Light Workers🔆
Open in Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Show more376
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+530 days
Posts Archive
الهی چند نهان باشی و چند پیدا؟
که دلم حیران گشت و جان شیدا،
تا کی در استتار و تجلی!
کی بُوَد آن تجلی جاودانی...
#مناجات
@lightworkers
💢مستند «سمفونی ایران»، سفرِ موسیقایی فریدون شهبازیان به شهرهای مختلف به منظور معرفی موسیقیِ نواحیِ مختلف
▪️تهیهکننده، نویسنده و کارگردان: وحید موسائیان
▪️پژوهشگران: فریدون شهبازیان و جهانگیر نصری اشرفی
▪️گوینده متن: مسعود رایگان
@lightworkers
اژدهای کوچک گفت:
"گاهی فکر میکنم اونقدری که باید خوب نیستم."
پاندای بزرگ گفت:
"درخت گیلاس خودش رو با درختهای دیگه مقایسه نمیکنه.فقط شکوفه میده...."
#جیمز_نوربری
#پاندای_بزرگ_و_اژدهای_کوچک
@lightworkers
احساساتی مانند ناامیدی، شرمندگی، رنجش، خشم، حسادت و ترس، به جای اینکه خبرهای بد باشند، در واقع لحظاتی بسیار روشن هستند که به ما نشان میدهند کجا خود را عقب نگه داشتهایم.
آنها به ما میآموزند که وقتی احساس میکنیم ترجیح میدهیم از هم بپاشیم و عقبنشینی کنیم، سرپا بایستیم و به جلو برویم.
آنها مانند پیامرسانانی هستند که با وضوحی هراسانگیز، دقیقاً جایی را که در آن گیر کردهایم به ما نشان میدهند.
همین لحظه، معلم کاملی است و خوشبختانه برای ما، هر جا که باشیم با ماست..."
#پما_چودرون
@lightworkets
"رنج، شیوه طبیعت برای نشان دادن نگرش یا رفتاری اشتباه است و برای فردی که خودمحور نیست، هر لحظه رنج، فرصتی برای رشد است.
آدمیان، هر چقدر هم که عجیب به نظر برسد، باید از رنج شاد شوند،
زیرا این نشانهای از وجود انرژی برای تغییر شخصیتهای آنان است...."
#رولو_می
@lightworkers
کلمهی رنج در معنای اصلی خود به معنای «اجازه دادن» است...
بنابراین رنج کشیدن خلاقانه به سادگی یعنی اجازه دادن به آنچه که هست، متوقف کردن جنگیدن با آن، و در عوض تأیید زندگی خود... رنج خلاقانه به معنای اجازه دادن به آنچه که هست و گفتن "بله!" است.
چنین تجربهای رهاییبخش است
زیرا منجر به شفا و خودشناسی میشود...
#زندگی_زیست_نشدهی_خود
@lightworkers
ذهنتان را از همه ی افکار خالی کنید
بگذارید دلتان آرامش یابد
ناآرامی موجودات را بنگرید
و بر بازگشتشان تعمق کنید
همهی موجودات این جهان
به خاستگاهی یگانه باز میگردند
بازگشت به این خاستگاه آرامش یافتن است.
اگر آن را نشناسید،
در اندوه و سردرگمی به این طرف و آن طرف میخورید.
اگر بدانید از کجا آمدهاید،
به طور طبیعی بردبار میشوید.
بینیاز ، شادمان،
مهربان همچون مادر بزرگ
و باشکوه همچون پادشاهان میشوید.
غرق در حیرت تائو
از آنچه زندگی برایتان به ارمغان میآورد خوشنودید و چون مرگ فرا رسد، آمادهاید...
#تائو_تچینگ
#لائوتسه
@lightworkers
گفتند:
جماعتی را میبینیم که تو را عیب میکنند...
گفت:
اگر خدای مرا بخواهد آمرزید،
هیچ زیان ندارد مرا، آنچه ایشان میگویند
و اگر بنخواهد آمرزید، پس من بتر از آنم که ایشان میگویند...
#تذکرة_الاولیاء
#ذکر_بحیی_معاذی
@lightworkers
بدرفتاری با تن مثل بدرفتاری با اشیاء است. اشیاء بیجاناند؛ به لَختی بر زمین پهن شدهاند؛ نه پا دارند و نه بال، و مردم گاه بسیار بد با آنها رفتار میکنند. اگر من عجول باشم و مثلاً کتابها را بدجوری ورق بزنم، آنها هم از من انتقام میگیرند. چون با آنها بدرفتاری کردهام پس به شیوهی خودشان به مخالفت با من بر میخیزند...
من میگویم: «اوه، اشیاء لعنتی، چیزهای مرده و بیجان، شما نفرت انگیزید!» و آنها بلافاصله جان میگیرند. جوری رفتار میکنند که انگار موجوداتی جاندار و زندهاند. و هرچه بیشتر نفرینشان کنید، بیشتر از کلماتی استفاده میکنید که جان در آنها میدمد. مثلا «این کتاب کجا قایم شده؟ راهش را کشیده و رفته و یک جایی گم و گور شده.» یا «این ساعت جنیست، کجا رفته است؟»
اشیاء برای کسانی که رفتار عجولانهای با آنها دارند، واقعاً خطرناک میشوند: داخل چشمتان میپرند، پایتان را گاز میگیرند، روی صندلی میخزند و نوکِ تیزشان را جایی میگذارند که مینشینید... ولی این اتفاقات فقط برای افرادی میافتند که با اشیاء (و با بدن خود) عجولانه رفتار میکنند، آنوقت است که شیاطین به اشیاء نفوذ میکنند و شیرین کاریهای خارقالعاده ای از آنها سر میزند!
