en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

برابری حقوقی=عدالت=وحدت

برابری حقوقی=عدالت=وحدت

Open in Telegram

دوستان و همراهان با وفا در این کانال به سلیقه شخصی با مطالب متنوع فرهنگی اجتماعی و عقیدتی و کاربردی و گاها اخبار بدون جانبداری در خدمتتان خواهیم بود لینک فهرست بعضی مطالب موجود در کانال https://t.me/vahdat19/16120 آدرس ها > https://t.me/vahdat19/24671

Show more
1 140
Subscribers
-124 hours
No data7 days
-730 days
Posts Archive
ص ۵ ۳. دادگاه الهی و میزان: سنجش عیارِ جان‌ها یوم میعاد روز سنجش است؛ اما نه با ترازوهای مادی. میزان و ترازوی سنجش، همان کلام و حقیقتِ مظهر جدید است. در این روز، مشخص می‌شود چه کسانی واقعاً عاشق حقیقت بودند (و به بهار جدید لبخند می‌زنند) و چه کسانی تنها عاشق پوسته و منافع خود بودند (و در برابر مظهر جدید به اعتراض و اعراض برمی‌خیزند). این تفکیکِ صفوف، همان دادگاه بزرگ رستاخیز است. پیامد این بازتعریف بر روان عباد وقتی قیامت از یک واقعه فیزیکیِ دوردست و ترسناک، به یک فرصتِ بیداری و رستاخیز فکری در همین جهان تبدیل می‌شود، آن ابهام و اضطراب فرساینده جای خود را به شور، پویایی و مسئولیت‌پذیری شخصی می‌دهد. انسان درمی‌یابد که قیامتِ او همین امروز است؛ روزی که باید انتخاب کند در گورِ تحجر بماند یا با صعود به آسمان معانی، زنده و جاری شود. در اینجا یک جمع‌بندی جامع، رسا و منسجم از کل این گفتگوی معرفتی و تحلیل بیانات جمالِ قِدم (بهاءالله) ارائه می‌شود؛ تبیینی که تمام ابعاد تحجر، راه رهایی از آن، و پویایی هدایت الهی را به هم پیوند می‌دهد: ۱. ریشه بحران: زمستان ادیان و آفتِ تحجر هر دین مانند طبیعت دارای چرخه حیات است. در فصل پاییز و زمستانِ دین، آن روح پویا و مغز معنوی اولیه رفته‌رفته منجمد می‌شود و جای خود را به یک پوسته‌ی صلب ساختاری می‌دهد. در این بستر، عناصر متحجر و ظاهرگرا با انگیزه‌های متعددی همچون حفظ منافع مادی، انحصارطلبی اجتماعی، عافیت‌طلبی و کسب مشروعیت از طریق تقدس‌نمایی، به این انجماد دامن می‌زنند. آن‌ها با تفکیک فروع از اصول و ستیز با علوم عقلی، ذهن بندگان (عباد) را در تارهای عنکبوتیِ وسواس‌های مناسکی، ترس‌های فرساینده و خط‌کشی‌های دگماتیک گرفتار می‌کنند که نتیجهٔ مستقیم آن، انقباض روحی (ضیق) و سردرگمی فکری (ابهام) در جامعه است. ۲. پادزهر کلامی بهاءالله: افشای کوریِ دوبینی جمال قدم در بیانات خود، ریشهٔ این بیماری روحانی را نشانه می‌رود. ایشان قشری‌گرایانی که پیامبران را جدا از هم می‌بینند و به خاطر تغییر نام‌ها و لباس‌های ظاهری، حقیقتِ واحدِ امر الهی را تکه‌تکه