en
Feedback
کانال نو اندیشی دینی کیان

کانال نو اندیشی دینی کیان

Open in Telegram

با رویکرد نواندیشی دینی

Show more
5 482
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+2730 days
Posts Archive
🔴معرفی و بررسی کتاب احساسات اخلاقی، واقعیت اخلاقی و پیشرفت اخلاقی نویسنده: تامس نیگل با حضور: دکتر عبدالکریم سروش استاد مصطف
🔴معرفی و بررسی کتاب احساسات اخلاقی، واقعیت اخلاقی و پیشرفت اخلاقی نویسنده: تامس نیگل با حضور: دکتر عبدالکریم سروش استاد مصطفی ملکیان دکتر یاسر میردامادی و دکتر جواد حیدری (مترجم کتاب) Sep 13, 2:00  PM EST شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران لینک جلسه در گوگل‌میت: https://meet.google.com/axd-pknu-fpg @mostafamalekian

🔻وقتی ایمان از اجبار می‌گریزد؛ پدیدارشناسی یک سکولاریسم شرقی ✍ یونس نوربخش ✔️چرا در جامعه‌ای که دین در چند دهه اخیر بیش از همیشه در عرصه عمومی حضور داشته، بخشی از نسل جدید بیش از پیش از نهادهای رسمی دین فاصله گرفته است؟ یونس نوربخش، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران، در یادداشت «وقتی ایمان از اجبار می‌گریزد: پدیدارشناسی یک سکولاریسم شرقی» می‌کوشد این پرسش را از منظری متفاوت بررسی کند. او معتقد است آنچه در ایران در حال رخ دادن است، لزوماً به معنای الحاد یا دین‌ستیزی نیست؛ بلکه می‌تواند واکنشی اجتماعی به تجربه پیوند خوردن دین با قدرت، قانون و اجبار باشد. از این منظر، «سکولاریسم شرقی» نه کپی‌ای از سکولاریسم غربی، بلکه شکلی بومی و واکنشی از عرفی‌شدن است؛ فرآیندی که در آن بخشی از جامعه از «دین حاکم» فاصله می‌گیرد، اما همچنان می‌تواند پیوند خود را با معنویت، اخلاق و میراث فرهنگی دینی حفظ کند. نوربخش در این جستار، از افول سرمایه اجتماعی نهاد دین، تغییرات نسلی و مقاومت‌های روزمره تا ضرورت بازگشت دین به کرامت انسانی، اقناع، اخلاق و نقش میانجی میان جامعه و حاکمیت را به بحث می‌گذارد.. 📎پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دین‌آنلاین https://www.dinonline.com/46343/

▶️ فایل صوتی شرم روان‌شناختی و شرم اگزیستانسیال با حضور: سروش دباغ Sep 06, 2026 شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۴ #حلقه_دیدگاه_نو @didgahenochannel

🕊️ طالقانی؛ قسط و انسانِ مسئول 🔸 دکتر ابراهیم یزدی در نکوداشت مرحوم آیت‌الله طالقانی، از نگاه او به قسط و مسئولیت انسان می‌گوید: 📖 «در دوران انقلاب، دیدگاه‌های وسیع‌تر و جامع‌تری از قسط و عدالت را در اندیشه طالقانی می‌بینیم؛ و او در فضای انقلاب، از آیه ۲۵ سوره حدید، نتیجه‌گیری‌هایی می‌کند که بسیار آموزنده است. 👤 طالقانی در برابر مراجعات افراد و اقشار مختلف که از او تقاضای تعیین تکلیف داشتند، می‌گفت: هر انسانی باید خودش حرکت کند؛ از خودش بجوشد؛ و به پای خودش بلند شود. 🌱 این انبیا نیستند که باید به جای مردم تصمیم بگیرند. وقتی انبیا چنین وظیفه‌ای نداشته باشند، تکلیف آنهایی که خودشان را نماینده انبیا می‌دانند، جای خود دارد.» 🎥 گزیده‌ای از سخنان دکتر ابراهیم یزدی در نکوداشت آیت‌الله سیدمحمود طالقانی #آیت_الله_طالقانی # چهل و هفتمین سال رحلت طالقانی #ابراهیم_یزدی #قسط #عدالت #آزادی #مسئولیت_انسان #بنیاد_بازرگان 📲بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان را در فضای مجازی دنبال کنید: اینستاگرام   تلگرام   یوتیوب @Bonyadbazargan

🎥 نشست نواندیشی دینی و حقوق زنان 🎙سخنرانی 📚پنل‌های فقهی و نظری 🌟با حضور اساتید و پژوهشگران برجسته - آذر ۱۴۰۴ ⚡️  پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)

