en
Feedback
Anliliy اساطیر ایـران و

Anliliy اساطیر ایـران و

Open in Telegram

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 دانشجوی هوافضا و دلداده‌ی ایران «سپیده‌دم خرافه نیست، ایمان داشته باش.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 055
Subscribers
-624 hours
+177 days
+12230 days
Posts Archive
منی که بخاطر همین سری جوین شدم تو چنلت 😌😌 لطفا ادامه بده پر قدرت دوست قشنگم😘

وای بالاخره یدونه نظر🫠 خیلییی سپاس‌گزارم مهربون که زمان گذاشتی و خوندی😭✨🤍

امم خب دوس داشتم یه خسته‌ نباشید بهت بگم من از همون اوایل که گفتی میخای از زنای ایرانی بنویسی خیلی خوشم اومد ولی فکر نمیکردم انقدر کامل و باحال باشه یه کلاس تاریخ کوتاه و جمع‌و‌جور بود.

y'all really said nothing? :)

Repost from 🥭Cucinella
📢اونر های نانازی، در حال پایه‌گیری برای تبادل‌ دوره ای هستیم، اگه چنلای نازتون‌ ویو روزانه حداقل 100-200 دارن، تگ چنلتون‌+آیدی خودتون برام ارسال کنید🍓 بعد از برسی محتوای چنلتون بهتون لینک میدم🌟

و با این پست، سری زن در آیینه‌ی ایران باستان به پایان رسید🪄 برای نوشتن پایان‌بندی چیزی جز جمله‌های کلیشه‌ای به ذهنم نمیومد. برای همین دوستم یه ایده بهم داد؛ بچه‌ها اگه این سری رو دنبال می‌کردین، یا تنها یکی دوتا پست ازش خوندین و براتون بامزه بود، دوست دارم پایان‌بندی رو شما بنویسین. تو یه بند هرچیزی که دوست‌دارید بگید تا یادگاری برامون بمونه. می‌تونه هرچیزی باشه، نکته‌هایی که براتون جالب بود، شخصیت‌ها، نتیجه‌ای که گرفتین و یا هر صحبت دیگه‌ای.
من پیاماتونو تو یه پست ثبت می‌کنم و فردا به عنوان بخش آخر، برای بستن این دفتر، اینجا می‌ذارم.
می‌تونین اینجا بفرستین یا دایرکت چنل 🎀 @Anliliybot