می‌کنند، «اَحوَل» (دوبین یا لوچ) می‌نامند. از نظر توحید حقیقی، همه مظاهر الهی آینه‌های یک آفتاب واحدند؛ چنان‌که در متن به کلام حضرت اعلی (باب) استناد می‌شود: «من نفس محمّدم و ما يَظهَرُ منّی ما ظَهَرَ مِنه». تحجر زمانی اتفاق می‌افتد که انسان‌ها به جای پرستش «خداوندِ زنده و شارع»، عاشقِ «حکمِ تاریخی منجمد شده» شوند. ۳. کلید اول رهایی: صعود به سمآء معانی پادزهر ذهنی برای خروج از این بن‌بست، «صعود به سمآء معانی» (آسمان مفاهیم باطنی) و هجرت از «ارض الفاظ» (زمینِ کلمات ظاهری) است. صعود به آسمان معانی یعنی انسان از پوسته و فیزیکِ کلمات عبور کند تا روح، غرض و هدف اصلی احکام را درک کند. با این دیدگاه، تمام تضادهای ظاهری میان شریعت‌ها ناپدید می‌شود و شرح صدر و سرور باطنی جایگزینِ وسواس‌های قشری‌گری می‌گردد. ۴. کلید دوم رهایی: درک فلسفه «نسخ و اثبات» این متن قانون تکامل معنوی بشر را با تبیین این نکته روشن می‌کند که «نسخ و اثبات هر دو در مقر اقدس واحد بوده و خواهد بود». تغییر احکام، نشانهٔ تناقض در ارادهٔ الهی نیست؛ بلکه دقیقاً مانند عملکرد یک پزشک حاذق است که در هر فصل و با تغییر حال بیمار (ظرفیت و نیاز بشر)، داروی جدیدی تجویز می‌کند. بهاءالله حتی فاش می‌سازد که اگر اعراض و انجماد پیروان دین قبل (اهل فرقان) نبود، شریعت آن‌ها نسخ نمی‌شد؛ اما تحجر، شکستن ظرف قدیمی را حتمی ساخت. عبارت عربی «لَمْ يَكُنْ لِأَحَدٍ أَنْ يَعْتَرِضَ عَلَيْهِ لِأَنَّ الْمُرَادَ مَا أَرَادَ رَبُّكُمْ» تأکید می‌کند که حق تصرف و تغییر احکام، منحصراً در دست مشیت و ارادهٔ مطلقهٔ الهی است و عناصر ظاهرگرا حق ندارند سنت‌های خود را به خدا تحمیل کنند. ۵. غایتِ نگاه پاد-تحجر: رستاخیز به مثابه بیداری فکری در نهایت، این منظومه فکری، مفاهیم هولناک و فیزیکی فرجام‌شناسی (مانند قیامت و یوم میعاد) را به یک رستاخیزِ فکری و آگاهی معنوی تبدیل می‌کند. یوم میعاد: روز موعود یا روز دیدار، همان روزِ ظهور مظهر جدید است که خداوند در آن مقام، «مالک» و صاحب‌اختیار مطلقِ نظم نو است. زنده‌شدن مردگان: خروج جان‌های پاک از قبورِ تعصب، جهل و تحجر زمستانی است. تاریک شدن ستارگان و نو شدن زمین: افول قدرتِ مبلغان قشری و فروریختن ساختارهای فکری کهنه برای برپایی یک فرهنگ و جهان‌بینی پویا و روزآمد است. کلام آخر: این بیانات به ما می‌آموزد که دین برای اسارت و خفقان ذهن نیست، بلکه جریانی زنده و تکاملی است. انسانِ دانا با صعود به آسمان معانی، از تارهای عنکبوتیِ متحجرانِ زمانه رها می‌شود و به جای ترس از زمستانِ الفاظ، به بهارِ آگاهی و رستاخیزِ فکریِ ظهورِ نو سلام می‌کند. صفحه اول 👉 بیان بعدی 👉

