en
Feedback
باشگاه اندیشه

باشگاه اندیشه

Open in Telegram

⬅️ کانال باشگاه اندیشه، مرجعی برای اهالی تفکر و مجالی برای اندیشیدن. ارتباط با ما : @Ahmadkhalesi @labibreza تلفنها 66480717 66480718 66480719 نشانی اینستاگرام باشگاه اندیشه https://www.instagram.com/bashgah.andisheh/ ...

Show more
7 800
Subscribers
No data24 hours
-67 days
+1530 days
Posts Archive
▪️ 🖋 دانش‎وری از تبارِ اندیشه‌گران دیگر در سوگ کامران فانی . . . . . .‏ . هادی راشد ‎و ما هم‌چنان دوره می کنیمشب را و روز را درگذشت کامران فانی، اندوه زیستن را در این روزهای تیره و هوای سنگین دوچندان کرد. درباره‌ی او به نیکی نوشته‎اند و بیش‌تر هم خواهند نوشت. اما هیچ‌یک از این نوشته‎ها نمی‎تواند تن‎آوری آن چهره‎ی درخشانی را بازنمایی کند، که پیش‎تر خود را در گستره‎ی فرهنگ پنهان کرده بود. ابن‎عربی درباره‌ی ابراهیم نوشته است، چنان پذیرای روح در ذره‎ ذره‎ی جان‎اش بود که او را «خلیل» نامیدند. این سخن با فرهیختگی و فرهنگ‌پذیری کامران فانی، بسیار هم‎آهنگ است. در منش و کنش او، روحِ فرهنگ را با رشته رشته‌ی دانایی تنیده می‌یابیم. در سال‎هایی که گرده‌ی یاران دایره‎المعارف تشیع، هفته به هفته می‎گردید، کامران فانی، در آغاز دهه‎ی پنجم زندگانی، خرد فروزان آن‎جا بود، از هر سو برای دیدن و بهره‌جستن از دانش تاب‎ناک او می‌آمدند. این اندازه‌ بازدیدپذیری آن‌هم، در جای‌گاه پژوهش‌گری که کم‌تر می‌نوشت، و در نوشته‌های‌اش نه سودای ره‌بری گستره‌ی پژوهشی را داشت، و نه، با هیاهو سر سازگاری، بسیار شگفت‌انگیز است. با آن‌که فانی پیش از دهه‌ی ۱۳۷۰، به نوشتن روی آورد و گویا بسیار هم نوشت، اما پیش از آن، جای‌گاه او، در گستره‌ی پژوهش استوار شده بود. فانی در سال‌های ۱۳۵۰ـ۱۳۵۲، کارشناسی ارشد کتاب‌داری را در دانش‌گاه تهران گذراند. نمی‌دانم چرخش از رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی به کتاب‌داری تا چه اندازه سرخوردگیِ او را از دانش‌آموختگیِ زبان و ادبیات فارسی بازگو می‌کرد، هرچه بود، فانی هرگز به روش آموزگاران و استادان دانش‌کده‌ی ادبیات، آن هم در سرِ پاترین روزهایش بازنگشت. او پیش‌تر سرشار از پویایی یک جوینده‌ی شناخت ادبیات، از دانش‌کده‌ی پزشکی روی برتافت و به دانش‌کده‌ی ادبیات رفت، تا آینده‌ی خود را در سامان دیگری جست‌وجو کند. این چرخش، نشانه‌ی آن است که در دهه‌ی ۱۳۴۰ رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی از چنان کشش و جای‌گاهی برخوردار بود که دانش‌جویان‌اش را نه از میان برگزیدگان کنکور علوم انسانی، حتی از میان برگزیدگان رشته‌های دیگر به خود می‌کشاند. این جای‌گاه، از میانه‌ی دهه‌ی ۱۳۶۰ پس از بازگشایی دوباره‌ی دانش‌گاه، به راستی دگرگون شد. ... سرخوردگی فانی را از سنت‌گرایی آزارنده‌ی دانش‌کده‌ی ادبیات، می‌توان در روی آوردن او به ادبیات نو، شعر نو، داستان نوین ایران، به‌ویژه نزدیکی به غلام‌حسین ساعدی و نامه‌ی الفبا دریافت. بهاءالدین خرمشاهی نوشته است: «اولین مواجههء ما با جهان جدید، مواجهه با ادبیات جدید بود، ... یعنی تولدی دیگر فروغ فرخزاد و شعرهای نیما و هوای تازه و آیدا در آینه احمد شاملو، و زمستان و از این اوستای اخوان، و مدیر مدرسه و (پنهانی خواندن) غربزدگی آل‌احمد و خواندن مجله‌های روشنفکری ... فردوسی و آرش و کتاب هفته و آشنا شدن با نویسندگان و متفکران غرب ...» (فرار از فلسفه، ص۲۲۷). به گمانم بهاءالدین خرمشاهی جایی گفته بود: «کامران هم کام‌رانی می‌کند»؛ محمدسعید حنایی با یادآوری شکستگی‌اش در عشق روزهای جوانی (این‌جا👉)، نوشت، «نه کام‌ران بود، نه فانی»؛ بی‌گمان کامران فانی در زیست فرهنگی‌اش، هم‌آن‌ گونه که می‌خواست به سر آورد. با آن‌که نزد سیاست‌گران همیشه ارج‌مند بود، هرگز به سوی «برخورداری» از شناختگی خود نلغزید. این، روش او بود. فانی در زیست فرهنگی، نمونه‌ای کم‌یاب از پژوهش‌گری دیگر بود، با شورِ بسیار خواندن و دریافتن، بی‌آزمندیِ دیده شدن. در برخورد با هر پرسش تازه‌ای، با یادآوری تنگ‎ناهای دانایی، با گفتن نمی‌دانم، ... ناگهان درخشش آگاهی را چنان بر روزنه‎های تاریک می‎تابانید که گفتی، سخن از تنگ‎ناها، سخن از نمی‎دانم را تنها از سر فروتنی بر زبان ‎آورده است؛ اما نه، فانی هرگز در بند آن نبود که تنگ‎ناهای آگاهی را با پروای فروتنی درآمیزد. یادآوری زیست فرهیخته‌ی کامران فانی اگر بتواند به بازسازی الگوی تازه‎ای از دانش‎وری در میان ما یاری رساند، دست‎آورد بزرگی است. ● در پویه‌ی زبان فارسی⁦ گزیده‌ی یادداشت‌ها در فرهنگ، زبان و ادبیات https://t.me/OnPersianLanguage/