🔴«محمدرضا حکیمی دربارهٔ ایران امروز چه می‌گوید؟» 🔴 استاد سروش محلاتی: فاصله عمیقی میان آموزه‌های «الحیات» با واقعیت جامعه ایران وجود دارد 🔴دیدگاه‌های علامه حکیمی درباره «تساوی» و «مالکیت» به نظریه و فتوا تبدیل شود 🔴فرشاد مومنی: فقر در ایران پدیده‌ای ساختاری است 🔴سیاست‌های اقتصادی نادرست، طبقات متوسط را قربانی کرد 🔴زائری: برخی تریبون‌ها دچار توهم «مخاطب‌پنداری» و گفت‌وگو با مخاطب فرضی هستند 🔴کرامت انسانی؛ نقطه آغاز گفت‌وگوی دین با نسل جدید ⬅️مراسم بزرگداشت پنجمین سالگرد درگذشت علامه محمدرضا حکیمی با عنوان «محمدرضا حکیمی دربارهٔ ایران امروز چه می‌گوید؟» عصر روز گذشته با سخنرانی آیت الله سروش محلاتی، دکتر فرشاد مومنی و حجت الاسلام و المسلمین زائری در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد. ⬅️آیت‌الله سروش محلاتی در این مراسم با اشاره به آثار علمی استاد محمدرضا حکیمی گفت: استاد محمدرضا حکیمی آثار علمی فراوانی در طول نیم‌قرن به‌جا گذاشته است. این آثار، علاوه بر اینکه حکایت از اطلاعات و دانش استاد دارد، از دردمندی ایشان نیز حکایت می‌کند. ⬅️در این کتاب بحث می‌شود که فاصله طبقاتی موجه نیست و برای این موضوع، آیات و روایات مطرح می‌شود، اما در شهر خودمان با فاصله‌های فاحش مواجه هستیم. در کتاب، فراوان درباره این موضوع بحث می‌شود که در جامعه اسلامی، فقیر و محتاج وجود ندارد، ولی ما در پیرامون خود، انسان‌های نیازمند فراوانی می‌بینیم. 🔴دکتر فرشاد مؤمنی به بازخوانی «میراث فکری محمدرضا حکیمی و نسبت آن با نیازهای امروز ایران» پرداخت. وی اظهار کرد: انتخاب این موضوع، در واقع ناظر بر یک مسئله حیاتی است؛ مسئله‌ای که در سطوحی، چه در سطح حکومتگران و چه در سطح جامعه، درباره آن توافق وجود دارد و آن این است که بخش اعظم انتظارات و وعده‌هایی که در قالب جمهوری اسلامی شکل گرفته بود، محقق نشده است. مؤمنی ادامه داد: از آنجا که عنوانی که برای نظم جدید انتخاب شد و ادعا این بود که قرار است بر اساس موازین اسلامی عمل کنیم، یک پرسش بسیار حیاتی نیز در اینجا موضوعیت پیدا می‌کند و آن این است که آیا ما بر اساس موازین اسلامی عمل کردیم و دچار این مشکلات و بحران‌ها شدیم، یا اینکه اتفاقاً هرجا حادترین و جدی‌ترین مشکلات ظهور کرده، دلیل اصلی آن، عمل نکردن به آن چیزی بوده که قرآن و اسلام گفته‌اند؟ https://fa.shafaqna.com/news/2340447/

*دلایل رویکرد تحصیلکرده‌ها به خرافات: همه دنبال خوشبختی اند* ناصر فکوهی، انسان‌شناس و استاد دانشگاه: 🔹وقتی آینده قابل پیش‌بینی نیست، میل به پیش‌بینی آن بیشتر می‌شود. اقبال به فال و فالگیری می‌تواند یکی از نشانه‌های جامعه‌ای باشد که در آن اعتماد، امید و احساس ثبات کاهش یافته و افراد برای فهم آینده خود پاسخ روشنی در جهان واقعی پیدا نمی‌کنند. 🔹شرایط به‌ویژه زمانی که با کاهش سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همراه شود، زمینه مساعدتری برای رشد رفتارهای جادویی و باورهای خرافی ایجاد می‌کند. 🔹هر اندازه اعتماد اجتماعی نسبت به کنشگران متعارف، به هر دلیل - ولی عموماً به دلیل اقتدارگرایی و فساد سیاسی و اقتصادی - بیشتر شود، مردم به دلیل سرگشتگی و ابهام و نگرانی که نسبت به آینده خود دارند و راهی برای پاسخ یافتن به آنها در سپهر اجتماعی قانونی و متعارف نمی‌یابند، دست به دامان روش‌های نامتعارف جادویی یا دست‌کم باور آوردن به این روش‌ها، از جمله توطئه‌باوری می‌شوند. 🔹تمرکز کنشگران اجتماعی در رفتارها و اندیشه‌هایشان نه به موقعیت موجود، بلکه بیشتر حسرت خوردن بر یک «گذشته» اغلب خیالین یا بیشتر بر «آینده‌ای» باز هم مفروض و خیالین، هر دو گرایش‌هایی آسیب‌زا هستند. 🔹فال و فال گرفتن در زبان و شیوه‌های فرهنگی ما دو معنا دارد. یکی به عملکردهای جادویی نزدیک است؛ این را یک آسیب دانستیم. اما فال در سنت ایرانی ما تفأل با غزلیات حافظ و در سنت اسلامی‌مان استخاره با قرآن مجید است که نباید با سرکتاب بازکردن اشتباه گرفت. 🔹سرکتاب باز کردن، دعانویسی و اشکال دیگر جادو، چه برای درک گذشته باشد و چه برای پیش‌بینی آینده، اگر از سر پدیده مد و تقلید از دیگران نباشد، بدون شک از سر استیصال و ندانم‌کاری و نومیدی است و به هر حال رفتار و فکری آسیب‌دیده و آسیب‌زاست. 🔹می‌توانم این رفتار را به گون‌های تخدیر، همچون مشروبات الکلی یا مواد مخدر، تشبیه کنم که نمی‌توان آنها را پاسخ‌هایی دارویی برای درمان یک بیماری دانست. در نهایت مشخصه تخدیرکننده آنها درد را کاهش می‌دهد، اما بلافاصله خطرات بسیار بزرگتر برای فرد ایجاد می‌کند. 🔹تمایل به این‌گونه رویکردها بسیار عمیق‌تر و با عمری بسیار طولانی‌تر از فناوری‌های مدرن هستند. در ابتدای قرن بیستم، علم رو به رشد سبب شده بود که بسیاری از پژوهشگران بر این باور باشند که سرانجام علم همه اشکال باورهای غیرعلمی را از میدان به در می‌کند، در حالی که آنچه شاهدش شدیم، این بود که این رویکردها خود را در علم و کنشگرانش نیز بازتولید کرده‌اند./اعتماد