ص ۴ مفهوم «مالکِ یومِ میعاد» (روز وعده داده شده یا روز دیدار) یکی از کلیدی‌ترین و پرمعناترین تعابیر در فرجام‌شناسی و الهیات ادیان است که در این متن، پیوند عمیقی با مفهوم «ظهور جدید» و شکستن تحجر زمستانی پیدا می‌کند. برای تبیین این مفهوم و ارتباط آن با ظهور جدید، می‌توان ابعاد زیر را بررسی کرد: ۱. بازتعریفِ مفهومِ «قیامت» و «روز دیدار» در نگاه سنتی و ظاهرگرا (ارض الفاظ)، «یوم میعاد» یا قیامت به عنوان پایان فیزیکی جهان، متلاشی شدن کهکشان‌ها و برپایی دادگاه عدل الهی در فضایی غیرمادی تصور می‌شود. این نگاه به دلیل عدم صعود به «سمآء معانی»، ذهن عباد را دچار ابهام و ترسی فلج‌کننده می‌کند. اما در این متن و منظومه فکری بهاءالله، یوم میعاد به معنای «روز ظهورِ مظهر جدید الهی» است. میعاد یعنی محل وعده: تمام ادیان گذشته به پیروان خود وعده داده‌اند که در آینده، حقیقت دین تجدید خواهد شد و فرستاده‌ای نو خواهد آمد. بنابراین، روز آمدنِ مظهر جدید، همان «روز موعود» یا «یوم میعاد» است. لقاءالله (دیدار خدا): از آنجا که ذات خداوند قابل دیدن نیست، دیدار با او از طریق شناخت و پذیرش مظهر و فرستاده او ممکن می‌شود. پس ظهور جدید، همان روز دیدار معنوی است. ۲. چرا خداوند در این مقام «مالک» نامیده شده است؟ وقتی بهاءالله می‌فرماید: «المرادَ ما ارادَ ربُّکم مالکُ يومِ الميعادِ»، از واژه مالک برای بیان یک قدرت مطلق استفاده می‌کند: در روز ظهور جدید (یوم میعاد)، نظام فکری، فقهی و احکامِ دورهٔ قبل به پایان می‌رسد. در این روز، مظهر جدید به عنوان مالک و صاحب‌اختیار این روز حق دارد همه‌چیز را از نو بسازد؛ احکامی را نسخ کند و احکام جدیدی را اثبات نماید. متحجرانِ ظاهرگرا خیال می‌کنند خودشان مالک و پاسبانِ دین خدا هستند و حق دارند تعیین کنند چه حکمی باقی بماند و چه حکمی تغییر کند. اما این عبارت به آن‌ها یادآوری می‌کند که مالکِ این روزِ نو، تنها اراده و مشیت الهی است، نه سنت‌های منجمد شده‌ی آن‌ها. ۳. پیوند یوم میعاد با عبور از «زمستان دین» عناصر متحجر در فصل زمستانِ دین، چنان در ظواهر گذشته غرق می‌شوند که وقتی «یوم میعاد» (بهار جدید) فرا می‌رسد، آن را انکار می‌کنند. آن‌ها به دلیل دوبینی (احولی)، متوجه نمی‌شوند که همان پروردگاری که احکامِ گذشته را وضع کرده بود، اکنون در روز موعود آمده تا روحِ شریعت را تجدید کند. بنابراین، تعبیر «مالک یوم میعاد» به مؤمنان شجاعتِ ذهنی می‌دهد تا از تنگنا و ضیقِ وسواس‌های قشری رها شوند و درک کنند که اصالت با «خداوند و ارادهٔ زندهٔ او در هر عصر» است، نه با قالب‌های فیزیکی و احکامِ منقضی‌شده تاریخی. تبدیل مفهوم «قیامت» و «یوم میعاد» تبدیل مفهوم «قیامت» و «یوم میعاد» از یک حادثه فیزیکی و وحشت‌انگیز به یک رستاخیزِ فکری و آگاهی معنوی، دقیقاً همان نقطه‌ای است که ذهن مؤمنان را از «ضیق و ابهام» نجات می‌دهد و به «سمآء معانی» می‌برد. در نگاه ظاهرگرا، قیامت یعنی نابودی زمین، زنده شدن مردگانِ فیزیکی از خاک و برپایی دادگاهی هولناک. اما وقتی با کلید واژه‌شناسی جمال قدم به این مفهوم نگاه می‌کنیم، رستاخیز یک انقلاب درونی و آگاهی جمعی است: ۱. زنده‌شدن مردگان: خروج از گورِ غفلت و تحجر در تفسیر باطنی، «موت» (مرگ) به معنای جهل، بی‌خبری و یخ‌زدگی در سنت‌های منجمد زمستانی است؛ و «قبر» همان ذهنِ تاریک و اسیر در قالب‌های قشری‌گری است. رستاخیز معنوی: وقتی مظهر جدید الهی ظهور می‌کند، با کلام و آگاهیِ خود، جان‌های مرده را بیدار می‌کند. زنده‌شدن مردگان یعنی انسان‌هایی که در گورِ تعصب و تحجر دفن شده بودند، با شنیدن پیام نو، به یک زندگی فکری و روحانی جدید دست می‌یابند. ۲. دگرگونی زمین و آسمان: تغییر ساختار فکری جهان آیات فرجام‌شناسی ادیان گذشته اغلب از تاریک شدن خورشید، سقوط ستارگان و شکافتن آسمان در روز قیامت سخن می‌گویند. در ساحت معانی: تاریک شدن آفتاب و ستارگان: به معنای افول ستارهٔ پادشاهیِ مبلغان و علمای ظاهرگراست که در زمستان دین، خود را هدایت‌گر مردم می‌دانستند، اما با طلوع آفتابِ ظهور جدید، نورِ اعتباری آن‌ها از بین می‌رود. آسمان و زمین نو: به معنای فروریختن پدیده‌های فکریِ کهنه و برپایی یک نظم، فرهنگ و شریعتِ کاملاً جدید در جهان است. ادامه 👉

