en
Feedback
Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Open in Telegram

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Morphin™ | مورفین

Channel Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 19 466 subscribers, ranking 1 645 in the Art & Design category and 17 318 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 19 466 subscribers.

According to the latest data from 02 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -124 over the last 30 days and by -2 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 10.66%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.75% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 2 075 views. Within the first day, a publication typically gains 730 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 26.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کس, وقت, آدم, چیز, آدما.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 03 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Art & Design category.

19 466
Subscribers
-224 hours
-297 days
-12430 days
Posts Archive
بیخیالی رو تمرین کنید. ندیدن از عمد، نشنیدن از عمد، نپرسیدن از عمد. و واكنش نشان ندادن از عمد، وقتی یاد بگیری چیزهای غیر ضروری رو از دنیای اطرافت حذف کنی ذهنت آرام تر و زندگیت زیباتر میشود.

من برای نون و نمک حرمت قائلم برای خونه ای که داخلش رفت و آمد دارم برای آدمهایی که توی اون خونه زندگی میکنند ارزش قائلم اگه یه روزی سر سفره ی کسی نشسته باشم و از نون و نمکش خورده باشم فارغ از هر اتفاقی که ممکنه بینمون پیش بیاد همیشه حرمتش رو نگه میدارم احترام برای من وابسته به شرایط و اتفاقات نیست چون حرمت آدمها برای من از هر دلخوری و ناراحتی مهمتره تنها کاری که میکنم حذفشون میکنم اما هرگز حرمتشون رو از بین نمیبرم..!

بیخیالی رو تمرین کنید. ندیدن از عمد، نشنیدن از عمد، نپرسیدن از عمد. و واكنش نشان ندادن از عمد، وقتی یاد بگیری چیزهای غیر ضروری رو از دنیای اطرافت حذف کنی ذهنت آرام تر و زندگیت زیباتر میشود.

قرار نيست كسی نجاتم دهد، خودم بايد خودم را نجات دهم. حتی بايد خودم را از دست خودم نجات بدهم و خودم را وادارم كه گام هاى كوچکی به جلو بردارم، همه ی روز، هرروز وحتی وقتی حس و حالش را ندارم. -ملی رابینز.

هدف از زندگی کردن فقط شاد بودن نیست؛ بلکه مفید بودن، شرافتمند بودن، دلسوز و هم دل بودن است. فرق میکند وقتی که فقط زندگی کرده ای یا مفید زندگی کرده ای...

من آدمای زیادی رو از دست ندادم فقط بعضيا بالاخره خودشون رو نشون دادن فرقش خیلی زیاده... وقتی چهره ی واقعی یک نفر رو میبینی، دیگه دلت برای نسخه ای که ازش توی ذهنت ساخته بودی تنگ نمیشه.. آدم باید بلد باشه بعضی درها رو بدون دعوا ببنده؛ نه از سر کینه، از سر این فهم که هر کسی قرار نیست تا آخر مسیر همراهت باشه.. بعضیا فقط میان که بهت یاد بدن بعد از شناختن آدم‌ها، بیشتر قدر خودت رو بدونی...

احترام چیزی نیست که فقط از کوچیک ترها انتظار داشته باشی؛ احترام باید دو طرفه باشه. نمیشه خودت هر حرفی خواستی بزنی و هر رفتاری خواستی داشته باشی، بعد انتظار داشته باشی همیشه با احترام باهات رفتار کنن.... آدمی که حرمت نگه می داره، حرمت میبینه؛ و کسی که مرزها رو نادیده می گیره، نباید از فاصله ای که به وجود میاد تعجب کنه...

آن قدر به خودم، اخلاقم، شخصيتم، طرز فکرم و قلب مهربانم اطمینان دارم که می دانم، اگر کسی مرا از دست بدهد، شاید افراد زیادی را ببیند، اما دیکر کسی را دقیقاً شبيه من پيدا نخواهد کرد.. هر انسانی نسخه ای یگانه است و من نیز ارزش خودم را خوب می دانم»

هر بار یکی دلم رو می‌شکنه، با خودم می‌گم این آخرین باره. میگم دیگه قرار نیست مثل قبل باشم. از این به بعد کمتر حرف میزنم، کمتر اهمیت میدم، کمتر دل می بندم، با خودم قول میدم یه نسخه ی سردتر از خودم بسازم؛ نسخه ای که هیچ کس نتونه دوباره بهش آسیب بزنه. ولی چند روز که می گذره دوباره همون آدم قبلی میشم. دوباره با همه میخندم، دوباره با حوصله گوش میدم دوباره برای آدم‌ها وقت میذارم، دوباره از ته دل مهربونم... انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. يه وقتایی از خودم می‌پرسم چرا هیچ وقت یاد نمیگیرم؟ چرا هر بار بعد از این همه درد، باز هم همون آدم سابق میشم؟ بعد می فهمم شاید مسئله این نیست که یاد نمی گیرم... مسئله اینه که قلبم هنوز بلد نیست شبیه آدمایی بشه که باعث این زخما شدن. درد، منو برای به مدت ساکت میکنه... ولی هیچ وقت نمیتونه مهربونیم رو ازم بگیره. زندگی بارها سعی کرده ازم یه آدم سرد، بی تفاوت و بدبين بسازه؛ ولی هر بار آخرش دوباره به همون آدمی برمی گردم که با یه لبخند حالش خوب می‌شه، با یه گفت وگوی ساده دلش گرم میشه و هنوز باور داره آدم های خوب تموم نشدن. شاید از بیرون شبيه ضعف به نظر بیاد... ولی به نظرم، بزرگترین قدرت اینه که بعد از این همه زخمی که از آدمها خوردی، هنوز نذاری هیچ کدومشون، قلبت رو شبیه قلب خودشون کنن🤍