سومین مدرسهٔ تابستانی اندیشه دینی معاصر آدم (مجازی) | شهریور ۱۴۰۵ ‌ 🔻 با ارائۀ ۱۰ استاد و پژوهشگر برجسته از ایران، آمریکا و
سومین مدرسهٔ تابستانی اندیشه دینی معاصر آدم (مجازی) | شهریور ۱۴۰۵ ‌ 🔻 با ارائۀ ۱۰ استاد و پژوهشگر برجسته از ایران، آمریکا و آلمان 🔻 ۱۵ ساعت ارائۀ آموزشی چهارشنبه، پنج‌شنبه ۱۸ و ۱۹ و چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ ◀️ با رویکرد علمی و انتقادی به پرسش ها و‌چالش های معاصر درباره جنسیت و‌جایگاه آن در جهان اجتماعی و دینی ‌ 🎓 اعطای گواهی 🌐 برگزاری جلسات مجازی در اسکای روم 👥 شبکه‌سازی و تعامل علمی 🔗 جهت شرکت در مدرسه تابستانه اینجا را کلیک کنید و در صورت نیاز به راهنمایی، @genderstudies21 در تلگرام پیام دهید. #مدرسه_تابستانی #آدم #مطالعات_زنان #مطالعات_جنسیت #رویکرد_مراقبت_محور #هوش_مصنوعی #دید_زنانه_نگر #پرواداری #فلسفه #الهیات_زنانه_نگر ⚡️  پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)

یوسف اباذری، جامعه‌شناس، درباره سرانجام جنگ می‌گوید: «زندگی ۹۰ میلیون ایرانی را بابت کل‌کل با کسی که فکر می‌کنید دیوانه است، به باد فنا ندهید... فکر نکنید که با یک آدم سکولار روبه‌رویید که از حمله شما می‌ترسد و می‌رود... او تنها نیست او نماینده یک طبقه حاکم در آمریکا است.» اباذری این حرف‌ها را در نشست نقد و بررسی کتاب «چپ ووک نیست»(نوشته سوزان نیمن و ترجمه شیرین کریمی) گفته است. 🌾 @Sedanet

شناخت معنویت عصر نو (بخش دوم) کریستال‌ها، انرژی‌های شفابخش، طالع‌بینی و سفر روح چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ همه‌ی این باورها بخشی از پدیده‌ای به نام «معنویت عصر نو» یا New Age هستند. اما این جنبش از کجا آغاز شد و چرا در دنیای مدرن طرفدارانی پیدا کرد؟ آیا عصر نو یک دین است، مجموعه‌ای پراکنده از باورهاست، یا تلاشی برای معنابخشیدن به زندگی خارج از ادیان سنتی؟ در این ویدئو با نگاهی علمی و تاریخی وارد جهان معنویت عصر نو می‌شویم. این ویدیو، بخش دوم از دو بخش است. 🏷ترجمه و زیرنویس: رضا صبوری رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین ravaschool.com t.me/Ravaschool

شناخت معنویت عصر نو (بخش اول) کریستال‌ها، انرژی‌های شفابخش، طالع‌بینی و سفر روح چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ همه‌ی این باورها بخشی از پدیده‌ای به نام «معنویت عصر نو» یا New Age هستند. اما این جنبش از کجا آغاز شد و چرا در دنیای مدرن طرفدارانی پیدا کرد؟ آیا عصر نو یک دین است، مجموعه‌ای پراکنده از باورهاست، یا تلاشی برای معنابخشیدن به زندگی خارج از ادیان سنتی؟ در این ویدئو با نگاهی علمی و تاریخی وارد جهان معنویت عصر نو می‌شویم. این ویدیو، بخش دومی هم خواهد داشت. 🏷ترجمه و زیرنویس: رضا صبوری رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین ravaschool.com t.me/Ravaschool

♻️گفتاری در جمع گروهی از اساتید و نخبگان 🔴انسان ، تنوع و تفاوت 🔸تهران . ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ @mohammadsorooshmahallati

