en
Feedback
_ترانه‌یِ بارون‌ زده

_ترانه‌یِ بارون‌ زده

Open in Telegram

پناهگاهی برای دل‌های خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
816
Subscribers
-424 hours
-367 days
-16130 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
Sep '26
September '260
in 0 channels
August '26
+268
in 3 channels
Get PRO
July '26
+938
in 1 channels
Get PRO
June '260
in 1 channels
Get PRO
May '26
+127
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
28 September0
27 September0
26 September0
25 September0
24 September0
23 September0
22 September0
21 September0
20 September0
19 September0
18 September0
17 September0
16 September0
15 September0
14 September0
13 September0
12 September0
11 September0
10 September0
09 September0
08 September0
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September0
Channel Posts
‏گاهی آنقدر تحمل کردن دشوار می‌شود . . که حاضری هرآنچه در آرزویش بودی و با زحمت فراوان به دست آوردی را رها کنی و بروی "

2
در میانِ هیاهویِ زمین ، آسمان هنوز با وقارترین منظره دنیاست :)!
8
3
- من بدون دلیل هر چند دقیقه یکبار:
- من بدون دلیل هر چند دقیقه یکبار:
8
4
من حتى وقتى ميخوام باهاتون مثل خودتون رفتار کنم عذاب وجدان ميگیرم شما چجوری ميتونيد انقد بد باشيد.
8
5
و این دنیا همیشه،مدیون کسانی خواهد بود که در خلوت خودشان عاجزانه گریسته‌اند ، ولی سعی کرده اند که قوی بمانند :)!
8
6
مثل قایقی شکسته بر موج زمان ، شناورم نه مقصدی دارم و نه لنگر گاهی ؛ فقط می روم تا خسته شوم :)
9
7
فاقد کپشن :)"
فاقد کپشن :)"
9
8
من از این دنیا رنجیده و خسته‌ام؛ آن‌قدر که تمام احساساتم را به خاک سپردم. دیگر به فکر از بین بردن غم‌هایم نیستم؛ حالا بیشتر به دنبال پیدا کردن شادی کوچکی هستم در کنار همین غم‌هایم. از من لبخند می‌بینی، اما عمق جانم پریشان است :)!
9
9
تو منو ناراحت می‌کنی و فکر می‌کنی چیزی نشده. من استرس می‌گیرم، اسید معدم می‌زنه بالا، حالم بد میشه، نمی‌تونم غذا بخورم و سه روز با عزراییل کشتی می‌گیرم.
1
10
گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر نمی‌خواهد کسی را تغییر دهد، نمی‌خواهد بفهماند، توضیح دهد، ثابت کند. فقط می‌خواهد در آرامشی غریب، خودش را به خودش برگرداند. -عباس معروفی.
42
11
میگذرد اما از ما رد میشود تابگذرد...
43
12
میگذره...
46
13
00:00
49
14
و فهمیدم سخت‌ترین روزهای زندگی،روزهایی نیستند که در آن‌ها گریه می‌کنی،روزهایی‌اند که دیگر حتی توانِ گریه‌کردن هم نداری،همه‌چیز در سکوت می‌گذرد و تو،میانِ انبوهی از فکرها و خستگی‌ها،فقط سعی می‌کنی روز را به پایان برسانی،و کسی نمی‌داند برای همین چند ساعتِ ساده،چه اندازه با خودت جنگیده‌ای و چند بار درونت فرو ریخته و دوباره خودت را جمع کرده‌ای.
49
15
روزهایی را می‌گذرانم که خیلی سخت و دردناک است ؛ و مثل آدمی که توی گور خوابیده تنها هستم، با یک مشت افکار تلخ و عذاب‌دهنده و یک مشت غصه که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند.
43
16
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن‌ میکنم؛ امید رفته پی روزهای رفته را هی قرض میکنم و قرض میکنم  قرض میکنم؛ امید را..
45
17
بهترین توصیف از من رو نیچه میکنه که میگه: "خود می‌جنگید و از خود شکست می‌خورد و بر جسد خود می‌گریست. جنگ‌های او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان بیرون برایش باقی نمی‌گذاشت." ‌|
49
18
حالِ همه‌یِ ما خوب است،اما تو باور مکن!
44
19
خد‌احافظ به تویی که زندگی‌ات تباه شد، بی آنکه مقصر باشی. - داستایفسکی
47
20
زیباترین چیز درباره زنان،این است که پس از تمام زخم‌ها،هنوز می‌توانند عاشق زندگی بمانند.
44