en
Feedback
Anliliy اساطیر ایـران و

Anliliy اساطیر ایـران و

Open in Telegram

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 دانشجوی هوافـضا ‌ «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 108
Subscribers
+424 hours
+577 days
+17030 days
Posts Archive
هورااا خانوم زیبا میخواد ویدیو بزاااره✨🤍

گاهشمار کهن: ۱۸ امرداد، جشن می‌خوارگی
توی تقویم زرتشتی و گاهشماری کهن ایران‌زمین، روزهای ماه هرکدوم نامی دارن و روز هجدهم هر ماه «رشن» نامیده میشه؛رشن در اوستا به معنای دادگری، راستی و فرشتهٔ سنجش اعماله. روز ۱۸ امرداد که میشه «رشن‌روز از امردادماه»، نیاکان ما جشنی باستانی و فراموش‌شده به نام «می‌خواره» یا به گویش سغدی «اشناخندا» رو برپا می‌کردن✨
ریشهٔ تاریخی و متون کهن
اصلی‌ترین منبع مکتوبی که نام این جشن رو برای ما نگه داشته، کتاب «آثارالباقیه» نوشته‌ی ابوریحان بیرونیه. بیرونی در فصل مربوط به گاهشماری سغدیان و خوارزمیان می‌نویسه که در روز هجدهم امردادماه، جشنی بزرگ برپا میشد که سغدی‌ها به اون اشناخندا یا می‌خواره می‌گفتن. این جشن در سغد باستان، خراسان، و ماوراءالنهر با شکوه زیادی جشن گرفته میشده. اواسط امردادماه زمان رسیده شدن انگورها، پربار شدن تاکستان‌ها و برداشت افشره‌های تابستانی بود. نیاکان ما شراب و افشرهٔ انگور رو «عصیر ناب»، نمادی از عصارهٔ حیات، شفا، دورکنندهٔ بیماری‌ها و رمز جاودانگی روان می‌دونستن. نگاه شاهنامه و متون تاریخی به آیین می در فرهنگ ایرانی، «می» با خرد، صفا و سنجیدگی همراه بوده. فردوسی در شاهنامه بارها نشون میده که مجلس می، مجلس پاکی دل و تجدید دوستیه و نه از خود بی‌خبری. برای مثال میگه:
چو آگاه شد شاهِ گیتی ز می بفرمود تا جام آرند و کی بپیمود می تا دلش شاد گشت ز رنج و ز اندیشه آزاد گشت چنین گفت کین جامِ بی‌کینه است شفای دل و روشنیِ سینه است
نظامی گنجوی هم در شرف‌نامه، می رو رمزی برای زدودن تیرگی و رسیدن به روشنایی درون میدونه:
بیا ساقی آن می که جان‌پروَر است به اکسیرِ شادی و دولت در است به من ده که در دینِ آزادگان نشاط است آیینِ دل‌دادگان
‌بیان این سروده ها برای درک فرهنگ رایج بین ایرانیان بود تا در نظر بگیریم جشن می‌خوارگی برای بی‌بند‌و‌باری نبوده و فلسفه و نگاه ایرانی به باده و شراب، با جلوه‌ی مثبت در ادبیات هم حضور داشته.
گاهشمار کهن: آیین‌های جشن می‌خواره
نیایش در تاکستان‌ها و برداشت نخستین انگور: باغ‌داران و مردم اواسط امرداد به تاکستان‌ها می‌رفتن و نخستین خوشه‌های انگور رسیده‌شده رو با خوندن سرودهای شکرگزاری میچیدن. تهیهٔ افشره‌های مقدس و نوشیدنی‌های شفابخش: گرفتن عصارهٔ انگور و ترکیبش با گیاهان دارویی و معطر مثل هوم و اسپند، برای پاک‌سازی بدن و روان از کاستی و بیماری انجام میشد. پهن کردن سفرهٔ «مَـیـزِد» در باغ‌ها: سفره‌های بزرگ آیینی در سایه‌سار درخت‌ها و پردیس‌ها برپا‌ میکردن و میوه‌های نوبرانه، لورک (آجیل هفت‌مغز) و نون‌های سنتی در اون میذاشتن. جامِ دوستی و پیمانِ صفا: بزرگان و جوانان جامی به سلامتی همدیگه و یاد درگذشتگان برمی‌داشتن و کینه‌های کهنه رو بین خودشون حل می‌کردن. آیین خوان‌بخش و دهش: بخشی از نوشیدنی‌ها، میوه‌ها و غذاهای متبرک‌شده بین همسایه‌ها و نیازمندان تقسیم میشد تا برکت و شادی در شهر جاودانه بمونه. دست‌افشانی و سرودخوانی: نواختن سازهای بادی و کوبه‌ای در فضای باز و خوندن ترانه‌های ملی در ستایش امشاسپند امرداد و جاودانگی طبیعت هم خیلی رایج بوده.
‌ ‌ جشن می‌خواره و آیین‌های شادمانی به همه فرخنده و نیک باد🍷🤍

و بازم میگم، ممکنه؛ چون هنوز خیلی اختلاف هست سرش و مدام مقاله‌های مختلف بیرون میاد.(فردا نگین تو گفتی حتما این دروغ بوده).

