blue hour !!
Open in Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
808
Subscribers
+224 hours
+217 days
+2130 days
Posts Archive
وای ویلیام است وای ویلیام است😭😭😭😭😭
است خیلی گناه داره وای😭😭😭
تو یک یا دو روز هم پدرش رو از دست داد هم ویلیام رو تو اون وضعیت دید
خیلی براش ناراحتم خیلی
تحمل کردن این حجم از غم برای هر ادمی واقعا غیر ممکنه
برای رابطه ی پرث سانتا هم خیلی خوشحالم دارم خوب و با ارامش پیش میره ولی مطمئنم این ارامش قبل از طوفانه درسته؟
الو سلام.
چقدر از کاری که پوند میخواد تو تولد پووین بکنه ترس دارم.
احساس میکنم اگه پونگساپاک بفهمه اتفاق خوبی نمیوفته😭😭😭
سینرز در حالی که دنیاش آتیش گرفته، پرثسانتا لب پرتگاه ایستادن، ویلیاماست توی باتلاق غرق شدن و ناتهونگ با هم توی جنگ هستن:
پوند: الهه زندگی من، نظرت چیه ازدواج کنیم؟
😭😭😭😭😭 و ا ی
خودم هم عاشقشونم:((((
و زیاد نگران نباشید، قرار نیست در حد ویلیاماست برای ناتهونگ گریه کنیم مثلا... ناتهونگ صرفا مثل پرثسانتا بالا و پایین داره رابطهشون و خیلیییی گریهدار نیست
اما برای اون ۴ هفته میتونید نگران باشید =)
دقیقا همین:)
اینکه انسانیت رو در وجودت حفظ کنی (حداقل کمی؟) واقعا یک انتخابه، پس نتیجه میگیریم ویلیام انتخاب کرده که اینطور رفتار کنه، همونطور که پرث انتخاب کرد آسیبی به سانتا نزنه با اینکه فرصتش رو داشت؟ سانتا بهش اعتماد کرده بود:) هزاربار فرصت نابود کردنش رو داشت اما لحظهای تردید نکرد برای انتقام نگرفتن
قطعا:))))) تمام این چیزها ذرهای از واقعی بودن احساسات ویلیام نسبت به است کم نمیکنه
کاش میتونستم خودم رو برای است بکشم
و بله قراره ببینید، دلیل مرگش رو باید ببینید و ما بخش کوچکی از مراسم خاکسپاری یا شبیه بهش رو هم داریم چون بخشهای مهمی هستن و خواهید فهمید چرا
آخ. دقیقا پوینت اون گردنبند همین بود چون پرث هم داره به همین فکر میکنه... به تلاش سانتا برای رهایی و آزادی، به اون احساس سرپیچی و شورشی که از روحش نشأت میگیره:)))
وای بچهها. بچهها!
دقت کردید پرث خیلی با ارتباط فیزیکی راحتتر شده؟ اوایل سینرز که اصلا مثلا بازوی سانتا رو صرفا برای اینور و اونور کشیدن دنبال خودش میگرفت، بعد کمکم رسیدیم به جایی که سانتا اون ارتباط فیزیکی رو شروع میکرد و پرث حداقل کاری که انجام میداد این بود که لطف میکرد کنار نمیکشید؟ الان؟؟؟ از در میاد سانتا رو بغل میکنه.
دقیقا؟؟؟؟ آقا تا صبح میتونم پرث و ویلیام رو مقایسه کنم و به ویلیام فحش بدم چون من نوبسندهام و کی قراره جلوم رو بگیره؟
البته حالا نمیگم ویلیام رفتارهای امن از خودش نشون ندادها چون مثلا چپتر ۱۱ دیدیم چقدر ملایم بود و فلان ولی آخه!!!! نمیتونم اصلا بپذیرم چطور تونست چپتر ۱۵ اون رفتار رو داشته باشه در صورتی که شرایط زندگی این دوتا برادر مشابه بوده =)
سلام؟؟ عجب چیزی بود این چپتر.
پرث. خیلی امنه =)))) با وجود تمام مشکلاتی که مجبور به تحمل کردنشون برای سالهای متعدد بود، نمیتونه قبول کنه سانتا آسیب ببینه و من به این میگم امن بودن.
”من اینجا نیستم که جلوی پیشرفتت رو بگیرم، سانتا. کار من محافظت کردن ازته، نه تعیین تکلیف کردن برات.“
گ..گیپسحش؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این پارت، پرث عجب پرثی بود ولی؟؟ من چشمهام باور نمیکرد پسری که چپتر های اول راجع بهش خونده بودم رو الان اینجوری میدیدم (سانتا که راضی ماهم راضی خاك بر سر ناراضی)
...
خیلی رندوم.
درباره گردنبد نوشته بودید:
”بعد از هر تجربه در تاریکی، هویت جدیدی در وجود هرکس شکل میگیره. “
و من نمیتونم به وقتی که سانتا تبدیل میشه به جانشین پونگساپاك فکر نکنم=)
...
برای است فقط میتونم بشینم به اسکرین خیره شم، گریه کنم و دعا کنم چشمهام خیلی قرمز نشه.
”کاش هیچوقت نجاتت نداده بودم.“
شب شما بخیر. شب بیداری ما تازه شروع شد. الهی که بمیرم این چیه. از اونور ویلیام از اونور باباش (قراره راجع به مرگ پدرش چیزهای بیشتری بدونیم یا..؟)
..
راجع به ویلیام..شاید با درخواستی که از پدرش کرد تونست جون است رو (شاید) نجات بده ولی چطور میتونه خاطرات زمانی رو که توشون فقط ویلیام بود و نه یك وارث قاتل رو از ذهن است پاك کنه؟؟
میدونم شاید کسی اولش خودش انتخاب نکرده که سیاه داستان باشه همونطور که خودش گفت اوایل این ماجرا فقط ده سالش بوده ولی بعدش چی؟ ویلیام از ده سالگیش توی باتلاق افتاد ولی بعدش که متوجه شرایط شد میتونست خودش رو نجات بده تا بیشتر توش فرو نره. مثل پرث.
ولی میتونم در نهایت بگم که.. احساس ویلیام به است از کل زندگی دروغینش واقعی تر بود نه؟..
ناتهونگ. ن ا ت ه و ن گ. ببخشید این فقط خیلی ژانر مورد علاقه منه؟؟؟؟؟ I LOVE whatever they have
منظورم اینه میدونم قراره با داستانشون گریه کنم ولی روحم متعلق بهشه.
و پوندپووین.. بین اینهمه ویرانی خیلی سیفپلیسن😭 پایدار باشن.
خانم نویسنده این چپتر با اختلاف (حتی بیشتر از چپتر قبلی) به دلم نشست، کاملاً مشخص بود چه قدر براش وقت گذاشتی چون همزمان به همه کاپلها پرداخته بودی و شرایط هر کدوم رو به بهترین حالت ممکن نشون داده بودی.. خسته نباشی :(((