🧭 پروژهٔ علمی «وی» | جلسهٔ دوم 📢 جلسهٔ دوم: فرهنگ، منازعهٔ اقلیت و اکثریت 🗒 چکیدهٔ ارائه: فارغ از این‌که از فرهنگ چه معنای
+5
🧭 پروژهٔ علمی «وی» | جلسهٔ دوم 📢 جلسهٔ دوم: فرهنگ، منازعهٔ اقلیت و اکثریت 🗒 چکیدهٔ ارائه:
فارغ از این‌که از فرهنگ چه معنای مشترک یا واحدی وجود دارد و افراد بر آن متفق‌اند، پرداختن به تصورات یا برداشت‌های مختلفی که از فرهنگ نزد گروه‌های (اقلیت یا اکثریت) وجود دارد اهمیت دارد، این تحلیل از خلال دادخواست‌ها و مطالباتی که هم خرده‌گروه‌ها و هم گروه غالب با ادعای مسئلهٔ فرهنگی بیان می‌کنند ممکن می‌گردد.
🗣 در این جلسه ارائه خواهند داد: • شیدا اسدی (هماهنگ‌کنندهٔ اجرایی پروژهٔ «وی») • باران نخستین (دانشجوی شاخص رشتهٔ جامعه‌شناسی) • محمدرضا ژاله (دانشجوی شاخص رشتهٔ جامعه‌شناسی) ⏰ زمان: چهارشنبه ۲۶ آذرماه، ساعت ۱۷ 📌 مکان: باشگاه اندیشه (واقع در خیابان انقلاب، خیابان وصال، کوچهٔ نایبی، پلاک ۲۳) برگزار خواهد شد. 💢 حضور در این جلسات به‌صورت رایگان بوده، اما نیاز به ثبت‌نام دارد. 📎 لینک ثبت‌نام | @azadandishi_club |

▫️ 🍁 ری‌را، ... صدا می‌آید امشب خوانش دیگری از شعر ری‌را (۴) . . . . . . .‏ صدا می‌آید شعر با صدا، صدایی که می‌آید و بر سیاهی شب شیار می‌کشد، آغاز می‌شود: «ری‌را» ... صدا می‌آید ... نیما بر آن بود که در بازگویی پدیده‌ها باید شناسه‌های فیزیکی را برگزید و بازگو کرد، اما در این‌جا، با نگاه به بی‌جایی نشانه‌های گم‌شده، نخست با زمینه‌ی دریافت صدا روبه‌رو می‌شویم. چه کسی صدا می‌زند؟ این پرسش، کشیدگی جست‌وجو را تا پایان شعر پیش می‌برد. صدا، مایه‌های گسترنده‌ی شعرهای نیما است. نیما در مرداد ۱۳۰۲، نزدیکِ دو سال پس از رفتن لادبن به خواهرش ناکتا می‌نویسد:
«همه‌جا، صدای حزین مجهولی قلب‌های بهانه‌جو را می‌آزارد»
‎(صـ۷۹) صدا، چنان که نیما یادآوری کرده است، گاه در آب رودخانه می‌پیچد و مانند یک عاشق ناله می‌کند، یا در تاریکی انبوه درخت‌های خاردار می‌افتد و می‌ترساند. همیشه در آغاز ناشناخته، اما در پایان، آشناترینِ صداهاست. در خاموشی و تاریکی شب، آن‌گاه که جغدها شروع به خواندن می‌کنند، این صداها باید همانند لالایي خواب‌آور باشند، «اما هیهات! همیشه همان صدای آشنا با این حرکات و صداها یکی شده» (هم‌آن، صـ۸۱)، به تارهای قلب عاشق نواخته می‌شود. این صدا از دید شاعر برنمی‌گردد، صدای یادگارهایی ست که حسرت‌ها و آرزوها را به دهانه‌ی گل‌ها می‌ریزد. «ناله‌های حزین و عاشقانه‌ی دل‌هاست» (صـ۸۱ـ۸۲). هم‌این ویژگی به جست‌وجوی شاعر رنگ تراژیک می‌بخشد، و آن را سرشار از اندوه می‌کند. بخش‌های دیگر شعر، بازنماییِ فشردگی هم‌این اندوه است. از پشت کاچ لخت دوم شعر، گستره‌ی آشنای کوه‌پایه‌ را بازنمایی می‌کند، انگار صدا از آن‌جا می‌آید: ... صدا می‌آید امشب از پشتِ «کاچ» که بندْآب [نیز: بندِ آب، خوانش شاملو] برقِ سیاه‌تاب‌اَش، تصویری از خراب در چشم می‌کشاند. کاچ، تکه زمینی با درختان انبوه در میان مزرعه، می‌تواند استعاره‌ی بریدگی و دورماندگی از جنگل را بازنمایی کند. مزرعه‌ی بارور به آب‌گیری بزرگ ــ‌در گویش‌های مازندرانی انون (ennoon)ــ پیوسته است. پشتِ کاچ، می‌تواند بالا یا پایینِ مزرعه باشد که از آن‌جا آبِ انباشته را به درون مزرعه برمی‌گردانند. آب اگر بسیار بماند، رنگ آن اندکی به تیرگی می‌گراید. پس می‌تواند شباهنگام، نوری سیاه بتاباند. اما نور سیاه، جایی را روشن نمی‌کند، پرهیبی را پر می‌دهد و تصویری را «در» چشم می‌کشاند. «کی» و «کجا»، گستره‌ی شنیده شدن صدا را بازنمایی می‌کند. «امشب»، در پایان لخت نخست، با تنیده شدن در مزرعه و آب‌بند از نشانه‌گذاری یک دم یا گاهان فراتر می‌رود. چنان‌که دیگر نمی‌توان صدا را از گستره‌ی کی و کجا بیرون کشید. اما، چرا نیما درباره‌ی تصویری از خرابی سخن می‌گوید. این تصویر به چه چیزی برمی‌گردد و چگونه ساخته شده است؟ خرابه‌های خاطرهخرابه دیه، اتی قَله رِ مونّ (‎روستای ویران، چه بسیار به قلعه ماننده است) نیما در نامه‌ها، شعرها و یادداشت‌ها، هم از «خرابی ده» و هم از «قلب خراب» سخن گفت: «من با این قلب خراب، شبیه به آن خرابه‌ای هستم که از حوادث خونینی حکایت می‌کنم» (نامه‌ها، صـ۸۲). واژه‌ی «خراب/ خرابه» و درون‌مایه‌های پیوسته با آن از هم‌آن افسانه یا پیش از آن به درون شعر نیما درآمد: «در بر این خرابه مغاره، وین بلند آسمان و ستاره»، «یاد می‌آوری آن خرابه، آن شب و جنگل آلیو را»، «... بودش، آشنایی به ویرانه‌ی دل»، «استاده گویی، آن نگارین به ویران ناتل»، ... این دو را چگونه می‌توان کنار هم دید؟ چه چیز مایه‌ی خرابی قلب و روستا بود؟ خراب شدن قلب در سخن نیما یک راز است، راز عشق، شکستگی و ویرانی: کی دلی با خبر بود از این راز که بر آن جغد هم خواند غم‌ناک؟ ریخت آن خانه‌ی شوق از هم چون نه جز نقشِ آن ماند بر خاک نیما هر جا از راز سخن گفته، آن را در روشنایی غمی جان‌کاه بازنمایی کرده است. خرابه از دید نیما جایی است که کسی از آن‌جا رفته و دیگر بازنمی‌گردد و تنها خاطره‌ای از خود به جا گذاشته است. به ناکتا می‌نویسد: «قلب سوخته‌ی من و "لادبن" هم در این زوایای خاموش افتاده است. همه‌جا، به هر گوشه‌ای که گذشته‌ایم، نقشی از قلب و سرگذشت من و او افتاده است» (صـ۸۲). از روی هم‌این شکستگی پنداشته‌اند ری‌را یک زن است. اما نیما در افسانه، از عشق کناره گرفت: «عشق هذیان بیماری‌ای بود.» چند سال دیگر به لادبن نوشت: «یک زمان عاشق دختر بی‌وفایی بودم» (صـ۳۳۶). ‎👉ری‌را، پاره‌ی ۳ | ری‌را، پاره‌ی ۵ ● در پویه‌ی زبان فارسی⁦ گزیده‌ی یادداشت‌ها در فرهنگ، زبان و ادبیات https://t.me/OnPersianLanguage/