✅  در این "بازروایی"، برخی رویدادها بزرگ‌نمایی و برخی جنبه‌ها حذف یا کم‌اهمیت جلوه داده می‌شوند و معمولاً جزئیاتِ پیچیده‌تر نادیده گرفته می‌شوند. روایت رنج، برای جذابیت، قابل‌هضم‌بودن و انتقال سریع، از پیچیدگی تهی می‌شود و به کلیشه‌های آشنا تبدیل می‌گردد.  قربانی نیز یا "قهرمان بی‌نهایت مظلوم" یا "شئی ترحم‌انگیز" و یا "مقصر سرنوشت خود" معرفی می‌شود. ✔️ تبدیل رنج به "کالای روایی"، بدترین نوع تغییر روایت است. به این معنا که روایت رنج، از یک تجربه‌ی زیسته، به محتوای قابل انتشار تبدیل می‌شود. به عنوان مثال، تصویر کودکی که از یک حمله‌ی هوایی جان سالم به در برده، بارها پخش می‌شود. اما هیچ‌وقت از او نمی‌پرسند که چه احساسی دارد، چه آرزویی دارد، چه کسی را از دست داده، و حالا در چه شرایطی زندگی می‌کند. او فقط یک «نماد» است تا نفرت از دشمن یا همدردی با قربانی را برانگیزد. در نتیجه، قربانی، نه‌تنها صدای خود را از دست می‌دهد، بلکه به‌تدریج از "خودروایی" خود نیز بیگانه می‌شود. یعنی داستان زندگی خود را آن‌گونه که دیگران تعریف کرده‌اند، می‌پذیرد و "خود واقعی" اش گم می‌شود. زمانی که روایت شخصی رنج، به "کالا" تبدیل می‌شود، کرامت قربانی نیز خدشه‌دار می‌شود. او دیگر «انسانی با رنج‌هایش" نیست، بلکه ماده‌ای می‌شود برای تولید احساسات در دیگران. ❗️ج) و بالاخره "کالایی شدن رنج"، سومین سنخ از مصادره‌ی رنج است. در این نوع مصادره، رنج از یک "تجربه‌ی انسانی زیسته" به کالایی تبدیل می‌شود که ارزشِ مبادله‌ای پیدا می‌کند. یعنی رنج، دیگر صرفاً یک درد یا یک روایت نیست؛ بلکه به چیزی تبدیل می‌شود که می‌توان آن را خرید، فروخت، بازاریابی، بسته‌بندی و مصرف کرد. در این فرآیند، رنج‌دیده (سوژه) به شیءِ نمایش و مخاطب به مصرف‌کننده‌ی رنج تبدیل می‌شود. رنج به "موردی" برای جلب توجه، همدلی یا کمک‌های مالی تبدیل می‌شود. ✅ به عنوان مثال:   کوین کارتر، عکاس خبری اهل آفریقای جنوبی، در مارس ۱۹۹۳ در سودان، عکس کودکی را ثبت کرد که به علت قحطی شدید، دچار گرسنگی مزمن و شدید شده و بشدت لاغر و نحیف روی زمین افتاده است. کرکسی هم آن‌سوتر منتظر بود تا او را شکار کند. کارتر ۲۰ دقیقه منتظر ماند تا کرکس بال‌هایش را باز کند تا ترکیب‌بندی بهتری داشته باشد، اما این اتفاق نیفتاد و او عکس را گرفت و سپس کرکس را فراری داد . این عکس در ۲۶ مارس ۱۹۹۳ در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد و سیل انتقادات را به همراه داشت. بسیاری عکاس را به دلیل اولویت دادن به عکاسی به جای کمک به کودک، به بی‌اخلاقی متهم کردند . روزنامه سنت پترزبورگ تایمز نوشت: "مردی که لنز خود را برای ثبت قابی درست از رنج او تنظیم می‌کند، ممکن است به همان اندازه یک شکارچی باشد؛ کرکسی دیگر در آن صحنه" . این عکس که در سال ۱۹۹۴ جایزه معتبر پولیتزر را به دست آورد، یکی از تلخ‌ترین مثال‌های "کالایی‌شدن رنج" است. رنج این کودک به محصولی رسانه‌ای تبدیل شد که برای سازمان‌های خبری درآمد و برای کارتر شهرت و جایزه به ارمغان آورد . ❓ این عکس همچنین پرسش بنیادینی را مطرح کرد که در قلب مصادره رنج قرار دارد: آیا ثبت و نمایش رنج برای آگاهی‌بخشی، در نهایت به نفع رنج‌دیدگان است یا از آنها بهره‌برداری می‌کند؟ ادامه دارد..... 🖋 علی زمانیان، ۱۳ شهریور  ۱۴۰۵ @kherade_montaghed

