𝒊𝒎 𝒔𝒐𝒓𝒓𝒚
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
614
مشترکین
+424 ساعت
+1347 روز
+35330 روز
آرشیو پست ها
615
Repost from N/a
خاطرات، مثل ذرات غبار در پرتوِ نورِ یک پنجرهی قدیمی هستند؛ زیبا اما فانی. به محض اینکه بخواهی لمسشان کنی، میان انگشتانت پخش میشوند و به هیچ تبدیل میشوند. ما با خاطراتمان زندگی نمیکنیم، ما فقط با سایههایی از آنها، در خانهای از سکوت، به زندگی ادامه میدهیم که هر روز کمی تاریکتر میشود.
615
Repost from N/a
از یه سنی به بعد ملاکت میشه شخصیت!
اینکه چجوری با بقیه برخورد میکنه! چجوری میپوشه! چجوری حتی غذا میخوره!
615
Repost from N/a
خستگیِ من، از راه رفتن نیست؛ از سنگینیِ آن چیزهایی است که در گلو گیر کردهاند و هرگز به زبان نیامدهاند. ما از شدتِ حرفهایی که نزدیم، فرسوده شدهایم، نه از کارهایی که انجام دادیم.
615
من معمولا برای آدما گریه نمیکنم برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم چون لایق اون رفتار
نبودم و این دردناکه...🙂
615
اون حسی که دلت میخواد آدمی سرد بی رحم و بی احساس بشی! چون مهربون بودن هیچ جا توی زندگیت به نفعت تموم نشده اما ته دلت خوب میدونی که این شخصیت واقعی تو نیست....
