en
Feedback
صالح نیک‌بخت

صالح نیک‌بخت

Open in Telegram

کانال رسمی صالح نیک‌بخت 🌿🌺☘️⚘️🌾🍀🌹 در باب حقوق ؛ جامعه ؛ فرهنگ ؛ سیاست ؛ تاریخ و زندگی

Show more
3 713
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1030 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+2
in 0 channels
April '26
+7
in 0 channels
Get PRO
March '26
+4
in 0 channels
Get PRO
February '26
+43
in 7 channels
Get PRO
January '26
+25
in 7 channels
Get PRO
December '25
+64
in 8 channels
Get PRO
November '25
+52
in 8 channels
Get PRO
October '25
+31
in 7 channels
Get PRO
September '25
+35
in 7 channels
Get PRO
August '25
+28
in 2 channels
Get PRO
July '25
+50
in 10 channels
Get PRO
June '25
+38
in 7 channels
Get PRO
May '25
+41
in 11 channels
Get PRO
April '25
+60
in 11 channels
Get PRO
March '25
+56
in 5 channels
Get PRO
February '25
+107
in 9 channels
Get PRO
January '25
+94
in 12 channels
Get PRO
December '24
+134
in 20 channels
Get PRO
November '24
+86
in 9 channels
Get PRO
October '24
+99
in 6 channels
Get PRO
September '24
+79
in 9 channels
Get PRO
August '24
+133
in 9 channels
Get PRO
July '24
+140
in 6 channels
Get PRO
June '24
+91
in 7 channels
Get PRO
May '24
+67
in 4 channels
Get PRO
April '24
+86
in 8 channels
Get PRO
March '24
+122
in 9 channels
Get PRO
February '24
+71
in 5 channels
Get PRO
January '24
+82
in 8 channels
Get PRO
December '23
+105
in 6 channels
Get PRO
November '23
+114
in 4 channels
Get PRO
October '23
+71
in 3 channels
Get PRO
September '23
+100
in 0 channels
Get PRO
August '23
+105
in 0 channels
Get PRO
July '23
+117
in 0 channels
Get PRO
June '23
+83
in 0 channels
Get PRO
May '23
+110
in 0 channels
Get PRO
April '23
+102
in 0 channels
Get PRO
March '23
+169
in 0 channels
Get PRO
February '23
+99
in 0 channels
Get PRO
January '23
+200
in 0 channels
Get PRO
December '22
+127
in 0 channels
Get PRO
November '22
+67
in 0 channels
Get PRO
October '22
+190
in 0 channels
Get PRO
September '22
+195
in 0 channels
Get PRO
August '22
+68
in 0 channels
Get PRO
July '22
+110
in 0 channels
Get PRO
June '22
+158
in 0 channels
Get PRO
May '22
+232
in 0 channels
Get PRO
April '22
+264
in 0 channels
Get PRO
March '22
+112
in 0 channels
Get PRO
February '22
+45
in 0 channels
Get PRO
January '22
+52
in 0 channels
Get PRO
December '21
+59
in 0 channels
Get PRO
November '21
+58
in 0 channels
Get PRO
October '21
+70
in 0 channels
Get PRO
September '21
+49
in 0 channels
Get PRO
August '21
+60
in 0 channels
Get PRO
July '21
+35
in 0 channels
Get PRO
June '21
+19
in 0 channels
Get PRO
May '21
+34
in 0 channels
Get PRO
April '21
+91
in 0 channels
Get PRO
March '21
+58
in 0 channels
Get PRO
February '21
+69
in 0 channels
Get PRO
January '21
+70
in 0 channels
Get PRO
December '20
+3 053
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
28 May0
27 May0
26 May0
25 May0
24 May0
23 May0
22 May0
21 May0
20 May0
19 May0
18 May0
17 May0
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May+1
10 May0
09 May0
08 May+1
07 May0
06 May0
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
رابطه شهروندی باید نه بر اساس تعلق به ملت، بلکه بر پایه پیوند با دولت شکل گیرد. ما شهروندی آزادی را مبنا قرار می‌دهیم که آزادی در دین، ملیت و اندیشه را اساس قرار می‌دهد. همان‌گونه که دین و زبان قابل تحمیل نیست، ملیت نیز نباید تحمیل شود. رابطه شهروندیِ قانون اساسی که در چارچوب‌های دموکراتیک و با تأکید بر تمامیت دولت شکل می‌گیرد، حق بیان و سازمان‌یابی آزادانه هویت دینی، ایدئولوژیک، هویتی و ملی را دربر می‌گیرد. امروز هیچ نظام فکری‌ای بدون مبنا قرار دادن دموکراسی نمی‌تواند پابرجا بماند. فراز و فرودها، تنش‌ها و بحران‌ها گذرا هستند؛ آنچه دیر یا زود پایدار خواهد شد، دموکراسی است. فراخوان ما تنها برای ترکیه نیست، بلکه هدف آن یافتن راه‌حلی برای مسئله همزیستی در خاورمیانه و وضعیت بحرانی‌ای است که تولید کرده است. ما از حق موجودیت و بیان آزادانه همه ستمدیدگان دفاع می‌کنیم. نقش زنان زنان در رأس نیروهای اجتماعی قرار دارند که هیچ جامعه و دولتی بدون در نظر گرفتن آنان نمی‌تواند خود را تداوم بخشد. خشونت خانگی، قتل‌های زنان و فشار مردسالارانه امروز، همگی بازتاب کنونی حمله تاریخی‌ای هستند که با به بردگی کشیدن زن آغاز شد. از این رو زنان آزادترین بخش و نیروی محرک ادغام دموکراتیک هستند. زبان دوره و عقل مشترک زبان این دوره نمی‌تواند آمرانه و اقتدارگرا باشد. باید اصل را بر دادن امکان بیان درست خود، درست شنیدن دیگری و فراهم کردن امکان بیان درست‌های او نیز بگذاریم. تحقق همه این موارد مستلزم عقل مشترکِ توسعه‌یافته‌ای مبتنی بر احترام متقابل است.

2
عبدالله اوجالان رهبر در بند PKK، با انتشار پیامی به مناسبت سالگرد ۲۷ فوریه، با بیان اینکه باید از مرحله منفی به مرحله سازندگی مثبت گذر کرد، گفت: «گذار به ادغام دموکراتیک، قوانین صلح را ضروری می‌سازد.» حزب برابری و دموکراسی خلق‌ها (دم پارتی) و هیئت امرالی این حزب به مناسبت نخستین سالگرد «فراخوان صلح و جامعه دموکراتیک» عبدالله اوجالان، سیاستمدار در بند کُرد، بیانیه‌ای جدید منتشر کردند. در مراسمی که در سالن ییلماز گونی در آنکارا برگزار شد، پیام جدید عبدالله اوجالان درباره روند موجود خوانده شد. این پیام به زبان‌های کردی، ترکی، عربی و انگلیسی منتشر شد. نسخه کردی را ویسی آکتاش و نسخه ترکی را پروین بولدان، خواندند. پیام عبدالله اوجالان چنین است: اعلام آشتی ذهنی با جمهوری ترکیه «فراخوان ما در ۲۷ فوریه ۲۰۲۵، بیانیه‌ای است مبنی بر اینکه در جایی که سیاست دموکراتیک به اجرا درمی‌آید، سلاح بی‌معنا می‌شود و اعلام آشکار این انتخاب است که ترجیح به نفع سیاست صورت گرفته است؛ این یک کلیت اصولی است. ما دوره مبارزه منفی را اساساً با اراده و عمل یک‌جانبه پشت سر گذاشتیم. روندی که پشت سر گذاشته‌ایم، توانایی مذاکره و قدرت ما را برای گذار از سیاست خشونت و جدایی به سیاست دموکراتیک و ادغام اثبات کرده است. فراخوان‌ها، کنفرانس‌ها و کنگره‌های ما در همین راستا بود. تصمیم‌های سازمان برای انحلال و پایان دادن به راهبرد مبارزه مسلحانه، نه تنها به‌صورت رسمی و عملی بلکه از نظر ذهنی نیز رهایی از خشونت و انتخاب سیاست را نشان داده است. این در عین حال اعلام آشتی ذهنی با جمهوری نیز بود. یاد رفیق‌مان سری ثریا در طول یک سال گذشته، اراده آقای اردوغان، فراخوان آقای باغچه لی، مشارکت آقای اوزل و تلاش‌های همه افراد و نهادهای سیاسی، اجتماعی و مدنی که به روند کمک مثبت کرده‌اند را ارزشمند می‌دانم. و به‌ویژه بار دیگر رفیق‌مان سری ثریا را با احترام و دلتنگی فراوان یاد می‌کنم. دیالکتیک رابطه ترک–کرد ترک بدون کرد و کرد بدون ترک نمی‌تواند باشد. این دیالکتیک رابطه دارای ویژگی تاریخی خاصی است. متون بنیادین در روند تأسیس جمهوری، بیانگر وحدت ترک و کرد بود. فراخوان ۲۷ فوریه ما تلاشی برای احیای روح این وحدت و مطالبه جمهوری دموکراتیک است. هدف ما شکستن سازوکار تغذیه‌شونده از خون و درگیری بود. حرکت بر اساس منافع کوتاه‌مدت و محدود سیاسی به جای دیدن تاریخی‌بودن مسئله، جدیت آن و خطراتی که می‌تواند تولید کند، همگی ما را تضعیف می‌کند. تلاش برای دائمی کردن انکار و شورش، به معنای قاعده کردن بزرگ‌ترین بی‌قاعدگی است. ما موانع پیشِ روی برادری را که در دو سده اخیر تلاش شده وارونه شود، برمی‌داریم و مقتضیات حقوق برادری را به جا می‌آوریم. می‌خواهیم درباره اینکه چگونه می‌توان گرد هم آمد و چگونه می‌توان در کنار هم زیست، گفت‌وگو کنیم. باید به مرحله مثبت گذر کنیم اکنون باید از مرحله منفی به مرحله سازندگی مثبت گذر کنیم. درِ دوره و راهبردی نوین در سیاست گشوده می‌شود. هدف ما بستن دوره سیاست مبتنی بر خشونت و گشودن فرآیندی مبتنی بر جامعه دموکراتیک و حقوق است و همه را به ایجاد امکان در این جهت و پذیرش مسئولیت دعوت می‌کنیم. حساسیت دولت نسبت به تحول دموکراتیک مهم است جامعه دموکراتیک، توافق دموکراتیک و ادغام، سنگ‌بنای جهان ذهنی دوره مثبت هستند. مرحله مثبت، روش‌های مبارزه مبتنی بر زور و خشونت را کنار می‌گذارد. در سازندگی مثبت، هدف تصرف هرگونه نهاد یا ساختار نیست، بلکه رسیدن هر فرد در جامعه به مسئولیتی است که بتواند در سازندگی اجتماعی نقش ایفا کند. هدف، انجام سازندگی همراه با جامعه و در درون جامعه است. اقشار تحت ستم، گروه‌های قومی، گروه‌های دینی و فرهنگی می‌توانند با مبارزه‌ای دموکراتیک، مستمر و سازمان‌یافته از دستاوردهای خود پاسداری کنند. در این روند، حساسیت دولت نسبت به تحول دموکراتیک اهمیت دارد. ادغام دموکراتیک دست‌کم به اندازه آغاز جمهوری اهمیت دارد. این فراخوانی است که به همان اندازه از نظر معنا، آینده و قدرت، حامل وجود و غناست. در بنیاد آن مدل جامعه دموکراتیک قرار دارد. جایگزینی برای روش‌های تفکیک‌گرایانه یا از سوی دیگر همانندسازانه است. گذار به ادغام دموکراتیک، قوانین صلح را ضروری می‌سازد. راه‌حل جامعه دموکراتیک نیز ایجاد معماری و نظام حقوقی‌ای را در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پیش‌بینی می‌کند. بسیاری از مشکلات و بحران‌های امروز ناشی از نبود حقوقی دموکراتیک است. ما راه‌حلی حقوقی در چارچوب سیاست دموکراتیک را مبنا قرار می‌دهیم. به رویکردی نیاز داریم که به جامعه دموکراتیک میدان دهد، به دموکراسی میدان دهد و تضمین‌های حقوقی نیرومند آن را ایجاد کند. شهروندی آزاد را مبنا قرار می‌دهیم
482
3
بدون شرح @Salehnikbakht
بدون شرح @Salehnikbakht
802
4
استوری امین بزرگیان پژوهشگر علوم اجتماعی در دانشگاه نیس فرانسه @Salehnikbakht
استوری امین بزرگیان پژوهشگر علوم اجتماعی در دانشگاه نیس فرانسه @Salehnikbakht
682
5
از نخستین مبلغان «جاوید شاه» ، شیخ فضل‌الله نوری بود؛ روحانی پرنفوذی که در دوران انقلاب مشروطه با قانون‌گذاری نوین، انتخابات
از نخستین مبلغان «جاوید شاه» ، شیخ فضل‌الله نوری بود؛ روحانی پرنفوذی که در دوران انقلاب مشروطه با قانون‌گذاری نوین، انتخابات و محدود شدن قدرت مطلقه مخالفت می‌کرد و تجدد را انحراف از سنت می‌دانست. او تغییرات اجتماعی، از جمله آموزش نوین، را تهدیدی برای نظم سنتی می‌دید و جامعه مطلوبش بر پایه اطاعت و سلسله‌مراتب استوار بود: شاه در رأس و مردم در جایگاه فرمان‌برداری. طنز تاریخ آنجاست که امروز نیز برخی که مدعی مخالفت با اقتدار مذهبی اند با شور و حرارت شعار «جاوید شاه» سر می‌دهند، بی‌آنکه توجه کنند نخستین مروّجان ماهیتی آن شعار ، خود مدافعان اقتدار سنتی و هم‌پیمانان ساختار مذهبی قدرت بودند. تاریخ آینه‌ای است که اگر با دقت در آن ننگریم، ممکن است روایت‌های متناقض را هم‌زمان در آغوش بگیریم.
1 939
6
No text...
929
7
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او… ✍صالح نیک بخت در آستانه پایان سومین دور مذاکرات ایران و آمریکا، فارغ از آنکه نتیجه چه خواهد بود، پرسشی بنیادین همچنان پابرجاست: چرا به این نقطه رسیدیم؟ و ایرانیان در این سه دهه تقابل، چه هزینه‌ای پرداختند و چه دستاوردی داشتند؟ اظهارات دونالد ترامپ در کنگره آمریکا و همچنین مواضع اعلامی مقامات این کشور نشان می‌دهد که رویکرد فشار حداکثری و تمایل به جنگ همچنان در دستور کار قرار دارد. اگر در گذشته تمرکز اصلی بر محدودسازی یا توقف برنامه غنی‌سازی هسته‌ای ایران بود، اکنون موضوع توان موشکی و برد آن نیز به محور منازعه تبدیل شده است. طرح ادعای تهدید خاک آمریکا توسط ترامپ ، نه‌تنها افکار عمومی آن کشور را آماده پذیرش سیاست‌های تهاجمی می‌کند، بلکه بهانه‌ای برای گسترش دامنه مطالبات امنیتی واشنگتن را فراهم می‌آورد که نیاز به زمینه سازی در افکار عمومی آمریکا دارد در این میان، محدودسازی توان موشکی ایران سال‌هاست که از خواسته‌های اعلامی دولت نتانیاهو و جریان‌های راست‌گرای اسرائیل بوده است. بزرگ‌نمایی تهدید متقابل، هم در آمریکا و هم در ایران، عملاً به تقویت گفتمان‌های جنگ‌طلبانه در دو سوی منازعه انجامیده است. در داخل ایران، دو نگاه افراطی شکل گرفته است: از یک سو، گروهی با اتکا به توان موشکی و نظامی، تصور می‌کنند در صورت وقوع جنگ، امکان مقاومت مؤثر در برابر آمریکا و اسرائیل وجود دارد. این نگاه، در سه دهه گذشته با تبلیغ قدرت بازدارندگی نظامی تقویت شده است. از سوی دیگر، بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی به دلیل انسداد سیاسی، مشکلات اقتصادی، تورم فزاینده و کاهش ارزش پول ملی، به این نتیجه رسیده‌اند که تغییر ساختار حاکمیت حتی از مسیر مداخله خارجی نیز قابل توجیه است. این طیف، سقوط نظام را بر هر پیامد دیگری ترجیح می‌دهد. اما هر دو رویکرد، یک نقطه مشترک دارند: غلبه احساس بر محاسبه عقلانی. واقعیت این است که در طول حدود چهار دهه گذشته، تمرکز قدرت، ضعف نهادهای پاسخگو، محدودیت‌های سیاسی و هزینه‌های سنگین اقتصادی ناشی از تنش‌های خارجی، جامعه را به مرحله‌ای رسانده که بخش بزرگی از مردم نسبت به آینده بی‌اعتماد شده‌اند. بسیاری بر این باورند که برنامه هسته‌ای، دست‌کم در عرصه معیشتی، منفعتی برای آنان نداشته و در مقابل، هزینه‌های اقتصادی گسترده و صدها میلیاردی به کشور تحمیل کرده است. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که جنگ، نه راه اصلاح ساختارهای معیوب است و نه تضمین‌کننده آزادی و رفاه. هیچ جامعه‌ای برای پرهیز از خطر، خود را به آتش نمی‌سپارد. چنانکه ملک الشعرای بهار  در قصیده معروف خود درباره جنگ و جنگ‌طلبان هشدار می‌دهد: «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او…» مسئله اساسی امروز نه غرور نظامی است و نه امید به مداخله خارجی؛ بلکه بازاندیشی در راهبردها، بازگشت به عقلانیت سیاسی، و تقدم منافع ملی بر منازعات ایدئولوژیک است. @salehnikbakht
1 121
8
هفتاد و سومین سالروز استقلال کانون وکلا و روز وکیل مدافع گرامی باد لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری نخستین بار در تاریخ ۷ ا
هفتاد و سومین سالروز استقلال کانون وکلا و روز وکیل مدافع گرامی باد لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری نخستین بار در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۳۱ با استفاده از اختیارات قانونی نخست وزیر، توسط مرحوم دکتر محمد مصدق، تصویب و ابلاغ شد. @salehnikbakht
883
9
یادی از بزرگان به مناسبت روز وکیل مدافع @salehnikbakht
یادی از بزرگان به مناسبت روز وکیل مدافع @salehnikbakht
821
10
🔵  مداخله‌ی بشر دوستانه؟ با کدام صلاحیت اخلاقی؟ برخی از هموطنان، هر چند تعداد اندک، خواهان حمله‌ی خارجی و مشخصا امریکا به ایران هستند. آنان راه حل برون‌رفت از بن‌بست دهشتناک فعلی را در توان و قدرت خود نمی‌یابند و این عجز در تغییر دلخواه را در حمله به کشور، بازنمایی می‌کنند. چنین ایده‌ای، محصول علل و عواملی است. یکی از آن عوامل، سرسختی حاکمیت مستقر در عدم پذیرش عقلانی تغییر و تحول اجتماعی و به رسمیت نشناختن این تغییرات است. اگر ساکنان یک سرزمین، خود را توانا در پیش‌برد اهداف جمعی و به دست آوردن یک زندگی مطلوب ببینند، چرا باید دست به دامان دیگری بشوند و کمک از دیگری بخواهند. از این رو ایده‌ی حمله به کشور توسط امریکا، بیشتر از هر چیز، ناشی از درد و رنجی چاره‌ناپذیر است که بر جان ساکنان افتاده است و خود را برای برون‌رفت از این درد و رنج ناکافی و ناتوان می‌بینند. استیصال، معیارهای عقلانی_هویتی را فرو می‌ریزد. می‌توان عسرت و ناچاری این جریان را فهم کرد، اما نمی‌توان با آن همراه شد، زیرا، حمله‌ی امریکا به ایران، راه حل نیست، خود، بحرانی عمیق در فروپاشی احتمالی سرزمینی است که از بیماری رنج می‌برد. صاحبان ایده‌ی حمله‌ی بیگانگان به ایران، نامی به ظاهر قابل دفاع و موجه بر این ایده نهاده‌اند تا بتوانند با آن کنار بیایند و وجدان‌شان آرام گیرد. آنان این ایده‌ی به غایت خطرناک و نادرست را "مداخله‌ی بشردوستانه" نام نهاده‌اند. 🔻 در  مفهوم "مداخله‌ی بشردوستانه"، دو خطای بزرگ نهفته است. ❗️۱-  خطای اول در فهم مفهوم "مداخله" است. تقلیل دادن جنگ به "مداخله"، ترفند زبانی است برای کاهش آثار  و نتایج بسیار نگران کننده و زدودن چهره‌ی سیاه جنگ با مفهوم‌سازی نابجا. "مداخله"، واقعیت دهشتناک جنگ را مخفی می‌کند و با آرایش زبانی، از آن، مطلوبی خواستنی می‌سازد. در حالی جنگ نه یک مداخله‌ی ساده و کوتاه مدت که شلیک موشک و بمباران و کشته شدن جمع کثیری از هموطنان است. جنگ، یعنی تخریب زیرساخت‌ها، فرو ریختن ساختمان‌ها، پل‌ها، تاسیسات، شکستن سدها و در نتیجه،  توقف زندگی. جنگ یعنی پرسه زدن دیو مرگ در کوچه‌ها و خیابان‌ها. جنگ، فروریختن خانه‌ها و از کار افتادن ماشین جامعه و توقف آن در ایستگاه قحطی و بیماری و جراحت‌‌هاست. ✅  جنگ، مداخله نیست، فریب ذهن‌های ساده و توجیه جنایت‌های جنگی و کشتار بیگناهان است. صاحبان ایده‌ی "مداخله"، اگر صورتک آراسته‌ی "مداخله" را از چهره‌ی کریه جنگ بردارند و با واقعیت عریان مواجه شوند، آیا هنوز می‌توانند با جنگ با همه‌ی عواقب آن، موافق باشند؟ ❗️۲-  دومین اشکال در عبارت "بشردوستانه" است. نمونه‌های بسیاری مانند لیبی، عراق و بسیار نمونه‌های دیگر مانند حمایت از کشتار بی‌رحمانه‌ بیش از ۷۰ هزار انسان بی‌گناه، آیا "صلاحیت اخلاقی" امریکا را برای مداخله‌ی بشردوستانه زیر سوال نمی‌برد؟ فرض بر این است که آن کسی که، آن نهادی که و آن کشوری که قصد مداخله‌ی بشردوستانه در سرنوشت دیگری دارد، خود، دستانی پاک و تاریخی قابل دفاع داشته باشد. کشوری که دستانش به خون هزاران هزار کشته، آلوده است، چگونه می تواند ادعای بشردوستی داشته باشد؟ چگونه می‌توان به کشوری که جز به منافع خود، به ازای تحمیل هزینه‌ای سنگین بر دوش دیگران و به ازای پایمال نمودن حقوق بشر نمی‌اندیشد، اعتماد کرد؟ 🔻 اقدام بشردوستانه را با دست کم با چهار معیار می توان سنجش کرد: ❗️ الف) یکی از عوامل موثر در صلاحیت اخلاقی، انطباق و سازگاری میان گفتار و رفتار است. آیا سابقه‌ تاریخی و عملی امریکا یا ادعاهایش همخوانی دارد؟ آیا کشتار غیرنظامیان در برخی کشورها و وارد آوردن درد و رنج بی‌دلیل به ملت‌ها و آیا در بدترین تحریم‌ها علیه مردم ایران در بازه زمانی طولانی، با توهم "بشردوستی" امریکا سازگاری دارد؟ ❗️ب) معیار دیگر در فهم نیت نیک بشردوستانه، "بی‌طرفی و نه برای نفع شخصی" است. وقتی اقدام به اصطلاح "بشردوستانه"ی امریکا دقیقا به منظور کسب منافع اقتصادی یا استراتژیک  برای دسترسی به نفت، فروش اسلحه به منطقه و یا ایجاد بازاری برای فروش محصولات خود است، این خود نشانه‌ی واضحی است که هدف اصلی او نه "انسان‌دوستی"، بلکه ابزاری برای پوشاندن منافع خودخواهانه است. ج) "مشروعیت مداخله" نیز یکی دیگر از معیارهای سنجش است. آیا جامعه‌ی جهانی، سازمان ملل، سازمان‌های مردم‌نهاد و مهم‌تر از همه، مردمی که قرار است به آنها کمک شود، این اقدام را مشروع می‌دانند؟ اگر پاسخ منفی است، پس، ادعای صلاحیت اخلاقی، عملا بی‌اعتبار است. ❗️د) و بالاخره چهارمین معیار، این است که اقدام، در نهایت باید به سود کسانی شود که مدعی کمک به آنان است. اگر پیشاپیش معلوم شود که اوضاع آن‌ها را بدتر می‌کند و یا به یک فاجعه منجر می‌گردد، آن‌گاه آن اقدام، بشردوستانه نخواهد بود. 🖋 علی زمانیان ۶ اسفند ۱۴۰۴ @kherade_montaghed
804
11
@Salehnikbakht
@Salehnikbakht
813
12
⚫⚫⚫━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━⚫⚫⚫ ⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫ سوگمندانه درگذشت شادروان رشید امین‌پور پدر گرامی دوست ارجمند جناب آقای فرهاد امین‌پور نویسنده و روزنامه‌نگار توانا را به وی و فرزندان آن مرحوم و دیگر سوگواران، صمیمانه تسلیت می‌گوییم. شادی روح آن عزیز سفر کرده و شکیبایی بازماندگان را از یزدان پاک خواهانیم. ✤✤✤ صالح نیک‌بخت و خانواده @Salehnikbakht ⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫✿⚫ ⚫⚫⚫━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━⚫⚫⚫
811
13
🔺خطابه‌ جنگ؟! بخش مربوط به ایران در سخنرانی امروز رئیس‌جمهور آمریکا در کنگره، حاوی پیام‌ها و نشانه‌های مهمی بود که جهت‌گیری دولت آمریکا در قبال تهران در روزها و هفته‌های آینده را آشکارتر می‌کند و از خلال آن می‌توان تصویری از چشم‌انداز مذاکرات فردای ژنو نیز به دست آورد. ترامپ در این سخنرانی، بار دیگر تکرار کرد که ترجیح او در پرونده هسته‌ای ایران، مسیر دیپلماسی است و تهران نیز به دنبال توافق است. با این حال، او از مجموعه‌ای از واژه‌ها و تعابیر با لحنی تند استفاده کرد که در کنار دیگر شواهد و قراین محتوایی موجود، سخنانش درباره ایران را در جایگاه نوعی «خطابه جنگ» قرار می‌دهد؛ خطابه‌ای که هدف اصلی آن می‌تواند آماده‌سازی افکار عمومی آمریکا، قانع کردن مخالفان جنگ برای ورود به یک درگیری تازه در خاورمیانه باشد. کاربرد و چینش تعابیری در کنار هم چون «حامی اول تروریسم و....»، ازسرگیری «بلندپروازی‌ها در برنامه هسته‌ای»، این که نشنیده‌ایم که بگویند «ما هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت»، توسعه موشک‌های بالستیکی که «به ‌زودی» به آمریکا می‌رسند یا می‌توانند اروپا و «پایگاه‌های ما در خارج» را تهدید کنند، «کشته شدن ۳۲ هزار معترض»، همگی در کنار هم در این شرایط در کنار شواهدی عینی دیگری از جمله این آرایش نظامی نسبتا بی‌سابقه در دو دهه اخیر، غالبا روایتی پیشاجنگی را شکل می‌دهند. تأکید ترامپ بر این ‌که موشک‌های بالستیک ایران «به ‌زودی» به خاک آمریکا خواهند رسید، در واقع تلاشی برای ملموس کردن «خطر موشکی ایران» برای جامعه آمریکاست که هدف آن، آماده‌سازی ذهنیت مردم آمریکا برای جنگی است که ترامپ می‌خواهد آن را برای مقابله با این «خطر» جلوه دهد و توجیه کند. بر همین اساس، بعید به نظر می‌رسد که او در مذاکرات فردا پنجشنبه یا در صورت ادامه یافتن آن در آینده برخلاف این چارچوب روایی خود عمل کند و صرفا بخواهد بر سر برنامه هسته‌ای به توافق برسد؛ آن هم برنامه‌ای که خود در همین سخنرانی امروزش گفته که در عملیات موسوم به «چکش نیمه‌شب» در ژوئن گذشته «نابود شده»، اما مدعی است که تهران در حال از سرگیری آن است. این‌ که ترامپ، با وجود تأکیدهای مکرر ایران مبنی بر عدم تمایل به ساخت سلاح هسته‌ای، می‌گوید «این کلمات مقدس را نمی‌شنویم که هرگز سلاح اتمی نمی‌خواهند»، به این معنا نیست که چنین موضعی را نشنیده است؛ بلکه مقصود او این است که نشنیده ایران بخواهد کل برنامه هسته‌ای خود را به ‌طور کامل برچیند. تکرار این عبارت برای دومین بار طی چند روز اخیر، خود می‌تواند بخشی از همان روایت پیشاجنگی باشد. خطابه بامداد امروز ترامپ در کنگره تاییدی بر این مدعا نیز می‌تواند باشد که این لشکرکشی‌ها غالبا معطوف به تصمیمی پیشینی برای یک جنگ است نه صرفا اعمال فشار در مذاکرات. با این حال، باید دید فردا پنجشنبه در مذاکرات ژنو اتفاق بزرگ و غیر منتظره‌ای می‌افتد که ترامپ بتواند از آن تصویر پیروزی بسازد یا آنکه جنگی دیگر را شروع خواهد کرد. #صابر_گل_عنبری @Salehnikbakht
921
14
همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست امیر رحمتی انتخاب ساده‌ای بود؛ می‌توانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته‌ای را ترجیح دادیم. می‌شد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالی‌بافی خاک‌خورده‌ی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچه‌های سلیمانی‌ به اقصی نقاط عالم پرواز دهند. انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ می‌توانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنباله‌ی موشکهایمان بشناسد جهان. انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازه‌ی یک جهان برق تولید کنیم. می‌شد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژی‌های پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سخت‌ترینش بود: شکافتن هسته اتم! انتخاب واضحی بود؛ می‌توانستیم از چهار گوشه‌ی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرت‌کش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عده‌ای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگان‌گیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد. انتخاب بی دردسری بود؛ می‌شد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتی‌های صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمان‌مان پا جای پای کشتی‌های صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبنده‌تر تشخیص دادیم لابد. انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا می‌بایست برداشت از آن کاسه‌ی اشتراکی می‌بود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپاره‌هایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه. همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: می‌شد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنه‌تر بودند! منبع:مدیران نامدار ایران همراه @Salehnikbakht
1 335
15
رونوشت به جنگ طلبانی که به چنین امام زاده ای دخیل بسته اند @Salehnikbakht
رونوشت به جنگ طلبانی که به چنین امام زاده ای دخیل بسته اند @Salehnikbakht
824
16
🔺پنجشنبهِ توافق یا جنگ؟ پس‌فردا، پنجشنبه، دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو در حالی برگزار می‌شود که می‌توان آن را حساس‌ترین و چه‌بسا سرنوشت‌سازترین دور مذاکراتی دانست. این مذاکرات در فضایی نظامی و جنگی انجام می‌شود که در آن، آرایش جنگی آمریکا در منطقه تقریباً تکمیل شده است. از همین رو، می‌توان پنجشنبه پیشِ رو را مرز باریکی میان توافق و جنگ و به عبارتی «آخرین پنجره باز دیپلماسی» قبل از یک درگیری نظامی خواند. اکنون که نگاه‌ها به نتیجه این مذاکرات دوخته شده، این پرسش مطرح است که چه خواهد شد؟ نخست باید گفت دو طرف شناختی نسبتاً خوب از خواسته‌ها و شروط رسمی یکدیگر دارند، اما به نظر می‌رسد چنین شناختی از ذهنیت، روان و محاسبات هم وجود ندارد؛ و همین موضوع، کار را دشوارتر می‌کند. تا این لحظه، زبان جنگ و درگیری همچنان بر منطق دیپلماسی و توافق می‌چربد و همان‌ گونه که پیش‌تر نیز گفته شده، اعزام این حجم از ناوها و تجهیزات جنگی به منطقه، بیش از هر چیز معطوف به تصمیمی پیشینی برای جنگ است. اما این بدان معنا نیست که این تصمیم برای ترامپ غیرقابل عدول باشد؛ مشروط به آنکه هزینه این عقب‌نشینی، چیزی باشد که او بتواند آن را در قالب یک «پیروزی» به آمریکا و دنیا عرضه کند. از این منظر، حتی اگر بزرگ‌ترین آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه پیرامون ایران از زمان حمله به عراق را صرفاً اقدامی تاکتیکی برای اعمال فشار حداکثری و امتیازگیری در میز مذاکرات بدانیم، باز هم بسیار بعید است که در صورت شکست مذاکرات، ترامپ بی‌سروصدا همه این جنگ‌افزارها را از همان مسیری که آمده‌اند، به آمریکا بازگرداند؛ گویی که «نه خانی آمده و نه خانی رفته». چنین عقب‌نشینی‌ای، هزینه سیاسی بسیار سنگینی برای ترامپِ خودشیفته دارد و با خلق ‌و خوی او سازگار نیست. از همین رو، حتی اگر فرض کنیم که ترامپ چه از بیم پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی جنگ و چه از مثمر ثمر نبودن فشار نظامی در واداشتن تهران به پذیرش خواسته‌هایش در تنگنایی دشوار گرفتار شده باشد، باز هم به احتمال زیاد عقب‌نشینی آشکار را انتخاب نخواهد کرد و تحمل چنین نشانه‌ای از ضعف را ندارد. در چنین شرایطی، برای خروج از این وضعیت دو راه بیشتر ندارد: یا مذاکرات پنجشنبه به نتیجه‌ و توافقی برسد که بتواند به او فرصت تصویرسازی بر مبنای «پیروزی خود» و «تسلیم تهران» بدهد. البته در این فرض نیز بعید است با یک توافق جامع مواجه باشیم و احتمالا نتیجه، توافقی چارچوبی و اولیه خواهد بود. یا اینکه به اقدام نظامی متوسل شود. در اینجا پرسش اصلی آن است که این اقدام در چه سطح و با چه اهدافی صورت خواهد گرفت؟ آیا آن‌گونه که برخی منابع آمریکایی و اسرائیلی می‌گویند ابتدا حمله‌ای محدود انجام می‌دهد تا جدیت خود را به طرف ایرانی نشان دهد و شاید تهران را به عقب‌نشینی وادارد؟ یا با چنین حمله‌ای، در پی سنجش واکنش نظامی ایران است تا سپس به‌ تدریج دامنه و شدت حملات را افزایش دهد؟ یا آنکه از همان ابتدا با حملاتی سنگین و گسترده کار را آغاز خواهد کرد؛ به این تصور که از این طریق پاسخ ایران را مهار و پیامدهای آن را کاهش دهد و کنترل کند. پست دیشب ترامپ در شبکه اجتماعی‌اش اگر آن را در چارچوبی بدبینانه و به‌عنوان بخشی از پازل جنگ ننگریم در نگاهی خوش‌بینانه‌ برداشت، حامل دو پیام روشن بود: یا توافقی مطلوب او شکل می‌گیرد که دستکم تصویری برنده از ان بسازد یا دستور حمله و آغاز جنگ صادر خواهد شد. ناگفته هم نماند که واکنش سریع او به گزارش اکسیوس و دیگر رسانه‌های آمریکایی، و تکذیب مخالفت ژنرال دنیل کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، با جنگ، در وهله نخست مؤید این برداشت است که رویکرد غالب ترامپ در حال حاضر، حرکت به سمت جنگ است. به نظر می‌رسد او نگران آن بوده که انتشار چنین گزارش‌هایی، موضع مخالفان جنگ در آمریکا به‌ویژه در میان پایگاه حامیانش را تقویت کند. در واقع، اگر ترامپ خود را اکنون در بن‌بست و مخمصمه می‌دید، نیازی به چنین واکنش شتاب‌زده‌ای نداشت و حتی می‌توانست از گزارش‌ها درباره مخالفت ژنرال کین و دیگران، برای خروج آبرومندانه از این تنگنا بهره‌برداری کند. نکته قابل تأمل دیگر در سخنان ترامپ آنجا بود که تهدید به «روز بسیار بدی برای آن کشور و متأسفانه برای مردمش» کرد. فارغ از این که او تا دیروز از کمک سخن می‌گفت و امروز با لحنی «متأسفانه» از روزی بسیار بد برای مردم ایران حرف می‌زند، این تهدید صرفا به معنای کشته شدن مردم نیست؛ بلکه احتمالا ناظر بر تصمیمی برای حمله به زیرساخت‌های ایران نیز هست که خود می‌تواند مصداقی دیگر از رقم خوردن «روز بسیار بد» برای مردم باشد. اکنون باید دید در پنجشنبه ترامپ به توافقی دست می‌یابد که بتواند از آن تصویر پیروزی بسازد و عقب‌نشینی ناوهایش را توجیه کند، یا آنکه جنگی دیگر را شروع خواهد کرد. #صابر_گل_عنبری @Salehnikbakht
1 735
17
🔴از بالوره و چمری و مور تا رقص سوگ ✍ اسماعیل شمس 🔺آنچه که این روزها به آن رقص سوگ گفته می‌شود از گذشته‌های دور با نامهای متفاوتی چون بالوره، چمر، شین، مور و مویه در سراسر کردستان برگزار می‌شد و امروزه همچنان در میان مردمان کرد و لک و لر و برخی دیگر از نقاط ایران رواج دارد. این آیین و به‌ویژه در شکل چَمَر همراه با آواز و ساز و دهل و سرنا بود. مولوی تاوگوزی در دیوانش به آیین چمر اشاره کرده است و می‌گوید: جه ئامای نامه‌ت چه‌مه‌ریم به‌رز بی شادیم شێویا، شینم سه‌د ته‌رز بی 🔺زنان کرد از لحظه مرگ متوفی تا تدفین او در قبر، کنارش بودند و در تشییع جنازه‌اش شرکت می‌کردند. مادر و اطرافیان نزدیک او کنار جنازه‌ می‌نشستند و برای او بالوره و مور می‌خواندند و گریه می‌کردند. «چرگران زن» که «چاوشان» مخصوص تشییع جنازه بودند تا گورستان همراه مردان می‌رفتند و با آهنگ‌های مخصوص عزا از متوفی یاد می‌کردند. هنگام تدفین مرده، مادر، خواهر و یا یکی دیگر از نزدیکان او،  بخشی از کَزی یا گیسوی خود را بریده و همراه مرده دفن می‌کردند. نخستین متن مکتوبی که از این آیین کهن یاد کرده، «مم و زین» احمدخانی (د.1707م) است. او در شرح تشییع جنازه قهرمان قصه‌اش (مم) می‌نویسد که زنان سیه‌پوش در چارچوب رسم قدیم کُردان با آهنگ و آواز برای مرگ مم مرثیه می‌خواندند. آنان صورت خود را خراشیده و خون آلود می‌کردند، گیسوهای خود را می‌بریدند و تا سر قبر او گریه و فغان می‌کردند. هندی کو هەبوون د شەهری مەشهوور خاتوون و موخەددرات و مەستوور گیسۆ ڤەکرن ب تایێ تەربۆش سەر تا ب قەدەم هەمی سیەهـ پۆش بێ مەعجەر و بورقوع سەرەنداز ڕەش گرتی ژ بۆ مەمێ ب دلخواز نەییاحە و مهرەبان و دایین گۆیندە ب نالە شوبهی گۆیین وان مەرسیەدا ستران ب ئاهەنگ زین ڕابوویە پێ ب قامەتا شەنگ ناهید سفەت ل دەنگێ سازێ رەققاس د چوویە بەر جەنازێ دام و دەد و ئادەمی و مووران دار و بەر و جامد و تویووران بالجمله ژ بۆ مەمێ دنالین هەر یەک ب مەقامەکێ دکالین تەلپێ ڕەشێ وان سیاهـ پۆشان رەهـ شوبهەتی عەورەکێ خورووشان ئەو چەند ژ عارزێ د گولگوون ڤێکڕا دوەرین سرشکێ پوڕ خوون گۆیا کو د فەسلێ نووبهاری باران ل گولشەنان دباری ئەڤ مەئتەم و ئەڤ سیاهـ پۆشی ئەڤ چارشەڤ و ئیزار و پۆشی بوهتان وی زەمانی