ص ۳ مقایسه مفهومِ «توحید مظاهر» با نمونه‌های دیگری از کتاب‌های عرفانی مفهوم «توحید مظاهر» یا همان یگانگی ذاتی فرستادگان الهی در هر عصر، یکی از زیباترین و عمیق‌ترین مفاهیمی است که در این متن به آن اشاره شده است. این مفهوم مستقیماً با بیت معروف مولانا در مثنوی معنوی همخوانی دارد که می‌گوید:
«نام احمد نام جمله‌ی انبیاست / چون که صد آمد، نود هم پیش ماست»
در ادامه، این مفهوم و پیامدهای آن را از سه زاویه کلیدی بررسی می‌کنیم تا مشخص شود چرا بهاءالله تفکیک میان پیامبران را خروج از توحید می‌داند: ۱. حقیقت واحد در جامه های گوناگون خداوند مانند یک آفتاب است و مظاهر ظهور (پیامبران) مانند آینه‌ها. اگرچه آینه‌ها در طول تاریخ تغییر کرده‌اند (گاهی در قالب موسی، گاهی عیسی، محمد، باب و بهاءالله)، اما نوری که از آن‌ها به زمین می‌تابد و تصویری که نشان می‌دهند، دقیقاً همان آفتاب واحد است. بنابراین، پرستش و اصالت دادن به خودِ «آینه»، گمراهی است. کسی که حقیقت را بشناسد، در هر آینه‌ای که تجلی کند، آن نور واحد را بازمی‌شناسد. ۲. چرا تفکیک پیامبران «خروج از توحید» است؟ بهاءالله می‌فرماید کسی که مابین مظاهر الهی فصل و تفرقه مشاهده کند، از توحید خارج است. دلیل این ادعای سنگین چیست؟ شرکِ پنهان در ظاهرگرایی: وقتی یک فرد متحجر می‌گوید «من فقط پیامبر خودم را قبول دارم و پیامبر بعدی را انکار می‌کنم»، او در واقع دارد به نام، لباس، زبان و قالبِ فیزیکی آن پیامبر اصالت می‌دهد. اصالت دادن به قالبِ مادی به جای منبعِ روحانی، نوعی شرک و بت‌پرستی پنهان است. توحید حقیقی یعنی درک این نکته که اراده و روحِ حاکم بر همه آن‌ها یکی است؛ پس انکار یکی، انکار همه و انکارِ خودِ خداوند است. ۳. درمان دوبینی (احولی) با صعود به آسمان معانی کسی که در «زمین الفاظ» (ارض الفاظ) اسیر است، چون تفاوت‌های ظاهری احکام (مثلاً تغییر قبله، تعداد رکعات نماز یا قوانین اجتماعی) را می‌بیند، دچار دوبینی یا همان «اَحوَل» بودن می‌شود و ناله و اعتراض سر می‌دهد. اما کسی که به «آسمان معانی» (سمآء معانی) صعود می‌کند، می‌فهمد که این تغییرات، تضاد در حقیقتِ دین نیست؛ بلکه پویایی و تکامل شریعت است که توسط همان منبع واحد (مَقَرّ اقدس واحد) بر اساس نیازهای زمانه مدیریت می‌شود. این فقرات عمیق و شگفت‌انگیز از جمال قِدم (بهاءالله)، دقیقاً همان ریشه و مغز پدیده «زمستان دین» و کوری معنوی متحجران را نشانه رفته است. ایشان در این لوح، پادزهر کلامی و عرفانی مستحکمی علیه رویکرد صلبِ قشری‌گرایانی (ظاهرگرایانی) ارائه می‌دهند که حقیقتِ واحد امر الهی را به خاطر تغییر قالب‌های ظاهری تکه‌تکه می‌کنند و سبب ضیق و ابهام ذهن‌های عباد می‌شوند. تبیین واقعیت‌های روحانی این متن روحانی را می‌توان در چند محور خلاصه کرد: ۱. وحدت ذاتی مظاهر الهی و نفی دوگانگی بهاءالله شدیداً نسبت به بیماری روحانی «فصل و تفرقه» هشدار می‌دهند. ایشان تصریح می‌کنند هرکسی که میان حقیقت مظاهر الهی یا احکام بنیادی آن‌ها فرق بگذارد، اصلاً از دایره توحید حقیقی خارج است. حقیقت واحد: ایشان به کلام حضرت اعلی (باب) استناد می‌کنند که می‌فرماید: «من نفس محمّدم و ما يَظهَرُ منّی ما ظَهَرَ مِنه». این دیدگاه، نگاه خطی و منجمد قشری‌گرایان به ادیان را کاملاً درهم می‌شکند. از نظر عرفان حقیقی، پیامبران گذشته و مظهر جدید، همان آفتاب واحدی هستند که تنها از افق‌ها و بروج متفاوتی طلوع کرده‌اند. کسانی که این حقیقت را نمی‌بینند، در کلام ایشان «اَحوَل» (دوبین یا لوچ) نامیده شده‌اند که حقیقت واحد را دو می‌بینند. ۲. فلسفه نسخ احکام و آینه ظرفیت بشر ایشان به یکی از بزرگ‌ترین پارادوکس‌هایی که همیشه مایه «ابهام و ضیق ذهنی» مؤمنان ظاهرگرا بوده پاسخ می‌دهند: اگر خدا یکی است، چرا احکام تغییر می‌کنند و نسخ می‌شوند؟ پیامد اعراض قشری‌گرایان: بهاءالله به یک واقعیت تاریخی و باطنی اشاره می‌کنند: «اگر اعتراض و اعراض اهل فرقان نبود هر آينه شريعت فرقان در اين ظهور نسخ نمي شد.» این نشان می‌دهد که تطور و تغییر احکام ظاهری دین، رابطه مستقیمی با رفتار، کشش و ظرفیت پیروان آن دارد. وقتی پوسته ظاهری یک دین توسط متحجران چنان منجمد و فاسد می‌شود که دیگر نمی‌تواند روح زمانه را سیراب کند، مشیت الهی برای رهایی جان‌ها، ظرف قدیمی را می‌شکند تا آب حیات را در ظرفی نو جاری سازد. ۳. حاکمیت مطلقه مشیت الهی در برابر ظاهرپرستی بخش پایانی متن، اعلام اقتدار و حاکمیت مطلقه اراده الهی (مشیت) است: حقانیت شارع بر تفوق حکم: ایشان می‌فرمایند اگر خداوند در یک لحظه حکمی نازل کند و در لحظه بعد آن را فسخ نماید، هیچ‌کس حق اعتراض ندارد («لانّ المرادَ ما ارادَ ربُّکم»). ادامه 👉

