_ترانهیِ بارون زده
Open in Telegram
پناهگاهی برای دلهای خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
809
Subscribers
-224 hours
-237 days
-15630 days
Posts Archive
و در پایان نوشت:زندگی کردن برای آدم هایی که زیادی به همه چیز اهمیت میدهند سخت تر است..
ایستاده ایم وکسی نمیداند این بنای به ظاهر محکم؛
چقدردر آستانه فرو ریختن است....!
از دست زندگی خسته شدهام؛ هرقدر به مسخرگی میگذرانم، میبینم نمیشود که نمیشود.
فروغ
درون هر انسانی کتابی نانوشته وجود دارد پر از حرف هایی که نگفت وانتخاب هایی که نکرد....
"الهی أنْتَ کَهفی
حِینَ تُعیینی الْمذاهِبُ فِی سَعَتِها..."
تو پناهگاهِ منی، زمانی که راهها
با همه وسعتشان درماندهام کنند...🤍
Repost from ℂ𝕠𝕝𝕕 𝕙𝕖𝕒𝕣𝕥🤍💟
بعضی وقتا خسته نمیشی… فقط خالی میشی،
نه اشکی میمونه، نه حرفی، نه حتی دلی برای ادامه دادن.
فقط یه سکوتِ سنگین، که هیچکس نمیفهمه پشتش چی بود...
لبخند میزنی تا کسی نفهمه،
ولی درونت جنگه، یه جنگ بیصدا با خودت، با خاطراتت، با همهی چیزایی که نتونستی درستشون کنی...
و تهش فقط یه جمله تو ذهنت میمونه:
«کاش هیچوقت انقدر قوی نمیشدم که درد رو ساکت تحمل کنم.»