My home, my history, my roots. 🪷🪎
+1
My home, my history, my roots. 🪷🪎

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل‌و‌نه: زنان در سنگ؛ نقش‌برجسته‌ها
شاید هیچ بخشی از این فصل به‌اندازه‌ی نقش‌برجسته‌های صخره‌ای، پر از بحث و اختلاف‌نظر علمی نباشه. حتی مشخص کردن اینکه یه پیکره‌ی زنانه روی سنگ، اصلاً «زن» هست یا «ایزدبانو»، خودش موضوع دهه‌ها جدل بین باستان‌شناساست.
جایی که شاپوردختک، به آناهیتا تبدیل شد 🗿
نقش‌برجسته‌ی معروف تاجگذاری نرسه (یکی دیگه از شاهان همین دوره) در نقش رستم، یه پیکره‌ی زنانه رو نشون می‌ده که حلقه‌ی سلطنتی رو به شاه تقدیم می‌کنه. برای مدت‌ها، پژوهشگران این زن رو شاپوردختک می‌دونستن. اما پژوهش‌های جدیدتر این هویت رو رد کردن؛ و حالا اکثر باستان‌شناسان معتقدن این پیکره، ایزدبانو آناهیتا رو نشون می‌ده، نه یه ملکه‌ی واقعی.
طاق بستان؛ جایی که یه شاه و یه ایزدبانو با هم مراسم می‌گیرن ⛰️
تو غار بزرگ طاق بستان (کرمانشاه)، یه نقش‌برجسته‌ی دیگه هست که تصویر یه زن با تاج، در کنار خسرو پرویز و اهورامزدا رو نشون می‌ده. این یکی هم معمولاً به آناهیتا نسبت داده می‌شه؛ جالبه که تاجش با نقش‌های گیاهی تزئین شده، شبیه به تاج شاهانی مثل نرسه. طبق پژوهش تازه‌تری، حتی این صحنه ممکنه به‌جای مراسم تاجگذاری توسط خودِ خدایان، در واقع نشون‌دهنده‌ی مراسمی باشه که موبدانِ نماینده‌ی این ایزد اجرا می‌کردن؛ یعنی یه لایه‌ی دیگه از ابهام روی ابهام قبلی.
صحنه‌ای که واقعاً یه زن انسانیه 🦁
اما همه‌ی این نقش‌برجسته‌ها ایزدبانو نیستن. در سرمشهد، یه نقش‌برجسته هست که بهرام دوم رو نشون می‌ده در حال محافظت از یه زن، درست لحظه‌ای که یه شیر بهش حمله می‌کنه. برخلاف نقش رستم و طاق بستان، این صحنه به‌احتمال زیاد یه رویداد واقعی رو با یه زن انسانی، نه ایزدبانو، به تصویر می‌کشه؛ هرچند هویت دقیق این زن در منابع روشن نیست.
بوسه‌ی گل در برم دلک 🌸
یه نقش‌برجسته‌ی کوچیک‌تر و کمتر شناخته‌شده در برم دلک هم هست؛ جایی که یه شاه ساسانی داره یه شاخه‌گل به ملکه‌ش تعارف می‌کنه. این صحنه، برخلاف صحنه‌های رسمی تاجگذاری، یه لحظه‌ی نسبتاً خصوصی و انسانی رو بین شاه و همسرش نشون می‌ده.
نقش‌برجسته‌های ساسانی، برخلاف کتیبه‌های شاپور یکم که اسم و لقب رسمی زنان رو مستقیم ثبت می‌کنن، اکثراً بدون توضیح هستن؛ یعنی شناسایی هر پیکره، وابسته به مقایسه‌ی سبک تاج، لباس، و مقایسه با سکه‌هاست. همین باعث می‌شه حتی امروز، بعد از یه قرن پژوهش باستان‌شناسی، هنوز بحث بر سر هویت خیلی از این پیکره‌های زنانه ادامه داشته باشه. ـ منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Sasanian Rock Reliefs»

Some things make you fall in love with where you come from all over again. ☕️🌳
+2
Some things make you fall in love with where you come from all over again. ☕️🌳

یه زمانی با ضحاکیان می‌جنگیدم تا زندگی کنم حالا زندگی می‌کنم تا با ضحاکیان بجنگم.