ص۲ ترجمه و مفهوم عمیق عبارات عربی ۱. عبارت اول: «لَمْ يَكُنْ لِأَحَدٍ أَنْ يَعْتَرِضَ عَلَيْهِ» ترجمه لفظی: برای هیچ‌کس این حق و جایگاه وجود ندارد که بر او اعتراض و ایراد وارد کند. مفهوم: این عبارت بر تسلیم محض بودن در برابر حقیقت تاکید دارد. وقتی انسان درک کند که مظهر الهی، متصل به منبع حکمت مطلق است، می‌فهمد که احکام او بر اساس مصالحی صادر می‌شوند که فراتر از عقل محدود و جزئی انسان است. بنابراین، اعتراضِ عناصرِ قشری به تغییر احکام، ناشی از تکبر و جهل آن‌هاست. ۲. عبارت دوم: «لِأَنَّ الْمُرَادَ مَا أَرَادَ رَبُّكُمْ مَالِكُ يَوْمِ الْمِيعَادِ» ترجمه لفظی: زیرا مقصود و مرادِ حقیقی، همان چیزی است که پروردگار شما، مالک روز وعده داده شده (قیامت/روز دیدار)، اراده کرده است. مفهوم: این بخش به مفهوم «اصالت شارع» برمی‌گردد. متحجران معمولاً خودِ «قانون» را می‌پرستند و آن را بت می‌کنند؛ اما این عبارت یادآوری می‌کند که خودِ قانون اصالتی ندارد، بلکه اراده و خواستِ خداوند و مظهر اوست که به قانون مشروعیت می‌دهد. هدف نهایی دین، حرکت به سوی پروردگار است، نه درجا زدن در قالب‌های منجمد شده‌ی گذشته. ۳. عبارت سوم: «لَوْ كُنْتُمْ تَعْرِفُونَ» ترجمه لفظی: اگر از اهل شناخت و معرفت بودید (اگر می‌دانستید). مفهوم: این یک عبارت تنبّهی و بیدارکننده است. حضرت بهاءالله با این تعبیر اشاره می‌کند که درکِ هم‌زمانیِ «نسخ و اثبات» در یک مرکز واحد، نیازمند بینش معنوی عمیق است. کسانی که این موضوع را درک نمی‌کنند و دچار ابهام می‌شوند، هنوز به معرفت حقیقی دست نیافته‌اند. ۴. عبارت چهارم: «وَمَا يَظْهَرُ مِنِّي مَا ظَهَرَ مِنْهُ» ترجمه لفظی: و آنچه از من ظاهر و آشکار می‌شود، همان چیزی است که از او ظاهر شده بود. مفهوم: این عبارت که از نقل‌قول حضرت اعلی (باب) است، بر تداوم و پیوستگی وحی تاکید دارد. این جمله به زبانِ عربی صراحتاً اعلام می‌کند که حقیقتِ جاری در مظهر جدید، هیچ تفاوتی با حقیقتِ مظهر پیشین (حضرت محمد) ندارد؛ لباس و ظرف تغییر کرده، اما مظروف و نورِ درون آن دقیقاً همان است. با اضافه شدن این عبارات، پازل متن کامل می‌شود: اراده مطلق الهی (مشیت) فراتر از قالب‌های فکریِ متحجران است و انسانِ دانا به جای اعتراض به تغییرات زمانه (نسخ احکام)، حقیقتِ واحد را در افق‌های جدید بازمی‌شناسد. این متن دقیقاً بر «توحید و یگانگی ذاتی مظاهر ظهور الهی در هر عصری» تاکید دارد و شالوده فکری آن بر این اصل استوار است که حقیقتِ همه پیامبران و فرستادگان خداوند، یکی است. اگر بخواهیم بگوییم متن دقیقاً در این باره چه می‌گوید، می‌توان آن را در چند جمله کلیدی خلاصه کرد: یکی بودن احکام و فرستادگان: متن صراحتاً می‌گوید که حکم مظهر (پیامبر) قبلی، عینا همان حکم مظهر بعدی است. چرا؟ چون منبعِ هر دو یکی است. خروج از توحید با فرق گذاشتن میان پیامبران: بهاءالله به تندی هشدار می‌دهد که اگر کسی میان احکام الهی و مظاهر او تفرقه و جدایی ببیند و خیال کند حقیقتِ یکی با دیگری فرق دارد، او اصلاً از دایره توحید حقیقی خارج شده است. یعنی توحید واقعی فقط به معنای پرستش خدای یگانه نیست، بلکه به معنای دیدنِ حقیقتِ واحد در تمام پیامبران است. سرزنش کج‌بینی (احول بودن): متن کسانی را که نمی‌توانند این یگانگی را درک کنند و به خاطر نام‌ها یا لباس‌های ظاهریِ متفاوتِ ادیان دچار دوگانگی و ناله و اعتراض می‌شوند، «اَحوَل» (دوبین یا لوچ) می‌نامد؛ کسانی که یک حقیقتِ واحد را دو تا می‌بینند چون توانایی صعود به «آسمان معانی» و درک باطن را ندارند. پیوستگی و اصالت اراده خداوند: متن با آوردن جمله «من نفس محمّدم...» از زبان حضرت اعلی (باب)، این توحیدِ ظهورات را به اوج می‌رساند و در نهایت می‌گوید که «نسخ» (باطل کردن) یا «اثبات» (وضع کردن) احکام، هر دو در یک جایگاه مقدس و واحد (ارادهٔ خدا) تصمیم‌گیری می‌شود. این تغییرات، بازی با احکام نیست، بلکه مشیتِ صاحب‌اختیارِ مطلق (مالک یوم میعاد) است که بر اساس نیازِ زمانه، داروی جامعه را نو می‌کند. بنابراین، متن می‌گوید دین یک جریانِ پیوسته و واحد است، نه تکه‌تکه‌هایی جدا از هم. کسانی که به خاطر تحجر و ظاهرگرایی این پیوستگی و توحیدِ مظاهر را درک نمی‌کنند، در واقع حقیقتِ خودِ خدا و توحید را هم گم کرده‌اند. ادامه 👉

