en
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Open in Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Show more
376
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+530 days
Posts Archive
روزی شمس در اسفار خود به شیخی رسید که او را علت شاهد بازی و تفرج صورت بود. فرمود: -هی،در چیستی؟ گفت: -صور خوبان،چون آئینه است. حق را در آن آئینه مشاهده می‌کنم!... فرمود: -ای ابله! از آنکه حق را در آئینه‌ی آب و گل می‌بینی،چرا در آینه‌ی جان و دل نبینی و خود را نطلبی...؟! @lightworkers

‏«ایگو یا من، فقط محتویات خود را می‌شناسد، نه ناخودآگاه و محتویات آن را. مردم خودشناسی خود را با آن چه که یک فرد معمولی در مح
‏«ایگو یا من، فقط محتویات خود را می‌شناسد، نه ناخودآگاه و محتویات آن را. مردم خودشناسی خود را با آن چه که یک فرد معمولی در محیط اجتماعی‌شان از خودش می‌داند، می‌سنجند، نه با واقعیت‌های روانی که بیشتر اوقات از آن‌ها پنهان است...» #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

«وقتی به جهان نگاه می‌کنی، اشیاء فیزیکی را می‌بینی... وقتی به درون نگاه می‌کنی، خیالات را می‌بینی... این خیالات اشکال واقعی ا
«وقتی به جهان نگاه می‌کنی، اشیاء فیزیکی را می‌بینی... وقتی به درون نگاه می‌کنی، خیالات را می‌بینی... این خیالات اشکال واقعی انرژی هستند که علیرغم نامحسوس بودن، بر واقعیت تأثیر می‌گذارند...» #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

من نمی‌توانم شما را دعایی بیاموزم و کلماتی تعلیم کنم که بدان خدا را نیایش کنید... خداوند به کلمات شما گوش نخواهد کرد، مگر آن کلمات را خود بر زبان شما جاری کند. و من نمی‌توانم دعای دریاها و جنگلها و کوه‌ها را به شما تعلیم دهم. اما شما که از کوهها و دریاها و جنگلها زاده شده‌اید می‌توانید دعای آنها را در قلب خود بیابید. اگر در آرامش شب گوش فرا دارید، صدای آنها را در سکوت خواهید شنید که: "ای پروردگار ما، ای نفس در پرواز ما، این خواست تو است که در ما می خواهد. این آرزوی تو است که در ما آرزو می کند. این شوق تو است که شبهای ما را روز می‌گرداند. شبهایی که از آن توست و روزهایی که مُلک توست. ما نمی‌توانیم چیزی از تو بخواهیم، زیرا تو نیازهای ما را نیک می‌دانی پیش از آنکه نیازها در ما زاده شود. نیاز حقیقی ما تویی و اگر تو خود بیشتر به ما دهی همۀ آرزوهای ما را بر آورده کرده‌ای." #جبران_خلیل_جبران @lightworkers

«هر چیزی که ما را در مورد دیگران می‌آزارد، می‌تواند ما را به درک خودمان هدایت کند...» #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers
«هر چیزی که ما را در مورد دیگران می‌آزارد، می‌تواند ما را به درک خودمان هدایت کند...» #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