sticker.webp0.36 KB

sticker.webp0.14 KB

Repost from 🥭Cucinella
رسپی چیزکیک باقلوا

این پستو خوندین؟ فکر می‌کردم جنبش مزدکی براتون خیلی پرسش ایجاد کنه

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل‌و‌هشت: آناهیتا در دوره‌ی ساسانی
این ایزدبانو رو قبلاً هم تو فصل هخامنشیان و اشکانیان دیدیم؛ حالا وقتشه ببینیم چه اتفاقی براش افتاد وقتی خودِ خاندان ساسانی، از ابتدا، بهش وابسته بود.
خاندانی که از یه آتشکده شروع شد 🔥
نکته‌ی جالب اینه که ریشه‌ی خودِ نام «ساسانی» به یه آتشکده‌ی اختصاصی آناهیتا برمی‌گرده. طبق روایت‌های تاریخی، ساسان، جد این خاندان، متولی موروثی معبد آناهیتا در شهر استخر (نزدیک تخت‌جمشید) بود؛ همون معبدی که به‌احتمال زیاد در دوره‌ی اردشیر دوم هخامنشی بنا شده بود و بعدها در حمله‌ی اسکندر آسیب دید. یعنی پیش از اینکه اردشیر یکم امپراتوری‌ای بسازه، خانواده‌ش از نسل‌ها قبل، مستقیماً خدمتگزار همین ایزدبانو بودن.
آتشکده‌هایی که شاهان ساسانی بازسازی کردن 🏛
شاپور یکم، همون شاهی که تو بخش‌های قبل بارها بهش اشاره کردیم، معبد آناهیتا در بیشاپور رو بنا کرد؛ بنایی که بعضی باستان‌شناسان مثل سرافراز، حدس می‌زنن در واقع یه «معبد آب» بوده، با یه سیستم زهکشی خاص برای گردش آب در داخل بنا؛ چیزی که کاملاً با نقش آناهیتا به‌عنوان ایزدبانوی آب همخونی داره.
معبدی که معلوم شد اصلاً معبد نبود 🤔
اما اینجا باید صادقانه یه تجدیدنظر مهم رو مطرح کنیم. معبد معروف کنگاور، که سال‌ها به‌عنوان بزرگ‌ترین و مشهورترین «معبد آناهیتا» ایران شناخته می‌شد، طبق پژوهش‌های باستان‌شناسی جدیدتر (از جمله کارهای م. آذرنوش)، دیگه به‌عنوان یه معبد در نظر گرفته نمی‌شه. شواهد معماری و کتیبه‌ای تازه نشون می‌ده این بنا، به‌احتمال زیاد یه کاخ متعلق به دوره‌ی خسرو پرویزه، نه یه پرستشگاه؛ انتسابش به آناهیتا اصلاً از یه اشاره‌ی نویسنده‌ی یونانی به یه «معبد آرتمیس» تو همین منطقه اومده بود، که بعدها به‌اشتباه با آناهیتا یکی در نظر گرفته شد. این دقیقاً یه نمونه‌ی خوبه از این‌که چطور باورهای رایج، حتی درباره‌ی خودِ بناهای باستانی، می‌تونن با پژوهش‌های تازه‌تر عوض بشن.
اسمی که ایزدبانو و شاهدخت رو به هم گره زد 👰🏻‍♀
یادتونه تو بخش ۳۹ همین فصل، از «آذرآناهید»، دختر شاپور یکم با لقب «ملکه‌ملکه‌ها»، گفتیم؟ اسم اون شاهدخت، دقیقاً از ترکیب «آذر» آتش و «آناهید» ساخته شده بود؛ همون دو کلمه‌ای که تو نام رسمی آتشکده‌های آناهیتا هم می‌بینیم. این نام هم‌ تصادفی نیست؛ نشون می‌ده خاندان ساسانی حتی تو اسم‌گذاری دخترهاشون، عمداً می‌خواستن این پیوند دینی-خانوادگی با آناهیتا رو حفظ و تکرار کنن.
جشنی که هنوز هم برگزار می‌شه 📅
پرستش آناهیتا اونقدر عمیق تو تقویم ایرانی ریشه دووند که تا امروز هم باقی مونده؛ روز دهم آبان در تقویم ایرانی، با نام «آبانگان»، به بزرگداشت آناهیتا اختصاص داره؛ جشنی که ریشه‌ش به همین دوره‌های باستانی برمی‌گرده.
پرستش آناهیتا در دوره‌ی ساسانی، مستقیماً با هویت و مشروعیت خودِ خاندان سلطنتی گره خورده بود؛ از آتشکده‌ی موروثی خانوادگی گرفته تا اسم‌گذاری شاهدخت‌ها. اما همون‌طور که ماجرای کنگاور نشون داد، حتی درباره‌ی بناهایی که قرن‌ها به این ایزدبانو نسبت داده می‌شدن، باید همیشه جای تجدیدنظر علمی رو باز نگه داشت. منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Anahid»