ص ۱ #سوال ادیان و پیامبران آنها متفاوتند ، اختلافات بین الادیانی ناشی از چیست #معرفی #توحید مظاهر ظهور الهی جمال قدم می فرمایند: بسا از مظاهر الهيّه که آمده‌اند و تأييد احکام قبل فرموده‌اند و مجری داشته و ثابت نموده‌اند چه که حکم مظهر قبل بعينه حکم مظهر بعد است که از قبل نازل شده اليوم اگر نفسی فرق گذارد و مابين احکام الهی و مظاهرعزّ صمدانی فصل مشاهده نمايد از توحيد خارج بوده و خواهد بود . بگو ای اَحوَلهای روزگار دو مبينيد و ناله مکنيد اگر قادر بر صعود سمآء معانی نيستيد اقلّاً آنچه در بيان نازل شده ادراک نمایيد که مي فرمايد من نفس محمّدم و ما يَظهَرُ منّی ما ظَهَرَ مِنه و در مقامی مي فرمايند اگر اعتراض و اعراض اهل فرقان نبود هر آينه شريعت فرقان در اين ظهور نسخ نمي شد. نسخ و اثبات هر دو در مَقرّ اقدس واحد بوده و خواهد بود لَو کُنتم تَعرِفون . جميع امور معلّق است به مشيّت الهی و اراده آن سلطان حقيقی چه اگر در اين حين حکمی از سمآء مشيّت رحمن نازل شود و جميع عباد را به آن امر فرمايد و در آنِ بعد ، فسخ آن نازل گردد ليس لاحدِِ اَن يَعترضَ عليهِ لانّ المرادَ ما ارادَ ربُّکم مالکُ يومِ الميعادِ اقتدارات ص ۴۷ و ۴۸ 🌷 برای درک عمیق‌تر این متن عرفانی و فلسفی، لغات و مفاهیم کلیدی آن را به همراه ریشه‌ها و معانی اصطلاحی‌شان بررسی می‌کنیم: مظاهر الهيّه (Manifestations of God): در ادبیات این متن، پیامبران و بنیان‌گذاران ادیان بزرگ، «مظهر» (محل ظهور و تجلی) صفات و اسما خداوند هستند. آن‌ها مانند آینه‌های پاکی تلقی می‌شوند که نور یک آفتاب واحد (خداوند) را به بشر منعکس می‌کنند. عزّ صمدانی (Transcendent Sublimity): «عزّ» به معنای عزت، شکوه و نفوذناپذیری است. «صمد» یعنی بی‌نیاز، غنی و مقصودی که همه به او نیازمندند. این ترکیب به مقامِ والای بی‌نیازی و جلال مطلقِ الهی و مظاهر او اشاره دارد. اَحْوَل (Cross-eyed / Double-vision): در لغت به معنای کسی است که چشمش کج است یا دوبین است (لوچ). در اصطلاح عرفانی، به انسان‌های ظاهرگرایی گفته می‌شود که حقیقتِ واحد دین و پیامبران را تکه‌تکه و جدا از هم می‌بینند و به خاطر تفاوت در نام‌ها و لباس‌های ظاهری، خیال می‌کنند با چند حقیقتِ دگرگون مواجهند. سمآء معانی (The Heaven of Meanings): آسمانِ معانی. اصطلاحی است در برابر «ارض الفاظ» (زمینِ کلمات ظاهری). سمآء معانی یعنی افقِ بالاتری از درک، که انسان در آن از ظاهرِ کلمات عبور می‌کند تا به باطن، روح، حقیقت و هدفِ اصلی کلام برسد. نسخ و اثبات (Abrogation and Establishment): دو مفهوم بنیادین در فقه و کلام. «اثبات» یعنی وضع کردن و قرار دادن یک حکم یا قانون شریعت؛ و «نسخ» یعنی باطل کردن، برداشته شدن یا منقضی شدن دورانِ کارایی یک حکم قدیمی و جایگزینی آن با حکمی جدید. مَقَرّ اقدس واحد (The One Holy Sanctuary): مَقَر یعنی جایگاه و استقرارگاه. اقدس یعنی پاک‌ترین و مقدس‌ترین. این ترکیب به «منشأ و ارادهٔ واحد خداوند» اشاره دارد. یعنی چه وقتی حکمی امضا می‌شود (اثبات) و چه وقتی باطل می‌شود (نسخ)، هر دو از یک منبع و یک اراده صادر شده‌اند. اهل فرقان (People of the Qur'an): «فرقان» یکی از نام‌های قرآن است. در این متن، منظور از اهل فرقان، پیروان و به‌ویژه علما و مبلغان مذهبی شریعت اسلام هستند که در برابر پیامِ نو و مظهر جدید ایستادگی کردند. مَشيت الهی (The Divine Will): اراده، خواست و اختیار مطلقِ خداوند. نیروی محرکه‌ای که نظام هستی و هدایت بشر را بر اساس حکمت جاری می‌سازد و هیچ قانون یا قاعدهٔ بشری نمی‌تواند آن را محدود کند. فایل صوتی 👉 ترجمه و مفهوم عمیق عبارات عربی در ادامه 👉