ضرب‌المثلی قدیمی می‌گوید تنهایی بهتر از این است که آرزوی تنهایی کنی. با این حال، وقتی فضای فرهنگ عامه پر است از یافتن «نیمه‌ی گمشده» یا ارائه مجموعه‌ای از سرگرمی‌ها برای فرار از واقعیت تنهایی، درمی‌یابیم که سایه‌ی تنهایی زندگی شلوغ ما را تسخیر کرده است... ضرب‌المثل دیگری می‌گوید «درمان مناسب برای تنهایی، خلوت است». خلوت حالتی است که در آن فرد با خودش، با همراهان نیک درونش، حضور دارد و بنابراین هرگز تنها نیست. به طرز متناقضی، رسیدن به خلوت بهترین نشانه برای سلامت یک رابطه است. توانایی من برای تحمل خودم، وقتی واقعاً با خودم حضور دارم، پیش‌بینی کننده‌ی توانایی من برای داشتن رابطه‌ای غیرتهاجمی و غیرخودشیفته با دیگری است. چه تناقض عجیبی است که _سایه‌ی فراخوانده شده برای تحمل خودمان_ مستقیماً با _چالش سایه‌ی تحمل تفاوت دیگری_ پیوند خورده است. چه کسی فکرش را می‌کرد؟ بنابراین، پیش‌بینی برای هر رابطه‌ای مبتنی بر این معضل سایه است – یعنی، _آیا می‌توانم با خودم همانطور که واقعاً هستم زندگی کنم؟_ اگر نمی‌توانم، چرا باید انتظار داشته باشم که شخص دیگری بتواند یا باید؟ وقتی یکی از طرفین از خود بیگانه است، از ماندن واقعی و در بر گرفتن ترس‌ها و آرزوهای تنهایی وجودی‌اش ناتوان است، آنگاه این ترکیب ناممکن را به دیگری تحمیل می‌کند. جای تعجب نیست که ما برای روابط ارزش قائلیم، اما بسیاری از آنها شکسته می‌شوند. جای تعجب نیست که در میان جمعیت پر سر و صدا پرسه می‌زنیم اما بیشتر و بیشتر تنها می‌شویم... #جیمز_هالیس ترجمه #محمد_کهربی @lightworkers

ﻣﻮﻫﺎﺗﻮ ﺑﺎد ﻣﻴﺒﻨﺪه و ... اﻳﻦ ﻗﺼﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺳﺮ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﺎ دﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﺎرون ﻣﻴﺎد ﺑﺎ ﺧﻨﺪه ﻫﺎت ﺳﺤﺮ ﻣﻴﺸﻪ... 🎵Vesal Alavi - Story #وصال_علوی @lightworkers

نبض جان را نیست جز دست مسیحا محرمی شانه ای غیر از دل صدچاک، بر گیسو منه #صائب @lightworkers
نبض جان را نیست جز دست مسیحا محرمی شانه ای غیر از دل صدچاک، بر گیسو منه #صائب @lightworkers

در نهایت، تنها زمانی متحول خواهیم شد که بتوانیم این واقعیت را تشخیص دهیم و بپذیریم که در درون هر یک از ما اراده‌ای وجود دارد، کاملاً خارج از محدوده کنترل آگاهانه، اراده‌ای که می‌داند چه چیزی برای ما درست است، که دائماً از طریق بدن، احساسات و رویاهای ما به ما گزارش می‌دهد، و بی‌وقفه ما را به سوی بهبودی و تمامیت تشویق می‌کند... #جیمز_هالیس کتاب: #یافتن_معنا_در_نیمه_دوم_زندگی @ligtworkers

دیگر نیاز ندارم کسی را وادار کنم که دوستم داشته باشد... دیگر بده بستان را رها کرده‌ام. مانند "بازاریاب شرکت بیمه" نیستم که می
دیگر نیاز ندارم کسی را وادار کنم که دوستم داشته باشد... دیگر بده بستان را رها کرده‌ام. مانند "بازاریاب شرکت بیمه" نیستم که می‌کوشد محصول خود را با اغواگری تبلیغ کند! بلکه همانند "انباردار مغازه‌ام" که وقتی کسی چیزی می‌خواهد همراهی‌اش می‌کند. در این فرآیند نه به حاشیه نیاز دارم و نه به ظاهر، فقط کافیست همان کسی باشم که هستم؛ یا می پذیرد یا می‌رود... #دیوید_ریکو ترجمه: #مهدی_کهربی کتاب: تو آنچه می‌پنداری،نیستی @lightworkers

الهی! مرا از من بِشوی تا از پسِ خود برخیزم و تو مانی! @lightworkers
الهی! مرا از من بِشوی تا از پسِ خود برخیزم و تو مانی! @lightworkers