📢 انتشار یک دستاورد پژوهشی در مدرسه مطالعات اتوپیای باشگاه اندیشه مقاله مشترک محمد نصراوی و دکتر بابک رحیمی با عنوان «Keys to Paradise: Imamate and the Utopian Longings» پس از چهار سال کار پژوهشی، در مجله بین‌المللی Utopian Studies منتشر شد. این پژوهش با بهره‌گیری از نظریه اتوپیایی ارنست بلوخ، نگاهی تازه به امامت، دعا، زیارت و ساختار امید در سنت شیعی ارائه می‌کند و مفاتیح‌الجنان را به‌عنوان متنی اتوپیایی و سازنده افق‌های امید بازخوانی می‌کند. اطلاعات بیشتر راجع به اثر پژوهشی را اینجا بخوانید. 🔸 برای دریافت فایل مقاله به آی‌دی زیر پیام دهید: @Mnasravi 🔹 مدرسه مطالعات اتوپیای باشگاه اندیشه @bashgahandishe

🧭 دربارهٔ پروژهٔ علمی «وی» | جلسهٔ نخست 📢 جلسهٔ نخست: بینش‌های رفتاری 🗒 چکیدهٔ ارائه: به‌راستی اعمال آدمیان با ارادهٔ آزاد
+5
🧭 دربارهٔ پروژهٔ علمی «وی» | جلسهٔ نخست 📢 جلسهٔ نخست: بینش‌های رفتاری 🗒 چکیدهٔ ارائه:
به‌راستی اعمال آدمیان با ارادهٔ آزاد آن‌ها کنترل می‌شود و رفتار آن‌ها حاصل انتخاب آگاهانه آن‌هاست؟ ما این‌گونه فکر نمی‌کنیم! اسپینوزا در کتاب اخلاق می‌گوید: انسان‌ها در این‌که خود را مختار می‌پندارند در خطا هستند. و باعث پیدایش این پندار تنها این است که آن‌ها از اعمال‌شان آگاه‌اند ولی از علل موجبهٔ آن غافل‌اند. بنابراین تصورشان از اختیار تنها غفلت آن‌ها از علل اعمالشان است. به همین جهت این گفتارشان که اعمال انسان تابع ارادهٔ اوست سخنی است بی‌معنی (کتاب اخلاق، بخش دوم، قضیهٔ سی و پنج، تبصره). ما در این جلسه نه بحثی فلسفی که بحثی مبتنی بر منطق علم تجربی و بر اساس شواهد دربارهٔ این موضوع خواهیم داشت.
⏰ زمان: چهارشنبه ۱۹ آذرماه، ساعت ۱۷ 📌 مکان: باشگاه اندیشه، واقع در خیابان انقلاب، خیابان وصال، کوچهٔ نایبی، پلاک ۲۳ 💢 حضور در این جلسات به‌صورت رایگان بوده، اما نیاز به ثبت‌نام دارد. 📎 لینک ثبت‌نام | @azadandishi_club |

