uk
Feedback
Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Відкрити в Telegram

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу Morphin™ | مورفین

Канал Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 19 487 підписників, посідаючи 1 618 місце в категорії Мистецтво та дизайн та 17 185 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 19 487 підписників.

За останніми даними від 28 серпня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -131, а за останні 24 години на -7, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 9.90%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 3.79% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 1 930 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 738 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 24.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як کس, وقت, آدم, چیز, آدما.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 29 серпня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Мистецтво та дизайн.

19 487
Підписники
-724 години
-297 днів
-13130 день
Архів дописів
آن قدر به خودم، اخلاقم، شخصيتم، طرز فکرم و قلب مهربانم اطمینان دارم که می دانم، اگر کسی مرا از دست بدهد، شاید افراد زیادی را ببیند، اما دیکر کسی را دقیقاً شبيه من پيدا نخواهد کرد.. هر انسانی نسخه ای یگانه است و من نیز ارزش خودم را خوب می دانم»

هر بار یکی دلم رو می‌شکنه، با خودم می‌گم این آخرین باره. میگم دیگه قرار نیست مثل قبل باشم. از این به بعد کمتر حرف میزنم، کمتر اهمیت میدم، کمتر دل می بندم، با خودم قول میدم یه نسخه ی سردتر از خودم بسازم؛ نسخه ای که هیچ کس نتونه دوباره بهش آسیب بزنه. ولی چند روز که می گذره دوباره همون آدم قبلی میشم. دوباره با همه میخندم، دوباره با حوصله گوش میدم دوباره برای آدم‌ها وقت میذارم، دوباره از ته دل مهربونم... انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. يه وقتایی از خودم می‌پرسم چرا هیچ وقت یاد نمیگیرم؟ چرا هر بار بعد از این همه درد، باز هم همون آدم سابق میشم؟ بعد می فهمم شاید مسئله این نیست که یاد نمی گیرم... مسئله اینه که قلبم هنوز بلد نیست شبیه آدمایی بشه که باعث این زخما شدن. درد، منو برای به مدت ساکت میکنه... ولی هیچ وقت نمیتونه مهربونیم رو ازم بگیره. زندگی بارها سعی کرده ازم یه آدم سرد، بی تفاوت و بدبين بسازه؛ ولی هر بار آخرش دوباره به همون آدمی برمی گردم که با یه لبخند حالش خوب می‌شه، با یه گفت وگوی ساده دلش گرم میشه و هنوز باور داره آدم های خوب تموم نشدن. شاید از بیرون شبيه ضعف به نظر بیاد... ولی به نظرم، بزرگترین قدرت اینه که بعد از این همه زخمی که از آدمها خوردی، هنوز نذاری هیچ کدومشون، قلبت رو شبیه قلب خودشون کنن🤍

تهش هیچکس يادش نمیاد براش چیکار کردی یادشم بیاد با خودش میگه میخواست نکنه.

من هیچ وقت کنجکاو زندگی دیگران نبوده ام نه وقتم را صرف قضاوت کسی میکنم نه در کار دیگران دخالت میکنم هر کسی حق دارد زندگی خودش را آنگونه که میخواهد بسازد. همینطور دوست ندارم کسی هم در زندگی من دخالت کند برای تصميم هايم نسخه بپیچد یا درباره راهی که انتخاب کرده ام، قضاوت کند. آرامش من در این است که به زندگی خودم برسم و همین حق را برای دیگران نیز قائل باشم.

شاید مسخره به نظر بیاد ولی من هیچ مادری رو به اندازه مامان خودم توی مادری کردن قبول ندارم...

مردها دنبال زن خوش چهره‌اند نه الزاماً خوشگل و پرنسس! دنبال نه بسازند نه نساز؛ زنی که بلد باشه موقع داشتن خرج کنه، موقع نداشتن قناعت کنه. دنبال زنی هستند که خردمند باشه؛ نه ساده و نه حیله‌گر!

همیشه آدم هایی که جواب در آستین دارند برایم عجیب بودند نه که بلد نباشم من هم جواب بدهم، نه! اما من بیشتر اوقات حرف را آنقدر مزه مزه می کردم تا اصلا بحث تمام می شد و آدمِ روبرویم می‌رفت ولی من هنوز داشتم با خودم کلنجار می‌ رفتم که چرا سکوت کردم وقتی می توانستم جواب دندان شکنی بدهم! اما با گذر زمان فهمیدم آدم هایی که هیچ مرزی ندارند و می توانند در لحظه جواب دندان شکن بدهند؛ آدم هایی هستند که به هیچ چیز جز برنده شدنشان در بحث فکر نمی کنند! و دیگر برایم عجیب نبود اگر آدمی را میدیدم که می تواند هرچه دلش می خواهد بگوید و طوری رفتار کند که انگار حق، تمام قد با اوست! دیگر برایم عجیب نبود چون فهمیدم برنده ی حقیقی در بحث آدمیست که می تواند با تنها یک جمله بحث را تمام کند، اما چیزی جلودارش می شود: شخصیتش!