تفاوت شور و اشتیاق با اعتیاد، تفاوت بین یک جرقه الهی با آتشی است که می‌سوزاند. شور و اشتیاق آتش الهی است، جان می‌بخشد و تقدیس می‌کند، نور می‌دهد و الهام می‌بخشد. شور و اشتیاق سخاوتمند است چون بر پایه نفس نیست، اعتیاد خودمحور است. شور و اشتیاق می‌بخشد و غنی می‌کند، اعتیاد دزد است. شور و اشتیاق منبع حقیقت و روشنایی است، رفتارهای اعتیادی تو را به تاریکی می‌کشاند. وقتی سرشار از شور و اشتیاق هستی زنده‌تری و چه به هدفت برسی و چه نرسی پیروز هستی. اما یک اعتیاد به نتیجه خاصی نیاز دارد که نفس را تغذیه کند، بدون آن نتیجه نفس احساس تهی بودن و محرومیت می‌کند.... #گابور_ماته #در_قلمرو_ارواح_گرسنه @lightworkers

عالم به غفلت قائم است، اگر غفلت نباشد این عالم نماند. شوق خدا و یاد آخرت و سکر و وجد، معمار ان عالم است اگر همه رو نماید، به
عالم به غفلت قائم است، اگر غفلت نباشد این عالم نماند. شوق خدا و یاد آخرت و سکر و وجد، معمار ان عالم است اگر همه رو نماید، به کلی به آن عالم رویم و اینجا نمانیم. و حق تعالی می‌خواهد که اینجا باشیم تا دو عالم باشد. پس دو کدخدا نصب کرد: یکی غفلت و یکی بیداری، تا هر دو خانه معمور باشد... #فیه_ما_فیه @lightworkers

مردی از رنجهای خودش بسیار گرانبار بود. او عادت داشت هرروز به خداوند دعا کند که، "چرا من؟ همه به نظر خیلی خوشبخت میرسند، چرا فقط من اینهمه در رنج هستم؟" یک روز، از روی استیصال به دعا نشست، "میتوانی رنجهای هرکس دیگر را به من بدهی و من آن را میپذیرم. ولی رنجهای مرا از من بگیر، نمی‌توانم بیش از این آن را تحمل کنم." همان شب رویای زیبایی دید _ زیبا و بسیار مربوط. او خواب دید که خداوند در آسمان ظاهر شد و به همه گفت، "همگی رنجهایتان را به معبد بیاورید." هرکسی از رنج خودش خسته شده بود __درواقع، هرکس می‌باید در زمانی دعا کرده باشد که "خدایا! رنجهای مرا از من بگیر و رنجهای دیگری را به من بده." پس هرکسی رنجهایش را در کیسه‌ای گذاشته بود و همگی به معبد رسیدند و همه خوشحال به نظر می‌رسیدند که بالاخره آن روز فرارسید و دعایشان شنیده شده. این مرد نیز به معبد رسید. و سپس خدا گفت، "کیسه‌هایتان را کنار دیوار بگذارید." تمام کیسه‌ها کنار دیوار چیده شدند و سپس خدا اعلام کرد: "حالا می‌توانید انتخاب کنید، هرکسی می تواند هر کیسه‌ای را که بخواهد بردارد." و تعجب‌آورترین چیز این بود که این مرد که همیشه دعا می‌کرد، به سرعت به سمت کیسه‌ی خودش دوید، قبل از اینکه دیگران بتوانند آن را بردارند! ولی او شگفت زده شد زیرا همه به سمت کیسه های خودشان می‌دویدند و همه از اینکه توانسته بودند همان کیسه‌ی خودشان را دوباره به دست آورند خوشحال بودند! موضوع چه بود؟ برای نخستین بار همه توانسته بودند رنجهای دیگران را ببینند __ کیسه‌های دیگران مانند کیسه‌ی خودشان بزرگ بود و یا حتی بزرگتر! و مشکل دوم این بود که همه به رنجهای خودشان عادت کرده بودند. انتخاب رنج دیگری __ کسی چه می‌داند که چه نوع رنجی در آن کیسه قرار دارد؟ چرا زحمت بکشی؟ دست کم با رنجهای خودت آشنا هستی و به آنها عادت کرده‌ای و قابل تحمل شده است. سالهاست که آن را تحمل کرده‌ای __ چرا چیزی ناشناخته را انتخاب کنی؟ و همه خوشحال به خانه رفتند. هیچ چیز عوض نشده بود، آنان رنجهای خودشان را با خود بازگرداندند، ولی همگی لبخند می زدند و خوشحال بودند که توانسته بودند کیسه‌ی خودشان را دوباره پس بگیرند. صبح آن روز مرد به دعا نشست و به خدا گفت، "تشکر از این رویا، دیگر هرگز چنین تقاضایی نمی‌کنم. هرچه که به من بخشیده‌ای برای من خوب است، باید برایم خوب باشد؛ برای همین است که آن را به من بخشیده‌ای." @lightworkers

