کوچه ارغوان🪻
Open in Telegram
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
82
Subscribers
+224 hours
+97 days
+2030 days
Posts Archive
اسم گل آوردم و به یاد لیلیوم عزیزم که قرار بود جوانهزدنش را شاهد باشم، افتادم. با مشورت از چت جی بی تی و کمی تحقیق تخم این گل را درون کاغذ و جعبهیی گذاشته هر چند دقیقه بعد با آب تر میکردم. برای اینکه خشک نشود با خود آوردمش سفر. در راه و جاهایی که ممکن نبود سرجعبه را باز بگذارم تا هوای تازه بخورد این تخم درون کاغذ گندید. «ن» عزیز میگوید اگر به صاحب خانه سپرده بودمش وضعش بهتر بود. در آخر هم از آنجایی که از رشد و زنده بودن آن ناامید شدیم سپردمش به «ن» تا دور بیندازدش.
حالا که فکرش را میکنم عادت عجیبی به خواندن لوحهها، نوشتههای سردر دکانها و اسامی کوچهها دارم. در سفرهایی که با موتر رفتیم دریافتم که تهران چقدر کوچههایی با نامهای جالب توجه دارد:
اقاقیا، نوشین، رنجکش، ونک، گاندی، آرژانتین، رز..
همقطاریهای مان یک خانم و آقای نیشابوری اند. خوابیدهاند. من به یاد آوردهام که استاد سر صنف ترجمه با صدایی که معلوم بود به سختی خندهی خود را میخورد گفتند:
واژهسازان و مدافعین زبان فارسی ایران برای کلمه پیتزا کلمه « کِش لقمه» را اختراع کردهاند.
تمام صنف از خنده منفجر شده بود..😂
آخ زود است،
نرو، بمان زمان کوتاه است
بی ماه تو سقف آسمان کوتاه است
در عشق، شب و مرگ و سفر طولانیست؛
یا اینکه جهانِ عاشقان کوتاه است؟
#افشین_یداللهی
مقابل کافه میایستم و خوب تمرکز میکنم که اسامی را اشتباه نگویم. چرا نامهای قهوه اینقدر سخت و زبان گیر شده حالا؟ تا من فکرهایم را جمع کنم که کارامل لاته بود یا آیس ماکیاتو همکار شان اسامی را گفته حساب میکنند ولی پسرجوان با لبخند موزی هنوز به من خیره است و تاکید دارد یکبار هم خودم بگویم.. 😅