وجود شنوا به عنوان چالشی فلسفی و اخلاقی گزارش نشست رونمایی از پادکست «گوشباش» با حضور اساتید و دانشجویان پنجشنبه، ۱۳ آذر ۱۴۰۴ وجود شنوا به عنوان چالشی فلسفی و اخلاقی است که ما را دعوت میکند تا از دریچه گوش در ارتباطات بازنگری داشته باشیم و در ارتباط و آگاهی انسانی فراتر از تفکر گفتمانی درگیر شویم، امکانهایی برای شیوهای از فهم که زبان هنوز نمیتواند به آن راه یابد. درواقع، گوش به واسطه نامتعین بودنش نسبت به چشم امکان خلق و آزادی روایتها را میدهد و بر خلاف استبداد چشم شکل ویژه و متعینی به روایتهای مختلف نمیدهد ؛ تو گویی در خلال این آزادی در شنیدن است که امکان اخلاقی شنیدن کشف میشود. گروه ارتباطات شنیداری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات از پلت فرم پادکست برای محملی استفاده خواهد کرد که علاوه بر به صحنه آوردن مطالعات ارتباط شنیداری به شکل تخصصی، فراخوانی برای دعوت به امکانهای اخلاقی و فلسفی شنیدن باشد. در همین راستا، نشست رونمایی از پادکست «گوشباش»؛ کاری از گروه تخصصی ارتباطات شنیداری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات به مناسبت هفته علوم اجتماعی ، پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴ در باشگاه اندیشه ایران به میزبانی زهراسادات چلنگر دبیر گروه ارتباطات شنیداری و مؤسس پادکست «گوشباش» و باحضور دکتر مسعود کوثری عضو هیأت علمی و مدیر گروه تخصصی ارتباطات شنیداری برگزار شد. مهمانان این رویداد علمی-فرهنگی گروه تولید و اجرای پادکست «رادیو مربع»؛امیرحسین کامرانی، سپهر زنگنه، آریاناز برجی، تینا آقاعلی و پریا علی پوربودند. این نشست با رونمایی از اپیزود صفر پادکست «گوشباش» شروع شد و در ادامه از تجربه تولید و اجرای تیم پادکست «رادیو مربع» شنیدیم؛ اینکه پلتفرم شنیداری پادکست چه امکانی را برای بچههای دهه هشتاد ایجاد میکند تا صدای خود را به گوش جامعه برسانند و چگونه این پلت فرم میتواند به عنوان ابزاری رهایی بخش برای خلق روایت مورد استفاده قرار گیرد. گروه رادیو مربع که دانشجویان ادبیات نمایشی دانشگاه علم و فرهنگ هستند درباره این صحبت کردند که چگونه تلاش کردند تا صداهای خاموش مانند صدای زنان یا صدای مردم عادی یا حتی نمایشنامههایی که هیچگاه مجال انتشار نیافتهاند را به گوش دیگران برسانند. در ادامه دکتر مسعود کوثری عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در خصوص ارتباط بین صدا و سکوت صحبت کرد؛ در ادامه او بیان کرد جامعه باید فرصتهایی را برای ارتباط به ناارتباط و رجوع به خود ایجاد کند و شاید یکی از معضلات پادکست و ترند شدن آن در این باشد که صداهای زیاد در جامعه باعث عدم بازاندیشی در سکوتهای دعوت کننده به خویشتن شود. @Dialogeschool @bashgahandishe

. گزارش دیداری نشستِ فهم جهان‌های دیگر: علوم اجتماعی و صداهای خاموش گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری با همکاری مدرسهٔ مطالعات
+9
. گزارش دیداری نشستِ فهم جهان‌های دیگر: علوم اجتماعی و صداهای خاموش گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری با همکاری مدرسهٔ مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه 📌رونمایی از پادکست «گوش باش» کاری از گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری 📌میزبان زهراسادات چلنگر (دکترای ارتباطات، پژوهشگر و دبیر گروه ارتباطات شنیداری) 📌با حضورِ دکتر مسعود کوثری (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و مدیر گروه ارتباطات شنیداری) و امیرحسین کامرانی، سپهر زنگنه، آریاناز برجی، تینا آقاعلی و پریا علی‌پور (گروه تولید و اجرای پادکست «مربع») پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴ @bashgahandishe @Dialogeschool