تهش هیچکس يادش نمیاد براش چیکار کردی یادشم بیاد با خودش میگه میخواست نکنه.

من هیچ وقت کنجکاو زندگی دیگران نبوده ام نه وقتم را صرف قضاوت کسی میکنم نه در کار دیگران دخالت میکنم هر کسی حق دارد زندگی خودش را آنگونه که میخواهد بسازد. همینطور دوست ندارم کسی هم در زندگی من دخالت کند برای تصميم هايم نسخه بپیچد یا درباره راهی که انتخاب کرده ام، قضاوت کند. آرامش من در این است که به زندگی خودم برسم و همین حق را برای دیگران نیز قائل باشم.

شاید مسخره به نظر بیاد ولی من هیچ مادری رو به اندازه مامان خودم توی مادری کردن قبول ندارم...

مردها دنبال زن خوش چهره‌اند نه الزاماً خوشگل و پرنسس! دنبال نه بسازند نه نساز؛ زنی که بلد باشه موقع داشتن خرج کنه، موقع نداشتن قناعت کنه. دنبال زنی هستند که خردمند باشه؛ نه ساده و نه حیله‌گر!

همیشه آدم هایی که جواب در آستین دارند برایم عجیب بودند نه که بلد نباشم من هم جواب بدهم، نه! اما من بیشتر اوقات حرف را آنقدر مزه مزه می کردم تا اصلا بحث تمام می شد و آدمِ روبرویم می‌رفت ولی من هنوز داشتم با خودم کلنجار می‌ رفتم که چرا سکوت کردم وقتی می توانستم جواب دندان شکنی بدهم! اما با گذر زمان فهمیدم آدم هایی که هیچ مرزی ندارند و می توانند در لحظه جواب دندان شکن بدهند؛ آدم هایی هستند که به هیچ چیز جز برنده شدنشان در بحث فکر نمی کنند! و دیگر برایم عجیب نبود اگر آدمی را میدیدم که می تواند هرچه دلش می خواهد بگوید و طوری رفتار کند که انگار حق، تمام قد با اوست! دیگر برایم عجیب نبود چون فهمیدم برنده ی حقیقی در بحث آدمیست که می تواند با تنها یک جمله بحث را تمام کند، اما چیزی جلودارش می شود: شخصیتش!

چیزی تحت عنوانِ «برگشت لحظاتِ خوب» وجود نداره قدر همه چیز رو همون موقع بدونید.

من همیشه چوب زود عصبانی شدنمو میخورم وگرنه دل من از همه صاف تر بود...!!:)

قبلاً میگفتن: طرف خودشو میگیره! و من چقدر از این رفتار فراری بودم، همیشه فکر میکردم باید با همه صمیمی باشم، با همه بگو بخند کنم و برای همه وقت بذارم. اما امروز به یه نتیجه ای رسیدم: اتفاقاً باید خودمو بگیرم چرا باید آدمی رو تحمل کنم که نمیدونه چطور باید با من رفتار کنه؟ نمیدونه احترام يعنى چی، حد و مرز یعنی چی و شخصیت داشتن يعنی چی؟ بعضی آدما قرار نيست چیزی به زندگیت اضافه کنن؛ فقط آرامشت رو میگیرن و از نظر روحى بهت آسیب میزنن.

من آدم صبوریم، ولی اگر از چیزی بگذرم، برای همیشه گذشتم...

از زیادی ریزبین بودنم خسته شدم... خسته از اینکه کوچکترین تغییر توی رفتار آدمها رو میفهمم؛ از یک لحن ،سرد یک جواب کوتاه یک نگاه متفاوت یک سکوتِ چند ثانیه ای... حتی از روی چند کلمه ی ساده توی یک پیام میفهمم چیزی پشتش پنهانه؛ چیزی که شاید خود آدمها هم حاضر نیستن بگن. کاش این قدر نمی فهمیدم... كاش بعضی وقتها میتونستم مثل بقيه فقط ببینم و رد بشم نه اینکه هر تغییر کوچیکی رو هزار بار توی ذهنم تحلیل کنم. گاهی این فهمیدن زیاد بیشتر از ندانستن درد داره..!:)

آدم نمیفهمه ، نمیفهمه تا وقتی که میشینه برای یکی تعریف میکنه اونجاست که متوجه میشه چه فاجعه رو پشت سر گذاشته!:)