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
در داستانهای پریان، فردی که طلسم شده یا نفرین شده، به چیز دیگری تبدیل میشود؛
شاید یک قورباغه، یک الاغ، یک جوجه اردک زشت، یا یک دختر بدون صدا یا بدون دست.
طلسم شدن میتواند به معنای خواب بودن، بیهوش بودن، گرفتار شدن در شرایط، یا محدود شدن توسط نیرویی خارج از خودمان نیز باشد...
داستانهای پریان نقشههای سفر هستند که
به ذهن ما شفافیت میبخشند.
و اگر پذیرای آنها باشیم
میتوانند وسیلهای برای حمل و نقل نیز باشند.
آنها به ما کمک میکنند تا از دگرگونیهایمان عبور کنیم...
@lightworkers
«تمام خرد حقیقی را تنها میتوان دور از خانههای آدمیان، در خلوت بزرگ فرا گرفت، و تنها از طریق رنج به دست میآید.
محرومیت و رنج تنها چیزهایی هستند که میتوانند ذهن انسان را به روی آن چیزهایی که از دیگران پنهان است بگشایند.»
ایگیوگارجوک، شمن اینوئیت
@lightworkers
از شهر می رانند عاشق پیشه ها را
فرهادها را، کوه ها را، تیشه ها را
کَندند و خُشکاندند و سوزاندند در باغ
گلبرگ ها را، ساقه ها را، ریشه ها را
دنیا دلش سَنگ است در پَستو نهان کن
آیینه ها را، کوزه ها را، شیشه ها را
سودایی ام عمریست با خود میکشانم
سنگینیه غمگین ترین اندیشه ها را
ای مُرغ غمگین قفس آرام منشین
فریاد کن دلتنگی اندیشه ها را
این جنگل آشفته جای شیرها نیست
ارزانی کفتارها کن بیشه ها را
#هادی_محمد_حسنی
@lightworkers
تا زمانی که فرد برای خودش نقش بازی کند، نمیتواند فردیت یابد؛
اعتقاداتی که فرد نسبت به خودش دارد، ظریفترین شکل نقاب (پرسونا) و ظریفترین مانع در برابر هرگونه فردیتیابی حقیقی است.
فرد میتواند تقریباً هر چیزی را بپذیرد، اما در جایی این ایده را حفظ میکند که او با این وجود چنین و چنان است، و این همیشه نوعی استدلال نهایی است که ظاهراً به عنوان یک امتیاز مثبت به حساب میآید؛
با این حال، به عنوان یک عامل تأثیرگذار علیه فردیتیابی حقیقی عمل میکند.
کندن این نقابها فرایندی بسیار دردناک است، اما هر گام به جلو در رشد روانی دقیقاً به معنای همین است، یعنی کندن یک نقاب جدید.
ما مانند پیازی با پوستههای بسیار هستیم، و باید بارها و بارها خود را پوست بکنیم تا به هستهی واقعی برسیم...
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
اژدهای کوچک گفت :
« خیلی خستم»
پاندای بزرگ مکثی کرد و گفت :
«توی زمستون طبیعت کنار میره، استراحت میکنه و انرژیاش رو جمع میکنه برای یه شروع تازه،
ما هم اجازه داریم همین کار رو بکنیم دوست کوچیک من.»
#پاندای_بزرگ_اژدهای_کوچک
@lightworkers
گلها را مورد تامل قرار دهید...
روزی بودا خطابهی سکوتی ایراد کرد و طی آن شاخه گلی را بالا گرفت و به آن خیره شد.
اندکی بعد یکی از راهبان حاضر لبخندی بر لبانش نقش بست....
گویند او یگانه کسی بود که خطابهی بودا را فهم کرد.
گویند
آن لبخند درک حقیقت به ۲۸ استاد پیاپی دست به دست شد و آیین ذن از آن تولد یافت...
گلها همان گیاهان روشنگر شدهاند...
تحقق روشنگری حکایت از گسستنی در روند عادی تکامل میکند زیرا پرش و جهشیست به سطحی کاملا متفاوت از هستی و مهم آنکه نشان از کاهش مادیت دارد.
چه چیز سنگینتر و نفوذناپذیرتر از سنگ که با این همه دستخوش تغییر میگردد و در برابر نور شفافیت مییابد...
تحت فشار و حرارت بیاندازه زیاد..
آن هنگام که ما به سطح معینی از حضور یا توجه آرام و هشیارانه در ادراکمان میرسیم میتوانیم گوهر الهی حیات ، گوهر موجود در آگاهی یا روح هر موجودی را در همهی اشکال حیات حس کنیم و آن را در یگانگی گوهر خودمان درک کنیم...
مراقبهی هر روزه مراقبه بر موجودات ظریفی باشد که هنوز در مادیت خود استحکام نیافته اند.
چون نوزاد انسان
توله سگ
بچه گربه
گل یا علف
با مشاهده بر این اشکال روزنهای درونی هر چند کوچک بر ادراکمان گشوده میگردد که با تمرین مستمر به دری گشوده تبدیل میگردد...
#تمرین
@lightworkers
یک بار یکی از مدعوین به ناهار، پرسشی از شوپنهاور کرد که او به سادگی پاسخ داد: نمیدانم...
مرد جوان گفت: عجب، عجب، فکر میکردم شما فرزانهٔ بزرگی هستید، همهچیز میدانید!
شوپنهاور پاسخ داد: نه، دانش محدود است؛
فقط حماقت است که حدی ندارد!..
#اروین_ديالوم
@lightworkers
وقتی برای دیگری
فانوسی روشن میکنی،
خودبهخود
راه خودت را هم روشن میکنی...
@lightworkers
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