Repost from تقریرات
🔸دوگانهٔ پایان‌ناپذیر سیستانی-ساچادینا دکتر عبدالعزیز ساچادینا؛ شاگرد نامدار علی شریعتی و استاد برجسته مطالعات اسلامی در دانشگاه‌های آمریکا در سن 83 سالگی درگذشت. او که از شیعیان هندی‌تبار متولد تانزانیا بود، در اواسط دهه شصت میلادی مدتی در دانشگاه فردوسی درس خواند و علی شریعتی و جلال‌الدین آشتیانی از استادانش بودند. در دوران تدریس و پژوهش در غرب نیز او از مؤلفان پرکار در زمینه مطالعات اسلامی بود. اما آنچه که نام او را بیشتر بر سر زبان‌ها انداخت، بروز تنش میان او و آیت‌الله سیستانی بود که با چند دیدار جنجالی در نجف در سال 1998 آغاز شد، با نامه تند آیت‌الله علیه او اوج گرفت و با توبه‌نامه و عذرخواهی او در سال 2023 پایان یافت. آقای سیستانی به رساله دکتری ساچادینا درباره مهدویت که با نام «مهدویت در اسلام» منتشر شده بود، نقدهای جدی داشت و آن را متاثر از آرای شرق‌شناسان غیر مسلمان می‌دانست. او همچنین معتقد بود که سخنان ساچادینا در دفاع از پلورالیسم و پذیرش ادیان ابراهیمی، منجر به تضعیف اسلام در غرب می‌شود. ساچادینا در گزارشی که از گفتگوهای تنش‌آلود خود با آقای سیستانی در سال 1998 نوشته، از انتقادهای مرجع بزرگ شیعه نسبت به رویکردهای لیبرالیستی دولت محمد خاتمی در ابتدای این دولت سخن گفته است. او نوشته که حتی ترجمه کتاب آیت‌الله ابراهیم امینی درباره مهدویت نیز که با تقدیر آیت‌الله صافی گلپایگانی مواجه شد، موجب رضایت آیت‌الله سیستانی نشده و او معتقد بوده که این ترجمه یک اقدام سیاسی بوده است. از نظر آقای سیستانی، تحلیل ساچادینا از مهدویت، همسان‌سازی امام دوازدهم با مسیح مورد نظر مسیحیان بوده و شیفتگی ساچادینا به هم‌زیستی و تکثرگرایی موجب تضعیف اسلام نسبت به دو دین ابراهیمی دیگر می‌شود. ساچادینا بعدها در گفتگویی تاکید کرد مخاطب کتابش آکادمیسین‌های غربی‌ بوده‌ و او قصد داشته نگاه منفی مستشرقان نسبت به مهدویت را اصلاح کند و ناچار بوده که بی‌طرفانه نظر دهد تا مورد قبول مخاطبان خاص خود قرار گیرد. یکی دیگر از نقدهای آقای سیستانی، درباره یک سخنرانی ساچادینا بوده که نظر آیت‌الله خوئی درباره برده‌داری را بیان کرده بود. آقای سیستانی گفته که من هم منتقد برخی دیدگاه‌های استادم بودم، ولی احترام ایشان را حفظ کرده و نقدهایم را علنی نکردم، اما لحن شما نسبت به ایشان توهین‌آمیز بوده است. دکتر ساچادینا نیز پاسخ داده که قصد داشته برای مخاطبان امروزی در غرب، موضع اسلام درباره برده‌داری را توضیح دهد و قصد توهین نداشته است. در این دیدارها آقای سیستانی از ساچادینا می‌خواهد که تعهد کتبی دهد که دیگر درباره مسائل مذهبی سخنرانی نخواهد کرد. شکست این مذاکرت منجر به موضع‌گیری علنی دفتر آیت‌الله شد و از خوجه‌های شیعه مقیم کانادا خواست دیگر از ساچادینا برای سخنرانی مذهبی دعوت نکنند و پاسخ سوالات اعتقادی خود را از او نخواهند، چراکه او برداشت‌های نادرست و ناسازگار با موازین شرعی و علمی دارد و سخنانش موجب تشویش اذهان مؤمنین می‌شود. ربع قرن پس از این تنش، در تابستان 2023 ساچادینا که دچار بیماری لاعلاج شده بود، نامه‌ای به دفتر آیت‌الله نوشت و از او عذرخواهی کرد و گفت که از مواضع خود پشیمان شده است. دفتر آیت‌الله سیستانی هم از قول او پاسخ داد که امیدوار است ساچادینا پس از بهبودی، مواضع نادرست خود را جبران کند. تجربه این دوگانه که در عالی‌ترین سطوح حوزوی و دانشگاهی رخ داد، نشان می‌دهد که شیعیان به عنوان یک اقلیت در جهان اسلام و غرب، راه دشواری برای ایجاد توازن داخلی و مواجهه با «دیگری‌»های خود در پیش رو دارد. نگرانی عمده آقای سیستانی، استفاده از تریبون مجالس مذهبی برای ترویج تکثرگرایی و مدارای خطرساز برای هویت دینی بوده است. شاید از همین روست که در سال‌های اخیر، نگرانی نسبت به افزایش تعداد سخنرانان غیر روحانی در مجالس مذهبی بیشتر شده است. مدافعان تقویت هویت دینی معتقدند که سخنرانان غیر روحانی و غیر حوزوی به شکل ناخواسته‌ای نسبت به تقویت هویتی دغدغه‌مند نیستند و جایگاه روحانیت را تضعیف می‌کنند. البته این نگرانی در دهه‌های گذشته نیز سابقه داشته و امام خمینی و آیت‌الله یوسف صانعی نیز با امامت افراد غیر روحانی در نمازهای جماعت مخالف بودند. آیت‌الله مکارم نیز چند سال پیش گفت سخنرانان غیر روحانی نباید به جایگاه روحانیون در منابر لطمه بزنند. یکی از دلایل خشم روحانیون و مداحان و طیف مذهبی هیأتی از مواضع دکتر عبدالرحیم سلیمانی نیز ادامه تلبس او به لباس روحانیت است و معتقدند این وضعیت به مشروعیت‌بخشی این لباس لطمه می‌زند. در دو دهه اخیر نیز مدیریت حوزه علمیه قوانین سخت‌گیرانه‌تری برای صدور اجازه استفاده از لباس روحانیت وضع کرده تا بر حساسیت تریبون منبر و لباس خاص روحانیت تأکید کند. 📸عکس: ساچادینا با کلاه و لباس محلی، سال 1967 در کنار شریعتی و دیگر شاگردان او @taqriraat