🔵"رنج اجتماعی" در فراز و نشیبب قدرت. نظام‌های سیاسی و رنج‌های اجتماعی (قسمت دوم) همان گونه که در قسمت پیشین آمد، نظام‌های سیاسی، با معنازدایی و مصادره‌ی معنای رنج اجتماعی، مشروعیت خود را تامین می‌کنند. در نوبت اول موضوع "مصادره‌ی معنای رنج" مورد واکاوی قرار گرفت. در این نوبت به مکانیسم‌ها و روش‌های مصادره معنای رنج پرداخته می‌شود. 🔻مکانیسم‌های اصلی تغییر معنای رنج عبارتند از: ❗️۱.  "الهی‌سازی رنج" این شیوه،  در برخی گفتمان‌های دینی یا ملی‌گرایانه آمده است، رنج به عنوان آزمایش الهی، قربانی مقدس برای میهن یا وسیله‌ای برای تطهیر روح تفسیر می‌شود. ویلکینسون با ارجاع به وبر نشان می‌دهد که چنین تفسیرهایی گرچه ممکن است به فرد در تحمل درد کمک کنند، اما غالبا او را از اعتراض سیاسی به علل اجتماعی رنج بازمی‌دارند. ❗️۲.  "پزشکی‌سازی رنج" از دیگر مکانیسم‌هاست که در آن نظام پزشکی، رنج ناشی از فقر، تبعیض و خشونت ساختاری را به اختلال فردی مانند افسردگی، اضطراب یا درد مزمن تقلیل می‌دهد و راه حل را در دارودرمانی یا روان‌درمانی فردی جستجو می‌کند. این تغییر معنا، مسئولیت جمعی را از جامعه برمی‌دارد و آن را به دوش بیمار می‌اندازد. ❗️۳. "اقتصادی‌سازی رنج"، این تغییر معنایی وقتی رخ می‌دهد که دولت‌ها و نهادهای مالی بین‌المللی، رنج ناشی از فقر را به هزینه بار اقتصادی یا شاخص رشد منفی تبدیل می‌کنند. در این گفتمان، فقرا دیگر انسان‌هایی با کرامت نیستند، بلکه منابع هدر رفته یا مشکلات آماری‌اند که باید مدیریت شوند.  ❗️۴. اخلاقی‌سازی رنج در این مکانیسم، رنج به‌عنوان "ابزاری برای رشد اخلاقی، کمال روحی یا پالایش شخصیت" تفسیر می‌شود. این ایده ریشه‌ای دیرینه در سنت‌های دینی (مسیحیت، بودیسم، اسلام، یهودیت)، فلسفه‌های رواقی و حتی گفتمان‌هایِ مدرنِ خودسازی دارد. در این مکانیسم، رنج، از یک "بی‌عدالتی اجتماعی" به یک "تمرین فردی اخلاقی" تبدیل می‌شود. تحمل رنج، به‌عنوان "فضیلت" معرفی می‌گردد. این تفسیر، معمولاً توسطِ نهادهایِ دینی، گفتمان‌هایِ ملی‌گرایانه، مربیان خودیاری و حتی در روان‌شناسی زرد ترویج می‌شود. ویلکینسون اما تکیه بر آرا ماکس وبر، نشان می‌دهد که اخلاقی‌سازی رنج، اگرچه ممکن است به فرد در تحمل درد کمک کند، اما اغلب او را از پرسش سیاسی در مورد علل اجتماعی رنج بازمی‌دارد. رنج را به "مسئولیتِ فردی" تبدیل می‌کند و جامعه را از مسئولیت ساختاری تبرئه می‌نماید. از این رو تفسیرهای اخلاقی رنج، اگرچه می‌توانند تسلی‌بخش باشند، اما اغلب به‌عنوان "افیون مردم" عمل می‌کنند و آنان را از تغییر شرایط واقعی بازمی‌دارند. ❗️۵. فردی‌سازی رنج در این مکانیسم، رنج، نه‌تنها از ساختارهای اجتماعی جدا می‌شود، بلکه به‌طور کامل به‌گردن خود فرد انداخته می‌شود. فقر، بیکاری، بیماری اعتیاد، خشونت خانگی و حتی بلایای طبیعی، به‌عنوان نتیجه‌ی انتخاب‌های غلط، تنبلی، بی‌برنامگی، کم‌هوشی یا بی‌اخلاقی فرد، تفسیر می‌شوند. این مکانیسم، یکی از قوی‌ترین ابزارهای ایدئولوژیک برای تبرئه‌ی ساختارهای قدرت است. در این گفتمان، رنج، از "پدیده‌ای اجتماعی" به "مشکلی فردی" تبدیل می‌شود. راه‌حل‌ها، معطوف به اصلاح فرد هستند، نه تغییر جامعه. ویلکینسون، فردی‌سازی رنج را خشونت نمادین آشکاری می‌داند، زیرا: نابرابری‌های ساختاری مثل نژادپرستی، تبعیض جنسی، فقر ارثی، کمبود امکانات آموزشی را پنهان می‌کند. جامعه و دولت را از مسئولیت خود در قبال شهروندان تبرئه می‌سازد.  علاوه بر این، افراد رنج‌دیده را دچار شرم و گناه می‌کند و آنان را از اعتراض جمعی بازمی‌دارد. این گونه‌ی تغییر معنا آن است که رنج را به جای آنکه به عنوان شکاف اخلاقی غیرقابل تحمل در نظم اجتماعی ظاهر شود، به عنوان واقعیتی طبیعی، اجتناب‌ناپذیر یا حتی مثبت پذیرفته می‌شود. به عبارت دیگر، قدرت انتقادی رنج که می‌توانست نظام سیاسی و اقتصادی را به چالش بکشد، خنثی می‌شود. 🖋 علی زمانیان، ۱۳ شهریور  ۱۴۰۵ @kherade_montaghed ادامه⬇️⬇️

