en
Feedback
‌ ‌blue hour !!

‌ ‌blue hour !!

Open in Telegram

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
808
Subscribers
+224 hours
+217 days
+2130 days
Posts Archive
دلم می‌خواد بدونم نظر شما چیه. حس می‌کنید نات توی امتحانی که هونگ داره بی‌خبر ازش می‌گیره موفق می‌شه؟

به‌نظرتون بابت این ۴ هفته به نات اعتماد کنیم؟

Gentleman.

photo content

انگار احساس می‌کنم همیشه مجبورم به‌خاطر بلایی که پونگ‌ساپاک و جاکراپاتر دارن سر این کاپل میارن، زیباترین وجهه پرث رو نشون ندم و برای خودم نگه‌ش دارم چون هیچ فرصتی برای نشون دادنش نیست؟! این مرد خیلی عاشقه و وقتی اینقدر عاشقه رفتارهاش واقعا گرین‌فلگ می‌شن و اجازه بدید این هم بگم که پرث خودش به این رفتارش گفت bare minimum =)

همونطور که خود پرث هم گفت، معمولا آدمی نیست که بعد از رابطه یهو جمع کنه بره و خیلی به اون افترکر و احساس امنیت دادن به شخص مقابلش اهمیت می‌ده. دوست داره این حس رو به معشوقش بده که "من تو رو فقط برای این رابطه نمی‌خوام و واقعا برام مهمی" اما اصلا توی شرایطی نبودن که بتونه چنین کاری کنه و متأسفانه اصلا از نظر موقعیتی هم هیچ‌وقت توی شرایط مناسبی قرار نمی‌گیرن که پرث بتونه خود واقعیش باشه و این من رو ناراحت می‌کنه.😭

:)))))) وای بذارید درباره این مفصل حرف دارم.

وای آره این هم یکی از چیزهایی بود که می‌خواستم بهش اشاره کنم و راجع‌بهش باهاتون حرف بزنم هرچند که ویلیام نسبتا تسلیم شد چون می‌دونه نمی‌تونه از است محافظت کنه، خودش می‌دونه از پسش برنمیاد و شاید یکی از دلایلی که باعث می‌شه به پرث حسادت کنه هم همینه؛ اینکه پرث ازش خیلی قوی‌تره در زمینه محافظت از معشوقش و ویلیام به پاش نمی‌رسه، چه بسا که اگر می‌رسید اصلا اجازه نمی‌داد است پاش به اون عمارت باز بشه

خیلی سنگین بود. باور کنید که بود. میزان سنگین بودنش رو چپتر بعدی می‌فهمید البته اما فعلا همین رو بپذیرید:). و البته که سزاوارش بود! سزاوار بدتر از این هم بود و من می‌تونم بنویسم امضا کنم براتون که اگه دست است زخمی نبود بهش سیلی می‌زد.

چیکار دارم می‌کنم.

چای رو ریختم روی تخت😭

:)))))) دقیقا اصلا از ویژگی‌های سینرز همینه قبلا هم گفتم سینرز واقعا ساده‌ست اما پشت این سادگی اگر کمی دقت کنید کلی حس مختلف خوابیده که واقعا تحت تأثير قرارتون می‌ده

بزنید به‌نظرم، با تصور اینکه وقتی سانتا بفهمه چی بر سر اون رابطه خوشگل میاد بزنید بر کله

=) سینرز core :

امشب مغزم خسته‌تر از چیزی بود که بخوام بشینم سینرز رو تحلیل کنم و قصد داشتم فقط بخونمش اما نتونستم سکوت کنم.. اول‌ از همه..واقعا نمیدونم به “پرث جاکراپاتر” بخندم یا از بابتش ۸ دستی بزنم توی سر خودم😂. و خب بریم سراغ اصل ماجرا..ویلیام‌است.. “کسی که داره بهم آسیب میزنه تویی” چه کلمات ساده‌ای..اما فقط یه سینرزی میدونه پشت اون کلمات چه دردی خوابیده..من..من واقعا همین الان هم که دارم اینارو مینویسم قلبم بخاطرش مچاله‌ست:) یه کاغذ رو هم وقتی مچاله میکنی ، ردش میمونه . “کاش هیچوقت نجاتت نداده بودم” من نمیدونم این جمله چقدر برای ویلیام سنگین بوده ، مثل این میمونه که یک مادر به بچه‌ش بگه کاش به دنیا نمی‌آوردمت؟ شاید خیلی بی‌رحمانه باشه حرفم اما فکر میکنم ویلیام سزاوارشه. — یه چیزی که نظر من رو واقعا جلب کرد این بود که هردو پسر جاکراپاتر بخاطر معشوقه‌هاشون ، جلوی پدرشون ایستادن؟ پا روی وظایفشون گذاشتن؟ اه. این واقعا.. مثلا وقتی که پرث بعد از اینکه از عمارت جاکراپاتر برگشت با اینکه هم خودش هم روحش خسته‌تر از همیشه بودن اما همچنان نگران این بود سانتا درد نداشته باشه؟ خدای من.. من حتی نمیدونم چه جوری باید حسم رو نسبت به این توصیف کنم. و نات هونگ... واقعا شاید خوشحالم که هونگ بلاخره کوتاه اومد؟؟ امیدوارم اتفاقی که نباید نیفته.. نمیدونم چه اتفاقی اما نمیخوام حالا حالا‌ها بخاطر اینا درد معده بگیرم:))) و خب در آخر هم..چیزی که بیشتر از همه باید بهش اشاره بشه..نگار عزیزم؟:))))) با است خصومت شخصی داری؟:) واقعا میشد با حرف هم حلش کرد 😅 الان واقعا وقتش نبود ، بذارید فقط برای است بمیرم..

یک لحظه اجازه بدید من چای بریزم و برگردم لطفا.

این چه حرفیه بانو:( من که خوشحال می‌شم از خوندن و جواب دادن نظراتتون~ تشکر از شما که سینرز می‌خونی و نظر می‌دی🙂‍↕️

قرار نیست هیچ‌وقت من رو در حال دفاع کردن از ویلیام اینجا ببینید چون این پسر واقعا تاکسیکه اما در این زمینه بهش حق می‌دم چون ۱. ویلیام نمی‌دونه پرث چه چیزهایی تجربه کرده و الان فقط احساس می‌کنه برادرش سانتا رو به خانواده‌شون ترجیح داده و بله ویلیام قطعا متوجه شد که پرث یک حس خاصی به سانتا داره چون حتی اگه پرث رو زیاد نشناسه، هیچ‌کس توی خانواده جاکراپاتر جز معشوقش به کسی اینقدر اهمیت نمی‌ده و ۲. این احساس حسادت رو جاکراپاتر ساخته چون مدام پرث رو زده توی سر ویلیام =) "تو ضعیفی و برادرت قوی‌تره" "تو وارث مناسبی نیستی و برادرت مناسب‌تره"

وای نات. این چهار هفته تا وقتی که دست شکسته هونگ خوب بشه، تنها فرصتیه که نات توی کل فصل اول داره و اگر گند بزنه خیلی بد می‌شه =)