چیزی تحت عنوانِ «برگشت لحظاتِ خوب» وجود نداره قدر همه چیز رو همون موقع بدونید.

من همیشه چوب زود عصبانی شدنمو میخورم وگرنه دل من از همه صاف تر بود...!!:)

قبلاً میگفتن: طرف خودشو میگیره! و من چقدر از این رفتار فراری بودم، همیشه فکر میکردم باید با همه صمیمی باشم، با همه بگو بخند کنم و برای همه وقت بذارم. اما امروز به یه نتیجه ای رسیدم: اتفاقاً باید خودمو بگیرم چرا باید آدمی رو تحمل کنم که نمیدونه چطور باید با من رفتار کنه؟ نمیدونه احترام يعنى چی، حد و مرز یعنی چی و شخصیت داشتن يعنی چی؟ بعضی آدما قرار نيست چیزی به زندگیت اضافه کنن؛ فقط آرامشت رو میگیرن و از نظر روحى بهت آسیب میزنن.

من آدم صبوریم، ولی اگر از چیزی بگذرم، برای همیشه گذشتم...

از زیادی ریزبین بودنم خسته شدم... خسته از اینکه کوچکترین تغییر توی رفتار آدمها رو میفهمم؛ از یک لحن ،سرد یک جواب کوتاه یک نگاه متفاوت یک سکوتِ چند ثانیه ای... حتی از روی چند کلمه ی ساده توی یک پیام میفهمم چیزی پشتش پنهانه؛ چیزی که شاید خود آدمها هم حاضر نیستن بگن. کاش این قدر نمی فهمیدم... كاش بعضی وقتها میتونستم مثل بقيه فقط ببینم و رد بشم نه اینکه هر تغییر کوچیکی رو هزار بار توی ذهنم تحلیل کنم. گاهی این فهمیدن زیاد بیشتر از ندانستن درد داره..!:)

آدم نمیفهمه ، نمیفهمه تا وقتی که میشینه برای یکی تعریف میکنه اونجاست که متوجه میشه چه فاجعه رو پشت سر گذاشته!:)

برکت زندگی من قلبمه، که برای همه خوبی می‌خواد...

شاید یه روز بفهمی من هیچ وقت دنبال دعوا نبودم... اصلاً نمی خواستم برنده بشم یا ثابت کنم حق با منه. فقط داشتم میگفتم یه چیزی هست که اذیتم میکنه دلم میخواست فقط گوش بدی. نه اینکه فوری از خودت دفاع کنی نه اینکه حرفم رو برگردونی سمت خودم نه اینکه جوری رفتار کنی انکار احساساتم زياديه. فقط میخواستم یه بار هم تو بفهمی من چی میکشم. من ازت آدم کامل نمیخواستم. کار عجیب و بزرگ هم نمیخواستم. فقط یه کم صبر، یه کم درک و یه لحظه که توی اون من رو انتخاب کنی... نه اینکه فقط بخوای ثابت کنی حق با توئه

و ناگهان، دیگر برايم مهم نبود، كه ديده شوم، درک شوم، با من صحبت شود، جواب بيامم را بدهند، دوستم داشته باشند يا نه، دعوت شوم يا درباره ام صحبت كنند؛ حالا همه جا آرام است و من بالاخره خودم را پيدا كردم.

هرچی که رفت، جا برای چیز بهتری باز کرد ✨

همه ی اینایی که میبینید ميشين اینور اونور پشت سر ما بد میگن همینا روزای سختشون هیچکی آدم حسابشون نکرد و هیچکسو نداشتن جز ما ؛ اما حالا واسه ما قیافه میگیرن و باهامون بد شدن هی امان از ذات خراب....

طرز فکرم عوض شده، دیگه به آدمای قدر نشناس خوبی نمیکنم؛ برای کسی که شعور نداره کاری انجام نمیدم، به کسی که لطف رو وظیفه میبینه محبت نمیکنم، دیگه با خوبی بیش از حد و اندازه‌ خودم، خودم رو کوچیک نمیکنم.

هیچوقت تا حالا با همچین ورژنی از خودم که بعد از کلی صبوری ، یهو تو یک لحظه ، تمومِ چیزایی که با چنگ و دندون نگهشون داشته بودم و رها کنم و برم ، روبرو نشده بودم