🔵  نظام‌های سیاسی با "رنج اجتماعی"، چه می‌کنند؟ رنج به مثابه میدان نبرد معنا مطالعه‌ی یک جامعه، مستلزم به رسمیت شناختن "درد" آن جامعه و  مطالعه‌ی آن است. اساسا یکی از ارکان اصلی "به رسمیت شناختن" و "دیدن" دیگری، به رسمیت شناختن و دیدن دردها و رنج‌های او است. از این رو چه در مطالعات اجتماعی و چه در حوزه‌ی مطالعات عدالت و اخلاق، "رنج"، از نکات کانونی است که باید مورد توجه قرار گیرد. ✅ "ایان ویلکینسون" در کتاب "درآمدی جامعه‌شناختی به رنج" تصویری از رنج به عنوان پدیده‌ای ترسیم می‌کند که نه فقط یک تجربه شخصی دردناک، بلکه به عرصه‌ای برای کشمکش "معنا"، "قدرت" و "حقیقت" تبدیل می‌شود. او نشان می‌دهد که رنج به محض آنکه از حوزه خصوصی فرد خارج می‌شود و به عرصه عمومی قدم می‌گذارد، دستخوش فرایندهایی پیچیده می‌شود که می‌توان آنها را با مفاهیمی چون تصرف، مصادره، تغییر معنا، ناپدید کردن، خاموش کردن صدای رنج و مشروعیت‌بخشی توصیف کرد. این جستار به تحلیل این فرایندها می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه نظام‌های قدرت، اعم از دولت‌ها، رسانه‌ها، نهادهای علمی و حتی سازمان‌های بشردوستانه، رنج را از صاحبان اصلی‌اش می‌ربایند، معنای آن را دگرگون می‌سازند و در نهایت آن را به گونه‌ای بازنمایی می‌کنند که نه فقط تهدیدی برای نظم موجود نباشد، بلکه به تقویت همان نظم کمک کند.  هم‌چنین این مقاله نشان می‌دهد که چگونه "رنج" به منبعی برای مشروعیت‌بخشی به قدرت تبدیل می‌شود، به طوری که خشونت و سرکوب با توسل به رنج خود یا دیگران، توجیه و عادی‌سازی می‌گردد. 🔻 برای اندیشیدن جامعه‌شناسانه به "رنج"، شرح برخی مفاهیم ضروری است. برخی از مفاهیم در پی می‌آید: ❗️اول. مصادره رنج ویلکینسون نشان می‌دهد یکی از رنج‌های شخصِ رنج‌دیده آن است که "رنج" را از او می‌ربایند و مصادره‌اش می‌کنند. به این معنا که رنجی که تجربه می‌کند، از اختیارش خارج می‌شود و توسط نهادهای بیرونی، اعم از رسانه، دولت و سایر نهادها، به نفع مشروعیت خود، مصادره می‌گردد. به سخن دیگر، رنج را از راوی اصلی‌اش جدا می‌کنند و آن را در خدمت اهداف خود قرار می‌دهند. ✔️ مهمترین مصادیق "مصادره‌ی رنج" عبارت است از: ➖ مصادره‌ی رسانه‌ای که در آن، رسانه‌های خبری، "رنج" را به محتوای جذاب تبدیل می‌کنند.  تصاویر کودکان گرسنه یا اجساد جنگ‌زدگان را نه برای ایجاد تغییر ساختاری، بلکه برای جلب مخاطب در فضای مجازی و افزایش فروش آگهی‌های تجاری به کار می‌روند. ویلکینسون این را "گردشگری هرزه‌نمایانه" می‌نامد، جایی که مخاطب به جای همدلی فعال، به تماشاگری لذت‌بخش از فاجعه می‌نشیند.  ➖ مصادره علمی نیز از دیگر مصادیق است که در آن جامعه‌شناسان و پژوهشگران با تبدیل تجربه زیسته رنج به داده‌های آماری، مفاهیم انتزاعی و نظریه‌های دانشگاهی، آن را از درد زنده به موضوع مطالعه تقلیل می‌دهند. ویلکینسون هشدار می‌دهد که این خشونت معرفتی ممکن است بیش از آنکه به رنج‌دیدگان کمک کند، به حرفه محققان اعتبار ببخشد.  ➖ همچنین مصادره‌ی سیاسی که در آن، دولت‌ها و احزاب، رنج شهروندان را به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های خود تبدیل می‌کنند. برای مثال، یک دولت ممکن است با بزرگنمایی رنج ناشی از تهدید خارجی، اقدامات سرکوبگرانه خود را توجیه کند یا با ابراز همدردی دروغین با قربانیان فقر، از هرگونه اصلاح ساختاری اساسی طفره رود. مصادره‌ی رنج وقتی است که "درد" به مثابه‌ی سرمایه سیاسی و اقتصادی تبدیل می‌شود. مصادره رنج، مفهومی است که ویلکینسون از نقدهای جامعه‌شناختی اقتصاد سیاسی احساسات وام می‌گیرد و آن را گسترش می‌دهد. ✅ صورت‌بندی سه‌گانه‌ی مصادره‌ی رنج: ➖ الف) اولین نوع، "مصادره‌ی معنای رنج" است. در این نوع، رنج فرد یا گروه، از بافت زیسته‌ی خود خارج می‌شود و معنایی "از بیرون" به آن تحمیل می‌گردد. رنج‌دیده، دیگر صاحب معنای رنج خود نیست؛ بلکه نهادهایی مانند پزشکی، روان‌شناسی، حقوق، دین یا سیاست، معنای مورد نظر خود را بر رنج او تحمیل می‌کنند. رنج، به‌جای آن‌که "تجربه‌ای زیست‌شده" باشد، به "موردی" برای تشخیص، قضاوت، توجیه یا سرزنش تبدیل می‌شود.  نظام‌های سیاسی، رنج را به منزله‌ی دال شناور، از معنای خود تهی می‌کنند، سپس، معنای مورد نظرشان را به آن تحمیل می‌کنند، تا در نهایت، با مصادره‌ی معنای رنج، مشروعیت خود را تامین نمایند. ویلکینسون با استناد به جامعه‌شناسی فرهنگی وبر و دورکیم نشان می‌دهد که معنای رنج هرگز طبیعی یا خودآشکار نیست، بلکه همیشه در بستر گفتمان‌های فرهنگی و ایدئولوژیک ساخته می‌شود. با تغییر معنا، رنجی که می‌توانست به منزله اعتراضی علیه بی‌عدالتی باشد، به معنایی قابل قبول و حتی مشروع برای نظم موجود تبدیل می‌شود. ادامه دارد..... 🖋 علی زمانیان، ۱۲ شهریور  ۱۴۰۵ @kherade_montaghed