sticker.webp0.46 KB

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل‌و‌هشت: آناهیتا در دوره‌ی ساسانی
این ایزدبانو رو قبلاً هم تو فصل هخامنشیان و اشکانیان دیدیم؛ حالا وقتشه ببینیم چه اتفاقی براش افتاد وقتی خودِ خاندان ساسانی، از ابتدا، بهش وابسته بود.
خاندانی که از یه آتشکده شروع شد 🔥
نکته‌ی جالب اینه که ریشه‌ی خودِ نام «ساسانی» به یه آتشکده‌ی اختصاصی آناهیتا برمی‌گرده. طبق روایت‌های تاریخی، ساسان، جد این خاندان، متولی موروثی معبد آناهیتا در شهر استخر (نزدیک تخت‌جمشید) بود؛ همون معبدی که به‌احتمال زیاد در دوره‌ی اردشیر دوم هخامنشی بنا شده بود و بعدها در حمله‌ی اسکندر آسیب دید. یعنی پیش از اینکه اردشیر یکم امپراتوری‌ای بسازه، خانواده‌ش از نسل‌ها قبل، مستقیماً خدمتگزار همین ایزدبانو بودن.
آتشکده‌هایی که شاهان ساسانی بازسازی کردن 🏛
شاپور یکم، همون شاهی که تو بخش‌های قبل بارها بهش اشاره کردیم، معبد آناهیتا در بیشاپور رو بنا کرد؛ بنایی که بعضی باستان‌شناسان مثل سرافراز، حدس می‌زنن در واقع یه «معبد آب» بوده، با یه سیستم زهکشی خاص برای گردش آب در داخل بنا؛ چیزی که کاملاً با نقش آناهیتا به‌عنوان ایزدبانوی آب همخونی داره.
معبدی که معلوم شد اصلاً معبد نبود 🤔
اما اینجا باید صادقانه یه تجدیدنظر مهم رو مطرح کنیم. معبد معروف کنگاور، که سال‌ها به‌عنوان بزرگ‌ترین و مشهورترین «معبد آناهیتا» ایران شناخته می‌شد، طبق پژوهش‌های باستان‌شناسی جدیدتر (از جمله کارهای م. آذرنوش)، دیگه به‌عنوان یه معبد در نظر گرفته نمی‌شه. شواهد معماری و کتیبه‌ای تازه نشون می‌ده این بنا، به‌احتمال زیاد یه کاخ متعلق به دوره‌ی خسرو پرویزه، نه یه پرستشگاه؛ انتسابش به آناهیتا اصلاً از یه اشاره‌ی نویسنده‌ی یونانی به یه «معبد آرتمیس» تو همین منطقه اومده بود، که بعدها به‌اشتباه با آناهیتا یکی در نظر گرفته شد. این دقیقاً یه نمونه‌ی خوبه از این‌که چطور باورهای رایج، حتی درباره‌ی خودِ بناهای باستانی، می‌تونن با پژوهش‌های تازه‌تر عوض بشن.
اسمی که ایزدبانو و شاهدخت رو به هم گره زد 👰🏻‍♀
یادتونه تو بخش ۳۹ همین فصل، از «آذرآناهید»، دختر شاپور یکم با لقب «ملکه‌ملکه‌ها»، گفتیم؟ اسم اون شاهدخت، دقیقاً از ترکیب «آذر» آتش و «آناهید» ساخته شده بود؛ همون دو کلمه‌ای که تو نام رسمی آتشکده‌های آناهیتا هم می‌بینیم. این نام هم‌ تصادفی نیست؛ نشون می‌ده خاندان ساسانی حتی تو اسم‌گذاری دخترهاشون، عمداً می‌خواستن این پیوند دینی-خانوادگی با آناهیتا رو حفظ و تکرار کنن.
جشنی که هنوز هم برگزار می‌شه 📅
پرستش آناهیتا اونقدر عمیق تو تقویم ایرانی ریشه دووند که تا امروز هم باقی مونده؛ روز دهم آبان در تقویم ایرانی، با نام «آبانگان»، به بزرگداشت آناهیتا اختصاص داره؛ جشنی که ریشه‌ش به همین دوره‌های باستانی برمی‌گرده.
پرستش آناهیتا در دوره‌ی ساسانی، مستقیماً با هویت و مشروعیت خودِ خاندان سلطنتی گره خورده بود؛ از آتشکده‌ی موروثی خانوادگی گرفته تا اسم‌گذاری شاهدخت‌ها. اما همون‌طور که ماجرای کنگاور نشون داد، حتی درباره‌ی بناهایی که قرن‌ها به این ایزدبانو نسبت داده می‌شدن، باید همیشه جای تجدیدنظر علمی رو باز نگه داشت. منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Anahid»