بچه ها این قضیه که جنگ اسکندر به ایران ممکنه یه دروغ بزرگ باشه، واقعا از موضوعاتیه که جهانی دربارش بحث میکنن. سرچ بزنید، بخونید درباره‌اش. تا دلتون بخواد هم منبع و کتاب و مقاله براش هست

https://t.me/Anliliiy/777 آقا شما دیگه خیلییییی افراطی به وطن پرستی و این اصلن خوب نیستش

خلاصه اگه بایگانی‌های متنی بزرگ کتابخونه‌ی هخامنشیان به دست اسکندر از بین نمیرفت، الان سندهای معتبرتری داشتیم (هرچند این داستان اسکندر هم ممکنه دروغ و شایعه‌ باشه🤦🏻‍♀)

گزنفون هم باز از اونور بوم افتاده:) البته خوبه ها، نسبت به هارولد لمب جای شکر داره بسیار هم فرهنگ ایرانی براش جالب و ستایشش کرده، اما هنوز روایت تاریخی محض نداره. چرا؟ چون اومده برای ترویج اخلاق مداری از الگوی کوروش استفاده کرده و این وسط باز(با حرص بخونید) حاشیه هایی رو وارد روایتش کرده که براشون سند تاریخی نداریم. البته گزنفون تجربه‌ی زیستن در ایران رو داشته و از این بابت روایتش حتی اگه یه جاهایی سند نداشته باشه(که شاید تا امروز کشف نشده) باز ارزشمند تر از هرودوته

درود عزیزم ، گزنفون چطور؟

البته ما انتظار نداریم باستان شناس یا مورخ اکادمیک رمان تاریخی بنویسه؛ بحث اینه که حتی نویسنده‌ی یه رمان ساده هم، کلی درباره‌ی سوژه تحقیق میکنه تا اثرش حرفه ای دربیاد. وقتی بار مسئولیت نقل تاریخ رو شونه‌ی نویسنده میوفته سخت گیریش در پژوهش روی سوژه‌ هم باید دو برابر بشه

اصلا...برای خوندن خوبه، برای اتکا کردن نه. روایتش خیلی جذابه اما همش شایعه، شایعه، شایعه... هیچکدوم از روایاتش سند قطعی تاریخی نداره متاسفانه، بسیار هم جبهه گرفته. ایشون اصلا مورخ دانشگاهی یا اکادمیک هم نیست، یه رمان نویس تاریخیه؛ ولی یه دوره ای اثارش تو ایران خیلی پرفروش شد و تبدیل شد به مرجع...خوشحالم که از اون دوره گذشتیم

https://t.me/Anliliiy/770 پس کتابی که راجب کوروش هم نوشته قابل اتکا نیست اطلاعاتش؟

اصلا...برای خوندن خوبه، برای اتکا کردن نه. روایتش خیلی جذابه اما همش شایعه، شایعه، شایعه... هیچکدوم از روایاتش سند قطعی تاریخی نداره متاسفانه، بسیار هم جبهه گرفته. ایشون اصلا مورخ دانشگاهی یا اکادمیک هم نیست، یه رمان نویس تاریخیه؛ ولی یه دوره ای اثارش تو ایران خیلی پرفروش شد و تبدیل شد به مرجع...خوشحالم که از اون دوره گذشتیم

مثلا یه کتاب نوشته ایشون به نام «چنگیز خان: فرمانروای همه انسان‌ها» و نه تنها میگه چنگیز نابغه و انسان نادر روزگاره، تمام کثافت کاری ها و ویرانگری‌هاشو تطهیر میکنه! و میگه کشتار های وحشیانه‌ی ایرانیان در خوارزم، تاکتیک جنگی این نابغه بوده

دقیقا، هارولد لمب اگه الان بود، به جونده‌های زیرزمینی ایران میگفت نابغه!

واقعا ایرانی باید کمپین نه یه هرودوت راه بندازه

مشکل بیشتر این کتاب‌ها اینه که داستانشون از خط گفتار مورخان یونانی میان...اگه بشه گفت مورخ البته! نه اینکه تمام داده‌ها اشتباه باشن، ولی اکثرا لعابی که به داستان ها دادن افسانه بوده. و ما باز اومدیم براساس توضیحات این افسانه‌سرایان کتابی برای توصیف یه شخصیت تاریخی نوشتیم. قلم نویسنده‌اش بی‌نظیره، خود افسانه نوشتن هم مشکل نداره...درد اینجاست که ما این افسانه رو واقعیت تاریخی بدونیم، به عنوان حقایق نقل کنیم، و بدیم دست آیندگان...