ارعاب داعش‌مسلکانه! میثم نیلی که گویا برادر داماد مرحوم رئیسی است به سران قوای مجریه و قضائیه عملاً اولتیماتوم داده و با لحنی سرشار از ارهاب و ارعاب نوشته است: "حکم قطعی محاربان در قرآن چند چیز بیشتر نیست؛ دار زدن، يا گردن زدن، یا قطع دست و پای مخالف، یا نفی سرزمینی و تبعید. جانوران عفن و کفتاران کودتاچی و جیره‌خواران ترامپ و نتانیاهو، حق بازگشت به کشور اسلامی و ادامهٔ حیات در این سرزمین مقدس را ندارند. این کارها بر خلاف وحدت و امنیت ملی است و مردم بعثت‌یافته قطعاً تحمل نخواهند کرد"! ظاهراً اشارهٔ او به بازگشت محسن نامجو به کشور و احتمال تکرار اقدام او از سوی شماری دیگر از هموطنان مهاجر است. انگار این فرد اولاً نمی‌داند که مجازات‌های فوق مربوط به قطاع‌الطریق است که در قرآن از آنها به عنوان" محارب"یاد شده است. ثانیاً اگر قرار به این نوع نص‌گرایی خشک و منجمد و متحجرانه باشد، وی باید خواهان جزیه گرفتن از اهل کتاب و احیای بردگی هم بشود! این نص‌گرایی بی‌منطق و خشک‌مغزانه عیناً و بدون کم و کاست، همان شیوه و برداشت گروه داعش و سازمان‌های تکفیری در دنیای اسلام است که مخالفان خود را جلوی دوربین‌های فیلم‌برداری سر می‌بریدند و زنان و دختران پیرو آیین‌های متفاوت را به کنیزی می‌گرفتند! بی‌دلیل نبود که مرحوم آیت‌الله خمینی، بزرگترین خطر و تهدید جامعه را از جانب متحجرانی می‌دید که با خشکه‌مقدسی، دنیای اسلام را به انحطاط کشانده‌اند. در واقع هر نوجوان و يا جوان ناآشنا به متون اصیل دینی و قرائت‌های مختلف از آنها، به محض مشاهدهٔ این نوع ادبیات داعش‌مسلکانه، از اصل دیانت دچار وحشت و انزجار می‌شود. عجیب این که چنین ادبیات ارعاب‌آمیز و ارهاب‌انگیزی در حالی توسط این افراد تبلیغ و ترویج می‌شود که کشور درگیر یک جنگ پرهزینه و بی‌سابقه است و از طرفی تمام تلاش مهاجمان و حامیان آنها هم این است که ماهیت کل نظام سیاسی را عین همین خشونت‌گرایی معرفی کنند! نمایندگی خودخوانده از طرف "مردم بعثت‌یافته" برای ترویج ارهاب در کشور هم ظاهراً کار و کاسبی سیاسی تازهٔ این قبیل افراد شده است! این نمایندگی کی و کجا و توسط چه کسانی به این افراد تفویض شده است که کسی از آن خبر ندارد! در حالی که تکفيرگرایی و داعش‌مسلکی در دیگر نقاط اسلام رو به افول گذاشته متأسفانه در کشور ما گویی توسط عده‌ای تازه رونق گرفته است. اگر بدون فوت وقت، خط فاصلهٔ پررنگ و دقیق و واضحی بین سیاست رسمی کشور و حامیان اینگونه برداشت‌های داعش‌گونه ترسیم نشود، فجایع بی‌سابقه‌ای در کشور رخ خواهد داد. #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad

«آیا دین با فقر موافق است؟» 🖍 بهروز مرادی اکنون که فقر در جامعه دامن‌گستر گردیده، به‌جز برخی صوفیان درویش‌مسلکِ بی‌خبر از محتوای قرآن، صداهای بسیاری از جانب قبیله‌ی تزویرگران و مسخ‌کنندگان دین نیز در تکریم فقر به گوش می‌رسد تا فلاکت و بیچارگی را مشروعیت دینی ببخشند. ✳️ آیا اسلام با فقر موافق است؟ پاسخ به این پرسش را از قرآن جویا می‌شویم: ✅ قرآن در چندین مورد، بی‌تفاوتی نسبت به فقر را با دوزخی‌شدن پیوند داده است.
به عنوان مثال در سوره‌ی مدثر آیات ۴۷-۴۰ بر این نکته تأکید گردیده که در روز رستاخیز از دوزخیانِ جرم‌کننده می‌پرسند که چه چیز آنها را به دوزخ درافکند؟ آنها ازجمله می‌گویند که نیازمند گرسنه را اطعام نمی‌کردند. قابل توجه اینکه چنین کسانی از نظر قرآن مجرم‌اند.
یا در سوره‌ی حاقه آیات ۳۱ تا ۳۷ در این رابطه ازجمله چنین می‌خوانیم:
"سپس در دوزخش اندازید، سپس در زنجیری که طولش هفتاد زراع است به زنجیرش کشید، چرا که او به خداوند عظیم ایمان نمی‌آورد و به اطعام نیازمند گرسنه ترغیب نمی‌نمود و... ."
در سوره‌ی ماعون، قرآن عدم تلاش برای فقرزدایی را نشانه‌ی بی‌دینی دانسته است. این آیات بر اهمیت رفع گرسنگی و فقر از زندگی انسانی تأکید نموده و نیز این حقیقت را آشکار می‌سازند که بی‌تفاوتی نسبت به گرسنگی و فقر در جامعه آدمی را دوزخی  می‌کند. بدون تردید مسئولیت مبارزه با فقر متوجه همه‌ی انسان‌هاست، اما امر مسلم آن است که آن‌هایی که برای رفع گرسنگی مردم و تأمین معیشت خلق دارای مسئولیت سیاسی و اجرایی می‌باشند، اما مسئولیت خود را به‌خوبی انجام نمی‌دهند، یا به‌جای تلاش برای رفع فقر و برپایی جامعه‌ای عاری از گرسنگی، منافع خود را در گرسنه نگاه‌داشتن مردم و فقیرسازی خلق و به ضعف‌کشاندن انسان‌ها تعریف می‌کنند و منابع مملکت را غارت می‌کنند، خداوند چنین کسانی را وعده‌ی دوزخ داده است، حتی اگر چنین کسانی از زیادتی سجده بر پیشانی‌‌شان مهر نقش بسته باشد. ✅ این بدین خاطر است که معنوی و اخلاقی زیستن و متقی و مؤمن بودن و نیکوکار و درستکارشدن در جامعه‌ای که گرسنگی و فقر و محرومیت در آن رفع نشده باشد، در هاله‌ای از غیرممکن‌ها فرو می‌رود. ✅ حضرت محمدص، فقر را؛ «روسیاهی هر دو جهان» نامیده است:
الفقر سوادالوجه فی‌الدارین (فقر؛ [مایه‌ی] روسیاهی در هر دو سراست.)
براستی آن جامعه و آن نظام اجتماعی تولیدکننده‌ی فقر که مردمش در چنین فقری برای زنده‌ماندن دست‌وپا می‌زنند، هم در این جهان و هم در جهان پس از مرگ روسیاه است، بویژه آنان که حق مردم را برای بهره‌مندشدن از یک زندگی شرافتمندانه و سالم پایمال کرده‌اند، روسیاه دوعالم‌اند. ✅ آموزه‌های قرآنی و پیامبر والامقامش تأیید می‌کنند که هر گاه شکم آدمی سیر نباشد، بعید است دلش از نور ایمان پر شود.
(هرگاه فقر در خانه‌ای داخل شود، ایمان از در دیگر خارج شود).
او همچنین فرمود:
"نزدیک بود که فقر، کفر باشد" کادَ الفَقْرُ ان یَکُونَ کُفْراً (نهج‌الفصاحه:٢١۵٧)
پس فاصله‌ای میان فقر و کفر نیست، چراکه هرگاه فقر بر زندگی مسلط شود، احتمال آنکه فرد حق‌ها را رعایت کند، به حداقل می‌رسد و این همان کفر است. ✅ همچنین امام علی‌ع نیز فرمود:
الفقر الموت الاکبر (فقر؛ مرگِ بزرگتر است).
مرگِ بزرگتر یعنی مرگ بزرگتر از مرگ جسمانی، یعنی مرگ روح و شخصیت و روان و قلب و وجود، چراکه فقر نمی‌گذارد آدمی زندگی کند و بهترینِ خودش بشود. کلمه‌ی ٣٢٠ از نهج‌البلاغه نیز در تقبیح فقر چنین گفته است:
اِنَّ اللهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی‌ اَموالِ الأَغنیاءِ أَقواتَ الفُقراءِ فما جاعَ فقیرٌ اِلاّبِما مَنعَ غنیٌّ. "خداوند سبحان، آذوقه‌ی فقرا را در اموال اغنیا قرار داده است. هیچ فقیری گرسنه نمانده مگر به سبب آنچه که ثروتمندی از او دریغ داشته است."
✅ فقر ابعاد متنوعِ وجودِ آدمی را تعطیل می‌کند و همه‌ی زندگی آدم را در وضعیت استیصال در پی لقمه نانی دوان و روان می‌سازد و شخصیت فرد را در پی این دویدن‌ها به حقارتِ سرفرودآوردن در مقابل هر ظالمی می‌آلاید و درنتیجه روح و روان و شخصیت و باطن و معنویت و ارزش‌ها و خوبی و نیکی را در فرد می‌کشد، پیش و بیش از مرگ جسمانی او. ✅ فقر فرصت‌های معنوی‌ْزیستن را از آدمی دریغ می‌کند، او را گروگان شکمش می‌کند و خار و ضعیفش می‌سازد و نمی‌گذارد عزت‌نفسی در وجود او شکل بگیرد و حرمت روح آدمی را می‌شکند. ✅ فقر مانع شکل‌گیری شخصیتی مستقل و آزاد در فرد می‌گردد و پروژه‌ی خداوند را برای پرورش‌یافتن و بالیدن و شکفتنِ انسان را سد می‌کند و آدمی را از دغدغه‌ی حق دور می‌سازد. به‌همین‌خاطر است که دین با تمام وجود با فقر می‌ستیزد و درصدد کنار زدن آن است تا انسان و جامعه بتوانند معنوی و اخلاقی بزیند. ١٢ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi