نشر گمان
Open in Telegram
كانال رسمى نشر گمان تماس با ما: 021-88897987 www.gomanbook.com twitter.com/goman.pub instagram.com/gomanpub تهران، خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ، کوچهی پورموسی، نبش شیرین، پلاک ۴۲، واحد ۱۰
Show more1 182
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 182
میرشمسالدین ادیب سلطانی (۱۳۱۰-۱۴۰۲)
فیلسوف، پزشک، مترجم، زبانشناس، نویسنده و از چهرههای فراموشناشدنیِ فرهنگ ایران و زبان فارسیِ معاصر بود که امروز، بیستم مهرماه ۱۴۰۲، در بیمارستان ایرانمهر تهران چشم از جهان فروبست.
اگر دلبستهی کتاب و ویرایش و چاپ باشید ممکن است گذرتان به ترجمههاش از کانت و ارسطو و ویتگنشتاین نیفتد، یا حتی ترجمههاش از شکسپیر و «درآمدی بر خط فارسی»، ولی از کتاب «راهنمای آمادهسازی کتاب» بهرهمند بودهاید حتی اگر ندانید. این کتاب که حاصل کار در مؤسسهی فرانکلین و چند انتشارات دیگر است، و همینطور دیدن تجربههای جهانی، در روزگاری که هنوز نرمافزارها نبودند تا جای ویراستار و حروفچین و نسخهپرداز و صفحهآرا و لیتوگراف تصمیم بگیرند، چنان تأثیری بر کار نویسندگان و بخصوص ویراستاران و نسخهپردازان و اهالیِ صنعت نشر گذاشته است که اغراق نیست اگر بگوییم همه مدیون ایشانیم.
در ابتدای تأسیس نشر گمان نسخهای از کتاب «راهنمای آمادهسازی کتاب» ادیب سلطانی بیش از هر کس دیگری دست چند جوان عاشق کتاب را گرفت و از او جزییات بسیاری آموختیم —و از رعایتهایشان در آمادهسازی و نسخهپردازی و چاپ کتابهای خودشان. معنیِ فرهنگ و ارجمندیِ کتاب از همینجاست.
خاک بر ایشان خوش باد که عاشق کتاب بود و خدمتی سترگ به اهل کتاب و زبان فارسی کرد.
1 182
Repost from روایتِ روانبُد
خاطرهنگاریهای یک عاشق کتاب
[...]
آقای اخوت عزیز، خوشحالم در دورهای عاشق کتاب و خواندن شدم که کتابها و نوشتههای شما در مجلات پیش دست ما بود. یکبار دیدم در مصاحبهای گفته بودید کار ادبیات در واقع دوستی با کسانیست که هرگز آنها را نخواهیم دید، برای نسل ما این دوستی ساده نبود، دریا دریا کتابهایی بود که میخواندیم ولی نمیفهمیدیم، میگفتند مهم است ولی باز هم نمیفهمیدیم، ما این دوستی را فقط در کتابهای داستانی پیدا میکردیم و کتابشعرها، با نیما و فروغ و هدایت و گلستان و بیژن الهی احساس دوستی میکردیم ولی از بین آنهایی که دربارهی ادبیات مینویسند یا کتاب ترجمه میکردند این نوشتههای شما بود که بعد از خواندنش دوست داشتیم با نویسندهاش در یک شهر زندگی میکردیم، گاهی از دور میدیدیمش و چه خوب اگر میشد یک روز به اندازه قهوهخوردنی سر میز کوچکی در کتابفروشیِ شهر چند جمله هم باهاش حرف زد. این «ما» من هستم و چندین دوستی که میشناسم همه عشق کتابند، سخت است آدم عشق کتاب باشد و احمد اخوت را دوست نداشته باشد.
[...]
به شادیِ شبِ تولد جناب آقای اخوت عزیز
روایتِ روانبُد
1 182
مهیای رقصی در برف (روایت زنان از دل زندانهای گولاگ)، مصاحبههای مانیکا زگوستووا با زنان بازماندهی اردوگاههای گولاگ، هجدهمین عنوان از مجموعهی خرد و حکمت زندگی، منتشر و توزیع شد.
«فرمانده گفت: “آمادهای؟ پس خداحافظیهایت را بکن.”
«طوری لباس پوشیده بودم که انگار میخواستم بروم مجلس رقص ـــدامن صاف سیاهی که تا سر زانوهایم بود، با بلوز زیبای قرمزی که کلی دکمهی کوچک داشت و کفش پاشنهبلند. دو پلیس همراهیام کردند و سایرین، طبق دستورات فرمانده، در آپارتمان ماندند تا آنجا را بگردند. هنگام پایینآمدن از پلهها دستم را به نرده گرفتم و یکی از پلیسها جوری به من نزدیک شد که خودم را چسباندم به دیوار. احساس کردم یکی از جاسوسان فیلمهای کارآگاهی هستم که دارند میبرندش؛ موقعیت خیلی دراماتیکی بود.»
مهیای رقصی در برف
(روایتهای زنان از دل زندانهای گولاگ)
مانیکا زگوستووا
مسعود یوسفحصیرچین
چاپ اول تابستان ۱۴۰۲
۲۶۴ صفحه
۱۸۰هزار تومان
1 182
اگر دروغ شنیدن و دروغ گفتن، در هر شکلش و از طرف هر کس، دغدغهی خاطر شماست، اگر حالتان از شنیدن دروغ به هم میخورد و فکر میکنید خودتان هیچ دروغی نمیگویید، اگر مرز دروغ و کتمان حقیقت برایتان مبهم است، چه در زندگی اجتماعی چه در سروکله زدن با اپراتور شرکت اینترنتتان یا در روابط عاشقانه، اینها کتابهاییست که در مجموعههای فلسفهی نشر گمان با موضوع دروغ منتشر شده است و خواندنشان به فهم نکتههای ظریف آن کمک میکند.
1 182
اینها کتابهاییست که نشر کوچک گمان در سال ۱۴۰۱ منتشر کرده است. البته اگر درستتر بخواهیم بگوییم کتابهای نمایشگاه قبل تا امروز است. دوست داشتیم چند کتاب دیگر نیز چاپخش کنیم که چنان که افتد و دانید نشد. از بین این کتابها چندتایی که در نیمهی دوم سال توزیع شد کمتر دیده شد و قدر ندید. «پاریس فرانسه» و «از رؤیا که حرف میزنیم» را اگر اهلش دریابند کتابهای دوستداشتنیای هستند.
1 182
آقای مجتبی شکوری عزیز در کانال یوتیوبشان به معرفی فصلی از کتاب سقراط اکسپرس با عنوان «چگونه مانند سقراط حیرت کنیم» پرداختهاند. ویدیوی کامل را در کانال یوتیوب ایشان در آدرس زیر ببینید:
https://youtu.be/W1SGi1WGZIc
1 182
Repost from deybookstore (کتابفروشی دی)
هفدهمین شمارهی خرد و حکمت زندگی نشر گمان
📚 معنای سفر، فیلسوفها آن سوی مرز | امیلی تامس | سحر مرعشی | نشر گمان
📗پالتویی | شومیز | ۲۵۰ صفحه | ۱۴۰ هزار تومان
#کتاب_تازه
#فلسفه_زندگی
برای سفارش کتاب به ما پیغام بدهید:
@deybookstore1398
1 182
دربارهی «معنای سفر»:
«چطور میتوانیم عمیقتر به سفر بیندیشیم؟» این پرسشی بود که امیلی تامس را بر آن داشت که راهی سفری در «فلسفهی سفر» شود و در آنجا که سفر و فلسفه به یکدیگر میرسند، دست به کاوش بزند. با بخشی پرسههای فیلسوفانه و بخشی مموآر و خاطرات سفرش به آلاسکا، تامس در کتاب «معنای سفر» از عصر کاوش در قرن شانزدهم میآغازد، یعنی زمانی که فیلسوفان بهطور جدی برای اولین بار شروع به نوشتن از سفر کردند، و سپس راه پرپیچ و خم را جلو میرود تا رویارویی با اندیشهی مونتنی در باب دیگری، جان لاک دربارهی آدمخوارها و هنری ثورو راجع به وحشبوم.
در سفرهایمان با امیلی تامس، پی به وجه تاریک نقشهها میبریم، و اینکه چطور فلسفهی فضا به رشد کوهنوردی دامن زد و دربارهی شهوت کلبههای جنگلی میخوانیم. همچنین با پرسشهایی مهم مانند اخلاقیات توریسم ویرانگر (سفر به مکانهای محکوم به فنا مثل یخچالهای طبیعی یا صخرههای مرجانی) مواجه میشویم و اینکه چطور سفر به فضا بر درک ما از اهمیت انسان در جهان لویاتانی تاثیر میگذارد. کتاب با طرح تاریخی از مکانهایی که تاریخ و فلسفه به هم میرسند درک شما از سفر را تغییر میدهد.
1 182
کتاب «معنای سفر»، هفدهمین عنوان از مجموعهی خرد و حکمت زندگی، نوشتهس امیلی تامس، به ترجمهی سحر مرعشی منتشر شد.
معنای سفر
امیلی تامس
ترجمهی سحر مرعشی
ویرایش میلاد کامیابیان
چاپ اول بهار ۱۴۰۲
۲۵۲ صفحه
۱۴۰۰۰۰ تومان
1 182
Repost from مصطفی ملکیان MalekianMedia
📚 #معرفی_کتاب
معرفی کتابِ «سقراط اکسپرس» نوشتهی اریک واینر ترجمه شادی نیک رفعت، نشر گمان
#استاد_مصطفی_ملکیان
صفحهی رسمیِ اینستاگرام استاد ملکیان
🆔 @MalekianMedia
1 182
جشن نوروز نوید نو شدن مدام و مداوم جهان است و ستایش بهار و از سر گرفتن زندگی. با دلتنگی برای جانهای زیبایی که دیگر کنار ما نیستند و درود بر روان آرامشیافتهشان آرزومندیم در سالِ نو همهتان در کنار خانواده تندرست و شادکام و پیروز باشید.
ایام به کام و دلآگاهی یار باد.
نشر گمان — نوروز۱۴۰۲
1 182
خاطرات کتابی، هفتمین عنوان از مجموعهی زندگینگارهها، تألیف و ترجمهی احمد اخوت، منتشر شد.
https://rb.gy/bs6o3t
1 182
Repost from پوئسیس
چند وقت پیش مطلبی آماده کردم دربارهی پیشینه و بنیانگذاران مکتب رواقی:
«نمیتوان تأثیر فلسفه رواقی بر رشد و تحول و کلِ سنتِ فکریِ غرب را دست کم گرفت. اندیشهی مسیحی بسی وامدارِ آن است. کلمنتِ اسکندریه تنها یک نمونه از اندیشمندان مسیحیِ غرقه در مکتبِ رواقیست. حتی اندیشمندی بهسانِ آگوستین، که بسیاری از نظریههای رواقی را به چالش میکشد، طبیعی میداند که کارش را از مواضع رواقی آغاز کند. حتی جالبتر اینکه بسیاری از فیلسوفانِ عصرِ مدرنِ اولیه به رهنمونهای مکتب رواقی روی میآورند، بسی بیشتر از دفعاتی که به ارسطو یا افلاطون رجوع میکنند.
ایدههای اخلاقیِ دکارت بهطور عمده بر مبنای الگوهای رواقی شکل گرفتهاند. اسپینوزا از هر منظر غرقه در مکتب رواقیست. غایتشناسیِ لایبنیتس اساساً رواقیست. هوگو گروتیوس سرمشقهای رواقی را مبنای ایدههای خودش در باب اخلاق و حقوقِ بینالملل قرار میدهد. آدام اسمیت از رواقیون بیشتر از سایرِ مکتبهای فکریِ باستانی بهره برده است. ایدههای روسو در باب آموزش و پرورش اساساً بر مبنای الگوهای رواقیاند. کانت از ایدههای شأن انسانی و جامعهی جهانیِ آشتیجویِ رواقی الهام میگیرد. و بنیانگذارانِ آمریکا غرقه در ایدههای رواقیاند، از جمله ایدههای شأن برابر و جهانشهروندی که بر امرسون و ثورو، استعلاباورانِ آمریکایی، نیز تأثیر ژرفی گذاشتهاند. از آنجایی که آثارِ اصلی رواقی گری یونانی از دست رفته است، همهی این اندیشمندان آثار رواقیونِ رومی را مطالعه کردهاند و از آنجایی که بسیاری از آنان تواناییِ اندکی در خواندنِ یونانی داشتهاند، به طور عمده سیسرو و سنکا را خواندهاند.»
متن کامل روی بلاگ:
https://poiesis.ir/blog/stoics/
@AmMedi
1 182
Repost from تاریکجا
پروست در اردوگاه
محسن آزرم
همینقدر یادم است که آن روز برفی بود و روز در سفیدی این برف روشنتر بود. سه روز بعد داشتم برمیگشتم و تازه گذرم به کتابفروشیای افتاده بود که هر روز با خودم عهد میبستم سری بهش بزنم. ساعت احتمالاً یازده و نیم بود وقتی دوستم اشاره کرد آنجاست و با دستش سردر کتابفروشی را نشان داد که نوشته بود شکسپیر اند کامپانی. درست همان بود که در پیش از غروبِ لینکلیتر دیده بودم؛ جایی که جسی در پاسخ آنها که پرسیدند رمان تازهاش را بهتر است به چشم اتوبیوگرافی نویسندهی جوان ببینند یا مموآری در قالب رمان، توضیح داد که بخشی از زندگی هر نویسندهای حتماً سر از داستانش درمیآورد، یا سر از هر آنچه روی کاغذ میآورد و نویسنده حتماً راهی برای کنار گذاشتنش پیدا نمیکند.
آن روز، در برفی که منطقهی پنج پاریس را سفیدتر از بقیهی شهر کرده بود، چشمم فقط به شکسپیر اند کامپانی بود و چند دقیقه بعد که پا گذاشتم در کتابفروشی درجا نفسم بند آمد از سکوتی که هیچ شباهتی به کتابفروشیهای قبلِ این نداشت. در سکوت چشمم روی قفسهها میلغزید که هر کدام برچسب کوچکی کنارشان چسبیده بود و خبر میداد رمانهای فرانسوی این ردیفاند و رمانهای امریکایی ردیف پایین. چشمم ناگهان به برچسب ناداستان افتاد. پس اینجاست. و همینطور که داشتم دنبال کتاب تازهی جف دایر میگشتم و اسمش همان لحظه از یادم رفته بود چشمم افتاد به کتاب کوچکی که روی عطفش نوشته بود زمان ازدسترفته. نویسندهاش اصلاً آشنا نبود. جوزف چاپسکی؟ یوزف چاپسکی؟ شاپسکی؟ کزاپسکی؟ چهطور میخوانند اسمش را؟ صد و بیست و چند صفحه بیشتر نبود و روی جلدش دستخط کسی بود که نمیشناختم. نوشته بود درسگفتارهای نویسنده است در اردوگاههای شوروی. پروست در اردوگاه؟ کتاب را برداشتم و آرام رفتم طرف یکی از آن صندلیهایی که خالی بود. کتاب برای من که تا آن روز رمان پروست را فقط ورق زده بودم چه میتوانست داشته باشد؟ با خواندن این کتاب کوچک ممکن است ترسم از خواندن پروست بریزد؟ نشستم به ورق زدنش و تماشای دستخطهای دیگر و نقاشیهای توی کتاب و با اینکه باید حواسم به تهماندهی پولهای توی جیب میبود و حساب دودوتا چهارتای سفر را نگه میداشتم زمان ازدسترفته را هم کنار کتابهای دایر و برجر و سانتاگ و استاین گذاشتم روی میز صندوقدار و دستپر آمدم بیرون.
باقی متن +
| تاریکجا |
1 182
Repost from کتابفروشی دماوند
#خبرانتشارکتاب
پاریس فرانسه / گرترود استاین، ترجمه پوپه میثاقی / نشر گمان، ۱۵۶ صفحه، ۷۵ هزار تومن
از صفحه ناشر:
«در آغاز قرن بیستم، گرترود استاین ساکن پاریس شد و تا پایان عمرش آنجا ماند. مثل دیگر آمریکاییهای همنسلش مقیم آنجا شد تا خودش را وقف نوشتن کند. حالا، به قول خودش، جنگ نبود، دوران جنگ بود. تهدید آلمان بر فراز فرانسه موج میزد، سال ۱۹۴۰. گرترود استاین کتاب کوچکی را منتشر کرد به نام «پاریس فرانسه». استاین اینجا از مد، آشپزی، گلآرایی، سگها، هنر، جنگ و عشق در فرانسهی پیش از جنگ میگوید. تصاویری را از چشم یک آمریکایی ساکنِ فرانسه به ما نشان میدهد اما با کتابی تاریخی یا یک دفتر خاطرات معمولی سروکار نداریم، بلکه سبک استاین «پاریس فرانسه» را به اثری تبدیل میکند که میشود سنگبنای نثر مدرن آمریکا. از سبکی صحبت میکنیم شستهرفته که به قول ادم گوپنیک "به سبک کمی خودآگاهانهتر، آهنگین، و ستیهندهی ارنست همینگوی شباهت دارد." اما در واقع این سبک استاین است که همینگوی آن را میپروراند و پنجاه سال تمام بلکه بیشتر تاثیرگذارترین سبک نثر آمریکایی میشود.»
سفارش به @bahmanbooks یا خرید از کتابفروشی دماوند.
.
1 182
Repost from deybookstore (کتابفروشی دی)
از مقدمهی ادم گوپنیک بر کتاب پاریس فرانسه:
این کتاب در سال ۱۹۴۰ منتشر شد، در آستانهی سیاهچالهای که بخش عظیمی از تمدن فرانسه را، که استاین گرامیاش میدارد، در خود میبلعد و مجروح میکند. خبر از اینکه جنگ قریبالوقوع است بر کل کتاب سایه افکنده است؛ او به حومهی پاریس رفته تا این کتاب را بنویسد، و تهدید جنگ - جنگ خواهد شد، جنگ نخواهد شد، اگر جنگ بشود در دراز مدت عملا چیز خوبی خواهد بود اما شاید واقعا اتفاق نیفتد، یا مثل جنگ قبلی اتفاق نیفتد - کتاب را پر کرده است. موقع بازخوانی پاریس فرانسه سخت میشود گاه از درد چهره در هم نکشید چون ما این را میدانیم که جنگ هیجانانگیز یا منطقی نخواهد بود یا اثرات خوبی بر مد نخواهد گذاشت؛ جنگ صرفا جنگ خواهد بود…
با این حال، حقیقت این است که کار نویسندهها و هنرمندان، به قول فرانسویها، معمولا بیتوجه به سرخط خبرها همچنان ادامه پیدا میکند؛ اگر جلوِ جنگ گرفته میشد یا اگر جنگی در کار نبود نظرِ استاین در مورد سوژهاش به هیچ وجه تفاوتی نمیکرد. عزمِ جزم استاین برای تقدیر از تمدن فرانسوی، آن هم در آستانهی زوال قریبالوقوعش، تاثیرگذار و حتی جسورانه است.
1 182
بریدهای از کتاب جدید در دست چاپ پاریس فرانسه، نوشتهی گرترود استاین
مجموعهی زندگینگارهها
shorturl.at/aBWZ1