بخش بزرگی از شرارت‌های این دنیا به این دلیل است که انسان، به طور کلی، ناامیدانه ناآگاه است.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworker
بخش بزرگی از شرارت‌های این دنیا به این دلیل است که انسان، به طور کلی، ناامیدانه ناآگاه است.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

ﭼﻮ آﻓﺘﺎب ﺑﺮآﻣﺪ ز ﻗﻌﺮ آب ﺳﻴﺎه ز ذره ذره ﺷﻨﻮ ﻟﺎ اﻟﻪ اﻟﺎ اﻟﻠﻪ ز آب و ﮔﻞ ﭼﻮ ﺑﺮﻣﺪ ﻣﻪ دل آدم وار ﺻﺪ آﻓﺘﺎب ﭼﻮ ﻳﻮﺳﻒ ﻓﺮو ﺷﻮد در ﭼﺎه ﺧﻤﻮش ﻛﺮدم از اﻳﻦ ﭘﺲ ﻛﻪ از ﺧﻤﻮﺷﻰ ﻣﻦ ﺟﺪا ﺷﻮد ﺣﻖ و ﺑﺎﻃﻞ ﭼﻨﺎﻧﮏ داﻧﻪ ز ﻛﺎه... @lightworkers

بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم خود را بشوق راهروی وا گذاشتیم تدبیر دلگشایی ما، هیچکس نکرد این کار را بدامن صحرا گذاشتیم راضی ب
بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم خود را بشوق راهروی وا گذاشتیم تدبیر دلگشایی ما، هیچکس نکرد این کار را بدامن صحرا گذاشتیم راضی بدلشکستگی جهل خود شدیم گردنکشی بمردم دانا گذاشتیم با ما هر آنچه خصم توانست کرد، کرد ما انتقام خود بمدارا گذاشتیم اینجا کسی چو پرسش احوال ما نکرد ما حال خود بپرسش فردا گذاشتیم در کارها ز خود نکشیدیم منتی جز اینکه کار خود بخدا واگذاشتیم نگذاشتیم در دل خود هیچ زندگی تا دل بزندگانی دنیا گذاشتیم در خون دل بخنده نشستن نبود رسم این رسم ما بگردن مینا گذاشتیم واعظ شد اولین قدم ما بهشت فیض تا پای خواهش از سر دنیا گذاشتیم #واعظ_قزوینی @lightworkers

اژدهای کوچک گفت:"نقشه نشون نمیده که قراره کجا برم." پاندای بزرگ گفت:"مسیر سفر تو روی هیچ نقشه‌ای نیست.خودت باید راهت رو پیدا کنی...." #جیمز_نوربری #پاندای_بزرگ_و_اژدهای_کوچک @lightworkers

+5
بیداری قهرمان درون Season 18 Episode 1 @jafekriipadcast

صحبتِ اهلَ دنیا آتش است. ابراهیمی باید که او را آتش نسوزد. نمرود آتشی برکرد از بیرون، ابراهیم نیز آتشی برکرد. تا ببینی آتش که را می‌سوزد. «ای نمرود، تو نتیجه‌ی قهری، من نتیجه‌ی رحمت. تا ببینم که می‌سوزد آخر.» قِدَمِ رحمت چنین باشد که قهر را قهر کند. پس رحمت قهرِ قهر آمد. گفت «قِدَمِ رحمت چنین باشد؟» آری دوستان را امتحان‌ها باشد. با دوست چنین کنی، با دشمن چه کنی؟ دوست را پرتاو کرد و رفت، تا حالش چه شود. حالش آن کس داند که پرتاوش کرد.... @lightworkers