مرور یک فرهنگ، روایت یک کتاب 📝رشاد پویا افغانستان در طول تاریخ یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های فرهنگی و تمدنی آسیا بوده است. قرارگرفتن آن بر مسیر جادۀ ابریشم باعث شد اقوام و فرهنگ‌های گوناگون در این سرزمین با هم درآمیزند. از همین رو، فرهنگ افغانستان آمیزه‌ای از سنت‌های ایرانی، هندی، ترک و آسیای میانه است. اقوام مختلف مانند تاجیک پشتون، هزاره، ازبک و ترکمن با زبان‌ها، پوشش‌ها و آداب‌ورسوم خود به غنای فرهنگی کشور افزوده‌اند. آثار تاریخی چون بوداهای بامیان، مسجد جامع هرات، آرامگاه رابعه بلخی و شهر باستانی بلخ نشانه‌هایی از گذشته درخشان این سرزمین‌اند. جشن‌هایی مانند نوروز، که در بلخ برگزار میشود جشن سده و مهرگان و جشن شب ایلدا عنعنات مهمان‌نوازی، موسیقی محلی مانند رباب و دوتار، و شعر شاعرانی چون مولانا حافظ شیزاری  شهریار روکی ابوالقاسم فردوسی جایگاه ویژه‌ای در هویت فرهنگی مردم دارند. با وجود چالش‌های سیاسی و جنگ‌ها، مردم افغانستان همواره تلاش کرده‌اند تا زبان، هنر و سنت‌های چند هزار سالۀ خود را حفظ و به نسل‌های بعد منتقل کنند! در روز پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ به بهانهٔ کتابِ «وقتی موسی کشته شد...» دربارهٔ این اقلیم بیشتر گفت‌وگو خواهیم کرد. @bashgahandishe

. فهم جهان‌های دیگر: علوم اجتماعی و صداهای خاموش گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری با همکاری مدرسهٔ مطالعات دیالوگ باشگاه اندی
. فهم جهان‌های دیگر: علوم اجتماعی و صداهای خاموش گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری با همکاری مدرسهٔ مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار می‌کند: 📌رونمایی از پادکست «گوش باش» کاری از گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری 📌میزبان زهراسادات چلنگر (دکترای ارتباطات، پژوهشگر و دبیر گروه ارتباطات شنیداری) 📌با حضورِ دکتر مسعود کوثری (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و مدیر گروه ارتباطات شنیداری) و امیرحسین کامرانی، سپهر زنگنه، آریاناز برجی، تینا آقاعلی و پریا علی‌پور (گروه تولید و اجرای پادکست «مربع») زمان: پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ تا ۱۸ مکان: باشگاه اندیشه نشانی: خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳ @bashgahandishe @Dialogeschool ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

Repost from N/a
«نشست خانواده مدرسه» • قراره ۱۲ آذر در باشگاه اندیشه میزبان دکتر مرتضی نظری، نویسنده‌ی کتاب «مرگ مدرسه؟» باشیم. ~ در این گفت‌
«نشست خانواده مدرسه» • قراره ۱۲ آذر در باشگاه اندیشه میزبان دکتر مرتضی نظری، نویسنده‌ی کتاب «مرگ مدرسه؟» باشیم.
~ در این گفت‌وگو درباره‌ی آینده‌ی آموزش، چالش‌های سیستم آموزشی و پرسش‌های مهمی که درباره‌ی مدرسه در ذهنمون هست صحبت می‌کنیم.
 📩 برای حضور در این نشست، از علاقه‌مندان دعوت می‌کنیم نام و نام‌خانوادگی، شماره تماس و حوزه فعالیت یا علاقه‌مندی‌تون در حوزه آموزش رو برای ما از طریق ربات @Dobaal_bot ارسال کنید. ✍همچنین برای اینکه این نشست به دغدغه‌هامون نزدیک باشه، ازتون دعوت می‌کنیم: سؤال‌ها، تجربه‌ها، چالش‌ها و نگرانی‌هاتون درباره مدرسه و آموزش رو با ما از طریق ربات @Dobaal_bot به اشتراک بگذارید تا در نشست حضوری، درباره‌شون گفت‌وگو کنیم.   ~ @DobaalCompany

برای به‌مهربانی پاییز فصل آغازین سال است. دانش‌آموزانمان دوباره به مدرسه می‌روند و دلهره‌ها کمتر می‌شود. قبولی دانشگاه‌ها معل
برای به‌مهربانی پاییز فصل آغازین سال است. دانش‌آموزانمان دوباره به مدرسه می‌روند و دلهره‌ها کمتر می‌شود. قبولی دانشگاه‌ها معلوم می‌شود و ما شادیم به شادی فرزندانمان... امسال با همراهی شما و در آستانۀ روز دانشجو، بیست‌وچهارمین سال فعالیت خود را جشن می‌گیریم و از دختران و پسرانی می‌گوییم که با کمک شما نگذاشته‌ایم این فصل را گم کنند. (۱) پخش مستند «فصلی که گم شد» (۲) تک‌نوازی استاد کیوان ساکت (۳) تقدیر از ۲۱۶ دانش‌آموز قبولی کنکور (۴) رونمایی از سامانۀ آنلاین آموزشی مدادان (۵) ارائۀ گزارش از ۳ سال فعالیت کتابخانۀ باغ‌بیدار زمان: پنجشنبه، سیزدهم آذر ماه ۱۴۰۴ ساعت: ۱۶ الی ۱۸:۳۰ آدرس: بزرگراه حقانی، ورودی منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد، بلوار شهدای بانک مرکزی، ساختمان کوشک باغ هنر، طبقه منفی ۲ لوکیشن ورودی سالن در نشان
به مهربانی؛ بورسیه تحصیلی دانش آموزان مستعد تحصیل فاقد سرپرست موثر برای حمایت تحصیلی از دانش آموزان اینجا را کلیک کنید.
🆔 @bemehrbani