https://t.me/BahaiAsar انذار و ارشاد ( مروری بر لوح مبارک حضرت بهاءالله خطاب شیخ محمد تقی نجفی ) فایل : ۱۰۲ لوح مبارک لینک فا
https://t.me/BahaiAsar انذار و ارشاد ( مروری بر لوح مبارک حضرت بهاءالله خطاب شیخ محمد تقی نجفی ) فایل : ۱۰۲ لوح مبارک لینک فایل صوتی 👉 لینک متن 👉 لینک فایل بعدی 👉 لینک کتاب و ابتدا 👉 گفتگو 👈 @LinkeBahai

https://t.me/BahaiAsar انذار و ارشاد ( مروری بر لوح مبارک حضرت بهاءالله خطاب شیخ محمد تقی نجفی ) فایل : ۱۰۲ لوح مبارک لینک فایل صوتی 👉 لینک متن 👉 لینک فایل بعدی 👉 لینک کتاب و ابتدا 👉 گفتگو 👈 @LinkeBahai

لوح مبارک حضرت بهاءالله خطاب به ابن ذئب (شیخ محمد تقی نجفی اصفهانی) https://t.me/BahaiAsar/65
لوح مبارک حضرت بهاءالله خطاب به ابن ذئب (شیخ محمد تقی نجفی اصفهانی) https://t.me/BahaiAsar/65

" شب" ۱۰ اگوست ای بندگان من، جمال قدم می فرماید که از ظِلّ هوی و بُعد و غَفلت به ظلّ بقا و قرب و رحمت بشتابید و چون ارض تسلیم شوید تا ریاحین معطره ملوّنه مقدسه عرفانم از ارض وجود انبات نماید. و چون نار مشتعل شوید تا حجبات غلیظه را محترِق نمایید و اجساد مَبروده محجوبه را از حرارت حب الهی زنده و باقی دارید و چون هوا لطیف شوید تا در مکمن قدس ولایتم در آیید. آیات الهی جلد ۱ ص۱۵۰

