگی میکرد
توو اون دو سوم که فقط آبه شنا میکرد
فواره شو توی چشای من رها میکرد
میبینی این اشکه که پاورچین و پاورچین
آرایشم رو میبره از صورتم پایین
پایین یه جایی توی آبه که خفه میشی
حتی اگه با ماهیا یه عمر سر کردی
پایین خودش میدونِ مینه، منفجر میشی
با یه هزارپا عمرتو بیهودهتر کردی
گیجم، بههمریختهام،شلوغم، در هم و برهم...
انگار یکی تازه تو من اسبابکشی کرده
بدجور سنگینه یه چیزی توی این سینه
مثه یه وال سیتنی که خودکشی کرده
چیزی بگو چیزی شبیه دوستت دارم
بارون نمیباره ولی با گریههام خیسم
یه وال وحشی رازداری رو نمیفهمه
باید یه جایی جفتگیریمونو بنویسم
من هشتپاتم دوست داری رو کدوم بازوم
امشب بخوابی تا بخوابه دستی که روشی؟
باید بغل میکردمت با چند تا بازو
باید بغل میکردمت از اونور گوشی...
باید بغل میکردمت، باید بغل میکر...
تو مرهمی اما باهات خون از تنم میره
یه وال وقتی که دلش با عشق درگیره...
یه نفتکش وقتی رو آب آتیش میگیره...
یه هشتپا وقتی دیگه خوابش نمیگیره...
یا یه هزارپا وقتی رو میدون مین میره...
آروم میمیره ...
آروم میمیره ...
امسال جای ماهی قرمز با دم چینچین
یه وال مرده میذاری رو سفرهی هفسین
دارم شگونت میشم و با من خفه میشی
داری میای پایین باهام...
داری میای پایین ...
#مریم_محمدیان
@ShabeSharab213
4 623
@Befarmaeedketab
سر هزار مزار است شمع آبشده
ندیدی ارنه دلی داشتی کبابشده
به ما گذشت چه شبها که بیخبر دیدیم
جوان جوان سر هر دار، آفتاب شده
کسی که داغ ندیدهست میرمد از داغ
چه باک اگر که عقوبت شود عذابشده؟
نگاه اگر به دل مردمان کنی خون است
نظر به خانهٔ ملت کنی، خرابشده
مکُش که کشته عدد نیست، یک به یک دیدند
جواب ظلم در این هستیِ حسابشده
تو حکم خود کنی و دم زنی که حکم خداست
مگر صدای خدا نیست این کتاب شده؟
خماری آمد و با ما مرام مستی کرد
تو هم بنوش از این سرکهٔ شراب شده...
#مهدی_فرجی
@ShabeSharab213
4 623
منم که ماندهام از شِکوهی مدامِ خودم
چو برف، حرف نشستهست روی بام خودم
پس از تو سخت و صبورم ولی نمیبخشم
برای حفظ عذاب تو و... دوامِ خودم
تو آخرین طلبِ شوکران من بودی
که ریختم ز سر سادگی به جام خودم
اگرچه من نکشیدم کشیدههایت را
که من هنوز نیفتادهام به دامِ خودم
میان ما صد و شصت و سه سال فاصلهاست
تو پختهی بدیای، من هنوز خامِ خودم
بس است هرچه به تحقیر عادتم دادی
برو که ترک تو کردم، به احترامِ خودم...
#آریا_صلاحی
@ShabeSharab213
4 623
درون آینه ها درپی چه می گردی؟
بیا ز سنگ بپرسیم
که از حکایت فرجام ما چه می داند
بیا ز سنگ بپرسیم
زان که غیر از سنگ
کسی حکایت فرجام را نمی داند
همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است
نگاه کن،
نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ
چه سنگبارانی!
گیرم گریختی همه عمر،
کجا پناه بری؟
خانه خدا سنگ است!
به قصه های غریبانه ام ببخشایید
که، من که سنگ صبورم
نه سنگم و نه صبور
دلی که می شود از غصه تنگ، میترکد
چه جای دل که دراین خانه سنگ میترکد
در آن مقام، که خون از گلوی نای چکد
عجب نباشد اگر بغض چنگ می ترکد
چنان درنگ به ما چیره شد، که سنگ شدیم
دلم ازین همه سنگ و درنگ می ترکد...
بیا ز سنگ بپرسیم
که از حکایت فرجام ما چه می داند
از آن که عاقبت کار جام با سنگ است
بیا ز سنگ بپرسیم
نه بی گمان، همه در زیر سنگ می پوسیم
و نامی از ما بر روی سنگ می ماند؟
درون آینه ها در پی چه می گردی ؟
#فریدون_مشیری
@ShabeSharab213
4 623
...
دنیا را نمی توانم تغییر دهم
پناه می برم
به جابجایی اشیا
در جهان کوچک خانه ی خودم
دل خوش می کنم
به گلدان پرتقال
و صف کشیدن مرتب لیوانها در گنجه
نمی توانم
پاک کنم
مرگ را
از اخبار ساعت بیست و یک
و جنگ را
و خون را
و فقر را.....
بلند شو لطفا
بگذار لا اقل
این لکه ی چای را
پاک کنم از
روی میز......
رویا شاه حسین زاده
@ShabeSharab213
4 623
نه اینکه دوستت نداشته باشم
اما رد شدن از جاده ای که
صدبااار درآن تصادف کرده ای
کار گاوهاست......
#منیره_حسینی
@ShabeSharab213
4 623
رودی که می خشکد در او سودای طغیان نیست
دور از تو حتی گریه کردن کاری آسان نیست
دارم به دوری از تو عادت می کنم کم کم
هر کس به دردی خو کند در فکر درمان نیست
وقتی عزیـــزی نیست تا باشـــــد خریدارت
فرقـــی میان قصـــر مصر و چـاه کنعـان نیست
مانده ست بر دیوار قاب عـکس تو هر چنــد
تندیســی از آقامحمــدخان به کرمــــان نیست
خوارزم بعد از حمله ی چنگیــز خــان حتی
انـدازه ی من بعـــد دیــدار تو ویــران نیست
همــواره مفهــوم عنایت نیست لبخنــدت
گاهــی به غیر از سیــل دستـــاورد باران نیست
در بســـتر ســیلاب وقتــی خانه می سـازی
روزی اگـر ویران شــود تقصــیر طوفان نیست
وقتی که نان کدخدا در دست میراب است
جــایی بــرای رحــم او بر زیردســتان نیست
راه خــودت را کــج نکن با دیدنم از دور
آهوی وحشی از پلنگ این سان گریزان نیست
می گردی و چشمم به دنبال تو می گردد
خورشید از چشم زمین یک لحظه پنهان نیست
چشمم به گیلاس لبت وقتی که می افتد
دیگر زبان را جرات (( لعنت به شیطان )) نیست
تو لطف شیطانی به آدم سیب گندم گون !
شیــطان همیــشه در پی اغـوای انــسان نیست
گیســو بیفشـان بید نامجــنون من در بـاد
بی گرده افشــانی گـلـی پابنـد گلدان نیست
شاید جنون زیـباترین عقـل جهــان باشد
هر کس که دیوانه ست الزاما پریشان نیست
هـر چند خامـوشم ولی هرگز مپنداری
آتشفشان خفــته دیگر فکـر طغیان نیست
من عاشـقم حتـی اگر شاعـر نمی بودم
اما بدون عشـق شـاعـر بودن آســـان نیست
#اصغر_عظيمی_مهر
@ShabeSharab213
4 623
درحالیکه اتفاقها آمدهاند، افتادهاند و اثرشان را بهجا گذاشتهاند و رفتهاند. باید وانمود کنم برایم اهمیتی نداشتهاند. نباید بگذارم زندگی بفهمد که با کم آوردن فاصلهی کمی دارم. درحالیکه خودم خوب میدانم چندتا درازنشست دیگر بیشتر دوام نخواهم آورد. باید صبر بیشتری از خودم نشان بدهم. باید بپذیرم همین است که هست، و با باقیماندهاش اگر میتوانم باید کاری بکنم. با باقیماندهی عمرم میتوانم کارهای زیادی بکنم. میتوانم همهاش را تلف کنم. میتوانم بخشی از آن را تلف کنم و بخشی را فقط کتاب بخوانم. میتوانم ورزش کنم. با سلامتِ هرچه تمامتر بالاخره یک روز بمیرم. میتوانم پول دربیاورم و خودم را در قصرهای عالم زندانی کنم. اما برای همیشه فرصت نخواهم داشت که تو را ببینم. شاید بهتر باشد بخشی از عمرم را تلف کنم و با باقیماندهی آن، تو را یک دل سیر دوست داشته باشم. بعدا بهرحال حسرتِ این روزها را خواهم خورد. خوب میدانم. اما نباید بگذارم حسرتِ "کاش تا فرصت بود بیشتر در کنار او میخندیدم" یقهی من را هم بگیرد. ...
#محمد_رضا_جعفری
@ShabeSharab213
.
4 623
زیر سنگ آسیابِ روزگار افتادهایم
خوشه زرّینِ عمر ما چه ارزان آرد شد!
#صائب_تبریزی
@ShabeSharab213
4 623
نباید میرساندم شاخههایم را به دیوارت
نباید میشدم_زین بیشتر بر شانهها_بارت
نباید میکشاندم سمتِ آغوش تو شعرم را
نباید میشدم در آجر آجر دردِ بسیارت!
خماندم قامتم را سمت سرسختیت، آهسته!
فرو کردم سرم را توی بدبختیت آهسته!
نمیدانستم این آغاز پایانِ بدی دارد
روانِ ریشههایم زخمهای ممتدی دارد
سرم سر به هوایت رفت،اما راه گم کردم
خیالم عشق بود و ریشهی گمراه گم کردم
به دور گردنت شال و کلاه سبز پوشیدم
نمیدیدم قطور شاخههایم را! نمیدیدم!
نشاندم روی بازوی تو بازوی نهالم را
تکاندم بر سر و روی تو شوقِ نیمه کالم را
دویدم سمت تو با برگ و بار و دار،اما حیف...
دویدم سمت تو با ریشهی بسیار، اما حیف...
که از من هر چه سر میرفت،صبر از قامتِ سنگیت
گشودم روزن بسیار توی غار دلتنگیت
شکست آخر سکوتت زیر آب و تابِ گیسویم
ترک خورد آجر آجر سینهات با شاخِ ابرویم
توان از بسترِ سرسختیات با ریشههایم رفت
خیالم عشق بود و عشق از پای تو سر میرفت
دوان شد پایِ در گل ماندهات با کفشِ مهمانت
روان شد استوارِ قامتت، شالودهی جانت
شکستی، ریختی بر دامنم دار و ندارت را
کشید آخر به سمت نیستی _این عشق_کارت را!
من اما تک درختی عاشقِ سرسختیات بودم
نمیدانستم اما باعثِ بدبختیات بودم
شکستی و شکسته بعد تو پیمانهام را باد
کشیده سمت جای خالیِ تو شانهام را باد
نشسته زیر پای برگ و بارم،باد بعد از تو
به جانم آتشِ افتادنت افتاد بعد از تو
نمیدانستم آن آغاز، انجامی چنین دارد
وصالِ دار و دیوار انتهایی سهمگین دارد
نباید میرساندم شاخههایم را به دیوارت
نباید میشدم_زین بیشتر بر شانهها_بارت
نباید میکشیدم سمت آغوش تو شعرم را
نباید میشدم در آجر آجر درد، سیارت!
پوریا دهخیری
@ShabeSharab213
4 623
.
اگر یک میلیون نفر دوستت داشته باشند؛ من یکی از آن یک میلیون نفرم!
اگر یک نفر دوستت داشته باشد ؛ من آن یک نفرم!
و اگر هیچکس دوستت نداشت
من مرده ام ....
#فرانتس_کافکا
@ShabeSharab213
4 623
چشمم به راه مانده و از لای پنجره
تف میکنم به کوچه، غم و التهاب را
با کاغذ و مداد کلنجار میروم
تا بلکه روح ِ خسته و جسم ِ خراب را...
باید که مرد بود، ولی با دو کاسه خون
لبخند ِ کودکانهی زن توی قاب را...
دارد چه کار میکند او در نبود من؟
تا کی سوالهای بدون ِ جواب را...
هر گوشهی اتاق پر است از صدای او
دیوانه کرده عطر تنش رختخواب را
باید مهار کرد، به هر قیمتی که هست
این عقل ِ بی حساب و دل ِ بی کتاب را
تن میدهم به خودکشی اما به شرط این
که دستِ عشق بافته باشد طناب را
دیگر نه جای ماندن و نه میل ِ رفتن است
باید قبول کرد همین منجلاب را
این آخرین نخ است! نه! دیگر نمیکشم
اما چطور تا خود ِ صبح، اضطراب را...
باید که دود کرد، هوا رفت، محو شد
باید کشید تا ته ِ پاکت، عذاب را
باید به جای شعر نوشتن، قلم شود
دستی که پشت ِ پای تو یک کاسه آب را...
آهستهتر! فقط کمی آهستهتر.. کمی!
این کوچههای خلوت ِ پر پیچ و تاب را....
#یاسر_یسنا
@ShabeSharab213
