میخواهم زنده بمانم
Open in Telegram
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
551
Subscribers
+224 hours
+117 days
+8630 days
Posts Archive
Repost from N/a
زمان میگذره و بالاخره متوجه میشیم، خیلی از مسائل در واقع اونقدری که توی ذهنمون بزرگشون کرده بودیم، اهمیتی نداشتن. یعنی صرفا توی زندگی تجربشون کردیم که یاد بگیریم گاهی باید بذاریم یه سری چیزها، بدون درگیر شدن، مرحله خودشون رو طی بکنن و تموم بشن
اما من درگیر شدم و این مسائل هم تمام زورشون رو زدن، تا منو از پا در بیارن. همهش هم تقصیر خودم بود، حالا میفهمم که چه عادتی رو از اول درون خودم رشد دادم، "زیادی اهمیت دادن"
با این وجود، از سرزنش کردن خودم بابت چیزهایی که توی گذشته احساس کردم، پشیمون و خستهام.
اول باد اومد، ابر اومد و بعد بارون و همزمان این موزیک پلی شد.
بودنت هنوز مثل بارونه...
هوا عطرِ بودنت را به خود گرفته عزیزم.
افسوس که خودت نیستی...
[دستنویسهای من، پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۴]
چطور کسی میتواند ناگهان وسط خیابان بایستد و از خود بپرسد:
این آیا سرنوشت من است؟
جورجو آگامبن
Repost from رها میانِ زمان
رنج کشیدن، بهانهای برای رنجاندن نیست. برعکس، وقتی خودت طعمِ زخم رو چشیدی، باید بیشتر از هر کسی بدونی یک زخم چطور میتونه آدمی رو از درون بشکنه. شاید درست بودن همین باشه؛ اینکه چیزی که روزی تو رو شکست، از دستهای تو به دیگری نرسه.