انواع ازدواج در ایران باستان | #پاره‌نگار
1. ازدواج پاتخشاییه یا پادشازن ازدواجی بوده که دختر، با رضایت پدر و مادر یا قیم به عنوان دوشیزه به خونه‌ی شوهرش میرفته؛ این دختر از تمام امتیازات برخوردار بود و شوهر چنین زنی حق نداشت بدون رضایت اون زن دیگه ای بگیره. 2. ازدواج چکر زن وقتی زن بیوه‌ای بعد از مرگ شوهرش با مرد دیگه ای ازدواج میکرد بهش چاکر یا چکرزن میگفتن؛ معمولا اگه پادشازن نازا می‌بود، به شوهرش میگفت زن دوم یا چکرزن بگیره. 3. ازدواج اوگ‌زن اگه دختری تنها فرزند پدر و مادرش می‌بود، وقتی ازدواج میکرد اونو اوگ‌زن یا یگانه‌زن می‌نامیدن. و اولین پسر چنین زنی به پدر و مادرش تعلق میگرفت(از نظر اسم و رسم و ارث...) تا به قولی نسلشون ادامه‌دار باشه و فامیلشون خاموش نشه. 4. ازدواج خودسر‌زن اگه دختری بدون اجازه پدر و مادر یا قیم با مردی ازدواج میکرد، امتیازاتشو از دست می‌داد و از پدر و مادرش ارث نمی‌برد، مگر اینکه بعد ازدواج رضایت خانواده‌اش رو جلب میکرد. به چنین زنی میگفتن خودسرزن 5. ازدواج سترزن یا ستورزن اگه مردی زن نگرفته بود یا بدون فرزند می‌مرد، خانواده‌اش به دختری که می‌خواست ازدواج کنه جهاز میدادن و شرط میکردن این دختر و شوهر‌آینده اش دست‌کم نیمی از فرزندان، یا حداقل یه پسر رو از نظر حقوقی و نام و نسب به مرد متوفی بدن تا جانشینش محسوب بشه 6. ازدواج خی‌توگ‌داس در زبان اوستایی خئیتووداثا و در پهلوی خی‌توگ‌داس و در فارسی ختوت؛ به طور کلی این واژه معنای ازدواج خودی، یا ازدواج میان خویشاوندان نزدیک میده. که هدفش حفظ نژاد و نسب و ثروت بین خانواده بوده. البته باز جای بحثه و یسریا میگن این ازدواج با محارمه، و بعضیاهم میگن ازدواج‌های فامیلی مثل دخترعمو،پسرعمو و....هستش. که خودش بحث بسیار مفصلیه و اینجا، جا نمیشه 🥲

انواع ازدواج در ایران باستان | #پاره‌نگار
1. ازدواج پاتخشاییه یا پادشازن ازدواجی بوده که دختر، با رضایت پدر و مادر یا قیم به عنوان دوشیزه به خونه‌ی شوهرش میرفته؛ این دختر از تمام امتیازات برخوردار بود و شوهر چنین زنی حق نداشت بدون رضایت اون زن دیگه ای بگیره. 2. ازدواج چکر زن وقتی زن بیوه‌ای بعد از مرگ شوهرش با مرد دیگه ای ازدواج میکرد بهش چاکر یا چکرزن میگفتن؛ معمولا اگه پادشازن نازا می‌بود، به شوهرش میگفت زن دوم یا چکرزن بگیره. 3. ازدواج اوگ‌زن اگه دختری تنها فرزند پدر و مادرش باشه، وقتی ازدواج میکرد اونو اوگ‌زن یا یگانه‌زن می‌نامیدن. و اولین پسر چنین زنی به پدر و مادرش تعلق میگرفت(از نظر اسم و رسم و فامیل و ارث...) تا به قولی نسلشون ادامه‌دار باشه و فامیلشون خاموش نشه. 4. ازدواج خودسر‌زن اگه دختری بدون اجازه پدر و مادر یا قیم با مردی ازدواج میکرد، امتیازاتشو از دست می‌داد و از پدر و مادرش ارث نمی‌برد، مگر اینکه بعد ازدواج رضایت خانواده‌اش رو جلب میکرد. به چنین زنی میگفتن خودسرزن 5. ازدواج سترزن یا ستورزن اگه مردی زن نگرفته بود یا بدون فرزند می‌مرد، خانواده‌اش به دختری که می‌خواست ازدواج کنه جهاز میدادن و شرط میکردن این دختر و شوهر‌آینده اش دست‌کم نیمی از فرزندان، یا حداقل یه پسر رو از نظر حقوقی و نام و نسب به مرد متوفی می‌دادن تا جانشینش محسوب بشه 6. ازدواج خی‌توگ‌داس در زبان اوستایی خئیتووداثا و در پهلوی خی‌توگ‌داس و در فارسی ختوت؛ به طور کلی این واژه معنای ازدواج خودی، یا ازدواج میان خویشاوندان نزدیک معنی میده. که هدفش حفظ نژاد و نسب و ثروت بین خانواده بوده. البته باز جای بحثه و یسریا میگن این ازدواج با محارمه، و بعضیاهم میگن ازدواج‌های فامیلی مثل دخترعمو،پسرعمو و....هستش. که خودش بحث بسیار مفصلیه و اینجا، جا نمیشه 🥲

sticker.webp0.07 KB