uk
Feedback
‌ ‌blue hour !!

‌ ‌blue hour !!

Відкрити в Telegram

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
959
Підписники
-124 години
+227 днів
+6530 днів
Архів дописів
میدونستی پینی😏
میدونستی پینی😏

عزیزان از اینجا به بعد اسپویل داره لطفا اگر سینرز نخوندید هنوز یا چپتر ۱۸ رو نخوندید، مراقب باشید.

خب حالا بریم سراغ نظرات اصلی.

بله بله اگه هم اینجا نمونه توی چنل آرشیو فوروارد می‌کنم چون بحث امشب مهم بود

دلام میشه پیام های امشب رو تا فردا بذاری بمونه؟ :((

همه‌چیز ممکنه

یه نظره دیگه اینکه ممکنه زمانی که سانتا جانشین پدرش بشه همه چیز رو درباره پرث بفهمه...

++++++ واقعا شرایط مهمه چون آدم‌ها توی شرایط مختلف از خودشون واکنش‌های مختلفی نشون می‌دن، اگه توی شرایط آرومی فرصت صحبت کردن داشتن و برای مثال خود پرث در آرامش براش ماجرا رو تعریف می‌کرد احتمالا سانتا هم درک می‌کرد که چرا چنین تصمیماتی گرفته

https://t.me/boylovetales/23155 کاملا موافقم با حرفت ، من فقط یک چیز کلی گفتم. قطعا که نگار برنامه‌های خوبی چیده برامون

سانتا که میفهمه پرث برای چی بهش نزدیک شده اما شرایط مهمه شاید توی بدترین حالت سانتا بفهمه یا زمانی بفهمه که اعتماد صددرصدی به پرث داره یا برادر پرث حتی به سانتا بگه و سانتا فکر کنه تمام احساساتش دروغ بودن و فکر کنه که هیچ کدوم از احساساتش واقعی نبودن و به بازی گرفته شدن و به احتمال زیاد هم با پرث دعواش بشه اونم شدید یا شاید واقعا نا امید بشه و به کل تغییر کنه تغییری که پرث ازش واحمه داره و دیگه سانتا رو نشناسه

:((((( دقیقا انون واقعا سخت بود چون نوشتن برای من مثل نفس کشیدنه و این ۵ هفته نفسم قطع بود خوشحالم که حداقل ارزشش رو داشته😭😭😭

https://t.me/boylovetales/23099 راستش حس میکنم با تکرار اینکه با حرف هات راجب پرث و نانون موافقم قرار نیست کمکی کنم ولی نمیدونم شاید چون کمی(خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کم) تجربه‌ی خلق کردن چیزی غیر از نوشته و یک داستان رو البته داشتم فکر کنم دوست داشتم بهت بگم راجبش به خودت حق بدی حداقل برای من هنر چیزیه که از احساس سر چشمه میگیره و تنها چیزی که هیچ منطق و برنامه و نظمی نمی‌شناسه شاید احساسات انسان هستش برای همین فکر میکنم تا حد زیادی خارج از کنترلت بود و خیلی هم آزاردهنده برای خودت؟ یعنی خب من هرهفته منتظر جمعه میمونم و قطعا خوندن سینرز خوشحالم میکنه ولی من ماه ها و سال ها شاید ازش فاصله گرفتم و فکر میکنم اگر احساس شبیه به همی داشته باشیم احساس پوچی و ناراحتی زیادی برات داشته چون بخشی از هویت ماست کاری که میکنیم میخوام بدونی حداقل برای من خیلی لذت بخش و دردناک بود خوندن این چپتر و حداقل از نظر من ارزش اون همه پاک کردن و از اول شروع کردن رو داشت پس کلی خسته نباشیییی و ببخشید اندازه‌ی قدم حرف زدم

آره😂😂😂 طوفان در راه است

=))))

معلومه که نه اگه خودش بهش می‌گفت که سانتا نهایتا می‌گفتم آخ الهی من قربونت بشم اشکال نداره حالا جوب جوب

=))) چرا

آره جدی

https://t.me/boylovetales/23147 اولا الهه‌ی ماه لعنتم کنه که دستم خورد رو اسپویلر... ولی خوبه که چیزی نبود که بهش نرسیده‌باشم هنوز :) و در جوابت آنون... پیش‌بینی جالب و خوبیه، ولی راستش حس می‌کنم چنین پیچشی برای قلم و داستان نگار ساده‌ست..؟ منظورم اینه که فکر می‌کنم نویسنده چیزی بیشتر از صرفا فهمیدن سانتا برامون در نظر گرفته و آسمون‌ها به دادمون برسن :)