Repost from N/a
«نشست خانواده مدرسه» • قراره ۱۲ آذر در باشگاه اندیشه میزبان دکتر مرتضی نظری، نویسنده‌ی کتاب «مرگ مدرسه؟» باشیم. ~ در این گفت‌
«نشست خانواده مدرسه» • قراره ۱۲ آذر در باشگاه اندیشه میزبان دکتر مرتضی نظری، نویسنده‌ی کتاب «مرگ مدرسه؟» باشیم.
~ در این گفت‌وگو درباره‌ی آینده‌ی آموزش، چالش‌های سیستم آموزشی و پرسش‌های مهمی که درباره‌ی مدرسه در ذهنمون هست صحبت می‌کنیم.
✍برای اینکه این نشست به دغدغه‌هامون نزدیک باشه، ازتون دعوت می‌کنیم: سؤال‌ها، تجربه‌ها، چالش‌ها و نگرانی‌هاتون درباره مدرسه و آموزش رو با ما از طریق ربات @Dobaal_bot به اشتراک بگذارید تا در نشست حضوری، درباره‌شون گفت‌وگو کنیم.   ~ @DobaalCompany

حلقه مطالعاتی کلیدر برگزار می‌کند: 📚 گفت‌وگو درباره کتاب «وقتی موسی کشته شد…» نوشتهٔ ضیا قاسمی 🗓 پنجشنبه ۲۷ آذرماه ۱۴۰۴ ⏰ س
حلقه مطالعاتی کلیدر برگزار می‌کند: 📚 گفت‌وگو درباره کتاب «وقتی موسی کشته شد…» نوشتهٔ ضیا قاسمی 🗓 پنجشنبه ۲۷ آذرماه ۱۴۰۴ ⏰ ساعت ۱۶ 📍 خیابان انقلاب خیابان وصال شیرازی کوچه نایبی، پلاک ۲۳ @bashgahandishe

✅ به اطلاع همراهان گرامی می‌رسانیم با توجه به آلودگی هوا، این نشست به تعویق می‌افتد.

اصل تهذیب احترامِ آدم است.... خود و دیگری در اندیشه اقبال لاهوری 📝محمدرضا لبیب مسئله‌ی نسبت «خود» و «دیگری» از مسائل فلسفی در اندیشه‌ی مدرن است. در اندیشه‌ی اقبال لاهوری، مفهوم «خودی» نه تنها محور نظام فکری او بلکه کلید فهم رابطه‌ی انسان با خدا، جهان و دیگری است. اقبال در آثار فارسی خویش، به‌ویژه در اسرار خودی و رموز بی‌خودی، تصویری از انسان ارائه می‌دهد که «خود» را در سیر تعالی و در نسبت دیالکتیکی با «دیگری» معنا می‌کند. در این نوشتار، با روش تحلیلی-توصیفی و بر پایه‌ی آثار فارسی اقبال، نشان داده می‌شود که نسبت خود و دیگری در فلسفه‌ی اقبال نه تقابل‌گرایانه بلکه تکامل‌گرایانه است: «دیگری» شرط شکوفایی و فعلیت یافتن «خود» است. محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷–۱۹۳۸م) در زمره‌ی متفکرانی است که کوشیدند با تکیه بر سنت اسلامی و بهره‌گیری از اندیشه‌ی مدرن، طرحی نو از انسان و هستی عرضه کنند. او در آثار منظوم فارسی خود، به‌ویژه اسرار خودی (۱۹۱۵) و رموز بی‌خودی(1918)، نظریه‌ای وجودی از انسان بنا می‌نهد که بر محور «خودی» استوار است. اقبال در برابر بحران‌های هویت انسان مسلمان در دوران استعمار و مدرنیته، «خود» را بنیاد بازسازی دینی و فرهنگی می‌داند. اما این خود در انزوا معنا نمی‌یابد، بلکه در ارتباط فعال با دیگری؛ خواه خدا، جامعه یا انسان دیگربه کمال می‌رسد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که نسبت میان خود و دیگری در اندیشه‌ی اقبال چگونه تبیین می‌شود و این نسبت چه دلالت‌های فلسفی و اخلاقی دارد. اقبال در اسرار خودی، خودی را «ذاتِ آگاه و خلاق انسان» می‌داند. او می‌گوید: خودی را چون ز نور او خبر نیست / ندانستی که او جز جلوه‌گر نیست خودی، در معنای اقبالی، نیروی درونیِ حیات و آفرینندگی است؛ امری الهی در انسان که در فرایند سیر و صعود از مرتبه‌ی طبیعت به مرتبه‌ی الهی به فعلیت می‌رسد. خودی، در بنیاد، امری نسبی و پویاست؛ از این‌رو در تنهایی و بی‌دیگری به ایستایی می‌رسد. در رموز بی‌خودی، اقبال از مرحله‌ای سخن می‌گوید که انسان از خودیتِ فردی به «بی‌خودی» اجتماعی می‌رسد؛ یعنی خود را در خدمت کلّی بزرگ‌تر درمی‌یابد. «بی‌خودی» در این معنا، از خودبیگانگی نیست بلکه «تعالیِ خود» است. او در این اثر می‌گوید: خودی در بند خود نتواند زیست / که بی‌دیگر، وجودش ناپدید است در اینجا، «دیگری» همان «جماعت»، «امت» یا «خدا»ست که بدون آن، خودی معنا و استمرار نمی‌یابد. در منظومه‌ی فکری اقبال، احترام به انسان نه یک فضیلت اخلاقی صرف، بلکه امری وجودی و الهی است. او انسان را موجودی می‌داند که باید از بند تقلید و انفعال رها شود تا «خودی» خویش را بشناسد و به مقام «خلیفةاللهی» برسد. این نگاه، در سراسر آثارش، با تأکید بر کرامت ذاتی انسان و مسئولیت او در برابر خود و جامعه حضور دارد. «گر خودی گم کرد، گم گردد جهان» در نگاه وی «احترام به انسان» در اصل، احترام به حقیقت خودآگاه و خلاق اوست؛ انسانی که شأنش به اندازه‌ای است که بی‌اعتنایی به او، بی‌اعتنایی به روح الهی در خویش است. اما در رموز بیخودی، اقبال مرحله‌ی دوم را طرح می‌کند: انسانِ کاملِ خودی، باید خود را در خدمت جامعه و امت قرار دهد. احترام به انسان دیگر، نتیجه‌ی طبیعی رشد خودی است؛ زیرا انسانِ بیدارشده می‌فهمد که شأن او بدون شأن دیگران بی‌معناست. اقبال، کرامت انسان را بر سه پایه استوار می‌بیند: آگاهی از خویشتن، آزادی در اراده، و خدمت به جمع. از نظر او، انسانی که به خود و دیگران احترام می‌گذارد، در حقیقت به اراده‌ی خداوند در خویش حرمت می‌نهد. برتر از گردون مقام آدم است اصل تهذیب احترام آدم است باید توجه داشت که در اندیشه‌ی اقبال، عشق نیروی پیونددهنده‌ی خود و دیگری است. ادامۀ یادداشت را می‌توانید در روزنامۀ اعتماد بخوانید. @Dialogeschool @bashgahandishe