کرنە عادەت بوو رەسمێ قەدیم و تا قیامەت... ڤێڕا ب نەوا دگرتن ئاهەنگ هەر نەهـ فەلەکان ب سەر دکر دەنگ ڤێکڕا دکرن هەوار و هەر کەس ئەفغان دگهانە چەرخێ ئەتلەس 🔺ملا محمود بایزیدی (د.1867م) در کتاب «آداب و رسوم کردان»  در این باره می‌نویسد که زنان زلف‌های خود را بریده، لباس و سلاح مرد را روی اسب او گذاشته و پیشاپیش جنازه حرکت می‌دادند آنان با خواندن آواز و سرود سوگ عرش را به لرزه درمی‌آوردند و زلف‌ بریده خود را دور سنگ مزار مرده گره می‌زدند. این رسم امروزه با عنوان «کتل گیران» یا «عَلَم کتل» همراه با پاشیدن گل به سر و صورت و نوای«وَی وَی» و «شین» و «ڕۆڕۆ» و آهنگ و آواز برگزار می‌شود. رقص سوگ تنها به تشییع جنازه و هنگام تدفین و ختم محدود نبود، بلکه در هفتم و چهلم و حتی سالگرد تکرار می‌شد.زنان سربندهای بزرگ ابریشمی بسته و آنها را گل‌آلود می‌کردند. هنگامی که بالوره خوان مشغول خواندن بالوره می‌شد آنان با ندای «وای وای» و «هه‌ی ڕۆ، ڕۆڵە ڕۆ» دو طرف صورت خود را کنده، به سر و سینه زده و آن را خون آلود می‌کردند. آنان گیسوی خود را بریده و دور دستشان می‌پیچیدند 🔺سمفونی سوگ قطعاً یک سنت باستانی و کهن است. خانی آن را «رسم قدیم» کردان خوانده است و توصیف او با شرح فردوسی درباره حال تهمینه و فرنگیس پس از شنیدن خبر مرگ سهراب و سیاوش شباهت دارد: مرا آن زلف چون تاب داده کمند برانگشت پیچید و از بن بکند ز رخ می‌چکیدش فرود آب خون زمان تا زمان اندر آمد نگون همی خاک تیره بسر برفکند به‌دندان همه گشت بازو بکند به‌سر بر فکند آتش وبر فروخت همه روی وموی سیاهش بسوخت  همی گفت که ای جان مادر کنون کجایی سرشته بخاک اندرون * ز خان سیاوش برآمد خروش جهانی ز گرسیوز آمد به جوش ز سر ماهرویان گسسته کمند خراشیده روی و بمانده نژند همه بندگان موی کردند باز فرنگیس مشکین کمند دراز برید و میان را به گیسو ببست به‌فندق گل ارغوان را بخَست 🔺و سخن را با چند بیت از مولانا و حافظ در این باره کوتاه می‌کنم: به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشد برای من مگری و مگو «دریغ دریغ» به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد جنازه‌ام چو ببینی مگو «فراق فراق» مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد مرا به گور سپاری مگو «وداع وداع» که گور پردهٔ جمعیت جنان باشد * بر سر تربت من با می و مطرب بنشین تا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزم خیز و بالا بنما ای بتِ شیرین حرکات کز سرِ جان و جهان دست فشان برخیزم. در لینک زیر چند چمری اصیل را ملاحظه بفرمایید. https://B2n.ir/jn9450 https://t.me/kurdistanname
755
18
رقص زوربا ناهید زمانیان رقص؛ زبانِ لحظه‌هایی است که کلمات کم می‌آورند. زوربا وقتی به بن‌بست می‌رسد، وقتی غم یا شادی از ظرفیت زبان رد می‌شود، بدن را وارد ماجرا می‌کند. رقص در این‌جا، اعتراضی است به عقلِ خشک، به ترس از بی‌نظمی، به زندگیِ بیش‌ازحد کنترل‌شده. رقص پذیرشِ تراژدی است. زوربا نمی‌رقصد چون همه‌چیز خوب است؛ می‌رقصد چون زندگی همین است؛ مملو از شکست، مرگ، عشق، پوچی؛ و با این حال باید ایستاد و چرخید. وقتی سقف آوار می‌شود، زوربا می‌گوید بیا برقصیم. این یعنی که شاید جهان بی‌معنا باشد، اما من هنوز زنده‌ام. اگر رقص زوربا فریادی است که می‌گوید" آهای دنیای حرامزاده، من هنوز زنده‌ام" ، رقص سوگ در ایران زمزمه‌ی عمیق‌تری را پژواک می‌کند تا بگوید که درد را می‌فهمم و آن‌را تا ابد با خودم حمل می‌کنم. این‌گونه بدن هم عزادار می‌شود. این رقص‌ها نمایشی نیستند. کسی برای دیده‌شدن نمی‌رقصد. حرکت‌ها اغلب ساده، تکراری و محدودند. این سادگی اتفاقی نیست؛ سوگ؛ امری تزئینی نیست. بدن فقط باید آن‌قدر حرکت کند تا مطمئن شود که  فرو نمی‌ریزد. رقص سوگِ امروزِ ایران، مرگ را انکار نمی‌کند، بلکه در آن حل می‌شود؛ می‌گوید که غم هست، می‌ماند، و من در جریان زندگی با آن حرکت می‌کنم! اگر زوربا با رقصش به پوچی می‌خندد، رقص سوگ ایرانی با حرکت آهسته به پوچی خیره می‌شود. هر دو بدن را وارد گفت‌وگویی می‌کنند که عقل به‌تنهایی از پسش برنمی‌آید؛ اما هم‌چنان‌که ایلیای ده‌ساله بر مزار مادرش گریه می‌کند و می‌گوید" فقط ده سال توانستم با مادرم بمانم، بقیه‌‌اش را باید در زندان زندگی بمانم.." کودک هیچ راهی نمی‌یابد، مگر آن‌که به پوچی خیره شود تا بتواند بگوید " اما من زنده‌ام..." @Salehnikbakht
779
19
❗️۳. سومین علت را باید در انقطاع تجربه‌ی تاریخی جستجو کرد. انقطاع در تجربه‌ی تاریخی، یعنی کنش نسلی که در یک دوره‌ی تاریخی، بدون توجه به آن‌چه پدران‌شان به مثابه‌ی مرده‌ریگ فرهنگی برجای نهاده‌اند، در پی بنای جدید برمی‌ایند و تاریخ برای‌شان بی‌اهمیت است. ✅ برخی از "پهلوی‌خواهان"، پادشاهی‌های اروپای شمالی را به عنوان نظام‌هایی دموکراتیک پادشاهی به مخالفان نشان می‌دهند. اما یادشان می‌رود نیم‌نگاهی به سنت شرقی _ایرانی و نظام‌های استبدادی‌ پادشاهی در این دیار بیندازند. سنتی سرشار از استبداد و سرکوبگری که به منزله‌ی نظام ارباب_رعیتی تجلی یافته‌ و مناسباتی مبتنی بر سلطه را برقرار می‌کردند. تجربه‌ی زیسته‌ی اجداد ما ایرانیان، مگر زیستن ذیل نظام‌های سلطانی و استبداد شرقی نبوده است؟ چرا چنین تجربه‌ی گران‌باری فراموش می‌شود و مجددا این تجربه‌‌، تحت نام پهلوی‌خواهی، چرا دوباره جان می‌گیرد؟ این یک نقصان بزرگ فرهنگی است که تجربه‌هایش انباشت نمی‌شود و در زمانه‌ی بعد، فراموش می‌شود. "پهلوی‌خواهی" و نیز "پادشاهی‌خواهی"، نشانه‌ی فقدان توجه به تجربه‌های دوره‌های تاریخی پیشینیان این مرز و بوم، توسط کسانی است که مدعی ساختن آینده‌اند. نشان‌دهنده‌ی بی‌توجهی به دانایی زیست‌شده‌ای است که در فراز و نشیب‌ رنج‌ها به دست آمده است.  مگر می‌توان آینده را بدون گذشته بنا کرد؟ و مگر می‌شود نظام پادشاهی را در ایران احیا نمود، بدون آن که به تاریخ پادشاهان ایران نگاهی نینداخت؟ ✔️  از سه علت بیان شده، علت اول یا همان حس فروبستگی و احساس در بن‌بست بودن، بیش از سایر علل کار می‌کند. این را می‌توان از پاسخ هواخواهان پهلوی دریافت. هنگامی که از آنان علت گرایش به پهلوی را جویا می‌شویم، اولین و بیشترین پاسخ‌شان این است که اگر پهلوی نه، چه کسی؟ مگر کسی مانده است؟ این پاسخ بسیار دردناک است که ملتی از فرط استیصال و نومیدی از نیروهای سیاسی داخل، مجبور به انتخابی از سر ضرورت گردند. 🖋 علی زمانیان ۴ اسفند ۱۴۰۴ @Salehnikbakht
710
20
"پهلوی‌خواهی"، امکانی برای گذار یا گرایشی سیاسی؟ پیش از این به دوگانه‌ی "پادشاهی‌خواهی" و "پهلوی‌خواهی" پرداخته شد.چنین تمایزی برای آن بود که نشان داده شود موج اخیر ، بیشتر از آن که معطوف به ایجاد یک ساختار و نظم و ایده‌ به نام "ایده‌ی پادشاهی" باشد، ناظر به یک شخص است.از این‌رو، جریانی "شخص‌محور" است. 🔻جریان "شخص‌محور" پهلوی‌خواهی نیز به نوبه‌ی خود، به دو اردوگاه قابل تقسیم‌ است: الف) کسانی که "رضا پهلوی" را صرفا ابزاری برای بیرون آمدن از وضعیت موجود می‌پندارند. ب) کسانی که پهلوی‌خواهی در آنان، یک گرایش و جهت‌گیری پایدار سیاسی است. گرچه امکان سنجش معتبری وجود ندارد برای این که معلوم شود کسانی که خود را در اردوگاه پهلوی تعریف می‌کنند، آیا پهلوی را فقط یک امکان برای گذار می‌بینند و یا "پهلوی‌خواهی" در آنان نهادینه شده و به یک گرایش در بلوک‌بندی نیروهای سیاسی تبدیل شده است. بنا به گفتار عمومی این افراد، به نظر می‌رسد بیشترین این گروه، "پهلوی" را صرفا پلی برای عبور و امکانی برای گذار می‌یابند. خود او هم چنین تلقی از خود را رواج داده است. ❓اما آیا این پل، به قدر کافی استحکام دارد؟ آیا آن‌چه به منزله‌ی امکانی برای دوران گذار معرفی می‌شود، صادقانه است و پس از  به قدرت رسیدن تغییر نخواهد کرد؟  پرسش‌هایی از این دست را می‌توان مطرح کرد. پرسش‌هایی که هر یک محتاج نوشتاری دیگرند. اما در این قسمت به پرسش وعده داده شده، می‌پردازم. پرسش این بود که: ❓ چرا "رضا پهلوی" به عنوان امکانی برای گذار مطرح شد و چه شد که برخی از شهروندان به سمت او گرایش یافتند؟ 🔻 برخی علل برآمدن "پهلوی" به مثابه‌ی امکانی برای دوران گذار عبارت است از: ❗️۱-  سرکوب، طرد، و به حاشیه راندن نیروهای سیاسی و جامعه‌ی مدنی داخل و ناتوان‌سازی آنان برای جذب و ساماندهی نیروهای جامعه، به‌ویژه نسل جوان،  و در نتیجه، بی‌اثر کردن آنان از  سوی نظام سیاسی مستقر، شرایط را برای ظهور "پهلوی" آماده کرد. انسداد سیاسی و فروکوفتن اپوزیسیون معقول و آرام داخلی و خاموش کردن صدای آنان‌که می‌توانستند صدای بی‌صدایان شوند، و خالی شدن میدان از کنش‌گران موثر، عامل اصلی رجوع کسانی به پهلوی، به منزله‌ی راه‌ حل نهایی شد. شهروندانی که روزگاری گرد جریان‌های سیاسی داخل کشور جمع شده بودند و چند دهه آنان را همراهی کرده بودند و امیدشان به آنها بود، بتدریج به سمت دیگری کشیده شدند. جامعه این تغییر و دگرگونی را فریاد می‌زد، اما گوش‌های سنگین قدرت، آن را نشنید. ✅  بدیهی است که وقتی تمام راه‌های مسالمت‌آمیز داخلی برای تغییر و تحول به بن‌بست می‌رسد و مردم از رسیدن به اهداف‌شان ناامید می‌شوند، بتدریج راه برای کسانی باز  می‌شود که پیام تحولی بزرگ و گذار را رویافروشی می‌کنند. ❗️بنابراین،  گرایش به "پهلوی"، نه یک حرکت ایجابی و پیام نو که محصول یک "فقدان بزرگ" و ناامیدی کشنده‌ی اجتماعی است و آن، فقدان نیروهای اثرگذار معتبر داخل و ناامیدی تلخ از تجربه‌های شکست‌خورده در طول چند دهه است که جامعه را به بن‌بست کشانده است. "پهلوی" را نه مثابه‌ی پیام تاسیس یک نظم جدید که او را باید محصول استیصال جامعه در کنش‌گری موثر برای تغییر و تحول دلخواه، فهم کرد. به تعبیر دیگر، جمع کثیری، "پهلوی" را نه یک "انتخاب" بلکه ضرورتی از سر ناچاری می‌بینند. ❗️۲. تجمیع خشم و سرخوردگی‌های مکرر و احساس ناتوانی در کنش سیاسی و نیز خشم ناشی از تنگناهای سخت اقتصادی، و در نتیجه به بن‌بست رسیدن زندگی،  حس انتقام را در جامعه دامن زد. انباشت رنج، رنجی که دیده و شنیده نشد، به حسی از نفرت دامن زد.  انتقام از ساختار سیاسی که جامعه، ‌او را مقصر و عامل اصلی می‌داند، شکل گرفت. خشمی که امکان ابراز عملی به نحو مسالمت‌آمیز و عقلانی نیافت، به نفرت عمیق‌تر و چاره‌ناپذیر تبدیل گردید. این خشم و نفرت، اکنون در نمایش گرایش به "پهلوی" بازنمایی می‌شود. از این رو "پهلوی‌خواهی" نه یک کنش که واکنشی عاطفی به سرخوردگی‌هاست. نه یک مسیر اندیشیده شده، که امکانی برای انتقام گرفتن از کسانی است که انگشت اشاره‌‌ی جامعه به سمت‌شان نشانه گرفته‌ شده است. همین خشم انباشت‌شده و به نفرت تبدیل شده است که به این سطح از خشونت زبانی، تهدید، رویارویی انتقام‌جویانه و کم تحملی در برابر مخالف دامن زده است. خشم و نفرت بسیار هول‌انگیزی که می‌تواند هیزم رویارویی داخلی گردد و این سامان را به آتش بکشد. ادامه ⬇️⬇️
733