𝒊𝒎 𝒔𝒐𝒓𝒓𝒚
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
614
Subscribers
+424 hours
+1347 days
+35330 days
Posts Archive
608
Repost from N/a
خاطرات، مثل ذرات غبار در پرتوِ نورِ یک پنجرهی قدیمی هستند؛ زیبا اما فانی. به محض اینکه بخواهی لمسشان کنی، میان انگشتانت پخش میشوند و به هیچ تبدیل میشوند. ما با خاطراتمان زندگی نمیکنیم، ما فقط با سایههایی از آنها، در خانهای از سکوت، به زندگی ادامه میدهیم که هر روز کمی تاریکتر میشود.
608
Repost from N/a
از یه سنی به بعد ملاکت میشه شخصیت!
اینکه چجوری با بقیه برخورد میکنه! چجوری میپوشه! چجوری حتی غذا میخوره!
608
Repost from N/a
خستگیِ من، از راه رفتن نیست؛ از سنگینیِ آن چیزهایی است که در گلو گیر کردهاند و هرگز به زبان نیامدهاند. ما از شدتِ حرفهایی که نزدیم، فرسوده شدهایم، نه از کارهایی که انجام دادیم.
608
من معمولا برای آدما گریه نمیکنم برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم چون لایق اون رفتار
نبودم و این دردناکه...🙂
608
اون حسی که دلت میخواد آدمی سرد بی رحم و بی احساس بشی! چون مهربون بودن هیچ جا توی زندگیت به نفعت تموم نشده اما ته دلت خوب میدونی که این شخصیت واقعی تو نیست....