حلقه مطالعاتی کلیدر برگزار می‌کند: گفت‌وگو درباره‌ی کتاب نام من سرخ نوشته‌ی اورهان پاموک 📅 پنجشنبه بیست و‌نهم آبان ۱۴۰۴ 🕓 س
حلقه مطالعاتی کلیدر برگزار می‌کند: گفت‌وگو درباره‌ی کتاب نام من سرخ نوشته‌ی اورهان پاموک 📅 پنجشنبه بیست و‌نهم آبان ۱۴۰۴ 🕓 ساعت ۱۶ 📍 خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نائبی، پلاک ۲۳ @bashgahandishe

. مدرسه مطالعات اتوپیا باشگاه اندیشه برگزار می‌کند: از آرمان‌شهر تا ویران‌شهر مروری بر مفاهیم اتوپیا، دیس‌توپیا و هتر‌و‌توپیا
. مدرسه مطالعات اتوپیا باشگاه اندیشه برگزار می‌کند: از آرمان‌شهر تا ویران‌شهر مروری بر مفاهیم اتوپیا، دیس‌توپیا و هتر‌و‌توپیا در نظام اجتماعی با ارائهٔ فریبا نظری جامعه‌شناس چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷ دربارهٔ نشست: هتروتوپیا، دیستوپیا و اتوپیا: سه ضلع از مثلث امید، کابوس و امکان در این نشست می‌کوشیم سه مفهوم بنیادینِ اتوپیا، دیستوپیا و هتروتوپیا را نه به‌عنوان مفاهیم جدا و متقابل، بلکه به‌مثابه اضلاع یک مثلث مفهومی در نظر بگیریم؛ مثلثی که بازتاب‌دهنده‌ی سه حالت از تخیل و تجربه‌ی بشری است: امید به آینده، ترس از آینده، و امکان زیستن در میان واقعیت و تخیل. از اتوپیا به‌عنوان رؤیای ساخت جهانی بهتر، تا دیستوپیا به‌مثابه هشدار و کابوس‌های ما، و در نهایت هتروتوپیا به‌عنوان فضای جایگزین و چندلایه‌ای که مرز میان واقعیت و خیال را درهم می‌شکند. این سه مفهوم در کنار هم می‌توانند تصویری کامل‌تر از تخیل اجتماعی انسان در جست‌وجوی امکان‌های بهتر ارائه دهند. خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچهٔ نائبی، پلاک ۲۳ @bashgahandishe

Repost from N/a
. مدرسه مطالعات اتوپیا باشگاه اندیشه برگزار می‌کند: از آرمان‌شهر تا ویران‌شهر مروری بر مفاهیم اتوپیا، دیس‌توپیا و هتر‌و‌توپیا
. مدرسه مطالعات اتوپیا باشگاه اندیشه برگزار می‌کند: از آرمان‌شهر تا ویران‌شهر مروری بر مفاهیم اتوپیا، دیس‌توپیا و هتر‌و‌توپیا در نظام اجتماعی با ارائهٔ فریبا نظری جامعه‌شناس چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷ دربارهٔ نشست: هتروتوپیا، دیستوپیا و اتوپیا: سه ضلع از مثلث امید، کابوس و امکان در این نشست می‌کوشیم سه مفهوم بنیادینِ اتوپیا، دیستوپیا و هتروتوپیا را نه به‌عنوان مفاهیم جدا و متقابل، بلکه به‌مثابه اضلاع یک مثلث مفهومی در نظر بگیریم؛ مثلثی که بازتاب‌دهنده‌ی سه حالت از تخیل و تجربه‌ی بشری است: امید به آینده، ترس از آینده، و امکان زیستن در میان واقعیت و تخیل. از اتوپیا به‌عنوان رؤیای ساخت جهانی بهتر، تا دیستوپیا به‌مثابه هشدار و کابوس‌های ما، و در نهایت هتروتوپیا به‌عنوان فضای جایگزین و چندلایه‌ای که مرز میان واقعیت و خیال را درهم می‌شکند. این سه مفهوم در کنار هم می‌توانند تصویری کامل‌تر از تخیل اجتماعی انسان در جست‌وجوی امکان‌های بهتر ارائه دهند. خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچهٔ نائبی، پلاک ۲۳ @bashgahandishe

Repost from N/a
حکمت نامتناهی، فصل دوّم؛ نشست ششم | علامه طباطبایی و اجتهاد در اصول به مناسبت سالگرد رحلت علامه طباطبایی پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۴
حکمت نامتناهی، فصل دوّم؛ نشست ششم | علامه طباطبایی و اجتهاد در اصول به مناسبت سالگرد رحلت علامه طباطبایی پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۸ بامداد لینک برخط جلسه پیشنویس جلسه @hekmatenamotanahi2 @hekmatenamotanahi @bashgahandishe