Repost from N/a
«ژرف‌نای ایران» چهارشنبه ۲۹ مهر از #گنج پنهان. آﻧﭽﻪ ﺟﻬﺎن ﺑﻪ آن ﻫﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎر اﺳﺖ، ﻧﺠﺎت دادﻧﺸﺎن ﻧﯿﺴﺖ ﺟﻨﮓِ دﯾﮕﺮی ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻻی ﺳﺮﺷﺎن اﻧﺠﺎم ﺷﻮد ﭼﯿﺰی ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺎده ﺗﺮ اﺳﺖ: واﻧﻤﻮد ﻧﮑﻨﯿﺪ. در از داﺧﻞ ﻗﻔﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﻠﯿﺪ را در دﺳﺖ دارﻧﺪ، درﺑﺎره آﯾﻨﺪه اﺗﺎق ﺗﻮاﻓﻖ ﻧﮑﻨﯿﺪ، در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ آدم ﻫﺎی داﺧﻞ اﺗﺎق اﺟﺎزه ﺣﺮف زدن ﻧﺪارﻧﺪ. . لطفا «ژرف‌نای ایران» را ببینید و نظراتتان را با ما در میان بگذارید.⁩

Repost from N/a
تقویت قدرت ملی تشخیص ِ میزان ِ توانمندی یک کشور و یا « قدرت ملی » آن ، همیشه دشوار بوده ، این موضوع به دلیل تحولات ایجاد شده
تقویت قدرت ملی تشخیص ِ میزان ِ توانمندی یک کشور و یا « قدرت ملی » آن ، همیشه دشوار بوده ، این موضوع به دلیل تحولات ایجاد شده در چند قرن اخیر و تأثیرگذاری شاخص های جدید بر این موضوع شکل پیچیده‌تری به خود گرفته است . به همین دلیل ارائه یک تعریف واحد از قدرت ملی که مورد توافق اکثریت محققان باشد مقداری دشوارتر شده ، زیرا عوامل مهم در شکل‌گیری قدرت ملی از نظر محققان ، متنوع و درجه اهمیت هریک از این عوامل هم ممکن است متفاوت باشد ، بر این اساس عجیب نیست که با تعاریفی غیر همسان از این موضوع روبه‌رو شویم . ✒️تحریریۀ گنج پنهان

Repost from PersianBMS
پلاک ۱۲ (فصل ۳) ۱۸. بسان باران که بر همه می‌بارد خیلی از ما با این ایده موافقیم که جامعه باید منصفانه باشه، فرصت‌ها باید برابر باشن، یعنی با این که قابلیت ما آدم‌ها متفاوته ولی باید دسترسی برابری به امکانات داشته باشیم. یا معتقدیم کرامت هر انسان باید محترم شمرده بشه. اما وقتی پای عمل وسط میاد، می‌بینیم که این مفاهیم همیشه هم اون‌طور که باید در رفتارمون، در روابط اجتماعی یا تو ساختارهای کلان دیده نمی‌شن. 🔗 ساندکلاد ◀️ همه قسمت‌ها #پلاک_۱۲

Repost from PersianBMS
یار قدیم، طرز جدید ۱۵. نادیا مراد در این بخش، با نادیا مُراد آشنا می‌شویم؛ بازماندهٔ اسارت داعش که از دل یکی از تاریک‌ترین فجایع معاصر برخاست و صدای ایزدیان در جهان شد. او پس از فرار، مبارزه‌ای جهانی را برای افشای نسل‌کشی و پیگیری عدالت آغاز کرد؛ تلاشی که در سال ۲۰۱۸ با دریافت جایزهٔ نوبل صلح به رسمیت شناخته شد. موسیقی این بخش: Gulebûka Şengalê (Nadîa) از Suna Alan 🔗ساندکلاد ◀️ همه قسمت‌ها #یار_قدیم_طرز_جدید

Repost from PersianBMS
برنامه کامل ۲۶ مهر ۱۴۰۵ اولین برنامه‌ای که در پیام دوست این یکشنبه پخش خواهد شد «یار قدیم طرز جدید» و دومین برنامه «پلاک دوازده» می‌باشد. 🔗 ساندکلاد ◀️ همه قسمت‌ها #برنامه_کامل

Repost from PersianBMS
رادیو رگ ۴. مرگ تعریفی که از واژه‌ها و مفاهیمشان به دست می‌آوریم و بر اساس آن تعریف به آن‌ها می‌پردازیم، بخش اعظمی از تفکر، احساسات و عملکرد ما را نسبت به آنان رقم می‌زنند. یکی از آن واژه‌ها که از ابهام زیادی نیز برخوردار است و نوع نگرش ما به آن، بر زندگیمان تاثیر به‌سزایی دارد، واژه «مرگ» است. واژه‌ای که این قسمت از «رادیو رگ» به آن پرداخته است. 🔗 ساندکلاد ◀️ همه قسمت‌ها #رادیو_رگ

Repost from PersianBMS
برنامه کامل ۲۵ مهر ۱۴۰۵ قسمت چهارم از فصل اول «رادیو رگ» بخش اصلی این برنامه است و بعد از آن به مناسبت روز جهانی ریشه کنی فقر در این مورد مطالبی بیان خواهد شد. 🔗ساندکلاد ◀️ همه قسمت‌ها #برنامه_کامل